فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, February ۲۰۲۲
85 - 101
حوزههای تخصصی:
In this article, the nature and fundamentals of the theory of "three-layer interpretation of the "Holy Quran" have been studied.First, the theory is defined and comprised three layers: historical, transhistorical and modern.The historical layer has been considered as the understanding of the verses of the Qur'an by Arabs of Hejaz during the holy Prophet (PBUH). To identify such an understanding, one must refer to the promises of those people, the most important of which are the appearance and context of the verses, similar verses, the personality of the Qur'an, the events of that era, the culture and history of those people and the covenants. The transhistorical layer is considered to be an epistemology that is accepted among all human races, achieved by abolishing the temporal-spatial features of the revelation of the Qur'an.The modern layer is the adaptation of the issues, needs and requirements of the present to the same common human knowledge.Some of the most important principles of this theory, which are discussed in this article, : being customary, spoken, gradual, historical ,marginalized on one hand, and the evolution of ethnic requirements, the necessity to resolve the apparent conflict between the Qur'an and science and modernity on the other hand.
بررسی تفسیری آیه تبلیغ با تکیه بر ارزیابی دیدگاه ناسازگاری سیاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۶۶-۴۷
حوزههای تخصصی:
آیه تبلیغ که از آیات شاخص در موضوع ولایت است، در طول تاریخ معرکه آراء مفسران فریقین بوده است. برخلاف دیدگاه اکثر مفسران اهل سنت، دیدگاه اکثر مفسران شیعی حاکی از دلالت آیه بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) است. البته روایات دال بر این معنا محدود در مصادر روایی شیعیان نیست و در برخی مصادر روایی اهل سنت منعکس شده است. بر این پایه بعید نیست که اختلاف ها در مورد دلالت آیه، ریشه در امری غیر از روایات داشته باشد و آن چگونگی فهم ارتباط موجود میان آیه تبلیغ و آیات اهل کتاب است. فهم نادرست این ارتباط، زمینه طرح دیدگاه ناسازگاری سیاقی در استدلال به آیه تبلیغ بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) را فراهم آورده است. در این راستا نگاهی توصیفی تحلیلی به دیدگاه و خاستگاه آن نشان می دهد: الف. آیه تبلیغ خواه پیوستگی نزولی با آیات اهل کتاب داشته باشد و خواه نداشته باشد، با توجه به متوقف نبودن دلالت آیات اهل کتاب بر آیه تبلیغ و تغییر لحن در آیه تبلیغ، آیه ای معترضه است؛ ب. آیه تبلیغ با دلالت بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) به حسب معنا به آیات اهل کتاب مرتبط است؛ ج. روایات صادره از معصومان(ع) در خصوص آیه تبلیغ، کوششی هوشمندانه به منظور اثبات نادرستی این دیدگاه بوده است.
تحلیل و نقد دیدگاه فاطمه مرنیسی درمورد حجاب با تأکید بر آیه 53 سوره احزاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر، حجاب از جمله مهمترین احکامی بوده که در حوزه زنان مورد توجه جریانهایی موسوم به نواندیشان دینی و فمینیسم اسالمی قرارگرفته است و آنها با نگرشی عرفی سعی در قرائتی نو از آیات حجاب بر مبنای رعایت حقوق زنان داشتهاند. فاطمه مرنیسی از جمله این افراد است که در یکی از آثار خود به نام »زنان پردهنشین، نخبگان جوشنپوش« با بررسی آیه 35 سوره احزاب، برخالف نظر مفسران و فقها قائل است مفهوم حجاب در آیه مورد نظر به معنای حائل بین دو مرد است. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع معتبر تفسیری و دینی، به تحلیل و نقد دیدگاه و ادله این محقق درمورد مسئله حجاب میپردازد. براساس بررسیهای انجام شده، دیدگاه مرنیسی به دلیل محدودیت و عدم اتقان منابع و استفاده گزینشی از آنها، خَلط بین پردهنشینی و پوشش زنان، عدول از ظاهر آیه 35 سوره احزاب و سیاق آیات مجاور، عدم توجه به نسبیت معنایی و عدم توجه به آیاتی که به صراحت حکم حجاب را برای زنان مسلمان تشریع کردهاند و به حاشیه راندن اصل فرازمانی و فرامکانی بودن قرآن، نادرست است.
نقدپذیری معیارهای علامه شوشتری در ساختگی بودن روایات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
67 - 46
حوزههای تخصصی:
حدیث به عنوان دومین منبع از ادله استنباط احکام همواره مورد توجه فقها بوده است و با توجه به لزوم اثبات صحت روایات و اهمیت بالای آن در مباحث فقهی، دانشمندان اسلامی و فقیهان برای مقابله با عارضه وضع و تحریف روایات در دوره های مختلف آثاری را از خود برجای نهاده اند. یکی از کتب مهم معاصر و از جدی ترین کتابها در این باره، کتاب الأخبارالدخیله محمدتقی شوشتری (1281 1374ش) دانشمند معاصر ایرانی است. هدف از این پژوهش بررسی معیارهای شوشتری در ساختگی دانستن روایات است. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته ضمن بازشناسی مهم ترین معیارها و ذکر نمونه هایی از روایات کتاب، نشان می دهد که نگارنده، روایات را از زوایای مختلف بررسی کرده است. او هم به نقد متنی مانند ناسازگاری با قرآن، سنت قطعی، عقل، تاریخ، علم، حکم مشهور فقهی و اعتقادات کلامی پرداخته و هم به نقد سندی روایات نظیر واکاوی طبقه راوی، ضعف سند و سایر موارد رجالی توجه داشته و در این فرایند با وسواس و دقت نظر کوشش کرده روایات موضوعه یا محرفه را بازشناسی و معرفی کند. با این وصف مواردی همچون عدم تبویب دقیق، فقدان وحدت رویه، قطعی پنداشتن دیدگاه نویسنده در مواردی که فقط یک احتمال را می توان از کلامش دریافت کرد، را به عنوان کاستی های کتاب برشمرد.
واکاوی مبانی مشروعیت نماز میت غیابی در فقه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
156 - 124
حوزههای تخصصی:
مذاهب فقهی اسلامی درباره حکم نماز میت غایب اختلاف دارند ، این اختلاف از علل چندی ناشی شده است، از جمله آنها روایاتی است که درباره نماز پیامبر(ص) بر نجاشی سخن گفته اند، از همین رو هدف از پژوهش حاضر بررسی مبانی فقهی نماز میت غیابی در فقه مذاهب اسلامی است ، نتایج تحقیق حاکی از آن است که ، مذاهب فقهی که به جواز نماز میت غایب و صحت روایات نماز نجاشی معتقد هستند، در مصادیق میت غایب اختلاف دارند، زیرا برخی از ایشان این نوع نماز را تنها درباره مردگانی جایز دانسته اندکه ویژگی برجسته ای دارند، اما برخی از آنها چنان دامنه میت غایب را وسیع گرفته اند که مردگان کرونایی ، مفقود شدگان، غرق شدگان و مانند آنها را نیز میت غایب دانسته اند، از سویی درباره نماز میت غایب در بلاد کبیره نیز دیدگاههای گوناگونی به چشم می خورد. امامیه و برخی از مذاهب فقهی اهل سنت نماز بر میت غایب جایز ندانسته اند، این دیدگاه درست است، زیرا با توجه به امکان تفسیر «صلاه» به دعا، پیامبر(ص) برای نجاشی دعا کرده اند؛ بر فرض که صلاه به معنای نماز باشد ، جنازه نجاشی برای پیامبر(ص) حاضر شده و حضرت بر میت حاضر نماز خوانده اند، همه مذاهب فقهی حذف برخی از شروط نماز میت را در شرایط اضطراری جایز دانسته اند. پژوهش حاضر به استناد منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است.
تحلیل تاثیر طرحواره نیرو در مفهوم سازی شیطان در قرآن کریم: رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه استعاره مفهومی، مفاهیم انتزاعی بر اساس مفاهیم تجربه پذیر درک می شوند. در قرآن کریم نیز شواهد گسترده ای از این گونه مفهوم سازی، وجود دارد. در پژوهش حاضر، پیکره ای شامل 129 آیه مرتبط با مفاهیم شیطان/ابلیس، با هدف تحلیل الگوی مفهوم سازی شیطان در قرآن بر مبنای طرح واره نیرو مطالعه شده است. بررسی ها نشان داد که در قرآن انواع هفتگانه طرح واره نیرو در مفهوم سازی شیطان به کار رفته و علاوه بر آن نیروی مسلط جهت مند نیز معرفی شده است. طرح واره نیرو، شیطان را از دو منظر مفهوم سازی کرده است: 1- درحالی که شیطان تصویری قدرتمند و غالب از خود ارائه می دهد، خداوند او را به صورت منبع نیرویی بی اثر به تصویر می کشد. 2- درحالی که شیطان با زیبا جلوه دادن پیامدهای کفر، انسان را به تبعیت از خود سوق می دهد، قرآن با تکیه بر تجربیات نامطلوب انسان از مفاهیمی هم چون گم شدن، برخورد با مانع، از دست دادن تعادل و مانع در مسیر، شیطان را عامل پیامدهایی مشابه، معرفی و به این ترتیب تصویری منفی و نامطلوب در ذهن فرد/جامعه از تبعیت از شیطان ایجاد می کند که مانع از گرایش به سمت شیطان خواهد شد.
کارکرد گیاه انگاری در عینی سازی مفهوم "زندگی" در متن قرآن و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قرآن و نهج البلاغه استعاره های مفهومی متعددی برای معرفی زندگی به کار رفته است؛ از جمله استعاره گیاه انگاری که به شکل متنوع برای ترسیم ابعاد زندگی مورد استفاده قرار گرفته است. در پژوهش حاضر که به روش تحلیلی – توصیفی انجام شده، تلاش شده است با استفاده از اصول استعاره مفهومی، فرافکنی حوزه مبدأ "گیاهان" بر حوزه مقصد "زندگی" در متن قرآن و نهج البلاغه بررسی قرار شود تا مشخص گردد که در متن قرآن و نهج البلاغه چه مفاهیمی از حوزه مبدأ "گیاهان" بر حوزه مقصد "زندگی" فرافکنی شده است؟ مهمترین نگاشت های حاصل از این فرافکنی چه می باشند؟ استفاده از استعاره مفهومی "زندگی زراعت است" چه تأثیری در تبیین دیدگاه اسلامی نسبت به زندگی دارد؟ نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد در متن قرآن و نهج البلاغه از طریق گیاه انگاری، تناظری بین زندگی و گیاهان و اصطلاحات مربوط به آن ایجاد شده است که مربوط به سیر حرکت انسان از تولد تا مرگ و رسیدن به مقصد نهایی زندگی است. استعاره های رویشی و گیاه انگاری در متن قرآن و نهج البلاغه در نهایت تأییدکننده این عقیده هستند که دنیا مزرعه آخرت است و هر چه درآن انجام دهی در آخرت نتیجه اش را خواهی دید.
واکاوی جریان شناسی و رویکرد قرآنیان شبه قاره هند
حوزههای تخصصی:
قرآن بسندگان گروهی از مسلمانان اند که قرآن را تنها مصدر تشریع احکام قلمداد کرده، حدیث (یکی از مهم ترین منابع استنباط احکام) را انکار می کنند. رگه های سنت ستیزی به زمان حیات پیامبرﷺ برمی گردد. این تفکر در دو سده اخیر دوباره مجال رشد یافت و در شبه قاره به نهضتی همه گیر تبدیل شد. بررسی جریان شناسی و رویکرد این فرقه که آبشخور اصلی این تفکر هستند، اهمیت بسزایی دارد. دو عامل اهل حدیث و به ویژه استعمار، نقش عمده ای در شکل گیری این جریان ایفا کرده اند. در سده هجدهم شاه ولی اله و در سده نوزدهم احمد خان به بازنگری احادیث روی آوردند. به تبع ایشان، قرآنیان شبه قاره، در اوایل سده بیستم، به بازنگری احادیث پرداختند. در رأس این جریان در سده یادشده، چکرالوی و امریتسری قرار داشتند که هر دو تحت تأثیر افکار استعمار با توجه به بازنگری ای که در احادیث انجام دادند، درنهایت روایات را به طور کامل رد کردند و آن را منکر شدند و فرقه قرآنیان را در شهر لاهور و امریتسر طرح ریزی کردند. رویکرد قرآنیان شبه قاره عبارت است از: چگونگی عمل به سنت پیامبرﷺ و به کارگیری احادیث وی؛ چگونگی عصمت پیامبرﷺ در دریافت و ابلاغ حی؛ منابع تفسیر و دایره شمول آن؛ رجعت عیسی×؛ وجود بهشت و جهنم؛ چگونگی ادای نماز و روزه؛ تعدد زوجات. در این نوشتار کوشش شده است با رویکرد توصیفی– تحلیلی، به جریان شناسی و رویکرد قرآنیان شبه قاره پرداخته شود و سعی بر آن است دیدگاه های این فرقه نقد گردد.
تحلیل انتقادی نظریه «وحدت موضوعی» در الأساس فی التفسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از تناسب میان آیات قرآن از دیرباز در بین قرآن پژوهان و مفسران مطرح بوده و آثار متعددی نیز در این راستا عرضه شده است. دیدگاه وحدت موضوعی سعید حوّی در الأساس فی التفسیر در بیان ارتباط و تناسب آیات قرآن، شایسته ارزیابی و نقد است. دو رکن اساسی نظریه وحدت موضوعی وی، یکی توقیفی بودن ترتیب و چینش کنونی سوره ها در مصحف و دیگری اعتماد به روایات ناظر به تقسیم چهارگانه سُوَر قرآن کریم به اقسام «سبع طوال»، «مئین»، «مثانی» و «مفصل» است. در این پژوهش که به روش توصیفی و تحلیلی سامان یافته است، به دست آمد که هیچ یک از دو رکن فوق قابل اعتماد نیست؛ نه توقیفی بودن ترتیب و چینش سوره ها در مصحف کنونی، قطعی است و نه روایات تقسیم رباعی سور قرآن در راستای مقصود او، کارآمد است. از نظر روش نیز نظریه وی که متکی به تقسیم بندی های متعدد بر آیات قرآن با محوریت سوره بقره است، با چالش های متعددی رو به رو است! به علاوه تفسیر او نیز نتوانسته است با اتکا به این نظریه، آراء تفسیری ناب و منحصر به فردی ارائه کند؛ به گونه ای که کاربست این نظریه در الأساس فی التفسیر، تفسیری متمایز از تفاسیر پیشین خلق نکرده است.
عاطفه پذیری پیامبران (ع) در قرآن؛ چالش ها و شبهات، و راه کارهای برون رفت
حوزههای تخصصی:
بر اساس آیات قرآن پیامبران خدا دارای مقام عصمت هستند و به لحاظ اینکه سرآمد اولیاء الهی اند، بیم و اندوه در وجود آنان راه ندارد. با این حال، در پاره ای از آیات قرآن نسبت ترس و اندوه به تنی چند از پیامبران –حضرت ابراهیم، موسی، داوود، و یعقوب (ع) - نسبت داده شده است. این مقاله درصدد تبیین وجه سازگاری میان داشتن مقام عصمت و نفی بیم و اندوه از اولیای الهی از سویی، و وقوع ترس و اندوه از سوی برخی پیامبران الهی سامان یافته و پس از گرآوری مطالب، با روش کتابخانه ای و شیوه اسنادی در نحوه استناد به داده ها، و روش تحلیل محتوایی از نوع توصیفی تحلیلی در تجزیه و تحلیل مطالب، به این نتیجه دست یافته است که از میان انواع برون رفت های عقلانی و لفظی، دو وجه: 1) پذیرش ترس و اندوه و ارجاع آن به ترس ممدوح؛ و 2) اینکه ترس و اندوه اقتضای مقام بشریّت و جمع الجمعی پیامبران الهی است، پاسخ کارآمد در پاسخ شبهه و تبیین وجه سازگاری میان ترس و اندوه و متغیرهای به ظاهر متضاد با مقام عصمت پیامبران (ع) می باشند.
نقد ترجمه های قرآن درباره ظلمِ منسوب به برخی پیامبران در قرآن (مطالعه موردی: داستان حضرت آدم (ع)، حضرت یونس (ع)، حضرت موسی (ع))
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
49 - 72
حوزههای تخصصی:
یکی از مبانی کلامی مطرح در میان مفسران مسلمان، مسئله عصمت پیامبران است. ظاهر متشابه برخی آیات قرآن کریم با این مبنا، ناسازگار می نمایاند. ازجمله مهم ترین این آیات، آیاتی است که واژه «ظلم» و غفران آن را درباره برخی پیامبران مطرح می کنند. سؤال اصلی این است که با توجه به مبنای عصمت، چه راهکار تفسیری و تأویلی برای تبیین و رفع تشابه این گونه آیات وجود دارد؟ و این تفسیر و تأویل، چگونه در ترجمه آیات، قابل بازنمایی است؟
اکثر ترجمه های قرآن بدون توجه به تفسیر و تأویل و تنها بر اساس معنای اصطلاحی واژگان، به ترجمه این دست آیات اقدام کرده اند که در بیشتر موارد، علاوه بر عدم موفقیت در رفع تشابه آیه، بر تشابه آن نیز افزوده اند.
این آیات درباره سه پیامبر بزرگ خدا یعنی حضرت آدم (ع)، حضرت موسی (ع) و حضرت یونس (ع) نیز مطرح است که در این مقاله کوشش شده به روش تحلیلی- توصیفی، با عدول از مفهوم اصطلاحی «ظلم» و «غفران» و مراجعه به ریشه واژگان و نیز با توجه به فضای سیاق این آیات، ترجمه ای دقیق بر اساس رویکرد تفسیری منطبق با مبنای کلامی عصمت، ارائه شود. نتیجه حاصل از این پژوهش، آن است که به نظر می رسد، یکی از مهم ترین راهکارها برای رفع تشابه آیات متشابه، رجوع به مفهوم لغوی واژگان باشد که در تفسیر و ترجمه صحیح آیات متشابه بسیار مؤثر خواهد بود.
نقش عوامل انسان شناختی بر هدایت و ضلالت در پاسخ به شبهه جبر الاهی از منظر قرآن
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
101 - 116
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل و شبهاتی که به طور معمول در مورد هدایت و ضلالت انسان مطرح می شود، این است که انسان در هدایت و سرنوشت خود هیچ گونه اختیار و نقشی ندارد و خداوند متعال هرکس را بخواهد هدایت یا گمراه می کند. این شبهه که از ظاهر آیاتی از قرآن استفاده شده است، با قرائنی در خود این آیات و نیز آیات دیگری که از زاویه عوامل انسان شناختی به مفهوم هدایت و ضلالت توجه کرده اند، قابل دفع است. بر این اساس، هدف مقاله حاضر، تبیین عوامل انسان شناختی هدایت و ضلالت به منظور پاسخ به این شبهه که خداوند انسان را در مسیر هدایت و گمراهی مجبور کرده، خواهد بود. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی بر پایه آثار مرتبط با هدف مقاله است. طبق آیات قرآن، ایمان، رضایت خداوند، جهاد و توبه از عوامل انسان شناختی هدایت و کفر، ظلم، فسق و دروغ به عنوان عوامل انسان شناختی ضلالتند. بر اساس این نوع آیات، با آن که عوامل دیگری نظیر اراده خداوند در هدایت و ضلالت انسان دخالت دارند، ولی تحقق نهایی این دو امر، در گرو اراده خود اوست. بر این اساس، انسان از ابتدا با اختیار خودش، یکی از عوامل هدایت یا گمراهی مثل ایمان یا کفر را برمی گزیند و آن گاه، بقیه مراتب هدایت و گمراهی اش، متأثر از همان عوامل، تحقق می یابد. بنابراین، هدایت و ضلالت نهایی انسان، متأثر از اراده خود اوست و نقش عوامل دیگر مثل اراده خداوند، به معنای زمینه چینی برای هدایت و ضلالت انسان است.
بررسی تطبیقی تأثیر پذیری ملا حسین کاشفی از آیات قرآن کریم در مقتل نویسی (روضه الشهداء)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم بر نقل قصه و بیان سرگذشت انبیاء و امم گذشته بسیار تاکید می کند. بهره وری از این ظرفیت خصوصا در تالیف و تحلیل حوادث تاریخی از جمله در قیام امام حسین(ع) امری لازم و ضروری است. ملا حسین کاشفی از معدود افرادی است که هنگام بیان وقایع قیام امام حسین(ع) از آیات بسیاری بهره جسته و در این باره بسیار ماهرانه و با ظرافت بسیار خاصی، ضمن استناد به آیاتی از قرآن، درصدد تحلیل و بررسی قیام عاشورا برآمده بود. شاید بتوان ادعا کرد در میان مقتل نویسان، کسی به اندازه کاشفی - که از علمای اهل سنت است- اینگونه به مقتل نگاری روی نیاورده و در مواردی هنگام تطبیق و بیان شان نزول آیات، دیدگاهی را برگزیده که مطابق دیدگاه شیعیان است. نوشته حاضر به کیفیت و روش کاشفی در بررسی و تحلیل وقایع عاشورا با استناد به آیات پرداخته و در پی پاسخ به چرایی و چگونگی استناد کاشفی به آیات است. در پرتو بررسی که صورت گرفت این نتیجه بدست آمد که انتخاب نوع آیات و تحلیل و بررسی که کاشفی در مورد آیات انجام داده، به نوعی بازگو کننده ی افکار و اعتقادات درونی کاشفی در مورد مشروعیت بخشی به خلافت خلفای سه گانه، عدم مشروعیت بخشی و طعنه زدن به حکومت بنی امیه و لزوم احترام و اکرام اهل بیت(ع) است و هدف کاشفی از ضمیمه کردن آیات به گزارش های تاریخی، تفسیر، توضیح و تایید یا نقد و بررسی یک گزارش است.
الگوی مدیریت محیط سازمانی با تکیه بر آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
33 - 58
حوزههای تخصصی:
محیط زندگی بشر که روابط انسانی در آن شکل می گیرد، از عوامل تأثیرگذاری است که به لحاظ برخورداری از ویژگی های خاص در نحوه زندگی بشر از اهمیت به سزایی برخوردار است و می توان گفت که مدیریت محیط، مؤثرترین روش برای رسیدن به موفقیت سازمانی است. لذا در ادامه به بیان الگویی سه مرحله ای برای مدیریت محیط به نحو مطلوب و راهکارهای اجرایی می پردازیم که برخاسته از آموزه های قرآنی می باشد؛ چرا که به اعتقاد ما، قرآن برنامه ای کامل برای زندگی بشر است و اهمیت والایی در تبیین این عامل موفقیت دارد. این الگو شامل سه مرحله انتخاب محیط، اصلاح و مراقبت از محیط و گسترش محیط می باشد. در مرحله اول، مدیر سعی می کند اجزای محیط را به بهترین نحو چینش نماید تا محیطی سالم ایجاد گردد. حال اگر این کار به درستی انجام نشد، مدیر تلاش خود را بر اصلاح آن متمرکز می کند و پس از آن به دنبال حفظ محیط سالم خود می باشد و در پایان پس از ثبات محیط، مدیر یک گام فراتر برمی دارد و سعی می کند تا محیط مناسب خود را گسترش دهد تا دیگر سازمان ها نیز در این فضای مناسب ادامه مسیر دهند.
معناشناسی عبارت «لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صمّاً و عمیاناً» با تأکید بر مفهوم شناسی و غرض شناسی حرف جرّ «علی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عبارت «لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صمّا و عمیاناً» در آیه 73 سوره «فرقان» در سیاق آیات بیانگر صفات عباد الرحمن، یکی از خصوصیات آنان را این گونه گزارش می کند: «کر و کور بر آیات الهی نمی افتند». نظر به اینکه فروافتادن بر آیات الهی معنای روشنی ندارد، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی مفهوم و غرض بلاغی فعل «َلمْ یَخِرُّوا» در این عبارت و نقد آراء مفسران در این زمینه را واکاوی کرده است. همچنین نظر به نقش کلیدی حروف جرّ در معنابخشی به آیات، مفهوم و اغراض بلاغی حرف جرّ «علی» بررسی شده است. نتیجه بررسی حاکی از آن است که فعل «لم یخرّوا» کاربردی کنایی دارد و در مفهوم «پذیرش و روی آوری» به کار رفته است. حرف جر «علی» نیز در معنای «لام تعلیل» به کار رفته و آیه شریفه حاکی از روی آوری آگاهانه بندگان صالح الهی به آیات خداوند است.
حسن عدل؛ آموزه یی عقلی یا عُقلایی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«عدل، حَسَن است» و «ظلم، قبیح است» قواعد و گزاره هایی پرکاربرد در دانشهای مختلفند. متکلمان ایندو گزاره را عقلی، ضروریِ اولی، بدیهی، قطعی و بینیاز از استدلال میدانند اما برخی فیلسوفان با انکار بداهت و قطعیت، آنها را مشهوراتی صرف انگاشته اند که ورای تطابق آراء عُقلا، واقعیت دیگری ندارند. در مورد این دو گزاره یقینی انگاری بمعنای اعتقاد به صلاحیت استفاده از آنها در برهان و تولید نتایج علمی است و مشهورانگاری به کارکرد جدلی آنها اشاره دارد. برخی معتقدند مشهورانگاری در تفسیر اینگونه قضایا، به فروریختن پشتوانه گزاره های اخلاقی می انجامد. مسئله اینجاست که چرا در مورد ایندو گزاره بظاهر بدیهی، چنین اختلاف نظر زیادی ایجاد شده است؟ یافته های این پژوهش که بشیوه توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته، نشان میدهد که راه حل را باید در تفکیک میان «حُسن عقلی» و «حُسن عقلایی» جُست. دو قضیه مذکور، هرگاه بعنوان قضایای عقلیِ شخصی لحاظ شوند، تصدیقاتی ظنی و تکوینی هستند اما در مقام گزاره های عُقلاییِ اجتماعی، بدیهی و البته اعتباریند که برخلاف نظر مشهور منطقدانان، باید در زمره یقینیات (نه مشهورات) قرار گیرند. علاوه بر این، تعابیری نظیر «لا عمده لها الا الشهره» که توسط برخی صاحبنظران حکمت و منطق در مورد ایندو گزاره بکار رفته، بمعنای انکار واقعیت آنها نیست بلکه بمفهوم انکار بداهت و ضرورتشان در تحلیلهای عقلی میباشد و بهمین دلیل خللی در پشتوانه بودن آنها برای قضایای اخلاقی ایجاد نمیکند.
بررسی دیدگاه مفسران در تفسیر «فطر / فطرت» با تأکید بر روابط جانشینی و همنشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۲۴۸-۲۲۷
حوزههای تخصصی:
فطرت از واژگان کلیدی قرآن در حوزه انسان شناسی به طور خاص و هستی شناسی به طور عام است، ازاین رو از گذشته تاکنون مکاتب کلامی، فلسفی، عرفانی، تفسیری و روایی به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر با بررسی تفاسیر موجود، با رویکرد تفسیری قرآن به قرآن و تأکید بر مباحث جانشینی و همنشینی، مفهوم فطرت را در کاربردهای قرآنی تبیین کرده است. این روش با رویکردی توصیفی تحلیلی تلاش می کند زوایای پنهان یک مفهوم را با فرایندی مشخص بازشناسی کند. با بررسی واژه « فطر / فطرت» در تفاسیر موجود و تحلیل آن، روشن گردید این واژه ضمن همنشینی با صفات ربوبیت، ولایت، توحید و رازقیت و جانشینی واژگان سنت، انشقاق و انفراج از آن، دربرگیرنده مفهومی نزدیک به مفهوم سنت است. از این رو، فطرت در قرآن بیانگر وجود نظم و انتظام در هستی است. چنین انتظام معناداری در درون انسان نیز منطبق بر نظام هستی مفطور شده است؛ نظامی که در شکل روابط علّی میان پدیده ها ظاهر می گردد. واژگان کلیدی
تحلیل و بررسی شیوه های تعزیر در قرآن و سیر تاریخی تاثیر پذیری فقه امامیه از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال دوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۴ (پیاپی ۸)
104-125
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم ضمن بیان برخی قصص و طرح برخی مباحث، شیوه هایی را برای تعزیر مجرمان بیان کرده است که در فقه شیعه به ندرت از آن استفاده شده است. کیفیت انعکاس این موضوع در قرآن و اینکه آیا در کتاب آسمانی به این موضوع پرداخته شده یا نه و اینکه آیات الاحکام تعزیری تا چه میزان بر فتاوای فقهی تاثیر گذاشته، از جمله موضوعات مهم و قابل پژوهش است. مشتقات «تعزیر» در سه آیه قرآن به معنای «تعظیم و نصرت» بکار رفته است، اما تعزیر در معنای مشهور خود یعنی «تادیب و ضرب» استعمال نشده و به همین خاطر بسیاری از فقها در بحث تعزیرات به آیات قرآن استناده نکرده اند؛ حال آنکه مفهوم و محتوای شماری از آیات قرآن گویای آن است که انجام برخی اعمال و رفتارها چه در شرایع قبلی و چه در اسلام دارای مجازات و تعزیر بوده قرآن به بیان آن پرداخته و احکامی چون «نفی بلد»، «افشای نام»، «تحت فشار روحی قرار دادن» و « منزوی کردن» در مورد مجرمان صادر شده است. در این تحقیق ضمن بیان این آیات و تفسیر و تحلیل آن، به بیان سیر تاریخی انعکاس این احکام در منابع فقهی شیعه پرداخته می شود.
گونه شناسی تحلیلی انتقادی دیدگاه ها در تفسیر فقره «کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُم» (انعام/ 108) و بررسی مراد از آن در پرتو نظریه اعتباریات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال که خیر و کمال محض است و بندگان را به اطاعت خود فراخوانده و از معصیت بازداشته در فقره «کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّهٍ عَمَلَهُمْ» از آیه ۱۰۸ سوره انعام، تزیین اعمال همه امت ها (اعم از مؤمن، کافر و مشرک) را به خود نسبت داده است، اینکه این تزیین به چه معناست و از چه روی به خداوند نسبت داده شده چالشی است که مفسران در تفسیر این فقره با آن مواجه بوده اند. پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته دیدگاه های مفسران در تفسیر این فقره را به پنج گونه تقسیم کرده که به نظر می رسد چهار گونه اول یعنی دیدگاه های «ظاهرگرا» «تأویل گرا» «تخصیص گرا» و «فردگرا» قابل پذیرش نبوده و هر کدام به دلایلی رد می شوند؛ در این میان تنها دیدگاهی که آن را ناظر به «ارزش های اجتماعی» امت ها می داند، قابل پذیرش است. ارزش های اجتماعی از نوع اعتباریات اجتماعی متغیر به شمار می روند، بنابراین ممکن است در هر جامعه ای نسبت به جامعه دیگر متفاوت باشند، اما چون خداوند بشر را به گونه ای خلق کرده که وقتی جامعه انسانی تشکیل می شود ارزش هایی در آن اعتبار می شوند، خداوند این ارزش ها را به خود نسبت داده است. ولی این به معنای منتسب ساختن گمراهی و شرک (و به طور کلی ضدّ ارزش ها) به خداوند نیست، زیرا ارزش قلمداد شدن این موارد حاصل ادراک حقیقی نادرست است که به خود انسان ها منتسب است، آنچه به خداوند انتساب می یابد ادراکات اعتباری است که بر آن ادراک حقیقی نادرست مترتب شده است.
گونه شناسی آرای مفسران در خوانش عبارت «کُن فَیَکون»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ تفسیر، عبارت «کُن فَیَکون» مورد عنایت مفسران و اندیشمندان مسلمان بوده و بررسی تطور آرای آنان، حاکی از تلاش مستمرشان برای ارائه تفسیری مطابق با ظاهر آیه و روایات می باشد. آرای متنوع مفسران، «کُن فَیَکون» را بر سبیل مجاز و حقیقی تفسیر کرده اند. خوانش مفسران در این دو گونه نیز یکسان نیست. در گونه مجازی، از کلماتی که بر غیرحقیقی و نمادین بودن «کُن فَیَکون» دلالت دارد، مثل تمثیل، کنایه، تعبیر و تشبیه استفاده کرده اند، و در گونه حقیقی نیز عده ای آن را به مثابه کلام خدا و برخی به مثابه فعل خدا دانسته اند. بعضی از مفسران در گونه اخیر، نوعی معرفت و اختیار در تکوین برای انسان تفسیر کرده اند. نوآوری این جستار، تطور آرای مفسران و شناخت گونه های تفسیری عبارت «کُن فَیَکون»، و برجسته کردن آرای مفسران در مورد اختیار و قابلیت در تکوین برای مخلوقات است. پیامد این فرضیه می تواند پاسخگوی پرسش های بشر درباره شقاوت و سعادت و طینت انسان باشد که ره آورد آن، رشد ایمان و تفکرات انسان، میل و رغبت او در قبول اوامر و نواهی حق تعالی، مسؤولیت پذیری او در عرصه عمل، فعل و اطاعت مشتاقانه اش از پروردگار در انجام تکالیف و اجتناب از معاصی است. روش تحقیق، کتابخانه ای و توصیفی- تحلیلی است.