ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۵۲۱.

بررسی آلودگی منابع آبی در پارک ملی قطرویه، فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
در مدیریت زیستگاه های حیات وحش ثبات کیفیت و کمیت آب به ویژه در اکوسیستم های خشک ایران که با محدودیت نسبی و تنش های خشکی منابع آبی مواجه هستند، یکی از ارکان برنامه ریزی در حفظ جمعیت های حیات وحش می باشد. منابع آب طبیعی و آبشخورهای مصنوعی در پارک ملی قطرویه فارس تنها منابع تأمین کننده آب مورد نیاز حیات وحش هستند. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های میکروبی و فیزیکوشیمیایی منابع آبی مورد استفاده حیات وحش در این منطقه و مقایسه آنها با استانداردهای ملی صورت گرفت. در این مطالعه 11 منبع آبی انتخاب شدند و نمونه برداری در دو فصل تابستان 1402 و بهار 1403 انجام شد و از هر منبع آبی سه نمونه و در مجموع 66 نمونه در کل دوره مطالعه جمع آوری گردید. در نهایت نمونه ها در ظروف استریل شیشه ای و در پوشیده به آزمایشگاه منتقل و پارامترهای کلیفرم کل، کلیفرم مدفوعی، دما، کدورت، pH و سدیم استخراج گردیدند. نتایج نشان داد در طول دوره بررسی میانگین کلیفرم کل در تمام منابع آبی و میانگین کلیفرم مدفوعی در تمام منابع آبی (به جز چاه محسن و آبشخور پاسگاه قطرویه در بهار) بیشتر از حد استاندارد ملی ایران بود. همچنین نتایج نشان داد میانگین کلیفرم های کل و مدفوعی در بهار 1403 بیشتر از تابستان 1402 بود که به علت بارانهای شدید بهاری و شستشوی خاک سطحی اطراف منابع آبی و انتقال فضولات انسانی، سرگین حیوانی و گوآنو پرندگان به آنها بود. همچنین میانگین سدیم در تابستان در همه منابع آبی (به جز چاه گونی و چاه قل قاجی) و در بهار در همه منابع آبی (به جز چاه قل قاجی) بیشتر از حد استاندارد ملی ایران بود. از طرف دیگر، عدم تغییر میانگین سدیم طی دوره بررسی نشان داد اکثریت منابع آبی شور هستند. آب شور به همراه آلودگی میکروبی سبب دفع سرگین آبکی، اسهال، کاهش وزن و بیماریهای گوارشی گونه ها مخصوصاً گونه درخطر انقراض گورخر ایرانی می شود. بنابراین باتوجه به تغییرات زمانی و مکانی کلیفرم ها و تاثیرات آن به همراه فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب (بویژه دما و سدیم) که سبب بیماری، مرگ و کاهش جمعیت های حیات-وحش می گردد طرح محدودیت دسترسی دامهای اهلی و استانداردسازی ساختار منابع آبی ضمن پایش، شناسایی و پاکسازی آلودگی آنها، پیشنهاد می گردد.
۱۵۲۲.

واکاوی و تحلیل کنشگران اثرگذار بر حکمرانی مقاصد گردشگری هوشمند (مطالعه موردی شهرستان شمیرانات استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۳
با توجه به اهمیت حکمرانی مقاصد در گردشگری هوشمند، مطالعه و تحلیل کنشگران اصلی و تأثیرگذار بر این حکمرانی ضروری و حیاتی است. این تحلیل نه تنها به ما کمک می کند بهترین راهکارها و راهبردها را برای حکمرانی مقاصد گردشگری هوشمند شناسایی کنیم، بلکه به ما امکان می دهد با شناخت دقیق نقش و عملکرد این کنشگران به بهبود کارایی و کاربردی سازی این چارچوب مفهومی بیشتر بپردازیم. تاکنون پژوهش های کافی در زمینه شناخت کنشگران اثرگذار صورت نگرفته است، ازاین رو مسئله شناخت کنشگران و اهداف اثرگذار بر حکمرانی مقاصد گردشگری هوشمند و بهبود کمّی و کیفی مؤلفه ها هدف نهایی این پژوهش است. داده های این پژوهش کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته، مشاهده و مطالعه اسناد و مدارک گردآوری شده است. با مطالعه جدیدترین منابع علمی، کتب و مقالات تخصصی حوزه گرشگری هوشمند و برای پاسخ گویی به پرسش های مکتوب توسط گروه کانونی دوازده نفری از خبرگان گردشگری و مسئولان گردشگری و میراث فرهنگی شمیرانات ابتدا سعی بر شناخت کنشگران از طریق منابع علمی شد و در گام دوم، از طریق گروه کانون علمی، کنشگران شناسایی شدند. اهداف اثرگذار نیز از طریق پرسش نامه شناسایی شد و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آن ها با استفاده از نرم افزار MACTOR تحلیل شد. گراف و نمودار ارتباطی میان کنشگران و اهداف بیان می کند که، در میان کنشگران، فرمانداری، شرکت های گردشگری، گردشگران و فنّاوری هم گرایی و هم پوشانی دارند و در میان اهداف، نظارت هوشمند، ابزار مناسب و مدیریت هوشمند دارای بیشترین هم گرایی هستند.
۱۵۲۳.

ارزیابی تأثیرات کاهش جزایر حرارتی شهری زیرساخت های سبز بر افزایش بهره وری کارهای سبک و سنگین: مطالعه موردی: کلانشهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۳۲
جزایر حرارتی شهری آثار زیانباری بر محیط زیست، سلامت و رفاه انسانی و بهره وری کارهای سبک و سنگین دارد. کاهش بهره وری و ظرفیت نیروی کار نیز آثار منفی اقتصادی زیادی به دنبال دارد. در این بین، زیرساخت های سبز شهری بر کاهش جزایر حرارتی شهری و به تبع آن بر افزایش کیفیت زندگی شهروندان، افزایش میزان سلامت، آسایش حرارتی شهروندان و افزایش میزان بهره وری کار تأثیر فزآینده ای دارد؛ از این رو محققان در پژوهش حاضر به نقش کاهشی جزایر حرارتی شهری زیرساخت های سبز کلانشهر تبریز در افزایش بهره وری کارهای سبک و سنگین پرداخته اند. در این پژوهش از داده های مرتبط با تصاویر ماهواره ای لندست (مربوط به سه دوره زمانی 1363، 1381 و 1401)، کاربری اراضی/ پوشش اراضی، داده های هواشناسی و جدول بیوفیزیکال استفاده شده است. همچنین در این پژوهش داده ها با استفاده از GIS و مدل سرمایش شهری نرم افزار InVEST تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان داد که کلانشهر تبریز در سال 1363 در کلاس های 0، 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 15/14، 53/3، 25/58 و 06/24 درصد، در سال 1381 در کلاس های 0، 25 و 50 درصد به ترتیب 89/1، 61/66 و 49/31 درصد و در سال 1401 در کلاس های 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 24/0، 29/51 و 46/48 درصد از بهره وری خود را در کارهای سنگین از دست داده است. همچنین، کلانشهر تبریز در سال 1363 در بهره وری از دست رفته برای کارهای سبک در کلاس های 0 و 75 درصد به ترتیب 10/76 و 89/23 درصد از بهره وری خود را در کارهای سبک از دست داده و در سال 1381 تنها کلاس صفر درصد داشته است. به عبارت دیگر، تبریز در این سال در کارهای سبک هیچ گونه بهره وری را از دست نداده است. کلانشهر تبریز در سال 1401 نیز در کلاس های 0، 25، 50 و 75 درصد به ترتیب 54/51، 72/20، 68/22 و 05/5 درصد از بهره وری خود را در کارهای سبک از دست داده است.
۱۵۲۴.

شناسایی مناطق امیدبخش برای انرژی زمین گرمایی با استفاده از داده های ماهواره ای در منطقه سهند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
مناطق داری پتانسیل زمین گرمایی به طور طبیعی دارای شواهدی در سطح زمین هستند که در پروژه های اکتشاف انرژی زمین گرمایی برای مکان یابی اولیه آن ها استفاده می شود. هدف این پژوهش شناسایی مناطق مستعد زمین گرمایی سطحی با ترکیب دمای سطح  و جریان های انرژی حاصل از روش «سبال» با استفاده از داده های حرارتی سنجنده «TIRS» ماهواره لندست 8 در منطقه سهند استان آذربایجان شرقی واقع در شمال غرب کشور می باشد. برای این منظور، یک تصویر از داده های لندست 8 به تاریخ 25 سپتامبر 2022 مورد استفاده قرارگرفت و با استفاده از الگوریتم های تک باندی «جیمز- سوبرینو» و پنجره مجزا، نقشه دمای مشاهداتی سطح زمین به دست آمد. سپس تصویر حرارتی برآوردشده با استفاده از داده حرارتی سنجنده «SLSTR» ماهواره سنتینل 3 (أخذشده برای زمان گذر ماهواره های لندست از منطقه مورد مطالعه) با استفاده از تحلیل مدل رگرسیون خطی در محیط نرم افزار «TerrSet» اعتبارسنجی شد تا در ادامه فرآیند شناسایی منابع زمین گرمایی مورد استفاده قرار گیرد. در ادامه با استفاده از الگوریتم توازن انرژی در سطح زمین (سبال) مقدار تشعشعات خالص دریافتی توسط سطح زمین (Rn)، انرژی خالص هدایت شده به زمین(G) و مقدار تابش جذب شده خورشیدی توسط سطح (Rsolar)، محاسبه گردید تا اثر تشعشعات خورشیدی از روی دمای مشاهداتی سطح به حداقل ممکن برسد. با ترکیب جریان های گرمایی حاصل از الگوریتم «سبال» با دمای مشاهداتی سطح، مناطق مستعد انرژی زمین گرمایی شناسایی و تعیین گردیدند. نتایج حاصل از نقشه نهایی نشان داد که پیکسل هایی در منطقه مورد مطالعه هستند که مستعد انرژی زمین گرمایی می باشند و وجود چشمه های آب گرم طبیعی در شهرهای مختلف استان آذربایجان شرقی به خصوص منطقه مورد مطالعه، احتمال وجود منابع زمین گرمایی را افزایش داده و تأییدگر این مطلب می باشد که منطقه مورد مطالعه دارای پتانسیل انرژی زمین گرمایی جهت اکتشاف منابع زمین گرمایی برخوردار است.
۱۵۲۵.

اولویت بندی توسعه فیزیکی بهینه شهر صوفیان با تاکید بر عوامل ژئومورفیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
توسعه شهری از مسائل مهم مطرح شده در زمینه برنامه ریزی می باشد و در دنیا به معنای ارتقای بهره وری و استفاده هرچه بهتر از زمین و مکان است و تحت تاثیر عواملی از جمله عوامل طبیعی قرار دارد به طوریکه توسعه شهرها با بستر طبیعی و عوارض ژئومورفولوژی مواجه است. به دلیل ازدیاد جمعیت و نیاز به استفاده از زمین های اطراف ما لازم است تا برنامه ریزی هوشمندی در زمینه توسعه پایدار شهری با لحاظ پدیده ها و مخاطرات ژئومورفولوژیک صورت پذیرد. وجود مخاطرات ژئومورفیک و پویایی محیط طبیعی گاهی امکان ارزیابی همزمان کلیه عوامل را جهت تعیین مکان مناسب با مشکل مواجه می کند لذا استفاده از شیوه های کارآمد از اقدامات برنامه ریزی برای توسعه شهری است. هدف این پژوهش مکان یابی توسعه فیزیکی شهر صوفیان براساس عوامل ژئومورفیک با استفاده از مدل AHP - Fuzzy می باشد برای انجام این کار لایه های مورد نظر، طبقات ارتفاعی، شیب، جهت شیب، لیتولوژی، فاصله از گسل، فاصله از آبراهه، شبکه زهکشی، کاربری اراضی، فاصله از جاده تهیه شد. سپس اقدام به وزن دهی در نرم افزار Expert choice گردید. معیار فاصله از گسل با ضریب (218/0)، فاصله از آبراهه (191/0)، کاربری اراضی (155/0)، فاصله از جاده (130/0)، شبکه زهکشی (102/0) شیب (075/0)، لیتولوژی (063/0)، طبقات ارتفاعی (055/0)، جهت شیب(011/0) به ترتیب مهم ترین عوامل تاثیرگذار در توسعه فیزیکی شهر صوفیان می باشند. با ترکیب نتایج حاصل از AHP - Fuzzy و GIS محدوده مورد مطالعه از نظر بهترین جهت برای توسعه فیزیکی شهرصوفیان به 5 طبقه نامناسب با مساحت90/15، نسبتا نامناسب 18/16، نسبتا مناسب 59/16، مناسب 53/16، بسیار مناسب 67/31کیلومتر مربع اولویت بندی شد، قسمت های شمالی و شرقی در پهنه های نامناسب و قسمت های مرکزی و جنوبی در پهنه های بسیار مناسب قرار دارند.
۱۵۲۶.

تحلیل نقش کنشگران کلیدی در تحقق الگوی مسکن سالم: مطالعه موردی منطقه سه سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۴
در مواجهه با بحران های بهداشتی اخیر، به ویژه پاندمی کووید-19، اهمیت طراحی مسکن سالم و مقاوم که قادر به مقابله با شرایط اضطراری بهداشتی باشد، بیش ازپیش نمایان شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و تأثیرگذاری کنشگران کلیدی در فرآیند تحقق الگوی مسکن سالم در منطقه سه شهر سنندج انجام شده است. روش شناسی تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) طراحی شده است. داده ها ابتدا از طریق تحلیل منابع اسنادی و سپس با به کارگیری تکنیک دلفی و گردآوری نظرات 13 کارشناس محلی به دست آمدند. پس از شناسایی 18 کنشگر کلیدی و تقسیم آن ها به پنج گروه اصلی، ماتریس تحلیل اثرات متقابل برای ارزیابی ارتباطات و تأثیرات بین کنشگران تدوین شد. این ماتریس سپس با استفاده از نرم افزار Ucinet تحلیل شد تا ساختار و دینامیک شبکه کنشگران به دقت بررسی شود. نتایج تحقیق نشان داد که سه گروه کنشگر اصلی شامل «سازندگان»، «شورای اسلامی شهر سنندج» و «مصرف کنندگان» با توجه به نقش محوری و تأثیرگذاری بالای خود، نقش های اساسی در تحقق الگوی مسکن سالم ایفا می کنند. در مقابل، برخی نهادها نظیر «شهرداری» و «وزارت راه و شهرسازی» به عنوان کنشگران فرعی شناسایی شدند که با وجود داشتن نقش های مکمل و نظارتی، از قدرت تصمیم گیری محدودتری برخوردارند. این یافته ها نشان می دهند که تقویت تعاملات میان کنشگران کلیدی و فرعی و همچنین بهره گیری از تجارب موفق بین المللی، می تواند به بهبود فرآیندهای برنامه ریزی و طراحی مسکن منجر شده و به ارتقای ساختار و کارایی شبکه کنشگران در مواجهه با چالش های بهداشتی آینده کمک کند.
۱۵۲۷.

تحلیل اثرات بلندمرتبه سازی بر تغییرات محیط شهری (نمونه موردی: محله کیانپارس اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
بلندمرتبه سازی و ساخت ساختمان های بلند یکی از رویه های ساخت وساز در دنیای امروزی است. گران شدن زمین و کمبود آن از جمله مهم ترین دلایل برای روی آوردن به این سبک از ساخت وسازها می باشد. باتوجه به شرایط خاص این نوع ساختمان هاء مسأله تغییرات محیط شهری در آن ها از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین منظور، هدف پژوهش حاضر تحلیل اثرات بلندمرتبه سازی بر تغییرات محیط شهری نمونه موردی محله کیانپارس شهر اهواز است. پژوهش از نظر ماهیت و روش از نوع توصیفی- پیمایشی و از نظر نتایج کاربردی است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه است. با مرور جامع پیشینه پژوهش و نظرخواهی از خبرگان، تعداد 40 کارشناس و متخصص بلند مرتبه سازی شهری و امور شهری شناسایی و سپس روابط درونی بین این توانمندسازها با استفاده از روش ISM، بررسی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پس از تحلیل داده ها، این شاخص ها در 3 سطح مختلف طبقه بندی شدند. اقتصادی، کالبدی، زیرساخت، عملکردی - اقتصادی، کالبدی – فضایی در سطح بالا (سطح 1) قرارگرفت، که اساسی ترین و مهم ترین شاخص های بلند مرتبه سازی محله کیانپارس اهواز می باشد، که به طور مستقیم و غیرمستقیم بر سایر شاخص ها تاثیرمی گذارد، از این رو ضروری است مورد توجه جدی مدیران و برنامه ریزان شهری قرارگیرد. نتایج این پژوهش به تصمیم گیران امور شهری کمک می کند تا بتوانند جهت اثرات مثبت بلندمرتبه سازی بر تغییرات محیط شهری، تصمیمات هوشمندانه تری اتخاذ و مسیر مناسب تری را جهت توسعه صنعت بلند مرتبه ساری در محله کیانپارس شهر اهواز، انتخاب نمایند.
۱۵۲۸.

ارزیابی نقش پارامترهای ساختاری در شناسایی منابع آب کارستی؛ مطالعه موردی: پهنه ساختاری کپه داغ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۱
این پژوهش با هدف بررسی وضعیت زمین شناسی و ساختاری پهنه ساختاری کپه داغ برای ایجاد پدیده کارست مورد شناسایی قرار گرفت. با استفاده از رقومی سازی نقشه های زمین شناسی گسل های اصلی منطقه مورد مطالعه شناسایی شدند. وضعیت سازند های آهکی، طول، تعداد و تراکم گسل ها و شکستگی ها مورد بررسی قرار گرفتند. با توجه به وجود شکستگی های بسیار در محدوده و پیچیدگی تحلیل آن ها، روش آنالیز بعد فرکتالی برای تهیه نقشه تراکم شکستگی ها به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که بین شاخص تعداد چشمه ها و فاصله از گسل ها ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد، به گونه ای که بیش ترین تعداد چشمه های مورد بررسی در مجاورت خطوط گسلی قرار دارند، اما میزان آبدهی چشمه ارتباطی با فاصله با گسل ندارد و بیش تر به سازندهای زمین شناسی ارتباط دارد. بخش هایی از پهنه ساختاری مورد مطالعه که دارای بیش ترین تراکم گسل ها و شکستگی ها در سازندهای کربناته ضخیم لایه هستند، بیش ترین پتانسیل آب های زیرزمینی کارستی در منطقه را دارند. در پهنه ساختاری کپه داغ حوضه های مزدوران و تیرگان بیش ترین ذخیره آب های زیر زمینی را دارند و پس از آن به ترتیب حوضه های آبریز دره گز، قوچان، کارده و قوزقان چای بیش ترین ذخیره را دارند. لذا این مطالعه می تواند مقدمه ای برای دستیابی به منابع آبی جدید در منطقه باشد.
۱۵۲۹.

تهیه نقشه مدیریت سیلاب با استفاده از الگوریتم نوین جنگل تصادفی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، نمونه موردی: محور کندوان - چالوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
در طی سال های اخیر محور کندوان - چالوس در شمال کشور (در استان مازندران ) سیلاب های متعدد مخاطره آمیز رخ داده است. ویژگی های زمین شناسی و توپوگرافی، شرایط بارندگی و دخالت انسانها، محور کندوان -چالوس را برای پتانسیل خطر وقوع سیل مستعد کرده است. علاوه بر نقش عوامل طبیعی؛ عدم لایروبی، نبود آبخیزداری مناسب و دخالتهای غیر اصولی انسانی منجر به تشدید مخاطرات سیلاب در منطقه مورد تحقیق شده است. بررسی و تهیه نقشه های مدیریت سیلاب, با تکیه بر اصول کارشناسی یکی از ضروریات اساسی در مدیریت بحران سیل این منطقه محسوب می باشد. هدف از این پژوهش، پهنه بندی مناطق مستعد سیل و تعیین اولویت عوامل مؤثر در وقوع آن با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی در محور کندوان چالوس است. بدین منظور ۹ شاخص کاربری اراضی، فاصله از رودخانه، شیب، ارتفاع، عدم رعایت حریم رودخانه، دبی رودخانه، شبکه آبراهه، بارش، و عدم لایروبی رودخانه انتخاب شدند. پس از تعیین عامل تورم واریانس و ضریب تحمل، در مرحله بعد با واردکردن داده های مربوط به عوامل مؤثر به نرم افزار ARC/MAP10.2، مدل سازی گردید. سپس با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی انجام و نقش عوامل مؤثر در وقوع سیلاب در منطقه تعیین شد. در نهایت نقشه پهنه بندی خطر وقوع سیلاب در سه پهنه خیلی خطرناک ، با خطر متوسط و کم خطر در محیط ARC/MAP10.2 تهیه شد. نتایج نشان می دهد بر اساس نقشه پتانسیل وقوع سیل، خطر وقوع سیلاب منطقه در حدود۲۶۱.۴۳ کیلومترمربع منطقه جزء مناطق کم خطر ۱۵۱.۱ کیلومترمربع جزء مناطق با خطر متوسط و در حدود ۱۱۸.۳کیلومترمربع جزء مناطق پرخطر محسوب می شوند.
۱۵۳۰.

شناسایی پهنه های سیل گیر رودخانه سفیدرود با مقایسه مدل هیدرولیکی مبتنی بر مدل های رقومی ارتفاعی سنجش از دوری و شواهد ژئومورفولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
روش های متعددی برای تعیین پهنه های سیل گیر وجود دارند که از آن جمله می توان روش های هیدرولیکی و ژئومورفولوژیکی را نام برد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی روش های بهینه تعیین پهنه های سیل گیر در نواحی فاقد داده های نقشه برداری شده، سه بازه 25 کیلومتری مجزا از رودخانه سفیدرود به نام های یساول در استان کردستان، گیلوان در استان زنجان و آستانه در استان گیلان را با استفاده از روش های هیدرولیکی و ژئومورفولوژیکی مورد مطالعه قرار داده است. روش هیدرولیکی با مبنا قرار دادن نقشه توپوگرافی با مقیاس 1000/1 و دو DEM سنجش از دوری رایگان SRTM (30 متر) و ALOS PALSAR (12.5 متر) در نرم افزار HEC RAS انجام شد. شناسایی ژئومورفولوژیکی پهنه های سیلابی نیز با اتکا بر عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ای قدیم و جدید، بازدیدهای میدانی و آثار سیلاب های گذشته انجام شد. نتایج حاصل مؤید آن است که در نواحی کوهستانی در صورت عدم وجود داده های با قدرت تفکیک مکانی بالا، استفاده از DEM های 30 متر SRTM و 12.5 متر ALOS PALSAR دقت قابل قبولی در تعیین پهنه های سیل گیر دارد؛ به شرطی که نتایج مدل سازی با استناد به نظرات کارشناسی و بازدیدهای میدانی تدقیق و اصلاح گردد. مقایسه DEM های 30 متر SRTM و 12.5 متر ALOS PALSAR نشان می-دهد که در نواحی کوهستانی و تپه ماهوری هر دو DEM نتایج نسبتاً یکسانی را به دست داده اند اما DEM 30 متر SRTM به ویژه در دوره بازگشت های میان مدت و بلندمدت نتایج مطلوب تری را دارا می-باشد. در نواحی دشتی و جلگه ای استفاده از روش-های ژئومورفولوژیکی در تعیین پهنه های سیلابی دقت بالاتری دارد.
۱۵۳۱.

تحلیل نقش ژئومورفولوژی در وضعیت اقتصادی نوار مرزی (مطالعه موردی: نوار مرزی استان کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
استان کردستان از نظر ژئومورفولوژی در واحد کوهستان قرار دارند و همین مسئله سبب شده است تا با محدودیت های زیادی جهت اشتغال در بخش های مختلف کشاورزی و صنایع همراه باشد. محدودیت در اشتغال، سبب کاهش اشتغال پایدار، افزایش اشتغال کاذب از جمله قاچاق کالا و همچنین افزایش مهاجرت شده است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به تحلیل نقش ژئومورفولوژی در وضعیت اقتصادی نوار مرزی استان کردستان پرداخته شده است. در این تحقیق از روش های توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. مهم ترین داده های تحقیق، اطلاعات آماری مربوط به منطقه موردمطالعه، مدل رقومی ارتفاعی 30 متر، تصاویر گوگل ارث و نتایج حاصله از پرسشنامه بوده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS،Expert Choice ، SPSS و گوگل ارث است. این تحقیق در چند مرحله انجام شده است که در مرحله اول، به بررسی وضعیت ژئومورفولوژی و کارکردی روستاهای منطقه پرداخته شده است. در مرحله دوم، رابطه عوامل ژئومورفولوژی و وضعیت اقتصادی منطقه تشریح شده است و در مرحله سوم نیز به ارائه راهکارهای مؤثر جهت بهبود وضعیت اقتصادی منطقه پرداخته شده است. بر اساس نتایج حاصله، وضعیت ژئومورفولوژیکی نوار مرزی استان کردستان و عدم توجه به توانمندی های آن سبب کاهش درصد اشتغال و همچنین گرایش به مشاغل کاذب از جمله کولبری و قاچاق کالا شده است. همچنین بر اساس نتایج حاصله که مبتنی بر وضعیت ژئومورفولوژی منطقه و نظرات کارشناسان است، مهم ترین راهکارهای اقتصادی در نوار مرزی شهرستان های سروآباد و سقز، توسعه وضعیت گردشگری است و همچنین در نوار مرزی شهرستان های مریوان و بانه نیز تشویق برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی به عنوان مهم ترین راهکار انتخاب شده است. در مجموع، نتایج حاصله از این بخش نیز نشان داده است که یکی از مهم ترین مشکلات منطقه، عدم توجه به وضعیت ژئومورفولوژیکی و یا برنامه ریزی بدون توجه به وضعیت محیطی منطقه بوده است.
۱۵۳۲.

مکانیابی پارکینگ طبقاتی عمومی در شهر ایذه با استفاده از روش AHP و ماتریس SWOT

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
زمینه و هدف: رشد سریع شهرنشینی و افزایش تعداد وسایل نقلیه در مناطق شهری منجر به افزایش مشکلاتی همچون ترافیک، کمبود فضای پارک و کاهش کیفیت زندگی شده است. شهر ایذه، به دلیل تمرکز مراکز تجاری و خدماتی در هسته مرکزی و محدودیت های معابر، با مشکل جدی کمبود پارکینگ مواجه است. این پژوهش، مکان یابی بهینه پارکینگ های طبقاتی عمومی در ایذه به منظور کاهش مشکلات ترافیکی و بهینه سازی فضاهای پارک شهری است.  روش شناسی: این پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره می برد و داده ها از طریق مطالعات میدانی، بررسی اسناد و نظرات کارشناسان جمع آوری شده اند. برای اولویت بندی معیارهای مکانیابی، از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و برای تحلیل شرایط محیطی، از ماتریس SWOT استفاده شده است. معیارهای بررسی شده شامل تراکم جمعیت، میزان ترافیک، دسترسی پذیری، فاصله از مراکز تجاری، مساحت، امکان اجرای عملیات عمرانی و هزینه زمین بوده اند. تحلیل داده ها بر اساس مقایسات زوجی صورت گرفته و وزن هر معیار مشخص شده است. نتایج و یافته ها: نتایج نشان می دهد که هسته مرکزی شهر ایذه، به دلیل تمرکز بالای کاربری های تجاری و اداری، بیشترین نیاز را به پارکینگ طبقاتی دارد. تحلیل AHP نشان داد که معیارهای تراکم جمعیت و میزان ترافیک بالاترین وزن را در مکانیابی پارکینگ دارند، درحالی که هزینه زمین و محدودیت های فیزیکی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند. از سوی دیگر، تحلیل SWOT مشخص کرد که بهترین راهبرد برای حل مشکل کمبود پارکینگ، استراتژی تهاجمی (SO) است که بر استفاده از فرصت های موجود و بهره گیری از نقاط قوت تأکید دارد. بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برای کاهش چالش های اجرایی و افزایش کارایی، از سرمایه گذاری بخش خصوصی استفاده شود. همچنین، مکانیابی پارکینگ باید به گونه ای انجام شود که نه تنها به تقاضای بالای پارکینگ پاسخ دهد، بلکه چالش های اجرایی و اقتصادی نیز به حداقل برسد. این مدل قابلیت تعمیم به سایر شهرهایی که با مشکلات مشابه در حوزه پارکینگ شهری مواجه هستند را دارد.
۱۵۳۳.

تبیین نقش عوامل فضایی در استقرار الگوی بهینه مراکز خدمات روستایی بر اساس رویکرد عدالت اجتماعی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
دسترسی مناسب به خدمات در مناطق روستایی از جمله ضرورت های توسعه روستایی است. درواقع، مراکز خدمات روستایی نیز نقش مهمی را در ارائه امکانات و خدمات موردنیاز روستاهای تحت نفوذ خود دارا هستند؛ زیرا این مراکز به عنوان پایگاهی برای تحرک و میل به زیستن در نواحی روستایی به حساب می آیند. به همین منظور پژوهش حاضر با هدف مکان یابی مراکز استقرار خدمات روستایی و تعیین سطح توسعه روستاهای شهرستان اصفهان تدوین شده است. بدین منظور 9 شاخص مکان یابی مراکز استقرار خدمات روستایی (تراکم جمعیتی، دسترسی به خدمات آموزشی و فرهنگی، دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، دسترسی به تأسیسات زیربنایی، دسترسی به و سایل ارتباطی و حمل ونقل، دسترسی به خدمات تجاری و بازرگانی، دسترسی به خدمات سیاسی و اداری، معیار شیب زمین، توپوگرافی و ارتفاع)، انتخاب و با بهره گیری از مدل فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) ضریب اهمیت معیارها مشخص و ضرایبِ به دست آمده در سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) در لایه های اطلاعاتی تأثیر داده شد. با هم پوشانی آنها، پهنه های مستعد جهت ساخت مراکز استقرار خدمات روستایی شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که معیار تراکم جمعیت با میزان ضریب اهمیت 191/0 بیشترین اهمیت و شاخص شیب زمین با ضریب اهمیت 068/0 کمترین میزان اهمیت را در فرآیند جانمایی مراکز استقرار خدمات روستایی شهرستان اصفهان به خود اختصاص داده اند. در نهایت اینکه مناطق شمال، غرب و مرکز شهرستان دارای ظرفیتی مستعد برای احداث مراکز استقرار خدمات روستایی می باشد.
۱۵۳۴.

شناسایی موانع اجرای رویه های پایداری در هتل های چهار و پنج ستاره تهران: رویکردی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
رویه های پایداری در مراکز اقامتی به ویژه هتل ها از نظر مدیریت منابع مالی و انرژی اهمیت خاصی دارد؛ اما اجرایی شدن این رویه ها در این مراکز اقامتی، به ویژه در ایران که براثر اقلیم گرم وخشک و تغییرات اقلیمی همواره با کمبود منابع روبه رو بوده، با موانعی همراه است. در این مقاله به دنبال شناسایی ماهیت این موانع در اجرایی شدن عملکردهای سبز در هتل های چهار و پنج ستاره شهر تهران از دیدگاه مدیران این مراکز اقامتی با استفاده از روش کیفی هستیم. به منظور نیل به اهداف پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با دوازده نفر از مدیران ارشد و میانی آشنا به رویه های پایداری این هتل ها در شهر تهران انجام شده است. تجزیه و تحلیل داده های کیفی گردآوری شده از مصاحبه شوندگان با استفاده از روش تحلیل محتوا و نرم افزار مکس کیودی ای انجام گرفته است. نتایج به دست آمده به عنوان موانع عملکردهای پایداری هتل ها در قالب پنج مقوله دسته بندی شده است. این پنج مقوله شامل مدیران، میهمانان، فرهنگ سازی و آموزش، تجهیزات و هزینه ها، و قوانین و مقررات است که با 23 کد اولیه برآمده از متن مصاحبه های انجام شده شناسایی و دسته بندی شده است. شناسایی و ارائه یک مقوله و شش کد اولیه نوظهور از جنبه های نوآورانه این پژوهش است. همچنین، روایی و پایایی نتایج با شاخص های کرسول و کاپای کوهن برای توافق کدگذاران سنجیده شده است. در پایان، پیشنهادهایی کاربردی ارائه شده تا به برنامه ریزان و مدیران هتل های سبز در به کار بردن راهکارهایی برای اجرایی شدن آن ها به صورت یکپارچه در بخش اقامتگاه ها یاری رسانده شود
۱۵۳۵.

گونه شناسی و بررسی تطبیقی معماری سنتی و معاصر ابنیه مسکونی شهر تاریخی ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: پژوهش حاضر شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی سنتی و نوساز در شهر تاریخی ماسوله است که از میان 564 بنای موجود در شهر تاریخی ماسوله، 119 بنای مسکونی تاریخی به صورت میدانی موردبررسی قرارگرفته است. برای شناخت فضاها و کاربری فضاهای معماری ابنیه مسکونی از ساکنان مصاحبه گرفته شده است. برای درک مناسب تفاوت میزان محصوریت و سلسله مراتب فضایی در معماری ابنیه سنتی و نوساز مسکونی ماسوله از نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ ورژن10 استفاده شده است. روش پژوهش: نگارندگان با استفاده از منابع تاریخی، مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی و با به کارگیری روش های توصیفی-تطبیقی و نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ 10 برای شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی 119 خانه سنتی و نوساز ماسوله را موردبررسی قرار داده اند. یافته ها: در معماری ابنیه مسکونی نوساز ماسوله، فضاهایی همچون؛ چٌغٌم، سومعه، تزئینات پاشنه درب، طاقچه های داخلی، شومینه، مَفرَغ، انبار، مال بند، بُرج و سلسله مراتب فضایی حریم های عمومی به خصوصی حذف شده اند. شفافیت و گسترش فضایی در معماری ابنیه نوساز افزایش یافته است. در ساختار سازه ای ابنیه نوساز مسکونی ماسوله از مصالح سیمانی، آجری، میلگرد استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ابنیه مسکونی سنتی ماسوله در دو گونه خانه های گسترش یافته افقی و عمودی طبقه بندی می شوند. ابنیه مسکونی نوساز به عنوان جدیدترین گونه در بافت تاریخی ماسوله ظاهر شده اند. از منظر سازمان دهی فضایی، گونه های سنتی شامل عناصری نظیر ورودی، دالان، سومعه، مال بند، انبار، راه پله، مفرغ، برج، تالار، تلارپیش، بریه، لن، اتاق خواب، سرویس بهداشتی، حمام و بهره گیری از عمق زمین هستند. این فضاها سلسله مراتب عمومی-خصوصی را رعایت می کنند: طبقه همکف مشتمل بر انباری، دالان، سرویس بهداشتی و ورودی؛ و طبقات فوقانی شامل چغم، سومعه، راه پله، سرویس، حمام، مطبخ، پذیرایی، تالار، تلارپیش و اتاق خواب. در مقابل، ابنیه نوساز فاقد این سلسله مراتب هستند؛ مهمانان در طبقه همکف مستقیماً به فضای پذیرایی وارد شده و به آشپزخانه دید دارند، و در طبقات به پذیرایی، آشپزخانه و اتاق های خواب دسترسی می یابند. فضاهای دالان، انبار، مال بند، چغم و سومعه حذف گردیده و الگوی خانه ها به سبک مدرن شهری گرایش یافته اند.
۱۵۳۶.

بررسی راهبردهای معماری-اقتصادی فضاهای کسب وکار روستایی از دیدگاه خبرگان (تحلیل عاملی Q مرتبه اول و دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: معماری، اقتصاد و کسب وکار عمیقاً درهم تنیده شده اند. معماری فقط طراحی و ساخت وساز نیست بلکه یک فعالیت اقتصادی است که بر شرایط اقتصادی گسترده تر واکنش متقابل دارد. تحولات مهم اقتصادی تأثیراتی بر فضاهای کسب وکار روستایی داشتند. اصلاحات ارضی باعث کاهش بزرگ مالک ها، افزایش تعداد خرد مالک ها و خرد زمین ها، افزایش تعداد بناها شد و بستر گسترش کالبدی روستا در قالب طرح هادی را فراهم آورد. طرح هادی در ابتدا کاملاً مثبت ارزیابی می شد اما به مرورزمان و درنهایت از بعد کالبدی مناسب و از بعد اقتصادی و اشتغال زایی نامناسب ارزیابی شد. در دهه اخیر، حرکت های مختلف اقتصادی توسعه روستا شکل گرفت که جامع ترین آن، الگوی اشتغال پایدار منظومه روستایی است که این طرح نیز تاکنون اثر فراگیری در پیشرفت روستاها نداشته است. این پژوهش تلاشی در ارتباط بین طرح هادی و اشتغال پایدار با این فرض است که توسعه فضاهای کسب وکار می تواند منجر به رونق اقتصادی روستا شود. سؤال این است که دسته بندی خبرگانی در این زمینه چیست؟ روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نمونه گیری گلوله برفی غیرتصادفی و اساتید دانشگاه های علم و صنعت ایران، تهران، شهید بهشتی، خوارزمی در رشته های توسعه روستایی و/یا معماری، شهرسازی با حجم نمونه 27 نفر انجام شد. ابزار اندازه گیری جدول هدف- محتوا و پرسش نامه بود. پس از تأیید جدول تحلیل عاملQ روی داده ها انجام و نتایج استخراج گردید. کفایت داده ها از طریق آزمون K.M.O و کرویت بارتلت سنجیده و مقدار آن 668/0 شد که برای کفایت نمونه مناسب است. یافته ها: نتایج نشان داد اساتید در خصوص معماری کسب وکار روستایی سه دیدگاه اصلی دارند که شامل «تجهیز-توسعه بهداشتی، اقتصادی فضای کشاورزی دامداری» با پوشش 83/25 درصد، «مسکن مزرعه معیشتی گردشگری» با پوشش 1/19 درصد و «دکوراسیون یا احداث فروشگاه محصولات بومی روستا» با پوشش 96/15 درصد از جامعه خبرگانی است. نتیجه گیری: انتظار می رود پژوهش در سطح وسیعی از روستاهای کوهستانی شمال ایران (مازندران) قابل استفاده باشد ولی پیشنهاد می شود این پژوهش در سایر طرح های اشتغال پایدار منظومه (گچساران، زنجان، میامی و ...) نیز تکرار شود.
۱۵۳۷.

عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی؛ مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: در حال حاضر فقر مسکن به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد فقر در نواحی روستایی، به چالشی جدی برای سیاست گذاران حوزه مسکن تبدیل شده است. با توجه به اهمیت این مسئله، در پژوهش حاضر عوامل پیش برنده و بازدارنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی؛ نمونه موردی: روستاهای بخش مرکزی استان اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت از نوع کیفی، بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل خانوارهای روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه خانوارها برابر با 360 خانوار به دست آمد و پرسش نامه ها به نسبت تعداد خانوار و با استفاده از روش تصادفی ساده در بین خانوار روستاهای موردمطالعه پخش شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز از آزمون معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل و آزمون کروسکال والیس در SPSS استفاده شد. یافته ها: عامل کالبدی-محیطی (با ضریب اثر 952/0)، اقتصادی (با ضریب اثر 941/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 903/0) و اجتماعی-فرهنگی (با ضریب اثر 897/0) به ترتیب مهم ترین عامل بازدارنده و عامل کالبدی-محیطی (با ضریب اثر 918/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 905/0)، اقتصادی (با ضریب اثر 876/0) و عامل اجتماعی-فرهنگی (با ضریب اثر 866/0) به ترتیب مهم ترین عوامل پیش برنده مؤثر بر توسعه مسکن روستایی هستند. نتیجه گیری: ازنظر عوامل بازدارنده توسعه مسکن روستایی می توان گفت سه روستای زرد آلو، قره تپه و کل تپه دارای بیشترین و سه روستای آقبلاغ آقاجان خان، خشکه رود و انزاب علیا دارای کمترین عوامل بازدارنده بودند. همچنین ازنظر عوامل پیش برنده توسعه مسکن روستایی نیز سه روستای آقبلاغ آقاجان خان، حکیم قشلاقی و خشکه رود دارای بیشترین عوامل پیش برنده و سه روستای کل تپه، تازه کند رضاآباد و بنفشه درق دارای کمترین عوامل پیش برنده هستند. در کل می توان گفت روستاهای نزدیک و برخوردار از شریان های ارتباطی و اقتصاد (کشاورزی) مناسب دارای بیشترین عوامل پیش برنده و کمترین عوامل بازدارنده توسعه مسکن روستایی هستند.
۱۵۳۸.

تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت شهری-روستایی؛ مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: نابرابری های نظام سکونت شهری–روستایی از مهم ترین چالش های توسعه منطقه ای در ایران محسوب می شوند که موجب برهم خوردن تعادل فضایی و افزایش جریان های مهاجرتی از نواحی روستایی به شهرها شده اند. این نابرابری ها حاصل ترکیب عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است که در سطوح مختلف ساختاری، فضایی و سیاستی عمل می کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت در استان چهارمحال و بختیاری، تبیین روابط متقابل میان متغیرهای مؤثر و ارائه مدلی شناختی برای دستیابی به توسعه متوازن و پایدار منطقه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) است. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل های فضایی گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 384 نفر از ساکنان شهری و روستایی (بر اساس فرمول کوکران) و 20 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS، GIS و MICMAC و به کارگیری آزمون های t و ANOVA، تحلیل رگرسیون، تحلیل فضایی و ماتریس آثار متقاطع انجام گرفت. برای افزایش اعتبار نتایج، از اجماع خبرگان در قالب سه مرحله ای دلفی نیز استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر تفاوت معنادار در سطح رفاه، درآمد و زیرساخت میان مناطق شهری و روستایی بود. میانگین درآمد سرانه در شهرها (12.3 میلیون تومان) به طور معناداری بالاتر از روستاها (7.4 میلیون تومان) است و شاخص دسترسی به زیرساخت ها در مناطق شهری (3.10) نسبت به روستاها (2.20) برتری دارد. تحلیل MICMAC سه عامل کلیدی کم آبی و تغییرات اقلیمی، کمبود زیرساخت اقتصادی و ناکارآمدی سیاست های توسعه را به عنوان محرک های اصلی نابرابری شناسایی کرد. ترکیب این نتایج با تحلیل GIS منجر به تولید دو نقشه تحلیلی شد که نواحی شرقی و جنوب شرقی استان را به عنوان کانون های بحرانی نابرابری فضایی مشخص ساخت. نتیجه گیری: یافته ها مؤید حاکمیت الگوی تمرکز فضایی منطبق با نظریه های قطب رشد پرو و مکان مرکزی کریستالر است، اما استمرار این تمرکز از دیدگاه پژوهشگران نامطلوب از منظر توسعه پایدار منطقه ای ارزیابی می شود. الگوی ترکیبی GIS–MICMAC ارائه شده در این پژوهش با تبیین تعامل بین عوامل ساختاری و فضایی، ابزاری کارآمد برای شناسایی اولویت های فضایی، تصمیم سازی مبتنی بر شواهد، و کاهش شکاف های اجتماعی–اقتصادی در سایر استان های کشور به شمار می آید.
۱۵۳۹.

جهانی سازی مکان و برندسازی شهری؛ درس هایی برای شهر اصفهان براساس تجربیات جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۵
فرایند جهانی شدن در ابعاد و سطوح مختلفی درحال پیشروی است و در این فرایند، مفهوم فضا و مکان نیز تغییراتی را تجربه می کنند. همگام با جهانی شدن، هویت مکانی شهرها نیز تغییر می یابد و همسو با این فرایند بازتعریف می شود. یکی از مهم ترین استراتژی ها برای جهانی سازی مکان، برندسازی شهری است که به معنای ارائه هویتی ویژه برای شهر است تا بتواند در فرایند جذب انواع سرمایه مالی، انسانی در بازار جهانی رقابت کند. یکی از مهم ترین ابعاد برندسازی شهری، توجه به هویت اجتماعی-فرهنگی شهرها است. پژوهش حاضر در تلاش است تا با تأکید بر سویه های اجتماعی-فرهنگی در کنار عوامل فضایی، نمونه های موفق برندسازی شهری را مرور کند و درنهایت، براساس آن تجربیات، ظرفیت های شهر اصفهان را برای برندسازی شناسایی و براساس آن تجربیات الگوسازی کند. روش تحقیق، روش توصیفی-تحلیلی بوده و 5 شهر بوداپست، دوحه، بارسلونا، آمستردام و هلسینکی به عنوان نمونه های موفق برندسازی جهانی مرور شده اند که می توانند الگوهای مناسبی برای شهر اصفهان باشند. مقایسه شهر اصفهان با نمونه های جهانی مشابه نشان می دهد که این شهر می تواند از چندگانه سازی های هویتی دوحه، پتانسیل تکثرگرایی فرهنگی آمستردام، سیاست توسعه شهری بارسلونا و ظرفیت های تاریخی و طبیعی مشابه بوداپست و هلسینکی برای جهانی سازی خودش بهره ببرد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که باوجود ظرفیت های متعدد برای برندسازی در شهر اصفهان، مانع اصلی ارائه تصویری جهانی از این ظرفیت ها است. شهر اصفهان با ظرفیت های فعلی نیز از بسیاری از شهرهای مذکور بستر مناسب تری برای برندسازی دارد؛ هرچند که بازنمایی جهانی از آن صورت نمی گیرد.
۱۵۴۰.

تحول ژئوپلیتیک در پرتو هوش مصنوعی؛ گامی به سوی بازتعریف قدرت در عصر ژئوداده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
این مقاله چارچوبی جامع درباره توسعه و تأثیر فناوری های پیشرفته، به ویژه فوران داده ها، بر ماهیت روابط بین الملل، پویایی قدرت و ژئوپلیتیک ارائه می دهد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر هوش مصنوعی بر روابط بین الملل و شکل گیری دوره ای است که از آن با عنوان «عصر ژئوداده» یاد می شود. پرسش اصلی این است که با توسعه و فراگیری هوش مصنوعی و ظهور عصر فوران داده ها چه تغییراتی در روابط بین الملل و سازوکار تولید قدرت به وجود آمده است؟  فرضیه پژوهش این است که هوش مصنوعی با تغییر پویش های قدرت از شکل سنتی به حاکمیت الگوریتمی، به ایجاد «حاکمیت ژئوداده» انجامیده که روابط بین الملل را به سمت یک چشم انداز تکنو-ژئوپلیتیک تغییر داده است. این پژوهش با استفاده تبیین داده های کیفی گردآوری شده که سرمایه گذاری های کلان کشورهای قدرتمند در حوزه هوش مصنوعی، علاوه بر تشدید رقابت های جهانی، به تحولاتی در اقتصاد سیاسی بین الملل و ژئوپلیتیک منجر شده است. این تغییرات، به ویژه در زمینه امنیت و مدیریت اطلاعات، نقش فزاینده ای در سیاست گذاری های جهانی یافته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان