فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
The Lebanese scholar Chibli Mallat, analysing Muḥammad Bāqir al-Ṣadr’s work, affirms that the Iraqi intellectual proposed a completely new comprehensive theory of the Islamic State, focusing on constitutionalism and economics. Following Mallat’s intuition, this paper will focus on the second aspect of al-Ṣadr’s work. It will deal with the use of thematic Quranic exegesis (al- tafsīr al-mawḍūʿī ) in al-Ṣadr’s main work on economics, Iqtiṣādunā. The article will argue that al-Ṣadr’s use of this kind of exegesis is determined by his will to provide a comprehensive understanding of the Islamic vision of economics as a central part of a new Islamic society. Furthermore, the paper will argue that in al-Ṣadr’s work, this new conception of Islamic society is also voted to propose a valid alternative to capitalism and Marxism, both as economic systems and conceptions of society, fighting Western cultural influences and Epistemic colonisation. Henceforth, the article will frame al-Ṣadr’s effort to build a comprehensive critique of Western Epistemic colonisation within the concept of Cultural Hegemony and Counter-hegemony as defined by Asef Bayat and Antonio Gramsci and analyse his endeavours within this framework. To highlight these points, the presentation will provide an overview of the use of al-tafsīr al-mawḍūʿī in a short selection of passages from Iqtiṣādunā, drawing on the methodological framework provided by Gramsci, Bayat, and other scholars.
گونه شناسی کاربست آیات قرآن در کتاب شرح چهل حدیث امام خمینی(ره)
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۹
13 - 28
حوزههای تخصصی:
پس از قرآن، احادیث پیامبر اعظم (ص) و امامان شیعه (عل) چراغ هدایت بشریت بوده اند. حدیث، مانند قرآن دارای ابعاد گوناگون و جنبه های متعدد است و محکم و متشابه، مطلق و مقید و عام و خاص و ... دارد که تمامی این جنبه ها در سه حوزه شرح الحدیث، نقدالحدیث و حل اختلاف اخبار بررسی می شود. در طول تاریخ شارحان حدیث از روش های مختلفی برای شرح احادیث استفاده کرده که مهم ترین آن ها بهره گیری از آیات قرآن کریم است. در این میان امام خمینی(ره) به عنوان فقیه جامع علوم فقه، اصول، عرفان، فلسفه و حدیث، چنین نگاهی را در آثار مکتوب خود به یادگار گذاشته اند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و شیوه کتابخانه ای، به بررسی روش امام خمینی(ره) در شرح روایات با بهره گیری از آیات قرآن کریم در کتاب شرح چهل حدیث پرداخته است. بیان اندیشه های قرآن شناختی امام خمینی(ره) با تمرکز بر مسئله فهم قرآن از نگاه امام و ترسیم ابعاد مختلف آن از اهداف اساسی این پژوهش است. روش امام خمینی(ره) در بهره گیری از آیات قرآن در شرح روایات، چراغ روشنی فرا راه نویسندگان، اندیشمندان دینی و حدیث پژوهان است. یافته های پژوهش نشان می دهد، مجموع آیاتی که در شرح روایات چهل حدیث به کار رفته است، در حدود 140 آیه است که بعضی تکراری است. در این میان، 76 آیه برای استشهاد به قرآن، تعداد 30 آیه جهت استدلال به قرآن، 6 آیه به عنوان نمونه و تمثیل و 5 آیه برای بیان مصداق استفاده شده که تفصیل هر یک از این موارد در متن مقاله بیان شده است.
بینامتنیت دعای پنجاهم صحیفه سجادیه و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
33 - 48
حوزههای تخصصی:
بینامتنی یکی از رویکردهای مورد توجه در پژوهش های دهه اخیر در عرصه ادبیات است. بینامتنی، نظریه ای است که به بررسی رابطه بین دو متن می پردازد. قرآن کریم که در رأس میراث دینی قرار دارد، همواره سرچشمه اقتباس بسیاری از متون ادبی و دینی بوده است و صحیفه سجادیه که از آن به «اخت القرآن» تعبیر می شود، مفاهیم و تعابیر قرآنی بسیاری در آن تجلی یافته است. پژوهش حاضر به بررسی رابطه بینامتنی قرآن و فرازهای دعای پنجاهم صحیفه سجادیه پرداخته و با روش توصیفی- تحلیلی به این نتیجه دست یافته است که بین آیات قرآن و کلام امام سجاد(ع) پیوند دوسویه و رابطه تنگاتنگی وجود دارد. امام(ع) در طول این دعا، از انواع بینامتنی ساختاری، مضمونی و واژگانی بهره برده اند به گونه ای که قرآن در درخواست هایشان تجلی یافته است و ساختار کلام او در این دعا، بیشتر از نوع بینامتنی مضمونی و نوع رابطه آن، از نوع نفی متوازی است.
Explaining the Epistemology of Change from the Perspective of Qur'an (Deconstructive Analysis on Change and Motion)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is to explain time based on the constructivist view of substantive motion. This activity has been done in a deconstruction manner. It is the deconstruction, re-reading, and analysis of any subject by decentralizing it and achieving dimensions of the subject that are often overlooked. In general, theories of time are divided into two categories: theories of substantive change, which consider change to be related only to the appearances and names and the superficial layers of the system and all its phenomena, and theories that consider time made by the substantive motion and fundamental change and evolution of phenomena. By challenging the themes in the view of the change of nature, the space was paved for the view to emerge on the constructivism of the transcendent purposeful substantive motion. According to the constructivist approach of purposeful substantive motion, all phenomena of existence, and especially human beings, are moving in the path of the Creator according to their need and poverty. The centralization of the approach to the constructivism of the substantive motion has implications for education. Thus, education is more and more a religious nature and according to the substantive motion, the universe, based on its inherent nature, needs a stimulus that is being created and invented every moment in order to be able to form a momentary identity of the world and man. And the accidental world is an inherent occurrence (not a time occurrence).
بررسی تطبیقی محورهای چالشی آیه «وارثان کتاب» با تأکید بر آرای تفسیری آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تطبیقی قرآن پژوهی سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
184 - 203
حوزههای تخصصی:
بروز نقطه نظرهای متفاوت از سوی مفسران فریقین در جهت تفسیر آیه 32 سوره فاطر، حاکی از چالشی بودن فهم فرازهای مختلف آن است. نوشتار حاضر که به شیوه اسنادی و روش تحلیلی- توصیفی تدوین یافت؛ ضمن بیان دیدگاه آیت الله جوادی آملی در جهت تبیین مفهوم واژگان «ثم»، «أورثنا»، «کتاب»، و «إصطفینا»ی مذکور در این آیه و تفسیر فرازهای مختلف آن، بر آن است تا بصورت تطبیقی، نگرش های مفسران فریقین در جهات مورد اشاره را نیز مورد واکاوی قرار دهد. نتیجه و برآیند این تحقیق حکایت از این دارد که ایشان بر این باورند که مراد از «کتاب»، قرآن و مقصود از «وارثان کتاب»، «الَّذینَ اصْطَفَیْنا» هستند که دارای سه طایفه ی: «ظالِمٌ لِنَفْسِهِ، مُقْتَصِدٌ» و «سابِقٌ بِالْخَیْراتِ» می باشند. «ظالِمٌ لِنَفْسِهِ» افراد غیر عارف به امام و هوامحور و «مُقْتَصِدٌ» عارف به حقِ امام و قلب محور و «سابِقٌ بِالْخَیْراتِ» پیشگامانی هستند که همواره بر محور اراده خدای سبحان حرکت می کنند. اینان مراحل کمال انسان را به سلامت طی کرده و با فضل الهی به مرحله امامت متقین نائل آمده اند. ایشان ائمه اطهارD را مصداق «سابق بالخیرات» و بالاصاله میراث دار قرآن می دانند که بقیه امت هم در پرتو علم آنان از قرآن کریم بهره می گیرند.
بازخوانی پیام و دلالت سوره فتح و ارتباط آن با ولایت امیرالمؤمنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود کارآمدی روش تفسیر قرآن به قرآن برای کل سورقرآن، کاربست این روش تفسیری به دلیل ابهامات در برخی سور و آیات مانند سوره فتح، اهمیت بیشتری دارد. برای نمونه ترتیب نزول دو سوره فتح و مائده، شباهت های مضمونی و واژگانی دو سوره، رهنمونگر مفاهیم و تفسیری متفاوت از آیات این سوره خواهد شد. مضمون کلی سوره درباره فتح و الطاف الهی حاصل از آن، رفتار منافقان، مشرکان و معافین از رزم، توصیف پیامبر و پیروان آن حضرت است. با بررسی و بیان دلایل قرآنی و روایات، مشخص خواهد شد که این سوره علاوه بر اشتمال آن بر حوادث فتح مکه، در ورای خود از مفاهیمی خطیر مانند مقدمه چینی ابلاغ ولایت و تبیین رفتار و عاقبت موافقان و مخالفان آن سخن می گوید. این استدلال، مبتنی بر ادله و نشانه هائی چون نزول سوره فتح پیش از سوره مائده، تشابه مضمون میان آیات این دوسوره باهم، وجود بشارات غفر ذنب نبی، نصرعزیز، صحبت از منافقان و جاودانگی اسلام و در آخر ترسیم چهره نبی مکرم و همراهان ایشان در قرآن، انجیل و تورات؛ است که همه اینها نشانه ای از زمینه چینی خداوند برای بحث ولایت امیرالمؤمنین است.
An Evolutionary Reading of Adam's Creation in the Qur'an with Emphasis on the Concepts of Creation and Selection(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In theological debates about the creation of human and the theory of evolution, “the theory of creation” means the creation of human at once by the creator of the universe, and “the theory of evolution” means the natural, normal, and gradual creation of human in the evolutionary cycle of life. The question is whether the Qur’an also views human creation as contradictory to his natural and evolutionary genesis. This study shows that the Qur’anic concepts of creation (khalq) and selection (iṣṭifāʾ) based on the contextual analysis of these vocabularies allow for an evolutionary reading of human creation. Creation means the emergence of phenomena in a natural, time-consuming, step-by-step process with the interference of natural laws supported by God’s command. The meaning of the presence of divine command in all stages of creation is the consciousness of all the objects and their components which is effective in the process of creating an organ along with other factors. Also, the concept of selection of Adam suggests that Adam was chosen among his contemporaries as the first modern human being because of his physical and mental superiority, and his creation was not at once, unnatural and unrelated to previous generations.
Rethinking the word faraḍa: An Inquiry to the Earliest Commentaries and Its contextual relevance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Interdisciplinary Qur'anic Studies, Volume ۱, Issue ۱, June ۲۰۲۲
201 - 212
حوزههای تخصصی:
Some exegetic comments narrated from early scholars do not relate neither to the Quranic context, nor to lexicographical and linguistic evidences. As a case, such irrelevance can be observed for the verb faraḍa in the verse (Q.24:1), as well as the verse (Q.28:85). Regarding methodology, this research used both traditional lexicographical and linguistic etymological inquiries. The result of the research is the fact that both verses are speaking of the philosophy of the Quranic surahs being revealed gradually in separate parts appropriate to social occasions and the challenges in prophetic era.
بررسی تفسیری آیات نسبت ضلالت به خدا و تنافی آن با اختیار انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۲۶-۷
حوزههای تخصصی:
هدایت و اضلال الهی دارای دو نوع ابتدایی و جزایی است؛ هیچ یک از این دو نوع منافاتی با اختیار انسان ندارد؛ چراکه یا قابل استناد به خداوند نیست و یا اگر هست، اختیار انسان را سلب نمی کند. اما هدایت ابتدایی که به معنای نشان دادن راه کمال و سعادت به انسان است و هدایت جزایی که نتیجه بهره گرفتن اختیاری انسان از اسباب هدایت ابتدایی خداوند است و نیز اضلال جزایی که نتیجه سوءاختیار خود انسان است، با وجود قابل استناد بودن این سه قسم، به خداوند اما منافاتی با اختیار انسان ندارد، اما اضلال ابتدایی قابل استناد به خداوند نیست. بحث هدایت و اضلال الهی از آن جهت دارای اهمیت است که شبهه معروف جبر در هدایت و ضلالت را پاسخی درخور می دهد؛ چرا که ظاهر اضلال و هدایت الهی این است که انسان اختیاری در گمراه شدن نداشته و خداوند افراد را وادار به راه درست یا نادرست می نماید. این پژوهش ثابت می کند که هدایت و ضلالت انسان به اختیار خود اوست.
روش پی جویی اصطلاحات تخصصی علوم انسانی در قرآن کریم (رویکردی معناشناختی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۴)
69 - 92
حوزههای تخصصی:
قرآن و علوم انسانی عرصه هایی متفاوت از هم هستند. همین تفاوت ها نیز باعث شده تا باوجود تمایل جامعه برای تولید علوم انسانی قرآن بنیان، تولیدات شاخصی در این زمینه عرضه نشود. اصلی ترین چالشی که در این حوزه پیش روی محققان قرار دارد، چگونگی برقراری ارتباط و مفاهمه میان این دو عرصه است. پژوهش پیش رو با معرفی اصطلاح به مثابه نقطه آغازین پژوهش میان رشته ای قرآن و علوم انسانی، زبان را به عنوان بستر تعامل این دو معرفی نموده است و برای برقراری تعامل در این سطح، مبتنی بر رویکرد معناشناسی، روشی را پیشنهاد داده که می بایست سه مرحله در آن طی شود. مرحله نخست، واسازی اصطلاح تخصصی است. در این مرحله، مؤلفه های معنایی اصطلاح از منابع به دست آمده و پس از دسته بندی مؤلفه ها، مؤلفه های اصلی، جانبی و ویژه آن تعیین می گردد. در مرحله دوم بایستی معادل یابی و تحلیل مفهوم قرآنی انجام شود. در این مرحله با انتخاب معادل قرآنی، دست به تحلیل معناشناختی آن در پیکره و بافت قرآن می زنیم. مرحله سوم، به هم سنجی مؤلفه های اصطلاح با مؤلفه های مفهوم قرآنی پرداخته و با تعیین مؤلفه های همسو، ناهمسو و ویژه هر یک، امکان تطبیق مفاهیم در دو سویه قرآن و علوم انسانی را فراهم می آورد.
مقایسه مفهوم قرآنی تفضیل با مفهوم تبعیض در علوم اجتماعی و استلزامات آن در مباحث جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
51 - 74
حوزههای تخصصی:
از دیرباز تا کنون، افراد ناآشنا با معارف قرآنی، شبهاتی درباره گزاره های قرآنی مربوط به حقوق و جایگاه اجتماعی زنان مطرح کرده اند. یکی از مستندات این شبهه افکنان در مورد جایگاه زن در قرآن کریم، استدلال به مفهوم «تفضیل» در آیه 34 سوره نساء است. آنان مدعی اند که این مفهوم قرآنی بر «تبعیض» علیه زنان دلالت می کند. این نوشتار بر آن است که با هدف پاسخ گویی مستدل به این شبهه و همچنین تنویر افکار عمومی خصوصاً جوانان نسبت به مقصود خداوند از آیات «تفضیل»، به روش توصیفی تحلیلی مٶلفه های معنایی مفهوم قرآنی «تفضیل» و «تبعیض» در علوم اجتماعی را استخراج نموده و پس از مقایسه این دو، اثبات نماید که واژه تفضیل ممکن است بر مزیتی برای مردان نسبت به زنان دلالت داشته باشد؛ ولی در واقع بیانگر برتری تکوینی آنان برای ایفای نقش «قوّام» بودن و انجام مسئولیت برای حفظ و تأمین نیازمندی های خانواده است. این امر با مفهوم تبعیض در علوم اجتماعی کاملاً متفاوت است و هیچ دلالتی بر آن ندارد.
چگونگی تمثّل فرشتگان با تاکید بر رویکرد قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد بحث در مورد فرشتگان در قرآن کریم، مسئله تمثّل و چگونگی تمثّل آنها میباشد که در فهم بسیاری از مسائل مطرح در متون دینی، تأثیرگذار است. این مقاله با روش توصیفی _ تحلیلی، به چگونگی تمثّل فرشتگان مبتنی بر آیات قرآن و بررسی دیدگاه های دانشمندان اسالمی به ویژه مفسران قرآن کریم پرداخته و به این نتیجه رسیده است که: 1 .تمثّل عبارت از ظهور یک موجود به صورت و شکلی غیر از صورت واقعی خود برای موجود دیگر است. 2 .فرشتگان مجرّد عقلی و مثالی میتوانند به دو صورت تمثّل یابند: در مثال منفصل و متّصل )قوای مدرکه انسان( به صورت و هیئتی غیر صورت و هیئت ماهیت اصلی خود؛ و در عالم مادّه با انشاء یک بدن مادّی لطیف و یا کثیف. و در صورت اثبات وجود فرشتگان مادیّ چنانکه برخی بزرگان نیز به وجود چنین فرشتگانی نیز تصریح دارند، تمثّل این دسته از فرشتگان میتواند به صورتهای مختلف و در بدن مادّی کثیف یا لطیف باشد
هویت شناسی قاعده «قال، و لم یقل، کما قال» و کارکرد آن در تفسیر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۴)
21 - 40
حوزههای تخصصی:
«قواعد تفسیری»، دستورالعمل های کلانی هستند که برای دستیابی به فهمی موجّه از متن شکل گرفته اند. یکی از مهم ترین دستورالعمل ها در عملیات تفسیر، چگونگی کشف دو لایه «ژرف ساخت و روساخت»، و فرآیندی است که در روابط «هم نشینی و جانشینی» در زنجیره کلمات اعمال شده است. تبیین این مطلب در زبان شناسی ساختارگرا و دستور زبان گشتاری صورت پذیرفته است. حال آیا این نحوه تحلیل در آیات قرآن نیز قابل تطبیق است؟ آیا مستندی درون دینی دارد؟ آیا می توان آن را به صورت یک «قاعده تفسیری» نشان داد؟ و چگونه می توان از آن استفاده کرد؟در این مقاله تلاش شده تبیین گردد که روش تحلیل زبان شناسانه، اختصاص به متن خاص ندارد و در متن قرآن نیز جاری است، و هم چنین مستنداتی از عملکرد ائمه (ع) در استفاده از این روش ارائه شده و به صورت یک قاعده قرآنی با عنوان «قاعده قال و لم یقل» صورت بندی گردیده و نحوه استفاده قدم به قدم از آن در یک نمونه از آیات تطبیق شده است.
تبیین فرایند خط مشی گذاری سیستمی از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
132 - 169
حوزههای تخصصی:
فرایندی بودن خط مشی گذاری مورد قبول همه دانشمندان این رشته بوده و برای بررسی این فرایند، از رویکردهای مختلفی استفاده شده است که یکی از آن ها رویکرد سیستمی است. رویکرد سیستمی برای اقدام به موقع در مقابل تحولات عمیق و پی درپی عصر حاضر بکار گرفته می شود. این تحقیق پیرامون مسئله (چگونگی نظر قرآن نسبت به بررسی فرایند خط مشی گذاری با رویکرد سیستمی) به بحث پرداخته است اهمیتش در این است که از یک طرف سازمان را به عنوان یک سیستم باز و متعامل با محیط در نظر گرفته و از طرف دیگر این نوع نگاه را با توجه به منابع اسلامی مورد تحلیل قرار داده است. مقاله حاضر با روش تحلیلی – توصیفی با هدف استخراج نظر اسلام نسبت به رویکرد سیستمی در بررسی فرایند خط مشی گذاری، به این نتیجه رسیده است که بررسی فرایند خط مشی گذاری با رویکرد سیستمی - با توجه به مستنداتی که در متن مذکور است- مورد تأیید و تأکید دین مقدس اسلام بوده و دستورات متعددی از پیشوایان دینی همسو با این رویکرد وجود دارد.علاوه بر مباحث مدون در خط مشی گذاری مصطلح، مصالح، مفاسد و عرف نیز به عنوان ورودی ها و محیط خط مشی گذاری اسلامی در نظر گرفته شده است.
بازخوانی تفسیر « لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ»در پرتو نظریه انسجام و پیوستگی قرآن و نسبت آن با آزادی دین و عقیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۷۰-۵۳
حوزههای تخصصی:
فراز «لا اکراه فی الدین» توسط مفسران در ادوار مختلف به گونه های متفاوت تفسیر شده است. گروهی جواز آزادی عقیده را از آیه برداشت نموده و گروه دیگر آن را در تعارض با آیات قتال و ارتداد دانسته اند. تمایز و گوناگونی فهم و دریافت مفسران از آیات قرآن از سویی مربوط به پیش فرض های ذهنی مفسّر و از سویی دیگر با عوامل تاریخی و فضای فکری و فلسفی هر دوران ارتباط دارد، چنانکه در دوران معاصر به دلیل غلبه الگوواره فلسفی مدرن، آزادی انسان در پذیرش دین و عقیده به مثابه یکی از حقوق مسلم بشری فرض شده است. این جستار تلاش کرده در چارچوب نظریهانسجام و پیوستگی قرآن به بازخوانی تفسیر فراز قرآنی فوق بپردازد. بر پایه نظریه انسجام، تفسیر آیات باید با توجه به روح کلی قرآن و در ارتباط با همه عناصر و مفاهیم اصلی متن قرآن مجید صورت گیرد. این مطالعه نشان داده است که آموزه «لا اکراه فی الدین» حق آزادی عقیده و آزادی انتخاب دین برای افراد بشری را به رسمیت شناخته و احکام مربوط به قتال و جهاد در چارچوب نظریه انسجام قرآن نباید معارض و ناسخ این آموزه قرآنی تلقی گردد و به گفته برخی از مفسران مربوط به شرایط خاص تاریخی اجتماعی است.
تأثیرگذاری طبقات ورّاث در تحقق عول؛ مطالعه تطبیقی فقه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال پنجم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
278 - 262
حوزههای تخصصی:
عول که کاستن از سهم الارث ورّاث و افزایش تعداد سهام جهت تأمین سهام همه وراث می باشد، راه حلی از جانب فقها در زمان اجتماع حقوقِ ارثیِ ورثه بر ترکه متوفی است، هنگامی که مال به تمام سهم الارث افراد وفا نکند و امکان اسقاط و محروم ساختن ورثه هم نباشد. فقها درباره این مسأله دو دیدگاه موافق و مخالف مطرح نموده اند و مخالفان با رد عول به دلیل مخالفت با آموزه های فقهی، نقص در سهام ترکه ی صنف به خصوصی از صاحبان سهم (ورّاث) را به عنوان راهکار قرار داده اند؛ در حالی که این راه حل هم با مشکلات عدیده ای روبرو است. در این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است، پس از بررسی و تحلیل سهم الإرث اصناف سه گانه ی برادران و خواهران در قرآن کریم، می توان به این نتیجه رسید که اگر صنف قوی تر بر صنف ضعیف تر مقدم گردد و به عنوان قاعده ای در اعطای سهم به ورثه قرار داده شود، توسل به عول را منتفی می نماید و راه برون رفتی برای حل مشکلات و تعارضات پیش آمده در نظریه مخالفان نیز خواهد بود.
Critical Analysis of Orientalists' Views on Abrogation, Based on the View of Allameh Tabātabā’ī in Al-Mizan (A Comparative Study of Blasher, Richard Bell, John Burton, Georges Sal, Noldeke, Goldziher, and Allameh Tabātabā’ī views)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
process of correcting and editing the verses of the Qur'an has been done by the Prophet under the title of abrogation, which requires distortion of the Qur'an. The Sunnis have documented this view of Orientalists. In this research, which has been written with a descriptive-analytical approach, while reviewing the views of orientalists such as Blasher and others about abrogation, the views of Shiite and Sunni commentators have been expressed and it has been proved that contrary to orientalists, abrogation means modification or change of ruling. It is not an edition, but as the great Shiite scholars and scholars have said, it means the end of the time of ruling and expediency, and it applies only to a few verses. In addition, according to Shiite scholars and Sunni scholars, the recitation of the Qur'an is not correct and is not in the Qur'an because it requires the distortion of the Qur'an.d
بازخوانی ادبی آیه 61 توبه با تأکید بر فراز «قُل أذُنُ خیرٍ لَکُم» همراه با نقد ترجمه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به روایات تفسیری در ذیل آیات، تشکیل «خانواده حدیث» و نیز دقت در نوع دستوری عبارات و واژگان در زبان عربی و نقش آن ها در جمله، از جمله راهکارهای فهم دقیق آیات قرآن کریم است. یکی از این موارد، دقت در ترکیبات اضافی (مضاف و مضاف الیه) در زبان عربی است که انواع مختلفی دارد و گاهی ظاهر الفاظ، به دلایل گوناگون از جمله إعراب تقدیری و اضافه موصوف به صفت، مخاطب را در صورت عدم دقت به چنین مواردی، دچار اشتباه ساخته و از فهم مراد دقیق متن باز می دارد. این مطالعه سعی دارد تا با کاربست این موارد در آیه 61 سوره توبه و با تکیه بر تعبیر «... قل أذن خیر لکم ...» کارآیی آن ها را در ترجمه و فهم متون دینی روشن تر سازد. بر این اساس, تعبیر «أذن خیر» نوعی ترکیب اضافی (اضافه موصوف به صفت) است که به معنای خوش بین بودن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله ) نسبت به افراد جامعه می باشد و مراد از آن با توجه به روایات، ارتباط تنگاتنگ ایشان با امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و توجه ویژه نسبت به آن حضرت است.
مبانی تعلیمی اخلاق در قرآن و عهدین
حوزههای تخصصی:
رهنمون کردن انسان و دیگر موجودات به راه درست، از صفات پروردگار متعال و تجلی ربوبیت الهی در ظرف خلقت است. این ویژگی چنان فراگیر است؛ که هیچ موجودی از آن بی بهره نمی ماند. هدایت عمومی خداوند متعال به سه گونه هدایت فطری، عقلی و تشریعی قابل تقسیم است. ارسال راهنما یکی از شاخه های هدایت تشریعی است؛ که این نوع هدایت در واقع مکمل هدایت فطری و عقلی است. خداوند سبحان از طریق پیامبران و جانشینان آنان، نیاز به هدایت تشریعی را تأمین نموده است.. در قرآن کریم، عهد قدیم و عهد جدید به وجود پیامبران و وجه نیازمندی به آنان، اشاره شده و منشأ و صادرکننده احکام اخلاقی و نقش تبیین کنندگان این متون مقدس، مشخص گردیده است؛ ولی این متون در مورد عصمت انبیاء، نظرات متفاوتی دارند حتی در عهد قدیم، این عصمت به شدت خدشه دار شده است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی است در صدد تبیین، نقد و بررسی تطبیقی هدایت تشریعی در ادیان ابراهیمی می باشد.
A Critical Study of Zamakhsharī’s Interpretive Thoughts in Al-Kashshāf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tafsīr-e-Kashshāf is one of the most important interpretations that has been considered by most commentators of the Qur’an. From Zamakhsharī’s point of view, the science of semantics and expression is the most important and necessary knowledge for the interpretation of the Qur’an. In his view, not only with the help of this science, the rhetorical aspects of the Qur’an are known, but also the subtleties and beauties of the Qur’an are known only in the light of this knowledge. According to Zamakhsharī, the most delicate and precise topics of rhetorical sciences are the industry of Takhyīl (i.e. some kind of imagination), without which the interpretation and understanding of the verses of the Qur’an is not possible. The industry of Takhyīl is a kind of compound simile that is used to depict wonderful meanings and indescribable concepts that cannot be explained by a simple description. Zamakhsharī, while considering the verses of the Qur’an as miracles, eloquence and rhetoric, does not count all the verses as rhetoric on the same level. Zamakhsharī has tried to prove the legitimacy of his religion by interpreting the verses of the Qur’an. Zamakhsharī has opened a new horizon in the subject of Qur’anic rhetoric and has been able to introduce new points and materials on the topics that Abdul Qāhir Jurjānī (d. 471 AH) has invented about the rhetoric and meanings of the miracles of the Qur’an.