فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
یکی از آیات بحث برانگیز قرآن، آیه 82 سوره نمل است. قرآن پژوهان بر اساس اطلاعات درون متنی، ماهیت و مصداق «دابّه» را در این آیه مبهم دیده اند. از آنجا که ابهام در ویژگی های «دابّه»، پیام همه آیه را نیز مبهم می سازد، بسیاری از مفسران تلاش کرده اند با یاری گرفتن از گزاره های گوناگون بیرون از قرآن، مصداق «دابّه» و پیام آیه را آشکار کنند، ولی این مصداق شناسی ها، از منظرهای مختلف دچار چالش است. پژوهش پیش رو در پی آن برآمده تا با واکاوی ساختار «تجرید»، از داده های خود آیه، مصداق ظاهری «دابّه» و دلالت آیه در بافت نزول را آشکار سازد. در این نوشتار بر پایه تحلیلِ ساختار متن، نشان داده شد مصداق خارجی «دابّه» با مصداق «الأرض» یکی است و این دو عنوان، هم مرجع (هم مصداق) هستند. در مجموع به دست آمد که این آیه، ویژگی «زمین» را در قیامت توصیف می کند. این آیه به شیوه زبانی تجرید می گوید: «در آستانه قیامت آشکار خواهد شد که «زمین»، جنبنده ای در کمال ویژگیِ آگاهی است و در آن روز، «زمین» بر رفتار منکران قیامت، شهادت خواهد داد.»
تأثیرگذاری طبقات ورّاث در تحقق عول؛ مطالعه تطبیقی فقه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
278 - 262
حوزههای تخصصی:
عول که کاستن از سهم الارث ورّاث و افزایش تعداد سهام جهت تأمین سهام همه وراث می باشد، راه حلی از جانب فقها در زمان اجتماع حقوقِ ارثیِ ورثه بر ترکه متوفی است، هنگامی که مال به تمام سهم الارث افراد وفا نکند و امکان اسقاط و محروم ساختن ورثه هم نباشد. فقها درباره این مسأله دو دیدگاه موافق و مخالف مطرح نموده اند و مخالفان با رد عول به دلیل مخالفت با آموزه های فقهی، نقص در سهام ترکه ی صنف به خصوصی از صاحبان سهم (ورّاث) را به عنوان راهکار قرار داده اند؛ در حالی که این راه حل هم با مشکلات عدیده ای روبرو است. در این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است، پس از بررسی و تحلیل سهم الإرث اصناف سه گانه ی برادران و خواهران در قرآن کریم، می توان به این نتیجه رسید که اگر صنف قوی تر بر صنف ضعیف تر مقدم گردد و به عنوان قاعده ای در اعطای سهم به ورثه قرار داده شود، توسل به عول را منتفی می نماید و راه برون رفتی برای حل مشکلات و تعارضات پیش آمده در نظریه مخالفان نیز خواهد بود.
بررسی ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه بر اساس الگوی نظری وینی و داربلنه؛ مطالعه موردی خطبه أشباح و قاصعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
25 - 53
حوزههای تخصصی:
ترجمه متون دینی و مقدس به ویژه نهج البلاغه، از مهم ترین راه ها برای انتقال مفاهیم آنهاست. این ترجمه ها نیازمند ارزیابی دقیق و علمی هستند تا بتوان نارسایی ها و کاستی های موجود در آنها را شناسایی کرده و در نتیجه سطح کیفی ترجمه ها را بهبود بخشید. در این میان، الگوها و نظریات متعددی از سوی صاحب نظران حوزه ترجمه جهت سنجش ترجمه مطرح شده اند. الگوی نظری وینی و داربلنه یکی از کارآمد ترین نظریات است که می توان از آن به عنوان چهارچوبی علمی جهت ارزیابی متون ترجمه شده به ویژه متون دینی استفاده نمود. این الگو که ترکیبی است از دو شیوه ترجمه مستقیم و غیرمستقیم، از هفت تکنیک تشکیل شده است که عبارتند از: قرض گیری، ترجمه تحت اللفظی، گرته برداری، تغییر صورت، تلفیق، معادل یابی و اقتباس. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام یافته است، بخشی از ترجمه فیض الاسلام از نهج البلاغه بر مبنای الگوی پیشنهادی وینی و داربلنه مورد بررسی قرار گرفته و میزان به کارگیری تکنیک های هفت گانه مشخص شده است. نتایج این جستار حاکی از آن است که مترجم ضمن وفاداری به متن مبدأ و رعایت اصل امانت داری، بیشتر از تکنیک های ترجمه غیرمستقیم بهره برده است و این امر موجب سلاست و شیوایی متن ترجمه گشته است.
Critical Analysis of Orientalists' Views on Abrogation, Based on the View of Allameh Tabātabā’ī in Al-Mizan (A Comparative Study of Blasher, Richard Bell, John Burton, Georges Sal, Noldeke, Goldziher, and Allameh Tabātabā’ī views)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
process of correcting and editing the verses of the Qur'an has been done by the Prophet under the title of abrogation, which requires distortion of the Qur'an. The Sunnis have documented this view of Orientalists. In this research, which has been written with a descriptive-analytical approach, while reviewing the views of orientalists such as Blasher and others about abrogation, the views of Shiite and Sunni commentators have been expressed and it has been proved that contrary to orientalists, abrogation means modification or change of ruling. It is not an edition, but as the great Shiite scholars and scholars have said, it means the end of the time of ruling and expediency, and it applies only to a few verses. In addition, according to Shiite scholars and Sunni scholars, the recitation of the Qur'an is not correct and is not in the Qur'an because it requires the distortion of the Qur'an.d
بررسی تفسیر کلامی و فلسفی آیات مسخ از دیدگاه مراغی، رشیدرضا، طوسی، ملاصدرا و طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
۱۷۸-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
تأثیر عملکرد آدمی بر شکل گیری روح از نظر مفسران امری قطعی است. در وقوع این تغییر شکل که از صورتی نیکوتر به صورتی زشت تر و قبیح تر است و مسخ نام دارد، در ساحت باطن اختلافی بین علماء و مفسران وجود ندارد ولی در ظهور دنیوی آن در ساحت جسم ظاهری، بین مفسران شیعه و اهل تسنن اختلاف نظر است. طوسی، ملاصدرا و علامه طباطبایی از مفسران شیعه نه تنها مسخ ظاهری را امکان پذیر می دانند بلکه بر وقوع آن معتقدند و مسخ اصحاب سبت که خدای متعال در قرآن به آن اشاره کرده را مسخی ظاهری می دانند. در حالی که مراغی و رشیدرضا از مفسران اهل تسنن، اعتقادی به مسخ ظاهری نداشته و مسخ اصحاب سبت را باطنی می دانند. در این مقاله با روش تطبیقی تحلیلی ادله مخالفان مسخ ظاهری رد و امکان وقوع این مسخ با دلایلی همچون امکان عقلی مسخ ظاهری، وقوع آن در قیامت، تمایز بین مسخ و تناسخ ثابت می گردد. همچنین با استفاده از ادله نقلی اثبات می شود وقوع این مسخ محظور عقلی نداشته و مسخ اصحاب سبت که قرآن بدان اشاره دارد، مسخی ظاهری بوده است.
بازخوانی ادبی آیه 61 توبه با تأکید بر فراز «قُل أذُنُ خیرٍ لَکُم» همراه با نقد ترجمه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به روایات تفسیری در ذیل آیات، تشکیل «خانواده حدیث» و نیز دقت در نوع دستوری عبارات و واژگان در زبان عربی و نقش آن ها در جمله، از جمله راهکارهای فهم دقیق آیات قرآن کریم است. یکی از این موارد، دقت در ترکیبات اضافی (مضاف و مضاف الیه) در زبان عربی است که انواع مختلفی دارد و گاهی ظاهر الفاظ، به دلایل گوناگون از جمله إعراب تقدیری و اضافه موصوف به صفت، مخاطب را در صورت عدم دقت به چنین مواردی، دچار اشتباه ساخته و از فهم مراد دقیق متن باز می دارد. این مطالعه سعی دارد تا با کاربست این موارد در آیه 61 سوره توبه و با تکیه بر تعبیر «... قل أذن خیر لکم ...» کارآیی آن ها را در ترجمه و فهم متون دینی روشن تر سازد. بر این اساس, تعبیر «أذن خیر» نوعی ترکیب اضافی (اضافه موصوف به صفت) است که به معنای خوش بین بودن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) نسبت به افراد جامعه می باشد و مراد از آن با توجه به روایات، ارتباط تنگاتنگ ایشان با امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و توجه ویژه نسبت به آن حضرت است.
نگاهی نو به تفسیر آیه امانت و ارتباط آن با خلافت و اختیار انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۳)
67 - 86
حوزههای تخصصی:
آیه امانت از آیات متشابه و کلیدی قرآن در باب خلقت انسان می باشد که معرکه آرای متنوع و گاه متضاد مفسران گشته است. از میان معانی متعددی که مفسران برای امانت برگزیده اند؛ همچون شریعت، ولایت، فطرت، روح منفوخ و ...، به نظر می رسد معنایی که برخی عارفان به آن رسیده اند، یعنی خلافت تامه انسان از جانب خداوند و همچنین معنای اختیار، از دقت بیشتری برخوردار است؛ چرا که اولاً این معانی بر اساس حقیقت مؤکد قرآن مبنی بر شعور، ادراک و عقلانیت همه کائنات، استوار گشته اند، ثانیاً اختصاص به انسان دارند، ثالثاً تکوینی بوده و در راستای سایر آیات خلقت هستند، رابعاً مناسب ترین توجیه را برای واژگان اشفاق، ظلومیت و جهولیت در آیه امانت فراهم می کنند. ازاین رو بسان دو روی سکه امانت اند.
Investigating the story of Noah’s Flood according to Qur'anic verses and archaeological researches(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Interdisciplinary Qur'anic Studies, Volume ۱, Issue ۱, June ۲۰۲۲
129 - 153
حوزههای تخصصی:
One meaning of the word āyah in Qur’anic context refers to a sign, which is a divine miracle as attested in verse (Q.54:15): Certainly We have left it as a sign; so, is there anyone who will be admonished? The verse refers to the story of Noah’s Ark and his nation’s penalty, which is presented as a sign for posterity. There are various perspectives among interpreters about the reference of pronoun it in the verse, depending on whose antecedent, the verse can be considered as one of the verses expressing divine miracles. The present study tries to investigate the aforementioned verse and its miraculous aspects through an interdisciplinary method between the Qur’an and archaeology. Based on conducted studies, the word āyah implies to Noah’s Ark or the Flood phenomenon and rescuing a few of his nation who are the only survivors of humankind. Given archaeological studies, there is no certain evidence yet to confirm the remains of the Noah’s Ark and the verse cannot thus be considered as a scientific miracle. As a result, the miraculous aspect of the verse indicates giving notice of the unseen which is verified in verse (Q.11:49).
مبانی تعلیمی اخلاق در قرآن و عهدین
حوزههای تخصصی:
رهنمون کردن انسان و دیگر موجودات به راه درست، از صفات پروردگار متعال و تجلی ربوبیت الهی در ظرف خلقت است. این ویژگی چنان فراگیر است؛ که هیچ موجودی از آن بی بهره نمی ماند. هدایت عمومی خداوند متعال به سه گونه هدایت فطری، عقلی و تشریعی قابل تقسیم است. ارسال راهنما یکی از شاخه های هدایت تشریعی است؛ که این نوع هدایت در واقع مکمل هدایت فطری و عقلی است. خداوند سبحان از طریق پیامبران و جانشینان آنان، نیاز به هدایت تشریعی را تأمین نموده است.. در قرآن کریم، عهد قدیم و عهد جدید به وجود پیامبران و وجه نیازمندی به آنان، اشاره شده و منشأ و صادرکننده احکام اخلاقی و نقش تبیین کنندگان این متون مقدس، مشخص گردیده است؛ ولی این متون در مورد عصمت انبیاء، نظرات متفاوتی دارند حتی در عهد قدیم، این عصمت به شدت خدشه دار شده است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی است در صدد تبیین، نقد و بررسی تطبیقی هدایت تشریعی در ادیان ابراهیمی می باشد.
واکاوی مدارک قاعده جَبّ با تأکید بر تفسیر تسنیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
241 - 265
حوزههای تخصصی:
خداوند نسبت به کسانی که مسلمان می شوند، وعده بخشش داده است. با وجود این، افراد غیر مسلمانی که دعوت خداوند به اسلام را مورد توجه قرار می دهند، با مسائل گسترده ای از جمله دیدگاه اسلام نسبت به اعمال گذشته خویش روبه رو هستند. دین اسلام در این زمینه، قاعده معینی دارد که اندیشمندان مسلمان به تبیین آن پرداخته و آن را تحت عنوان «قاعده جَبّ» نام گذاری کرده اند. اما اشکالاتی که نسبت به مدارک این قاعده مطرح شده است، باعث شده که شماری از اندیشمندان اسلامی از استناد به آن خودداری کنند؛ چرا که احادیث مربوط به آن از لحاظ سندی ضعیف بوده و مستندات قرآنی و سایر ادله آن نیز از حیث دلالت مورد مناقشه واقع شده اند. در این نوشته سعی شده با رویکرد توصیفی تحلیلی، مدارک مختلف این قاعده با تأکید بر دیدگاه های تفسیر تسنیم استخراج شده و در موارد لزوم مورد نقد و بررسی قرار گیرد. بر اساس یافته های پژوهش، ضعف سندی حدیث جَبّ با سایر ادله این قاعده جبران می شود. مستندات قرآنی این قاعده نیز به ویژه آیه 38 سوره انفال دربردارنده مفاد این قاعده می باشد. سیره نبوی، عمل اصحاب و بنای عقلا نیز هر یک دلیلی مستقل و معتبر در اثبات حجیت این قاعده می باشند.
اقسام مواجهه با روایات تفسیری در مدرسه تفسیری اصفهان
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
123 - 153
حوزههای تخصصی:
از جمله مدارس مهم در تاریخ تفسیر امامیه، مدرسه تفسیری اصفهان است که از تأثیرگذارترین مدارس تفسیری در تاریخ تفسیر محسوب شده و شناخت روش های تفسیری آن از اهمیّت بسزایی برخوردار است. نیل به تفسیر صحیح آیات قرآن در گرو شناخت روش های تفسیری مفسران بوده که بر اساس این شناخت درکی صحیح از درستی و نادرستی برداشت های قرآنی مفسر به دست می آید. در این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه دقیق روش های تفسیری تفاسیر اصفهانی، روش های مواجهه مفسران این دیار با روایات به دست آمده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که استفاده از روایات تبیینی جهت بیان معنا و مصداق، روایات مؤید معنای لغوی و مؤید مطلب و برداشت شخص مفسر، روایات فضائل سور و شأن نزول آیات، روایات همسو با دلالت قرآن، روایات مبین تأویل آیات، ترجیح معنای روایی بر دیگر اقوال، جمع بین روایات بیان مصداق، تعامل با روایات همگون یا ناهمگون جهت بیان مصداق و جری و تطبیق و یا جهت رفع اجمال آیه و یا به دلیل برون رفت از تعارض ظاهری روایت با حمل بر مراتب مختلف در مواجهه با روایات تفسیری مفسران در مدرسه تفسیری اصفهان دیده می شود.
A Critical Study of Zamakhsharī’s Interpretive Thoughts in Al-Kashshāf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tafsīr-e-Kashshāf is one of the most important interpretations that has been considered by most commentators of the Qur’an. From Zamakhsharī’s point of view, the science of semantics and expression is the most important and necessary knowledge for the interpretation of the Qur’an. In his view, not only with the help of this science, the rhetorical aspects of the Qur’an are known, but also the subtleties and beauties of the Qur’an are known only in the light of this knowledge. According to Zamakhsharī, the most delicate and precise topics of rhetorical sciences are the industry of Takhyīl (i.e. some kind of imagination), without which the interpretation and understanding of the verses of the Qur’an is not possible. The industry of Takhyīl is a kind of compound simile that is used to depict wonderful meanings and indescribable concepts that cannot be explained by a simple description. Zamakhsharī, while considering the verses of the Qur’an as miracles, eloquence and rhetoric, does not count all the verses as rhetoric on the same level. Zamakhsharī has tried to prove the legitimacy of his religion by interpreting the verses of the Qur’an. Zamakhsharī has opened a new horizon in the subject of Qur’anic rhetoric and has been able to introduce new points and materials on the topics that Abdul Qāhir Jurjānī (d. 471 AH) has invented about the rhetoric and meanings of the miracles of the Qur’an.
تحلیل و ارزیابی کاربرد نفس در قرآن
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
120 - 145
حوزههای تخصصی:
واژه نفس دارای معانی لغوی گوناگونی نظیر روح، خون، پیکر، چشم، جسد، نزد، حقیقت چیزی، غیب و... است. دیدگاه های متفاوتی درباره ریشه اصلی واژه نفس وجود دارد. براساس پژوهش صورت گرفته در این مقاله، ریشه اصلی واژه نفس، ذات و حقیقت هر شیء است و سایر معانی نفس برخی مجازی اند و برخی دیگر نیز قابل تأویل به این معنا هستند. واژه نفس با مشتقات آن بارها در قرآن به کار رفته است و تبیین جایگاه آن در فهم آیات قرآنی تأثیر اساسی دارد. در منابع تفسیری معانی نفس عبارت اند از: ذات شیء، روح، خون، چشم زخم، بزرگی و بخشش. گفته اند یکی از کاربردهای نفس در قرآن روح است و برای اثبات این ادعا به آیاتی از قرآن تمسک کرده اند. در این مقاله ضمن اشاره به آیات مذکور، در سه محور به نقد و بررسی دیدگاه مفسران پرداخته شده است: محور اول که یکی از مباحث مهم این پژوهش است، مناقشه در دلالت نفس بر روح است. براساس این دیدگاه به نظر می رسد در قرآن واژه نفس با همه استعمالات فراوان آن درباره انسان، در هیچ یک از موارد به معنای روح به کار نرفته است و نفس در قرآن به معنای ذات انسانی همراه با احوال و اوصاف مختلف به کار رفته است؛ محور دوم ارجاع معانی متعدد نفس به معنای ذات است و محور سوم منشأ خلط مفهوم نفس با روح است.
تحلیل انتقادی مستندات روایی کتاب «نقد قرآن» مبنی بر اثرپذیریِ قرآن از اشعار جاهلی (اعتبارسنجی صدوری و انگیزه شناسی جعل)
حوزههای تخصصی:
در لابه لای اﺷﻌﺎر ﺟﺎهلی، عبارت هایی بیش و کم مشابه برخی از آیات ﻗﺮآن دیده می شود. برخی از این اشعار در قالب منقولات و روایاتی در منابع حدیثی آمده و سبب شده است ﻋﺪه ای مانند دکتر سها آنها را ﯾﮑﯽ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻗﺮآن ﺗﻠﻘﯽ و با طرح شبهاتی خاص، به وحیانی بودن قرآن کریم خدشه وارد کنند. هدف پژوهش حاضر تحلیل سندی و دلالی این منقولات و روایات و پاسخ-گویی به این ادعاست. نتیجه تحقیق آن که در اسناد روایات و منقولات مورد استناد سها، حداقل یک راوی متهم به جعل حدیث حضور دارد و از این رو منقولات پیش گفته از حیث اعتبار ساقط اند و در زمره روایات ضعیف و موضوع شمرده می شوند. همچنین بازه زمانی وضع این منقولات و روایات را می توان نیمه دوم قرن دوم تا نیمه دوم قرن سوم تخمین زد. با توجه به دلالت متنی روایات که در آنها خبر از مبعوث شدن پیامبر اکرم(ص) مطرح شده و نیز وضع سیاسی-اجتماعی این عصر (باز شدن باب ترجمه آثار یونانی و ظهور فرقه های گوناگونی از قبیل زنادقه) می توان انگیزه وضع آنها را یاری دین و تقویت معتقدات اسلامی در برابر هجمه های اعتقادی مخالفان و منکران تصور کرد.
روش تفسیری مصطفی مسلم در سوره بقره با تأکید بر نظریه وحدت موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۳)
127 - 146
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر نگرش موضوعی به تفسیر قرآن سرعت بیشتری پیدا کرده و مفسران با هدف دستیابی به معارف نوین، رویکرد کل نگری به قرآن و سوره ها را اتخاذ کرده اند. نظریه وحدت موضوعی نیز با پیش فرض موضوع واحد برای هر سوره، به دنبال ارائه تفسیری جامع از آیات قرآن است. در این میان، مصطفی مسلم با نگارش «التفسیر الموضوعی لسور القرآن الکریم»، اولین تفسیر کامل سوره های قرآن بر پایه وحدت موضوعی را ارائه داد. میزان موفقیت یا عدم موفقیت وی در عملی ساختن این شیوه تفسیری و ارزیابی کارآمدی نظریه وی، منوط به مطالعه و بررسی اثر تفسیری ایشان خواهد بود. ازاین رو ایده اصلی نوشتار حاضر، نقد و بررسی روش تفسیری مصطفی مسلم در سوره بقره با تأکید بر نظریه وحدت موضوعی است؛ چه آنکه رهگیری و اثبات وحدت موضوعی در طولانی ترین سوره قرآن می تواند مؤیدی بر نظریه مذکور باشد و از حجم مخالفت ها با آن بکاهد؛ هرچند یافته های پژوهش نشان می دهد تفسیر موضوعی مصطفی مسلم از کاستی هایی مانند تکلف در تعیین محور و مقاطع سوره، عدم حضور نظریه وحدت موضوعی در فرایند تفسیر، ابهام و اضطراب در روش و ... رنج می برد و در مجموع وی نتوانسته نظریه وحدت موضوعی مورد نظر خویش را در تفسیر عملی سازد.
ارزیابی مؤلفه های فرهنگی شهر طیّب از منظر قرآن (مطالعه موردی: شهر مراغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شناخت و معرفی شهر مطلوب اسلامی از مهم ترین چالش های محققان و متولیان مسائل شهری است. به جهت هجوم همه جانبه فرهنگ غرب و تقلید از الگوهای مدرنیته غربی، ترسیم مختصات و مبانی شهر طیب با رویکرد فرهنگی براساس آیات قرآن، استراتژی آگاهانه جهت رفع معضلات شهری است. از این رو پژوهش حاضر درصدد است تا با استفاده از نرم افزار SPSS، وضعیت فرهنگی شهر مراغه را با مؤلفه های فرهنگی شهر طیب از منظر قرآن در قالب 12 شاخص اصلی و 36 گویه ارزیابی نماید. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش کار توصیفی- تحلیلی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از دو روش اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که وضعیت فرهنگی شهر مراغه در مؤلفه های فرهنگی تجلّی توحید در فضاى شهر، رونق عبادت در شهر، اخلاص و پرهیز از ظاهرگرایی و مقدس مآبی، برقراری عدالت، گسترش ذکر و تذکر در شهر، رعایت عفت عمومی و هویت و عدم خودباختگی، با مؤلفه های فرهنگی شهر طیب از منظر قرآن تفاوت معناداری دارد به طوری که شهر مراغه به لحاظ مؤلفه فرهنگی ذکر شده، فاصله زیادی با معیارهای شهر طیب از منظر قرآن کریم دارد. اما در مؤلفه های فرهنگی گسترش تقوا و معنویت در شهر، شهر توکّل کنندگان، تأمین امنیت و آرامش، ضرورت وحدت در شهر و شهر اخلاق مدار، تفاوت معناداری با معیارهای شهر طیب اسلامی ندارد. در این پنج مؤلفه ذکر شده وضعیت فرهنگی شهر مراغه در مقایسه با معیارهای شهر طیب اسلامی در سطح قابل قبولی قرار دارد.
تبيين ربوبیت عامه الاهي در سوره مُلك بر پایه تفسير ساختاري با تأکید بر تفسیر المیزان
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
35 - 56
حوزههای تخصصی:
بررسی ساختار هندسی آیات قرآن کریم بر پایه اهداف سور، روی آورد جدید دوران معاصر است که از آن، با عنوانِ تفسیر ساختاری یاد می شود. در این روش، روابط بین آیات در پرتو غرض سوره کشف شده و با توجه به ساختار سوره و سیاق آیات، می توان به معنای روشن و منطقی آیات دست یافت. هدف مقاله حاضر، بررسی ساختاری سوره مبارکه مُلک است که با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر برخی از تفاسیر شیعه و اهل سنّت و با تأکید بر تفسیر شریف المیزان، سامان یافته است. بررسی ها، نشان می دهد که هدف اصلی این سوره، ناظر به تبیین و توصیفِ فرمان روایی و ربوبیت عامه الاهی بر جهان هستی و زندگی انسان هاست و مواردی هم چون دلایلِ این ربوبیت و فرمان روایی، تأثیر اعتقاد به ربوبیت خدا در سرنوشت اخروی انسان ها و نشانه های تدبیر و ربوبیت الاهی در زندگی انسان ها، به عنوان اهداف فرعی و ثانوی، مورد توجه بوده اند.
بازکاوی تحلیلی موضع مشرکان قریش در قبال وصف شریف «الرحمن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
217 - 242
حوزههای تخصصی:
در آیه شریفه 60 سوره فرقان، اجمالاً به اظهار جهل و ازدیاد نفورِ مشرکان قریش در قبال وصف شریف «الرحمن» اشاره شده است. در این راستا، شواهد دیگری نیز در آیات و روایات موجود است. حال مسئله اینجاست که علت این واکنش ویژه چیست؟ مقاله حاضر بر آن است که به روش توصیفی تحلیلی، پاسخ سٶال مزبور را از لابه لای متون دینی و تاریخی استخراج نماید. به نظر می رسد اولاً اظهار جهل مشرکان قریش صادقانه نبود و بیشتر جنبه تجاهل داشت؛ ثانیاً تجاهل ایشان در قبال «الرحمن»، بهانه تراشی برای توجیه و تثبیت گریز از آن بود و ثالثاً انگیزه اصلیِ حساسیت و نفور ویژه مشرکان قریش در قبال «الرحمن» به سه عامل بر می گشت: اول آنکه «الرحمن» در فضای آن روز، نماد معبودِ بی شریک بود و دوم آنکه «الرحمن» به فرهنگ عقیدتیِ قبایل رقیب تعلق داشت و سوم آنکه «الرحمن» در لسان مٶمنان، پرتکرار و شعارگون بود.
قوّامیت مردان و تأثیر آن بر فعالیت اجتماعی زنان از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱شماره ۴۸
159 - 186
حوزههای تخصصی:
فعالیت اجتماعی زنان از جمله مسائلی است که امروزه با پیشرفت بشر و گسترش روابط انسانی، اهمیت بسیاری یافته است. زیرا زنان به عنوان نیمی از جامعه می توانند نقش های مؤثری در اجتماع داشته باشند. از سوی دیگر خانواده از منظر قرآن کریم، دارای جایگاه ویژه ای است به گونه ای که برای رعایت مصالح خانوادگی و اجتماعی، دستورات خاصی را جهت تنظیم روابط همسران وضع کرده است. قوامیت مردان بر زنان که در آیه شریفه « الرجال قوامون علی النساء» بیان شده به عنوان یکی از این دستورات است که به نظر برخی صاحبنظران با فعالیت اجتماعی زنان در تعارض است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی وبا هدف تحلیل و بررسی مفهوم قوامیت و تأثیر آن بر فعالیت اجتماعی زنان، این موضوع را مورد بررسی قرارداده و با توجه به معنای لغوی و تفسیر صحیح از آن، قوامیت را نه به معنای رئیس بودن بر زن بلکه به عنوان ابزاری در اختیار مردان می داند که بتوانند به وسیله آن، امور خانواده را اداره کنند بنابراین قوامیت نمی تواند مانعی برای فعالیت اجتماعی زنان محسوب شود. زیرا قوامیت براساس قرائن موجود در آیه آیات دیگر اختصاص به خانواده دارد و تا زنان می توانند در هر نوع فعالیت سیاسی، اقتصادی و علم آموزی مشارکت داشته باشند تا زمانی که فعالیت اجتماعی آنان به نقش خانوادگی آنها آسیب نزند.
تحلیل نظام گفتمانی سوره منافقون بر اساس نشانه-معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گذر از ساختار گرایی و ورود به مرحله نشانه - معنایی بیانگر این مطلب است که معنا امری متکثر و تعدد پذیر، از پیش تعیین نشده و حصار نا پذیراست که فرصت خوانش های متعدد و پویا را در گفتمان ها فراهم می سازد. همچنین، به دلیل اینکه نشانه - معناشناسی، منحصراً از طریق تبیین وجوه نشانه ای موجود درون متن صورت می گیرد، می تواند ابزاری مناسب برای مطالعه گفتمان های دینی باشد. ازاین رو در این پژوهش، یکی از گفتمان های چالشی در قرآن کریم، تحت عنوان سوره منافقون انتخاب گردید، تا ساختارهای شکل گیری، تولید و دریافت معنا، شگرد ها، ابزارهایی که منافقان سعی در پنهان کردن چهره حقیقی شان دارند و استراتژی های قرآن کریم برای آشکار-ساختن حقیقت آنان، بررسی گردد. روش تحقیق، روش توصیفی - تحلیلی با اتکا بر ابزار نشانه - معناشناسی است. نتایج بررسی روابط بین نشانه های سوره منافقون نشان می دهد که منافقان برای کنش نفاق، استراتژی و شگردهای مختلفی را پایه ریزی می کردند که مهم ترین آن عاطفی سازی فضای گفتمان است. از دیگر نتایج تحقیق، اشاره به استراتژی قرآن کریم است که همواره، در مقابل نشانه های منافقان، نشانه های چالشی ، تناقضی، تقابلی، دگرسویی را انتخاب می کند تا جریان عاطفی را که به راه انداخته اند به سمت شناخت و شناساندن چهره حقیقی آنان، هدایت کند.