مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
منابع آب کشاورزی
حوزههای تخصصی:
جایگاه زنان در توسعة پایدار به¬ویژه در مناطق روستایی و در حفاظت از منابع آبی انکارناپذیر است. مطالعة حاضر به تحلیل نقش زنان روستایی در مصرف اصولی منابع آبی کشاورزی با استفاده از دو مدل لوجیت مجزا می¬پردازد. آمار و اطلاعات مورد نظر در 1387 با تکمیل 300 پرسشنامه در جامعة زنان روستایی استان خراسان رضوی و همچنین، 35 پرسشنامة ویژة کارشناسان جمع¬آوری شد. روش تحقیق از نوع توصیفی ـ پیمایشی است. نتایج نشان می¬دهد که زنان روستایی در زمینة آبیاری چندان فعالیت ندارند، که مهم¬ترین علل آن عبارت¬اند از: فرهنگ منطقه، پرمسئولیت و سخت بودن این فعالیت، و عدم آشنایی با نحوة انجام آن؛ اما به دلیل تأثیر غیرمستقیم زنان روستایی بر افراد خانواده و اطرافیان خود، باید آنها را با روش¬های حفاظت از منابع آب کشاورزی آشنا کرد. در پایان، راهکارهایی مناسب و اجرایی در این زمینه ارائه می¬شود.
عوامل اثرگذار بر حفر چاه های غیرمجاز کشاورزی در شهرستان دشتستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفر چاه های غیرمجاز و استفاده غیرقانونی از آب مشکلی است که محیط زیست و کاربران قانونی آب را تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو جامعه به عنوان یک کل، از عواقب این استفاده غیر قانونی رنج می برد . عوامل بسیاری می تواند حفر چاه های غیرمجاز توسط کشاورزان را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این مطالعه بررسی یک مدل چندبعدی شامل سرمایه های اجتماعی و اقتصادی، سرمایه های انسانی و سرمایه های فیزیکی بر حفر چاه غیرمجاز بوده است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش انجام شد. روایی پرسشنامه بر اساس نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه و کارشناسان جهاد کشاورزی و پایایی آن با استفاده از ضرایب آزمون آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری شامل کشاورزان شهرستان دشتستان در استان بوشهر بوده ند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان نمونه ای 335 نفری از بین آنها انتخاب گردید. روش نمونه گیری بصورت تصادفی طبقه بندی شده است. به گونه ای که از میان دارندگان چاه های غیر مجاز به صورت تصادفی 188 نفر و از میان دارندگان چاه های مجاز 147 نفر انتخاب شده اند. نتایج نشان داد متغیر تجربه کشاورزی می تواند بیشترین تمایز را در بین دو گروه ایجاد کند و پس از آن متغیرهای دسترسی به اعتبارات، سن، نگرش نسبت به کم آبی و سرمایه اجتماعی می توانند در تفکیک دو گروه حفرکننده و غیر حفار چاه های غیرمجاز مؤثر باشد. همچنین براساس قدر مطلق مقادیر ماتریس ساختاری، متغیرهای تجربه کشاورزی، دسترسی به اعتبارات، انجمن غیر رسمی، تحصیلات، هنجار اخلاقی و تعهد از بیشترین درجه اهمیت در تمایز بین دو گروه متغیر وابسته برخوردار بوده اند. به کارگیری نتایج حاصل از این تحقیق می تواند منجر به کاهش حفر چاه های غیرقانونی در مناطق روستایی گردد.
واکاوی علّی رفتار صرفه جویی از منابع آب کشاورزی در نواحی کوهستانی (مورد مطالعه: استان البرز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، بحران آب با توجه به نقش حیاتی آب در زندگی و به ویژه کشاورزی بیش از پیش افکار عمومی و جوامع علمی را نگران کرده است. در آب و هوای معتدل کوهستانی واقع در رشته کوه های البرز با میزان بارش متوسط سالیانه 250 تا 600 میلیمتر، پراکندگی آمار مصرف آب در بخش های مختلف شرب، صنعت و کشاورزی بسیار حائز اهمیت است. از آنجایی که بیشتر مصرف آب در بخش کشاورزی می باشد از این رو، مقاله حاضر با هدف واکاوی رفتار صرفه جویی از منابع آب کشاورزی به منظور پیشگیری از بحران آب در نواحی کوهستانی طراحی شد. روش پژوهش "توصیفی" و "علّی رابطه ای" بود و از فن پیمایش برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه کشاورزان استان البرز به تعداد 28336 نفر تشکیل دادند حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان به تعداد 380 نفر برآورد گردید. در این مقاله از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب، برای تعیین حجم نمونه استفاده شد. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه ی توسط پانلی از متخصصان دانشگاهی تأیید گردید همچنین، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید و پایایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت (87/0 ≥ α ≥ 65/0). نتایج حاصل از تحلیل علّی حاکی از آن بود که به ترتیب ارزش های جمع گرایانه، نیت صرفه جویی از آّب، کیفیت خدمات کشاورزی، دلبستگی مکانی، بیشترین اثر را بر رفتار صرفه جویی از آب توسط کشاورزان، دارد. و کمترین اثر مربوط به ارزش های فردگرایانه بود.
ارزیابی نگرش کشاورزان روستاهای شهرستان بهار به چالش کم آبی و ارائه راهبرد های سازگاری با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
آب نقش محوری در توسعه پایدار هر سرزمین به ویژه نواحی روستایی دارد. چالش کم آبی یکی از بزرگ ترین چالش های قرن بیست و یکم است چراکه می تواند سرمنشأ بسیاری از تغییر و تحولات اجتماعی و اکولوژیک جهان باشد. بخش کشاورزی به عنوان مهم ترین بخش اقتصادی نواحی روستایی به طور مستقیم تحت تاثیر کمبود منابع آب قرار دارد. بنابراین، شناسایی نگرش و راهکارهای بومی کشاورزان در مواجهه با کم آبی می تواند نقش کلیدی در اتخاذ راهبرد مناسب و ارتقای ظرفیت سازگاری جوامع روستایی داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی نگرش کشاورزان در روستاهای شهرستان بهار در استان همدان نسبت به چالش کم آبی و شناسایی راهبردها و راهکارهای بومی مناسب برای تعدیل و سازگاری با مسئله کم آبی در منطقه است. این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، 68 روستای شهرستان بهار با 18376 خانوار است که طبق فرمول کوکران تعداد نمونه لازم برای تکمیل پرسشنامه 375 بهره بردار به دست آمد. داده های اصلی به شیوهء پیمایش میدانی با ابزار پرسشنامه گردآوری شد. روش نمونه گیری، تصادفی بوده و تعداد نمونه در هر روستا براساس روش انتساب متناسب با تعداد بهره برداران کشاورزی تعیین شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی در نرم افزار لیزرل انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد نگرش روستاییان به چالش کم آبی به ترتیب، نگرش شناختی (بارعاملی 0/883)، نگرش رفتاری (بارعاملی 0/867) و نگرش احساسی (بارعاملی 0/517) بوده است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که نگرش روستاییان به چالش کم آبی نگرشی شناختی – رفتاری است. براین اساس، 12 راهبرد سازگار با وضعیت منطقه، برای مدیریت بهینه منابع و بهره وری آب زراعی پیشنهاد شده است. [1]- Lizrel شماره ی مقاله: ۲
تحلیل الگوهای مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی درسکونت گاه های روستائی شهرستان مراغه
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
119 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث کلیدی و اساسی در حوزه آب، بحث مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی است که هدف این پژوهش، تحلیل پایداری الگوهای مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از بعد ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. جهت گردآوری داده ها و اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. قلمرو مکانی سکونتگاه های روستایی شهرستان مراغه بوده و جامعه آماری نیز 20452 نفر از بهره برداران زراعی و باغی روستاهای این شهرستان که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 377 نفر از آنها برای انجام تحقیق انتخاب شدند. ضمناً، با استفاده از معیارهای تعداد بهره برداران کشاورزی و طبقات ارتفاعی، 20 درصد از روستاهای شهرستان که شامل 32 روستا می شود، به عنوان نمونه و برای انجام مطالعه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات، از آمار توصیفی و تکنیک معادلات ساختاری در نرم افزار pls استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد، الگوهای مدیریت یکپارچه منابع آب با مقدار 234/0، حکمروایی خوب با مقدار 312/0، پویایی سیستم مشارکتی با مقدار 092/0، مدیریت مشارکتی با مقدار 120/0 و دانش بومی با مقدار 422/0 تأثیرات متفاوتی مدیریت پایدار منابع آب در سکونتگاه های روستایی شهرستان مراغه دارند. علاوه بر این نتایج تحلیل عاملی نشان داد، شاخص های مدیریت یکپارچه منابع آب با بار عاملی 42/3، حمکروایی خوب با بار عاملی 98/5، پویایی سیستم مشارکتی با بار عاملی 56/1، مدیریت مشارکتی با بار عاملی 58/1 و دانش بومی با بار عاملی 36/7 اثرات مختلفی در مدیریت پایدار منابع آب در محدوده مورد مطالعه دارند. در این میان نیز بیشترین نقش را الگوهای «استفاده از دانش بومی روستاییان و کشاورزان و حکمروایی خوب محلی» ایفا می کنند.
تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب کشاورزی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
92 - 113
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع آب در جریان تحول در شرایط و دامنه عمل خود با محدودیت ها و ابعاد متعددی روبرو است. بر این اساس شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب، به عنوان اقدامی مهم جهت بهره برداری مطلوب از آن محسوب می گردد؛ بنابراین در پژوهش حاضر، اقدام به بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت پایدار منابع آب بر اساس دیدگاه کشاورزان در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل (شریف بیگلو، حکیم قشلاقی، شام اسبی، وکیل آباد، امیدچه، پیرقوام، اقبلاغ رستم خانی، قره لر و گیلانده) گردید. این پژوهش بر اساس ماهیت، توصیفی – تحلیلی از لحاظ هدف، کاربردی است و رویکرد حاکم بر آن از نوع کمی می باشد. جامعه آماری را سرپرستان خانوار بهره بردار اراضی کشاورزی بخش مرکزی شهرستان اردبیل تشکیل می دهد. به منظور بررسی موضوع از هفت بعد در قالب 72 مؤلفه استفاده گردید. حجم نمونه 349 نفر محاسبه شد. پراکندگی تعداد نمونه در روستاها، به روش تصادفی و متناسب با تعداد سرپرست خانوار کشاورز در هر روستا بود. جهت تحلیل موضوع از مدل سازی معادلات ساختاری (Smart PLS) بهره گرفته شد. بررسی یافته ها نشان می دهد ارزیابی اولیه مدل اندازه گیری، گویای مناسب بودن مدل است. یافته ها نشان داد 68 مؤلفه دارای میزان اثرگذاری بالاتر از 0.5 بودند. نتایج مدل ساختاری بیانگر وجود رابطه ساختاری معنادار میان مدیریت پایداری و اثرات اقتصادی، اجتماعی، بهره وری، فنی، آموزشی و نهادی است. بعد ضریب تعیین اسکوئر نشان داد، این ضریب، برای تمام بعد های پژوهش، بالاتر از مقدار قوی یعنی 0.26 برآورد گردید. بعد ضریب تعیین برای بعد اقتصادی با 0.299 کمتر از سایر بعد ها و برای بعد بهره وری با 0.511 بیشتر سایر بعد ها برآورد گردید. نتایج بیانگر این است بازبینی و تجدیدنظر در دیدگاه های مدیریتی منابع آب کشاورزی و حرکت به سمت دیدگاه فرابخشی و مشارکتی مبتنی بر مدیریت بهینه که همراه با حفظ بعدهای اقتصادی، اجتماعی و فنی، آموزشی و ... باشد، نقش اساسی در تأمین مدیریت پایدار منابع آب ایفا می نماید.