ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۷۶۴ مورد.
۱.

تحلیل معرفت شناسانه گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
یکی از جهات مغفول مانده در سنت فلسفی جهان اسلام مسئله فلسفه اخلاق اسلامی است. هنگامی که سخن از فلسفه اخلاق به میان می آید غالباً مقصود فلسفه اخلاق به معنای خاص آن یعنی فرااخلاق می باشد. در فرااخلاق یا همان اخلاق تحلیلی یکی از مباحث، معرفت شناسی گزاره های اخلاقی است. تحقیق حاضر درصدد به دست آوردن معرفت شناسی گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی است. برای حصول نظرگاه فارابی و غزالی در خصوص گزاره های اخلاقی به نگاه این دو اندیشمند به مسئله حسن و قبح و همچنین مواد اقیسه در منطق پرداخته شده و در نهایت تحلیلی معرفت شناسانه از گزاره های اخلاقی از منظر این دو حکیم ارائه شده است. فارابی در حوزه معرفت شناسی گزاره های اخلاقی، این گزاره ها را گزاره هایی انشایی (البته نه انشایی محض) و اعتباری می داند که کارکردی جدلی دارند. غزالی نیز همانند فارابی قائل به انشایی و اعتباری بودن این دسته از گزاره ها و جدلی بودن آن ها می باشد با این تفاوت که فارابی اعتبار گزاره های اخلاقی را عقلی و غزالی ریشه اعتبار این دسته از گزاره ها را در شرع می داند و قائل به شرعی بودن اخلاق است.
۲.

تبیین پارادایمِ پژوهشی «حیات طیبه» با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۰
حیات طیبه احیا حیاتی حقیقى، جدید، بالا و والاتر از حیات عمومى است که آثار تکوینی به همراه دارد. این مفهوم قرآنی می تواند بر انگاره های پیشرفت، بهروزی و خوشبختی دلالت کند. این انگاره ها در دنیای مدرن امروز، سامان بخش ساحت های متنوّع فعالیّت فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی هستند. به کارگیری گسترده حیات طیبه با دلالت های مختلف، موجب آشفتگی مفهومی و سرگردانی پژوهشگران در کاربست اصولی آن می شود. پارادایم پژوهشی به مثابه یک رویکرد با ایجاد بستری برای درک ماهیت دانش و روش های تولید آن، به محققان کمک می کند تا مفروضات و باورهای اساسی که به پژوهش آنها شکل می دهد را شناسایی کنند. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی پارادایم پژوهشی حیات طیبه مبتنی بر آرای علامه طباطبایی از طریق روش تفسیر متن محور و جمع آوری داده اسنادی است. پارادایم پژوهشی حیات طیبه با توجه به چهار عنصرِ هستی شناسی، ارزش شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پی ریزی شد و نمایان گشت که حیات طیبه در ساحت هستی شناسی از طریق سیر تدریجی در عوالم سه گانه (از ماده تا مثال و عقل) در قوس صعود محقق می شود. از منظر ارزش شناسی، ارزش نهایی این حیات در تحقق مقام خلیفه الهی نهفته است که با ایمان و عمل صالح و با درنظرگیری اصل تاروپودگی در حوزه روش شناسی به دست می آید. از نگاه معرفت شناسی نیز، درک و تحصیل این حیات، مشروط به سیر وجودی نفس و اعتباریات عملی است.
۳.

واکنشی صدرایی به ایده بازگشت الهیاتی با تأکید بر مسئله فعل خاص الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۰
از آنجا که تلاش اندیشمندان حوزه الهیات طبیعت در مساله فاعلیت خاص خداوند، همچنان به ارائه تبیین رضایت بخش توفیق نیافته است، برخی خواستار توجه به عناصر فلسفی الهیات طبیعی شده اند و ایده بازگشت از الهیات طبیعت به الهیات طبیعی را مد نظر قرار داده اند. پذیرش نوعی عدم تعین ریشه ای در بنیان همه تغییرات طبیعی، اساس اندیشه سیلوا یکی از مدافعان ایده بازگشت الهیاتی، در مقابل تبیینات مبتنی بر نظریات علمی (نظریات الهیات طبیعت همچون تئوری کوانتوم و نظریه آشوب) در پاسخ به مساله فعل خاص الهی است. او با بهره گیری از مفهوم علت مادی و پذیرش ماده به عنوان یکی از اجزاء هستی شناسانه ی اشیاء طبیعی، معتقد است این امکان، برای شیء وجود دارد که نسبت به پذیرش صور از مبادی گوناگون، منفعل باشد. وجود فاعل های طبیعی هیچ گاه مانع از آن نیستند که فاعل فراطبیعی، صورتی جدید در طبیعت، محقق کند. این امر که به فعل ابداعی و بی قاعده خداوند در عالم طبیعت، منجر می شود، در اندیشه صدرایی، با توجه به مسائلی چون، رابطه اتحادی ماده و صورت و نفی کون و فساد و نیز حرکت جوهری، جایگاهی ندارد. علاوه بر آن، با نفی فاعلیت خاص از خداوند و مجردات تام، فاعلیت نفس کلیه در عالم طبیعت، مبنای اندیشه صدرا و واکنشی در پاسخ به این مسئله می شود. علی رغم برخی وجوه مثبت، همچون رفع مشکل ارتباط زمانی فراطبیعت با طبیعت و رفع شکاف متافیزیکی میان آن دو و نیز بی نیازی از نظریه افلاک در توجیه تغییرات طبیعی، ابهام در ساز و کار فاعلیت نفس کلیه، روشن نبودن رابطه فعل این نفس با ماده پیشین حوادث، و تعارض آن با بحث صفات الهی، دلایل عدم ارائه تبیینی رضایت بخش در این خصوص می باشد.
۴.

شانس کور و هدایت شدگی الهی: بازسازی دیدگاهی سازگاری گرایانه با الهام از رویکرد پوکینگهورن در خصوص ساز و کار فعل الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
سازگاری گرایی موضعی است که نظریه تکامل و خداباوری مداخله گرا را قابل جمع می داند. سازگاری گرایان هدایت شده بودن اجزاء یا ویژگی های زیست کره را با شانسی بودن فرایند تکاملی قابل جمع می دانند. یکی از پرسش های مهم پیش روی سازگارگرا آن است که: چگونه ممکن است رویدادهای شانسی که کور و بی جهت هستند زیست کره ای هدف مند و هدایت شده را شکل دهند؟ برای پاسخ، سازگاری گرا باید مدلی از رویدادهایی شانسی ارائه دهد که مجموعه آن ها را می توان هدایت شده تلقی کرد. در این مقاله، به دو مدل نامزد برای چنین منظوری می پردازیم. مدل نخست که آن را «مدل پوکینگهورن» نامیده ایم، دربردارنده این عناصر است: نابسندگی فروکاست گرایی، علّیت بالابه پایین، شکاف های هستی شناختی، کل گرایی و وابستگی به زمینه، وجود شانس در جهان، عاملیّت الهی و اطلاعات فعال، یگانه گوهرانگاری دووجهی و صیرورت عینی. سپس استدلال می کنیم سه مؤلفه اخیر برای منظور ما ضروری نیستند و مدل مناسب تر، که آن را «مدل پوکینگهورن تعدیل یافته» نامیده ایم، از مدل پوکینگهورن نحیف تر است. بدین ترتیب، نشان می دهیم که نظریه تکامل به لحاظ منطقی یا مفهومی سازگار است با این ادعا که علی رغم شانسی بودن رویدادهای سازنده زیست کره، دست کم برخی از جنبه های زیست کره هدایت شده هستند.
۵.

ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن: رویکرد پراگماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد عقل گرایی انتقادی، به بررسی ضرورت وجود زبان مشترک در فهم قرآن می پردازد. مسئله محوری آن است: اگر مخاطب آیات قرآنی همگان هستند، آیا وجود زبان واحد برای انتقال پیام الهی ضرورت ندارد؟ در پاسخ، نویسنده با تکیه بر رویکرد پراگماتیک و با اتکا به مبانی انسان شناختی قرآن که عقلانیت را ارزشی ذاتی برای انسان می داند (مانند تأکید بر «أُولُو الْأَلْبَاب» در آیات متعدد)، نظریه «ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن» را طرح می کند. یافته ها نشان می دهد که اولاً، قرآن با خطاب قرار دادن عامه انسان ها به عنوان موجودات عاقل، وجود فهم مشترک را مفروض گرفته است؛ ثانیاً، این زبان مشترک، خود بستر لازم برای تحقق «سیالیت معنایی» در تطبیق آیات بر شرایط مختلف را فراهم می سازد. دستاورد نهایی پژوهش تأکید می کند که زبان دین به مثابه ابزار ارتباطی، تنها در سایه ایجاد فهم واحد و مشترک می تواند به هدف اصلی خود – یعنی انتقال پیام الهی به همه انسان ها – نائل گردد، بدون آن که به قالب های صلب تفسیری محدود شود.
۶.

بررسی تأثیر معرفت شناختی نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» بر استدلال تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
ریچارد سویین برن، فیلسوف معاصر انگلیسی، بر این باور است که تجربه های دینی می توانند شواهدی معتبر بر اثبات وجود خداوند باشند. وی در این زمینه، به طور خاص بر اصل «آسان باوری» تأکید می کند. بر اساس این اصل، اگر فردی تجربه ای از حضور خداوند داشته باشد، آن تجربه باید معتبر تلقی شود، مگر آنکه دلایلی متقن بر رد آن ارائه شود. افزون بر این، سویین برن از «اصل گواهی» نیز دفاع می کند. این اصل بیان می کند که گزارش های افراد درباره تجربه های دینی شان، معتبر هستند، مگر اینکه شواهدی قاطع مبنی بر بی اعتباری آن ها وجود داشته باشد. در مقابل، برخی منتقدان با استناد به نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» استدلال می کنند که اصولی مانند آسان باوری و گواهی در مسائل حیاتی و شرایط خطیر قابل اعمال نیستند. از دیدگاه تسرّیِ عمل گروانه، هرچه موضوع مورد بحث مهم تر و پیامدهای عملی آن جدی تر باشد، ضرورت ارائه شواهد و دلایل قوی تر برای پذیرش آن افزایش می یابد. ازآنجاکه خداباوری مسئله ای بنیادین است که تأثیرات ژرف و گسترده ای بر زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد، پذیرش آن باید مبتنی بر شواهدی فراتر از تجربه های شخصی یا گزارش های دیگران باشد. پس اصل آسان باوری و اصل گواهی برای واقعی دانستن تجربه های دینی کافی نیست. با این حال، نتایج این پژوهش روشن می سازد که نظریه تسرّیِ عمل گروانه نمی تواند بر کاربست اصول آسان باوری و گواهی برای تجربه دینی خدشه وارد کند. این به آن دلیل است که معرفت، به عنوان باور صادق موجه، تحت تأثیر ملاحظات عملی قرار نمی گیرد. بنابراین، تا زمانی که تجربه های دینی و گواهی های متواتر برای فاعل شناسا یقین آور باشند، کاربرد اصول آسان باوری و گواهی در حوزه مباحث مربوط به خداوند همچنان معقول و موجه خواهد بود.
۷.

نقد و بررسی کارآمدی دعا بر اساس نظریه تعهد اخلاقی خداوند در استجابت دعا با تأکید بر دیدگاه گلمن و هیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
خیرخواهی محض خداوند از جمله صفاتی است که موثر بودن دعای استغاثه را از منظر برخی از فیلسوفان دین مورد تردید قرار داده است. به نظر منتقدان، لازمه خیرخواهی محض این است که تصمیم الهی در خصوص تحقق یا عدم تحقق حوادث جهان مطابق میزان خیریت و مصلحت موجود در آنها تعین یابد، نه بر اساس دعا و درخواست بندگان، و از این رو دعا بی تأثیر خواهد بود. رویکرد «تعهد اخلاقی خداوند در برابر درخواست بندگان» بر آن است تا موثر بودن دعا را از منظر تعهد اخلاقی که در قبال اظهار نیاز و درخواست بندگان در خداوند ایجاد می شود، تبیین نماید. در این پژوهش ضمن ارائه تقریری از چالش کارآمدی دعا از منظر خیرخواهی محض خداوند، رویکرد تعهد اخلاقی و مبانی آن بر اساس دیدگاه الهی دانانی مانند گلمن و هیل مورد بررسی قرار می گیرد. تبیین موثر بودن دعا بر اساس رویکرد تعهد اخلاقی علاوه بر نقاط قوتی همچون توجه به اخلاق دعا و درخواست، با برخی ویژگی های دعا در سنت دینی(همچون دعوت الهی به دعا و تضمین الهی استجابت، وجود شرایطی برای استجابت، و...) سازگاری دارد. در عین حال، چنان چه تفسیر و توضیح دقیقی از تعابیر «الزام و تعهد اخلاقی خداوند» متناسب با ساحت غنای محض خداوند و یا «استحقاق اجابت دعا» متناسب با شأن فقر و نیازمندی محض بندگان مطرح نگردد، با گوهر دعا که اظهار عبودیت و بندگی است تا حدی در تعارض است.
۸.

بررسی استشهاد تفکیک گرایان به آیه 259 سوره بقره بر اثبات معاد بدن عنصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱
مسئله معاد، یکی از پایه های بنیادین جهان بینی اسلامی است. در مورد اقسام معاد و کیفیت آن، تفاسیر و نظریه های مختلفی وجود دارد. تفکیک گرایان ادعا می کند که آیات و روایات زیادی وجود دارد که هم «نص» و هم «ظاهر» است در این که معاد قرآنی بر معاد جسم عنصری دلالت می کند و مخالفین را به «تأویل گرایی بی ضابطه»، «عدم فهم ظواهر قرآن»، و «مخالف با نص قرآن» و سرانجام به «تکفیر» و «تفسیق» متهم می کنند. به دلیل حجم زیاد روایات و آیات مورد استناد، در این مقاله صرفاً به آیه 259 سوره بقره که به ماجرای عزیر یا ارمیای نبی (علیهما السلام) اشاره دارد، پرداخته ایم. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی نگاشته شده است، می کوشد نشان بدهد که برداشت مذکور حاصل تحمیل پیش فرض های ذهنی تفکیک گرایان بر معنای آیه است. پرسش در این آیه و آیات بعد، از «کیفیت زنده شدن مردگان» و اینکه «قابل» چگونه زنده می شود نیست، بلکه پرسش این است که «فاعل» چگونه مردگان را «زنده می کند» و «کیفیت» این زنده کردن چگونه است. ادعای نویسنده آن است که آیه مذکور نه تنها ربطی به معاد (چه عنصری و چه مثالی) ندارد بلکه دالّ مرکزی آن در مورد حقیقت زمان و نسبت زمان به عوالم مختلف است و بیانگر این نکته است که درک محدود انسان از زمان به این خاطر است که همواره خود را در زمان یافته است، و این درک، با حقیقت زمان در نفس الأمر متفاوت است. در نهایت این برداشت حاصل شده است که استشهاد به ظاهر آیه، نه معاد عنصری مورد ادعای آنان را اثبات می کند، و نه معاد مثالی ملاصدرا را رد می نماید.
۹.

بررسی معضل اخلاقی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر مسئله فلسفی معنای زندگی با تأکید بر جایگاه روابط عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
این مقاله به بررسی معضل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر فلسفی معنای زندگی می پردازد. ابتدا با تکیه بر آرای تامس نیگل و سوزان ولف، تحلیل دقیقی از مسأله ی فلسفی معنای زندگی و نسبت آن با روابط عاطفی ارائه می شود. سپس با مرور ادبیات تخصصی اخلاق هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه ی روابط انسان-ربات، چارچوبی برای تحلیل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده ترسیم می گردد. استدلال اصلی مقاله بر این پایه استوار است که روابط عاطفی، به ویژه عشق، یکی از منابع بنیادین معناداری زندگی انسان اند و ورود هوش مصنوعی عاطفی شده به این حوزه، با تضعیف این منبع و تهدید معناداری زندگی انسان همراه است. این استدلال با بهره گیری از رویکرد گسترش یافته ی اخلاق فناوری، بر این تأکید می ورزد که هوش مصنوعی به عنوان رقیبی برای محبت ورزیدن انسان ها در جامعه عمل می کند و از این طریق، دسترسی ما به محبت ورزیدن را محدود می سازد. در ادامه و پس از صورت بندی این استدلال، به انتقادهای احتمالی وارد بر آن پاسخ داده می شود. در نتیجه گیری، مقاله نشان می دهد که هوش مصنوعی عاطفی شده، از این نظر دارای ملاحظات اخلاقی جدی است که بدون مراعات آن ها، توسعه ی آن از منظر اخلاقی موجه نیست.
۱۰.

جایگاه نماد و اسطوره در انسان شناسی فلسفی پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۷
پرسش درباره چیستی و اهمیت نماد و اسطوره همواره از بنیادی ترین و در عین حال چالش برانگیزترین مباحث در تاریخ فلسفه بوده است. از روزگار یونان باستان تا دوران معاصر، فیلسوفان رویکردهای گوناگونی را در تبیین کارکرد و معنای این دو مقوله عرضه کرده اند. در این میان، پل ریکور از برجسته ترین متفکرانی است که در نخستین دوره اندیشه خود با رویکردی هرمنوتیکی به تحلیل نسبت میان نماد، اسطوره و انسان شناسی فلسفی پرداخت. ریکور در این مرحله، طرحی از یک انسان شناسی فلسفی را بنا نهاد و در آن، ضمن دفاع از معناداری نظام های نمادین، نمادها و اسطوره ها را به منزله بستری مناسب برای انسان شناسی تلقی کرد. از دید او، تجربه بشر در مواجهه با شرّ، تجربه ای بنیادین و آشکارکننده مخمصه ای وجودی است؛ تجربه ای که در قالب نمادهای اعتراف تجلی یافته است. بنابراین، با بازیابی و تفسیر معانی نهفته در نمادهای اعتراف می توان به اهداف انسان شناسانه دست یافت. ریکور در تحلیل خود از سه نماد اعترافِ آلودگی، گناه شرعی و گناه اخلاقی نوعی سیر سوبژکتیو را بازمی شناسد که طی آن، شر به تدریج درونی می شود و انسان سنگینی آن را بر وجدان خویش احساس می کند. افزون بر این، به باور وی، چون اسطوره بُعدی روایی به نماد می بخشد، این سه نماد اعتراف در چهار نوع اسطوره «آفرینش بابلی»، «نگاه تراژیک به وجود»، «روح تبعیدی» و «اسطوره آدم» روایت شده اند.
۱۱.

تحلیل چالش های وجودی در چارچوب ارتباطات چهارگانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۳
چالش های وجودی از اساسی ترین دغدغه های انسانی به شمار می روند که از مواجهه فرد با پرسش های بنیادین درباره معنا، هدف، آزادی، تنهایی و مرگ نشأت می گیرند. این چالش ها برخلاف مشکلات روزمره، به ابعاد فلسفی و بنیادین تجربه زیسته مرتبط بوده و در تمام جنبه های زندگی انسان تأثیرگذارند. به منظور دستیابی به درکی جامع و نظام مند از این چالش ها، این پژوهش با روش سنتزپژوهی به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مختلف چالش های وجودی پرداخته و چارچوب تحلیلِ مبتنی بر ارتباطات چهارگانه انسان را به عنوان رویکردی نوین معرفی می کند. این چارچوب با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون وجودی انسان (ابعاد فردی: خودشناسی و درون نگری و ابعاد اجتماعی: روابط انسانی، معنویت و طبیعت) و تعاملات میان این ابعاد، به درک واقع بینانه و عمیق تر از چالش های وجودی و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مواجهه با آن ها کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که ریشه بسیاری از بحران های وجودی در ارتباط انسان با خود به عنوان نخستین منبع ادراک و شناخت نهفته است و این بحران ها در سایر ارتباطات او نیز بازتاب می یابند. همچنین، هر یک از چالش های وجودی در چهار نوع ارتباط، قابل ردیابی بوده و کیفیت این ارتباطات به طور مستقیم در تشدید یا کاهش دلواپسی های وجودی مؤثر است. استفاده از چارچوب تحلیل ارتباطات چهارگانه به شناسایی دقیق تر منشأ مشکلات وجودی در افراد کمک کرده و امکان بررسی عمیق تری از اختلالات ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ساز این چالش ها را فراهم می آورد. این رویکرد تحلیلی، زمینه را برای تدوین مداخلات و راهبردهای مؤثرتر در مواجهه با چالش های وجودی مهیا می سازد و به بهبود کیفیت زندگی و رشد وجودی انسان کمک می کند.
۱۲.

تبیین براهین یگانگی خدا در فلسفه اسپینوزا و بازسازی برهان اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۲
فلسفه اسپینوزا را می توان جزء فلسفه های خداباور دسته بندی کرد، به این معنا که به وجود خدا باور دارد و آن را یگانه نیز می داند. البته تصوری که از خدا به دست می دهد، لزوماً همان تصوری نیست که متألهان و فیلسوفان در سنت الهیاتی ادیان ابراهیمی، عمدتاً از خدا به دست داده اند. اسپینوزا در آثار مختلف خود براهینی برای اثبات یگانگی خدا یا جوهر الهی به دست می دهد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی این براهین را مطرح ساخته و تبیین کنیم. عمده این براهین مبتنی بر کمال مطلق و وجوب وجود هستند، البته برخی از آنها نافی کثرت جواهر نیستند و صرفاً جوهر الهی را واحد می دانند، ولی برخی دیگر، درصدد اثبات جوهر الهی به عنوان تنها جوهر موجود و تصورپذیر هستند. همچنین نشان داده ایم که برهان کتاب اخلاق اگر به صورت مرسومش تقریر گردد، تام نخواهد بود. از این جهت، با تکیه بر مفهوم نامتناهی مطلق و نامتناهی در نوع خود، تلاش کرده ایم که صورتی معقول تر از آن به دست دهیم. در تقریر عمده براهین، رجوعی به پیشینه آنها در میان متفکران قرون وسطای یهودی-مسیحی-اسلامی نیز داشته ایم.
۱۳.

برهان شرط بندی پاسکال در بوته نقد: بررسی ابعاد معرفت شناختی، اخلاقی و متافیزیکی در فلسفه دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
چکیده برهان شرط بندی پاسکال از استدلال های شاخص در فلسفه دین است که با تکیه بر محاسبه عقلانی سود و زیان، باور به خدا را به عنوان گزینه ای موجه معرفی می کند. مبنای آن بر این فرض استوار است که حتی با احتمال اندک وجود خدا، باور به او از منظر منفعت نهایی، معقول ترین راهبرد است؛ زیرا سود احتمالی آن نامتناهی و زیان عدم باور، سنگین و جبران ناپذیر خواهد بود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی مفهومی و ارزیابی انتقادی، ظرفیت ها و محدودیت های این برهان را در سه بُعد معرفت شناختی، اخلاقی و متافیزیکی بررسی می کند. در بُعد معرفت شناختی، تمایز میان باور و ایمان نشان می دهد که پاداش اخروی بر ایمان مترتب است، نه بر باور، و باور نیز به مثابه حالت ذهنی، امری غیراختیاری است و نمی تواند صرفاً بر مبنای محاسبه سود شکل گیرد. از منظر اخلاقی، پذیرش دین بر پایه مصلحت جویی می تواند به بی صداقتی و ریا بینجامد. در بُعد متافیزیکی نیز مسئله خدایان متعدد و تنوع ادیان، اعتبار این برهان را مخدوش می سازد. نتیجه آنکه برهان شرط بندی پاسکال بیش از آنکه اقناع کننده نامؤمنان باشد، نقش تقویتی برای باورهای پیشین دارد و به عنوان مبنای شکل گیری باور دینی کفایت لازم را ندارد.
۱۴.

فلسفه دین و تفاوت بین دیدگاه های مسیحی و اسلامی در مورد نبوت و محتوای پیام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۳
این مقاله مقایسه ای تحلیلی و جامع بین مفاهیم اسلامی و مسیحی از نبوت و وحی (یا انکشاف الهی) در چارچوب فلسفه دین ارائه می دهد. در این مقاله بیان می شود که اگرچه هر دو سنت، پیامبر را به عنوان واسطه ای منصوب از جانب خداوند می شناسند، اما مبانی فلسفی، اهداف الهیاتی و ماهیت وحی (یا انکشاف الهی) در آنها اساساً متفاوت است. این تحلیل، تکامل نبوت را در سنت یهودی-مسیحی، از نصیحت و پیشگویی اخلاقی در عهد عتیق تا اوج آن در شخص عیسی مسیح به عنوان کلمه تجسدیافته در عهد جدید، دنبال می کند. این در تضاد با دیدگاه اسلامی است که در آن نبوت به عنوان انتقال یک قانون و هدایت جامع الهی (شریعت) درک می شود که در خاتمیت حضرت محمد (ص) و قرآن به اوج خود می رسد. این مطالعه به طور سیستماتیک این تفاوت ها را از طریق تحلیل تطبیقی هدف نبوت، نقش و جایگاه پیامبران، مفهوم وحی و خاتمیت آن مشخص می کند. این بخش با تأملی فلسفی در مورد ضرورت نبوت برای انتقال معرفت ماوراء طبیعی، به ویژه آخرت، که برای عقل بشر به تنهایی قابل دسترسی نیست، به پایان می رسد.
۱۵.

سایه افلاطون و زوال فهم وحیانی از نفس در الهیات کلیسای اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۳
این مقاله به بررسی ورود آموزه فلسفی جاودانگی نفس از سنت افلاطونی به الهیات کلیسای اولیه می پردازد. با تحلیل واژگانی چون نَفَش در عبری و ψυχή در یونانی نشان داده می شود که کتاب مقدس انسان را موجودی واحد و فناپذیر معرفی می کند که هستی او وابسته به افاضه حیات از سوی خداوند است، در حالی که افلاطون نفس را مستقل و جاودانه می دانست. آثار آبای کلیسا نشان می دهد که تحت تأثیر فلسفه یونانی، مفاهیم مرگ، رستاخیز و داوری نهایی بازتفسیر شدند و جاودانگی به عنوان ویژگی ذاتی نفس تلقی شد. این روند موجب دگرگونی تصویر عدالت و رحمت الهی در الهیات مسیحی گردید.
۱۶.

بازخوانی مفهوم «برزخ» در الهیات کاتولیک و نقش آن در اقتصاد قرون وسطی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
مفهوم «برزخ» در الهیات کاتولیک، برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً آموزه ای اخروی و متافیزیکی می پندارد، در بستر تاریخی خود واجد کارکردهایی اجتماعی، سیاسی و به ویژه اقتصادی بوده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی در پی آن است تا با بازخوانی این آموزه، نشان دهد چگونه برزخ نه تنها در چارچوب نظام نجات شناسی کلیسا، بلکه در تنظیم رفتارهای اقتصادی مؤمنان و ساختارهای نهادی جامعه قرون وسطی نقش فعالی ایفا کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مفهوم برزخ در الهیات کاتولیک چگونه در شکل گیری و تحول نهادها و مناسبات اقتصادی قرون وسطی تأثیرگذار بوده است؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله به بررسی چند محور فرعی نیز می پردازد: نخست، تحلیل تأثیر آموزه برزخ بر رفتارهای اقتصادی فردی مؤمنان، همچون خرید آمرزش نامه، وقف اموال، پرداخت نذورات و صدقات به منظور کاهش رنج برزخی. دوم، واکاوی نقش کلیسا در نهادینه سازی این آموزه و بهره گیری از آن برای مشروع سازی قدرت اقتصادی و معنوی خویش از طریق نهادهایی چون صلح نامه ها، انجمن های دعای جمعی و بازار آمرزش نامه ها. سوم، واکاوی این دیدگاه که برزخ تنها ابزاری برای تحکیم ساختار قدرت کلیسا بوده است، با توجه به تجربه های دینی مردم و ابعاد معنوی-روان شناختی این باور. این پژوهش با تکیه بر منابع تاریخی، الهیاتی و اقتصادی، کوشید نشان دهد آموزه هایی چون برزخ می تواند به گونه ای مضاعف در زندگی مؤمنان عمل کند: از یک سو به عنوان منبعی برای امید به رهایی و تطهیر اخروی و از سوی دیگر به مثابه ابزاری نهادی برای مدیریت ترس، هدایت رفتار اقتصادی و تقویت اقتدار کلیسا. تحلیل انتقادی این پیوند، افق هایی تازه در مطالعات میان رشته ای دین، جامعه و اقتصاد می گشاید و امکان تأملی مجدد بر نسبت مفاهیم الهیاتی و ساختارهای مادی را فراهم می آورد.
۱۷.

تجربه تحولی و عقلانیت اختلاف درونی: بازخوانی معرفت شناختی تحول دینی در پرتو روایت آگوستین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
تحول دینی دگرگونی عمیقی در هویت، ارزش ها و معیارهای عقلانی فرد ایجاد می کند و با دو ویژگی اصلی همراه است: عدم امکان پیش بینی کامل پیامدها پیش از وقوع، و تغییر بنیادین در ساختار شخصیت و معرفت پس از آن. این امر تصمیم برای ورود به چنین تجربه ای را به یک پارادوکس تبدیل می کند که در آن عقلانیت سنتی کارایی ندارد و اراده و شجاعت معرفتی اهمیت می یابند. در این فرایند پرسش از اعتبار خویشتنِ پیشین و جدید مطرح می شود اما هیچ یک به طور مطلق برتر نیستند. گفت وگوی عقلانی درونی، که ریشه در معیارهای اجتماعی و بین الاذهانی دارد راهی برای مقابله با این شکاف است. به عنوان مثال، روایت آگوستین در اعترافات نشان می دهد که اختلاف با خویشتن پیشین نه تنها گسست نیست، بلکه فرصتی برای تعمیق عقلانیت و بازسازی خودفهمی است. بنابراین، عقلانیت در حوزه ی دین به معنای ایستادگی در برابر تغییر نیست، بلکه توانایی رشد درون آن است.
۱۸.

اختر الهیات: تحلیل نسبت حیات بیرون زمینی با برتری انسان در نظام آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش به بررسی این پرسش می پردازد که آیا پذیرش موجودات هوشمند غیرزمینی با باور به انسان به عنوان «اشرف مخلوقات» ناسازگار است؟ ابتدا نشان داده می شود که قرآن کریم در این باره تصریحی ندارد، اما گشودگی تفسیری آن امکان خوانش های متنوع فلسفی، عرفانی و کلامی را فراهم می کند. سپس با تکیه بر استدلال های فلسفی، از جمله نظریه صدور، کثرت مراتب وجود و اصل سنخیت علت و معلول، استدلال می شود که آفرینش جهان های متعدد و اشکال گوناگون حیات نه تنها ممکن، بلکه مقتضای نظام هستی است. از منظر عرفانی نیز با توجه به تجلی اسم «الحیّ» و دیگر اسماء الهی، حیات نمی تواند به انسان زمینی محدود باشد و باید در عوالم مختلف ظهور یابد. در ادامه، برخی آیات و روایات مربوط به کثرت عوالم و موجودات آگاه، به عنوان قرینه هایی بر امکان حیات فرازمینی بررسی می شوند. بخش دیگری از پژوهش به اختلاف دیدگاه ها درباره اشرف مخلوقات بودن انسان یا فرشتگان اختصاص دارد و نشان می دهد که برتری مطلق انسان مستند به نص قطعی نیست، بلکه بیشتر برداشتی فلسفی کلامی است. در نهایت نتیجه گرفته می شود که اگر موجودات فرازمینی دارای عقل، اراده و توانایی اخلاقی باشند، وجود آنان نه تنها با کرامت انسانی تعارضی ندارد، بلکه می تواند افق های تازه ای در الهیات اسلامی بگشاید.
۱۹.

تحلیل تطبیقی معرفت شناسی وحی در شریعت اسلام و واقع گرایی ایمانی توماس آکویناس در مسیحیّت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
در همه ادوار تاریخ، سنّت ایمان گروی در اندیشه بشری دامنه گسترده ای داشته و در آن به موضوع ایمان دینی و ایمان خارج از گستره شریعت پرداخته شده است. قدّیس آکویناس، ایمان را اطمینان نظری به این که خدا وجود دارد تعریف کرده است. در مدل معرفت شناختی ایمانی آکویناس، متعلّق نهایی ایمان، واقعیّت نخستین نامرکّب و غیرگزاره ای یعنی خداوند است و تعهّدِ همراه با عشق و جهت گیری بنیادی به سمت امر الهی، سرسپارانه اما نجات بخش است. علّت تصدیق اصول اعتقادی گزاره ای این است که حجّیت آن از سوی خداوند وحی شده است. فیلسوفان متألّه مسلمان که هر دو وجه عملی و نظری وحی الهی را استوار می دانند این دیدگاه را پذیرفته اند. اطمینان بخشی ایمان در مکتب فلسفی آکویناس، ناشی از همانندی آن با یقینی بودن معرفت است. آکویناس در ذهن خود نوعی پیش فرض ایمانی مبتنی بر جهان شمولی لطف الهی داشته است و مبنای تعریف او ایمانِ از پیش موردِ قبول واقع شده است. نقد وارد بر نگرش او این است که باور به وجود خداوند، خود از جنس ایمان است و نه مقدّمه ای بر ایمان، تا بر اساس عقل در پیِ اثبات آن باشیم. تفاوت روش شناختی قرآن کریم با مدل آکویناس این است که تعریف ایمان در ُمصحف کریم مصرّح نیست، زیرا قرآن به مفهوم لفظی نمی پردازد و با تبیین خصوصیّات و نشانه های حقیقتِ ایمان، انسان را به فهمی راستین از ایمان رهنمون می شود. گوهر ایمان از امور مادّی و عینی نیست که بتوان مصداقی از آن را پیش روی شنونده نهاد؛ بلکه چنین گوهری، مفهومی انتزاعی و معنوی است که با انگاره سازی می توان آن را به ذهن مخاطب القا کرد. محتوا و ظاهر وحیِ ناب، مورد تأییدِ ادلّه عقلی است و از زاویه اندیشه و خِردورزی، علمِ مُنصف و برکنار از تعصّب و جانبداری، دیدگاه وحیانی ایمان را پشتیبانی می کند.
۲۰.

خوانش داوری اردکانی از دین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۳
اندیشه رضا داوری اردکانی به عنوان یکی از برجسته ترین جریان های فلسفی در ایران و جهان معاصر، خوانشی متفاوت و ریشه ای از دین عرضه می کند که مبتنی بر فهم تاریخی، جمعی و انتقادی از معنای دین است. داوری با عبور از رهیافت های سنتی کلامی و الهیات تحلیلی غربی، دین را نه صرفاً مجموعه ای از آموزه های فردی یا انتزاعی، بلکه به عنوان پدیده ای زنده و تاریخی می فهمد که نقش بنیادین در شکل دهی هویت، زبان و حافظه جمعی جوامع انسانی دارد. او با نقد عقلانیت ابزاری و تلقی وارداتی از فلسفه دین، تأکید می کند بازخوانی و تأسیس مجدد فهم دینی تنها در افق سنت تاریخی و زمینه اجتماعی ممکن است. نوآوری داوری در فهم دین، توجه عمیق او به تجربه زیسته، زبان و شعر به مثابه افق های اصلی معنا و نیز تأکید بر امکان یا امتناع فلسفه دین به سبک غربی در ایران را در بر می گیرد. این مقاله با بهره گیری از روش سوشیال تئوری انتقادی، ضمن واکاوی بنیان های فکری داوری، به نقدها و دیدگاه های مخالف می پردازد و نشان می دهد که خوانش داوری از دین چگونه می تواند افق های تازه ای برای اندیشیدن به مسئله دین، سنت و هویت در ایران امروز بگشاید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان