ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۶٬۱۲۱ مورد.
۸۱.

تقدم و تأخر خودآگاهی بر ادراک غیر: مقایسه آرای سهروردی و کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودآگاهی من ادراک غیر من تجربی من استعلایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
خودآگاهی در فلسفه اشراق به عنوان آغازی بر شناخت خود به عنوان نور و حرکت از آن برای شناخت دیگر انوار مطرح شده است. سهروردی ادراک انسان از خود را ادراکی حضوری دانسته و نفس را ذاتا مدرک خود می داند که برای این ادراک از خود به هیچ صورتی نیاز ندارد؛ چرا که هر صورتی از این نفس در ذهن باشد باز هم خود آن نفس نیست و به منزله غیر برای نفس است. لذا چنین استنباط میشود که در نگاه سهروردی ادراک خود مقدم بر هر ادراک دیگر است. این بحث در فلسفه کانت نیز بخشی از مباحث او را تشکیل می دهد. کانت با تقسیم بندی من به منِ تجربی و منِ استعلایی تفاوتی میان ادراک این دو امر در انسان قائل می شود. از نظر کانت آن چیزی که انسان هر روزه با مفهوم من از آن یاد می کند و می شناسد، منِ تجربی است که متاخر از ادراک تجربی برای ذهن حاصل می شود اما منِ استعلایی که فراتر از تجربه است غیر قابل شناخت نظری است و لذا کانت خودآگاهی را ادراکی پسا تجربی و متاخر از آن می داند. در این پژوهش سعی بر آن شده است مقایسه ای تطبیقی میان آرای سهروردی و کانت در مسئله خودآگاهی انجام شود.
۸۲.

The role of faith in human happiness in Allamah Tabatabaei’s point of view(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: happiness Faith knowledge and deed Allamah Ṭabāṭabāī

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
Human happiness is one of important philosophical and theological discussions among thinkers and is the goal of every man who seeks it consciously or not, and explains and identifies it according to his view. Thinkers have not treaded the same course in their understanding of happiness. Some have perceived it to be material pleasures, some spiritual-intellectual and some a combination of the two. Allama Tabataba'i has defined happiness of everything as its attainment to its existential good thereby enjoying it. He has defined happiness for humankind as Divine proximity and approximating the Absolute Reality, and has defined the human ultimate perfection as "wilaya". He considers faith to be of the type of knowledge and practical observance, and highlights it in attainment to happiness. This study, by a descriptive-analytic method, led to the conclusion that happiness in Allama Tabatabaei's view consists in "Divine proximity" and attainment to "wilaya", the nearset way to reach this position is soul knowledge and faith is the most important element in realization of human happiness.
۸۳.

تبیین انگیزه و غایت اعمال انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: انگیزه غایت انسان حکمت متعالیه ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به تبیین دیدگاه ملاصدرا درباره غایت و انگیزه اعمال انسان و تحلیل مبانی آن میپردازد. خودگروی روان شناختی که از نظریه های پیامد گرایانه بشمار می آید، انگیزه همه اعمال انسان را رساندن سود و لذت به خویشتن معرفی میکند. اما ملاصدرا هر چند بر تأثیر انگیزه حب ذات در رفتارهای انسان تأکید کرده، بر اساس دیدگاهی فضیلت گرایانه، معتقد است با پرورش فضایل و ملکات نیکو، زمینه مناسب برای انگیزه های خیرخواهانه و نیات متعالی فراهم میگردد. انسان دارای قوای مختلف و مراتب وجودی گوناگون است و هر فرد برحسب آنچه کدامیک از قوا و مراتب وجودی وی تقویت شده و بر دیگر قوا مسلط و چیره گشته باشد، انگیزه هایی متناسب با آن قوه پیدا میکند. انگیزه سلوک و مقصود حرکت در سفر اول و دوم از سفرهای چهارگانه معنوی، رسیدن به خدا و سیر در اسماء و صفات اوست و این انگیزه از محبت انسان نسبت به خداوند نشئت میگیرد؛ از آن سو، سفر سوم و چهارم نقش توجه به دیگران را در سلوک آشکار میسازد. بدین ترتیب، میتوان انگیزه التفات به خلق و دستگیری از مردم و امداد معنویِ آنان را لازمه پیمودنِ مراحل سیر و سلوک دانست. با استقرار فضایلی مانند عفت، شجاعت، حکمت و عدالت، انگیزه های نیکوکارانه نسبت به دیگران تقویت میشود. افزون بر این، رشد فضایل الهیاتی، یعنی ایمان، عشق به خداوند و توکل به او نیز زمینه کمال و تعالی نفس را مهیا نموده و پیمودن مسیر بندگی خداوند و رسیدن به دیدار او را هموار میسازد.
۸۴.

بازخوانی مفهوم «اتفاق» در حکمت مشاء بر مبنای آراء فیاض لاهیجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اتفاق علت غائی سبب بالعرض فیاض لاهیجی حکمت مشاء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۸
مفهوم «اتفاق» در فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب مشاء، مورددقت و کاوش های عمیق فلسفی قرارگرفته است. فیاض لاهیجی با بازگشت به آراء ارسطو و ابن سینا، دربَرابر تفسیرهای متأخر مشائیان موضع می گیرد و کوشش می کند خوانش اصیل مشائی از این مفهوم را احیاکند. این مسئله به بحث علیت و غایت مندی جهان مرتبط است و پیامدهای مهمی برای فهم معنای زندگی دارد. این مقاله با محوریت دیدگاه لاهیجی دو هدف را دنبال می کند: الف) بازخوانی و نقد تفسیرهای متأخر مشائیان از مفهوم «اتفاق» و ب) تبیین جایگاه ابن سینا به عنوان نقطه اتکای لاهیجی در بازگشت به رویکرد ارسطویی. همچنین نشان داده می شود که چگونه این بازخوانیْ فهم فلسفی از علت غایی و تصادف را متحول می سازد. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی تطبیقی ابتدا دیدگاه های مختلف مشائیان (از ارسطو تا فارابی و ابن سینا) را درباره «اتفاق» بررسی می کند و سپس، موضع لاهیجی را در نقد متأخران و دفاع از ابن سینا تحلیل می نماید. در این مسیر با تکیه بر تمایز بنیادین ابن سینا میان «سبب بالذات» و «سبب بالعرض»، مصادیقی مانند «حفر چاه و یافتن گنج» به عنوان نمونه های کلیدی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهد که لاهیجی با تکیه بر ابن سینا «اتفاق» را نه به مثابه امری فاقد علت، بلکه به عنوان رویدادی می فهمد که در سایه «سبب بالعرض» و در چارچوب علل غایی رخ می دهد. این نگاه، همسو با تفسیر ارسطویی سینوی، دربَرابر دیدگاه های متأخر مشائیان قرار می گیرد که به زعم لاهیجی از اصل این مفهوم فاصله گرفته اند. این پژوهش همچنین روشن می سازد که بازگشت به خوانش ابن سینا نه تنها ابهامات مفهوم شناختی «اتفاق» را رفع می کند، بلکه پیوندی عمیق تر میان علیت، غایت مندی و معنای زندگی برقرار می سازد.
۸۵.

بررسی معناداری ادعای صدرالمتألهین در خصوص مطابقت فلسفه با دین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نسبت فلسفه با دین ملاصدرا سنت و حاکی از سنت تحریف قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۲
صدرالمتألهین در جای جای آثار خویش درباره نسبت فلسفه با دین و عدم مخالفت آن دو با یکدیگر سخن گفته است. او در این باره از دین با تعبیرات گوناگونی یاد کرده است؛ تعبیراتی چون دین و طریقه انبیاء، کتاب و سنت، شریعت حقه، شریعت خاتم الانبیاء، شرایع حقه الهیه، هذا القرآن، احادیث وارده از نبی و آل نبی، و احادیث صحیح پیامبر اسلام. او قرآن را تحریف ناشده می داند و معتقد است که باور به تحریف قرآن، با اعتقاد به حجیت قرآن در تنافی است اما درباره احادیث، و نسبت احادیث گردآوری شده در متون حدیثی با آنچه از نبی و آل نبی صادر گشته داوری نکرده است. این پژوهش پس از تبیین دقیق و مستند دیدگاه صدرالمتألهین درباره نسبت فلسفه با دین، بر اساس دوگانه سنت و حاکی از سنت یا سنت صادره و سنت واصله در دو مرحله به نقد آن دیدگاه می ۤپردازد؛ در مرحله اول نشان می دهد که نه تنها حکمت متعالیه بلکه هیچ فلسفه ای با «دین واصل»، مخالفت کلی ندارد همچنانکه هر فلسفه ای از جمله حکمت متعالیه با «دین واصل»، مخالفت جزیی دارد؛ و در مرحله دوم نشان می دهد که ادعای مخالفت یا عدم مخالفت هر فلسفه ای با «دین صادر»، ادعایی اثبات ناپذیر و ابطال ناپذیر است که در نهایت حتی در مقام جدل با متدینین نیز کارآیی ندارد.
۸۶.

تحلیل انتقادی دیدگاه شهید مطهری درباره حق تکوینی و اعتباری(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: حق حق تکوینی حق اعتباری حق موضوعه شهید مطهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۵
امروزه اعتقاد به حق یکی از اعتقادات اساسی بشر در حوزه روابط اجتماعی و صحنه های بین المللی است و انسان امروز، عصر خود را عصر حق نامیده و خود را محق می داند. انسان به این امر اکتفاء نمی کند که مسأله ای موجب رفاه او شود، بلکه تنها دستیابی به حقوقش او را آرام می سازد. از این رو، مساله حق به یکی از مسائل مهم زندگی انسان معاصر تبدیل شده است. دین اسلام و به ویژه قرآن کریم نیز که «حقانیت» از مهم ترین ویژگی باورها، آموزه ها و احکام آن به حساب می آید، بر مسأله حق تاکید زیادی دارد. یکی از مباحث مهم در مسئله حق، تقسیم آن به تکوینی و اعتباری است. این تقسیم، هم در میان اندیشمندان اسلامی و هم میان اندیشمندان غربی مطرح بوده و اندیشمندان بسیاری به این تقسیم پرداخته و دیدگاه های خاص خود را درباره آن بازگو کرده اند. در این میان، شهید مطهری به عنوان یکی از اندیشمندان برجسته معاصر به تفصیل و با اهتمام فراوان به این مسئله پرداخته است. ایشان با اعتقاد به حق های تکوینی و اعتباری، تعریف ویژه ای از حق تکوینی و اعتباری ارائه می کند که قابل تأمل است. پژوهش حاضر با مطالعه آثار شهید مطهری در مسئله حق، به تبیین دقیق و ساختارمند دیدگاه ایشان درباره حق تکوینی و اعتباری پرداخته و در نهایت آن را نقد و بررسی کرده است. مسأله اصلی این پژوهش، بررسی صحّت و سقم تعریف شهید مطهری درباره حق تکوینی و اعتباری بوده و این مهم با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. شهید مطهری، تعریف های متعددی برای حق بیان کرده است. براساس یک تعریف، حق، علاقه خاص میان موجودات مانند انسان ها و سایر موجودات بوده و این علاقه نیز همان اختیار ویژه ای است که صاحب حق دارد. این اختیار، یا تکوینی است و یا اعتباری؛ از این رو، حق به تکوینی و اعتباری تقسیم می شود. به عقیده شهید مطهری، حق تکوینی براساس یک رابطه غایی شکل می گیرد که مفاد آن، اختیار، إذن و توانایی تکوینی موجودات برای رسیدن به کمال است، به نحوی که موجودات به صورت تکوینی، طوری آفریده شده اند که اختیار و توانایی رسیدن به کمالات شایسته خود را دارند. اما حق اعتباری، اختیار غیرحقیقی است که انسان، مثلاً نسبت به یک شیء دارد که این اختیار در بستر اجتماع از سوی قانون، جعل و وضع می گردد. روشن است که نتیجه این اختیار، بهره ای است که صاحب حق می برد. اما این دیدگاه از جهات مختلفی محل نقد و نظر است. از یک سو، معلوم نیست شهید مطهری کاربرد واژه حق در معانی مختلفی که ذکر می کند را به اشتراک معنوی می داند یا اشتراک لفظی؛ چراکه از برخی عبارات ایشان، اشتراک معنوی و از برخی دیگر، اشتراک لفظی بودن واژه حق استفاده می شود. از سوی دیگر، شهید مطهری حق را علاقه و رابطه خاص میان دو موجود می داند، به نحوی که اگر آن علاقه خاص وجود داشته باشد، حق موجود است و اگر آن علاقه وجود نداشته باشد، حق موجود نیست؛ اما تعریف حق به رابطه میان دو موجود، متوقف بر آن است که اولاً، دو موجود تحقق داشته باشد و ثانیاً، میان آنها رابطه وجود داشته باشد؛ تا پس از آن، حق محقق گردد. در حالی که به نظر می رسد این تحلیل درست نیست؛ زیرا حق، امتیازی است که صاحب حق واجد آن است و تحقق این امتیاز نیز ضرورتاً به دو موجود و رابطه میان آنها نیاز ندارد؛ نظیر حق آفرینش برای خداوند که امتیازی برای خداوند بوده و او حتی پیش از خلق سایر موجودات نیز دارای این امتیاز است. همچنین انحصار حق تکوینی به رابطه غایی نیز درست به نظر نمی رسد؛ زیرا حق تکوینی به گونه فاعلی نیز تصویرپذیر است؛ برای نمونه، رابطه میان خداوند با مخلوقات، رابطه فاعلی است؛ به نحوی که خداوند، فاعل و علت هستی بخش مخلوقات است و مخلوقات نیز فعل او بوده و همه شئون آنها وابسته به خداوند است و اختصاص تکوینی به او دارد، که لازمه این اختصاص تکوینی، حق تکوینی تصرف خداوند نسبت به مخلوقات است که به گونه فاعلی می باشد. در مجموع، دیدگاه شهید مطهری درباره حق تکوینی و اعتباری، از جهات مختلفی دارای نقص است و نیاز به تکمیل دارد.
۸۷.

رابطه ی ادراکات با خُلقیات از منظر صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراکات خلقیات قوای ادراکی صورت جوهری صدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۷
ادراکات و خُلقیات دو وجهِ شخصیت انسان هستند که از دیرباز بررسی نحوه ی ارتباطشان مورد توجه حکما بوده است. موضوع این پژوهش چگونگی ارتباط متقابل این دو از منظر صدرا است. صورت جوهری دانستن خُلقیات و وجودی شمردن ادراکات و اتحادش با نفس، از منظر صدرا، نشان می دهد که خُلقیات و ادراکات، ضمن تأثیرگذاری در حرکت جوهری اشتدادی نفس، در یکدیگر نیز اثرگذار هستند. دستاورد این تحقیق بیانگر تأثر متقابل میان آن ها است: اول، از وجه تأثیری که خُلقیات در قوای ادراکی می گذارند که مرتبه ی وجودی و صورت جوهری نفس به قوای ادراکی جهت می دهد و ظرفیتش را برای توجه به مادیات صرف یا عالم غیب مشخص می کند. دوم، از وجه تأثیری که قوای ادراکی در خُلقیات می گذارند که داده های حسی و خیالی، وهمی و عقلی، اگر در مسیر خاصی تکرار شوند، می توانند وضعیت نفس را در جهت آن مسیر تثبیت کنند و صورت خُلقی متناسب با آن داده ها را برای نفس شکل دهد. ارزیابی دیدگاه وی در قیاس با پیشینیان، با روش توصیفی و تحلیلی، ارتباط خُلقیات با ادراکات را در استکمال جوهریت نفس نشان می دهد که، به دلیل قائل شدن به تجرد مثالی، تأثرات این دو پس از مرگ نیز همراه انسان است.
۸۸.

محسوس مشترک: مقایسه دیدگاه ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محسوس محسوس مشترک ارسطو ابن سینا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانه حواسّ بیرونی مطرح می شود، مسئله ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک می شود و به هیچ کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رساله نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن ها نیز پرداخته است. می توان این مباحث را ذیل چند عنوان  دسته بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی نیازی از قوه حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئله محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح نکرده بوده، توجه کرده است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه های مدرَک بالذات را تدقیق کرده و درباره واسطه مند بودن محسوس مشترک نشان داده است که چگونه می توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده کرد. همچنین دایره مصادیق محسوس مشترک را توسعه داده است. به علاوه درباره بی نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه کرده است. کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو
۸۹.

نقش «زیست جهان» در رفع بحران علوم اروپایی از دیدگاه هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زیست جهان بحران علوم اروپایی بیناذهنیّت پدیدارشناسی استعلایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
مفهوم «زیست جهان» یکی از تأثیرگذارترین مفاهیم در اندیشه هوسرل متأخر است و تأملات پدیدارشناسانه او در باب بحران علوم اروپایی، حول این مفهوم می چرخد. بحران علوم نتیجه غفلت علم از بنیادهای خود، یعنی زیست جهان و شکاف میان جهان علمی برساخته و زیست جهان به مثابه مبنای آن است. این بحران به معنای توقف پیشرفت علوم یا ناتوانی در خلق نظریات علمی نیست، بلکه بحرانی پنهان و بنیادین است که از سیطره عقلانیت علمی در تمام عرصه ها نشئت گرفته است. در اثر این غلبه، علوم نسبت خود را با زندگی، معنا و واقعیت های انسانی از دست داده و ماهیت انسانی خود را فراموش کرده اند، به گونه ای که غایت اصلی علوم (یعنی معنای آنها برای وجود انسانی) به محاق رفته است. رفع این بحران تنها از طریق تأسیس پدیدارشناسی استعلایی به مثابه علم متقن و بنیاد علوم که زیست جهان در مرکز آن قرار دارد، امکان پذیر است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی در پی ارائه شرح و بررسی روشن و نظام مند از این طرح فلسفی هوسرل است.
۹۰.

واکاوی تاثیر اساتید بر شخصیت کلامی-فلسفی آیت الله جوادی آملی(با تاکید بر کلام سیاسی)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جوادی آملی شخصیت علمی اساتید موثر در آمل - تهران - قم کلام سیاسی اسکینر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۸
آیت الله عبدالله جوادی آملی دارای جامعیت نسبی در دین شناسی و نیز در پردازش مسایل کلام سیاسی است. وی دارای آثار متنوع و متکثر در اضلاع مختلف علم دینی از جمله حیطه های کلامی- سیاسی است که وی را شخصیتی شاخص ساخته است. مقاله بر پایه چارچوب روشی هرمنوتیک قصدگرای اسکینر با دخل و تصرفاتی به واکاوی تاثیرات اساتید بر شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی(با تاکید برکلام سیاسی) به عنوان مقو له ای ذهنی-عینی می پردازد. بر این پایه سوال اصلی آن است که تاثیر اساتید و آموزگاران بر شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی(با تاکید بر کلام سیاسی) چیست؟ فرضیه بر این مبنا استوار است که اساتید و آموزگاران در آمل، تهران و قم تاثیر اساسی در شکل گیری شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی به ویژه در کلام سیاسی داشته و در تکوین اندیشه های وی سهم مهمی ایفا نموده است. سیرت شخصی اساتیدش بر سیرت شخصی او بازتابی جدی داشته است. در میان اساتید آیت الله جوادی آملی، علامه طباطبایی و محمدتقی آملی آن گونه که در کلام وی هویداست بیشترین تاثیر علمی و شخصیتی همه جانبه و جامع بر وی داشته اند. الهی قمشه ای جوانه های گرایش به تفسیر قرآن را در وی پرورانده است. شعرانی گرایشاتش به کلام را تقویت کرده است. فاضل تونی فلسفه ورزی را در وجود او شعله ور ساخته است. امام خمینی علاوه بر اصول فقه، در شکل گیری شخصیت اجتماعی و سیاسی برون گرای او موثر است. محقق داماد قوام فقهی او را برمی سازد و میرزاهاشم آملی آن را ورز می دهد. علامه طباطبایی توامان هم شاگرد نگر جمعی و هم درس نگر فلسفی است که هم شاگردپرور است و هم بینش خود را در عمق وجود آنان مستولی می سازد.
۹۱.

Social Justice and Unity and Its Relationship with the Ideal Society from the Perspective of Abolhasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Unity society Moderation (Justice) culture Civilization Abu Al-Hasan Ameri

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۸۶
Ameri has a special perspective on the ideal society and its realization. He proposes individual and social moderation or justice and individual unity between internal forces and social unity among the members of society. Ameri believes that moderation, as the main component of virtue and happiness, acts at both the individual and social levels. At the individual level, moderation of the forces of the soul leads to the realization of the virtue of unity and ultimately causes the perfection of the human form and individual happiness, and at the social level, moderation is the factor that unifies society. Unity in society is the factor that keeps it Durable and differentiation in it causes its corruption and ruin. This unity is achieved from total justice and can be considered, from Ameri's perspective, an effect or characteristic of culture. This moderation and unity are not only raised in the individual and total dimension, but also include other dimensions such as the geography of the earth. Religion, with its individual and total moral and juridical commands, reason, with its sovereignty over powers, and love, with its unification of similar matters, play a fundamental role in achieving total moderation or justice and social unity.
۹۲.

تحلیل انتقادی نظریه حرکت در حرکت علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حرکت علامه طباطبایی جوهر عرض حرکت در حرکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
صدرالمتالهین با طرح نظریه حرکت جوهری، حرکت در مقوله جوهر را مطرح کرد. اما او نیز همچون دیگر فلاسفه، حرکت در سایر مقولات را نپذیرفت، به ویژه در مقولاتی که افراد آن ها تدریجی الحصول است؛ چرا که حرکت در آن ها باعث به وجود آمدن پدیده «حرکت در حرکت» می شود که از دیدگاه همه فلاسفه، امری محال است. در این بین در دیدگاه علامه طباطبائی پذیرش حرکت جوهری، مستلزم پذیرش وقوع نوعی حرکت تبعی اما حقیقی در همه مقولات نه گانه عرضی است. لذا در دیدگاه علامه طباطبائی حرکت در حرکت نه تنها محال نیست، بلکه تبیین چگونگی سرعت و کندی حرکات در پرتو پذیرش حرکت در حرکت ممکن است. در این جستار علاوه بر بررسی مبانی علامه طباطبائی در تبیین بحث حرکت در حرکت، دیدگاه شاگردان ایشان نیز پیرامون این مسأله مورد بررسی قرار می گیرد و خواهیم دید که شاگردان ایشان اختلاف مبنایی با علامه طباطبائی پیرامون این نظریه ندارند.
۹۳.

تأملی بر چالش های نظری مبحث علم نهایه الحکمه از نگاه غلامرضا فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نهایه الحکمه علامه طباطبایی غلامرضا فیاضی معرفت شناسی علم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۴
کتاب نهایه الحکمه اثر برجسته ی علامه طباطبایی از مهم ترین متون فلسفی در اندیشه ی اسلامی معاصر است که در آن مسائل بنیادین فلسفه با دقتی چشمگیر بررسی شده اند. در طول سال ها، این اثر با تفاسیر و نقدهای مختلفی مواجه بوده که ازجمله برجسته ترین آن ها حواشی غلامرضا فیاضی است. در این میان، نقدهایی چون اشکال در انتخاب عنوان برای مبحث علم، تردید در خصوص استدلال علامه در اثبات علم حضوری بر پایه ی تشخص، و نیز نقدهایی بر تعریف علامه از علم حضوری و حصولی و نحوه ی بازگشت علم حصولی به حضوری نشان از تفاوت های روش شناختی میان این دو متفکر دارد. مقاله ی حاضر با رویکردی تحلیلی و انتقادی به بررسی این نقدها می پردازد و تلاش دارد روشن سازد که نقدهای فیاضی، با وجود دقت علمی، در برخی موارد نمی تواند خللی در اعتبار دیدگاه های علامه طباطبایی وارد کند. مقاله بر اهمیت شناخت دقیق این تفاوت های دیدگاهی برای فهم بهتر مفاهیم فلسفی و ترویج تحلیل انتقادی در فلسفه ی اسلامی معاصر تأکید دارد.
۹۴.

بررسی تطبیقی حدس از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حدس فکر ابن سینا ملاصدرا علم حصولی علم حضوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
ابن سینا از جمله فیلسوفان مسلمانی است که به نحو نظام مند در آثار خود به بحث حدس و چیستی آن پرداخته است. در مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی به این سؤال اساسی پاسخ داده می-شود که چه تفاوتی بین دیدگاه ملاصدرا و ابن سینا در باب چیستی حدس و کارکرد آن وجود دارد و ملاصدرا در این بحث تا چه حد وامدار ابن سینا می باشد. دیدگاه ابن سینا درمورد حدس در طول حیات فکریش تغییر یافته است و ما با دو نظریه یکی نظریه استاندارد و دیگری نظریه بازبینی شده در آثار ابن سینا در بحث چیستی حدس مواجهیم. فیلسوفان پس از ابن سینا از جمله ملاصدرا ضمن عدم توجه به این دو رویکرد ابن سینا در تبیین چیستی حدس، خوانشی تلفیقی از آثار وی داشته اند که بر اساس آن فکر عبارت است از حرکت ذهن برای کشف حد وسط. این حرکت در حقیقت نوعی تکاپوی ذهنی در بین معلومات برای کشف حد وسط است. اما حدس کشف آنی حد وسط بدون نیاز به حرکت و تکاپوست و وقتی حدس به اوج قوت خود برسد از آن با نام ذکاء یاد می شود. ملاصدرا نیز همین خوانش تلفیقی از چیستی حدس را در آثار خود دنبال می کند هر چند وی در برخی موارد اختلافاتی با ابن سینا دارد که از جمله آنها می توان به بحث کارکرد حدس در حیطه تصورات یا تصدیقات، حدس و مراتب عقل، نقش عقل فعال در حدس، تفاوت انسانها در دارا بودن حدس، حصولی یا حضوری بودن حدس اشاره کرد.
۹۵.

Developing Political Theory: The State for Farabi vs. Hobbes(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Farabi Utopia imagination State Hobbes

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۹۶
According to Thomas Hobbes, public should and they normally accept what they find in place just because the alternative is destabilization and chaos. In this paper, I will argue that in Farabi’s theory the government actually would put its pace forward. As Farabi saw it, the state not only is the source of some benefits but also should be and is the source of human beings’ virtue and happiness. For Farabi, the first governor of the state resembles the heart in a body, or a physician in a city. Farabi’s utopia literally meaning ‘the excellent state’, consists of five levels. On the first level stands the philosopher or the prophet. The second level includes poets, music composers, writers and the likes of them. Farabi strongly believes in the power of imagination and that most people are under the influence of their imaginative faculty. This notion has an important outcome which influences his view on religion, prophet, and their relation with the public: images, in his view, are the most powerful means of influencing the public.
۹۶.

بررسی نقادانه مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهده(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: گران بار از نظریه بودن مشاهده گزاره مشاهدتی تجربه ادراکی ادراک حسی ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
مسئله تعیین رابطه بین نظریه و مشاهده که تحت عنوان «گران بار از نظریه بودن»، «نظریه مندی» یا «نظریه بار بودن» مشاهدات از آن یاد شده است، ازجمله مسائلی است که فیلسوفان علم تلاش کرده اند براساس مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی خود، به آن پاسخ دهند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقادانه این مسئله و ارائه تحلیلی معرفت شناختی از ابعاد مختلف آن است. این مطالعه درصدد است تا پس از واکاوی دیدگاه های مخالفان و موافقان این مسئله، و شناسایی نقاط قوت و ضعف هر رویکرد، با تفکیک دقیق، مراحل گوناگون فرآیند مشاهده، از انتزاع مفهوم حسی تا ساخت گزاره های مشاهدتی، جایگاه دقیق تأثیرپذیری از نظریه های پیشامشاهدتی را در هریک از این مراحل مشخص نماید. بهره گیری از آموزه های فلسفه اسلامی در زمینه فرایند دستیابی انسان به ادراک حسی از مواجهه با واقعیت محسوس تا ساخت گزاره های مشاهدتی در این پژوهش مورد تأکید است. بدین ترتیب، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا مشاهدات علمی می توانند مستقل از نظریه های پیشامشاهدتی و پیش دانسته های محققان باشند؟، یا اینکه همواره تحت تأثیر چارچوب های مفهومی و نظری قرار دارند؟ این پرسش اساسی به سوالات فرعی مهمی منجر می شود که شامل امکان پذیری مشاهدات عاری از نظریه، تعیین مرز میان داده های حسی و تجارب مشاهدتی، نقش پیش دانسته های علمی در تفسیر مشاهدات، و تأثیر جهت گیری و دسته بندی مشاهدات بر نتایج نظریه پردازی تجربی است. روش شناسی این پژوهش براساس رویکردی تحلیلی-انتقادی، با بهره گیری از تحلیل های معرفت شناختی استوار است. در ابتدا، دیدگاه های مخالفان گران بار از نظریه بودن مشاهدات، ازجمله پوزیتیویست ها و استقراگرایان سطحی و پیچیده، مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مبانی معرفت شناختی آنها واکاوی شده است. در ادامه، استدلال های موافقان این نظریه، شامل ابطال گرایان و فیلسوفانی همچون کوهن و پوپر، از منظر تأثیرپذیری مشاهدات و گزاره های مشاهدتی از نظریه های پیشینی تحلیل شده است. بخش کلیدی روش شناسی این پژوهش، تفکیک معرفت شناختی ابعاد مختلف مسئله است که در آن، فرآیند مشاهده به مراحل جداگانه ای تقسیم شده که شامل انتزاع مفهوم حسی یا انطباع حسی، انتزاع مفهوم خیالی، انتزاع مفهوم کلی ماهوی، ساخت مفهوم مرکب و صدور حکم و تصدیق، و در نهایت، به کار بردن الفاظ برای دلالت بر مفاهیم و تصدیقات است. این تفکیک امکان بررسی دقیق تر نقش نظریه ها در هر مرحله را فراهم کرده است. نتایج نشان می دهد که مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات، نیاز به تمایز میان سطوح مختلف معرفتی دارد. به تعبیری دقیق تر، پاسخ به این مسئله درباره ادراکات تصوری و تصدیقی متفاوت خواهد بود. مفاهیم حسی و خیالی که نخستین نتایج تأثیرپذیری ابزارهای حسی از واقعیت خارجی هستند، در فرض صحّت و امانت داری اعضای حسی، عاری از نظریه بوده و میان افراد مختلف یکسان خواهند بود. همچنین، مفاهیم کلی ماهوی منتزع از امور محسوس نیز به دلیل اینکه تنها حاکی از ویژگی های مشترک میان مصادیق هستند، عاری از نظریه محسوب می شوند. علاوه بر این، قضایای بدیهی وجدانی که مستقیماً برگرفته از علم حضوری انسان نسبت به مفاهیم حسی، خیالی و کلی هستند، عاری از نظریه، بدیهی و یقینی می باشند. در مقابل، گزاره های مشاهدتی غیربدیهی که خبر از اصل وجود یا عوارض امور محسوس خارجی می دهند، گران بار از نظریه هایی هستند که صدق این گزاره ها منوط به صدق آن نظریه ها است. تفکیک میان توصیف مشاهدات و تفسیر آن ها امکان پذیر بوده و ادعای عدم انفکاک این دو، مبتنی بر خلط میان سطوح مختلف ادراک است. بر این اساس، مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات نیاز به رویکردی تفصیلی دارد که میان سطوح مختلف معرفتی تمایز قائل شود. برخلاف ادعای پوزیتیویست ها، آغاز علم با مشاهده صرف و خالی از هرگونه پیش فرض امکان ناپذیر است؛ چراکه گزاره های مشاهدتی که در استدلال های تجربی به کار می روند، گران بار از نظریه هستند. در عین حال، برخلاف ادعای موافقان مطلق گران بار از نظریه بودن مشاهدات، بخش هایی از فرایند مشاهده، یعنی مفاهیم حسی، خیالی و کلی ماهوی، و همچنین وجدانیات، عاری از نظریه محسوب می شوند. این یافته نشان می دهد که نه عاری از نظریه بودن مطلق مشاهدات صحیح است و نه گران بار از نظریه بودن آن ها به نحو مطلق. بنابراین، راه حل مناسب، پذیرش موضعی است که در آن، ضمن اذعان به نقش نظریه ها در برخی جنبه های مشاهده، امکان دستیابی به مؤلفه هایی عاری از نظریه در فرآیند شناخت تجربی را نیز محفوظ می دارد. این نتیجه گیری اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا نشان می دهد که علم می تواند بر مبنای محکمی استوار باشد، بدون اینکه به رویکرد قابل نقد استقراگرایان سطحی و پوزیتیویست ها بازگردد.
۹۷.

آسیب شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ حکمت مشاء و کارکردگرایی پارسنز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانواده آسیب شناسی خانواده ابن سینا خواجه نصیر طوسی پارسنز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۶
روند تحولات خانواده در دنیای امروز حاکی از ایجاد تغییرات بنیادین در الگوها و کارکردهای آن و جهت گیری این تحولات به سوی تضعیف نهاد خانواده و کارکردهای آن است؛ لذا امروزه آسیب شناسی خانواده به عنوان یک حوزه مطالعاتی مهم جای خود را در مطالعات خانواده تثبیت نموده است؛ البته رویکرد آسیب شناختی در مطالعات خانواده سابقه ای طولانی داشته و هم در ادبیات جامعه شناسان کلاسیک متقدم و هم در حکمت عملی و منزلی حکماً و فلاسفه از یونان باستان تا حکمای اسلامی ردّپای آن به چشم می خورد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر آسیب شناسی تطبیقی خانواده ازمنظرِ مکتب مشاء در حکمت عملی اسلام و مکتب کارکردگرایی پارسنز در جامعه شناسی است. روش مورداستفاده در این مقاله تحلیلی اسنادی است و منابع آن آثار علمی معتبر است. نتایج حاکی از آن است که مهم ترین نقطه اشتراک این دو رویکرد در آسیب شناسی خانواده را باید در نحوه ساخت یابی خانواده و الگوهای نقشی آن دانست. نزد حکمای مشاء برهم خوردن نظم و ساختارِ نقشیِ خانواده و اختلال در کارکرد جنسی آن، منشاء بروز آسیب ها و نابسامانی های دیگری در خانواده تلقی شده است و در نگاه پارسنز نیز انسجام و هم بستگی نهاد خانواده در گرو الگوهای نقشی متمایز زن و مرد است. اگرچه خوانش این دو مکتب از این الگوها با یکدیگر تفاوت های ماهوی دارد. همچنین در هیچ کدام از این دو رویکردْ التفات به امکانِ تزاحم ساختاری میان نهاد خانواده و نهاد دولت به چشم نمی خورد.
۹۸.

A Plan for the Future Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Islamic philosophy Problem-Solving Interdisciplinary Methodology New Science

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
For several centuries, Islamic philosophy has been in a state of "isolation," meaning it has lost its contemporaneity; it neither solves "problem" nor, at the very least, actively and seriously engages with contemporary issues. This paper, while addressing the nature, possibility, and realization of Islamic philosophy; the achievements of Islamic philosophy; and the historical evolution of Islamic philosophy (in early, late, and contemporary periods), distinguishes three types of Islamic philosophy: Islamic philosophy as a concept; Islamic philosophy as an actualized phenomenon (Peripatetic, Illuminationist, Sadrian, and Neo-Sadrian); and the future Islamic philosophy. The future Islamic philosophy is an ideal one, could emerge later, contingent on certain conditions and prerequisites, such as addressing contemporary issues, particularly socio-cultural and practical issues. It seems that the survival of Islamic philosophy and its avoidance of becoming merely historical -in contrast to the idea of the "end of Islamic philosophy"- depends on this. Since the ideal Islamic philosophy is one that solves problem, this naturally requires problem-oriented philosophical research. Thus, highlighting the importance of problem-oriented research; the nature of a problem; and the differences between a problem, subject, question, and difficulty, the paper will propose the most important and central strategies that could actualize the future or ideal Islamic philosophy. These strategies include: philosophical attention to new sciences and technologies; considering the fourth wave in philosophy; engaging with "Philosophy of"; adopting concrete approaches in philosophy; conducting interdisciplinary researches in philosophy; and employing new methods in philosophy.
۹۹.

کاربست نظریه «وحدت شخصی وجود» در فهم متون دینی بر پایه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وحدت شخصی وجود نظریه خزائن ارواح معانی تشبیه تنزیه صفات خبریه توحید افعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
مقاله پیش رو درصدد است نشان دهد که تفسیر ملاصدرا از «وحدت شخصی وجود»، ظرفیت آن را دارد که با تحفظ حداکثری بر ظاهر آیات و روایات، معنای دقیق آنها را نیز بیان نماید. برای رسیدن به این هدف، ابتدا مبانی این نظریه تبیین میگردد و سپس روشن میشود که بسیاری از آیات مرتبط با بحث توحید ذاتی، صفات خبریه و توحید افعالی، با استناد به نظریه وحدت شخصی وجود، بهمراه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین، تفسیری عمیقتر می یابند، بدون آنکه مفسر در دام ظاهرگرایی و تشبیه یا تأویل غیرموجه گرفتار شود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و مدعای خویش را بر تفسیر نمونه هایی از آیات توحیدی تطبیق میدهد و بیان میدارد که در صفات خبریه، هر آنچه مخلوقات دارند، خداوند نیز حقیقتاً داراست، اما نه مصداق مادی آنها را، بلکه مطابق نظریه ارواح معانی، پس از پیراستن نقایص از مصادیق مادی، ضروری است روح معنای آنها را دریافت کرده و سپس به خداوند متعال اسناد دهیم و اینچنین بین تشبیه و تنزیه، حق جمع نماییم. همچنین بر اساس فهم صحیح نظریه وحدت شخصی وجود و توحید افعالی، تمام افعال اختیاری انسان، همانگونه که حقیقتاً به انسان نسبت داده میشوند، به خداوند متعال نیز منسوبند و خداوند فاعل قریب و حقیقی آنهاست.
۱۰۰.

بَداء در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بداء کتاب محو اثبات قضا علم پیشین الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
یکی از آموزه های مهم اسلامی که در احادیث امامان شیعه (علیهم السلام) بطور خاص مطرح شده، آموزه «بداء» است. «بداء» در لغت بمعنای ظهورِ بعد از خفا و علمِ پس از جهل است و به این معنا، به اتفاق عقل و نقل، محال است به خداوند نسبت داده شود. بنابرین پرسش اینست که در روایات اسلامی بداء به چه معنا و چگونه به خدا نسبت داده شده است؟ اندیشمندان شیعی پاسخهایی گوناگون به این پرسش داده اند. نوشتار پیش رو به گزارش و سنجش نظریه ملاصدرا میپردازد. نظریه او درباب بداء، درون نظریه جامعتر او درباب علم الهی جای میگیرد. بر اساس این نظریه، علم پیشین الهی چهار مرتبه دارد: 1) عنایت که عین ذات خداوند، و از اینرو، ثابت است؛ 2) قضا که عین عقول، و بهمین دلیل، ثابت است؛ 3) قدر که علم نفوس فلکی است و بخشی از آن ثابت و بخشی متغیر است. از نظر ملاصدرا، بداء در همین بخشِ متغیرِ قدر رخ میدهد. بنابرین، پاسخ ملاصدرا به مسئله بداء مبتنی بر طبیعیات قدیم و نظریه افلاک است؛ نظریه یی که دست کم در پارادایم معرفتی معاصر، پذیرفتنی نیست. بنابرین، بر حکمای نوصدرایی واجب است که با پیراستن این نظریه از مقدمات طبیعیاتی و فلکی، آن را بازسازی کنند و راه این بازسازی آنست که بدون استفاده از مفهوم «نفس فلکی»، طبقه یی از مجردات اثبات شود که مقهورِ عقول طولی و عرضی، و قاهر بر طبیعتند و نسبت به رخدادهای عالم ماده، پیش آگاهی ناقص متغیر دارند. همین پیش آگاهی مصحّح بداء خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان