فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۴۱ تا ۲٬۶۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
19 - 36
حوزههای تخصصی:
خشک سالی در چند سال اخیر بر تمام مناطق مختلف جهان مخصوصاً مناطق روستایی اثرات مضاعفی گذاشته است به همین دلیل ادراک افراد از این واقعه بسیار متفاوت است. ادراک قوی ترین پیش بینی کننده درک خطر کشاورزان از تغییرات آب وهوایی است. بنابراین، ادراک کشاورزان از خشک سالی می تواند گامی حیاتی در زمینه افزایش سازگاری آنان باشد. هدف کلی این تحقیق کیفی که به روش پدیدارشناسی انجام شد بررسی ادراک کشاورزان از همزیستی با خشک سالی (تعاریف، تجارب، خاطرات و انتظارات) بود. جامعه موردمطالعه را کشاورزان شهرستان باوی تشکیل دادند. افراد مطلع از طریق روش گلوله برفی یا ارجاع زنجیره ای شناسایی شدند که در نهایت بعد از 25 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. داده های این تحقیق با روش مصاحبه عمیق و مشاهده مستقیم جمع آوری گردید و در کنار این دو روش از تهیه عکس و استفاده از اسناد کتابخانه ای نیز استفاده شد. داده ها بر اساس الگوی کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بر پایه نتایج، کشاورزان موردمطالعه درک، تعاریف، تجارب، خطرات و انتظارات متفاوتی از خشک سالی را ذکر کرده اند. به نحوی که پس از جمع آوری مفاهیم، مقوله های استخراجی موردبحث قرار گرفت که در نهایت برای بخش تجارب (6 کد)، تعاریف (3 کد) و خاطرات (5 کد) و انتظارات (3 کد) استخراج شد. به طورکلی نتایج این پژوهش می تواند بینش های جدیدی را برای سیاست گذاران این حوزه فراهم کند تا بتوانند برنامه اصولی برای پایدارسازی جوامع محلی در شرایط خشک سالی را فراهم کنند.
The Strategic Role of Intermediate Cities in Regional Development: A Case Study of Bonab(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
On the economic front, quantitative models reveal that Bonab is uniquely positioned among the province’s mediate cities, as it possesses fundamental conditions in both the service and agricultural sectors. In contrast, other cities in the region maintain a robust agricultural base but fall short in industrial and service dimensions. Given these strengths, Bonab holds substantial promise to evolve into a central hub for service and agricultural activities, particularly benefiting the southern areas of East Azerbaijan province.
مروری نظام مند بر کاربرد کلان داده ها در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت فنّاوری و افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی و اینترنت، حجم تولید داده ها افزایش چشمگیری داشته و بهره گیری از مفهوم «کلان داده ها» نیز به تبع آن، به طور فزاینده ای در پژوهش های علمی مختلف به چشم می خورد؛ اما سازمان دهی و تحلیل ادبیات موجود با محوریت بهره گیری از کلان داده ها در حوزه گردشگری برای شناسایی وضعیت تحقیقات صورت گرفته در این عرصه، خود مسئله ای است که هدف این مطالعه است؛ ازاین رو این پژوهش به بررسی میزان بهره گیری از کلان داده در تحقیقات گردشگری منتشر شده از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۲، به شناسایی شکاف های پژوهشی و فرصت های پیشرفت های آتی پرداخته است. ازآنجاکه این پژوهش در پی ارائه تصویری کلی از کارهای انجام شده در مقالات منتشر شده در حوزه گردشگری است، از روش مطالعه نگاشت نظام مند استفاده شده است. مقاله ها براساس این ویژگی ها بررسی شدند: موضوع تحقیق، توصیف مفهومی و نظری، منابع داده، نوع داده و اندازه، روش های جمع آوری داده ها، روش های تجزیه وتحلیل داده ها و گزارش و تجسم داده ها. یافته های این مطالعه حاکی از افزایش تحقیقات انجام شده در حوزه مدیریت مهمان نوازی و گردشگری با استفاده از روش های تحلیلی برای کلان داده هاست. بااین حال، این حوزه پژوهشی از نظر دامنه نسبتاً پراکنده و در روش شناسی محدود است و شکاف های متعددی را نشان می دهد. نتیجه دیگر آن که پژوهش های گردآوری شده نشان می دهند هنوز از پتانسیل کلان داده ها به طور کامل استفاده نشده و فرصت های زیادی پیش روی صنعت گردشگری از بعد پژوهشی وجود دارد. همچنین آشنانبودن کامل پژوهشگران این حوزه با ابزارهای تحلیل و تصمیم گیری داده محور چالشی است که در این پژوهش نمایان شده است.
بررسی عوامل اجتماعی موثر بر توسعه ورزش قهرمانی استان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل اجتماعی موثر بر توسعه ورزش قهرمانی استان سمنان می باشد. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی است.رویکرد روش شناختی به موضوع کمی و روش پیمایش است. معلمان ورزش، کارشناسان ورزشی (دارای مدرک ورزشی)، پیشکسوتان ورزشی (با سابقه قهرمانی ملی و بین المللی) و روسای هیات های ورزشی استان سمنان به عنوان جامعه آماری پژوهش در نظر گرفته شده اند. برای محاسبه حجم نمونه نیز از جدول مورگان استفاده شد که نمونه آماری 212 نفر به دست آمد. با استفاده از ادبیات و پیشینه تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته آماده گردید. جهت تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه و صحت و سقم سوالات، پرسشنامه در بین 15 نفر از خبرگان و متخصصین مدیریت ورزشی (اساتید دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و نیز دانشجویان مقطع دکترا) توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل دادها برای خلاصه کردن و طبقه بندی داده های خام از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد بین عامل رسانه با توسعه ورزش قهرمانی رابطه مثبت معناداری وجود داشته و این عامل بر توسعه ورزش قهرمانی در استان سمنان موثر است. بین عامل کیفیت زندگی با توسعه ورزش قهرمانی رابطه مثبت معناداری وجود داشته و این عامل بر توسعه ورزش قهرمانی در استان سمنان موثر است. بین عامل تاب آوری اجتماعی با توسعه ورزش قهرمانی رابطه مثبت معناداری وجود داشته و این عامل نیز بر توسعه ورزش قهرمانی در استان سمنان موثر است. با توجه به نتایج محدودیت های اجرایی و عدم همکاری برخی از نمونه های تحقیق و بی توجهی آنها نسبت به تکمیل پرسشنامه را میتوان ب عنوان سختی کار در نظر گرفت.
بررسی بازتاب تصور دانش آموزان دوره ابتدایی از آلودگی شیمیاییِ منابع آبی در نقاشی (مورد مطالعه: بندر کیاشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم علمی با مقوله حفاظت از محیط زیست ارتباط تنگاتنگ دارند. محلول شیمیایی و مفاهیم وابسته به آن از موضوعات پرتکرار در حوزه محیط زیست است. ازجمله اساسی ترین فعالیت هایی که در اغلب کشورهای دنیا در راستای مدیریت پسماند و پساب ها انجام می شود، آگاه و حساس کردن انسان ها از اوان کودکی است. هدف مطالعه حاضر بررسی میزان تصور دانش آموزان مقطع ابتدایی به مفهوم محلول شیمیایی، برای تغییر رفتارهای مخرب نسبت به منابع آبی می باشد. طرح پژوهشی حاضر از نوع ترکیبی می باشد. روش پژوهش نیز تحلیل محتوا از نوع تجمعی است. جامعه آماری، مجموعه نقاشی های کودکان مقطع ابتداییِ منطقه بندرکیاشهر است که تعداد 154 نمونه از نقاشی های دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب شد و مفاهیم مربوطه در نقاشی ها به شیوه توصیفی - تفسیری تجزیه وتحلیل گردید. ابزار جمع آوری داده ها، فیش برداری از مطالب و منابع مرتبط و نیز انتخاب مفاهیم موردنیاز از تعاریف مرتبط با موضوع محلول شیمیایی در متون علمی معتبر می باشد. سؤال اساسی پژوهش حاضر این بود که با توجه به مفاهیمِ نقاشی دانش آموزان، درک و شناخت آنان از مفاهیم زیست محیطیِ وابسته به محلول شیمیایی چگونه است؟ بر طبق یافته های این پژوهش، کمترین توجه و درک کودکان به مؤلفه های زیست محیطیِ مبحث محلول، شامل: احتیاط در برخورد با محلول های آسیب رسان، عدم تماس با محلول های ناشناس، تأثیر اندازه ذرات در حل شدن سریع تر و عدم مخلوط کردن انواع شوینده است. درنتیجه با توجه به آمادگی ذهنی و شناختی بالای کودکان برای یادگیری، نیاز مبرم به آموزش های زیست محیطیِ اثربخش در دوران کودکی وجود دارد.
آینده پژوهی وضعیت ورزش دانش آموزی شهر های استان خوزستان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به عنوان یک ضرورت در زمینه ورزش و به ویژه ورزش تربیتی در نهادهای آموزشی و ورزشی مطرح شده است. علی رغم سابقه طولانی ورزش دانش آموزی و تربیت بدنی در مدارس کشور، مدیریت ورزش دانش آموزی هنوز با مسائل و مشکلات عدیده ای روبروست و به خصوص در سطح در استان خوزستان توسعه ورزش دانش آموزی و برنامه ریزی برای آینده آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این راستا هدف پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت ورزش دانش آموزی در استان خوزستان است که به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش تحلیلی - اکتشافی است. روش شناسی: جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه، تکنیک دلفی و مطالعات اسنادی -کتابخانه ای بهره گیری شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش نشان داد از میان 15 عامل اصلی تأثیرگذار بر وضعیت ورزش دانش آموزی در استان خوزستان، 9 متغیر به عنوان کلیدی و تأثیرگذار شناخته شده اند. که این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده توسعه وضعیت ورزش دانش آموزی در استان خوزستان دارند. همچنین نتایج نشان داد ازلحاظ تأثیرگذاری مستقیم متغیرهای مانند شبکه های اجتماعی با امتیاز 860، زیرساخت ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 835 و 810 به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم واقع شده اند. از سوی دیگر متغیرهای که تأثیری غیرمستقیم بر وضعیت ورزش دانش آموزی دارند عبارت اند از شبکه های اجتماعی با امتیاز 876، زیرساخت ها و اماکن ورزشی و نگرش دانش آموزان نسبت به ورزش با کسب امتیاز 872 و 796 به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم واقع شده اند.
نقش آب در مسکن روستایی مازندران و امکان سنجی بازآفرینی کالبدی ساختارهای مدیریت منابع آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۸۵
133 - 146
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی لزوم توجه به موضوع آب در حوزه های مختلف ازجمله معماری را بیش ازپیش نمایان ساخته است. روش های مدیریت مصرف آب در اقلیم های خشک و نیمه خشک ایران مدتی است که موردتوجه جامعه علمی و اجرایی کشور قرار گرفته است، اما این ملاحظات در مناطق مرطوب به ویژه مناطق حاشیه دریای خزر در نظر گرفته نمی شود. این بی توجهی به موضوع آب در مطالعات مربوط به معماری روستایی منطقه مازندران در شرایطی است که کالبد بناهای با بیشترین تأثیر از آب شکل گرفته اند. هدف این مقاله تحلیل امکان سنجی توسعه سامانه های استحصال آب باران در مسکن روستایی استان مازندران با توجه به سازگاری در سه بعد اجتماعی، کالبدی و نهادی است.
این مقاله پژوهشی کاربردی و کمی است. داده های پژوهش در سه گروه کالبدی، اجتماعی و فنی طبقه بندی شدند. روش گردآوری فراخور هر گروه از داده ها اسنادی، مشاهده و پرسش نامه بوده است. تحلیل داده های کمی از طریق روش دلفی و آزمون کلموگروف-اسمیرنوف توسط نرم افزار SPSS.24 انجام شده است. محدوده مطالعه روستاهای استان مازندران (روستاهای پارسی، شانه تراش، دیوا، کبریاکلا، کوتنا و ورکی) است که در سه گروه «کوهستانی»، «کوهپایه ای» و «جلگه ای» تقسیم شده اند.
یافته های پژوهش نشان می دهد، میزان مشارکت در توسعه سامانه استحصال آب باران در روستاهای کوهستانی و کوهپایه ای استان نزدیک به یکدیگر است اما در روستاهای جلگه ای سازگاری اجتماعی پایین تر از متوسط ارزیابی شده است. در بعد کالبدی نیز سازگاری معماری روستایی بالاتر از متوسط است و این سازگاری در هر سه نوع روستا تقریباً به یکدیگر نزدیک هستند.
ازاین رو، ساختار کالبدی و معماری مسکن روستایی مازندران امکان توسعه سامانه های استحصال آب باران را دارا است. اما در بعد نهادی، ظرفیت های مدیریت روستایی کمتر از متوسط است و می تواند مانع توسعه سامانه های استحصال آب باران در روستاهای مازندران باشد.
ارزیابی آسی پذیری شهر سنندج در برار زلزله با استفاده از مدل تحلیل طبقه بندی درختی (CTA)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هراندازه شهرها از لحاظ کالبدی و جمعیتی گسترده تر شوند، به تبع آن بر میزان بحران ها نیز افزوده می شود. آسیب پذیری شهرها در برابر بلایای طبیعی بنا به دلایل مختلفی از جمله فقر اقتصادی و فرهنگی، عدم رعایت حریم گسل ها و آیین نامه های مربوط به زلزله افزایش یافته است. آنچه اهمیت دارد، سطح آمادگی جامعه و درجه آسیب پذیری شهر و ساکنان در معرض خطر است که در صورت برنامه ریزی مناسب و اتخاذ سیاست های اصولی می توان آسیب ها را به پایین ترین سطح کاهش داد. در این پژوهش با توجه به پتانسیل بالای سنندج از لحاظ لرزه خیزی و وجود گسل های فراوان در مجاورت و اطراف شهر، سعی بر آن است تا با شناخت عوامل مؤثر بر زلزله و ترکیب شاخص ها با استفاده از مدل تحلیل طبقه بندی درختی به درک درستی از موضوع برسیم. نتایج به دست آمده حاکی از این است که سطح وسیعی از شهر در طبقه بندی آسیب پذیری متوسط به بالا قرار دارد. 52 درصد در طبقه آسیب پذیری متوسط، 16.5 درصد آسیب پذیری بالا و 1 درصد از سطح شهر در طبقه با آسیب پذیری بسیار بالا قرار دارد که دقیقاً منطبق بر محلات حاشیه ای، قدیمی و پرتراکم است. این وضعیت ساختار مناسبی را ارائه نداده و نیازمند توجه بیشتر در طرح های توسعه آتی می باشد. واژگان کلیدی: آسیب پذیری شهری، زلزله، تحلیل طبقه بندی درختی، منحنی ROC، سنندج. [1] نویسنده مسئول: تبریز، دانشگاه تبریز، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری،
مدلسازی تصویر شهر در راستای تدوین اولویت های ارزش افزایی برند شهری (مطالعه موردی: شهر قشم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیام های مختلفی که توسط شهر ارسال می شوند و در ذهن افراد شکل می گیرند، تصویر از شهر را می سازند. آگاهی از این تصاویر ذهنی می تواند موجب برندسازی شهری موفق توسط مدیریت شهری گردد. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر مدلسازی تصویر شهر در راستای تدوین اولویت های برندسازی شهری است و بدین منظور شهر قشم را به عنوان مطالعه موردی انتخاب کرده است. در پژوهش حاضر، ابتدا 9 مولفه و 47 معیار برای تصویر شهر بر مبنای مطالعات اسنادی استخراج گردید. سپس 402 پرسشنامه به دو روش آنلاین و حضوری میان گردشگرانی با سابقه حداقل یک بار سفر به شهر قشم تکمیل گردید و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل مسیر به تجزیه وتحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که جهت مولفه «محیط و طبیعت» و پس از آن «تجارت و اقتصاد»، مهمترین مولفه های تشکیل دهنده تصویر شهر قشم هستند و جهت تقویت تصویر برند شهر قشم لازم که ارزش افزایی مولفه های «شهرسازی و معماری»، «فرهنگ»، «امکانات و زیرساخت ها»، «سبک زندگی و رفتار مردم»، «مسائل اجتماعی»، «حمل ونقل و ارتباطات»، «گذران اوقات فراغت»، «تجارت و اقتصاد» و «محیط و طبیعت» به ترتیب در اولویت قرار گیرند. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که هریک از مولفه های شهری با تاثیرگذاری بر «وفاداری برند»، «آگاهی برند»، «تداعی برند» و «کیفیت ادراک شده» می توانند نقش قابل توجهی در تصویر برند داشته باشند.
تدوین سناریوهای مؤثر گسترش سکونتگاه های غیر رسمی شهر اهواز با تأکید بر کاربرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
108 - 122
حوزههای تخصصی:
به دنبال روند شتابان شهری شدن و پیامدهای مختلف آن، مسکن و چند و چون آن به یکی از مسائل فراروی شهر و مدیریت شهری بدل شد. فقر و نابرابری و ناتوانی گروه هایی از اجتماع در تأمین مسکن مناسب و کاستی های نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری در ایجاد زمینه های لازم جهت برخوردار شدن این گروه ها از مسکن مناسب باعث شکل گیری سکونتگاه های غیر رسمی گردید. هدف از این پژوهش تدوین سناریوهای مؤثر گسترش سکونتگاه های غیر رسمی شهر اهواز با تأکید بر کاربرد آینده پژوهی می باشد. تحقیق حاضر از نظر نوع توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف نظری- کاربردی است. برای شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر روند وضعیت آینده سکونت گاه های غیر رسمی در شهر اهواز، از روش پویش محیطی از طریق 30 نفر از گروه متخصصان، کارشناسان و مجریان استفاده شده است. جهت شناسایی مهم ترین عوامل تأثیر گذار از نرم افزار میک مک استفاده شده است. مهم ترین پیشران های تأثیر گذار آینده پژوهی بر چشم انداز سکونتگاه های غیر رسمی در شهر اهواز با توجه به وضع موجود با استفاده از سناریوپردازی در محیط نرم افزار Micmac مورد بررسی قرار گرفته است. از میان 44 عامل منتخب توسط خبرگان و متخصصان، تعداد 16 عامل کلیدی انتخاب شدند. پس از شناسایی مهم ترین عوامل کلیدی، به منظور تعیین مهم ترین پیشران های مؤثر بر وضعیت سکونتگاه های غیر رسمی، وضعیت های مختلفی قابل تصور است که این وضعیت های احتمالی بر چشم انداز و آینده سکونتگاه های غیر رسمی در شهر اهواز بسیار حایز اهمیت است. با توجه به وسعت ماتریس و ابعاد آن به اندازه 11× 11، پردازنده سناریوهای ترکیبی را بر اساس داده های وارد شده، تحلیل و تعداد سناریوهای زیر را گزارش داده است: 1-سناریوهای قوی (محتمل): 2 سناریو 2-سناریوهای باور کردنی (با سازگاری زیاد درونی).
بررسی سرعت و جهت باد بیشینه در ایستگاه های همدیدی شرق دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
197 - 221
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت باد از دیدگاه مخاطرات و پتانسیل های آن، بررسی این موضوع موردتوجه محققان کشورهای مختلف است. استان آذربایجان شرقی در شرق دریاچه ارومیه و یکی از مناطق بادخیز کشور قرار دارد و به علت هم جواری با بستر نمکی حاصل از خشک شدن دریاچه ارومیه، در معرض مخاطرات زیست محیطی و بهداشتی است. در این تحقیق سرعت، روند تغییرات و جهت باد بیشینه 16 ایستگاه همدیدی واقع در شرق دریاچه ارومیه در دوره 1401-1394 بررسی شد. برای تعیین روند تغییرات سرعت باد از آزمون ناپارامتری من- کندال و تخمین گر شیب سن و برای بررسی جهت باد از نمودار گلباد استفاده شد. مطابق نتایج، تغییرات سرعت باد بیشینه فقط در دو ایستگاه شبستر و سهند به ترتیب با شیب 089/0+ و 070/0+ روند افزایشی معنی دار و در ایستگاه های تبریز، ملکان و مراغه به ترتیب با شیب 058/0، 037/0- و 092/0- روند کاهشی معنی دار داشت و در ایستگاه های کلیبر، میانه، جلفا، بستان آباد، بناب و سراب بدون روند بود. مطابق نمودارهای گلباد، در اکثر ایستگاه ها جهت باد غالب از سمت غرب و جنوب غربی است که این موضوع می تواند در آینده موجب افزایش بیماری های تنفسی در اثر طوفان های نمکی برخاسته از بستر خشک دریاچه ارومیه در استان های شرقی آن شود. به طورکلی علت این امر می تواند مرتبط با گرادیان فشار با توجه به توپوگرافی و وجود ارتفاعات کوه سهند در منطقه، اصطکاک سطحی با توجه به مشخصات جغرافیایی، کاربری اراضی و وجود ساختمان ها در مناطق شهری و دیگر عوامل جغرافیایی مرتبط با این مسئله باشد. فراوانی بادهای شدید در همه ایستگاه ها زیاد بوده و بیش از %50 از بادهای بیشینه در همه ایستگاه ها سرعتی بیش از m/s 11/11 دارند. اگرچه نتایج این تحقیق لزوم توجه به آسیب پذیری مناطق شرقی دریاچه ارومیه از نظر مخاطرات محیطی را نشان می دهد، ولی از دیدگاه انرژی، نشانگر پتانسیل مناسب این منطقه برای تولید انرژی بادی است.
بررسی و تحلیل مؤلفه های شکل دهنده سرزندگی شهری، مورد مطالعه: پیاده راه بوعلی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش محیط سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۵
165 - 184
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر به دنبال گسترش بی رویه شهر ها و اهمیت روز افزون اتومبیل، نقش عابر پیاده در فضا های شهری کمتر شده که این امر سبب ایجاد محیط های کسل کننده در شهر ها و کاهش سرزندگی فضا های شهری شده است. هدف از این پژوهش تحلیلی بر نقش پیاده راه بوعلی در سرزندگی شهری در شهر همدان می باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری، شهروندان 10 سال به بالا در شهر همدان که بر اساس سرشماری نفوس و مسکن 1395تعداد 653 هزار نفر است و با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. متغیر های سرزندگی شهری شامل چهار مؤلفه اجتماعی-فرهنگی، کالبدی– عملکردی، زیست محیطی و زیبایی شناختی است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار spss انجام گرفت و از آزمون فریدمن و برای بررسی روابط از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد وضعیت شاخص های سرزندگی شهری در پیاده راه مورد مطالعه مطلوب است. همچنین نتایج آزمون فریدمن و اولویت بندی شاخص ها مشخص نمود که آسایش اقلیمی بیشترین اولویت را در بررسی سرزندگی فضایی شهری در پیاده رو بوعلی شهر همدان داشته است.
توسعه شهری و ویژگی های خشک سالی هیدرولوژیک کوتاه و میان مدت در حوضه سامیان استان اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
46 - 60
حوزههای تخصصی:
خشک سالی هیدرولوژیک از عوامل متعددی تاثیر می پذیرد و برای کمی نمودن آن از شاخص SDI استتفاده می شود. هدف این پژوهش ارزیابی توسعه شهری با تصاویر ماهواره ای در فاصله سال های 1992 و 2016 و ارزیابی خشک سالی هیدرولوژیک در محدود حوزه سامیان اردبیل استفاده شده است. بررسی تصاویر ماهواره ای نشان داد که کاربری های اراضی کشاورزی و مسکونی افزایش یافته است. بررسی شاخص SDI یک ماهه در همه ایستگاه ها نشان دهنده افزایش خشک سالی در دوره های مختلف است. بیش ترین تعداد ماه های خشک مربوط به دوره آخر (1387-1396) ایستگاه سامیان است. بیش ترین افزایش تعداد ماه های خشک مربوط به ایستگاه گیلانده است که از 1 ماه در دوره اول به 66 ماه در دوره آخر رسیده است. تعداد ماه های خشک ایستگاه سامیان در دوره اول مطالعاتی (1369-1378) از 19 ماه به 80 ماه در دوره مطالعاتی آخر افزایش یافته است. بررسی شاخص SDI سه ماهه در همه ایستگاه ها به جز ایستگاه آتشگاه نشان دهنده افزایش خشک سالی هیدرولوژیک در دوره های مختلف است. بیش ترین افزایش تعداد سه ماه های خشک مربوط به ایستگاه گیلانده است که از صفر در دوره اول به 36 در دوره آخر رسیده است. به رغم افزایش مقدار بارندگی در طول دوره و وجود ماه های ترسالی اقلیمی هم چنین افزایش نسبی دمای در منطقه و با توجه به افزایش کاربری کشاورزی و مناطق مسکونی که باعث افزایش برداشت از آب های سطحی شده است، تعداد ماه های خشک در منطقه افزایش پیدا کرده است.
نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیکی شرق پیرامونی کشور با تاکید بر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۳)
107 - 122
حوزههای تخصصی:
اهمیت ژئوپلیتیکی افغانستان، عمدتا متاثر از دو پدیده مهم است، "تغییر ماهیت روابط و سیاست بین المللی و جامعه جهانی نسبت به این کشور" و "دگرگونی بنیاد ساختارهای ذهنی و سیاسی در داخل آن" از جمله این اهمیت محسوب می شوند و براساس این تغییرات همواره قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در راستای اهداف و منافع خود سعی در نقش آفرینی در منطقه ژئوپلیتیکی شرق پیرامونی جمهوری اسلامی ایران و کشور افغانستان دارند. با توجه به اهمیت تحولات افغانستان، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و کاربردی (عملی)، نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیکی شرق کشور با تاکید بر افغانستان را مورد مطالعه قرار می دهد. جامعه آماری تحقیق را کلیه کارشناسان و استادان دانشگاه و حوزه های مرتبط با ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئوکالچر تشکیل می دهند که حجم نمونه آن براساس مدل کوکران تعداد 50 نفر تعیین شد. در راستای تجزیه و تحلیل یافته ها نیز از آزمون میانگین در نَرم افزار spss استفاده گردید. نتایج نشان داد که نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیکی شرق پیرامونی خود با تاکید بر افغانستان، تابع عوامل و متغیرهای مربوطه در سه سطح داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای «جهانی» خواهد بود و بیشترین میزان این نقش آفرینی شامل عوامل فرامنطقه ای می باشد و همچنین عواملی نظیر دستاوردهای ایران در زمینه حل اختلافات هیدروپلیتیکی با کشور افغانستان، دستاوردهای ایران در زمینه احداث منطقه آزاد چابهار، دستاوردهای ایران در زمینه گسترش زبان فارسی در افغانستان و نقش آفرینی های ایران در زمینه جلوگیری از گسترش ایدئولوژی سلفی کشورهای عربی نظیر عربستان، بیشترین دستاوردها را برای ایران در شرق پیرامونی خود به همراه خواهد داشت.
تبیین بنیان های ژئوکالچر دو مدرسه علیگره و دیوبندیه در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
82 - 108
حوزههای تخصصی:
تاسیس دو مدرسه دیوبندیه و علیگره در اوتارپرادش هند متاثر از عوامل ژئوپلیتیک فرهنگی تحولات بسیاری را در منطقه برجای نهاد. مطالعه دستاوردهای علمی متفاوت این دو مدرسه؛ به همراه جریان سازی اسلامی و تاثیرگذاری بر جریان های فکری معاصر در کنار رقابت میان آنها، پرسش مهمی را برانگیخت که چه عواملی موجب شد تا در این منطقه که مورد احترام بودائیان، هندوان و مسلمانان بود، دو اندیشکده متمایز شکل بگیرد؟ پژوهش حاضر به روش تاریخی، تطبیقی- تحلیلی با رویکرد ژئوکالچر به واکاوی عوامل و علل ساخت این دو مدرسه بر اساس بنیان های ژئوپلیتیک فرهنگی پرداخت و نشان داد که در کنار تفاوت دیدگاه این دو مدرسه که ناشی از تمایزات فرهنگی و تقابلات مذهبی بود، عوامل بنیادینی چون تاثیر گسترش اسلام، حضور فعال علمای مسلمان به مثابه سازماندهندگان فضای گفتان دینی، حضور اقلیتی از بومیان به عنوان کارگزاران سنت در فضای گفتمان مذهبی، نفوذ انگلستان به عنوان بازیگران سیاسی خارج از فضای گفتمانی موثر بودند.
نقش حکمروایی خوب شهری بر درآمدهای پایدار گردشگری شهر اهواز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
514 - 533
حوزههای تخصصی:
راهبردهای مختلفی به منظور ارتقای درآمدهای پایدار شهری مطرح شده اند.یکی از راهبردهای مناسب جکمروایی خوب شهری، توسعه گردشگری پایدار به منظور دستیابی به درآمدهای پایدار شهری است.گردشگری در چرخه فعالیت های اقتصادی، توسعه اشتغال، کسب درآمد ارزی و مالیاتی، تعاملات اجتماعی و فرهنگی در تمام جوامع به ویژه شهرهای بزرگ نقش موثری دارد. هدف این پژوهش، تحلیل نقش حکمروایی خوب شهری بر ارتقای درآمد پایدار شهری از طریق توسعه گردشگری در شهر اهواز است. روش پژوهش حاضر، آمیخته اکتشافی-تحلیلی و با توجه به داده و اطلاعات از نوع تحقیقات کمی-کیفی و شیوه دستیابی به داده ها به صورت اسنادی و پیمایشی است. جامعه نمونه 28 نفر از کارشناسان و متخصصان شهری و روش نمونه گیری، به صورت انتخابی و هدفمند است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه) در محیط نرم افزارspss و همچنین برای اولویت بندی مغیرهای مدنظر، از مدل تحلیل عامل و آزمون فریدمن استفاده شد ه است. یافته ها نشان می دهند که در بین شاخص های حکمروایی خوب شهری موثر بر درآمدهای پایدار شهری، شاخص جهت گیری هماهنگ(تجهیز زیرساخت ها ، امکانات و تسهیلات ویژه جهت جلب سرمایه گذاری خصوصی در گردشگری)، شاخص کارایی(اجرای سنن قدیمی و بومی و هم چنین صنایع دستی شهرها جهت جذب گردشگر و شاخص شفافیت(ایجاد بانک اطلاعات زمین ،کنترل و نظارت بر روند ساخت وساز و تغییر کاربری در اماکن گردشگری بیشترین وزن و اولویت را دارند.
تدوین استراتژی تأمین مسکن محرومان بر اساس مدل های SWOT و QSPM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با مسکن محرومین امکان دسترسی به مسکن مناسب برای هر خانوار ایرانی در حد نیاز خانوار به گونه ای که دغدغه ی مسکن فراتر از سایر عرصه های زندگی خانوار نباشد و دسترسی پایدار و ایمن به مسکن خانوار نیز تضمین گردد، مبین چشم انداز آرمانی بخش مسکن در مطالعات اسنادی، در ارتباط با گروه های محروم است. هدف از این مطالعه دستیابی به مجموعه ی راهبردها و شاکله ی عمومی برنامه های واقع نگر و اثربخش در زمینه حمایت از مسکن محرومین و اقشار کم درآمد است که ضمن تعیین حدود و نوع مداخله دولت در ارتباط با مسکن و گروه های اقتصادی مختلف، موجب برخورداری سریع تر گروه های هدف از برنامه های حمایتی گردد. این پژوهش که بر اساس مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک SWOT و مدل برنامه ریزی استراتژیک QSPM است و به بررسی یافته های مطالعات و نتایج حاصل از بررسی مصاحبه با کارشناسان حوزه جغرافیا و برنامه ریزی شهری پرداخته است. تحلیل های حاصل از SWOT نشان داد که 1- بی توجهی به عدم استفاده توامان فرایند مدیریت و بهره برداری مسکن اقشار کم درآمد مبتنی بر مشارکت نهادهای اجتماعی محلی و تشکل های غیردولتی 2- عدم شناخت لازم و یا بی توجهی به تنوع نیازهای اقشار محروم و بی توجهی به ویژگی های خاص گروه های هدف 3- عدم تعادل میان بهره مندی افراد مختلف در گروه های مختلف، در قبال برنامه های حمایتی منجر به ناکارآمدی سیاست های محرومین و بر خورداری این گروه از مسکن حمایتی گردیده است. دو محور دسته بندی گروه های هدف و سیاست های کلان اعم از «برنامه های توانمندسازی» و «جلب مشارکت با بهره بره برداری از توان محلی و ظرفیت های درونی با توسعه و تنوع بخشی به توانمندسازی»، همراه با سیاست عام تعادل بخشی در راستای افزایش ظرفیت در بخش های غیردولتی مبتنی بر مشارکت خانوار برخورداری سریع تر خانوارها از برنامه های حمایتی مسکن و مشارکت همه ذینفعان در برنامه ریزی را فراهم می آورد. واژگان کلیدی: برنامه های توسعه، مسکن محرومین، گروه های هدف، تحلیل SWOT، مدل .QSPM [1] . نویسنده مسئول: pakparvar_mohsen@yahoo.com
Sustainable Tourism Development Strategy for Cold Desert Landscape: Case of Mountainous Village, Nako(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: Carrying capacity assessment is an important component of maintaining sustainability in the tourism sector. All the concerns in tourism are linked to the number of tourists that visit a particular spot. The study area has beautiful landscapes in the cold desert ecosystem as well as Buddhist distinctiveness, which attracts mass tourism. Nowadays, tourism development has introduced concerns about sustainability and establishing standards for tourist destination capabilities.Objectives: The present study aims to analyze the following objectives: 1) To assess the physical carrying capacity (PCC), real carrying capacity (RCC), and effective carrying capacity (ECC) of selected tourist spots in Nako village and 2) To calculate the parking capacity of the monastery.Methodology: The methods specified in the International Union of Conservation of Nature and Natural Resources (IUCN) were used to measure the carrying capacities of particular tourist destinations in Nako. Three-level techniques were applied to assess the physical (28161 persons), real (4162 persons), and effective (2968 persons) carrying capacities.Results: Results indicate that ECC is the most suitable for the estimation, and the current situation of tourism is underexploited in the study area.Conclusion: There are very small to large types of systems found in Nako, and these systems also support different types of activities. Tourism is a highly practiced activity, and it has environmental, social, cultural, and economic impacts. They are dependent on different parameters and also vary with the changing nature of the interaction. It is found that the present status of tourism activity in the study area is highly underexploited vis-a-vis it carrying capacity.
بررسی تأثیر زبان شعر آزاد بر غزل امروز و ابعاد جغرافیای ادبی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل یکی از محبوب ترین قالب های شعر فارسی است که به سبب قابلیت های منحصر به فردش از آغاز پیدایش خود تاکنون در شعر فارسی حضوری مستمر داشته است. در دوران معاصر، همگام و همراه با رواج شعر نیمایی تلاش ها برای ایجاد تحول در قوالب شعر فارسی به ویژه غزل، آغاز شد. این تحولات عمدتاً به جهت پویایی قالب مذکور و هماهنگی و متناسب کردن آن با تحولات جامعه صورت گرفته است. زمانی که شعر نیمایی در جامعه ادبی ایران رواج یافت و نیز با تکیه بر تحولات وسیعی که نیما و شاگردانش در عناصر مختلف غزل ایجاد کردند شاعران نوگرای معاصر با تلفیق غزل سنتی و شعر آزاد شعری را پدید آوردند که غزل نو نامیده شد. شعر نو در همه اشکالش بر زبان، بیان، اندیشه، بلاغت و زیبایی شناسی غزل اثر گذاشته و قصد این پژوهش بررسی تاثیر زبان شعر آزاد بر غزل امروز است. این تاثیرپذیری در حوزه «زبان» در شعر شاخص ترین شعرای جریان غزل نو شامل حسین منزوی، منوچهر نیستانی، سیمین بهبهانی، محمدعلی بهمنی و محمدسعید میرزایی با روش توصیفی - تحلیلی تبیین شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که شاعران این جریان با تکیه بر ظرفیت ها و پشنوانه غنی قالب غزل و نیز تعامل مثبت با جریان های نوی شعر معاصر به ویژه شعر آزاد، هر کدام به گونه ای از تکنیک ها و قابلیت های شعر آزاد در غزل خود بهره برده اند. ورود واژگان تازه، معمولی و محاوره ای به شعر، ترکیب های تازه، اضافه صفت بر اسم و... از جمله این تأثیرپذیری ها در حوزه زبان بوده است.
واکاوی اثرگداری پاندمی کرونا بر صنعت گردشگری در اقتصاد شهری با رویکرد محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شهر اردبیل)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
439 - 452
حوزههای تخصصی:
شهرها نیز به عنوان مراکز جذب جمعیت با مسائل و مشکلات متعدد و مختلف زیست محیطی مانند آلودگی هوا، صدا، تولید زباله، آلودگی آب ها و... روبرو هستند که این امر خود منجر به افزایش شدت فشارهای وارده بر محیط زیست و درنتیجه بروز انواع آلودگی های زیست محیطی شده است. در حالی که امروزه صنعت گردشگری، جایگاه خاصی در اقتصاد کشورها پیدا کرده است و در ارتقای ساختار اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشورها، به خصوص در کشورهای رو به توسعه، نقش فعال و مؤثری ایفا می کند. در این پژوهش حاضر با هدف تحلیل واکاوی اثرگداری پاندمی کرونا بر صنعت گردشگری دراقتصاد شهری با رویکرد محیط زیست شهری (مطالعه موردی: شهر اردبیل) می باشد. این پژوهش ازنظر نوع کاربردی و ازنظر ماهیت انجام، توصیفی – تحلیلی و برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای - میدانی و. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات و داده های spas با آزمون تی تک نمونه ای و از روش های آماری استنباطی استفاده شده است. یافته های تحقیق با استفاده از آزمون حاکی از آن است. که آزمون تی تک نمونه ای با درجه آزادی 353 و سطح معناداری در مقایسه با سطح معناداری 05/0 پایین است. و در شاخص های اقتصادی و جهت سرمایه گذاری ها ، نگرش مردم نسبت به گردشگری، زیر ساختی-کالبدی و زیست محیطی، اضطراب ناشی از پاندمی کرونا اختلاف میانگین بدست آمده است بنابراین می توان گفت واکاوی اثرگذاری پاندمی کرونا بر صنعت گردشگری دراقتصاد شهری با رویکرد محیط زسست شهری در شهر اردبیل تاثیری بسیاری داشته است.