تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
203 - 230
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می روند که در آن ها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روش شناسی معرفتی آن ها می پردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آن هاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، به ویژه «الاسفار الاربعه» و «تفسیر المیزان» است. یافته ها نشان می دهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روش شناسی ها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا می کند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام می نماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهره گیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن می پردازد. نقطه اوج این تعامل در الهام گیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظام مند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی می یابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.