کاوش های عقلی

کاوش های عقلی

کاوش های عقلی سال 4 پاییز 1404 شماره 2 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

مقالات

۱.

از اصل عدم تناقض ارسطویی تا دیالکتیک: تکوین ایده مطلق در منطق هگل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۰
منطق در فلسفه هگل جایگاهی فراتر از یک علم صوری دارد؛ این علم نه صرفاً ابزاری برای سامان دهی به اندیشه، بلکه بنیان تکوینی کل نظام فلسفی اوست. هگل بر خلاف اندیشه ی ارسطویی که منطق را بر پایه ی اصل عدم تناقض و قواعد صوری استوار می سازد، آن را حرکتی درونی می داند که خودِ واقعیت را آشکار می کند. در علم منطق، هگل مسیر دستیابی به ایده مطلق را از «هستیِ محض» آغاز می کند، جایی که هیچ تعینی وجود ندارد و هستی و نیستی در یکدیگر فرو می روند. از این وحدت، «شدن» به عنوان نخستین لحظه ی حرکت پدیدار می شود. هر مقوله در این مسیر از درون خود نفی می شود و با پدید آوردن تضاد درونی، ضرورتاً به زایش مقوله بعدی می انجامد. این فرایند دیالکتیکی نه صرفاً روشی برای استدلال، بلکه خودِ حرکت اندیشه است که از طریق میانجی گری های درونی به سوی وحدت نهایی سوق می یابد. ایده مطلق، نقطه اوج این حرکت است؛ جایی که اندیشه و هستی، سوژه و ابژه، و صورت و محتوا در وحدتی درونی به خود آگاهی می رسند. بدین ترتیب، منطق نزد هگل زبان خود هستی است؛ زبان و ساختاری که واقعیت از طریق آن خودش را می شناسد. این مقاله می کوشد نشان دهد که فهم جایگاه منطق در نظام هگل، کلید فهم فلسفه اوست. زیرا تنها با درک این نکته که حقیقت امری پویا و درونی است می توان دریافت که چرا برای هگل، عقلانیت و واقعیت نه دو امر از هم جداشده، بلکه دو روی یک حرکت اند.
۲.

بررسی و نقد تفسیر غزالی از نظریه ابن سینا در کیفیت علم خداوند به جزئیات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۷۸
آنچه در این مقاله مورد پژوهش واقع شده یکی از مراتب علم خداوند است که بین دو اندیشمند بزرگ فلسفه و کلام اسلامی ابن سینا و غزالی مورد اختلاف است و آن مسأله کیفیت علم الهی به جزییات و پدیده های مادی است. شیخ الرئیس این علم را حصولی و بواسطه ی صور مرتسمه در ذات خداوند دانسته اما غزالی معتقد است که علم به امور جزیی اضافه ی محض هستند و می تواند در معلوم تغییر ایجاد کند و نسبت به دیدگاه ابن سینا در این زمینه معترض است تا جائیکه حکم تکفیر وی را صادر می کند. در این نوشتار با روشی توصیفی- انتقادی تلاش می شود تا منشأ این اتهام با مراجعه به آثار ابن سینا بررسی و نسبت ناروای کفر وی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. نگارنده در پایان با ارائه شواهدی به این نتیجه می رسد که نه تنها ابن سینا علم حق تعالی را انکار نکرده بلکه به جهت حساسیت خاص وی که نشان از پایبندی او به تنزه ذات الهی از شائبه کثرت دارد؛ با تمسک به آیه شریفه ای از قرآن کریم به شیوه خاص خود علم خدا به جزئیات را علی نحو کلی اثبات و تبیین نموده است؛ شیوه ای که متکلمی چون غزالی از درک درست آن ناتوان بوده است.
۳.

لمعه ای بر تهافت معنای عشق از منظر ابن سینا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۹
ضرورت بررسی میراث فلسفی فیلسوفان در باب معنای عشق، کاری بس سترگ در تقرب به ایضاح امری است که مفهومش در غایت ظهور اما در نهایت خفاست. ابوعلی سینا، سرسلسله جنبان حکمت مشاء در عالم اسلامی در آثارش از «پزشکی» تا «فلسفی و عرفانی»، دیدگاه های متفاوت سه گانه ای را پیرامون معنای عشق اظهار می دارد؛ در «القانون فی الطب» -متأثر از طب جالینوس-، عشق را بیماری وسواس گونه شبیه به مالیخولیا، و در «رساله عشق» وی با روش فلسفی استدلالی اش، درصدد اثبات عشق به عنوان جوهره بقاء موجودات و سریانش در تمام هستی برمی آید و در نهایت، در «نمط نهم اشارات» وی با نگاهی عارفانه، آن را ترنمی از عشق عفیف رانده که موجب تلطیف سر و آمادگی در سلوک می گردد . این خامه با روش تحلیل فلسفی و اسنادی تلاش کرده تا ضمن تبیین و بررسی آراء و نظریات مختلفش در آثار متعدد، به روشنگری از این تهافت پرداخته و آن را مورد ارزیابی و سنجش علمی قرار داده و در ادامه کوششی نیز برای ترسیم مبادی تصوریه و تصدیقیه عشق از منظر وی را مبذول و سر آخر موجهات مدللی در راستای رفع و دفع تهافت های حاصله از عشق را در چهار قسمت طرح اندازی نماید که از میان آنها، تقلیل نظر شیخ در «قانون» را به عوارض نوع خاصی از عشق ارجح دانسته است.
۴.

بررسی تطبیقی دیدگاه های امامیه، معتزله و اشاعره درباره ماهیت و منابع علم امام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۸۶
مسأله اصلی پژوهش، اختلاف نظر درباره ماهیت، کیفیت و منابع علم امام است. از دیدگاه امامیه، امام به عنوان جانشین معصوم پیامبر(ص)، باید دارای علم الهیِ خطاناپذیر و متصل به منبع وحیانی باشد تا بتواند تمام نیازهای دینی و رهبری جامعه را پاسخ دهد. در مقابل، معتزله و اشاعره علم اجتهادیِ مشروط به خطا را کافی دانسته و اتصال مستقیم به علم الهی را ضروری نمی دانند.هدف این پژوهش، تبیین مبانی نظری هر مکتب و تحلیل ادله آنها درباره علم امام است که بر اساس روش توصیفی-تحلیلی،سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که امامیه با استناد به نصب الهی امامت و روایات معصومین(ع)، علم امام را فراتر از علم بشری و مبتنی بر الهام و اتصال به غیب میداند. در مقابل، معتزله و اشاعره با تأکید بر اجتهاد و امکان خطا، علم امام را در حد یک مجتهد جامع الشرایط تعریف میکنند. همچنین، اشاعره برخلاف معتزله، امکان بهره مندی غیرپیامبران از علم الهی را میپذیرند، اما آن را مختص امام نمیدانند. نتیجه گیری حاکی از آن است که اختلاف این مکاتب ریشه در مبانی کلامی مانند عصمت، نصّ الهی و نقش عقل در شناخت دارد. این پژوهش زمینه را برای مطالعات مقایسه ای عمیق تر پیرامون مسأله امامت را فراهم میکند.
۵.

واکاوی اراده ی حق تعالی و اراده ی انسان در اندیشه نیکولاس مالبرانش و امام فخر رازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۵
بحث از اسماء و صفات خداوند یکی از مسائل مهم فلسفی و کلامی در اندیشه ی فیلسوفانِ دین غربی و متکلمین اسلامی است و یکی از صفاتی که از دیرباز تاکنون ذهن این اندیشمندان را به خود معطوف داشته صفت اراده ی خداوند و اراده ی انسان است، حال با واکاوی اندیشه ی کلامی نیکولاس مالبرانش(از فیلسوفان دکارتی) و امام فخر رازی(از متکلمین اشاعره) قرابت خاصی یافت می شود، به گونه ای که مقارنه گرایی (اکازیونالیزم)و نظریه کسب که همان نفی رابطه علیّت و نشاندن اراده و فعل خدا به جای آن است از دستاوردهای مهم این دو مکتب فلسفی کلامی می تواند باشد. این مقاله در نظر دارد با روش کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی و توصیفی و با اخذ ساختار فلسفی و کلامی نیکولاس مالبرانش و امام فخر رازی با ساحت های مثل علیّت، رابطه نفس و بدن،معرفت انسان،اختیار انسان که زمینه های مناسبی برای مطالعه ی مقارنه گرایی است این قرابت را عرضه کند.
۶.

جماعت گرایی در برابر لیبرالیسم: بازاندیشی عدالت اجتماعی از منظر مایکل سندل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
جماعت گرایی به عنوان مکتبی فکری در فلسفه سیاسی، در برابر فردگرایی افراطی لیبرالیسم، بر نقش محوری اجتماع در شکل گیری هویت، ارزش ها و حقوق افراد تأکید دارد. مایکل سندل، به عنوان یکی از برجسته ترین نظریه پردازان جماعت گرا، با نقد لیبرالیسم وظیفه گرا، به ویژه نظریه عدالت جان رالز، معتقد است که عدالت اجتماعی باید بر پایه خیر عمومی و فضیلت های اخلاقی استوار باشد که از بسترهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی جامعه نشأت می گیرند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ویژگی های جماعت گرایی پرداخته و سپس مفهوم و اصول عدالت اجتماعی را از منظر سندل تبیین کرده است. سندل عدالت را نه صرفاً توزیع برابر حقوق، بلکه پرورش فضیلت و استدلال درباره خیر عمومی می داند که از طریق گفت وگوی جمعی، ترویج ارزش های مشترک و هدایت حکومتی به سوی کمال گرایی محقق می شود. این مطالعه نشان می دهد که نظریه سندل با تأکید بر پیوند فرد و اجتماع، به دنبال ایجاد جامعه ای عادلانه است که در آن همبستگی اجتماعی، فضیلت های اخلاقی و خیر عمومی تقویت شوند.
۷.

فلسفه صلح: کاوشی در متافیزیک صلح فارابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۹۳
با تأمل در فلسفه مدنی فارابی علی الخصوص در کتاب الملّه و سیاست مدنیّه ، می توان به مفاهیم گوناگونی برخورد که یکی از این مفاهیم فلسفه صلح یا متافیزیک صلح است. اگر بخواهیم مسائل مطرح شده فارابی در این دو کتاب را به صورت چارچوب و محورهای تشکیل دهنده فلسفه صلح فارابی بیان کنیم، باید اذعان کنیم که تمامی مسائل مربوط در پنج محور خلاصه می گردند: 1. چیستی فلسفه صلح (موضوع و غایت فلسفه صلح)؛ 2. وجوب وجود صلح در جامعه؛ 3. ضامن صلح؛ 4. منبع صلح آفرینی؛ 5. سعادت: ضلع نهایی فلسفه صلح فارابی. بنابراین، با بررسی این پنج محور در فلسفه مدنی فارابی، می توان از مفهومی به نام فلسفه صلح و متافیزیک صلح سخن راند و همچنین این مفهوم را به عنوان یک نظریه فلسفی به جهان اندیشه عرضه کرد و از سوی دیگر، می توان استخراج این مفهوم را در سایر آراء اندیشمندان نیز دنبال کرد. همچنین، مفهوم فلسفه صلح قابلیت گسترش به عنوان یک فلسفه مضاف را نیز دارد. بر این اساس، جستار پیش و رو علاوه بر بررسی این پنج محور، به چنین مفهومی در فلسفه فارابی دست پیدا کرده است که دلالت بر پویایی علم مدنی ابونصر فارابی نیز دارد.
۸.

تحلیل خاستگاه اخلاقی دین با تکیه بر آرای قرآنی و کلامی شیخ مفید(ره)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
همواره پژوهش در باب مسئله که خاستگاه دین یکی از مسائل اصلی و مهم در حوزه دین پژوهی بوده است. فلاسفه، متکلمین نسبت به این مسئله بی تفاوت نبوده اند و برای این پرسش که خاستگاه دین چیست؟ رهیافتهایی داشته اند. شیخ مفید(ع) که از میان متکلمین دارای تبحر فوق العاده ای در حوزه علم کلام و شناخت قرآن است، پاسخ های ارزشمندی را برای این سوال ارائه نموده است. از این پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی و تحلیل خاستگاه اخلاقی دین از منظر این متکلم ارجمند امامیه بپردازد که در نتیجه می تواند پاسخ مناسبی به پرسش مذکور را ارائه نماید. فطرت الهی انسان، فلسفه ی خلقت بشر و انگیزه ی انسان برای کسب معرفت الهی از مواردی هستند که شیخ مفید(ره)، از آنان به عنوان خاستگاه های دین یاد می کند زمینه های اخلاقی دارند. از موارد دیگری که این متکلم شیعه، از آنان به عنوان خاستگاه دین نام می برد، می توان به عدل الهی و ضرورت وجود راهنمای الهی برای انسان اشاره نمود نیز به بیان خاستگاه اخلاقی دین می پردازد. که مورد اخیر را می توان مهم ترین و مفصل ترین بحث پیرامون خاستگاه اخلاقی دین برشمرد. در این موضوع به بحث ضرورت وجود پیامبران و ضرورت وجود امامان معصوم (ع) به صورت جداگانه پرداخته می شود. محقق بر آن است تا در این پژوهش به موارد ذکر شده از منظر دیدگاه کلامی شیخ مفید(ره) به تفصیل بپردازد و با توجه به قدرت و تبحر کلامی شیخ مفید(ره) توانسته است پاسخ مناسبی به پرسش مذکور را ارائه نماید.
۹.

تلاقی هوش مصنوعی و فلسفه در عرصه های شناختی و عملکردی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
جهان امروز در کش و قوس تغییرات و تحولات فراوانی است که جامعه بشری را دچار چالش ها و فرصت هایی نموده است؛ از جمله مهمترین و اثرگذارین پدیده های جدید، هوش مصنوعی است. پژوهش حاضر در پی بازخوانی ابعاد مختلف شناختی و عملکردی تلاقی هوش مصنوعی و فلسفه است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. مبتنی بر دستاوردهای پژوهش، ارتباط در هم تنیده ای مابین مباحث مربوط به هوش مصنوعی و مسائل فلسفی وجود دارد و در محورهای مختلف می توان این تلاقی را مورد بررسی قرار داد؛ محورهایی مانند امکان یا امتناع هوش مصنوعی به مثابه یک متفکر، انعکاس قواعد پایه فلسفی- منطقی در هوش مصنوعی، فرآیند آگاهی در هوش مصنوعی، اراده در هوش مصنوعی و در نهایت، مسئولیت انسانی در برابر از بین بردن ظرفیت آگاهی هوش مصنوعی. در طول پژوهش تلاش شده است ضمن مرور نظریات اندیشمندانی مانند آلن تورینگ، جان سرل، کوپلند و ...، نکاتی جدید و تحلیلی ارائه گردد.
۱۰.

بررسی نسبت هنر، ابزار و هستی در فلسفه مارتین هایدگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
مارتین هایدگر، از برجسته ترین فیلسوفان قرن بیستم، با رویکرد پدیدارشناختی-هرمنوتیکی خود، مفاهیم بنیادینی مانند هستی (Sein)، زمان (Zeit) و زبان (Sprache) را بازتعریف کرده و تأثیرات عمیقی بر فلسفه، هنر و الهیات گذاشته است. این مقاله با تمرکز بر آرای هایدگر در آثارش چون سرآغاز کار هنری و هستی و زمان، به بررسی نسبت هنر با مفاهیم Aletheia (آشکارگی حقیقت)، پولیس (فضای جمعی هستی شناختی) و Dasein (بودن-در-جهان) می پردازد. هایدگر با تکیه بر پدیدارشناسی، هنر را نه صرفاً یک تولید زیبایی شناختی، بلکه رویدادی هستی شناختی می داند که از طریق آن حقیقت هستی آشکار می شود. به باور او، اثر هنری در فرآیندی دیالکتیکی میان جهان (جهانِ معنایی) و زمین (بستر پنهان هستی)، امکان نگهداشت حقیقت را فراهم می کند. او معتقد است که هنرمند نه تنها خالق اثر هنری، بلکه واسطه ای است که به حقیقت اجازه ظهور می دهد. همچنین، هایدگر با تأکید بر نقش پولیس به عنوان عرصه ای تاریخی-فرهنگی، نشان می دهد که هنر در بستر تعاملات انسانی معنا می یابد و تنها در چنین فضایی است که Aletheia محقق می شود. این مقاله با تحلیل مفاهیم کلیدی هایدگر و ارتباط آن ها با هنر، درنهایت نشان می دهد که نگاه او به هنر، نه تنها رویکردی زیبایی شناختی، بلکه پروژه ای هستی شناختی برای فهم جایگاه انسان در جهان است
۱۱.

ارزیابی اجمالی دیدگاه فارابی و ابن سینا راجع به «عقل عملی» با نگاهی گذرا به برخی آراءِ ملاصدرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۸۴
نوشتار پیشرو با روشِ تحلیلی به ارزیابی اجمالی آرای ابن سینا و فارابی درباره «عقل عملی» و کارکردهای آن با التفات به آراء ملاصدرا می پردازد.فارابی و ابن سینا اغلب از تقارب تحلیل خوبی برخوردارند، اما درباره عقل عملی و کارکردهای آن مبنای متفاوتی دارند. فارابی حکمتِ عملی را در ادراکاتِ کلی و جزئی، محصولِ خالصِ عقلِ عملی می داند. اتصالِ عقلِ عملی به عقلِ فعال را برای دریافتِ بایدهای کلی اخلاقی می پذیرد و آنرا مختصِ عقلِ نظری نمی داند.اما ابن سینا کارکردِ ادراکیِ اصطلاحی را برای عقلِ عملی نمی پذیرد و صرفاً محصولِ نهائیِ عقل عملی را الزاماتِ جزئیِ می داند و ادراک کلی بایدها را کارکردِ عقلِ نظری و ادراک ِ شواهدِ جزئی را از ورودی های خیالی می پندارد.قوایِ نفس و کارکردهایش را با الواحد اثبات نموده و برای قوایِ نفس، وظیفه انحصاری می پذیرد و بر همین اساس، اتصال به عقل ِفعال را از کارکردهای انحصاری عقل نظری می داند.ملاصدرا همسو با سهروردی، الواحد را مختص بسائطِ حقیقی می داند و قوایِ نفس را با الواحد اثبات نمی نماید،نظیرِ فارابی عقل عملی را مُدرکِ الزامات کلی می داند.به نظر می رسد ابن سینا در آثار مختلفِ خود از عباراتِ متهافتی استفاده نموده است، اما بیان وی روشن است و فقط بایدهای جزئی را خروجیِ کار عقلِ عملی می داند. فارابی و ملاصدرا ادراکاتِ کلی را هم کارکرد عقل عملی می دانند، اما نهایتاً هر سه اندیشمند، احکامِ اخلاقی را با یک ثبات و عمومیتی اثبات می نمایند.
۱۲.

نحوه مواجهه شوپنهاور و نیچه با جهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
عنوان مقاله :نحوه مواجهه شوپنهاور و نیچه با جهان چکیده مقاله پژوهشی نحوه مواجهه شوپنهاور و نیچه با جهان :فلسفه این دو فیلسوف بزرگ قرن نوزدهم، آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه، از برجسته تریننمونه های تلاش برای درک ماهیت جهان و جایگاه انسان در آن است. جهان بینی شوپنهاوری و نیچه ای، دو رویکرد متفاوت و گاهیمتضاد به هستی و انسان را نمایان می سازند. آرتور شوپنهاور، جهان را صرفاً تجلی اراده نامتناهی و کورکورانه می داند که سرچشمه تمام رنج و مشقت بشر است. او انسان را در چنگال این اراده ی خارج از کنترل می بیند و معتقد است که تنها راه رهایی از آن، نفی اراده و دستیابی به سکون و آرامش است. در مقابل، فردریش نیچه با نگاهیقدرت طلبانه به مفهوم اراده می نگرد و آن را نیروی خلاق و گشایشگرمی داند که می تواند به انسان و رسیدن به کمال وجودی وی بینجامد. فردریش نیچه مخالف انفعال و گریز از جهان است و انسان را به قدرت مندی و خودشکوفایی فرا می خواند تا با اتکا به اراده خود، بر محدودیت هایوجودی خویش غلبه کند.در این پژوهش به بررسی و مقایسه مفهوم اراده در آثار آرتورشوپنهاور و فردریش نیچه می پردازیم و با بررسی دقیق آثار دو فیلسوف و تحلیل تفاوت های دیدگاه آنها، می کوشیم به درک عمیق تری از مفهوم اراده و کاربرد آن در فلسفه و زندگی انسان برسیم.