فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۲۱ تا ۲٬۹۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
109 - 126
حوزههای تخصصی:
الگوهای پیوند از دور با اثر بر ایجاد و عدم ایجاد باد سبب می شوند ذرات گرد و غبار از سطح زمین به هوا بلند شده و طوفان های گرد و غباری ایجاد کنند. هدف این پژوهش، ارزیابی اثرات هم زمان دورپیوندهای ال نینو-نوسان جنوبی (ENSO)، دوقطبی اقیانوس هند (IOD) و نوسان شبه دو سالانه (QBO) بر نوسان طوفان های گرد و غبار نیمه غربی ایران است. برای این منظور، از کدهای طوفان گرد و غبار و دید افقی کمتر از ۱ کیلومتر در ۳۸ ایستگاه همدید نیمه غربی ایران طی دوره آماری ۱۹۸۷-۲۰۲۲ استفاده شد. با اعمال روش آماری، خروجی ها به محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انتقال یافت و پهنه بندی نسبت میانگین ها با روش درون یابی کریجینگ انجام گرفت. یافته ها نشان داد که ارتباط معکوسی بین دورپیوندها با فراوانی گرد و غبار در اغلب ایستگاه های مورد بررسی وجود دارد که به ترتیب ۹۵ درصد، ۵۸ درصد و ۸۷ درصد از مساحت منطقه مورد بررسی را در شاخص های ENSO، IOD و QBO به خود اختصاص می دهد. بیشترین ضرایب همبستگی بین ۹۴/۰- تا ۱- در ایستگاه های پیرانشهر و خلخال مشاهده شد که در شاخص IOD در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنی دار است. نتایج درون یابی نسبت میانگین گرد و غبار به میانگین بلندمدت سالانه نیمه غربی ایران نشان داد که هم زمانی فاز سرد ENSO با فاز منفی QBO بیشترین تأثیر را بر افزایش گرد و غبار سالانه نیمه غربی ایران در بلندمدت داشته است در حالی که هم زمانی فاز مثبت IOD با فاز مثبت QBO با اثر کمتری در افزایش فراوانی گرد و غبار همراه است.
بازشناسی پیشران های موثر بر امنیت بوم شناختی گردشگری با توجه به ظرفیت های رودخانه کارون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 46
حوزههای تخصصی:
رودخانه کارون یک منطقه کلیدی برای حفاظت از محیط زیست و توسعه اقتصادی با کیفیت بالا در کلان شهر اهواز است. با این حال، با ادامه توسعه شهرنشینی و تحول صنعتی، گردشگری تهدیدی جدی برای محیط و زیست است. براساس هدف مذکور، پژوهش حاضر درصدد بازشناسی پیشران های موثر بر امنیت بوم شناختی گردشگری با توجه به ظرفیت های رودخانه کارون است. روش تحقیق براساس روش های جدید آینده پژوهی، تبیینی می باشد. عوامل توسط 30 کارشناس و متخصص برنامه ریزی شهری با به کارگیری پویش محیطی، تحلیل اثرات متقابل/ ساختاری مورد ارزیابی قرار گرفت و از نرم افزار تخصصی آینده پژوهی MICMAC استفاده شده است. نتایج نشان داد که وضعیت پراکندگی متغیرهای موثر نشان از پایداری سیستم است. از میان 31 عامل بررسی شده 10 عامل اصلی به عنوان عوامل کلیدی موثر بر امنیت بوم شناختی گردشگری انتخاب شده اند که همه عوامل در هر دو روش مستقیم و غیرمستقیم تکرار شده اند. یافته ها نشان داد متغیرهای مربوط به ابعاد مقیاس و سود گردشگری به عنوان پیشران های صنعت گردشگری بر اهداف حفاظت از محیط زیست و منابع محیطی ترجیح داده شده است. متغیرهایی چون تعداد کارکنان صنعت گردشگری، درآمد حاصل از گردشگران بین المللی و داخلی، تعداد هتل های ستاره دار، نسبت هزینه های آموزشی به مالیه عمومی، تعداد گردشگران بین المللی و داخلی، کل خرده فروشی هتل ها و خدمات پذیرایی و نرخ بیکاری و شهرنشینی در اولویت قرار دارد. این تحقیق نشان داد که ظرفیت های گردشگری در کلانشهر اهواز به ویژه رودخانه کارون به دلیل سوء مدیریت ها رها شده و نتایج حاکی از آن است که برنامه-ریزی گردشگری مورد توجه قرار نگرفته و بهره مندی از ابزارهای آینده نگاری و پیش بینی می تواند دستیابی به اهداف گردشگری را تسهیل بخشد.
آسیب شناسی گفتمان آمایش در ایران (چرا آمایش در ایران به گفتمان تبدیل نشده است؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
76 - 84
حوزههای تخصصی:
از ابتدای دهه ۵۰ هجری شمسی که اصطلاح آمایش سرزمین در ادبیات برنامه ریزی ایران مطرح شد، علی رغم گذشت بیش از نیم قرن تاکنون مقوله آمایش نه در سطح نظام تصمیم گیری و اجرا و نه در حوزه عمومی تبدیل به گفتمان نشده است. از این رو علی رغم ضرورت و اهمیت هیچ گاه مطالبه عمومی در زمینه آمایش سرزمین شکل نگرفته و حتی متأسفانه در حوزه های تخصصی نیز مطالبه توجه به رویکرد آمایشی، تقنین قوانین لازم و جریان پیدا کردن تدابیر اجرایی ذیل راهبردهای آمایشی ابراز نشده است. بنابراین در طول این نیم قرن فراز و فرودهای بسیاری در رابطه با آمایش سرزمین و نهادهای مرتبط مشاهده شده است؛ به گونه ای که توقف رویکرد آمایشی و تعطیلی نهادهای مرتبط هیچ انتقادی را برنینگیخته و توجه به راهبردها و تدوین سیاست ها بیشتر معطوف به سلیقه و خواست برخی مدیران و کارشناسان بوده است و نه در پاسخ به مطالبه ای عام یا خاص. توجه به ریشه های این وضعیت و آسیب شناسی و شناخت عوامل فرهنگی، مدیریتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دخیل در آن می تواند به رقم زدن فضای مطلوب و بسط و تعمیق گفتمان آمایشی به عنوان یک خرده گفتمان ذیل گفتمان پیشرفت در سپهر عمومی و در نظام برنامه ریزی بینجامد. شناسایی گره های موجود در مسیر گفتمان شدن رویکرد آمایش سرزمین و ارائه راهبردها و سیاست ها برای شکل گیری، بسط و تقویت گفتمان آمایشی در ایران و نهایتاً ارائه پیشنهادهای مشخص برای رعایت الزامات آمایش سرزمین در اجرای تدابیر سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هدف این مقاله است.
بررسی سرعت و جهت باد بیشینه در ایستگاه های همدیدی شرق دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
197 - 221
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت باد از دیدگاه مخاطرات و پتانسیل های آن، بررسی این موضوع موردتوجه محققان کشورهای مختلف است. استان آذربایجان شرقی در شرق دریاچه ارومیه و یکی از مناطق بادخیز کشور قرار دارد و به علت هم جواری با بستر نمکی حاصل از خشک شدن دریاچه ارومیه، در معرض مخاطرات زیست محیطی و بهداشتی است. در این تحقیق سرعت، روند تغییرات و جهت باد بیشینه 16 ایستگاه همدیدی واقع در شرق دریاچه ارومیه در دوره 1401-1394 بررسی شد. برای تعیین روند تغییرات سرعت باد از آزمون ناپارامتری من- کندال و تخمین گر شیب سن و برای بررسی جهت باد از نمودار گلباد استفاده شد. مطابق نتایج، تغییرات سرعت باد بیشینه فقط در دو ایستگاه شبستر و سهند به ترتیب با شیب 089/0+ و 070/0+ روند افزایشی معنی دار و در ایستگاه های تبریز، ملکان و مراغه به ترتیب با شیب 058/0، 037/0- و 092/0- روند کاهشی معنی دار داشت و در ایستگاه های کلیبر، میانه، جلفا، بستان آباد، بناب و سراب بدون روند بود. مطابق نمودارهای گلباد، در اکثر ایستگاه ها جهت باد غالب از سمت غرب و جنوب غربی است که این موضوع می تواند در آینده موجب افزایش بیماری های تنفسی در اثر طوفان های نمکی برخاسته از بستر خشک دریاچه ارومیه در استان های شرقی آن شود. به طورکلی علت این امر می تواند مرتبط با گرادیان فشار با توجه به توپوگرافی و وجود ارتفاعات کوه سهند در منطقه، اصطکاک سطحی با توجه به مشخصات جغرافیایی، کاربری اراضی و وجود ساختمان ها در مناطق شهری و دیگر عوامل جغرافیایی مرتبط با این مسئله باشد. فراوانی بادهای شدید در همه ایستگاه ها زیاد بوده و بیش از %50 از بادهای بیشینه در همه ایستگاه ها سرعتی بیش از m/s 11/11 دارند. اگرچه نتایج این تحقیق لزوم توجه به آسیب پذیری مناطق شرقی دریاچه ارومیه از نظر مخاطرات محیطی را نشان می دهد، ولی از دیدگاه انرژی، نشانگر پتانسیل مناسب این منطقه برای تولید انرژی بادی است.
بررسی تطبیقی روش های استخراج سطح آب خلیج گرگان و پایش تغییرات آن با استفاده از داده های ماهواره ای چند زمانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۱
66 - 48
حوزههای تخصصی:
خلیج گرگان، یکی از مهم ترین تالاب های شمالی ایران است که تغییرات سطح آب آن پیامدهای زیست محیطی متعددی برای مناطق اطراف دارد. مطالعه حاضر به بررسی تطبیقی تغییرات سطح آب خلیج گرگان با استفاده از شاخص های طیفی آب می پردازد. مطالعات گذشته، تغییرات سطح آب خلیج گرگان را قابل توجه نشان می دهند. این تغییرات باعث خسارات زیادی از نظر اکولوژیکی و اقتصادی شده است که نیاز مبرم به راهبردهای موثر در مدیریت را برجسته می سازد. در این پژوهش با استفاده از بررسی تطبیقی بین شاخص های طیفی سطح آب(NDWI، MNDWI، AWEI و NDPI) با کمک تصاویر لندست 5 و 8 برای پایش تغییرات سطح آب خلیج گرگان استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که شاخص MNDWI با میانگین RMSE 66/21، دقیق ترین روش برای استخراج سطح آب از تصاویر لندست است. درخروجی شاخصMNDWI مساحت سطح آب استخراج شده برای سال های (1990، 2000، 2010 و 2020) افزایش2384 هکتاری بین 1990 تا 2000، کاهش1488 هکتاری بین 2000 تا 2010 و کاهش 11080 هکتاری بین 2010 تا 2020 مشاهده می شود. کاهش نگران کننده 11080 هکتاری سطح آب بین سال های 2010 تا 2020، بر ضرورت تلاش های بیشتر برای پایش و مدیریت سطح آّب خلیج گرگان تأکید می کند. این مطالعه بر پتانسیل تصاویر ماهواره ای و شاخص های طیفی آب، به ویژه شاخص MNDWI، به عنوان ابزارهای ارزشمند برای پایش و مدیریت مؤثر سطح آب در خلیج گرگان تأکید می کند .نهایتا، نتایج این پژوهش می تواند به عنوان یک راهنمای علمی برای مدیرت و برنامه ریزی تغییرات مساحت سطح آب خلیج گرگان مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل اثرات حکمروایی مطلوب در توسعه یکپارچه منطقه ای (مورد مطالعه: استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
132 - 149
حوزههای تخصصی:
بررسی اثرات مکانی- فضایی حکمروایی در توسعه یکپارچه منطقه ای یکی از موضوعات مهم در نظام برنامه ریزی و مدیریت منابع در قلمرو سرزمین است. هدف از تدوین این مقاله تبیین و تحلیل نقش و اثرات حکمروایی مطلوب در دستیابی به توسعه یکپارچه منطقه ای است تا از این طریق بتوان سیاست گذاری توسعه فضایی آینده استان لرستان را پایش و ارزیابی نمود. با این توصیف، سوال راهبردی این است که حکمروایی شایسته منطقه ای به چه میزان در توسعه یکپارچه منطقه ای اثرگذار بوده است؟ برای پاسخ به سوال پژوهش، از استراتژی قیاسی مبتنی بر روش شناسی کمی استفاده شده است. در این راستا، جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان و نخبگان اجرایی شاغل در نهادهای توسعه ای نظیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان لرستان، استانداری لرستان و مشاورین ذیصلاح در استان است که با استفاده از شیوه نمونه گیری طبقه ای، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. روش گردآوری داده ها مبتنی بر روش میدانی و ابزار گردآوری بر اساس شیوه کتابخانه ای و پرسشنامه محقق ساخته است. افزون بر این، روش و ابزار تحلیل داده ها با استفاده روش استنباطی مبتنی بر شاخص های برازش مدل اندازه گیری و مدل ساختاری و بهره گیری از نرم افزار smart PLS است. نتایج پژوهش نشان داد از بین متغیرها و شاخص های تحقیق«مداخله ساختارهای قدرت و حاکمیت در منطقه » و «شفافیت در فرایندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی» به ترتیب بیشترین و کمترین همبستگی با متغیر حکمروایی منطقه ای را به خود اختصاص داده است. این مطالعه نقش حیاتی حکمروانی شایسته منطقه ای را در تقویت توسعه یکپارچه منطقه ای برجسته می کند و بر اهمیت تصمیم گیری فضایی و فرآیندهای شفاف در دستیابی به رشد پایدار و فراگیر توسعه یکپارچه منطقه ای تأکید می کند.
برنامه ریزی راهبردی بازآفرینی بافت تاریخی شهر «زارچ» براساس روش شناسی متاسوات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
121 - 150
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش رقابت های بین شهری برای جذب سرمایه های مالی از طریق سیاست های مکان سازی و برندسازی مکانی و ضرورت تقویت جنبه های رقابت پذیری شهرها به منظور جذب این سرمایه ها، احیا و بازآفرینی بافت های تاریخی در معرض آسیب، یکی از اهداف چالش برانگیز برنامه ریزی شهری معاصر است. هدف پژوهش حاضر تدوین و ارائه راهبردهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر زارچ با استفاده از روش شناسی متاسوات است. در پژوهش حاضر، از دیدگاه های 20 نفر از متخصصان و کارشناسان حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری در شهر زارچ برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز استفاده شده و نمونه گیری و نحوه انتخاب متخصصان و کارشناسان براساس روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که اولویت های برتر شهرداری شهر زارچ برای بازآفرینی شهری بر سه محور اساسی برنامه ریزی یعنی؛ محور کالبدی، اجتماعی و اقتصادی استوار است. همچنین، چالشی که مدیریت شهری زارچ در زمینه بهره گیری از منابع فوق با آن مواجه است، وجود مجموعه ای از شهرهای پیرامونی و مجاور آن با منابع و قابلیت های مشابه است. در وضعیت فعلی، دو مؤلفه عدم حمایت فنی و مالی از ساخت وسازها و نیز پایین بودن میزان سرمایه گذاری دولتی در زمینه بازآفرینی شهری جز مؤلفه هایی هستند که نیازمند توجه فوری می باشند و اثرات منفی آن ها باید در شهر زارچ کاهش پیدا کند. بهره گیری از بناهای تاریخی برای گسترش ظرفیت های گردشگری و توانمندسازی گروه های کم درآمد؛ جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی از طریق سیاست های برندسازی مکان و تبلیغ پتانسیل های بافت تاریخی، تقویت ساختار فضایی شبکه حمل ونقل از طریق ایجاد اتصالات جدید و گسترش عرض معابر، ایجاد تصویر ذهنی مطلوب از طریق رسانه های جمعی، تقویت زیرساخت های عمومی شهری به منظور توانمندسازی گروه های کم درآمد، بهره گیری از رسانه های جمعی برای جذب گردشگران بین المللی با توجه به وجود جاذبه های تاریخی و ایجاد مشوق های ساختمانی، مالیاتی و عوارض برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی مهمترین راهبردهای بازآفرینی بافت تاریخی شهر زارچ براساس تحلیل تناسب منابع و قابلیت ها با عوامل بیرونی محسوب می شوند. بازآفرینی بافت های تاریخی شهری در یک خلأ جغرافیایی و بدون رقابت های بین شهری برای جذب سرمایه های مالی ضروری برای بازآفرینی اتفاق نمی افتد. بر اساس این واقعیت، راهبردهای فوق می توانند به مثابه شالوده ای برای تدوین برنامه های عملیاتی برای افزایش رقابت پذیری شهر زارچ در زمینه بازآفرینی بافت تاریخی این شهر عمل نمایند.
Emotional Intelligence and its Psychological Impact on the Performance of Employees in Nigeria Health Sector(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
41 - 50
حوزههای تخصصی:
Purpose- The purpose of this study was to determine the extent to which emotional intelligence have a psychological impact on the performance of employees in Nigeria health sectorDesign/methodology/approach- A descriptive survey research approach was employed to achieve this goal, and the study's population comprised of 102 nurses and doctors of State Hospital Ijebu Ode, Ogun State, Nigeria. Since nurses and doctors are recognized as the professionals who provide care services to patients in the organization, they make up the population. The Yamane formula was used to determine the sample size of 81, and the convenience sampling technique was used to select the respondentsFinding- Out of the questionnaire distributed 72 was completed and returned, yielding 89% response rate. The analysis's showed that emotional intelligence has a 52% variance in employee performance, with a R square value of 0.520. Additionally, it was discovered that employee performance was significantly and favorably impacted by the emotional intelligence predictor variables of self-awareness, self-management, social awareness, and relationship management with a βeta values of 0.341, 0.411, 0.217, and 0.381, respectivelyOriginal/value- An organization cannot experience improved performance or a sustained competitive advantage if its human resources are not managed efficiently. This is because human resources are the only resources within the organization that possess thoughts, feelings, and hopes. The study results would help managers in the health sector increase awareness of emotional intelligence's value within their workplaces as doing so would benefit both the employee and the organization.
مقایسه مدل های RUSLE و EPM در برآورد فرسایش و تولید رسوب با استفاده از GIS (مطالعه موردی: حوضه چم گردلان استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
339 - 371
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کیفی و کمی فرسایش با استفاده از مدل های تجربی برآورد فرسایش و رسوب، یکی از راهکارهایی است که از طریق آن می توان فرسایش خاک را تا حدودی کنترل و مقدار آن را به حداقل رساند. پژوهش حاضر به منظور مقایسه دو مدل EPM و RUSLE در برآورد فرسایش و رسوب در حوضه چم گردلان استان ایلام انجام شده است. در این راستا، از عوامل مؤثر بر فرسایش شامل فرسایندگی باران، فرسایش پذیری خاک، توپوگرافی، پوشش گیاهی و عملیات حفاظت خاک و همچنین ضرایب فرسایش مشاهده ای، حساسیت سنگ و خاک به فرسایش، استفاده از زمین یا کاربری زمین، شیب متوسط زمین به درصد مورد استفاده در مدل های یاد شده استفاده شده و درنهایت مقدار فرسایش و رسوب تولید شده با توجه به مدل های ارائه شده محاسبه و با مقدار مشاهده شده در ایستگاه رسوب سنجی حوضه چم گردلان مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد میزان رسوب برآوردی مدل RUSLE، 37/16 تن در هکتار در سال و در روش EPM، 49/21 تن در هکتار در سال برآورد گردید که با توجه به نزدیک تر بودن مقدار برآوردی RUSLE به مقدار رسوب مشاهده ای 58/16 تن در هکتار در سال، کارایی مدل RUSLE در برآورد رسوب منطقه موردمطالعه بیش تر است. درنهایت توصیه می شود، برای فازهای اولیه مطالعات توجیهی، اجمالی و شناسایی از مدل EPM و برای مطالعات تفصیلی و دقیق تر برآورد فرسایش و رسوب حوضه از روش RUSLE بهره گرفت.
تأثیر توسعه اراضی شهری بر الگوی سیمای سرزمین و ریسک اکولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۲
129 - 148
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر زمین های کشاورزی آسیب جدی دیده که باعث تخریب سیمای سرزمین شده است. هدف از این پژوهش این است که آسیب های به وجود آمده در چهار شهر ارومیه، میاندوآب، نقده و مهاباد مورد بررسی قرار گرفته شود. این تحقیق از لحاظ روش شناسی توصیفی تحلیلی و از لحاظ هدف کاربردی است. برای بررسی و تحلیل تعاریف نظری سیمای سرزمین و کاربری اراضی، روش کتابخانه ای جستجو در منابع اینترنتی، پایان نامه ها و مقالات معتبر فارسی و خارجی استفاده شده است. در این پژوهش ابتدا تصاویر مورد نیاز تحقیق، در دامنه زمانی و مکانی معین از ماهواره لندست تهیه شد. دوره بررسی در یک دوره 30 ساله بین 1990 میلادی تا 2020 بود. این تصاویر از ماهواره لندست و سنجنده های TM وTIR/OLI در تاریخ های یکسان از سال تهیه شد. پس از اخذ داده ها، ابتدا تصاویر استفاده شده و بر روی آنها پیش پردازش انجام گرفته شد. سپس با استفاده از نرم افزارهای مورد نیاز نقشه های تغییرات کاربری استخراج شد. در مرحله بعد برای بررسی میزان ریسک اکولوژی هر طبقه وزن هایی برای هر طبقه در نظر گرفته شد و با کمک نرم افزار Fragstats 4.2 و بر اساس درصد بدست آمده مشخص شد که هر منطقه چه میزان ریسکی را دارد و با طبقه بندی میزان ریسک ها در محیط Gis به بررسی راحت تر مناطق بر اساس روند افزایشی یا کاهشی ریسک اکولوژی پرداخته شد. نتیجه گیری کلی از تحقیق با توجه به نقشه های کاربری اراضی برای ما نشان داد که از سال 1990 تا 2020 از مساحت مراتع و باغات و زمین کشاورزی و آب کاسته شده و بر مساحت فضای شهری و زمین بایر افزوده شده است؛ هم چنین در نقشه های ریسک اکولوژیکی نیز در طی همین دوره از سال 1990 تا 2020 از مناطق دارای ریسک خیلی پایین و پایین کاسته شده و بر مناطق دارای ریسک بالا و بسیار بالا افزوده شده است.
پیشران های مؤثر بر اقتصاد روستایی دیجیتال با رویکرد کارآفرینی مطالعه موردی: روستاهای استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
133 - 153
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی پیشران های مؤثر بر توسعه اقتصاد روستایی دیجیتال با رویکرد کارآفرینی می پردازد. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و به لحاظ محتوا از نوع پژوهش های توصیفی-تحلیلی می باشد و از نظر ماهیت، بر اساس روش های جدید علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کمی و کیفی انجام گرفته است. توسعه اقتصاد دیجیتال روستایی بهبود شرایط اقتصادی و زندگی در مناطق روستایی را هدف می گیرد. برخی از پیشران های این توسعه شامل ایجاد زیرساخت های دیجیتال، ارتقای دسترسی به اینترنت، آموزش و توانمندسازی فناوری در جامعه، ایجاد شبکه های اجتماعی و همکاری بین ساکنان، توسعه اپلیکیشن و پلتفرم های دیجیتال، راه اندازی استارت آپ های فناوری و تشویق کسب وکارهای بر پایه فناوری است که این اقدامات منجر به افزایش نیروی کار، ایجاد فرصت های کاری، توسعه اقتصادی و افزایش درآمد در مناطق روستایی می شود. نتیجه تحقیق حاکی از آن است که عوامل سازمانی، عوامل محیطی و تحول اکوسیستم، عوامل فناورانه و نوآورانه، وضعیت کسب وکار و وضعیت دانش به ترتیب رتبه های اول تا پنجم را جهت تحقق و توسعه اقتصاد دیجیتال روستایی کسب نموده اند.
بررسی و تحلیل حمایت ذینفعان محلی از توسعه گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی، مورد: شهرستان شیراز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
268 - 278
حوزههای تخصصی:
توسعه گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی متأثر از عوامل مختلف از جمله حمایت جامعه محلی است که به عنوان پیش شرط پایداری این فعالیت شناخته شده است. پذیرش گردشگران در هر مقصدی به نوعی بیانگر نحوه واکنش جامعه محلی می باشد. لذا حمایت آنها برای توسعه پایدار گردشگری و الگوهای آن، ضروری می باشد. در پژوهش حاضر به بررسی و شناخت وضعیت حمایت ذینفعان محلی، شامل ساکنان محلی، مدیران محلی و کارآفرینان محلی از توسعه گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی شهرستان شیراز اقدام شده است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی تحلیلی است. به منظور گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی(پرسشنامه) و برای تحلیل و پردازش داده ها از روشهای آماری استفاده شده است. نتایج نشان داد که حمایت ذینفعان محلی از توسعه گردشگری خانه های دوم بالاتر از حد متوسط قرار دارد که این میزان حمایت در بین ذینفعان مورد مطالعه و نیز روستاهای نمونه پژوهش تفاوت معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای سن و وضعیت شغلی پاسخگویان بر حمایت آنها از توسعه گردشگری خانه های دوم نقش دارند.
بررسی و تحلیل عوامل اثرگذار بر میزان تمایل شهروندان به استفاده از پل های عابر پیاده شهر اهواز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
455 - 472
حوزههای تخصصی:
عابران پیاده جزو آسیب پذیرترین گروه ها در بحث حوادث ترافیکی بوده و از مباحث مهم در ایمنی عابران، استفاده از پل های عابر پیاده در سطح شهر می باشد. توجه به پل های هوایی در جهان به دوران تولید انبوه خودرو و حضور گسترده این وسیله نقلیه در سطح شهرها بوده و به دهه ابتدایی قرن بیستم برمی گردد که مسئولان شهری را به چاره جویی و جداسازی مسیرهای عابران پیاده از خودروها وادار کرد. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل عوامل اثرگذار بر میزان تمایل شهروندان به استفاده از پل های عابر پیاده شهر اهواز انجام گرفت.این پژوهش بنا به ماهیت موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده، از نوع توصیفی- تحلیلی و در زمره تحقیقات نظری- کاربردی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا از طریق نرم افزار SPSS شاخص های مورد نظر در فرضیه های پژوهش مورد تحلیل قرار گرفت. جهت آزمون فرضیه از آزمون T استفاده شده است. فرضیه اول با 13 گویه و میانگین کل شاخص 4،54 و فرضیه دوم با 12 گویه و میانگین شاخص 4.67 به آزمون گذاشته و تایید شدند. نتایج این پژوهش نشان داد، پل های عابر پیاده با معیارها و اصول طراحی ایمنی مناسب نبوده و ضروری است با استفاده از الگوهای موفق در این زمینه و همچنین استفاده از گروه های طراحی و مهندسی به طراحی و خلق نمونه هایی از پل های عابر پیاده دست زد که با اصول و معیارهای امنیت و ایمنی مناسب تر بوده و بر ارزش و غنای آنها بیفزاید.
واکاوی موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای گردشگرپذیر یاسوج)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در جامعه ایران، زنان نقش مهم و در حال گسترشی در زمینه کسب و کارها ایفا کرده ولی همیشه یکسری موانع برای فعالیت زنان به ویژه در جوامع روستایی در ایران وجود داشته است. لذا، این پژوهش به دنبال شناسایی موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی- در روستاهای گردشگرپذیر یاسوج بوده است.روش بررسی: پژوهش حاضر بر مبنای نوع تحقیق، کاربردی و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. جهت گردآوری اطلاعات و داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش زنان روستاهایی گردش پذیر یاسوج (بخش مرکزی) می باشند برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS 26 و Minitab استفاده شد. برای بررسی ویژگی های پاسخ دهندگان (زنان روستاهای گردشگرپذیر یاسوج) از آمار توصیفی (درصد، فراوانی) و برای بررسی موانع کارآفرینی زنان روستاهای گردشگرپذیر یاسوج از آمار استنباطی (t تک نمونه ای) و برای تعیین تفاوت اثراگذاری موانع کارآفرینی در این روستاها از آزمون ANOVA استفاده شد.یافته ها و نتیجه گیری:نتایج نشان از تأثیرگذاری هریک از شاخص های مورد بررسی (فرهنگی-اجتماعی، فردی-خانوادگی، اقتصادی، مدیریتی-ترویجی و محیطی-زیرساختی) دارد. نتایج مقایسه میانگین ها نشان می دهد که نتایج آزمون معنی دار بوده و تفاوت معنی داری بین شاخص های موانع کارآفرینی زنان روستایی (فرهنگی-اجتماعی، فردی-خانوادگی، اقتصادی، مدیریتی-ترویجی و محیطی-زیرساختی) در روستاهای گردشگرپذیر یاسوج وجود دارد.
روایت نگاری مؤلفه های شهر خلاق در راستای دست یابی به امنیت پایدار (مورد مطالعه: شهر چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه جغرافیای انتظامی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۵
99 - 126
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهر خلاق رویکردی نوین در برنامه ریزی شهری است که توضیح می دهد، مردم چگونه می توانند در شهرها تفکر، برنامه ریزی و عمل خلاقانه داشته باشند و این موضوع نشان گر آن است که چگونه می توان شهرها را با بهره گیری از تفکرات و استعدادهای افراد، زیست پذیر، سرزنده و امنیت را افزایش داد. پژوهش حاضر با هدف روایت نگاری مؤلفه های شهر خلاق در راستای دست یابی به امنیت پایدار در شهر چابهار، به انجام رسیده است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و دارای ماهیت تفسیری و تحلیلی و از لحاظ روش در گروه پژوهش های تلفیقی (کیفی و کمّی) قرار دارد. به منظور گردآوری جامعه نمونه از روش نمونه گیری هدف مند صورت گرفت، که در نهایت تعداد (15) نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش روایت نگاری و (با استفاده از نرم افزار مکس کیو دی ای) و روش دلفی و در نهایت از مدل ایان پی استفاده شده است.یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده؛ مضامین سازمان دهنده از جمله: (توسعه الگوهای زیست محیطی، توسعه الگوهای اقتصادی، توسعه الگوهای سیاسی، توسعه الگوهای فناورانه ای، توسعه الگوهای کیفیت زندگی، توسعه الگوهای اجتماعی - فرهنگی و نوآوری) و 54 مضامین پایه از دل روایت های متخصصان شناسایی شد، که در ادامه با استفاده از روش دلفی در دو مرحله نظرسنجی؛ مؤلفه های مطرح شده از سوی متخصصان مورد تأیید قرار گرفته شد. در نهایت نتایج رتبه بندی نیز حاکی از آن را دارد، مؤلفه توسعه الگوهای اقتصادی با وزن نهایی 031/0، بیش ترین میزان اهمیت را دارد.نتیجه گیری: امنیت پایدار و شهر خلاق دارای اشتراکاتی هستند. هدف خلاقیت شهری و امنیت پایدار، رضایت شهروندان شهر چابهار و به تبع آن امنیت برای استان است. در این راستا، باید شهر چابهار به عنوان محل شکل گیری خلاقیت، دانایی، صنایع خلاق و نوآور و اقتصاد دانایی در یک مسیر امنیت پایدار در نظر گرفته شود. بنابراین با مؤلفه های شناسایی شده و با تأکید بر نخبگان و متخصصین برنامه ریزی شهری، مدیریت شهری، شهرسازان و سایر علوم مربوطه؛ سطح امنیت پایدار در فضاهای شهری چابهار فراهم می شود.
فراترکیب پیشران های اجتماعی تأثیرگذار در توسعه هاب های نوآوری و دانش بنیان شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
77 - 97
حوزههای تخصصی:
پیشران های اجتماعی، زمینه را برای جذب نخبگان و تحقق پذیری شهر دانش بنیان به عنوان یکی از پارادایم های مهم شهر آینده فراهم می آورد. هدف پژوهش حاضر، سنتز ادبیات گسترده پیشران های اجتماعی تأثیرگذار در توسعه هاب های نوآوری و دانش بنیان شهری جهت ارایه مدل مفهومی یکپارچه و جامع آن است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف توسعه ای و روش آن کیفی است. جامعه آماری شامل پژوهش های منتشره در بازه زمانی دهه 1990 تا سال 2022 به تعداد 1223 مأخذ است. ابتدا 892 منبع با بررسی عنوان و 156 منبع با بررسی چکیده حذف، سپس محتوای 175 منبع به طور کامل بررسی و تحلیل و 43 مقاله جهت تجزیه وتحلیل نهایی انتخاب گردید. برای سنجش میزان پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد و نتایج آن معادل 733/0 با سطح معناداری 000/0 بوده که بیانگر پایایی مناسب پژوهش است. بر اساس نتایج پژوهش، پیشران های اجتماعی هاب های نوآوری و دانش بنیان شهری دارای پنج مقوله متمایز و درهم تنیده متشکل از حس مکانی، سرمایه اجتماع، یکپارچگی اجتماعی، رفاه اجتماعی و توسعه اجتماعی-فرهنگی می باشد. نوآوری و دانش بنیان شهری دارای 10 بعد (مشتمل بر احساس تعلق به اجتماع، ساختار اجتماعی، زیرساخت کارکنان دانش، رفاه، ساختار اجتماع، سرمایه انسانی اشتراک مبنا، شکل، تصویر، کارکرد و محیط) و 31 مؤلفه است. همچنین در مجموع، هاب های نوآوری و دانش بنیان شهری دارای 115 شاخص است. مقوله یکپارچگی اجتماعی، 24 درصد مجموع شاخص ها را در برمی گیرد. سایر مقوله ها متشکل از حس مکانی، سرمایه اجتماع، توسعه اجتماعی-فرهنگی و رفاه انسانی به ترتیب 33، 20 درصد، 12 درصد و 11 درصد مجموع شاخص ها را شامل می شوند.
ارزیابی اثرات اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، و فیزیکی-کالبدی شهرک های صنعتی بر نواحی روستایی پیرامون؛ مطالعه موردی: بخش مرکزی شهرستان بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
167 - 182
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی آثار استقرار شهرک های صنعتی بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و فیزیکی- کالبدی حیات در نواحی روستایی پیرامون این شهرک ها صورت پذیرفت. جامعه آماری تحقیق، سرپرستان خانوار حوزه نزدیک و حوزه دور از شهرک های صنعتی در بخش مرکزی شهرستان بویراحمد – شهرک صنعتی یاسوج 3- بود (1413N=). با توجه به جدول نمونه گیری بارتلت، تعداد 299 نفر از سرپرستان خانوار به شیوه طبقه بندی تصادفی با انتساب متناسب موردمطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان دانشگاهی تائید شد. پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ بین 62/0 تا 71/0 و قابل قبول ارزیابی شد. تحلیل داده ها، با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS21 صورت پذیرفت. بر اساس یافته ها حس مکان و امنیت اقتصادی-اجتماعی در منطقه، انگیزه و آرامش در منطقه، و فرهنگی-رفاهی مجموعاً 45/50 درصد واریانس کل اثرات اجتماعی؛ وضعیت کشاورزی، اشتغال و درآمد، وضعیت سرمایه و فقر مجموعاً 91/52 درصد واریانس کل اثرات اقتصادی؛ تراکم و تنوع انواع گونه ها، کمیت و کیفیت آب، کیفیت محیط، و سلامت درمجموع 44/52 کل اثرات محیط زیستی و فشار بر منابع محلی، ساماندهی معابر، کیفیت راه ارتباطی، و دسترسی به امکانات مجموعاً 14/51 درصد از واریانس کل اثرات کالبدی استقرار شهرک های صنعتی یاسوج بر نواحی روستایی حوزه نزدیک را تبیین نمودند. مقایسه ضرایب اختلاف شاخص توسعه نشان داد استقرار شهرک صنعتی بیشترین اثر را به ترتیب در شاخص های محیط زیستی و فیزیکی- کالبدی، و کم ترین اثر را بر شاخص اجتماعی داشته است.
تحلیل گروه های زمانی حاکم بر تغییرات زمانی-مکانی بارش سالانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به تحلیل گروه های زمانی بارش60 ساله ایران با استفاده ازتحلیل روند و همسازها پرداخته شد. دراین راستا از داده های ECMWF- ERA5 با تفکیک مکانی 25/0* 25/0 برای بازه زمانی 2022-1963بهره گرفته شد. ابتدا میانگین و ضریب تغییرات بارش 60 ساله کشور بررسی و سپس با برازش مدل رگرسیون خطی به روش پارامتری، روند بارش وارسی شد. در نهایت با استفاده از تحلیل طیفی، همسازهای مربوط به بارش سالانه استخراج گردید. با توجه به نتایج پژوهش، گستره روند منفی معنادار بارش طی دوره آماری وسیع تراز گستره روند مثبت معنادار بوده است. روند منفی بارش عموماً منطبق بر نواحی شمالغرب، شمال و شرق محدوده مطالعاتی و روند مثبت معنادار منطبق بر زاگرس مرتفع است. خروجی حاصل از تحلیل طیفی که در مطالعات دیگر مشهود نبود گویای نقش کمرنگ همسازهای معنادار درنواحی شمالی ساحلی کشور است. همچنین نیمه جنوبی کشور عمدتاً تحت تاثیر چرخه های 7-2 ساله و نواحی غربی عموماً تحت سیطره سیکل های درازمدت 20-7 ساله است. براین اساس الگوهای مربوط به این چرخه ها را می توان به عوامل محلی، سیستم های کلان مقیاس جوی، همسایگان و گاهی ترکیب تمام عوامل که سبب تنوع چرخه ها در یک مکان شده است، نسبت داد.
مدل سازی تبخیر روزانه در ایستگاه سد زاینده رود با استفاده از مدل های هوش مصنوعی و سری زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبخیر از تشت به عنوان یک پارامتر کاربردی در زمینه های مختلف، مانند برآورد هدر رفت آب از دریاچه ها و مخازن سدها و همچنین برآورد نیاز آبی گیاهان به ویژه در مناطقی که اطلاعات لایسیمتری وجود ندارد، کاربرد دارد. مدل سازی این پارامتر می تواند در زمینه بازسازی داده های گم شده و برنامه ریزی های درازمدت منابع آب و توسعه کشاورزی کارساز باشد. در این پژوهش با به کارگیری یک مدل هوش مصنوعی (برنامه ریزی بیان ژن) و دو مدل سری زمانی (فوریه و آریما)، تبخیر از تشت در ایستگاه سد زاینده رود در دوره زمانی 1344 تا 1396 (53 سال) مدل سازی شد. سری زمانی داده های تبخیر از تشت در مقیاس روزانه برای ماه های گرم سال (خرداد، تیر، مرداد، شهریور و مهر)، به عنوان ورودی مدل های فوریه و آریما و 4 الگوی مختلف شامل استفاده از داده های روزانه تبخیر 1 ماه قبل، 2 ماه قبل، 3 ماه قبل و 4 ماه قبل، به عنوان ورودی مدل برنامه ریزی بیان ژن استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل برنامه ریزی بیان ژن تنها در ماه مهر نتایج قابل قبولی دارد و برای ماه های دیگر نتایج از نظر شاخص های آماری قابل قبول نمی باشد. میزان خطای برآود تبخیر روزانه در ماه مهر 38/0 میلی متر بر روز (معادل 7/2 درصد) بدست آمد. این میزان خطا بر اساس ضریب تبیین 84/0 و ضریب نش- ساتکلیف (ضریب کارایی مدل) 83/0، قابل قبول ارزیابی شد. بر خلاف مدل برنامه نویسی بیان ژن، مدل فوریه در تمام ماه های مورد مطالعه نتایج قابل قبول ارائه داد. مقادیر خطای برآورد تبخیر روزانه در این روش بین 02/1 تا 7/0 میلی متر بر روز به دست آمد که معادل 2/5 تا 8/8 درصد است. مقایسه نتایج دو مدل فوق با نتایج مدل آریما نیز نشان داد مقادیر خطای مدل آریما در تمام ماه ها بیشتر (4/9 تا 6/19 درصد) از مدل های فوریه و برنامه ریزی بیان ژن است. بنابراین بهترین مدل برای برآورد تبخیر روزانه از تشت، در ماه مهر مدل برنامه ریزی بیان ژن و در بقیه ماه ها مدل فوریه می باشد. ارزیابی دقت و توانایی برآورد داده های حدی تبخیر روزانه نیز نشان داد، مدل فوریه در تخمین داده های حدی، دارای توانایی بالاتری نسبت به دو مدل دیگر است. بنابراین می توان این مدل را جهت برآورد تبخیر روزانه در ایستگاه سد زاینده رود و همچنین بازسازی داده های گم شده توصیه نمود.
پیش نگری تغییر در تاریخ آخرین سرمازدگی بهاره و تعداد روزهای سرمازدگی در ایستگاه های پسته خیز استان کرمان با استفاده از برونداد مدل های اقلیمی 6CMIP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه از خروجی مدل های اقلیمی CMIP6 برای پیش نگری تغییر در تاریخ آخرین سرمازدگی بهاره و تعداد روزهای سرمازدگی در طول فصل رشد پسته استفاده شد. به این منظور ابتدا 5 مدل اقلیمی شامل BCC-CSM2-MR، CNRM-CM6-1، CMCC-CM2-SR5،GFDL-ESM4 و MRI-ESM2-0 انتخاب شده و داده های دمای حداقل این مدل ها با مقادیر مشاهداتی در 6 ایستگاه انار، کرمان، رفسنجان، شهربابک، سیرجان و زرند در مناطق پسته خیز کرمان و برای دوره پایه (1990-2014) مقایسه گردید. معیارهای خطاسنجی نشان داد که از بین مدل های اقلیمی مدل CNRM-CM6-1 در ایستگاه های انار (r=0.74، ME=-0.89)، کرمان (r=0.73، ME=-1.19)، رفسنجان (r=0.81، ME=-1.88)، سیرجان (r=0.75، ME=-0.43) و زرند (r=0.74، ME=-2.71) و مدل GFDL-ESM4 در ایستگاه شهربابک (r=0.75، ME=1.42) بهتر از بقیه مدل ها دمای حداقل را تخمین می زنند. پس از تعیین بهترین مدل برای هر ایستگاه، از خروجی آن برای تعیین تعداد روزهای سرمازدگی و آخرین سرمازدگی بهاره (بر مبنای آستانه 4 درجه) در دوره پایه و آینده (نزدیک (2026-2050)، میانی (2051-2075) و دور (2076-2100)) و برای 4 سناریوی SSP1-2.6، SSP2-4.5، SSP3-7.0 و SSP5-8.5 و ارزیابی تغییرات رخ داده استفاده شد. نتایج نشان داد که آخرین سرمازدگی بهاره در دوره های آینده نسبت به دوره پایه زودتر اتفاق خواهد افتاد و تعداد روزهای سرمازدگی نیز کاهش خواهد یافت. بر اساس آزمون مقایسه میانگین، تغییر در تاریخ وقوع آخرین سرمازدگی بهاره در تمام ایستگاه ها در دوره های آینده میانی و دور و در سناریوهای SSP3-7.0 و SSP5-8.5 از نظر آماری معنی دار است (P_value<0.05). تغییر در تعداد روزهای سرمازدگی نیز در تمام ایستگاه ها و تمام سناریوها معنی دار است. بر این اساس باید اثرات این تغییرات بر مراحل فنولوژی پسته را در ارائه برنامه های مدیریتی مورد توجه قرار داد.