فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
32 - 7
حوزههای تخصصی:
مسئله تعیین رابطه بین نظریه و مشاهده که تحت عنوان «گران بار از نظریه بودن»، «نظریه مندی» یا «نظریه بار بودن» مشاهدات از آن یاد شده است، ازجمله مسائلی است که فیلسوفان علم تلاش کرده اند براساس مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی خود، به آن پاسخ دهند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقادانه این مسئله و ارائه تحلیلی معرفت شناختی از ابعاد مختلف آن است. این مطالعه درصدد است تا پس از واکاوی دیدگاه های مخالفان و موافقان این مسئله، و شناسایی نقاط قوت و ضعف هر رویکرد، با تفکیک دقیق، مراحل گوناگون فرآیند مشاهده، از انتزاع مفهوم حسی تا ساخت گزاره های مشاهدتی، جایگاه دقیق تأثیرپذیری از نظریه های پیشامشاهدتی را در هریک از این مراحل مشخص نماید. بهره گیری از آموزه های فلسفه اسلامی در زمینه فرایند دستیابی انسان به ادراک حسی از مواجهه با واقعیت محسوس تا ساخت گزاره های مشاهدتی در این پژوهش مورد تأکید است. بدین ترتیب، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا مشاهدات علمی می توانند مستقل از نظریه های پیشامشاهدتی و پیش دانسته های محققان باشند؟، یا اینکه همواره تحت تأثیر چارچوب های مفهومی و نظری قرار دارند؟ این پرسش اساسی به سوالات فرعی مهمی منجر می شود که شامل امکان پذیری مشاهدات عاری از نظریه، تعیین مرز میان داده های حسی و تجارب مشاهدتی، نقش پیش دانسته های علمی در تفسیر مشاهدات، و تأثیر جهت گیری و دسته بندی مشاهدات بر نتایج نظریه پردازی تجربی است. روش شناسی این پژوهش براساس رویکردی تحلیلی-انتقادی، با بهره گیری از تحلیل های معرفت شناختی استوار است. در ابتدا، دیدگاه های مخالفان گران بار از نظریه بودن مشاهدات، ازجمله پوزیتیویست ها و استقراگرایان سطحی و پیچیده، مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مبانی معرفت شناختی آنها واکاوی شده است. در ادامه، استدلال های موافقان این نظریه، شامل ابطال گرایان و فیلسوفانی همچون کوهن و پوپر، از منظر تأثیرپذیری مشاهدات و گزاره های مشاهدتی از نظریه های پیشینی تحلیل شده است. بخش کلیدی روش شناسی این پژوهش، تفکیک معرفت شناختی ابعاد مختلف مسئله است که در آن، فرآیند مشاهده به مراحل جداگانه ای تقسیم شده که شامل انتزاع مفهوم حسی یا انطباع حسی، انتزاع مفهوم خیالی، انتزاع مفهوم کلی ماهوی، ساخت مفهوم مرکب و صدور حکم و تصدیق، و در نهایت، به کار بردن الفاظ برای دلالت بر مفاهیم و تصدیقات است. این تفکیک امکان بررسی دقیق تر نقش نظریه ها در هر مرحله را فراهم کرده است. نتایج نشان می دهد که مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات، نیاز به تمایز میان سطوح مختلف معرفتی دارد. به تعبیری دقیق تر، پاسخ به این مسئله درباره ادراکات تصوری و تصدیقی متفاوت خواهد بود. مفاهیم حسی و خیالی که نخستین نتایج تأثیرپذیری ابزارهای حسی از واقعیت خارجی هستند، در فرض صحّت و امانت داری اعضای حسی، عاری از نظریه بوده و میان افراد مختلف یکسان خواهند بود. همچنین، مفاهیم کلی ماهوی منتزع از امور محسوس نیز به دلیل اینکه تنها حاکی از ویژگی های مشترک میان مصادیق هستند، عاری از نظریه محسوب می شوند. علاوه بر این، قضایای بدیهی وجدانی که مستقیماً برگرفته از علم حضوری انسان نسبت به مفاهیم حسی، خیالی و کلی هستند، عاری از نظریه، بدیهی و یقینی می باشند. در مقابل، گزاره های مشاهدتی غیربدیهی که خبر از اصل وجود یا عوارض امور محسوس خارجی می دهند، گران بار از نظریه هایی هستند که صدق این گزاره ها منوط به صدق آن نظریه ها است. تفکیک میان توصیف مشاهدات و تفسیر آن ها امکان پذیر بوده و ادعای عدم انفکاک این دو، مبتنی بر خلط میان سطوح مختلف ادراک است. بر این اساس، مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات نیاز به رویکردی تفصیلی دارد که میان سطوح مختلف معرفتی تمایز قائل شود. برخلاف ادعای پوزیتیویست ها، آغاز علم با مشاهده صرف و خالی از هرگونه پیش فرض امکان ناپذیر است؛ چراکه گزاره های مشاهدتی که در استدلال های تجربی به کار می روند، گران بار از نظریه هستند. در عین حال، برخلاف ادعای موافقان مطلق گران بار از نظریه بودن مشاهدات، بخش هایی از فرایند مشاهده، یعنی مفاهیم حسی، خیالی و کلی ماهوی، و همچنین وجدانیات، عاری از نظریه محسوب می شوند. این یافته نشان می دهد که نه عاری از نظریه بودن مطلق مشاهدات صحیح است و نه گران بار از نظریه بودن آن ها به نحو مطلق. بنابراین، راه حل مناسب، پذیرش موضعی است که در آن، ضمن اذعان به نقش نظریه ها در برخی جنبه های مشاهده، امکان دستیابی به مؤلفه هایی عاری از نظریه در فرآیند شناخت تجربی را نیز محفوظ می دارد. این نتیجه گیری اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا نشان می دهد که علم می تواند بر مبنای محکمی استوار باشد، بدون اینکه به رویکرد قابل نقد استقراگرایان سطحی و پوزیتیویست ها بازگردد.
Developing Political Theory: The State for Farabi vs. Hobbes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
61 - 75
حوزههای تخصصی:
According to Thomas Hobbes, public should and they normally accept what they find in place just because the alternative is destabilization and chaos. In this paper, I will argue that in Farabi’s theory the government actually would put its pace forward. As Farabi saw it, the state not only is the source of some benefits but also should be and is the source of human beings’ virtue and happiness. For Farabi, the first governor of the state resembles the heart in a body, or a physician in a city. Farabi’s utopia literally meaning ‘the excellent state’, consists of five levels. On the first level stands the philosopher or the prophet. The second level includes poets, music composers, writers and the likes of them. Farabi strongly believes in the power of imagination and that most people are under the influence of their imaginative faculty. This notion has an important outcome which influences his view on religion, prophet, and their relation with the public: images, in his view, are the most powerful means of influencing the public.
الگوی مدیریت بحران امام رضا (علیه السلام)(مطالعه موردی: مسئله ولایت عهدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
41 - 68
حوزههای تخصصی:
اگر بحران را ترکیبی از فرصت و تهدید بدانیم بدون شک مسأله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام یکی از بحرانهایی بوده است که ایشان با آن مواجه شدند. و مدیریت این بحران توسط امام رضا علیه السلام مدل و برنامه جامعی می طلبید که در آن بهترین بینش ها و روش های اداره و کنترل بحران لحاظ می شد که این مقاله در صدد تبیین آن در پاسخ به چیستی مدیریت بحران در مساله ولایتعهدی با روشی توصیفی – تحلیلی پرداخته است . در این مقاله ابتدا مطالبی پیرامون بحران و مدیریت بحران بیان گردیده و در بخش دوم جستجویی در باب مدیریت بحران در مسأله ولایتعهدی در سیره امام رضا صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که مدیریت بحران در سیره امام رضا را با عنایت به دو رویکرد تبیینی وتنذیری در سه بعد مدیریت قبل از بحران، مدیریت حین بحران ومدیریت بعد از بحران می توان طراحی کرد که در مرحله اول اقدامات مدیریتی از قبیل هشدار عمومی در جهت وقوع بحران، برنامه ریزی، ایمن سازی و شفاف سازی صورت گرفته است. در مرحله دوم اقدامات مدیریتی همچون تبدیل بحران به فرصت، اتخاذ تصمیم به موقع و روشنگری و اطلاع رسانی انجام شده و در مرحله سوم اقدامات مدیریتی مانند بهره وری بهینه در تبلیغ مذهب تشیع وبهروری بهینه از مناظرات انجام گردیده است . خاطر نشان می شود که مدیریت بحران توسط امام رضا(ع) در سه مرحله قبل از بحران،حین بحران و بعد از بحران با رویکردهای تبیینی وتنبیهی صورت گرفته است ؛ این مساله نشانگر توجه امام به تدابیر و اقدامات با چشم انداز تبیین معارف الهی ویادآوری وتنبه یاران و دشمنان است با اقداماتی که امام در مدت ولایتعهدی انجام دادند طرح مامون برای نابودی امامت ائمه (ع) منجر به شکست شد وامام (ع) با راهبردهای مناسب ،تشیع را به ساحل امن هدایت کردند
امکان خوانش الهیاتی از نظریه حاکمیت هابز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
109 - 120
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بازاندیشی در خوانش های رایج از نظریه حاکمیت توماس هابز امکان ارائه تفسیری الهیاتی از آن را بررسی می کند. درحالی که تفاسیر سکولار از اندیشه هابز مسلط بوده اند، پژوهش حاضر با تحلیل زمینه های تاریخی و مبانی نظری او نشان می دهد که الهیات نقشی اساسی در چارچوب فکری وی ایفا می کند. با نقد دیدگاه مارک لیلا درباره «چرخش هابز به سوی انسان شناسی سکولار»، مقاله استدلال می کند که لویاتان نه صرفاً متنی سیاسی بلکه اثری است که در آن الهیات و نظریه حاکمیت به طور نظام مند در هم تنیده اند. در نهایت، مقاله با بررسی پیوند میان الهیات مسیحی و نظریه حاکمیت مطلق هابز بر اهمیت بازخوانی مفاهیم او در چارچوبی فراتر از قرائت های سکولار تأکید می کند.
جایگاه معرفت در دیدگاه اخلاقی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از هدف اخلاق یکی از مباحث مهم در فلسفه اخلاق به حساب می آید که آیت الله جوادی آملی نیز به آن پرداخته است. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی دیدگاه وی در این زمینه را بررسی می کند. آیت الله جوادی آملی معتقد است معرفت به معارف الهی سعادت عقل نظری است، و سعادت عقل عملی در عبودیت خداست. لذا نمی توان معرفت را تنها عامل دستیابی به سعادت دانست. بر اساس معناشناسی علم و معرفت و تمایز آنها، وی معلوم بودن خدا را مردود و معروف بودن وی را می پذیرد. لذا نقش معرفت را از علم پررنگ تر می داند، به خصوص معرفت شهودی که تأثیر بیشتری در حصول سعادت دارد. آیت الله جوادی آملی بر اساس تقسیم بندی معرفت به سه قسم علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین، علم الیقین را معرفت یقینیِ حاصل از علم حصولی قلمداد می کند، اما عین الیقین و حق الیقین را از اقسام معرفت شهودی می داند. در مقام بررسی دیدگاه وی، به نظر می رسد با توجه به این که بینش و گرایش دو عامل اصلی حصول سعادت هستند، می توان چنین معتقد شد که معرفت شهودی به دلیل ویژگی هایش می تواند دربردارنده هر دو عامل بینشی و گرایشی در انسان قلمداد شود و میزان دستیابی به معرفت شهودی نسبت به خداوند متعال که متناسب با وسعت وجودی هر شخص حاصل می شود، میزان سعادت آن فرد را تعیین می کند.
چالش های قرینه گرایانه لا ادری گرا پیش روی معتقدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لاادری گراها معتقدند در باب وجود خدا نمی توان/ نباید به باور ایجابی یا سلبی دست یافت و رویکرد معرفتی درست و موجه در این زمینه، توقف است. شکل گیری چنین رویکردی اغلب در بستر قرینه گرایانه رخ می دهد. هنگامی که اعتبار معرفتی یک گزاره به قرائن و شواهد پشتیبان آن باشد، اگر قرائن نتوانند سلب یا ایجاب گزاره را تعیّن بخشند، آنگاه درباب آن باید سکوت کرد. لاادری گرا نسبت به دوگانه خداباوری/خداناباوری معتقد است آنها: (1) نه پیش فرض هستند نه گزاره پایه و خودموجه؛ (2) شواهد کافی به سود هیچ یک وجود ندارد و شواهد ادعایی جملگی مخدوش و نامعتبر هستند؛ (3) اگر شواهد را موفق بدانیم، درنهایت و پس از وزن دهی متکافئ هستند. بنابراین همه مسیرهای معرفتی به توقف داوری ختم می شوند و نه خداباوری و نه خداناباوری نمی توانند توجیه معرفت شناختی معتبری داشته باشند. با این حال، نگاه لاادری گرایانه بیش از اندازه سخت گیرانه است و خدشه در همه شواهد و ادعای هم وزنی آنها، چه بسا او را به شکاکیت فراگیر بکشاند. ضمن این که لاادری گرا، با به رسمیت نشناختن رویکرد باورمندان، معقولیت ایشان و اتصاف آنها به فضایل فکری را نادیده می گیرد و همه را در نیل به اعتقاد سلبی یا ایجابی تخطئه می کند.
تحلیل انتقادی نظریه حرکت در حرکت علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
35 - 66
حوزههای تخصصی:
صدرالمتالهین با طرح نظریه حرکت جوهری، حرکت در مقوله جوهر را مطرح کرد. اما او نیز همچون دیگر فلاسفه، حرکت در سایر مقولات را نپذیرفت، به ویژه در مقولاتی که افراد آن ها تدریجی الحصول است؛ چرا که حرکت در آن ها باعث به وجود آمدن پدیده «حرکت در حرکت» می شود که از دیدگاه همه فلاسفه، امری محال است. در این بین در دیدگاه علامه طباطبائی پذیرش حرکت جوهری، مستلزم پذیرش وقوع نوعی حرکت تبعی اما حقیقی در همه مقولات نه گانه عرضی است. لذا در دیدگاه علامه طباطبائی حرکت در حرکت نه تنها محال نیست، بلکه تبیین چگونگی سرعت و کندی حرکات در پرتو پذیرش حرکت در حرکت ممکن است. در این جستار علاوه بر بررسی مبانی علامه طباطبائی در تبیین بحث حرکت در حرکت، دیدگاه شاگردان ایشان نیز پیرامون این مسأله مورد بررسی قرار می گیرد و خواهیم دید که شاگردان ایشان اختلاف مبنایی با علامه طباطبائی پیرامون این نظریه ندارند.
نقش «زیست جهان» در رفع بحران علوم اروپایی از دیدگاه هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
159 - 133
حوزههای تخصصی:
مفهوم «زیست جهان» یکی از تأثیرگذارترین مفاهیم در اندیشه هوسرل متأخر است و تأملات پدیدارشناسانه او در باب بحران علوم اروپایی، حول این مفهوم می چرخد. بحران علوم نتیجه غفلت علم از بنیادهای خود، یعنی زیست جهان و شکاف میان جهان علمی برساخته و زیست جهان به مثابه مبنای آن است. این بحران به معنای توقف پیشرفت علوم یا ناتوانی در خلق نظریات علمی نیست، بلکه بحرانی پنهان و بنیادین است که از سیطره عقلانیت علمی در تمام عرصه ها نشئت گرفته است. در اثر این غلبه، علوم نسبت خود را با زندگی، معنا و واقعیت های انسانی از دست داده و ماهیت انسانی خود را فراموش کرده اند، به گونه ای که غایت اصلی علوم (یعنی معنای آنها برای وجود انسانی) به محاق رفته است. رفع این بحران تنها از طریق تأسیس پدیدارشناسی استعلایی به مثابه علم متقن و بنیاد علوم که زیست جهان در مرکز آن قرار دارد، امکان پذیر است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی در پی ارائه شرح و بررسی روشن و نظام مند از این طرح فلسفی هوسرل است.
تبیین انگیزه و غایت اعمال انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
5 - 24
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به تبیین دیدگاه ملاصدرا درباره غایت و انگیزه اعمال انسان و تحلیل مبانی آن میپردازد. خودگروی روان شناختی که از نظریه های پیامد گرایانه بشمار می آید، انگیزه همه اعمال انسان را رساندن سود و لذت به خویشتن معرفی میکند. اما ملاصدرا هر چند بر تأثیر انگیزه حب ذات در رفتارهای انسان تأکید کرده، بر اساس دیدگاهی فضیلت گرایانه، معتقد است با پرورش فضایل و ملکات نیکو، زمینه مناسب برای انگیزه های خیرخواهانه و نیات متعالی فراهم میگردد. انسان دارای قوای مختلف و مراتب وجودی گوناگون است و هر فرد برحسب آنچه کدامیک از قوا و مراتب وجودی وی تقویت شده و بر دیگر قوا مسلط و چیره گشته باشد، انگیزه هایی متناسب با آن قوه پیدا میکند. انگیزه سلوک و مقصود حرکت در سفر اول و دوم از سفرهای چهارگانه معنوی، رسیدن به خدا و سیر در اسماء و صفات اوست و این انگیزه از محبت انسان نسبت به خداوند نشئت میگیرد؛ از آن سو، سفر سوم و چهارم نقش توجه به دیگران را در سلوک آشکار میسازد. بدین ترتیب، میتوان انگیزه التفات به خلق و دستگیری از مردم و امداد معنویِ آنان را لازمه پیمودنِ مراحل سیر و سلوک دانست. با استقرار فضایلی مانند عفت، شجاعت، حکمت و عدالت، انگیزه های نیکوکارانه نسبت به دیگران تقویت میشود. افزون بر این، رشد فضایل الهیاتی، یعنی ایمان، عشق به خداوند و توکل به او نیز زمینه کمال و تعالی نفس را مهیا نموده و پیمودن مسیر بندگی خداوند و رسیدن به دیدار او را هموار میسازد.
بررسی معناداری ادعای صدرالمتألهین در خصوص مطابقت فلسفه با دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
141 - 163
حوزههای تخصصی:
صدرالمتألهین در جای جای آثار خویش درباره نسبت فلسفه با دین و عدم مخالفت آن دو با یکدیگر سخن گفته است. او در این باره از دین با تعبیرات گوناگونی یاد کرده است؛ تعبیراتی چون دین و طریقه انبیاء، کتاب و سنت، شریعت حقه، شریعت خاتم الانبیاء، شرایع حقه الهیه، هذا القرآن، احادیث وارده از نبی و آل نبی، و احادیث صحیح پیامبر اسلام. او قرآن را تحریف ناشده می داند و معتقد است که باور به تحریف قرآن، با اعتقاد به حجیت قرآن در تنافی است اما درباره احادیث، و نسبت احادیث گردآوری شده در متون حدیثی با آنچه از نبی و آل نبی صادر گشته داوری نکرده است. این پژوهش پس از تبیین دقیق و مستند دیدگاه صدرالمتألهین درباره نسبت فلسفه با دین، بر اساس دوگانه سنت و حاکی از سنت یا سنت صادره و سنت واصله در دو مرحله به نقد آن دیدگاه می ۤپردازد؛ در مرحله اول نشان می دهد که نه تنها حکمت متعالیه بلکه هیچ فلسفه ای با «دین واصل»، مخالفت کلی ندارد همچنانکه هر فلسفه ای از جمله حکمت متعالیه با «دین واصل»، مخالفت جزیی دارد؛ و در مرحله دوم نشان می دهد که ادعای مخالفت یا عدم مخالفت هر فلسفه ای با «دین صادر»، ادعایی اثبات ناپذیر و ابطال ناپذیر است که در نهایت حتی در مقام جدل با متدینین نیز کارآیی ندارد.
بررسی سندی و دلالی حدیث «فإراده اللّه هى الفعل» از امام رضا (ع) درباره تفاوت اراده الهی با اراده انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
81 - 109
حوزههای تخصصی:
مسئله اراده الهی همانند بسیاری از صفات خداوند، همواره محل بحث و جدال بین فیلسوفان، متکلّمان و محدّثان بوده است. در بحث از اینکه اراده یکی از صفات الهی است، شک و اختلاف نظر وجود ندارد و همه آن را جزو صفات کمالی الهی می دانند، اما اختلاف نظرها در حقیقتِ اراده است. مشکل در جایی سخت تر می شود که هرکدام از متکلّمان و فیلسوفان و محدّثان، آرای گوناگونی پیرامون مسئله اراده الهی داشته و اتّفاق نظری بین اندیشمندان مشاهده نمی شود. از طرفی، علاوه بر قرآن، احادیث ائمه اطهار (ع) نیز همواره راه گشا و حلّال مسائل این چنینی بوده اند و با غور در علوم قرآنی و حدیثی و کشف حقایق آن ها در حدّ طاقت بشری، می توان به بخش زیادی از سوالات اعتقادی انسان، پاسخ مناسبی یافت و تا حدّ امکان، اختلافات را حل و فصل کرد. یکی از آن احادیث مذکور، حدیث معروفی از امام رضا (ع) است که ایشان در آن حدیث، ضمن بیان حقیقت اراده الهی، تفاوت آن با اراده انسان را معلوم می نمایند. امام رضا (ع) در این حدیث، اراده الهی را به معنای «ایجاد فعل» دانسته و اراده انسانی را «آهنگ درون» و حاصل تفکّرات و ذهنیّات قبلی عنوان و تفاوت آن ها را به صورت کوتاه، تبیین می کنند. در واقع، ما در مواجهه با محتوای این حدیث، با دو مسئله اصلی روبه رو هستیم: تفاوت اراده الهی با اراده انسان و صفت ذات یا صفت فعل بودن اراده الهی. ما در این پژوهش، به روش توصیفی تحلیلی، ضمن اشاره اجمالی به اختلاف عقاید اندیشمندان، با تکیه بر براهین عقلی و همچنین بیان شواهد نقلی به تبیین حدیث امام رضا (ع) درباره تفاوت اراده الهی با اراده انسان و صفت ذات یا صفت فعل بودن اراده الهی پرداخته ایم.
متعلَق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
109 - 122
حوزههای تخصصی:
نفس شناسی یکی از حوزه های مهم فلسفه اسلامی است که در بسیاری از مسائل هستی شناسی و معرفت شناسی، نقشی اساسی و سازنده دارد. حدوث جسمانی نفس که نخستین بار توسط ملاصدرا در مقابل دیدگاه حکمای مشاء، یعنی حدوث روحانی نفس در ابتدای تعلق به بدن، مطرح شد، با چالشها و ابهاماتی مواجه گردید. شارحان آثار ملاصدرا درصدد رفع این ابهامات برآمده اند. مقاله پیش رو که با رویکرد توصیفی تحلیلی نگاشته شده، در پی این پرسش اصلی است که متعلق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی کدام مرتبه از نفس است؛ نباتی، حیوانی یا ناطقه؟ در پاسخ باید گفت: نفس ناطقه متعلق حدوث جسمانی است نه نفس نباتی یا حیوانی؛ با این استدلال که از باب تعرف الاشیاء باضدادها، نظریه حدوث جسمانی صدرایی در مقابل نظریه حدوث روحانی مشائی مطرح شده و ازآنجاکه نزد فلاسفه مشائی متعلق حدوث روحانی، نفس ناطقه است، پس باید در نظام فلسفی ملاصدرا نیز متعلق حدوث جسمانی، نفس ناطقه باشد. ملاصدرا در برخی از آثار خود نیز بصراحت بدان اذعان کرده است. استقصای انتقادی نظریه ملاصدرا در آثارش درباره متعلق حدوث جسمانی نفس، طرح اختلاف نظر شارحان و بررسی این اختلافات ساختار این مقاله را تشکیل میدهد.
موضع ماکیاولی در برابر دین: مواجه ای مبتنی بر واقعیت موثر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
163 - 176
حوزههای تخصصی:
مواجهه ماکیاولی با دین همچون مواجهه او با فلسفه سیاسی کلاسیک، طبیعیات کلاسیک و نگرش به تاریخ به سبک کلاسیک امری متفاوت و از منظری خاص است. به اعتقاد نگارنده این مقاله، ماکیاولی به دلیل آنکه نجات میهن و دوام دولت سیاسی را در رأس هرم نگاه خود به غایت سیاست قرار داده است و از غایات به زعم خود خیالی دوری کرده است، تمامی وجوه و ساختار اندیشه کلاسیک را در این جهان بینی و غایت جدید مورد بررسی و ترجمه قرار می دهد. ماکیاولی از یک طرف اهمیت دین را در تداوم دولت سیاسی( اعم از جمهوری و شهریاری) بسیار زیاد می داند و از طرف دیگر آن را همچون شمشیری دولبه موجب نفاق و شکست و تباهی یک دولت و جامعه معرفی می کند. در این مقاله نگارنده توضیح می دهد که چگونه ماکیاولی دین مسیحیت را در تقابل با دین رومیان مورد نقد قرار داده و چه راهکارهایی را برای تغییر صورتِ ماده تباه شده دین توسط دستگاه کلیسا پیشنهاد می کند. نکته مهم این است که صورت جدید پیشنهاد شده، سابق در بطن انجیل واقع شده بود و ماکیاولی با استفاده از آن از دین تعریفی در راستای تبدیل آن به ابزاری مدنی و سیاسی ارائه می کند که می تواند در برابر بخت در تعریف سیاسی و مذهبی روم باستان قرار گیرد و در واقع موضع گیری پیچیده خود را نسبت به مسیحیت نشان دهد.
تحلیل نقادانه دیدگاه های کلامی شریف رضی درباره خداوند در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شریف رضی، ادیب و عالم نامدار شیعی در سده چهارم که بیشتر به جهت تدوین نهج البلاغه شهرت دارد، تفسیر بزرگی بر قرآن کریم با عنوان حقائق التأویل فی متشابه التنزیل دارد که گزیده ای از آن را در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن به ودیعت نهاده است. از آنجا که او در علم کلام شاگرد قاضی عبدالجبّار همدانی بود و با آرای معتزله آشنایی کامل داشت، آیات موهم تشبیه، تجسیم و تجویر را بنا بر مشرب معتزلی تأویل می کرد. در این مقاله ضمن پی جویی دیدگاه های کلامی او درباره افعال و صفات خداوند، تلاش می کنیم با توجه به دیدگاه های رقیب، نظرات او را به خصوص درباره دامنه مَجاز در تفسیر آیات قرآن کریم در سنجه نقد قرار دهیم. بر این پایه مهم ترین مواردی که در عقل گرایی اعتزالی شریف رضی مغفول بوده و موجب افراط او در تأویل شده، عبارت اند از: امکان حمل بر استعاره تمثیلیه و تفسیر تمثیلی، تفسیر بر اساس حقیقت باطنی عالم، و تفسیر با توجه به روح معنا.
Social Justice and Unity and Its Relationship with the Ideal Society from the Perspective of Abolhasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
75 - 90
حوزههای تخصصی:
Ameri has a special perspective on the ideal society and its realization. He proposes individual and social moderation or justice and individual unity between internal forces and social unity among the members of society. Ameri believes that moderation, as the main component of virtue and happiness, acts at both the individual and social levels. At the individual level, moderation of the forces of the soul leads to the realization of the virtue of unity and ultimately causes the perfection of the human form and individual happiness, and at the social level, moderation is the factor that unifies society. Unity in society is the factor that keeps it Durable and differentiation in it causes its corruption and ruin. This unity is achieved from total justice and can be considered, from Ameri's perspective, an effect or characteristic of culture. This moderation and unity are not only raised in the individual and total dimension, but also include other dimensions such as the geography of the earth. Religion, with its individual and total moral and juridical commands, reason, with its sovereignty over powers, and love, with its unification of similar matters, play a fundamental role in achieving total moderation or justice and social unity.
نقش ایرانیان در استعلا و گسترش اهداف و پیام های نهضت عاشورا
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
7 - 22
حوزههای تخصصی:
نهضت عاشورا از برجسته ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام و ایران یک حادثه مذهبی، و نمادی از مقاومت، ایثار و مبارزه با ظلم در فرهنگ ایرانی و جهانی شناخته می شود. پژوهش حاضر به بررسی نقش عاشورا در هویت فرهنگی و دینی ایرانیان می پردازد و تأثیرات بلندمدت آن را بر جامعه ایرانی تحلیل می کند و به گسترش پیام های عاشورا در دنیای امروز و ارتباط آن با جنبش های حقوق بشری، عدالت خواهی و مقاومت در برابر ظلم می پردازد. یافته های این مقاله نشان می دهد که عاشورا در تقویت هویت شیعی و ایجاد همبستگی اجتماعی در تاریخ ایران نقشی اساسی داشته است. پیام های عاشورا در ادوار تاریخی ایران و جنبش های سیاسی و اجتماعی آن، نیروی محرکه مبارزه علیه ظلم و فساد بوده است. در دنیای معاصر نیز، آموزه های عاشورا منبع الهام مبارزات جهانی علیه نابرابری، فساد و ظلم است و چشم انداز گسترش آن در سطح جهانی، به ویژه در جنبش های عدالت خواهانه و حقوق بشری، همچنان حائز اهمیت است.
تأثیر تجربیات سوئدنبرگی بر اندیشه کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش مرسوم از فلسفه نقادی کانت، با تأکید بر واکنش به تجربه گرایی هیوم و ترسیم حدود شناخت، از این مهم غفلت می کند که کلیت اندیشه کانت را نمی توان بدون دغدغه توجیه و تلاش برای مفهوم پردازی جهان نومنال و نحوه ارتباط آن با جهان پدیداری مطالعه کرد. آشنایی با تجربیات عرفانی سوئدنبرگ در دوره پیشانقدی، صرف نظر از تعالیم دینی، کانت را، بر خلاف اقتضای روشنگری، در این کشمکش قرار داد که عدم تعین پدیداریِ متعلقات چنین تجربیاتی امکان وجود و نقش تعیین کننده شان را نفی نمی کند. اهمیت این معنا کانت را بر آن داشت تا صورت بندی جهان نومنال و بررسی ارتباط آن با جهان پدیداری را در طرح نظام نقادی خود بگنجاند. با تمام سرسختی ها در انکار، می توان ادعا کرد که بیننده تأثیر گسترده تجربیات و ساختار اندیشه سوئدنبرگ بر نظام نقادی را گواهی می دهد. نشانه های تأثیرپذیری ساختار کلی و برخی ایده ها و مفاهیم نظام کانت از بینش های سوئدنبرگ تا به حدی است که اتهام مشابهت نظام وی با اندیشه های عارف بزرگ سوئدی را برانگیخت. خوانش هرمنوتیکی این جستارْ آموزه ها و مفاهیم و اصطلاحات سوئدنبرگی را در مقایسه با عناصر فلسفه نقادی فرامی خواند، و ضمن نشان دادن وجوه شباهت، بر تفاوت آنها تأکید می کند: تمایز و تطابق جهان پدیداری و جهان نومنال، سوبژکتیو بودن ایده زمان و مکان، عدم امکان بازنمایی امر نومنال، تناسبِ کمالی میان افعال و قانون اخلاق به مثابه شرط اصلی تحقق خیر برین، و ملکوت غایات از جمله این شباهت های احتمالی است، که اگرچه عمق تأثیرگذاری تجربیات سوئدنبرگی بر نظام کانتی و یا هم منشأ بودن آنها را نشان می دهد، اما اصالت نظام وی را مخدوش نمی سازد.
بررسی تحلیلی روش های امر به معروف و نهی از منکر توسط ابن الرضا امام جواد (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
69 - 90
حوزههای تخصصی:
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو واجب مهم الهیِ مورد توجه پیامبران، امامان و صالحان، جایگاه ویژه ای نزد امام جواد (ع) داشت. هرچند دوران این امام همام در تاریخ تشیع، با توجه به شهادت امام رضا(ع)، قیام های علویان، نفوذ و گسترش جغرافیایی تشیع، قدرت روزافزون مأمون و جریان سازی جدید خلافت عباسی و در نتیجه استحکام بیشتر خلافت عباسیان، شرایط دشواری را تجربه کرد، اما امام جواد(ع) به تناسب شرایط و موقعیت های زمانی و مکانی، امر به معروف و مبارزه با منکرات مختلف سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را دنبال کرد. حال سوال این است که امام جواد (ع) در اقامه این دو فریضه، چه روش هایی را به کار بردند؟ در پاسخ به این سوال، کلیه احادیث و همچنین گزارش های مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام جواد(ع) گردآوری و به صورت توصیفی - تحلیلی، روش شناسی شده است. سپس روایات گردآوری شده در بخش «شیوه های کاربست امر به معروف و نهی از منکر در سیره امام جواد(ع)» تجزیه و تحلیل شده است.
رابطه ی ادراکات با خُلقیات از منظر صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
57 - 76
حوزههای تخصصی:
ادراکات و خُلقیات دو وجهِ شخصیت انسان هستند که از دیرباز بررسی نحوه ی ارتباطشان مورد توجه حکما بوده است. موضوع این پژوهش چگونگی ارتباط متقابل این دو از منظر صدرا است. صورت جوهری دانستن خُلقیات و وجودی شمردن ادراکات و اتحادش با نفس، از منظر صدرا، نشان می دهد که خُلقیات و ادراکات، ضمن تأثیرگذاری در حرکت جوهری اشتدادی نفس، در یکدیگر نیز اثرگذار هستند. دستاورد این تحقیق بیانگر تأثر متقابل میان آن ها است: اول، از وجه تأثیری که خُلقیات در قوای ادراکی می گذارند که مرتبه ی وجودی و صورت جوهری نفس به قوای ادراکی جهت می دهد و ظرفیتش را برای توجه به مادیات صرف یا عالم غیب مشخص می کند. دوم، از وجه تأثیری که قوای ادراکی در خُلقیات می گذارند که داده های حسی و خیالی، وهمی و عقلی، اگر در مسیر خاصی تکرار شوند، می توانند وضعیت نفس را در جهت آن مسیر تثبیت کنند و صورت خُلقی متناسب با آن داده ها را برای نفس شکل دهد. ارزیابی دیدگاه وی در قیاس با پیشینیان، با روش توصیفی و تحلیلی، ارتباط خُلقیات با ادراکات را در استکمال جوهریت نفس نشان می دهد که، به دلیل قائل شدن به تجرد مثالی، تأثرات این دو پس از مرگ نیز همراه انسان است.
Identifying the Needs of Elderly Pilgrims in Holy and Religious Places (Case Study: Holy Shrine of Imam al-Rida)
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
1 - 16
حوزههای تخصصی:
This study investigates the needs of elderly pilgrims in sacred spaces, with the shrine of Imam Al-Rida (PBUH) in Mashhad as the case study. Amid Iran’s rapid demographic shift toward an aging society, pilgrimage—central to its religious and cultural life—poses distinct physical, psychological, and social challenges for the seniors. The research aims to identify and classify these needs to guide inclusive and dignified shrine management. Using a qualitative grounded theory method, data were gathered through semi-structured interviews with nine experts experienced in pilgrimage services. Analysis with MAXQDA, conducted through open, axial, and selective coding, yielded 567 initial codes, refined into 43 concepts, and grouped into 12 categories. Findings present a model of elderly needs framed by Glasser’s choice theory. Addressing these multifaceted needs—from safety and healthcare to respect, spiritual engagement, and social inclusion—requires deliberate planning rather than ad hoc measures. The resulting conceptual model offers a framework for pilgrimage environments that safeguard dignity, accessibility, and well-being for elderly pilgrims.