فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۶۱ تا ۱٬۳۸۰ مورد از کل ۳۵٬۷۷۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز که کودکان بیشتر در فضاهای بسته و محیط های شهری رشد می کنند، طراحی هوشمندانه فضاهای بازی و آموزشی که زمینه تجربه های حسی، کشف و تعامل با محیط را فراهم کنند، نقش کلیدی در شکوفایی خلاقیت و توسعه شناختی کودکان دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نحوه تجربه فضا و تعامل کودک با محیط در دو حالت طبیعی/باز و ساخته شده/بسته و شناسایی ویژگی های فضایی مؤثر در بروز و رشد خلاقیت کودکانه است. این پژوهش از نوع کاربردی و از لحاظ روش اجرا، دارای طرح توصیفی–مقایسه ای به دنبال شناسایی نقش محیط در بروز خلاقیت کودکان پیش دبستانی و فراهم کردن اصول طراحی فضاهای مناسب برای این گروه سنی است. در این مطالعه، پنج مؤلفه تفکر خلاق شامل «سیالی»، «ابتکار»، «انعطاف پذیری»، «بسط» و «خلاقیت کل» با استفاده از آزمون استاندارد تورنس (TTCT) ارزیابی شده اند. جامعه آماری این پژوهش را کودکان دوره پیش دبستانی ساکن منطقه ۲ شهرستان مراغه تشکیل می دادند. از میان این جامعه، دو گروه نمونه انتخاب شدند که به ترتیب در محیط های باز و بسته فعالیت داشتند. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص (مانند سن، مقطع تحصیلی و نوع محیط فعالیت) انجام گرفت تا امکان مقایسه مؤثر بین دو گروه فراهم شود. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تعامل مستقیم با محیط طبیعی نقش به سزایی در تقویت و شکوفایی خلاقیت کودکان دارد؛ به طوری که کودکانی که در فضای باز و طبیعی فعالیت داشتند، نسبت به گروهی که در محیط سنتی مهدکودک فعالیت می کردند، افزایش معناداری در مؤلفه های تفکر خلاق (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری، بسط و خلاقیت کل) نشان دادند. در این پژوهش، تأثیر نوع فضا بر مؤلفه های خلاقیت به صورت تفکیکی بررسی شد؛ نتایج نشان داد که مؤلفه «ابتکار» در فضای باز و مؤلفه «انعطاف پذیری» در فضای بسته بیشترین رشد را داشته اند که بیانگر اثر متفاوت محیط ها بر ابعاد گوناگون تفکر خلاق است.
بررسی مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی؛ مطالعه موردی: روستای قلعه بالا شاهرود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۱۴۰-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
هدف: بخش عظیمی از ذخایر کالبد تاریخی و سرمایه های فرهنگی در روستاها قرار دارد و زندگی روستایی با معماری بومی عجین شده است. معماری بومی در سکونتگاه های روستایی، گواهی بر پیشینه معماری و فرهنگ ارزشمند آن سرزمین است، اما در تحولات امروزی ساختار روستاها، به معماری بومی کمتر توجه شده است. لذا شناخت معماری بومی، می تواند زمینه ای را برای مرتفع ساختن نیازهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و توسعه هرچه بیشتر این سکونتگاه های باارزش فراهم نماید و در انتقال فنون معماری و تجارب فرهنگی به دیگر مناطق نیز مؤثر باشد. ازاین رو هدف این پژوهش، بررسی ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی و نمود آن ها در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود است. روش پژوهش: این پژوهش ازلحاظ روش توصیفی-تحلیلی و ازلحاظ هدف کاربردی است. برای این منظور ابتدا با مطالعه اسناد کتابخانه ای، ابعاد معماری بومی و مؤلفه های آن مشخص گردیده و پس از تحلیل محتوا، چهارچوب نظری بیان شده است. در ادامه با مطالعه میدانی و با شیوه تحلیلی، نمود آن در مطالعه موردی روستای قلعه بالا شاهرود موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که ابعاد اقتصادی-معیشتی، اجتماعی-فرهنگی، اقلیمی-محیطی در شکل گیری معماری بومی در سکونتگاه های روستایی مؤثر هستند. در بعد اقتصادی-معیشتی، مؤلفه نوع کارایی و کارکرد، نوع معیشت و وضعیت درآمد و نوع مصالح ساخت و در بعد اجتماعی-فرهنگی، مؤلفه امنیت و آرامش، روابط و تعاملات اجتماعی، حس تعلق خاطر، ارزش و هنجار فرهنگی و در بعد محیطی-کالبدی، مؤلفه ساختار فضایی و کالبدی، آسایش محیطی و هماهنگی اقلیمی، انعطاف پذیری فضایی و عملکردی تأثیرگذار است. نتیجه گیری: ابعاد و مؤلفه های معماری بومی در سکونتگاه های روستایی در عین واحد بودن، روی یکدیگر تأثیر می گذارند و از هم تأثیر می پذیرند. همچنین بافت و مسکن روستای قلعه بالا شاهرود از تمامی این مؤلفه ها و شاخص های آن تأثیر پذیرفته و معماری روستای قلعه بالا شاهرود نمونه ای از معماری بومی منطبق با اقلیم، فرهنگ و زندگی روستایی است.
برازش آموزش عالی گردشگری با اهداف توسعه گردشگری کشور (مورد مطالعه: برنامه درسی رشته گردشگری در مقطع کارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
219 - 245
حوزههای تخصصی:
هم راستایی آموزش عالی گردشگری با اهداف توسعه گردشگری کشور، یکی از ارکان پرورش نیروی انسانی آن است؛ اما مطالعه این رابطه، از نظر محققان مغفول مانده است. هدف مقاله حاضر، بررسی برازش برنامه درسی رشته گردشگری در مقطع کارشناسی با اهداف توسعه این حوزه است. با اتخاذ رویکردی کیفی، وضع مطلوب و موجود آموزش عالی گردشگری کشور مقایسه شده است. وضع مطلوب در قالب دانش و مهارت لازم برای تحقق اهداف توسعه گردشگری در اسناد بالادستی ترسیم شده است. در این راستا، اهداف توسعه گردشگری در سیزده سند احصاء و با بررسی ادبیات، دانش و مهارت لازم برای تحقق آن ها شناسایی شده است. برای وضع موجود، برنامه درسی رشته گردشگری مصوب وزارت عتف (1395) بررسی و دانش و مهارت های هدف در آن شناسایی شده است. با مقایسه برنامه درسی موجود با نمونه های بین المللی، جامعیت و به روز بودن دروس نیز بررسی شده است. با تحقق اشباع داده، پانزده برنامه درسی گردشگری در دانشگاه های برتر دنیا انتخاب شده است. تحلیل محتوای کیفی نمایشگر سه شکاف اصلی در برنامه درسی موجود است: دانش و مهارت های تصمیم گیری و مدیریت راهبردی، آگاهی های زیست محیطی و مدیریت منابع انسانی. همچنین عدم جامعیت و به روز نبودن محتوای دروس موجود در زمینه هایی مانند بازاریابی، فروش و کارآفرینی نمایشگر ارائه دانش و مهارت های سنتی است؛ بنابراین به رغم ارائه طیفی از دانش نظری و مهارت لازم، برنامه موجود از ظرفیت کافی برای تربیت نیروی انسانی برای تحقق اهداف توسعه گردشگری کشور برخوردار نبوده و بازنگری این برنامه درسی را به یکی از اولویت های اصلی در بهبود آموزش عالی گردشگری تبدیل کرده است.
بهبود الگوی ارتباطات سازمانی با رویکرد ژئوپلیتیک فناوری اطلاعات و ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات، به یکی از مولفه های تردیدناپذیر در ارتباطات فردی، جمعی و سازمانی تبدیل شده است. ظرفیت ها و برآیندهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، سطح سازمانی مدیریت و خدمات رسانی را با تحولات شگرفی مواجه ساخته است که هرگونه غفلت از آن، موجب نارسایی سازمانی و افزایش عدم رضایت مصرف کنندگان می گردد. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در تقویت کارآمدی سازمان ها، تحقیق حاضر به سنجش وضعیت فناروی ارتباطات در شرکت ملی پست ایران پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی-پیمایشی است و تعداد نمونه، 160 نفر از کارکنان این سازمان در شهر تهران می باشد. براساس نتایجی به-دست آمده در این تحقیق، ارتباطات سازمانی در شرکت ملی پست ایران در سطح متوسط قرار دارد و از سوی سازمان ها مورد توجه نیست و پرورش و رشد آن نادیده قرار می گیرد. همچنین میانگین سطح بعد مسئولیت شخصی نسبت به دیگر ابعاد پائین تر است. علاوه بر این، میانگین سطح ابعاد اینترنت و کاربران نیز نسبت به دیگر در ابعاد پائین تری قرار دارد. از این رو، به نظر می رسد که فناوری اطلاعات در توسعه مهارت حرفه ای، کمک به نهادینه شدن تغییر و نوآوری، تقویت مهارت ادراکی، تقویت مهارت تصمیم-گیری، به وجود آوردن روحیه پژوهشی در کارکنان و کمک به شکل گیری تفکر استاندارد، نقش مؤثری دارد و می تواند موجب ایجاد توسعه انسانی متوازن و چندجانبه گردد. با توجه به شتاب سریع تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات به ویژه در حوزه هوش مصنویع از یک سو و آهنگ سریع تحولات محیطی از سوی دیگر، تأخیر بیش از حد در این زمینه می تواند به غافلگیری راهبردی و انباشت ناکارآمدی منجر شود.
تحلیل مکانیسم های گفتمانی برای حل کردن مسئله خشکسالی سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه ی گذشته، ایران با بحران شدید آب مواجه بوده است. حوضه ی رودخانه ی هیرمند که از جنوب غربی افغانستان تا شرق ایران امتداد دارد، نزدیک به یک قرن است که محل مناقشات پی درپی بین دو کشور بوده است، اما این تنش ها در سال های اخیر و به دنبال گسترش بحران آب در ایران و ساخت بند در بالادست افغانستان برجسته تر شده است. در حالی که ادبیات پژوهش ما حاکی از آن است که منابع آب فرامرزی در حوضه ی رودخانه ی هیرمند از سوی ایران سیاسی و حتی امنیتی شده است، هیچ مطالعه ای بررسی نکرده است که چگونه مقامات دولتی ایران آب را به عنوان یک موضوع سیاسی و امنیتی در نظر گرفته اند. این پژوهش با تحلیل مقالات خبری فارسی زبان از سال 2001 تا 2019 که حاوی اظهارات مقامات ایرانی مرتبط با حوضه ی رودخانه ی هیرمند است، به این شکاف پاسخ می دهد و مضامین و سازوکارهای گفتمانی در پس سیاسی شدن و امنیتی شدن این موضوع را شناسایی می کند. بر اساس تئوری امنیتی سازی، بخش قابل توجهی از این مقالات حاوی یک حرکت امنیتی سازی بوده اند که اکثریت درصد آن توسط مقامات محلی و نمایندگان مجلس انجام شده است. این موضوع نشان می دهد که امنیتی سازی تا حد زیادی یک پدیده ی محلی بوده است و منعکس کننده ی تنش های داخلی گسترده تر بر سر چارچوب بندی روابط آبی با افغانستان در میان مقامات ایرانی است. یکی دیگر از موضوعات کلیدی در طول فرآیند تحلیل گفتمان، پیوند بین سیستم های انسانی و محیطی بوده است که با اهمیت منابع آب فرامرزی از طریق ارتباط آنها با جامعه ایجاد می شود.
آسیب شناسی و ارزیابی توزیع زیرساخت های اولیه و ثانویه گردشگری در شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
165 - 195
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه توسعه گردشگری به عنوان فعالیتی سودآور در اولویت برنامه ریزی بسیاری از کشورها قرار گرفته است. در این میان توسعه گردشگری نیاز به توسعه زیرساخت ها دارد. زیرساخت ها به عنوان موتور محرکه صنعت گردشگری باعث جذب سرمایه گذار و ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاری در این بخش می شوند. مطالعه حاضر با تمرکز بر «ارزیابی توزیع فضایی زیرساخت های اولیه و ثانویه گردشگری در شهر ارومیه و ارائه راهبردهای بهبود»، به تحلیل و دسته بندی این زیرساخت ها می پردازد.
روش شناسی: پژوهش حاضر از یک رویکرد ترکیبی بهره می گیرد که شامل روش های قیاسی و کمی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پیمایش میدانی با ابزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تکنیک Index Overlay و پرسش نامه های توزیع شده در میان متخصصان شهری، شامل اساتید دانشگاهی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی و همچنین متخصصان حوزه عمل شامل کارکنان سازمان های مربوطه (میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، آژانس های هوایی و ...) و متخصصان نظام مهندسی انجام شده و مدلی مفهومی ارائه گردید.
یافته ها: در این پژوهش، 11 نوع زیرساخت گردشگری شناسایی شد که به دو دسته زیرساخت های اولیه (دسترسی به ایستگاه های حمل ونقل برون شهری، دسترسی به ایستگاه های حمل و نقل درون شهری، فاصله از مراکز اقامتی، فاصله از مراکز درمانی، فاصله از پمپ بنزین و گاز) و زیرساخت های ثانویه (فاصله از مراکز پذیرایی، فاصله از مراکز مذهبی، فاصله از مراکز خرید، فاصله از مراکز و دفاتر خدمات مسافرتی، فاصله از مراکز کاربری اداری-انتظامی، فاصله از فضاهای عمومی، سبز و باز شهری) تقسیم می شوند.
نتیجه گیری و پیشنهادات: با توجه به بررسی های انجام شده می توان به وضعیت کاملاً نامطلوب زیرساخت های اولیه در شهر ارومیه اشاره کرد که حاکی از بی توجهی و فرسودگی این زیرساخت ها در بستر زمان است. از سویی دیگر توزیع نامتوازن زیرساخت های گردشگری، فقدان اتصال فضایی، تمرکزگرایی شدید در توزیع کاربری های مرتبط ازجمله مشکلات شهر ارومیه در حوزه گردشگری است که نیازمند توجه ویژه و بازنگری در سیاست های کلان و خرد در موضوع گردشگری است. راهکارهای عملی شامل طراحی مسیرهای پیاده روی گردشگری، ایجاد اقامت گاه های اقتصادی و استفاده از فضای مجازی برای تبلیغات است. این پیشنهادات نه تنها برای بهبود زیرساخت های ارومیه، بلکه به عنوان الگویی برای شهرهای مشابه با پتانسیل گردشگری قابل استفاده اند. کاربرد نتایج در ارائه راه حل های عملی برای توسعه پایدار گردشگری و امکان تعمیم مدل به سایر شهرها خلاصه می شود.
نوآوری و اصالت: این پژوهش با ارائه تمایز روش مند بین زیرساخت های اولیه و ثانویه، درک عمیق تری از نقش هر دسته در توسعه گردشگری فراهم کرده است. مدل مفهومی توسعه یافته، چارچوبی نوین برای تحلیل فضایی ارائه می دهد که در مطالعات داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مدل امکان شناسایی نابرابری های فضایی و تدوین راهبردهای هدفمند را فراهم می کند. در سطح عملی، پیشنهادات این پژوهش (مانند مسیرهای پیاده روی و تبلیغات دیجیتال) می توانند مستقیماً در ارومیه اجرا شوند و تجربه گردشگران را بهبود بخشند. در سطح نظری، مدل مفهومی ارائه شده به عنوان الگویی برای شهرهای دیگر با ویژگی های مشابه قابل استفاده است. این مدل می تواند به برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران کمک کند تا زیرساخت های گردشگری را به صورت کارآمدتر ارزیابی و توسعه دهند. ارزش افزوده این مطالعه در ارائه رویکردی نوین برای تحلیل فضایی و ارائه الگویی قابل تکرار برای تحقیقات آینده است.
تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
92 - 113
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع آب در جریان تحول در شرایط و دامنه عمل خود با محدودیت ها و ابعاد متعددی روبرو است. بر این اساس شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب، به عنوان اقدامی مهم جهت بهره برداری مطلوب از آن محسوب می گردد؛ بنابراین در پژوهش حاضر، اقدام به بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب بر اساس دیدگاه کشاورزان در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل (شریف بیگلو، حکیم قشلاقی، شام اسبی، وکیل آباد، امیدچه، پیرقوام، اقبلاغ رستم خانی، قره لر و گیلانده) گردید. این پژوهش بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی از لحاظ هدف، کاربردی است و رویکرد حاکم بر آن از نوع کمی می باشد. جامعه آماری را سرپرستان خانوار بهره بردار اراضی کشاورزی بخش مرکزی شهرستان اردبیل تشکیل می دهد. به منظور بررسی موضوع از هفت بعد در قالب 72 مؤلفه استفاده گردید. حجم نمونه 349 نفر محاسبه شد. پراکندگی تعداد نمونه در روستاها، به روش تصادفی و متناسب با تعداد سرپرست خانوار کشاورز در هر روستا بود. جهت تحلیل موضوع از مدل سازی معادلات ساختاری (Smart PLS) بهره گرفته شد. بررسی یافته ها نشان می دهد ارزیابی اولیه مدل اندازه گیری، گویای مناسب بودن مدل است. یافته ها نشان داد 68 مؤلفه دارای میزان اثرگذاری بالاتر از 0.5 بودند. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان مدیریت پایداری و اثرات اقتصادی، اجتماعی، بهره وری، فنی، آموزشی و نهادی است. بعد ضریب تعیین اسکوئر نشان داد، این ضریب، برای تمام بعد های پژوهش، بالاتر از مقدار قوی یعنی 0.26 برآورد گردید. بعد ضریب تعیین برای بعد اقتصادی با 0.299 کمتر از سایر بعد ها و برای بعد بهره وری با 0.511 بیشتر سایر بعد ها برآورد گردید. نتایج بیانگر این است بازبینی و تجدیدنظر در دیدگاه های مدیریتی منابع آب کشاورزی و حرکت به سمت دیدگاه فرابخشی و مشارکتی مبتنی بر مدیریت بهینه که همراه با حفظ بعدهای اقتصادی، اجتماعی و فنی، آموزشی و ... باشد، نقش اساسی در تأمین مدیریت پایدار منابع آب ایفا می نماید.
ارزیابی ریسک زیستگاه های ساحلی جزیره لارک با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: جزیره لارک به دلیل تنوع توپوگرافی و حضور تپه ماهورها و سواحل صخره ای و سایر تیپ های ساحلی، از محیط های خاصی برخوردار می باشد که منجر به ایجاد زیستگاه های حیات وحش جانوری متنوع شده است. به علاوه سواحل صخره ای و وجود خطوط ساحلی متنوع شرایط بسیار مناسبی برای حضور طیف گسترده ای از جانوران و گیاهان فراهم آورده است. با این حال در سالیان اخیر عوامل مختلفی سبب قرارگیری زیستگاه های ساحلی این جزیره در معرض تهدید گردیده است. مواد و روش: در این پژوهش، مناطق ساحلی تحت پوشش دارایی های طبیعی از جمله مرجان، مانگرو، جلبک های دریایی که به طور پیش فرض می توانند محل زندگی و زادآوری گونه های گیاهی و جانوری مختلف باشند، به عنوان "زیستگاه" و سایر مناطق تغییر یافته به واسطه دخالت های انسانی به عنوان "غیرزیستگاه" در نظر گرفته شد. در این بررسی از مدل ارزیابی ریسک زیستگاه InVEST HRA (Habitat Risk Assessment) برای بررسی اثر فعالیت های انسان در اکوسیستم های ساحلی و دریایی استفاده شد. در مطالعه حاضر و به دلیل اهمیت نقش کاربر در تعیین عوامل استرس زا و زیستگاه ها، با پایش میدانی و بر اساس نظر کارشناسی و آگاهی از منطقه مورد مطالعه، کلیه عوامل استرس زا شناسایی گردید. نتایج: ارزیابی نتایج نمودار خروجی مدل HRA Invest نشان می دهد که ساختارهای انسانی و گردشگری غیر مسئولانه به عنوان عوامل استرس زای اصلی در منطقه بین جزر و مدی و افزایش دمای سطح آب، حمل و نقل دریایی، صید ترال، استخراج دریایی، نشت مواد نفتی، آب شیرین کن، فعالیت های صیادی، صید ساحلی سنتی با درجات مختلف در منطقه زیر جزر و مدی محسوب می شوند. نتایج مربوط به خروجی نقشه ریسک تجمعی زیستگاه بین جزر و مدی جزیره لارک در شکل 3 و نقشه ریسک تجمعی در منطقه زیر جزر و مدی در شکل 4 نشان داده شده است. منطقه ساحلی (بین جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 4 و بیشترین رتبه تجمعی 13و میانگین رتبه تجمعی استرس 5/8 می باشد. در منطقه دریایی (زیر جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 0 و بیشترین رتبه تجمعی 30و میانگین رتبه تجمعی استرس 15 است. نتایج نشان می دهد که میزان ریسک تجمعی در محدوده آب های زیر جزر و مدی جزیره لارک، در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی جزیره بالا است. در این جزیره عمده زیستگاه های مهم به همراه دماهای بالای آب سطحی در گرمترین ماه سال به طور کلی در شمال و شرق جزیره متمرکز شده است، که این امر باعث اختلاف بارز بین رتبه های ریسک زیستگاه در قسمت های شمال و غرب جزیره نسبت به شرق و جنوب آن باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تدوین و اجرای برنامه های پایش، حفاظت و یا احیا و بازسازی در بخش های مختلف ساحلی جزیره لارک می بایست مبتنی بر طرح های توسعه و نیز متناسب با میزان تهدیدات در بخش های مختلف اعمال گردد. رتبه استرس در محدوده زیر جزر و مدی در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی اطراف جزیره لارک در طیف نسبتا زیاد و زیاد قرار گرفته است، براساس میانگین تهدید منطقه زیر جزر و مدی می توان اینگونه تفسیر نمود که در وضعیت موجود، رتبه استرس و تهدیدات زیاد است. از این رو زیستگاه های مرجانی و جلبکی در این منطقه تحت استرس و تهدید زیاد قرار دارند که رویکرد مداخله فشرده نظیر تعیین مناطق حفاظت شده دریایی و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این منطقه می بایست مد نظر قرار گیرد.
مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
140 - 165
حوزههای تخصصی:
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
تحلیل مکانی - فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی (مورد مطالعه: شهرستان نطنز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد فضا و توسعه روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
107 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تحلیل مکانی– فضایی پیامدهای اقتصادی مهاجرت معکوس در نواحی روستایی مورد مطالعه شهرستان نطنز است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه آماری ۳۸۱ نفر بر اساس فرمول کوکران در ۲۴ روستا از شهرستان نطنز به صورت نمونه گیری مطبق شناسایی شد. داده های تحقیق از طریق مطالعات، مشاهده، مصاحبه های عمیق و پرسش نامه گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه و میان یابی کریجینگ در نرم افزار ArcGis بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد در بُعد سرمایه گذاری، میزان سرمایه گذاری در نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی به ویژه روستاهای اوره و گودرزن با میانگین 3/75 بوده است. در بُعد توسعه زیرساخت، یافته ها نشان می دهد در مرکز و نیمه جنوبی با میانگین 4/8 و پهنه مهم دوم در شمال شهرستان با میانگین ۴ قرار دارد. در بُعد توسعه تقاضای خدمات، بالاترین امتیاز مربوط به روستاهای نیمه شمالی و تا حدودی نیمه جنوبی با میانگین ۴ است؛ اما در نواحی غربی و شرقی شهرستان کمترین میزان توسعه تقاضا با میانگین 2/47 مشاهده می شود. در بُعد درآمدزایی، شاخص ها در روستاهای نیمه جنوبی شهرستان نطنز بیشتر از نیمه شمالی با میانگین 3/5 است. نتیجه گیری: با توجه به جذابیت روستاهای شهرستان نطنز به ویژه روستاهایی که دارای مزایایی چون آسانی دسترسی به شهر، مجاورت با شهر، استقرار در نزدیکی کانون های گردشگری، ارتفاع مناسب، و دمای مناسب، ظهور موجی بزرگ از مهاجرت به این مناطق دور از انتظار نخواهد بود.
برنامه ریزی استراتژیک جذب سرمایه ها و راه اندازی کسب وکارهای خرد در نواحی روستائی با هدف تنوع بخشی به اقتصاد روستاها (مطالعه موردی: شهرستان مریوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد فضا و توسعه روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
145 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به این اصل که لازمه حل هر معضلی، برنامه ریزی برای حل آن است، پژوهش کاربردی حاضر نیز، با این هدف در نواحی روستایی مرزی شهرستان مریوان انجام گرفته و به دنبال آن است که با تدوین برنامه راهبردی که انعطاف پذیر و آینده نگر می باشد، در جهت تنوع بخشی به اقتصاد روستاهای منطقه بواسطه جذب سرمایه ها حرکت نماید. روش پژوهش: داده های این پژوهش در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی به روش پیمایشی، مبتنی بر مصاحبه، توزیع پرسشنامه و مشاهده گردآوری شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش حاضر، رویکرد کیفی است که مبتنی بر مصاحبه و قضاوت گروه دلفی است. بر این مبنا؛ با بهره گیری از تیم دلفی پژوهش، برنامه استراتژیک تنوع بخشی به اقتصاد منطقه بواسطه جذب سرمایه ها و راه اندازی کسب وکارهای خرد، تدوین گردید. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر 24 نفر از مسئولین توسعه منطقه، متخصصین، صاحبان کسب وکار خرد و مدیران محلی هستند که به روش هدفمند انتخاب گردیدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در نواحی روستایی مورد مطالعه، تعداد 8 نقطه قوت در مقابل 18 نقطه ضعف (عوامل درونی) و 6 فرصت در مقابل 9 تهدید (عوامل بیرونی) در برابر ایجاد محیط متنوع اقتصادی و فضای مطلوب کسب وکار بواسطه جذب سرمایه ها، شناسایی و مورد تایید قرار گرفتند. همچنین تلاقی مجموع وزن های عوامل داخلی (3/40) با مجموع وزن های عوامل خارجی (2/49)، نشان دهنده قرارگیری منطقه مورد مطالعه در موقعیت محافظه کارانه است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که الگوی مطلوب، برای جذب سرمایه ها در راستای تنوع بخشی به اقتصاد منطقه، الگوی محافظه کارانه است و بایستی با رویکردی بازنگرانه، برنامه ها، سیاست ها و اقدامات انجام گرفته در راستای تغییر وضعیت نامطلوب موجود محیط کسب وکار منطقه مورد مداقه و تغییر قرار گیرند. همچنین چشم انداز آینده فضای کسب وکار منطقه با تنوع بخشی اقتصادی بواسطه جذب سرمایه ها نشان داد که این منطقه روستایی در دورنمایی 15 ساله متناسب با توانمندی ها و پتانسیل هایش می تواند به عنوان مرکز ممتاز تجارت مرزی، مرکز ممتاز کشاورزی، مرکز ممتاز تولیدی های خرد و مرکز ممتاز گردشگری روستایی در سطح استان کردستان و در کنار سایر رقبا (شهرستان های دیگر استان) شناخته شود.
امکان سنجی شاخص های حکمروایی هوشمند شهری در شهر مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
123 - 141
حوزههای تخصصی:
شهر هوشمند به عنوان محور تحول و توسعه هزاره مطرح شده و به معنای گشایش مفاهیمی نو در برنامه ریزی شهری است که قابلیتهای جهان واقعی و مجازی را برای حل مشکلات شهری با هم ترکیب میکند. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و جامعه آماری کلیه ساکنین شهر مهاباد (پرسشنامه خانوار ) و کارشناسان خبره و آشنا به محدوده مورد مطالعه شهر مهاباد با زمینه تخصصی در زمینه شهر هوشمند ( پرسشنامه متخصصین) می باشد. هدف از این مطالعه بررسی و تحلیل ضرورتهای شهر مهاباد برای هوشمند شدن وضعیت شهر مهاباد از منظر شاخص های شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی و ارائه اقدامات و راهبردهای مقتضی برای هوشمند شدن شهر مهاباد و تبیین نتایج و دستاوردهای احتمالی ناشی از تحقق حکمروایی هوشمند و ارائه الگو در شهر مهاباد است. نتایج بررسی در زمینه شاخصهای شهر هوشمند مبتنی بر حکمروایی در شهر مهاباد نشان میدهد که دو بعد اساسی حکمروایی مشارکت شراکت و همکاری و نظام تصمیم گیری پایین تر از حد متوسط می باشند که حکایت از نقش و جایگاه ضعیف شهروندان در نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری دارد برای تحقق شهر هوشمند در مهاباد قانون گذاری تدوین سیاستهای یکپارچه و داشتن چشم انداز بلند مدت ضروری است. در صورت تحقق حکمروایی هوشمند میتوان شاهد بهبود ،شهر تغییر شرایط دولت در مقابل سایر بازیگران و تغییر سازمان یافته دولت بود.
بررسی میزان تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1044 - 1055
حوزههای تخصصی:
تاب آوری شهری در برابر بحران های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی اهمیت بالایی دارد زیرا به شهرها کمک می کند تا در مواجهه با شوک ها و تنش ها، دوام آورده و سریع تر به حالت عادی بازگردند. این تاب آوری باعث تقویت توانایی زیرساخت ها، اقتصاد و جوامع شهری در مواجهه با چالش ها می شود. همچنین، با ارتقای انعطاف پذیری و سازگاری شهرها، فرصت هایی برای توسعه پایدار و کاهش آسیب های بلندمدت فراهم می شود. در مطالعه حاضر با هدف کاربردی- توسعه و با روش شناسی توصیفی- تحلیل سعی شده است به ارائه راهکارهایی جهت تاب آوری شهر الشتر با استفاده از روش HSWOT پرداخته شود. برای گرداوری داده های توصیفی از روش اسنادی- کتابخانه ای و برای گرداوری داده های تحلیل به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بهره برده شد. جامعه نمونه پژوهش۱۵ نفر از کارشناسان اجرایی و ۱۵ نفر از اساتید دانشگاهی می باشند که با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتند. برای تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار icmacM و orpholM استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که شهر الشتر به دلیل زیرساخت های ضعیف، کمبود سرمایه گذاری، و شرایط نامناسب اقتصادی، با سطح پایینی از تاب آوری در برابر بحران های طبیعی و انسانی مواجه است. از سوی دیگر، اثرات خارجی مانند تحریم های بین المللی و مخاطرات طبیعی نیز به عنوان عوامل با قدرت بالا اما تناسب استراتژیک پایین بر تاب آوری شهر تأثیر گذاشته اند. از مهم ترین یافته های این پژوهش، نقش مهم زیرساخت های حمل و نقل، خدمات بهداشتی، دسترسی به منابع مالی و کیفیت آموزش در تاب آوری شهر است. این متغیرها به عنوان عناصر کلیدی در پایداری و افزایش تاب آوری اقتصادی و اجتماعی شهر شناخته شده اند.
عوامل مؤثر بر بکارگیری عملیات کشاورزی پایدار در میان کشاورزان شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده بی رویه از نهاده های شیمیایی، نگرانی های فزاینده ای را در بخش کشاورزی، محیط زیست و حفاظت از منابع، صادرات محصولات کشاورزی به وجود آورده است. امروزه بحث حفظ محیط زیست، یکی از چالش های مهم بشر می باشد و تولید محصولات کشاورزی سالم همراه با رعایت استانداردهای جهانی همگام با حفظ محیط زیست در دستیابی به پایداری و کشاورزی پایدار مورد توجه قرار گرفته است. در راستای این مهم پژوهش حاضر با هدف کلی شناسایی عوامل تاثیرگذار بر بکارگیری عملیات کشاورزی پایدار در میان کشاورزان شهرستان خرم آباد انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کشاورزان شهرستان خرم آباد بود (N= 40000). حجم نمونه با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان 380 نفر از کشاورزان با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش پرسشنامه ای بود که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS انجام شد. در بخش توصیفی از آماره های میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات استفاده شد و در بخش استنباطی از مقایسه میانگین ها، ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که کشاورزان مورد مطالعه عملیات کشاورزی پایدار را به خوبی بکار نمی گیرند و رفتارهای «عدم آتش زدن بقایای گیاهان زراعی» و «استفاده از کودهای زیستی و بیولوژیک» بیش از سایر عملیات کشاورزی پایدار بکار گرفته اند. علاوه بر این نتایج رگرسیون نشان داد که پنج متغیر سرمایه اجتماعی، خودکارآمدی، هنجار اخلاقی، نگرش و کانال های ارتباطی قادرند 9/41 درصد از واریانس عملیات کشاورزی پایدار را تبیین نمایند. بنابراین، به طور کلی می توان گفت عوامل اقتصادی همیشه تعیین کننده رفتار مناسب در بخش کشاورزی نیست و محدودیت و مشوق ها نمی تواند رفتار پایداری را در محیط ایجاد کند بلکه عوامل اجتماعی و روانشناختی می تواند به مراتب اهمیت بیشتری داشته باشد.
بررسی عوامل تأثیر گذار در باز آفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه گردشگری شهری(مطالعه موردی: بافت تاریخی خرم آباد )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی شهر ها امروزه با معضلات بسیاری روبه روست و بی توجهی به این محدوده های شهری باعث می شود سایر نقاط شهری تحت تأثیر این معضلات قرار بگیرد. بافت تاریخی شهر خرم آباد با وجود ثروت های فرهنگی فراوان با ناکارآمدی در ابعاد مختلف همراه است و پیامد های زیان باری به وجود می آورد. مهم ترین رویکرد برای باززنده سازی آن، باز آفرینی شهری است. در باز آفرینی شهری توسعه و تجدید ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کارکردی شهر به عنوان نقشی مهم و تفکیک ناپذیر از جریان توسعه شهری مورد بحث قرار می گیرد. یکی از روش های پیاده سازی بازآفرینی شهری، برنامه ریزی گردشگری بافت های قدیم شهری است. پژوهش حاضر با هدف ارائه عوامل تأثیر گذار در بازآفرینی بافت تاریخی با رویکرد توسعه پایدار گردشگری جمع آوری شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تبیینی و از نظر روش کیفی-کمی است. با توجه به ماهیت موضوع و مسأله پژوهش، جامعه ی آماری را 80 نفر از کارشناسان سازمان های مدیریتی و شهرداری خرم آباد و اساتید دانشکده های شهرسازی تشکیل می دهند. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. اطلاعات این تحقیق از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای جمع آوری شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه از نوع سؤالات بسته بوده است.جهت تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. دغدغه پژوهش تحلیل معیار ها و شاخص ها و عوامل تأثیر گذار بر باز آفرینی بافت تاریخی خرم آباد مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار گردشگری است. بر اساس نتایج یافته ها می توان گفت شاخص باز آفرینی، با کسب امتیاز 967/0 توانسته است در صدر معیار های مورد بررسی قرار بگیرد. در همین راستا شاخص گردشگری، با کسب امتیاز 914/0 توانست جایگاه دوم را در بین شاخص ها به خود اختصاص دهد. و شاخصی که جایگاه سوم را به خود اختصاص داد بر توسعه پایدار تأکید دارد. و در نهایت اینکه شاخص هایی چون تاریخی، فرهنگی، کالبدی، اجتماعی و غیره به ترتیب در رتبه های پایین تری قرار دارند.
تحلیل رابطه مؤلفه های هوش تجاری بر ارزش طول عمر مشتری در صنعت هتل داری(مطالعه موردی: هتل های شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش طول عمر مشتری (CLV) یکی از شاخص های کلیدی در مدیریت و بازاریابی است که برای ارزیابی سود آوری مشتریان در طول دوره تعامل آن ها با سازمان استفاده می شود. با این حال، فرمول های رایج CLV قادر به محاسبه دقیق میزان طول عمر مشتریان در تمامی سازمان ها نیستند و صنعت هتل داری نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل، شناسایی شاخص هایی که بتوان ارتباط آن ها را با CLV برقرار کرد، اهمیت ویژه ای دارد. در همین راستا، مفهوم هوش تجاری (BI) به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی صنعت هتل داری مطرح است، چرا که نقشی اساسی در تصمیم گیری های دقیق تر و تحلیل داده های مشتریان ایفا می کند. این پژوهش با رویکردی نو آورانه، به بررسی رابطه بین CLV و BI پرداخته است. هوش تجاری شامل مؤلفه هایی نظیر تصمیم گیری کارآمد، ایجاد مزایای رقابتی، افزایش بهره وری و کاهش اتلاف زمان بوده و مفهوم یکپارچه CLV نیز با رویکرد مؤلفه های پایه، رشد، یادگیری و شبکه مورد تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی در نظر گرفته شده است. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی و رگرسیون بهره گرفته شده و ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه محقق ساخته برای هوش تجاری و پرسشنامه استاندارد برای ارزش طول عمر مشتری بوده اند. اعتبار پرسشنامه ها توسط خبرگان تایید شده و پایایی آن ها بر اساس آلفای کرونباخ (به ترتیب 0.94 و 0.95) ارزیابی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 80 نفر از کارکنان چهار هتل شهر همدان بوده است. نتایج رگرسیون چند گانه نشان می دهد که مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" بیشترین اثر را بر افزایش CLV دارد. این یافته ها تایید می کنند که هوش تجاری نقشی کلیدی در پیش بینی و افزایش CLV ایفا می کند. هتل هایی که از هوش تجاری برای ارائه خدمات متمایز و بهینه سازی فرآیند های خود بهره می- برند، موفقیت بیشتری در حفظ مشتریان دارند. بنابراین، مدیران هتل ها باید تمرکز ویژه ای بر مولفه "ایجاد مزایای رقابتی" داشته باشند تا وفاداری مشتریان را تقویت کرده و درآمد بلند مدت سازمان خود را بهبود بخشند.
تحلیل تحولات بخش مرکزی کلان شهرها با تأکید بر رویکرد یکپارچگی فضایی (مطالعه موردی: منطقه 12 شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
123 - 144
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ و توسعه شهرنشینی مشکلات متعددی را به وجود آورده است. یکی از مهم ترین مشکلات حجم بالای جمعیت در بخش مرکزی کلان شهرها به دلیل مناسب بودن قمیت زمین و مسکن نسبت به سایر بخشهای شهر بود. از سوی دیگر در بخش مرکزی بسیاری از کاربریها تغییر پیدا کرد که موجب آشفتگی در سازمان فضایی عناصر شد. ویژگیهای رویکرد «یکپارچگی فضایی» میتواند نقش مهمی در اصلاح مشکلات به وجود آمده در بخش مرکزی و تحولات آن داشته باشد. هدف اصلی پژوهش تحلیل تحولات منطقه 12 در بخش مرکزی تهران با رویکرد یکپارچگی فضایی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعهی آماری را 80 نفر از کارشناسان تشکیل میدهند. روش نمونهگیری غیر احتمالی و از نوع گلوله برفی بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانهای جمعآوریشده است. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل دادهها از مدل دیمتل استفاده شده است. نتایج نشان میدهد که معیار درجه یکپارچگی و هماهنگی میان سازمانهای مدیریتی (13A)، فرسودگی کالبدی و ریزدانه بودن بناهای منطقه (12A)، درجه امنیت اجتماعی به دلیل وجود ناهنجاریها (3A) و پیوند فضایی میان سطوح ملی، منطقهای، محلی (7A) نيز چهار معیار نخست در ستون خالص اثرگذاري است و در اين ساختار به طور قطع نفوذكننده در مجموعه سيستم است و تعاملات بيشتري دارد كه به عنوان مهم ترين معیارهای اثرگذار نسبت به سایر عوامل اولويت بندي و رتبه بندي شده است.
نسبت فضای شهری با جُرم و آسیب های اجتماعی با تأکید بر رفتار پر خطر خودکشی (نمونه مورد مطالعه: شهر نورآباد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی به همراه تحولات پیچیده آن سبب گسترش انواع بی نظمی ها و آسیب های اجتماعی شده است. خودکشی رفتاری پرخطر و آسیبی اجتماعی است که در پایگاه اجتماعی و فرهنگی طبقات مختلف جامعه نفوذ کرده و پیامدهای ناگواری را برای جوامع به همراه داشته است. شهر نورآباد به دلیل مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، روحیه سنت گرایی، کمبود امکانات و خدمات و فقر اقتصادی- اجتماعی از رفتار پر خطر خودکشی رنج می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی علل و عوامل مؤثر بر خودکشی در شهر نورآباد لرستان است. روش تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه آماری مورد پژوهش 270 نفر از شهروندان شهر نورآباد می باشند که به صورت تصادفی ساده با استفاده از نرم افزار Sample Power محاسبه شده است. برای جمع آوری داده ها از روش اسنادی – میدانی و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای آماری AMOS24, SPSS26 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون T تک نمونه ای بیانگر معنادار بودن ارتباط شاخص های پژوهش با رفتار پر خطر خودکشی در محدوده مورد مطالعه است. همچنین یافته های تحلیل مسیر، نشان داد که بعُد اقتصادی با مقدار بتای (76/0=β)، بیش ترین بار عاملی را در گرایش به خودکشی به خود اختصاص داده است و پس از آن مشخص گردید که متغیرهای خانوادگی با بتای (72/0=β)، متغیرهای فردی و روانی با بتای (73/0=β) و متغیرهای اجتماعی- فرهنگی با بتای (69/0=β)، بیش ترین عوامل اثر گذار خودکشی در شهر نورآباد می باشند. در نهایت یافته های مدل ساختاری پژوهش نشان داد که نماگرهای فضای شهری مانند زندگی کردن در محلات جرم خیز، نداشتن مسکن مناسب برای زندگی، کمبود امکانات و خدمات تفریحی، بیکاری زیاد، تراکم جمعیت و مدرنیته، حکمروایی نامناسب شهری، استرس زیاد زندگی شهری و کمبود فضاهای سبز هر کدام به ترتیب با وزن های کوواریانسی (32/0)، (28/0)، (27/0)، (23/0)، (22/0)، (19/0)، (12/0)، (7/0) بر روی رفتار پر خطر خودکشی اثر گذارند.
الگوی جدید برج سازی با رویکرد توسعه پایدار اجتماعی، و تأثیر آن بر حفظ محیط زیست با توجه به جغرافیای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
۴۱۹-۴۰۶
حوزههای تخصصی:
صنعتی و مدرن شدن جوامع، تأثیر بسزایی را بر معماری-شهرسازی-محیط زیست، اقلیم و جغرافیا می گذارد؛ که در این میان می توان به پدید آمدن بلندمرتبه سازی، وارونگی اقلیم، تغییر در جغرافیای جوامع و تخریب محیط زیست اشار نمود. ریشه مسائل و مشکلات در چند دهه اخیر، افزایش جمعیت-مهاجرتِ روزافزون به شهرها و کلانشهرها-تغییر در نیازها و خواسته های ساکنین شهرها و غیره است؛ که مدیران شهری-طراحان و معماران را با چالشی عظیم روبه رو می سازد. هدف اصلی این مقاله، بررسی تئوریک کاربری ای همچون برج مسکونی از یک سو و اندیشه های مذکور در مقوله نظری از سوی دیگر با رویکرد توسعه پایدار اجتماعی و تأثیر آن بر حفظ محیط زیست با توجه به جغرافیای شهر تهران می باشد. این تحقیق بر اساس ماهیت، «توصیفی-تحلیلی» و به صورت «پیمایشی» است. به لحاظ هدف نیز «کاربردی» و به لحاظ داده ای، «کمی-کیفی» است. تعداد نمونه آماری 384 نفر بوده که از طریق ابزار پرسش نامه ها داده ها گردآوری شد. تحلیل ها در نرم افزار spss انجام گرفت. مهم ترین نتیجه از این تحقیق را می توان اینگونه بیان نمود که به واسطه ازدیاد جمعیت، بلندمرتبه سازی شکل گرفت و به واسطه آن، مسائلی همچون استفاد بیش از حد از منابع طبیعی و سوخت فسیلی، تخریب طبیعت، کاهش تعاملات اجتماعی، تغییر اقلیم، ایجاد ترافیک، افزایش آلودگی هوا و غیره، به بحرانی عظیم و ناینحل تبدیل گشته است.
ارزیابی میزان انطباق الگوی معماری مدارس شهر اهواز با الگوی معماری ایده آل و مطلوب حاصل از شاخص های اقلیمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارزیابی میزان انطباق الگوی معماری مدارس شهر اهواز با الگوی معماری ایده آل و مطلوب حاصل از شاخص های اقلیمی است. در این پژوهش، روش پژوهش ترکیبی از توصیفی-تحلیلی است. با توجه به داده های هواشناسی مورد استفاده در شاخص ماهانی و اوانز، می توان نتیجه گرفت وضعیت اقلیم آسایش در شهر اهواز در آبان و اسفندماه در بهترین حالت خود قرار دارد و در این دو ماه نیازی به وسایل گرمایشی و سرمایشی نیست. با برداشت های میدانی و انتخاب نمونه های تصادفی از مدارس شهر اهواز، جهت گیری ساختمان مدارس با استفاده از جهت یاب و عکسبرداری تعیین گردید و مناسب ترین الگو برای طراحی ساختمان های آموزشی با استفاده از نرم افزار مشاوره اقلیم استخراج گردید. نتایج پژوهش نشان داد جهات شمال و جنوب در مدارس قدیمی و با قدمت بیش از 20 سال دو جهت غالب در مدارس نمونه انتخابی بودند ولی در مدارس جدیدالتأسیس و با قدمت کمتر از 10 سال جهت جنوب به طور قابل توجهی بیش از سایر جهات بوده است. به طورکلی جهات شمال و جنوب به ترتیب با 40 و 37 درصد از نمونه های انتخابی، بیشترین سهم را در جهت گیری مدارس داشته اند.