فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
49 - 61
حوزههای تخصصی:
کانت تحت تأثیر فیلسوفان مدرن پیش از خویش کوشید مسائل مهم فلسفی را از طریق چرخش تعیین کننده ای که او خود آن را «انقلاب کوپرنیکی» می نامید بررسی کند. از جمله مهم ترین مسائلی که با این انقلاب کوپرنیکی در دستان کانت صورت بندی نوین یافتند، مسائل مربوط به الهیات نظیر خدا، روح، دین و ماهیت ایمان بود. دعوی مقاله حاضر این است که می توان کل پروژه فلسفی کانت را به منزله قسمی مواجهه با ایمان سنتی خوانش کرد. بنابراین، در مقاله حاضر حتی الامکان می کوشیم با ارائه قطعاتی از آثار متعدد کانت، جوانب مختلف دیدگاه او نسبت به ایمان را بررسی کنیم. این بررسی تنها زمانی میسر می شود که بتوانیم به نحوی درخور به این پرسش پاسخ دهیم که با رد ایمان سنتی ایمان به چه معنا در اندیشه کانت ممکن است؟ پس از بررسی آثار مختلف کانت، به سوی این نتیجه گیری سوق یافتیم که کانت گرچه ایمان سنتی را رد کرد، در دام بی ایمانی ولنگارانه پسامدرن فرونغلطید بلکه در عوض از ایمانی نو سخن گفت. این ایمان نو از سویی عاری از تعصب شورمندانه، روح بینی و خودشیفتگی است و از سوی دیگر به مخالفت با بی تفاوتی، بی مسئولیتی و دگرآیینی برمی خیزد. ایمان کانتی، ایمانی اخلاقی، استعلایی، تهی و مبتنی بر امید و شجاعت بشری است.
مسئله شر در الهیات نیک-غایت انگار با تأکید بر آرای جان بیشاپ و کن پرسزیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای برون رفت از چالش «شر موجود»، که در قالب برهان منطقی شر مطرح می شود، فیلسوفان خداباور سعی در نشان دادن سازگاری منطقی شر و وجود خداوند داشته اند. اما عمده دفاعیات مطرح شده در این زمینه، که بر اساس پیش فرض خدای متشخص ارائه شده اند، مجدداً به چالش کشیده شده و اعتبار آنها مورد خدشه واقع شده است. این مطلب متفکرانی مانند بیشاپ و پرسزیک را بر آن داشته که پیشنهاد تصور جایگزین از خداوند را ضمن حفظ آموزه های مسیحی در آن مطرح کنند. به نظر آنها کم چالش ترین تصوری که می توان از خداوند ارائه داد در قالب الهیات نیک-غایت انگار بیان می شود. این نوع الهیات، که بر تعبیر خاصی از خدای نامتشخص استوار است، جهان را به عنوان یک کل هدفمند و بدون خالقِ فراطبیعی می نگرد که به سوی غایت خود، یعنی عشق یا خیر اعلی، در سریان است. اما نه به این معنا که خیر اعلی در نهایت محقق خواهد شد، بلکه بالفعل محقق و در واقعیت همه موجودات جاری است. بر این مبنا، شرور به عنوان نتایج طبیعی سیروت عالم فیزیکی به سوی خیر اعلی بروز می کنند، در حالی که خداوند علت یا مسئول وجود آنها نیست.
ارزیابی نظریه «فاعلیت بالتجلی» خداوند از منظر آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
77 - 96
حوزههای تخصصی:
نظریه «فاعلیت بالتجلی» ابتکار صدرالمتألهین در تبیین فاعلیت الهی است که با سیر فلسفی و شهودی وی و ارائه تفسیری جدید از علیت آغاز شد و با الهام از اندیشه های عرفانی در مباحث تجلی، صورت کامل تری یافت. این نظریه حقیقت فاعلیت واجب الوجود را در قالب تجلی می داند؛ بدین معنا که ذات الهی با علم اجمالی (بسیط) به خود، کشف تفصیلی از اشیا دارد و تمام اشیا تجلی همان علم واجب تعالی هستند. با توجه به اهمیت ارزیابی دیدگاه شریعت درباره مسئله فاعلیت الهی، پژوهش حاضر با عرضه نظریه «فاعلیت بالتجلی» بر متون دینی، به دنبال بررسی میزان هماهنگی آن با آموزه های دینی است. این مطالعه بین رشته ای، با روش تحلیلی توصیفی و با تبیین فلسفی نظریه صدرا، استظهار از آیات و روایات، و تجمیع قرائن، به بررسی عقلی مفاهیم پرداخته و تطابق این نظریه با متون دینی را ارزیابی کرده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد که این نظریه در مقایسه با سایر دیدگاه ها درخصوص فاعلیت الهی، بیشترین قرابت را با آموزه های دینی دارد و می تواند تبیین جامعی از نحوه فاعلیت خداوند ارائه دهد.
بررسی رفتار خرید سوغات و تبرکی در بین زائران شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
115 - 139
حوزههای تخصصی:
سوغات به عنوان یادآور تجربیات سفر تفسیر می شود و خرید سوغات و بردن تبرکی یکی از اجزای اصلی زیارت است. مسئله این پژوهش این است که زائران در سفر به مشهد چه کالاها و با چه انگیزه ای سوغات می خرند و تا چه حد از تجربه خرید خود رضایت دارند؟ همچنین زائران بیشتر تمایل دارند چه نوع اشیایی را به عنوان تبرکی به شهر خود ببرند؟ وجه تمایز این پژوهش پرداختن به ویژگی خاص «متبرک بودن» در سوغات زائران است؛ بنابراین به گونه شناسی سوغات و هدایای متبرکی که زائران به شهر خود می برند نیز پرداخته شد. این پژوهش به روش پیمایش انجام شد و 580 نفر از زائران در ایام نوروز سال 1401 به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسش نامه محقق ساخته است و پرسش نامه ها به روش مصاحبه ای تکمیل شد. پرسشگران در چهار ورودی حرم مطهر مستقر شدند تا تنوع نمونه در نظر گرفته شود. یافته ها نشان داد که سوغات خریداری شده توسط زائران را می توان در سه گروه عمده خوراکی محلی، اقلام مذهبی و اقلام مصرفی طبقه بندی کرد. البته سهم خوراکی محلی در سبد سوغات زائران بیشتر است. آن ها از تجربه خرید سوغات خود در شهر مشهد (از لحاظ ویژگی های کالا و فروشنده) راضی بودند. زائران از فروشگاه ها و محصولات وابسته به آستان قدس رضوی رضایت بیشتری دارند. برای اکثریت زائران ویژگی «متبرک بودن» سوغات اهمیت زیادی دارد و به عنوان تبرکی بیشتر کالاهای مذهبی را خریداری کردند. زائران در حرم هدایایی را به عنوان تبرکی دریافت می کنند که برای آن ها مقدس و ارزشمند است. هدایای متبرکی که زائران ترجیح می دهند در زیارت حرم دریافت کنند به سه گروه عمده غذا و خوراکی متبرک، اقلام مذهبی و جزئی از مکان مقدس تقسیم شد. زائران بیشتر تمایل دارند که خوراکی متبرک به ویژه «غذای حضرت» به عنوان تبرک دریافت کنند. آنچه مشخص است، مشکلات اقتصادی در سال های اخیر، رفتار خرید زائران را تحت تاثیر قرار داده است و زائران از کالاهای ارزان قیمت بیشتر استقبال می کنند. در پایان پیشنهادهایی برای مطالعات آینده در خصوص خرید سوغات متبرک ارائه شده است.
تحلیل ویژگی های حکمرانی مطلوب در سیره امام رضا (ع) و نقش آن در تحقق عدالت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
195 - 223
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی و تحلیل ویژگی های حکمرانی مطلوب در سیره امام رضا (ع) می پردازد. با توجه به اهمیت حکمرانی مطلوب و نقش آن در تحقق عدالت اجتماعی، پژوهش حاضر بر آن است تا با شیوه توصیفی تحلیلی با تحلیل متون و منابع مرتبط با سیره امام رضا (ع) ویژگی های حکمرانی مطلوب را شناسایی و بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد امام رضا(ع) اگرچه به صورت مستقیم حکومت را در اختیار ندارند، ولی به رعایت حقوق اجتماعی و حل و فصل اختلافات تأکید می کردند. همچنین، شفافیت و مشارکت عمومی نیز از ویژگی های حکمرانی مطلوب در سیره امام رضا (ع) بود که به تحقق عدالت اجتماعی کمک و اعتماد عمومی را تقویت می کرد. ضمن اینکه احترام به حقوق بشر و کرامت انسانی نیز از اصول حکمرانی مطلوب است. این اصل به معنای حفظ حقوق و آزادی های اساسی انسانی، احترام به تنوع فرهنگی و مذهبی و پایبندی به اصول انسانیت است. این اقدامات باعث تقویت ارزش های انسانی، ارتقای اعتماد و ایجاد جامعه ای پویا و پایدار می شود؛ بنابراین، تأمل در اهمیت توجه به نیازهای مردم در ارتقای رفاه و عدالت اجتماعی از منظر سیره رضوی و حکمرانی اسلامی به ما کمک می کند تا بهترین راهکارها و سیاست ها را برای تأمین نیازهای مردم و ارتقای رفاه و عدالت اجتماعی شناسایی کنیم.
واکاوی بیانیه گام دوم انقلاب،مبتنی بر برون رفت از موانع ظهور امام زمان (عج)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
46 - 69
حوزههای تخصصی:
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که در آستانه چهل سالگی انقلاب شکوه مند جمهوری اسلامی ایران به قلم رهبر حکیم آن نگاشته شده است به قدری دارای اهمیت است که بعضی آن را چشم انداز روشنی برای نسل های آینده جهت شکل دادن به تمدن نوین اسلامی معرفی نموده اند، در این بیانیه پس از ذکر فراز و نشیب های گذشته و فرصت ها و ظرفیت های گسترده و امیدآفرین آن، به ذکر دستاوردهای بی نظیر این دوره چهل ساله پرداخته شده است که بسیار امیدزاست؛ و رسیدن به آرمان بزرگ انقلاب اسلامی که تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی(ارواحنا فداه) است را یک آرمان دست یافتنی و حقیقی می سازد. در این تحقیق پس از مرور اجمالی این بیانیه و بیان نقاط برجسته آن، به تحلیل موانع ظهور امام زمان(عج) پرداخته شده است و مبتنی بر آیات و روایات اهل بیت و براساس رسالت آن حضرت، موانع ظهور در سه حیطه سیاسی، فرهنگی- اجتماعی، علمی – معرفتی بازخوانی شده است، سپس به ارائه راه کارهای مناسب جهت برون رفت از موانع ظهور مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخته شده است.
واکاوی نقش وکلای اربعه در انتقال تراث شیعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
246 - 265
حوزههای تخصصی:
دوره غیبت صغری به عنوان دوران گذار از حضور به غیبت امام (ع) از آن رو اهمیت می یابد که بخشی از اصول اندیشه امامیه در این دوران پایه گذاری گردیده است. این دوره به دلیل عدم دسترسی عمومی شیعیان به امام، وکیلان به عنوان کانال ارتباطی میان ایشان و جامعه شیعه معرفی گردیده و بخشی از عناصر کلیدی تفکر امامیه به وسیله سفیران به شیعیان منتقل گردیده است. اینکه وکیلان چه مضامین و آموزه هایی را به امامیه منتقل نموده و یا در مسیر انتقال آن ها فعال بوده اند؛ سوالی است که با استناد به متون روایی و رجالی تاریخ شیعه در این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ آن هستیم. به نظر می رسد با توجه به نقش کلیدی ارتباطی که وکیلان در این دوران ایفا می نمودند، بررسی این مضامین کمک خواهد کرد تا درک بهتری از روند شکل گیری مفاهیم شیعی و نقش وکیلان چهارگانه در ترویج و تثبیت اصول شیعه پیدا کنیم. یقینِ سفیران به ولادت و غیبت امام و القاء آن به مخاطبان خود از طریق بیان گزارش هایی از دیدار با امام(ع) و محافظت کامل از نام و نشان امام دوازدهم به گونه ای که یکی از اصلی ترین مسائلی که به وسیله ایشان بر آن تأکید می شد نهی از نام بردن از امام بود؛ مهمترین آموزه هایی است که به وسیله ایشان تولید و به جامعه شیعه عرضه گردیده، و از آن طریق سبب تقویت بنیه اعتقادی شیعه به وجود امام دوازدهم در آن روزگار و پس از آن شده است.
An Intersubjective Approach in the Validation of Axioms Considering Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Axioms are crucial to epistemic frameworks, as several schools of the history of science have recognized. The issue of the current research is that in the validation of axioms, what defects does the intuitive approach entail, and how can the intersubjective approach (based on the ideas of Islamic philosophers) be explained as an alternative, less-known system? The former is dedicated to clarifying and criticizing what is called the intuitive approach to validating axioms: this approach is attributed to classical philosophers and consists of assuming that axioms are propositions whose truth is immediately evident upon taking into account the terms they are based on. The latter focuses on clarifying the alternative approach, called the intersubjective approach of validating axioms (IAVA): this approach is attributed to a specific Islamic tradition, developed by Avicenna and Mullā Ṣadrā, and consists of assuming that axioms are propositions that cannot be rationally proved, denied, or doubted, without being already assumed. In this article, we present the intersubjective approach from a historical point of view.
نقد و بررسی خاستگاه برون دینی الهیات پولسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
79 - 96
حوزههای تخصصی:
الهیات مسیحیت بیش از همه متأثر از اندیشه های خاص پولس در باب عیسی مسیح و نجات بخشی اوست. خداشناسی پولسی با آنچه مسیح و جانشین رسمی او، پطرس، بدان پافشاری می کرد، تفاوت چشمگیری دارد. در الهیات پولس، مسیح، پسر، قدرت و حکمت خداوند است و الوهیت کامل دارد. البته الوهیت او در مرتبه ای پایین تر از الوهیت پدر قرار دارد. مسیح صورت خدای نادیدنی است و او همه چیز را آفریده است. الهیات پولسی خاستگاه درون دینی ندارد؛ چراکه حضرت عیسی(ع) هیچ گاه خود را به عنوان خدا مطرح نکرد. همچنین اناجیل همدید بر عیسای تاریخی و جنبه بشری او تأکید می ورزند. این مقاله کوشیده است که با روش توصیفی تحلیلی خاستگاه اندیشه و الهیات پولس را واکاوی کند. بر اساس یافته های این تحقیق، شواهد تاریخی نشان از آشنایی قابل توجه پولس با اندیشه یونانی و فلسفه افلاطونی، به ویژه افکار فیلون اسکندرانی، دارد. همچنین الهیات گنوسی تأثیراتی بر خداشناسی پولسی داشته و برخی از مفاهیم از آن وام گرفته شده است. بااین حال نسبت این دو در تأثیرگذاری یکسان نیست. پولس، اگرچه قادر به استفاده از مفاهیم فلسفی بود، از آن بهره حداقلی برده است؛ در عوض، وی بیش از همه از ادبیات و محتوای گنوسی متأثر بوده و از آنها استفاده کرده است.
تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
203 - 230
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می روند که در آن ها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی آن ها می پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آن هاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، به ویژه «الاسفار الاربعه» و «تفسیر المیزان» است. یافته ها نشان می دهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روش شناسی ها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا می کند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام می نماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهره گیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن می پردازد. نقطه اوج این تعامل در الهام گیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظام مند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی می یابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.
رویکرد ایجابی و سلبی ملاصدرا به آزادی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
25 - 38
حوزههای تخصصی:
موضوع آزاد های اجتماعی از دغدغه های ملی و جهانی است. آیا مبانی حکمت متعالیه با آن همگرایی و تجانس دارد یا موضع سلبی؟ مقاله پیش رو بر پایه بنیادهای اندیشه ملاصدرا، پرسمان آزادی اجتماعی و حدود و ثغور آن را واکاوی نموده است. در میان مکاتب فلسفی چهارگانه مشاء سینوی، اشراق سهروردی، یمانی میرداماد و متعالیه صدرایی، بهترین بازگفت و استقبال از آزادی اجتماعی را میتوان در حکمت متعالیه یافت. ملاصدرا ادراکات و مفاهیمی همچون مفهوم آزادی اجتماعی و ارزشگذاری آن را ذومراتب و مقول به تشکیک میداند. او اندیشه ها را مصون از اشتباه نمیداند و مانع فکر، قلم و نقد نیست. وی انسانی که به مقام شهود رسیده را به سعه وجودی و پذیرش و برتابیدن اندیشه ها توصیف میکند. در حکمت متعالیه، غایت فرجامین انسان، رسیدن به مقام عبودیت و سعادت است و «اختیار» ابزار نیل به آن است. ارزش انسان، بیش از آزادی بعنوان وسیله، رسیدن به مقصد است و بهمین دلیل آزادی اجتماعی باید در راستای رسیدن به غایت آفرینش انسان ساماندهی شود. حکمت متعالیه که به پشتوانه دلایل عقلی و نقلی، تنها عقیده صحیح را وحدت وجود و «توحید» میداند، مبارزه با توحید و لوازم آن را نمیپذیرد. علاوه بر این، زندگی اجتماعی، نیازمند قانون است و رسیدن به سعادت نیز نیازمند نقشه راه. بهترین قانونگذار و طراح نقشه راه تکامل، خالق هستی است که از طریق شرع، قوانین را ترسیم کرده و پیامبران را برای تبیین و اجرا، برانگیخته است.
حدوث و قدم عالم از منظر صدرالدین محمد دشتکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
61 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که همواره در تاریخ علوم عقلی اسلامی، میان متکلمان و فلاسفه مورد بحث و مناقشه بوده، مسئله حدوث و قدم عالم است. متکلمان قائل به حدوث و مشهور فلاسفه قائل به قدم عالمند. در اینباره تحقیقاتی گسترده صورت گرفته، اما از آنجا که آثار صدرالدین محمد دشتکی شیرازی بصورت نسخ خطی بوده و منتشر نشده، تحقیقی درباره نظر وی در مورد حدوث و قدم عالم انجام نشده است. نوشتار پیش رو با اتکا بر حاشیه قدیم و جدید وی بر شرح تجرید قوشچی، نظر او درباب مسئله مذکور را بصورت کتابخانه یی و تحلیلی مطالعه کرده است. حاصل بحث آنکه، نمیتوان قول به حدوث عالم را به دشتکی نسبت داد، چراکه او برای حل مشکل چگونگی ربط حادث به قدیم، نظر برخی از حکمای پیش از خود را پذیرفته و با پذیرش حرکت ازلی، قدیم بودن بعضی از موجودات عالم را قبول کرده و قائل به ماده ازلی شده است. با توجه به اینکه او علاوه بر موجودات مادی، قائل به موجود مجرد نیز هست، نمیتوان نظر وی در مورد موجودات مجرد را از بصراحت حاشیه قدیم و جدید بدست آورد.
بررسی تأثیر رسانه بر شخصیت از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
75 - 98
حوزههای تخصصی:
رسانه ها بعنوان پدیده های نوین عصر حاضر، تأثیراتی گسترده بر ابعاد مختلف زندگی انسانها داشته اند و بهمین دلیل، گستره یی وسیع از پژوهشهای حوزه رسانه به بررسی تأثیرات رسانه بر انسان اختصاص یافته است. برخلاف پژوهشهای چشمگیر مرتبط با نظریات رسانه، کمتر پژوهشی به بررسی زیرساختها و مبانی فکری این نظریات پرداخته است. مقاله به بررسی تأثیر رسانه ها بر شخصیت انسان از منظر فلسفه صدرایی میپردازد و بدنبال آنست که نظریه های حوزه رسانه را با مبانی صدرایی بحث شخصیت مورد مداقه قرار دهد. فلسفه ملاصدرا با تأکید بر اصولی همچون حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، چارچوبی عمیق و گسترده برای تحلیل تغییرات شخصیتی ناشی از تعامل با رسانه در اختیار ما قرار میدهد. در این بررسی، ضمن بیان الگوهای تأثیرات رسانه، نحوه تأثیرگذاری محتوای رسانه ها بر جوهر و ذات انسان مورد توجه قرار گرفته و تبیین میشود که بر اساس مبانی انسان شناسی صدرایی، چگونه این تعاملات میتوانند به تغییرات بنیادین در شخصیت و ادراک انسان منجر شوند. نتایج تحقیق نشان میدهد که استفاده مداوم و بیرویه از رسانه میتواند به تحولاتی عمیق در ساحتهای مختلف شخصیتی، ازجمله اخلاق، هویت و خودآگاهی منجر شود.
مناقشه های فلسفی در طراحی هوشمند: نقد گراهام آپی بر فیلتر تبیینی ویلیام دمبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
121 - 133
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، به دلیل پیشرفت در زمینه هایی مانند زیست شناسی مولکولی، ژنتیک، علوم محاسباتی و دانش کیهانی، بحث هایی پیرامون منشأ حیات دوباره مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که بسیاری از محققان می پذیرند که سیستم های بیولوژیکی عمدتاً از طریق مکانیسم های طبیعی به وجود می آیند، برخی معتقدند جنبه های خاصی از موجودات زنده را نمی توان بدون استناد به تأثیرات ماوراء طبیعی یا دخالت عنصرِ طراح هوشمند تبیین کرد. یکی از چهره های برجسته در این اردوگاه، ویلیام دمبسکی است که نظریه «طراحی هوشمند» او به دنبال شناسایی الگوها و ویژگی هایی است که غیرتصادفی و هدفمند بودن را در ساختارهای ارگانیک نشان بدهد. با این حال، منتقدان دمبسکی معتقدند که چارچوب پیشنهادی او، که به عنوان «فیلتر تبیینی» شناخته می شود، دارای اشکالات متعددی از قبیل مبهم بودن، نادقیق بودن، عدم ارائه چارچوب جامع، اولویت بندی بدون دلیل و عدم ارائه معیار مناسب جهت اندازه گیری احتمال می باشد و نمی تواند بینش معناداری در مورد فرآیندهای پیچیده بیولوژیکی ارائه دهد. این مقاله انتقادات کلیدی وارد شده علیه فیلتر تبیینی دمبسکی توسط فیلسوف گراهام آپی را بررسی می کند و پاسخ هایی از قبیل جامعیت فیلتر تبیینی مبتنی بر دانش تجربی کنونی، رعایت اصل سادگی که مورد قبول جناب آپی است و موارد دیگر را ارائه می دهد.
اعتبار معرفت شناختی عرف در اخلاق سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور یا رواج اندیشه های عرف گرایانه در فضای اخلاق و پیامدهای اجتناب ناپذیر آن بر تعاملات انسانی و در نهایت سعادت حقیقی بشر، بررسی تحلیلی و انتقادی چنین رویکردهایی را می طلبد. مسئله عرف را از ابعاد گوناگون می توان بررسی کرد. پژوهش حاضر به هدف بازخوانی آراء حکمای اسلامی و با تمرکز بر بعد معرفت شناختی عرف، به تحلیل مستند و استنباط دیدگاه اندیشمند بزرگ جهان اسلام یعنی ابن سینا پرداخته است. حاصل تتبع در آثار و اندیشه های ابن سینا نفی تلازم باورها و اندیشه های عرفی از یک سو و دستیابی به واقعیت سعادت بخش اخلاقی از سوی دیگر است. تعابیر صریح ابن سینا که حاکی از احتمال کذب باورهای عرفی، فقدان اعتبار خاستگاه های باورهای عرفی، مشروط بودن باورهای عرفی و ناسازگاری اعتبار مطلق باورهای عرفی با غایت اخلاق است بر نفی مطلق انگاری اعتبار عرف تأکید می کند. از منظر ابن سینا باورهای اخلاقی عرفی نظری اند و توجیه اخلاقی آن ها نیازمند اقامه برهان است.
بررسی نقادانه نظریه غزالی در مورد میزان و اقسام آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه غزالی در مورد معنا و مصداق میزان در قرآن کریم یکی از مهم ترین و منسجم ترین نظریاتی است که در این مورد ارائه شده است. میزان به معنای سنجش و ارزیابی است که غالبا در آیات قرآنی در مورد میزان سنجش اعمال به کار می رود. ولی نظریه غزالی در مورد میزان، سنجش صحیح استدلال ها، درستی یا نادرستی و نهایتا کیفیت ارزیابی آن هاست. به بیان دیگر میزان در نظر غزالی به میزان اعتقادات و باورها اشاره دارد. در نظر غزالی، قرآن پنج قسم میزان را به کار می برد که عبارت اند از: میزان تعادل که خود به قسم اکبر، اوسط و اصغر تقسیم می شود، میزان تلازم و میزان تعاند که در مقابل هر یک از این موارد، میزان شیطانی نیز به نحو تبعی وجود دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نظریه مورد بحث پرداخته شد و اثبات گردید که بر خلاف مدعای غزالی، هر دو یا یکی از مقدمات این میزان های استدلالی، نظری هستند و بدیهی نیستند، برخی از مصادیق میزان های اکبر، اوسط و اصغر با یکدیگر تداخل می نمایند و میزان شیطانی نیز دارای ابهامات و اشکالاتی است.
تحلیل مبانی کنش گفتاری «لیس کمثله شئ» در اندیشه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
107 - 130
حوزههای تخصصی:
درحوزه هستی شناسی و خداشناسی در سند تحول بنیادین، دقت در فحوای کلام توحیدی به ویژه در امر آموزش اهمیت ویژه ای یافته است. این نوشتار بر مبنای فکری صدرالمتالهین و پیروان مکتب او، به تحلیل مبانی کنشِ گفتاریِ جامعی از آیه مبارکه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» جهت آموزش تماتیک آیه مذکور پرداخته است. دیدگاه های متفاوتی از اهل لغت و مفسران درباره این عبارت قرآنی به ویژه درباره کاف در«کَمِثْلِهِ» ارائه شده است. برخی کاف را زائد و برخی غیرزائد می دانند و برخی«مِثل»را در معنای غیرحقیقی خود بیان می کنند. از اندیشه های خاص ملاصدرا و پیروان وی و همچنین از ادامه آیه نامبرده، چنین برمی آید که کاف زائد نیست و می توان با بررسی کنش گفتاری صریح و پیچیده در آیه مذکور- مطابق با اصول توحیدی- مثلیت را برای ذات حق قائل شد؛در نتیجه چنین معنا شود که: «مِثلِ او مِثل ندارد»؛ زیرا برخلاف نظام فکری مشائی که ده عقل را واسطه خلقت برمی شمارد، ملاصدرا به خلقت یک تجلی تام وحدانی، سِعّی و انبساطی به نام «حق مخلوق به» قائل است. بنابراین از طریق قاعده الواحد، وحدت شخصی وجود، حق مخلوق به، از عبارت «هوالظاهر و الباطن» و همچنین بخش دوم آیه پیش گفته «هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ» می توان آن تجلی وحدانی را تبیین و به نوعی مماثلت رسید. این پژوهش با رویکرد کنش گفتاری و به روش تحلیل کیفی مبانی و به صورت تماتیک انجام گرفته است.
A Critical Evaluation of Schellenberg’s Divine Hiddenness Argument Based on Avicenna’s Ontological and Epistemological Foundations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
167 - 186
حوزههای تخصصی:
Atheists have long advanced arguments against the existence of God, challenging the claims of theists. Among these, John L. Schellenberg has proposed an argument known as “divine hiddenness,” which has garnered significant attention from philosophers of religion. Therefore, the subject of this paper is to critique and examine this argument based on the ontological foundations of Avicenna, one of the greatest theist philosophers and prominent figures in Islamic philosophy. The methodology of this article is descriptive-analytical, based on an ontological examination of the rational possibility of connection and the occurrence of connection with the transcendent through religious and mystical experiences. Through a careful examination, it will be demonstrated that Avicenna’s ontological foundations not only support the possibility of relational experiences with the divine but also, when considered within the framework of logical argumentation and the epistemological certainty of mutawātirāt (mass-transmitted hadith), establish the reliability and certainty of such transcendent relations. Consequently, the argument from divine hiddenness—and by extension, atheism—is effectively refuted.
نقدی بر نگاه فیزیکالیستی در علم بر اساس تلقی کواین و امکان فرض وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
35 - 54
حوزههای تخصصی:
طبق تلقی کواین، پیش فرض علم فیزیکالیسم است؛ یعنی علم نیازی به فرض وجود عناصر ماورآءطبیعی نمی بیند. اگر معرفت را به معرفت علمی منحصر کنیم، آیا راهی برای فرض وجود خدا وجود دارد؟ چند مدعا در علم شناسی کواین وجود دارد که راه را برای ورود عناصر ماوراءطبیعی در علم باز می گذارد. اول این که، هر نظریه که از محکمه پیش بینی موفق بیرون آید ممکن است که در درون خود اموری را مفروض گرفته باشد که قابل بررسی با ابزار حسی نباشد. دوم "کل گرایی" و سوم عدم تعین نظریات است. عدم تعین نظریات زمینه حضور نظریات رقیبِ نظریات فیزیکالستی را فراهم می کند. "کل گرایی" امکان تعدیل مختارانه را در نظام معرفتی در صورتی که یک نظریه نتواند از محکمه پیش بینی موفق بیرون بیاید، فراهم می کند؛ یعنی؛ قاعده دقیق علمی وجود ندارد که معین کند کدام بخش از معرفت را باید جرح و تعدیل کرد. بر اساس همین نظریات، راه همزبانی خداباوران و ملحدان در التزام/عدم التزام به وجود خدا بسته می ماند، زیرا هر گروه بنا به عواطف و علائق و زمینه های فرهنگی می تواند ترجیحات اختیاری خود را بکار بگیرد حتی اگر قرائن معرفتی به نفع تبیین رقیب باشد. در این نوشته با استفاد از نمونه پژوهیِ رؤیای صادقه اولا امکان حضور ماوراءطبیعت در علم نشان داده شود، اما هم زمان بیان خواهد شد که به دلیل ترجیحات غیر معرفتی راه برای ورود این سنخ نظریات برای خداناباوران در دنیای علم بسته می ماند.
ارزیابی وجودشناختی تقریر فارابی از برهان طرف و وسط ارسطو در اثبات وجود خدا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
برهان طرف و وسط، یکی از براهین مشهور ارسطو در امتناع تسلسل است که فارابی برای اثبات وجود خدا از آن بهره گرفته است. در برهان طرف و وسط، خصوصیتی که تاثیرگذاری عمده و غیر قابل انکار دارد، مساله علیت است. پرسش اصلی ما در این نوشتار و جهت مغفول مانده در این برهان، این است که سلسله معالیل در برهان طرف و وسط از چه جهتی محتاج علت مافوق خود هستند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده های کتابخانه ای می کوشد ساختار وجودشناختی برهان را تجزیه و تحلیل نماید و به این نتیجه رسیده است که می توان این برهان را همچون موجودی خارجی و صاحب تاثیر در نظر گرفت که دارای ماده و صورتی است. ماده این برهان مولفه های سه گانه-طرف اولی، واسط و طرف اخیر- و صورت برهان، اصل علیت است و از آنجا که هویت اشیا به صورت آنها است، هویت برهان طرف و وسط هم به اصل علیت است. نتیجه ای که در پایان حاصل شده این است که پاسخ به مساله علیت در برهان طرف و وسط را باید در نظام هستی شناختی فارابی پیدا کرد. در جهانبینی فارابی نظام هستی متشکل از وجود و ماهیت است و او برای هر دوی آنها شیئیت قائل است اما عینیت، خارجیت و تاثیر برای وجود است و به همین خاطر باید گفت که علیت در برهان طرف و وسط به وجود است. وجودی که از علت العلل منشا گرفته و انتظام بخش سلسله علل و معالیل است.