تُعتبر الصورة الفنیة عنصراً هامّاً فی دراسة ونقد الأعمال الأدبیة؛ فقد أصبحت إلی ما تضمّ فیما بینها من الأخیلة، والعواطف، والظلال، والإیقاعات، معیاراً أساسیّاً فی تقییم العمل الأدبی الذی إنّما یتقوَّم بما ابتنت علیه الصورة الفنیة من تلک المقوِّمات الفنیة والأدبیة الأصیلة. هذا وقد احتوت رسائل الإمام علی (ع) علی ملامح أصیلة للصورة الفنیة، هی من أهمّ الآلیّات والمقوِّمات للصورة الفنیة فی النقد الأدبی الحدیث. یقوم هذا البحث بدراسة تحلیلیّة لأهمّ آلیّات الصورة الفنّیة فی ثلاث رسائل من نهج البلاغة، معتمداً فی ذلک علی المنهج الوصفی التحلیلی، للوقوف علی مکانة الصورة فی الرسالة العلویة وخصائصها الفنیة، ودور السیاق فی الکشف عن الصور المتنوعة الموظَّفة فی رسائل الإمام علی (ع). لقد قام الإمام علی (ع) من خلال الخیال برسم صور فنیة تفتح علی متلقّیها عوالم جدیدة من المعانی والدلالات التی تتّصف بالأصالة الناتجة عن اعتمادها علی الواقعیّات والحقائق الدینیة والاجتماعیة. وقد زاد من حیویة هذه الصور اصطباغها بمشاعر وأحاسیس نابعة من أسمی العواطف الإنسانیة الخالدة. وهذا إضافة إلی إخضاع الألفاظ والتراکیب التی تشعّ بمفردها مجموعة من الأخیلة والظلال التی تقوم برسم صور تعرض علی المخاطب مشهداً متکاملاً من الدلالات والمعانی. وقد تبیّن من خلال هذا البحث أنّ للسیاق دوراً ریادیّاً فی تبیین الجوانب المختلفة للصورة الفنیة فی الرسالة العلویة، والکشف عن مدی نَجاح هذا العنصر الأدبی فی رسائل الإمام علی (ع).
کتاب نزهة الناظر و تنبیه الخاطر از جمله آثار روایی کهن شیعی است. عالمان شیعه از دیرباز، در عین توجه به اثر، نسبت به مؤلف آن ابهام داشته اند. از نگاه بسیاری، شواهد حیات مؤلف تنها محدود به گزارش هایی بوده که در میانه مطالب اثر وجود داشته است. حتی نام او نیز در نسخه های مختلف، به اشکال متنوع تصحیف شده و بدین سان، امکان اعتماد به همان اندک داده ها درباره وی از این عالمان سلب گردیده است.
این عالمان طیّ چند سده برای شناخت مؤلف و تحلیل آثار منتسب به او تلاش کرده، و در گذر زمان، به موفقیت هایی نایل شده اند. ایشان بر پایه شواهد مندرج در متن اثر و خارج از آن، فرضیاتی چند را آزموده، و برای جستن شواهد جدید نیز کوشیده اند.
در این مقاله تلاش می شود تا تحول شناخت های مختلف از مؤلف نزهة الناظر و اسباب و علل این تحول کاویده شده و در نهایت با تحلیل اندک شواهد بازمانده، تصویر بهتری از حیات و اندیشه و جایگاه اجتماعی وی، و در عین حال، درکی دقیق تر از یک مجموعه روایی کهن شیعی و مؤلف آن حاصل گردد. بازشناسی این اثر و مؤلفش از این حیث مهم است که راهی فراروی شناخت بهتر جریان های فرهنگی و فکری جامعه شیعیان بغداد در سده پنجم هجری می گشاید.
مسئله تقریب و وحدت میان امت اسلامی یک مسئله جزئی و در حاشیه نیست، بلکه امری بسیار مهم و اساسی است که در قرآن و سنت نبوی بسیار بدان تأکید شده است. به طور کلی کلمه توحید و اصل اخوت اسلامی در قرآن از مهم ترین مبانی وحدت و تقریب در قرآن به شمار می آید و در احادیث نبوی نیز به همین موارد به عنوان مبانی مهم وحدت اشاره شده است. علاوه بر این، از جمله مهم ترین اقداماتی که رسول اکرم(ص) جهت تحقق وحدت و تقریب میان امت اسلامی به انجام رسانید و می توان هریک از این اقدامات را مبنایی خاص برای تحقق تقریب دانست موارد و اقدامات ذیل هستند که هریک می تواند نقش بسزایی در ایجاد وحدت و تقریب داشته باشد: امضای پیمان نامه عمومی در مدینه، نفى نژادپرستى و قومیت گرایى، برقراری پیوندهاى خانوادگى، اصلاح ذات البین، تحمل و مدارا، پرهیز از تکفیر افراد مسلمان، و آموزش ادب اختلاف.
این گفتار که به زبان عربی است، تعلیقات و استدراکات آیت الله شیخ محمدرضا جعفری نجفی (1350ق / 1310 ش 1431 ق / 1389 ش) بر کتاب الغدیر نوشته.
علامه عبدالحسین امینی (1320 ق 1370 ق) را در بر دارد. نویسنده در این گفتار، بخشی از پژوهش های خود درباره مطالب کتاب الغدیر را بر نسخه خود افزوده و پژوهشگران در پیگیری محتوای کتاب، یاری میرساند. این تعلیقات و استدراکات، برای نخستین بار، براساس نسخه اصلی مرحوم جعفری انتشار مییابد.
إِشتهر فی عصرنا وفی حضارتنا الإسلامیة والأدبیة نقّاد کثیرون فی الأدب، لکن قلّما یُطرح إسم العلامة الأدیب عبد الحسین الأمینی صاحب الغدیر کناقد أدبیٍّ، فی الواقع هو فذٌّ فی نقده ودقیقٌ فی عطائه الأدبی والفنی، لکن نسته أو تناسته الأقلامُ کناقدٍ أدبیٍّ، ففی هذه المقالة أحاول أن اکشفَ عن جوانب خفیة من شخصیة العلاّمة الأمینی الأدبیة والنقدیة ودرستُ تتبعه وإمعانه فی آرائه النقدیة حول الأدب وخاصة الشعر الشیعی، فالعلامة له الذوق الأدبی الرفیع وبه یقومُ بردودٍ أدبیةٍ ویطرحُ آراء فی الأدب لا تُطرح إلاّ من ناقدٍ مطّلِع علی الأدب وخاصةً الأدب الملتزم الشیعی والشعر والشعراء، والمنهج المتبع فی البحث هو المنهج التوصیفی ـ التحلیلی.
بسیاری از کشور های درحال توسعه، به ویژه کشور های مسلمان مانند ایران اسلامی، به دنبال مدلی مناسب برای رسیدن به توسعه سیاسی پایدار هستند. جهان غرب، علی رغم موفقیت های فراوان در عرصه توسعة سیاسی، از بعد معنوی و انسانی دچار معضلات و مشکلات عدید ه ای در این حیطه است. آنچه سبب شد توسعه سیاسی در غرب با این مشکلات مواجه شود، نگاه تک بعدی و مادی غرب به انسان و خواسته های او است. مدل های پیاده شده در کشور های پیشرفته غربی را نمی توان عیناً در کشور های درحال توسعه پیاده کرد؛ زیرا این مدل ها علاوه بر نگاه تک بعدی به انسان، پیش زمینه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی این کشور ها را نیز درنظر نمی گیرند. از این حیث، هر ملت به یک مدل جامع مطابق با ارزش ها و هنجار های خود نیاز دارد. با توجه به انطباق فرموده های امام علی(ع) با مسائل فرهنگی، اجتماعی و مذهبی کشور ما، به نظر می رسد توسعه علوی را می توان به عنوان مدلی مادر، جهت رسیدن به توسعه سیاسی پایدار درنظر گرفت. در پژوهش حاضر سعی شده است با استفاده از مدل سه شاخگی (3C)، اهداف و شاخص های توسعه سیاسی در سه شاخه اصلی رفتاری، ساختاری و زمینه ای از دیدگاه امام علی (ع) به روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی و سپس با تحلیل متون و گردآوری اطلاعات به شیوه غیر مستقیم کتابخانه ای و اسنادی، مدلی از توسعه سیاسی پایدار منطبق با فرموده های امام علی (ع) ارائه شود.
چیستی ایمان یکی از مهم ترین مسائل مورد اختلافی بود که فرق کلامی و سیاسی قرن اول و آغاز قرن دوم هجری در قالب مکاتب فکری به بحث درباره آن پرداختند. این مسئله یکی از ریشه ای ترین مسائل اختلافی فرقه های خوارج، مرجئه و شیعه است. امام صادق با تعریف اسلام و ایمان و تحدید حدود این دو مفهوم، صورت بندی جدیدی از مفهوم متدرج ایمان ارائه کرد که از سویی در ارتباط با نظریه امامت ایشان و از سوی دیگر، راه حل جدیدی بر این مسئله تلقی می شد.در این مقاله سعی شده است تا مقایسه ای میان نگاه فِرَق مختلف به این مقوله بیان شده و دیدگاه امام صادق (ع) نیز در مقایسه تشریح گردد.
مِرآت العقول فی شرحِ أخبار آل الرَسول، شرحی است که علامه محمدباقر مجلسی بر کتاب کافی نگاشته است.جایگاه کافی در میان علمای اسلامی و سبقه آن بر دیگر مجموعه های حدیثی، ارزش این کتاب را بیشتر آشکار می کند.در این مجموعه، علامه برای روشن کردن مفهوم احادیث، معانی آن ها را شرح داده و نکات دقیقشان را بیان کرده است.وی قبل از ورود به متن هر حدیث و بررسی آن، نخست، نوع آن را از نظر سند مشخص کرده و گاه نیز تا حدودی سند را ارزیابی کرده است؛ پس از آن، به متن پرداخته است. وی در فهم متن، گاه تنها به توضیحات خود اکتفا کرده و گاه علاوه بر آن، از آیات قرآن، کلام معصومان (ع)، و نیز روایت های صحابه، مفسران، محدثان و بزرگان استفاده کرده و مباحث صرفی، نحوی، بلاغی و تاریخی را بیان کرده است.در مواردی که متن حدیث به ظاهر، با حدیث یا آیه ای تعارض داشته باشد، این دانشمند، آن را بیان و رفع کرده و شبهه ها را مطرح کرده و به آن ها پاسخ داده است.او حتی آیات موجود در احادیث را هم با استناد به شیوه هایی تفسیر کرده و در مواردی هم به منابع اهل سنت استناد کرده است.این مسئله، اشراف او را بر این منابع نشان می دهد.علامه احادیث را به ترتیب باب ها و عناوین ذکر کرده و قبل از شروع شرح حدیث، درباره آن باب توضیحاتی داده است.وی توضیحات خود را کاملاً مجزا از احادیث کافی(ذیل احادیث) آورده است؛ یعنی آنجا که سخن کلینی را ذکر کرده، عبارت «قوله» و آنجا که سخن خودش را بیان کرده، عبارت «اُقول» را آورده و به این ترتیب، تک تک احادیث را بررسی کرده است.
هدف پژوهش حاضر استنباط الگوی سلسله مراتب در خانواده از قرآن و روایات است. الگوی صحیح سلسله مراتب در خانواده یکی از عوامل تحکیم و آسیب آن، یکی از منابع آسیب در خانواده به حساب می آید. الگوی دموکراتیک _ که آخرین دستاورد روانشناسی و فمینیسم است _ زن و مرد را به صورت یکسان در جایگاه اول خانواده قرار می دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که در برابر الگوی موجود، الگوی اسلامی سلسله مراتب در خانواده چیست؟ به این منظور، به روش تحلیل محتوا، آیات و روایات مربوط به جایگاه افراد در خانواده، گردآوری، طبقه بندی و مفاهیم و نظرتات مشترک استخراج شده و الگوی نهایی به دست آمده است. این الگوی به دست آمده از منابع اسلامی نشان می دهد که زیرمجموعه والدین در خانواده جایگاه بالاتری داشته و زیرمجموعه فرزندان باید مطیع باشند و در زیرمجموعه والدین نیز مرد در جایگاه بالاتری قرار دارد و زن در جایگاه دوم قرار داشته و باید از او اطاعت نماید. در زیرمجموعه فرزندان نیز فرزند پسر بزرگ تر جایگاه بالاتری دارد. الگوی اسلامی سلسله مراتب در خانواده، بر اصل تفاوت های جنسیتی استوار است و این را نه تنها ظلم نمی داند، بلکه برخاسته از سرشت انسان و یکی از عوامل سلامت فرد و خانواده می داند.
هرچند مالیات، امری عمومی است که تمامی نظام های حکومتی با مؤلفه های معرفت شناسی متفاوت از آن بهره می گیرند، عدالت مالیاتی یکی از موضوعات پیچیده و دشوار مالی است که اختلاف نظرهای اساسی درباره آن وجود دارد. حکومت کوتاه و کارآمد امام علی(ع)، به عنوان الگوی عدالت از زوایای گوناگون، پیام هایی برای این امر مهم و اثرگذار دارد؛ پیام هایی که اجرا و به کارگیری آنها باعث می شود جامعه از سقوط در بی عدالتی و ظلم رهایی یابد.
در این پژوهش سعی شده است با ارائه تعاریف دقیقی از واژه مالیات و واژه های جایگزین آن در بیانات ارزشمند آن امام همام، چگونگی برنامه ریزی برای اخذ مالیات و راه های هزینه کردن آن تبیین و در پایان ضمن ارائه سیمای مالیات دهندگان، راهکارهای راهبردی برای عدالت گستری در أخذ مالیات عرضه شود.
مردم ابتدا امتی واحد بوده اند و بدون اختلاف می زیسته اند؛ ولی این امر دیری نپایید و به دلیل طبع مدنی و اجتماعی انسانها و وجود تفاوتهایی که مستند به خلقت انسان و قریحه استخدام در تصرف طبیعت و ویژگیهای اوست، اختلاف در امت واحد شکل گرفت و طبقات اجتماعی به وجود آمد. ازدیدگاه قرآن، بودن در طبقه ای و یا نبودن در طبقه دیگر فی نفسه دارای ارزش نیست؛ بلکه ارزش فرد یا طبقه، در گرو نحوه رفتار، بینش، آگاهی و ایمانی است که وی در آن قرار دارد. ما دراین مقاله درصدد بررسی آیات قرآن و احادیث و ارائه دیدگاه ها وعوامل موثر در ایجاد طبقات اجتماعی ازجمله عامل اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نگرشی درجامعه هستیم. برای دست یابی به این مهم ضمن بازشناسی واژگان، دیدگاه اسلام را درحد وسع خود ارائه کرده ایم. روش تحقیق مورد استفاده اسنادی وکتابخانه ای است.
چند تن از افرادی که در باب سیزدهم رجال شیخ طوسی آمده اند، به ظاهر از امامان شیعه روایت نکرده اند، در حالی که در کتب حدیثی شیعه، روایاتی از آنان به نقل مستقیم از ائمه دیده می شود. با وجود اینکه از روات ائمهk به شمار آمده اند، در باب «من لم یرو عنهم» نیز از آنان یاد شده است. این مسئله که ظاهراً نوعی اختلاف و تناقض در روش شیخ طوسی است، تحلیل هایی به دنبال داشته است. این مقاله با بررسی تفصیلی یک تن از این راویان، به نام بکر بن محمد ازدی و مرور اجمالی یازده تن از دیگر راویان (در باب سیزدهم) روشن می کند که این عمل شیخ طوسی در آوردن گروهی از اصحاب ائمه در باب های گوناگون رجال، از جمله باب سیزدهم، از روی سهو و نسیان نبوده است، بلکه نوعی جرح غیرمستقیم و مخفی به شمار می آید. این امر از طریق بررسی تخلیط در متن و سند روایات افراد مذکور یا شخصیت راویان به دست می آید. با تحقیق در روایات این دست افراد و بررسی شرح حال آنان در زمان نقل روایت و شیوه نقل احادیث آنان، می توان مراد تلویحی شیخ را در باب سیزدهم رجال بهتر فهمید. مثلاً تعابیری مانند «روی عن فلان» یا «روی عنه فلان» در همین باب درباره آنان آمده است که نشان می دهد خدشه، اضطراب یا تخلیطی در طریق روایات آنان وجود دارد یا فرد راوی ضعیف است و شیخ با ذکر آنان در این باب، آنان یا روایاتشان را به طور غیرمستقیم مورد طعن قرار داده است تا وهن احادیث آنان را متذکر شود. با این همه، در برخی موارد که شیخ طریق روایات آنان را منقطع دانسته است، طعن وی مردود است؛ زیرا با رجوع به نسخه نجاشی، سند کامل معلوم می شود و می توان حدس زد که سند کامل نزد طوسی نبوده است.
این پژوهش، با هدف بررسی ارزش های اخلاقی مؤثر در سلامت سازمان، با روش توصیفی تحلیلی به مطالعه کلام معصومان(ع) می پردازد. یافته ها حاکی از این است که از منظر معصومان(ع)، اخلاق فردی و حرفه ای، سلامت سازمان را ارتقا می بخشد. مراد از ارزش های اخلاقی، اخلاق فردی و حرفه ای است. در اخلاق فردی به ایمان، تقوا و اطاعت از فرامین الهی، اخلاص، خداترسی، توکل و توسل اشاره شده است. در اخلاق حرفه ای، به نظم مدیران، برقراری عدالت توسط مدیران، انتقادپذیر بودن مدیران، عدم احتجاب، صداقت، نرمش و خشونت به جای مدیران، رفاه و تأمین کامل کارمندان، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران و کارمندان، فرمانبرداری از مسئول مافوق و مدارا با مسئول مافوق اشاره شده است.