فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
۳۰۸-۲۷۷
حوزههای تخصصی:
نفاق از موضوعاتی است که خداوند در سوره های متعدد و با تأکید خاصی به آن پرداخته است. منافقان از دین به عنوان ابزاری برای رسیدن به منافع دنیوی استفاده می کنند؛ بنابراین نقش مهمی در انحراف حرکت نظام اسلامی ایفا می کنند که توجه به آن ضرورت پرداختن به موضوع را مشخص می کند. جستار فرارو به روش توصیفی – تحلیلی با بررسی گفتمان قرآن درباره ی منافقان به بررسی عوامل مؤثر در سوگیری حب و بغض آن ها و بازتاب آن در عمل و اندیشه ی آن ها همت گماشته است؛ سپس جلوه های دنیاپرستی و هواپرستی ذیل عوامل مؤثر بیرونی و درونی از نگاه قرآن مورد تحلیل قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش ریشه ی اصلی حب و بغض منافقان را می توان در دو قالب بیرونی و درونی تحت عنوان دنیاپرستی و هواپرستی جستجو کرد؛ که نتایج آن در اندیشه و عمل آن ها با همدلی و همدستی با کافران، خیانت و تضعیف روحیه ی مشارکت در مسائل جامعه ی اسلامی متجلی می شود.
چالش ها و موانع فردی و اجتماعی مؤثر در عدم پیشبرد جهاد علمی بر اساس آموزه های قرآنی و احادیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
136 - 169
حوزههای تخصصی:
جهاد علمی جهت دادن به علم و علم آموزی در راستای کسب رضایت و تعالی ارزش های الهی و تلاش مضاعف همراه باتحمل دشواری برای کشف مجهولات و حقایق علمی است یکی از راه های پیشبرد اهداف جهاد علمی، آسیب شناسی و آفت زدایی، چالش ها و موانع مؤثر در عدم پیشبرد آن است که در آموزه های دینی به طرح و تبیین آن ها پرداخته شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از آیات و روایات، به تحلیل و بررسی این چالش ها و موانع فردی و اجتماعی پرداخته است. چالش های فردی را می توان تعصّب بی جا در عدم پذیرش آراء و نظریات علمی و معقول، پیش داوری بدون تعمّق، غرور علمی، فردگرایی، اتلاف وقت یا سرگرم شدن و تلاش در امور بیهوده، تأخیر در انجام کار، یأس و نامیدی از شکست دانست. چالش های اجتماعی را نیز می توان پس ران های اجتماعی در بستر جهاد علمی و ازخودبیگانگی دانست. شناخت این چالش ها و مانع زدایی از آن ها می تواند گامی مؤثر در جهت پیشرفت و اقتدار و تعالی جوامع اسلامی در رسیدن به خودکفایی علمی باشد.
بازخوانی انسجام سوره «غاشیه» در پرتو نظریه بلاغت سامی (با تکیه بر پژوهش های میشل کویپرس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از الگو هایِ تحلیلِ انسجامِ متون، الگوی بلاغت سامی است که خاستگاه آن مطالعات کتاب مقدس است. تحلیل بلاغی مبتنی بر اصل بنیادین تقارن، به تبیین تألیف متن و تعیین ساختار آن می پردازد. به منظور این مهم ابتدا متن به سطوح مختلف تقسیم و سپس تقارن میان سطوح تعیین می شود. برای تعیین تقارن های موجود در کلام باید روابط بین عناصر سازنده متن را شناخت. این روابط به دو نوع رابطه تطابق و تعارض منحصر و خود از چهار جنبه واژگانی، صرفی، نحوی و گفتاری ملاحظه می شود. میشل کویپرس پژوهشگر بلژیکی برای اولین بار الگوی بلاغت سامی را در بررسی نظم سوره های قرآن به کار گرفت و پس از تطبیق قواعد نظم متقارن بر سوره های مختلف مکّی و مدنی، به توصیف و تفسیر آن سوره ها پرداخت. در پژوهش حاضر انسجام سوره غاشیه در پرتو نظریه بلاغت سامی و با تکیه بر پژوهش های کویپرس بررسی و بازخوانی شد و مشخص شد قواعد نظم متقارن در همه سطوح این سوره قابل تطبیق نیست؛ زیرا از میان سه سطح مفصل، فرع و جزء، قواعد نظم متقارن تنها در سطح جزء کارآمد و نظم آن از نوع نظم آینه ای و معکوس است.
تحلیل گفتمان خداوند در مقابل مخالفان در سوره انعام بر اساس دو نظریۀ داده بنیاد و لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه لاکلا و موفه به بررسی گفتمان خداوند متعال در مقابل مخالفان در سوره انعام می پردازد؛ لذا ابتدا داده ها بر مبنای نظریه داده- بنیاد کدگذاری گردید سپس بر اساس این نظریه تحلیل شد. بررسی داده ها نشان می دهد که گفتمان خداوند با دال مرکزی «توحید» در تقابل با گفتمان مخالفان با دال مرکزی «شرک» قرار می گیرد. مخالفان به منظور حفظ هژمونی و قدرت خود اقدام به طرد و حاشیه رانی گفتمان خداوند از طریق ایجاد شک و دودلی، بهانه جویی و نافرمانی می کنند اما خداوند، در مقابل، از طریق برجسته سازی گفتمان خود به بازنمایی هژمونی خود می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد خداوند مدلولی است مقتدر که در کنار دال شناور «مهربان بودن»، «عقاب دهنده» نیز هست. در نظام معنایی گفتمان خداوند برخی از دال ها مانند دال شناور «یکتا بودن» در تضاد با دال محوری گفتمان مخالفان در بازنمایی گفتمان هژمونیک خداوند نقش عمده ای را ایفا نموده اند.
بررسی تفسیری نقش اعتقاد به قیامت بر سرنوشت انسان در سوره های حاقه و معارج
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
13 - 39
حوزههای تخصصی:
انسان موجودی با اراده است که در تعیین سرنوشت دینوی و اخروی خود دخیل است. سرنوشت انسان از عواملی چون عقیده، عمل، محیط، وراثت، عملکردهای معنوی و... تاثیر پذیرفته، اما اختیار و اراده انسان غالب بر همه آنهاست. اعتقاد به قیامت از عوامل مهم در سرنوشت انسان است که در سرنوشت دنیوی و اخروی مومنان و منکران مؤثر است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ گویی به این سوال است که براساس دیدگاه مفسران فریقین آموزه های سوره های حاقه و معارج اعتقاد به قیامت چه نقشی در سرنوشت دینوی و اخروی انسان دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسأله نشان می دهد سوره های حاقه و معارج که به صورت توالی در ترتیب نزول و مصحف بوده در فضای نزول یکسان نازل شدند. خداوند در این دو سوره اثبات حقانیت، عظمت و قطعیت قیامت را به تصویر کشیده و با بیان سرنوشت دنیوی و اخروی دو گروه منکر و مومن قیامت در این دو سوره توجه مخاطب را جلب می کند. همانگونه که برای منکران قیامت سرنوشت دنیوی هلاکت و نابودی است، برای مومنان نجات و رهایی است. سرنوشت اخروی منکران قیامت نیز پس از احساس شرم و حسرت، جهنم بوده، در مقابل سرنوشت اخروی مومنان قیامت احساس رضایت و متنعم بودن بهشت و رضوان الهی است.
فرهنگ سازی الزامات غیر اقتصادی تمدن سازی در واژگان اقتصادی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
132 - 156
حوزههای تخصصی:
تحقق آرمان شهر قرآنی مبتنی بر درک همه زوایای فرهنگی و تمدنی کتاب وحی است. مسئله این پژوهش آن است که در نگاه موردی به واژگان اقتصادی قرآن کریم، الزامات تمدنی امّت اسلامی در بخش غیراقتصادی با چه مؤلفه هایی فرهنگ سازی می شود؟ براساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی، زدایش آسیب های فرهنگی به عنوان حجیم ترین موضوع، هم چنین افزایش تعاون و همیاری اجتماعی و نیز افزایش و ثبات امنیت جانی و سرزمینی، الزاماتی است که در این گونه از واژگان قرآن جانمایی شده است. درنتیجه مشخص گردید قرآن با کاربست واژگان اقتصادی که همه فهم و برای عموم جامعه کاربردی است، می کوشد تا با این مضامین جامعه را به سمت آنچه تمدن تراز اسلامی بدان نیاز دارد، سوق دهد و با ایجاد گفتمانی رایج در فضای امت اسلامی، نسبت به نقش آفرینی تمدنی هرچه بیشتر آحاد مسلمانان هدف گذاری نماید. به علاوه قرآن در کاربست این واژگان، هم به آسیب های اقشار مسلمان توجه می کند و هم آسیب های غیرمسلمانانی را که بر فرهنگ و تمدن امت اسلامی اثر می گذارند، مطمح نظر قرار می دهد.
Social Identity of Civil Society Based on Historiography Process of Surah Al-Baqarah(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
According to historiographical evidence, Surah al-Baqarah was the first Surah that was revealed after the Hijrah in Madinah. The variety and extent of the topics in this Surah caused it to be revealed two times during the first and second years of the Hijrah. During its revelation, the society in which the Messenger of God (PBUH) appeared was not uniformed, rather it was formed by scattered tribes, groups, and masses. The lack of a central government and a single religion had caused them not to have a common identity. Therefore, an important part of their political-social life was spending in war with each other. With the efforts of the Messenger of God (PBUH), this scattered society turned into a united form with an Islamic identity. Surah al-Baqarah has advanced the process of building a religious community in Medina step by step, and in this way, there have been suitable platforms for the vulnerability of the prophetic community. Since these platforms could create favorable conditions for the weakening and collapse of the internal cohesion of the prophetic community and as a result of the violation of the collective covenant and the scattering of the believers from around the Prophet (PBUH), in Surah al-Baqarah, through designing an engineering model, God provided the path of integration and cohesion in the prophetic society
The Effusion of Unseen (Ghaybī) Sciences in Various Spheres of Human Life, Centered on the Verse "Alastu"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
AbstractThe verse "Alastu" is among the verses of the Quran that has brought valuable horizons to scholars in the fields of ontology, anthropology, and even epistemology. In this regard, it not only unveils the depth of human sciences in the realms prior to the realization of individual souls, but also, with the aid of interpretive narrations, proves multiple levels of the effusion of sciences beyond the material world for humanity. The present fundamental study, by content analysis method, aims to discover and analyze the quantity and quality of unseen (Ghaybī) sciences before and after birth for humankind. The findings of this article indicate that, based on intra-religious evidence, unseen (Ghaybī) sciences are generally effused four times for humankind: "Before birth and in the realm of Alastu", "During earthly life", "In sleep", and "After death". Essentially, apart from the first instance, in the other three instances, there are differences depending on the existential capacity of each human being, in terms of being acquired or non-acquired, as well as in terms of being sudden or gradual. Another finding is that the ranking of human beings depends on the second effusion, that is, after birth and throughout earthly life, and is dependent on the path of perfection-seeking and voluntary sciences in the course of earthly life. Furthermore, some effusions, according to divine expediency, are accompanied by unawareness and become unconscious, such as the first and third presentations. Also, the fourth presentation is a matter of degree and depends on the cognitive development of each person in earthly life
حجّیت خبر واحد در تفسیر: بازخوانی دیدگاه سیدعبدالاعلی موسوی سبزواری در مواهب الرحمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیث پس از قرآن کریم عمده ترین منبع معرفت دینی است که دسترسی به آن تنها از طریق اخبار آحاد و متواتر امکان پذیر است. خبر متواتر و خبر واحدِ هم راه با قرائن قطعی در تمامی حوزه های دین معتبر است و در این امر اختلافی نیست؛ اما اعتبار خبر واحد معتبرِ بی قرائن در تفسیر اختلافی است. ش یخ م فید و شیخ طوسی و طباطبایی، تمسّک به خبر واحد در حوزه عقاید و تفسیر و تاریخ را معتبر نمی دانند. پرس ش اصلی پژوهش این است که آیا از منظر سبزواری، خبر واحدِ بی قرینه در تفسیر حجت است یا نه. سبزاوری، مراجعه به اخبار معتبر و ثقه را از ضروریات مذهب دانسته، و مهم ترین دلیل حجیت خبر واحد را سیره عقلاء می داند و بر این باور است که خبر موثَّق، همه جا اعتبار دارد. فرقی میان احکام فرعی و تفسیر و تاریخ و اعتقادات نیست. به زعم نگارنده این مدّعا بسامان نیست و خبر واحد در تفسیر معتبر نیست؛ اما مراجعه به آن ها به عنوان یک روش علمی جاری و به عنوان فحص از قرائن و رسیدن به علم عرفی ضروری است. روش تحقیق در این مطالعه روش توصیفی تحلیلی است و نگارنده درصدد است تا حجیت و جایگاه خبر واحد در تفسیر مواهب الرحمن را بازکاود.
رهیافتی تطبیقی بر مؤلفه های معنایی «ذائقه» در قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
132 - 154
حوزههای تخصصی:
درک معانی واژگان قرآن کریم نقش بسزایی در فهم عمیق پیام الهی دارد. در پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی، ظرافت های معنایی واژگان مرتبط با مفهوم «ذائقه» مورد ارزیابی و تحلیل معنایی قرار گرفته است. در این مرحله با قراردادن کلمه «ذائقه» در نقطه کانونی این حوزه، بعضی کلماتی که بیشترین مؤلفه های معنایی مشترک با این واژه را در قرآن کریم داشته اند مورد تحلیل معنایی قرار گرفته است. واژگانی همچون: «طعم»، «خبر»، «أنبا»، «آنس»، «بصر»، «رأی»، «شاهد»، و «عرّف». نتایج تحقیق حاکی از آن است که واژه ی «ذوق» هرچند به معنای چشیدن و به ظاهر معنای اندک بودن را می رساند، در واقع به مفهوم عمق آنچه را که باید درک شود به مخاطب منتقل می نماید. این کلمه در معنای دانستن، علم داشتن، قدرت شناختی، ادراک قلبی، احساس کردن، امتحان، تجربه کردن و نیز دیدن مجازات، استعمال شده است. این واژه بیشتر به معنای چشیدن عذاب به کار رفته است، ولی در مواردی نیز به معنای چشیدن رحمت آمده است. به نظر می رسد استفاده ی این کلمه برای چشیدن مرگ نه از باب کاربرد آن برای عذاب، بلکه از باب درک معنا با عمق وجود و تجربه کردن استفاده شده است. دیگر واژگان در این حوزه نیز هرکدام دارای وجوه معنایی تمییزدهنده ای اند که آن را از دیگر واژگان متمایز می سازد.
Evaluating the Critique of the Quran Verses Interpretation (Taʼwīl) in the Exegesis (Tafsīr) of Sayyid Murtaḍā(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"Interpretation (Taʼwīl)" is one of the key topics in Quranic literature that has had significant importance and a special place in the fields of religious knowledge. To study and understand the Holy Quran correctly, research and investigation on this subject are necessary. The extent of Sayyid Murtaḍā's knowledge and the value of his works have led many researchers to consider his perspectives and works as subjects of their own scientific research. The present study aims, using a descriptive-analytical method, to examine interpretation in the Quranic thought of Sayyid Murtaḍā through. The research approach shows that Sayyid Murtaḍā introduced interpretation in the field of exegesis; it has general (ʻĀm) meaning which encompass exegesis. Therefore, when explaining the clear (Muḥkam) verses and also explaining the unclear (Mutashābih) verses, he used the term interpretation (Taʼwīl). According to him, there is a difference between the credibility of interpretation (proof of possible aspects) and the correctness of interpretation. His exegesis is in line with scientific and rational principles and he has a scholarly understanding of the Quran. His beliefs include belief in the divine nature of the Quranic words, belief in the comprehensibility of the Quran, affirmation of the truths in the words and expressions of the Quran, and the discovery of reasonable meanings attributable to God in the unclear (Mutashābih) verses, among others. The result of this research is beneficial for understanding the Quranic views of Sayyid Murtaḍā and benefiting from his experiences and skills in Quran exegesis; also, it addresses the need for a comprehensive approach to interpreting unclear and difficult verses.
نقد آرا و ارزیابی روایات تفسیری ازدواج فرزندان آدم(ع)، با عرضه بر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
309 - 335
حوزههای تخصصی:
روایت از ابزارهای مهم تفسیری است. با این حال، غالب روایات تفسیری از ضعف سندی و اشکالات و تعارض محتوایی رنج می برند. عرضیه روایات بر قرآن از شیوه های ارزیابی روایات تفسیری است. این مقاله که به روش کتابخانه ای و شیویه توصیفی - تحلیلی سامان یافته است، در قالب نمونه پژوهی، به ارزیابی روایات و آرای تفسیری در مسئلیه چالشی ازدواج فرزندان آدم(ع)، با عرضیه آن ها به آیات پرداخته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روایات مستند دیدگاه مشهور مبنی بر ازدواج فرزندان آدم(ع) با یکدیگر، ضمن تعارض با روایات دیگر، با آیات قرآن نیز در تنافی است و ادعای هماهنگی با ظاهر آییه نخست سوریه نساء مخدوش است. روایات دیدگاه دوم (ازدواج فرزندان آدم(ع) با جنیان و حوریان)، تنافی محتوایی دارند و استناد به آیات برای امکان یا وقوع ازدواج انسان با جن، نااستوار است. دیدگاه فاقد اشکال و قابل دفاع در این مسئله، ازدواج فرزندان آدم(ع) با انسان هایی از نسل های پیشین است که با آیات و روایاتی، همسویی دارد.
کاربرد دوگانه اِسراف در قرآن: تحلیلی معناشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماده س ر ف در قرآن کریم 23 مرتبه در صورت های صرفی مختلف به کار رفته است. از این تعداد، صورت اسم فاعلی (مُسرِف، مُسرِفین / مُسرِفون) به علاوه یک مورد الحاقی (مَن أسْرَفَ) در 16 کاربرد آمده است و تنها 7 کاربرد دیگر از این ریشه، صورت های صرفی غیرآن به خود گرفته اند. به رغم تفاوت معنادار کاربردها، درک از اسراف در تراث تفسیری و در فرهنگ اسلامی به ویژه در دوره معاصر در نظریه های اقتصاد اسلامی بیشتر مبتنی بر کاربردهای 7 گانه صورت بندی شده است. این پژوهش برآن است تا با روی کرد معناشناسی ساخت گرا به این پرسش پاسخ دهد که دو دسته کاربردها از ماده س ر ف چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ مهم ترین نتیجه در تمایز کاربردها آن است که ساخت اسم فاعلی المُسرِفین در قرآن کریم از سطح معنا ارتقاء یافته و تبدیل به اصطلاحی به معنای گروهی مقابل انبیاء است که عمل کردشان مخالف فرمان های الهی است، اما دیگر ساخت های صرفی این ماده در سطح معنا باقی مانده اند و معادل نوعی رفتار ناپسند و ناهنجار به شمار می روند، معنایی که امروزه بیشتر در فهم از اسراف در قرآن کریم به مثابه نوعی ناهنجاری رفتاری و اخلاقی از آن یاد می شود.
بررسی تطبیقی عدم سجده ابلیس با استناد به دیدگاه علامه طباطبایی، شبستری و حلاج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
173-190
حوزههای تخصصی:
آفرینش انسان و بیان جایگاه و دستور به سجده بر او یکی از مهم ترین موضوعاتی است که در قرآن کریم به آن پرداخته شده و به تبع آن اندیشمندان نیز به آن اهتمام داشته اند. ظاهر آیات شریفه درباره علت اصلی عدم سجده شیطان بر آدم (ع) استکبار وی بوده است. از آنجایی که شیطان در دیدگاه برخی عرفا و صوفیه از جمله حلاج به عنوان تنها موحد معرفی شده است، درواقع از فرمان الهی سرپیچی نکرده و عدم سجده وی از روی استکبار نمی باشد. لذا در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی ضمن تبیین و دلایل عدم سجده ابلیس بر حضرت آدم (علیه السلام) بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی، شیخ محمود شبستری و منصور حلاج به دلایلی چون: استکبار، حسادت، قیاس کردن، قایل بودن به شرافت ذاتی، محبت و عضق به خدا و جبر موجود برای شیطان اشاره شده و در پایان دیدگاه ایشان مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
گستره زمانی و محل نزول ملائکه و روح در شب قدر در تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۸-۴۱
حوزههای تخصصی:
مسأله شب قدر، از مهم ترین آموزه های قرآنی است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی گستره زمانی و محل نزول و مهبط ملائکه و روح در شب قدر از نگاه تفاسیر فریقین می پردازد. مسأله اصلی این پژوهش وجود یا عدم وجود شب قدر قبل از اسلام و استمرار یا عدم استمرار آن بعد از رحلت پیامبر6و تبیین محل نزول ملائکه و روح در شب قدر است. پاسخ به این مسأله علاوه بر مشخص نمودن گستره زمانی شب قدر، جایگاه حجج الهی را روشن می سازد. بر اساس یافته های پژوهش، شب قدر بر خلاف تصور برخی مفسران، منحصر به عصر پیامبر اسلام6نبوده، بلکه قبل از اسلام وجود داشته و تا روز قیامت در ماه رمضان هر سال استمرار دارد و ملائکه و روح بعد از پیامبر6در شب قدر بر انسان کامل یعنی امام معصوم که از جهت روحی به افق نبوت و سرچشمه وحی و الهام نزدیک هست، نازل می شوند.
بررسی آیه 59 سوره احزاب همراه با نقد شبهات مرتبط با وجوب پوشش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
۳۸-۹
حوزههای تخصصی:
از شبهات چالش برانگیز حجاب در سده اخیر میان فقها، مفسران و قرآن پژوهان، حکم پوشش جلباب در آیه 59 احزاب است. برخی آن را حکم مولوی و گروهی ارشادی دانسته اند. قائلان به مولوی بودن این حکم آن را ویژه عصر پیامبراکرم| می دانند. این تحقیق با هدف نقد دو دیدگاه؛ ارشادی بودن حکم پوشش در آیه در مقابل مولوی بودن و نیز موقت بودن آن در برابر دائمی بودن، به روش توصیفی تحلیلی و با اسناد کتابخانه ای به تبیین ادله هر یک از دیدگاه ها به نقد و تحلیل آن پرداخته است. مهم ترین دلیل کسانی که حکم پوشش جلباب را در این آیه حکمی موقتی یا ارشادی دانستند، شأن نزول های ذیل آیه است که موجب شده عبارت «ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ» را تنها برای بازشناسی زن آزاد از کنیز یا شناسایی زنان مؤمن و مسلمان از دیگران بدانند، در نتیجه با عدم وجود کنیز یا نبود زمینه آزار زنان بی حجاب، وجوب جلباب را منتفی دانسته اند؛ هر چند جمعی از اینان در برابر ادله دیگر معتقد به حجاب زنان اند. دستاورد این پژوهش طرح این آیه به عنوان یکی از ادله قرآنی وجوب پوشش به صورت الزامی و دائمی است. با بیان این نکته که کیفیت پوشش جلباب در این آیه به انگیزه دورداشت بیگانگان از آزار جنسی و به نشانه عفت مندی زن است که همچنان وجود دارد.
نسبی گرایی و مطلق انگاری در پارادایم هرمنوتیکی پژوهش های قرآنی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نقد و بررسی جریان هرمنوتیک به دنبال این مطلب هستیم که آیا مطالعات روشی در پژوهش های قرآنی معاصر جهان اسلام به مثابه یک جریان هست یا خیر؟پژوهش حاضر به صورت توصیفی به بررسی مطالعات هرمنوتیکی در پژوهش های قرآنی می پردازد و با تحلیل مضمون ارتباط آن ها را با یکدیگر مورد ارزیابی و سنجش قرار می دهد. با بررسی های انجام شده باید گفت پارادایم هرمنوتیک فلسفی مفسرمحور که نسبی گرایی فهم از آن استنباط می شود و هرمنوتیک روشی (متن) که متن محور و مؤلف محور است و به صورت مطلق گرایی به فهم متون دینی می پردازد، موجب بروز دوقطبی بین مسلمانان شده است. به تبع آن به لحاظ مطلق گرایی و نسبی گرایی مباحث «هرمنوتیک کلاسیک» با رویکرد مطلق گرایی و شاخصه «هرمنوتیک مدرن» نسبی گرایی و «هرمنوتیک پسامدرن» که از نقد هرمنوتیک مدرن نشأت می گیرد و در آن یک مفسر محوری وجود ندارد و فارغ از متن هرکسی می تواند نقش مفسر محوری را ایفا کند و همه هم صحیح هستند. فی الجمله در نسبی گرائی و مطلق انگاری میان مستشرقان و اندیشمندان جهان اسلام هم صدایی خاصی وجود دارد اما در تقابل با دانشمندان ایران است و نتایج عکس وجود دارد و به لحاظ دیدگاه دوره تاریخی میان اندیشمندان مستشرق، جهان اسلام و ایران سنخیت و قرابت بیشتری وجود دارد.
Tawfīqī1 or Ijtihādī of Naming Surahs of the Qur'an and Its Jurisprudential Effects(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Qur'an, like other holy books, has smaller sections that are called "Surahs" based on the Qur'anic verses. The significant and privileged position of the Qur'an is accepted by all Islamic religions, and the effort to preserve this position, along with the divinity of its words, has caused most of the debates that refer to the structure of the Qur'an to be considered Tawfīqī (non-arbitrary) matters. The arrangement of the verses and the scope of the Surahs is one of the things that there is a consensus on their being non-arbitrary; However, there are two general views regarding the naming of the Surahs of the Qur'an. Most of the Qur'anic scholars believe that based on narrative and rational reasons, the naming of Surahs is one of the non-arbitrary matters; while some experts have considered it as a matter of ijtihād2. The acceptance of each point of view will have different jurisprudential effects. This research is of a qualitative type and has investigated the mentioned issue through a descriptive-analytical method based on content analysis. This study by inferring the arguments of both views and relying on the historical analysis of the stages of naming the Surahs of the Qur'an, has preferred the view of Ijtihādī-oriented naming. Of the most important jurisprudential effects of accepting ijtihād in naming Surahs of the Qur'an is the permissibility of accepting new names for Surahs, the point that the Qur'anic names do not imply the valuing of people or the subject, the impossibility of inferring jurisprudential rulings by referring to the names of the Surahs or proving the virtue of names, etc.
A Comparative Study of Amount of Social Participation and Its Relation with Anomie Feeling in Qur'an and Testaments(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Social issues and social participation and deviations are important issues in divine discussions and teachings. In a number of verses of the Qur’an and the Testaments, the issue of social participation and feeling of anomie has been discussed with similarities and differences. The questions raised here, “what cases and examples of the meaning of anomie are expressed in the Holy Qur’an and the Testaments?” and “what is its relation with social participation?” This research studies and analyzes the issue in the Holy Qur’an and the Testaments, using the comparative study and the descriptive-analytical method. In conclusion, if the members of the society consciously organize their actions, participate with each other, and obey the commands of God and the Prophets, problems and dilemmas mostly will be solved by themselves and the society will move towards happiness and prosperity. In contrast, if the participation and mutual solidarity of people in the society are lost and disobedience to the divine commands and opposition to the divine prophets become widespread in the society, members become abnormal. In case this situation spreads in the society generally, the society will suffer from anomie, abnormality, and disorder.
طراحی الگوی مطلوب دعوت بر اساس غرر آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
104 - 135
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات فن آورانه رخ داده در جهان، جایگاه «دعوت» نسبت به «امربه معروف» ارتقا یافته است؛ زیرا امربه معروف در جامعه ای قابل تحقق است که مردم بر پیمان های مشترک ملتزم باشند، درحالی که در جوامع امروزی، به دلیل «ازجاکندگی»، فضای اجتماعی برخی از افراد دگرگون شده و تعلق خاطر آن ها به مکان زندگی کمتر شده است. ازاین روی، تراکنش میان چنین افرادی جنبه دعوت به خود می گیرد. باوجود نیاز مبرم به ارائه الگوی مطلوب دعوت، کمتر در این زمینه نظریه پردازی صورت گرفته است. نگارنده در راستای نظریه پردازی اسلامی، با الهام از رویکرد تفسیر موضوعی، قرآن کریم را استنطاق نموده و بر اساس تحلیل «غرر آیات» به الگوی مطلوب کنش دعوتی دست یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد در الگوی مطلوب قرآن بنیان، تراکنش آرمانی و تمدن ساز، زمانی تحقق می یابد که انسان ها در جایگاه پیام فرست، «شاهد»؛ یعنی باورمند و عامل به محتوای پیام باشند. در جایگاه مخاطب «مستمع» بوده و بدون محدودیت، ضمن گوش فرادادن به همه صداها گزینشگ. ر باشند و بهترین را انتخاب نمایند. درنهایت، باید دعوت به لحاظ محتوای پیام ازجمله پیام های عاطفی و هنری در چهارچوب اصل «حکمت» قرار گرفته، استدلال پذیر و معطوف به عقل بشری باشد؛ بنابراین با سه کلیدواژه «حکمت»، «شاهد» و «استماع» با محوریت مفهوم «الله» الگوی تراکنش دعوتی طراحی می شود