فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۱۳٬۹۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
همپایگی به معنای ایجاد رابطه و پیوستگی میان دو یا چند سازه است که از لحاظ دستوری با یکدیگر برابر باشند. امروزه عوامل و ابزارهای متعددی برای ایجاد پیوستگی و سازمان بندی ساختار معنایی- نحوی یک متن وجود دارد. مؤلفه های همپایگی ربطی به عنوان یکی از ابزارهای یکپارچه سازی میان عبارات یک متن به شمار می روند که توسط مک هالیدی و رقیه حسن مطرح شده است. عناصر ربطی شامل: عناصر ربطی – پیوندی می تواند در چهار نوع اضافی، سببی، خلاف انتظار و زمانی نمود یابد. عنصر ربط زمانی نیز خود در بردارنده چهار مؤلفه ترتیبی، همزمانی، ارجاعی و انجامی است. جستار حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی نقش مؤلفه های مذکور در سازمان بندی نحوی- معنایی آیات قرآن کریم می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد مؤلفه های همپایگی ربطی موجود در مثال های برگزیده بیشتر ساختار معنایی جملات را به یکدیگر مرتبط کردند، اگر چه این عناصر در بیشتر نمونه ها تجلی ظاهری داشتند اما با تأمل بیشتر در عبارات می شود به این مسأله پی برد که این مؤلفه ها ساخت مفهومی متن را به یکدیگر پیوند زده اند.
تحلیل انتقادی مبنای زبان شناختی دیدگاه حیرت آفرینی زبان قرآن با تأکید بر آراء عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین ملاک های جدی در اعتبارسنجی یک دیدگاه، مطالعه انتقادی نمود های معرفتی بیرونی و بازکاوی مبانی، شالوده ها و زیرساخت های بنیادین فکری آن است. مبنای زبان شناختی یکی از مبانی بنیادی، مهم و سزامند کاوش در حوزه حیرت آفرین انگاری زبان قرآن است. این نوشتار می کوشد با کاربست ملاحظات دقیق عقلی، مبنای یادشده را مورد تحلیل انتقادی قرار دهد و بدین طریق سستی دیدگاه حیرت آفرینی زبان قرآن را به اثبات بنشیند. روش پژوهش این مقاله اسنادی و تحلیلی است و یافته های تحقیق حاکی از این ست که مبنای زبان شناختی دیدگاه حیرت آفرینی زبان قرآن دچار چالش های جدی بسیاری است. به عنوان نمونه نخست از حیث تبارشناسی با هرمنوتیک فلسفی هم آوایی دارد. دوم از لحاظ معناشناسی نگرشی مفاهمه ناپذیر قلمداد می شود. سوم از نظر روش شناسی برخوردار از منطق نسبی گرایی در تفسیر و چالش مندی نفی معنای گوهری متن است. چهارم اشکال روایی تحمیل گری و تحریف در تفسیر را فراروی خود می بیند. بنابراین دیدگاه حیرت آفرینی زبان قرآن به معنای فهم ناپذیری و بی قراری معنایی آن، مبتنی بر مبنایی معیوب تولید شده است.
دیدگاه قرآن نسبت به تقیه و تحدید مجازات های بدنی با نگاهی به روایات و احادیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۳
83 - 95
حوزههای تخصصی:
اعمال مجازات های بدنی همچون رجم، تازیانه، قطع عضو و اعدام، مغایر تعهدات حقوق بشری نظام جمهوری اسلامی ایران دانسته شده و واکنش های داخلی و بین المللی را در پی داشته است. از جمله موضوعات بحث برانگیز در محافل علمی که محل استفتاء از مراجع عظام تقلید نیز شده، این است که آیا به رغم منصوص بودن مجازات های بدنی، از نظر شرعی این امکان وجود دارد که با توجه به قاعده فقهی« تقیه » در برهه ایی خاص حکم به تحدید مجازات های بدنی داد؟ حاصل این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده، بیانگر آن است که نظر به دلالت صریح و ضمنی آیات قرآنی و روایات معتبر، تقیه، به مثابه قاعده ای فقهی است. به موجب این قاعده، در صورتی که کیان و اساس نظام و حاکمیت اسلامی به مخاطره بیفتد، می توان به طور موقت، مجازات های بدنی را تعدیل، تبدیل یا اسقاط نمود. هدف از تقیه، همیشه حفظ جان، دوری از خطر و ضرر نیست، بلکه می توان هدف مهم تر از آن را حفظ دین، مذهب و جلوگیری از زوال آن دانست.
بررسی تاریخ انگاره ای «قانتات» در سپهر گفتمان های تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران مقصود از «قانت» در آیات مختلف قرآن را مطیع در برابر خدا بیان کرده اند؛ اما قانت بودن زنان در آیه 34 سوره نساء با سیاق روابط میان زوجین، باعث شده تا فهم ایشان از انگاره «قانتات»، به سمت اطاعت زن از مرد سوق داده شود؛ درحالی که چنین فهمی در آیه پنج سوره تحریم که آن هم سیاقی مبتنی بر روابط زوجین دارد، رخ نداده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که «تاریخ انگاره «قانتات» در تفاسیر چگونه بوده و چه تحولات گفتمانی را پشت سر گذاشته است؟». با بررسی معنای «ق ن ت» در سه بخش ادراکی پیشاقرآنی، قرآن و تفاسیر، و کشف گفتمان های ذیل انگاره «قانتات» در آیات 34 سوره نساء و پنج تحریم، چنین نتیجه می شود که پیدایی گفتمان مستقل و منحصربه فرد «زنان فرمان بر همسر» علاوه بر گفتمان «زنان فرمان بر خداوند» در ذیل آیه 34 سوره نساء به دلیل همسان انگاری معنای «قانت» با «مطیع» است. درحالی که در ادراک پیشاقرآنی، به معنای تحت انقیاد کامل درآمدن و تسلیم محض بودن با هدف رسیدن به مقصود خاصی است که یقیناً چنین چیزی از زنان در برابر مردان انتظار نمی رود؛ اما چون در تفاسیر معنای آن به مطیع بودن تغییر یافته منجربه پیدایی گفتمان «زنان فرمان بر همسر» شده است.
تحلیل انتقادی شبهه تفسیری سها درباره مذمت شادی در سوره هود با روش انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاه منفی قرآن به شادی، باعث طرح شبهاتی شده که در کتاب نقد قرآن «دکتر سها» طرح شده است. سها از این نگاه منفی، عدم وحیانی بودن قرآن را نتیجه می گیرد زیرا با فرض وحیانی بودن، خداوند باید تمامی نیازهای اساسی و روانی انسان نظیر شادی را به رسمیت بشناسد اما آیاتی نظیر آیه 10 سوره هود که شادی انسان در وقت نعمت را مذمت کرده و آن را در کنار تفاخر آورده است نقیض این امر است. این جستار با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کتابخانه ای، به این شبهه پاسخ داده است. دستاورد پژوهش حاضر گویای این است که سها بر اساس نگاه تجزیه گرایانه، نسبت صفت شادی همراه تفاخر به انسان را نقد کرده است؛ حال آنکه متن قرآن براساس نص صریح آیاتش، هماهنگ و رعایت وجه انسجامی آیات (عنایت به سیاق آیه و سیاق سوره) در تفسیر آن لازم است. براساس نگاه انسجامی، علت مذمت حالت فرح و ذکر نسبت «فخور»، ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻨشأ ﻧﻌﻤﺖ و غفلت از خداوند است که اغلب، انسان بی ایمان دچارش می شود. او چون همه چیز را از خودش می داند، خود را مستقل از قدرت خدا فرض می گیرد لذا مذمت می شود.
تحلیل کاربرد ادبی و معناشناسی شناختی واژه «حرث» در آیه «نسائکم حرثٌ لکم...» در مواجهه با شبهه شئ انگاری زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلاق «حرث» بر زنان در آیه 223 سوره بقره، مسئله شئ انگاری زن و ابزارانگاری او برای منافع مرد را به میان آورده است؛ چراکه براساس ظاهر عبارت قرآنی«نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُم»، به مردان خطاب می شود، «زنان کشت زار شما هستند». این برداشت که زن از منظر اسلام به نوعی طفیل مرد محسوب می شود با شواهد فراوان در قرآن و روایات که قائل به شأن و منزلت رفیع زن بوده و تنها ملاک برتری انسانی میان زن و مرد را تقوای ایشان دانسته، ناسازگار است. این پژوهش با بکارگیری روش کتابخانه ای، توصیف و تحلیل داده ها، ضمن بیان دیدگاه لغویان و مفسران به ویژه علمای بلاغت ومفسران ادبی با هدف تبیین واژه حرث در مورد زنان، به بررسی معناشناسی شناختی آن در قرآن پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که ایجاد شبهه مذکور، ناشی از عدم شناخت کافی نسبت به نکات بلاغی به ویژه تشبیه بلیغ در قرآن است که نه تنها با استفاده از دیدگاه های ادبی قدمایی قابل دفاع است بلکه از منظر دانش نوین معناشناسی شناختی نیز به وجهی مطلوب تأیید و تحسین می شود؛ چراکه از این تشبیه مفاهیم برجسته و فاخری همچون جایگاه و نقش حیاتی زن در بقاء و رشد نسل بشر و ضرورت توجه ویژه مرد به وی، به شکلی مستدل و روشمند تحصیل می شود.
مفهوم تأویل در قرآن و روایات: بازشناسی و ارزیابی دیدگاه اندیشمندان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع تأویل از دیرباز مورد توجه پژوهشگران و مفسران قرآن بوده که ارتباط این مفهوم در موضوع قرآن (تأویلِ قرآن) با مسئله برداشت مفاهیم، موجب اهمیت آن شده است. با وجود بررسی مفهوم تأویل قرآن در دیدگاه های متقدمان، اندیشمندانی در سده های اخیر و به ویژه دوره معاصر، کوشیده اند با ارائه نظریاتی معنای تأویل را در موضوعات مختلف در قرآن و روایات بیابند. پژوهش حاضر کوشیده است به روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بازشناسی مؤلفه های مهم ترین نظریه های تأویل در قرآن (و روایات)، با ارزیابی و نقد آن ها، مقدمه لازم برای عرضه نظریه های جدید آتی را فراهم آورد. برخی نقدهای وارد بر نظریات مورد بررسی (ابن تیمیه، ملاصدرا، علامه طباطبایی، معرفت، ابوزید و پاکتچی) عبارت اند از: عدول از معنای استعمالی تأویل و وجود تعارض درونی در دیدگاه ابن تیمیه، منافات نظریه علامه با کاربرد قرآنی تأویلِ قرآن، عدم بیان ارتباط میان معانی تأویل، ضمن تقطیع یک روایت در نظریه معرفت، وجود پیش فرض تفسیری پنهان در دیدگاه ابوزید و عدم بیان ارتباط محکم میان معانی مختلف تأویل در دیدگاه پاکتچی.
بررسی شبهه تنافی آرزوی مرگ با مقام حضرت مریم (س) با توجه به آیه 23 سوره مریم
حوزههای تخصصی:
در نگاه اول میان عبارت «یا لیتنی متُّ قبل هذا» در آیه 23 سوره مریم که حاکی از تمنای مرگ توسط حضرت مریم (س) می باشد و مقام و منزلت ایشان به عنوان یک انسان برگزیده تعارض وجود دارد. همین تعارض، باعث ایجاد اشکالی دیگر یعنی تنافی هدایت گری قرآن کریم با نقل این سخن از حضرت مریم (س) می گردد. از آن جا که رفع اشکال از آیه مزبور و حل این شبهات به خاطر مربوط بودن با مباحث کلامی و اعتقادات، حائز اهمیت می باشد و به جهت این که تا کنون پژوهشی مستقل پیرامون شبهه مذکور انجام نشده است، پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی با عنایت به آراء مفسران، برای شبهه مذکور پاسخ هایی را ارائه می دهد. نتیجه حاصل از این پژوهش این است که سخن «یا لیتنی متُّ قبل هذا» هیچ گونه منافاتی با مقام حضرت مریم (س) نداشته و با مقام صبر، شکر و رضای ایشان نیز در تعارض نیست؛ بلکه این سخن حاکی از شدت عنایت ایشان به مقام حیا و عفت بوده، سخت و گران بودن تحمل اتهام به معصیتی خلاف عفت برای حضرت (س) را می رساند و این خود، کمالی برای ایشان بوده و شدت قربشان به حق متعال را نشان می دهد. با برطرف شدن شبهه اول، شبهه دوم نیز برطرف گشته و روشن می گردد که حکمت نقل این سخن از حضرت مریم (س) علاوه بر اشاره به منزلت رفیع ایشان به وسیله اشاره به سربلند بیرون آمدن حضرت (س) از امتحانی سخت و طاقت فرسا، نشان گر رحمت واسعه و الطاف بی کران خداوند در حق بندگان مخلص خویش است.
پیامد مکر «سیّء» در پرتو سنّت های تغییرناپذیر الهی (بررسی و تحلیل آیه 43 سوره فاطر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۴
۲۲-۷
حوزههای تخصصی:
جامعه از دیدگاه قرآن کریم دارای قوانین و سنّت های مشخص و معینی است و این سنّت ها تغییرناپذیرند و بر کلیه امت ها و جوامع در تمامی زمان ها و مکان ها صادق اند. سنّت بازگشت عاقبت مکر و حیله به خود مکرکنندگان، ازجمله سنّت های تغییرناپذیر الهی است. در پژوهش حاضر این مسئله بر اساس شیوه اسنادی با مطالعه آیه ۴۳ سوره فاطر که بیانگر این سنّت اجتماعی است استخراج شده و ضمن مراجعه به تفاسیر مختلف، نظر مفسران به روش توصیفی تحلیلی بررسی و ارئه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، از دیدگاه قرآن کریم انسان هایی که سعی دارند تا از راه مکر و حیله گری برای رسیدن به منافع خود اقدام کنند، باید بدانند که نتیجه مکر بد آنان در نهایت به خودشان باز خواهد گشت، نه به کسی که درباره او مکر کرده اند؛ زیرا این مسئله جزو سنّت های حتمی خدای متعال، نسبت به امت های گذشته بوده است و درباره امت پیامبر اکرم| مسلمانان نیز به همان صورت جریان پیدا خواهد کرد. زمانی که گفته می شود سنت های خداوندی از کلیت و عمومیت برخوردارست، به این معناست که قلمرو و نفوذ آنها آن قدر وسیع و پردامنه است که افزون بر زندگی گذشته بشر، زندگی کنونی و آینده او را در تمامی ابعاد، به خصوص بعد فردی و اجتماعی را نیز شامل می شود.
Analysis of the Conceptual Map of Consciousness as a Cognitive Function in the Qur'an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study delves into the concept of consciousness in the Qur'an, comparing it with cognitive science. While cognitive science views consciousness as a function of the brain, the Qur'an employs various terms such as soul (al-<em>nafs</em>), heart (<em>al-qalb</em>, <em>al-ṣadr</em> and <em>al-af</em><em>ʾidah</em>), hearing (<em>al-samʿ</em>), sight (<em>al-baṣar</em>), etc. to describe tools of consciousness. In order to explore the Qur'anic perspective on consciousness and its compatibility with cognitive science, an in-depth analysis of relevant areas pertaining to human consciousness, as well as the capacities of the heart and brain, is essential. Employing an analytical-comparative method with an extra-religious perspective, we extract cognitive terminology associated with consciousness from the Qur'an. By employing graph-based tools to create and analyze a conceptual map of these terms, we find that soul, heart, hearing, and sight emerge as crucial tools for generating consciousness. Of these, the Qur'an highlights the human soul as the primary tool for acquiring and processing consciousness, distinct from the spirit (<em>al-rūḥ</em>). This soul is balanced in such a way that it can collaborate with the body and brain of the human to achieve consciousness.
تحلیل و اعتبارسنجی فهرست ابن عباس در ترتیب نزول سوره های قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
642 - 663
حوزههای تخصصی:
برخی از مفسران و دانشمندان علوم قرآنی معتقدند تفسیر بر وفق ترتیب سوره ها، برترین روش فهم قرآن و خدمت بدان است؛ چون بدین وسیله می توان حالات و مراحل نزول را به شکلی روشن و دقیق پی گرفت و بدین ترتیب خواننده در فضای نزول قرآن و شرایط و مناسبات و غایات و مفاهیم آن قرار می گیرد و حکمت نزول برایش نمایان می شود. لذا از صدر اسلام برخی از صحابه و تابعان، درصدد جمع آوری قرآن بر اساس ترتیب نزول برآمدند. در این میان فهرستی که ابن عباس بنا به نقل عطاء خراسانی از ترتیب نزول سوره های قرآن ارایه کرده است، از اعتبار بیشتری برخوردار است.عبدالله بن عباس شاگرد ممتاز علی (ع) بوده و تفاسیری که از آیات گوناگون قرآن ارایه کرده، موقعیت ممتاز تفسیری او را نسبت به دیگر صحابه به خوبی نشان می دهد. در این مقاله با شواهد قرآنی، تاریخی و روایی نشان داده شده است که فهرست مذکور نیز دارای ضعف های بسیاری می باشد، و تقدم و تاخر سوره ها در آن فهرست با مشکلات جدی رو به رو است. در ضمن تقدم و تاخر سوره ها در آن فهرست، لزوما به معنای تقدم و تاخر آیات آن سوره ها نیست؛ برای روشن شدن این مطلب نیز چندین مثال بیان شده است.
روی کرد زمخشری به فقه اللغه: مقایسه تفسیر کشاف با دو تألیف معاصرش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم مفردات و واژه شناسی دانش گسترده و پردامنه ای است که در آن درباره معانی الفاظ مفرد و عوارض آن و مناسبات و چگونگی کاربرد شان در قرآن سخن گفته می شود. دانستن معانی مفردات قرآن کریم یکی از ابزار های لازم برای دانستن معنای آیات وحی الهی است. لغت عرب دارای اسلوب های مختلف است، باشناخت این اسلوب ها می توان به ظرایف و نکات قرآنی دست یافت. در این پژوهش به دنبال بررسی دیدگاه زمخشری بوده و برای شناخت بهتر دیدگاه وی، با آراء راغب و دامغانی مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی است که زمخشری برای کشف معنای واژه در بافت متنی آیات قرآن، همانند راغب از آیات و روایات، شرایط عصر نزول، شعر و مثل عرب، از وجوه معنایی آیات بهره برده است. در برخی مواردی همانند معنی اصلی، استعمالات، اشتقاقات، راغب اصفهانی بارز تر و دربرخی چون توجه وجوه معنایی، اسباب نزول، کشف معنا از شعر و توجه به صرف و نحو زمخشری بر تر است. زمخشری مانند دامغانی وجوه معنایی را باتوجه به سیاق آیات معنا نموده است.
The Capabilities of Component Analysis in Interdisciplinary Qur'anic and Humanities Studies: A Critical Methodological Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
After the decline of positivism, the interpretive paradigm (structuralism) gained favor among Qur'anic scholars due to its emphasis on subjectivity, the role of values in cognition, attention to human interactions, and the interconnectedness of the knower and the knowable. However, despite the fact that this paradigm seems to be more compatible with the religious view than the positivist paradigm, there are still significant paradigmatic differences between it and the Islamic paradigm that need to be considered. The purpose of this paper is to examine the challenges of using common qualitative methods in Qur'anic studies, while proposing the method of component analysis as a more appropriate approach. With the help of this method, it is possible to create a comprehensive set of verses that are related to and consistent with any concept of research in the field of humanities. The method consists of four stages: data collection, data coding, summarization, and searching for verses consistent with the extracted components.In this way, it can serve as a valuable tool for Qur'an scholars to overcome the challenges associated with the use of common qualitative methods, and it allows for a systematic and comprehensive approach that enables researchers to bridge the Holy Qur'an and the humanities, preparing the ground for interdisciplinary studies in these fields.
تأویلات اهل بیت (ع) درباره مقام ولایت در سوره های مریم و طه
حوزههای تخصصی:
تأویلات اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان وارثان علم نبوت و مفسران حقیقی قرآن، نقش کلیدی در تبیین لایه های باطنی آیات قرآنی ایفا می کنند و مفاهیمی همچون ولایت، هدایت، و استمرار نبوت را آشکار می سازند. این پژوهش با هدف بررسی تأویلات اهل بیت (ع) درباره مقام ولایت در آیات منتخب سوره های طه و مریم و تحلیل جایگاه آن ها در پیوند میان قرآن، نبوت، و هدایت امت اسلامی انجام شده است. روش این مطالعه، تحلیلی–توصیفی است و با استفاده از منابع تفسیری و حدیثی معتبر، به طبقه بندی تأویلات اهل بیت (ع) در قالب های معنوی-رمزی، تشبیهی-تمثیلی، مصداقی، و جری و تطبیق پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تأویلات اهل بیت (ع) عمق مفاهیم ولایی آیات را روشن کرده و ولایت را به عنوان یکی از ارکان اساسی هدایت الهی و استمرار رسالت انبیا معرفی می کنند. این پژوهش تأکید دارد که بدون بهره گیری از تأویلات اهل بیت (ع)، درک معارف قرآنی ناقص خواهد بود. همچنین، این تأویلات ارتباط میان مقام ولایت و مفاهیمی همچون عصمت، قرب الهی، و هدایت امت را در تمامی ابعاد روشن ساخته و به تبیین جایگاه ولایت به عنوان محور هدایت بشر کمک کرده است.
میدان معناشناختی واژه های زعم، مریه و ریب در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های معناشناسی، نظریه ایزوتسو است که در حوزه واژگان قرآنی کاربرد دارد. ایزوتسو برای استخراج معنای واژگان، با نگاهی به معنای واژه در شعر جاهلی به تطوّر معنایی توجّه نموده و واژگان کانونی، کلیدی و فرعی را مشخّص می نماید. سپس با هفت روش (تعریف بافتی، جانشینی واژگان، واژگان متضادّ، میدان معنایی، صورت منفی واژگان، ترادف عبارات و کاربرد در بافت غیردینی) معنای واژگان را مشخّص می نماید. این پژوهش، پس از مشخّص نمودن نوع واژگان، با روش توصیفی-تحلیلی به تأثیر هر واژه در میدان معنایی پرداخته است. سپس معناشناسی واژگان «زعم»، «مریه» و «ریب» با استفاده از بخش های قابل پیاده سازی نظریه ایزوتسو انجام شده است. از خلال این جستار مشخّص شد واژگان «زعم»، «مریه» و «ریب» در شعر جاهلی، کاربرد داشته امّا در کاربرد قرآنی به ترتیب دارای معنای اساسی «عقیده باطل»، «شکّ لجوجانه» و «شکّ معاندانه» است. از سه واژه مورد بررسی، «مریه» و «ریب» در قرآن در باب افتعال به کار رفته اند و این موضوع نشان دهنده آن است که این دو میدان معنایی قابلیّت تأثیرگذاری بیشتری دارند.
نقد و بررسی تعامل فریقین با روایات فضایل سُوَر بر اساس قاعده تسامح در ادلّه سنن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
121 - 151
حوزههای تخصصی:
یکی از قواعد پربسامد در عرصه های گوناگون فقه استدلالی فریقین، قاعده ای است که در میان شیعه با نام «تسامح در ادلّه سنن»، و در عامه به «تساهل در اسانید» شهره است. باورمندان به کاربست عام این قاعده، آن را به دلایلی چون اجماع، شهرت عملی، حکم عقل و دسته ای از روایات با نام «اخبار مَن بَلَغ» استوار کرده اند. فهم اخبار پیش گفته و گستره کاربست این قاعده، سبب کشاکش نظرات دانشوران شده است. یکی از حوزه های کاربست قاعده تسامح، روایات دربردارنده فضایل سوره های قرآن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی اکتشافی و بهره از منابع کتابخانه ای، به تبیین گونه های مواجهه با این اخبار بر اساس قاعده تسامح پرداخته و در پی یافتن رهیافتی متناسب درباره اخبار فضایل سُوَر است. در رویکرد برگزیده، تعامل با این اخبار بر اساس قرائتی ویژه از قاعده تسامح سامان یافته که پی رنگ آن بر تقریری عقلانی از مفاد اخبارِ مَن بلغ استوار بوده و با دلالات برخی آیات و روایات نیز سازگار است. بر اساس این رهیافت، بهره برداری از اخبار ضعیفِ دربردارنده فضایل سُوَر، با در نظر داشتن سه شرط و نیز باور نداشتن به عدم انتساب این اخبار به شرع روا خواهد بود.
صبغه الله در آیینه ی تاریخ
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
105 - 139
حوزههای تخصصی:
از زمان نزول قرآن، تفسیر آیات آن نیز مطرح بوده است. بدیهی است که در طول تاریخ، تفسیر دچار تغییر و تحولاتی شده است. یکی از این آیات، آیه ی 138 بقره می باشد که به «صبغه الله» معروف است. در این آیه ی شریفه، به صبغه و رنگ الهی اشاره شده است. اینکه به راستی صبغه و رنگ الله به چه صورت می باشد؟ مراد و مفهوم آن چیست؟ و مفسران فریقین، بسته به گرایش خود آن را چگونه معنا نموده اند؟
در این پژوهش به روش تحلیل محتوا به تجزیه و تحلیل آراء تفسیری پرداخته شده و نتایج سیر تطور آراء نشان می دهد که ابتدا در تفاسیر نخستین با ذکر جریان غسل معمودیه ی مسیحیان، صبغه را به «اسلام» معنا نموده، سپس در تفاسیر مأثور اهل سنت، به «اسلام»، «فطرت»، «سنن از جمله ختنه» و «تقوی الهی» اشاره شده و در تفاسیر مأثور شیعیان به «اسلام» و «تزئین مؤمنین به ولایت امام در عالم میثاق» ترجمه و معنا شده است. آن گاه در تفاسیر قرن پنجم و ششم با کمک استدلال ها و تحلیل های عقلی و ادبی با اشاره به اقوال مختلف، صبغه را فطرت یا تطهیر به واسطه ی ایمان به اسلام می دانند. سپس در قرون میانه مفسران عارفی مثل ابن عربی، صبغه را باطن و حقیقت مذهب دانسته اند. در قرون معاصر در کنار نقل قول از گذشتگان، تحلیل های اجتهادی یا عقلی با رویکرد عصری مورد توجه قرار گرفت و به پیام های آیه، مانند ترک اختلاف نژادی و قبیله ای، دعوت به عدالت و برادری، اشاره می گردد. البته هر کدام از معانی گفته شده می تواند صحیح باشد، ولی به نظر می رسد که «رنگِ بی رنگیِ الله» که همان «دین اسلام» و به دنبال آن «ولایت امام» به عنوان مصداق کامل را می توان به عنوان بهترین و کامل ترین معنا برای «صبغه الله» انتخاب نمود.
واکاوی مفهوم شناسی نفی «جُناح» در قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲شماره ۵۴
245 - 272
حوزههای تخصصی:
نفی «جُناح» تعبیری است که در برخی از خطابات شرعی برای بیان جواز استفاده شده است. اگر چه در غالب مطالعات و بررسی های فقهی، با اتکا به قرائن به تبیین مفاد این تعبیر پرداخته شده، اما تعلق این تعبیر به برخی واجبات، موجب پیدایش پندارِ بدوی اختصاص آن به بیان وجوب شده است. دامنه کاربرد این تعبیر در آیات و روایات، شیوه ی تعامل اجتهادی فقهای امامیه با این تعبیر، واکاوی مفهومی این ماده ی لغوی و شناخت مفاد آن در خطابات شرعی، مسائلی است که در این پژوهش بررسی و پردازش شده است. به نظر می رسد بیان شارع در قالب های نفی «جُناح»، نفی «بأس» و أمر عقیب حظر، با تفاوت در گستره کاربردی این تعابیر، شباهت هایی به هم دیگر دارند و جملگی آن ها در بیان إباحه و جواز تکلیفی و عدم افاده امری ورای آن با هم مشترک اند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی به معناشناسی نفی «جناح» و کاربست آن در قرآن کریم، سنت و فقه پرداخته است و مسائلی را در این باره مورد تحلیل قرارداده است و در صددپاسخ به سؤال های ذیل است: نفی جناح در قرآن و حدیث بر چه دلالت دارد؟ مفاد وکاربست آن در خطابات شرعی چیست؟ و چه تفاوت هایی با تعابیر هم سو دارد؟
بررسی روایت آیه نگارانه ی تاریخ نگاری صفوی از قدرت گیری شاه اسماعیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۴ پاییز ۱۴۰۲شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
82 - 105
حوزههای تخصصی:
قدرت گیری شاه اسماعیل صفوی (930-907ق) و تشکیل سلسله صفویان، یکی از مهم ترین حوادث تاریخ ایران محسوب می شود. مورخان دوره صفوی به طور ویژه به این حادثه توجه کرده اند و درنتیجه، به یکی از محورهای مهم تاریخ نگاری صفویان تبدیل شده است. مهم ترین و غالب ترین دیدگاه حاکم بر بازتاب این حادثه در جریان تاریخ نگاری صفویان، ارائه روایت دینی و مذهبی از این رویداد بوده است. این نوع نگاه، متأثر از نگرش دینی حاکم بر جریان تاریخ نگاری ایران به طور عام و ماهیت مذهبی صفویان به صورت خاص بوده و در همین راستا، استفاده از آیات قرآن کریم مهم ترین محور روایت مورخان صفوی از قدرت گیری شاه اسماعیل قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوه، بررسی نقش آیات قرآن در روایت تاریخ نگاری صفویان از قدرت گیری شاه اسماعیل است. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت آیه نگارانه مورخان صفوی از قدرت گیری شاه اسماعیل در پنج مؤلفه انعکاس یافته است: مشروعیت بخشی به حکومت، روایت آیه نگارانه از پیروزی های شاه اسماعیل، توصیف مخالفان، ایجاد شباهت میان احوال شاه اسماعیل و پیامبران الهی و درنهایت، توجیه اقدامات اغلب خشن شاه اسماعیل. مشروعیت بخشی مهم ترین دغدغه مورخان صفوی بود و دو محور داشت: نخست مشروعیت دادن به کلیت حکومت صفویان و دوم مشروعیت بخشی به حکومت و اقدامات شاه اسماعیل. مورخان صفوی در همین جهت تلاش داشتند از آیات همسو با این اهداف استفاده کنند.
توانش ارتباطی «اقتباس آیات قرآن» در گفتمان سیاسی تحفه الوزارء و آداب الملوک ابومنصور ثعالبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ثعالبی از پرکارترین ادیبان عربی نگار ایران بوده است. وی که با بزرگان سیاسی دولت های ایرانی هم نشینی داشته، دو اثر تحفه-الوزارء و آداب الملوک را با موارد متعددی از اقتباس های قرآنی در اندیشه سیاسی تحریر کرده است. پژوهش حاضر با بررسی و دسته بندی اقتباس های قرآنی این دو اثر، براساس رهیافت توانش ارتباطی دل هایمز که بر اهمیت فضای گفتمانی زایش هر متن تکیه دارد و با فهم تاریخی- فرهنگی پژوهش های آذرتاش آذرنوش در باب چالش فارسی و عربی در عصر ثعالبی، نشان داده است که کارکرد اقتباس های قرآنی ثعالبی تفسیر و ترویج اندیشه های دینی نبوده است، بلکه او در چارچوب فرهنگ بزرگان سیاسی عرب گرا، از اقتباس قرآنی به عنوان ابزار ادبی برای کارکرد ارتباطی و عامل ایجاد حداکثر ارتباط با مخاطب و تسهیل گفتمانی این ارتباط بهره جسته است. به عبارت دیگر، این پژوهش نقش بافتار فرهنگی – گفتمانی در رویکرد به استفاده از اقتباس قرآنی در این دو اثر از ثعالبی را نشان داده است. شیوه این پژوهش کتابخانه ای و روش آن توصیفی-تحلیلی بوده است و از تحلیل تاریخی نیز برای شناخت زمینه های بحث استفاده شده است.