بی شک پیامبر اعظم پس از ماموریت یافتن به انتشار اسلام و تبلیغ آن، متعبد به دستورالعمل های الاهی بودند؛ اما در بحث نبوتِ خاصه، این پرسش مطرح است که آیا پیامبر پیش از بعثت پیرو دینی بودند یا خیر؟ در صورت دینداری، به چه آیین و شریعتی پایبند بودند؟ این مسئله از جمله مسائل کلامی و اعتقادی است که از دیر باز در میان متکلمان، اصولی ها و عالمان شیعه و سنی مطرح بوده است؛ از این رو در این مقاله، به دنبال طرح دیدگاه ها در این زمینه هستیم.
همان طور که در میان دیدگاه های عالمان فریقین مشاهده می شود، نُه دیدگاه وجود دارد که برخی ناقض نظریه های دیگر است. نگارنده درصدد گرد آوری این دیدگاه هاست. بدیهی است، اتخاذ یک دیدگاه مستقل در این باره مستلزم بررسی های بیشتر است و باید برخی مبانی موجود در این بحث، همچون واژه حنیف، رابطه نبوت و رسالت، پیامبران اولوالعزم، تفکیک دین و شریعت و... که در ارزیابی آنها دخالت مستقیم داشته و توجه به آنها برای رسیدن به نتیجه مطلوب ضروری است، مورد نقد قرار گیرند که مجالی دیگر و گسترده تر می طلبد.
از جمله تحولات جهانی که بر اساس متون دینی باید رخ دهد، قیام جهانی امام عصر است. بر اساس اندیشه دینی، هیچ تحولی در جامعه بشری رخ نمی دهد، مگر آن که ابتدا تحولی در انسان ها ایجاد گردد. از طرفی بر اساس نظر دانشمندان علوم اجتماعی، خاستگاه تحولات اجتماعی رسانه های ارتباط جمعی هستند. از این رو برای ایجاد آمادگی در انسان ها و مشارکت آنان در قیام جهانی حضرت مهدی نیازمند به کارگیری رسانه های ارتباط جمعی هستیم. با این حال، پرسش اساسی این است که ظرفیت ها و محدودیت های این رسانه ها چیست؟
مقاله حاضر با بررسی ابعاد سخت افزاری و نرم افزاری رسانه های ارتباط جمعی و ظرفیت ها و محدودیت های آن ها به این نتیجه رسیده است که نمی توان در راستای تحول جهانی قیام حضرت مهدی به آن ها امیدی بست، ولی با توجه به تعریف رسانه که عبارت است از هر پدیده ای که عامل انتقال فکر و فرهنگ باشد، در جهان اسلام رسانه های مغقول شده ای وجود دارد که در صورت بهره برداری درست، بسیار کارآمدتر از رسانه های موجود هستند. این رسانه ها در سه بخش مراسم (مانند حج، نماز، عیدفطر، نماز جماعت، جلسات مذهبی)، اماکن (مانند کعبه، مشاهد و مساجد) و مناسبت ها مانند عاشورا، اربعین، فاطمیه، شهادت ها و ولادت ها) بررسی و ظرفیت ها و محدودیت های هر یک مشخص شده است.
این نوشتار به بررسی تطبیقی مدل ارزش های خبری گالتونگ و روگ و مدل ارزش های خبری در حاکمیت موعود می پردازد. نخست، دو کارکرد راهبردی خبر و خبررسانی در اسلام را تبیین کرده و بیان می کند که از جمله مهم ترین نقش های خبررسانی در اسلام، یکی مبارزه با انحراف، و دیگری آفرینش و تقویت ارزش هایی است که برآیند آن ها فرهنگ جامعه عدل کل را شکل میدهد.
پس از تبیین کارکردهای راهبردی خبر و رسانه از نظر اسلام، به مقایسه تطبیقی میان نظریه ارزش شناختی گالتونگ و روگ و نظریه موعود پرداخته و توضیح می دهد که نظام ارزش شناختی موعود از مجموع دوازده ارزش خبری مطرح شده توسط این دو اندیشمند غربی (هشت ارزش عمومی و چهار ارزش اختصاصی)، برخی را تایید میکند و برخی دیگر را کنار میزند. از چگونگی این پذیرش یا عدم پذیرش نیز سخن گفته شده و فلسفه نهفته در برخی ارزش های خبری نقد گردیده است.
اعتقاد به آخرالزمان جزء لاینفک آموزه های تمامی ادیان و حتی مکاتب دست ساز بشری است، به گونه ای که عدم پاسخ به پرسش آخرالزمان، ذهن ناآرام بشر را در وادی حیرت وانهاده و سکون و آرامش را که ثمره ایمان به ادیان و مکاتب است، حاصل نمی آورد. از این رو اعتقاد به این آموزه وجه مشترک تمامی ادیان و مکاتب است. بر این اساس مکتب صهیونیسم مسیحی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و حتی در میان مکاتب موجود، بیش ترین نقش را به آخرالزمان داده، به گونه ای که تفسیر آموزه های دیگر این مکتب تنها در سایه نگاه به آخرالزمان میسر خواهد بود. این تحقیق ضمن معرفی اجمالی مکتب صهیونیسم مسیحی به دنبال تبیین نقش آخرالزمان در مکتب صهیونیسم مسیحی است.
این نوشتار، به موضوع سید حسنی در خطبة البیان می پردازد که در دو محور سندی و متنی سامان یافته است. در محور اول، سند خطبه، بررسی شده و بدین منظور، نظرات مخالفان و موافقان بیان شده است. نظرات مخالفان در سه بخش بیان شده است؛ بخش اول: ضعف رجال حدیث که در این بخش، جد طوق و عبدالله بن مسعود ارزیابی می شوند؛ بخش دوم: ارسال حدیث و بخش سوم: عدم نقل حدیث در منابع دست اول که دلیل بر عدم اعتبار آن دانسته شده است.
نظرات موافقان نیز در دو بخش: دفاع از ابن مسعود و اعتنای علما به این خطبه ذکر می شود. محور دوم مقاله نیز به بررسی متن این خطبه می پردازد و خواهد آمد که برخی از دانشمندان، متن خطبه را دچار اشکالات فراوان دانسته و آن را رد کرده اند و عده ای دیگر نیز در پذیرش خطبه، قائل به تفصیل شده اند.
مقاله حاضر را میتوان مجموعه ای از آموزه های مهدوی در موضوعاتی چند دانست که از منظر امام رضا علیه السلام بررسی شده است. این موضوعات دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، علائم ظهور، اوضاع جهان پیش از ظهور، جریانات انحرافی و وظایف مردم در دوران غیبت میباشد، که سعی بر آن بوده که ضمن تبیین و شرح روایات و استفاده از منابع اصیل، به نکات برجسته ای در این رابطه اشاره شود.