نسبت سنجی علم در تمدن اسلامی و علم در اسلام؛ واکاوی انتقادی ادعای وحدت ارگانیک در اندیشه سنت گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۷ بهار ۱۴۰۵ شماره ۲۷
10 - 32
حوزههای تخصصی:
نسبت اسلام با علم، از جمله مباحث راهبردی در بنیان گذاری تمدن نوین اسلامی است. یکی از روش های بررسی این رابطه، «الگوی عنصری» است که در آن، دو دیدگاه اصلیِ «تک عنصری» و «دوعنصری» مطرح می شود. سنت گرایان با اتخاذ دیدگاه تک عنصری، معتقدند علم تحقق یافته در تمدن اسلامی و علم در اسلام، دو مقوله جدا نیستند، بلکه دارای وحدت ارگانیک هستند. مسأله اصلی تحقیق، ارزیابی میزان کارآمدی این الگو در نشان دادن همگرایی علوم تمدن اسلامی با مفهوم علم در اسلام است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد انتقادی، به تبیین این الگو پرداخته و نشان می دهد که ادعای وحدت ارگانیک در این دیدگاه بیشتر به یک وحدت ترکیبی و مصنوعی شباهت دارد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که الگوی تک عنصری با وجود مزایایی مانند تأکید بر نقش معنویت در علم و ارائه نگاهی یکپارچه، از شواهد تاریخی کافی برای اثربخشی خود برخوردار نیست و در تبیین رابطه علوم تجربی با متون اسلامی با چالش هایی مواجه است. همچنین، این الگو قادر به توضیح نوسانات تاریخی تأثیر اسلام بر علوم در دوره های مختلف تمدن اسلامی نیست. در نهایت، پژوهش حاضر با اشاره به ظرفیت های قرآن در حوزه علوم طبیعی و انسانی، وحدت نسبی را به عنوان دیدگاه پیشنهادی طرح می کند.