ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۵٬۷۱۳ مورد.
۱.

طراحی و تبیین مدل پارادایمیِ هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی، مطالعه موردی: شهرستان دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ارزش بازاریابی تجربه نوآوری هم آفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
هم آفرینی شکل جدیدی از استراتژی کسب وکار است که حاصل تعامل مؤثر بین سازمان ها و مشتریانشان است. این رویکرد با اثرگذاری بر تولید خدمات گردشگری مطابق با ایده گردشگران، شرکت ها را به سوی تولید محصولات رقابتی نوآورانه هدایت می کند تا با ارائه محصولاتی سازگارتر با ترجیحات گردشگران، ریسک شکست محصولات جدید را کاهش دهند. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیینِ مدل پارادایمی هم آفرینی در صنعت گردشگری پایدار روستایی شهرستان دامغان انجام گرفته است. روش پژوهش، ماهیت اکتشافی دارد و از نظر هدف، بنیادین است. نمونه آماری، 15 نفر از کارشناسان و متخصصین حوزه گردشگری روستایی بوده است. مشارکت کنندگان این پژوهش به صورت غیر احتمالی و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تئوری داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق استفاده شده است. نتایج این پژوهش که شناسایی مقوله ها است عبارت اند از: در زمینه شرایط علی، عوامل آموزشی، عوامل ساختاری، عوامل ارتباطی؛ در زمینه پدیده اصلی، هم آفرینی گرایی؛ در رابطه با شرایط مداخله گر، رسمیت گرایی، هزینه گرایی؛ در بخش شرایط زمینه ای، برند گرایی و در رابطه با راهبرد اصلی، مقوله های بازارگرایی، نوآوری گرایی، آینده گرایی و تجزیه وتحلیل رقبا شناسایی شد. لازم به ذکر است که تاب آوری، توسعه بازار گردشگری، رضایت مندی گردشگران و توسعه پایدار گردشگری، پیامد اصلی این مدل بود. پیاده سازی فرایند هم آفرینی ارزش با گردشگران در صنعت گردشگری روستایی می تواند به بهره برداری مؤثر از ظرفیت ها و توانمندی های گردشگران به منظور دستیابی به مزیت رقابتی و پیامدهای مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی یاری رساند که نتیجه آن می تواند توسعه پایدار گردشگری باشد که مهم ترین پیامد در این پژوهش است.
۲.

بررسی و ارزیابی جزیره حرارتی شهری با استفاده از تصاویر ماهواره ای شبانه TERRA و SENTINEL 3 (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاربری اراضی شهری شاخص پوشش گیاهی کلان شهرتبریز استر پردازش تصاویر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۲
هدف از این پژوهش محاسبه جزیره حرارتی شبانه کلان شهر تبریز (UHI ) و ارتباط آن با کاربری اراضی شهری است. برای انجام این پژوهش از داده های شبانه ماهواره ترا سنجنده استر (باندهای10 الی 14) و سنتینل 3 از سنجنده SLSTR استفاده شد. تصویر سنجنده استر در محیط نرم افزار ENVI 5.3.1 و تصویر سنجنده SLSTR ماهواره سنتینل در محیط نرم افزار SNAP محاسبه و با استفاده از ARCGIS 10.8 سایر محاسبات آماری و خروجی انجام شد. در تصویر استر با کمینه دما 14/5 و بیشینه دما 91/23 درجه سانتی گراد که بیشترین دمای مناطق در این تصویر مربوط به کاربری های زمین بایر، حمل و نقل، کشاورزی، صنعتی و مسکونی و همچنین مناطق کم ارتفاع و مناطق دارای فاقد پوشش گیاهی است. بیشترین درصد مساحت مربوط به دمای بین 16/15 الی 88/17 درجه سانتی گراد حدود 75/45 درصد شهر است. مناطقی با دمای بیش از 19 درجه سانتی گراد مساحتی برابر با 451/31 کیومتر مربع یعنی 58/12 درصد را شامل می شود. در سنجنده SLSTR نیز کمینه دما 84/12 و بیشینه دما 62/21 درجه سانتی گراد است که دو سنجنده در کمینه با هم اختلاف زیادی داشتند ولی در بیشینه دما از اختلاف کمتری برخوردار بودند. در این سنجنده نیز کاربری های زمین بایر، حمل و نقل، کشاورزی، صنعتی و مسکونی بیشترین دما را دارند. در این سنجنده نیز دمای بین 29/17 الی 45/18 دارای بیشترین درصد مساحت بوده و مناطق دارای بالای 19 درجه سانتی گراد مساحتی معادل 068/17 کیلومتر مربع یعنی 82/6 درصد مساحت را شامل می شود . با توجه به نتایج استخراج شده که هر دو ماهواره دمای تقریبا مشابه و کاربری و مناطقی که دارای دمای بالایی بودند مشترک استخراج کردند می توان گفت که در استخراج جزیره حرارتی شهری (دمای شبانه) از هر دو ماهواره می توان استفاده کرد.
۳.

تحلیلی حقوقی بر اجرای تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ایران با مطالعه تطبیقی در نظام شهرسازی ترکیه

کلیدواژه‌ها: ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ها ایران ترکیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۷
تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری که در اصلاحیه سال ۱۳۹۰ به تصویب رسید، یکی از مهم ترین سازوکارهای حقوقی در تنظیم روابط میان مالکان اراضی و نهاد مدیریت شهری در فرآیند تفکیک اراضی به شمار می رود. بر اساس این تبصره، شهرداری می تواند در اراضی بیش از ۵۰۰ مترمربع که دارای سند رسمی شش دانگ هستند، به منظور تأمین سرانه های خدماتی و عمومی شهری، تا سقف ۵۰ درصد (%25 + %25) از زمین را به صورت رایگان دریافت کند یا معادل ارزش روز آن را با نظر کارشناس رسمی اخذ نماید. در ظاهر، این حکم تلاشی برای حمایت از منافع عمومی است، اما در عمل چالش های متعددی، به ویژه در تفسیر و اجرای آن از سوی شهرداری ها، مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع و همچنین رویه شهرداری ها در خصوص تفکیک های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به ویژه قانون عمران شهری، تلاش شده است تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که در ایران، شهرداری ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می کنند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت پذیر است و تفکیک های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی محسوب می شود. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل های اجرایی و شفاف سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع، و همچنین رویه شهرداری ها در خصوص تفکیک های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به ویژه قانون عمران شهری (İmar Kanunu)، تلاش شده تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که در ایران، شهرداری ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می نمایند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت پذیر است و تفکیک های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی است. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل های اجرایی و شفاف سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است
۴.

بررسی تاثیر افزایش سطح زیر کشت و رشد جمعیت بر منابع آب سطحی حوضه آبخیز سد مهاباد با استفاده از مدل WEAP(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سناریوی رشد جمعیت مدل WEAP مدیریت منابع آب حوضه سد مهاباد گسترش اراضی کشاورزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
امروزه به دلیل رشد جمعیت، ارتقای سطح بهداشت و رفاه عمومی، گسترش صنعت و رشد فعالیت های اقتصادی و کشاورزی، سرانه مصرف آب به شدت افزایش یافته است.همچنین با توجه به کمبود شدید آب و عدم توازن بین عرضه و تقاضا، مدیریت منابع آب بسیار پیچیده و با اهمیت شده است. در همین راستا مدل های مختلفی از جمله مدلWEAP به منظور شبیه سازی مدیریت یکپارچه منابع آب و ارزیابی چگونگی تخصیص منابع آبی محدود میان مصرف کنندگان مختلف توسعه یافته اند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی وضعیت منابع آبی حوضه آبخیز سد مهاباد و تاثیر سناریوهای افزایش تقاضا بر نحوه تامین نیازها می باشد. در این تحقیق پس از جمع آوری اطلاعات هواشناسی ازجمله بارش های روزانه و دمای حداقل و حداکثر روزانه، اطلاعات هیدرولوژیکی از جمله دبی های روزانه و مشخصات فیزیوگرافی حوضه فایل ورودی مدل WEAP تشکیل داده شد. داده های مقادیر حجم و تراز مشاهداتی سد مخزنی مهاباد در بازه زمانی 1371 تا 1390 و 1391 تا 1400 به ترتیب برای واسنجی و اعتبارسنجی مدل مورد استفاده قرار گرفتند. در ادامه سناریوهای بهره برداری از مخزن سد تدوین و اجرا شده و نتایج بدست آمده مورد ارزیابی قرار گرفت. سناریوهای مورد استفاده شامل سناریوی افزایش سطح زیرکشت20،10 و 30 درصدی نسبت وضعیت کنونی و سناریوی افزایش جمعیت می باشند. نتایج نشان می دهد که سد مهاباد طبق سناریو مرجع با کمبود 8/18 میلیون مترمکعب و براساس سناریوهای S1، S2، S3 و S4 به ترتیب با کمبود 30، 41، 52 و 21 میلیون متر مکعب روبه رو خواهد شد. بیشترین نیاز تأمین آب در افق 17 ساله مربوط به کاربری کشاورزی می باشد. از میان سناریوهای اجرایی، سناریو مرجع به دلیل اینکه دارای بیشترین درصد تامین آب بوده و شاخص اطمینان پذیری بالایی دارد، به عنوان سناریو برگزیده انتخاب گردید.
۵.

بررسی اثرات خشکسالی هواشناسی در خشکیدگی جنگل های بلوط محدوده استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بارش خشکسالی خشکیدگی بلوط SPI NDVI

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۳۲۶
با توجه به اهمیت جنگل ها در محیط زیست طبیعی و انسانی، اثرات خشکسالی هواشناسی در خشکیدگی جنگل های بلوط استان ایلام بررسی شد. هدف اصلی این تحقیق تعیین ارتباط خشکیدگی جنگل های زاگرس با خشکسالی های رخ داده در این منطقه است. نتایج شاخص بارش استاندارد (SPI) برای دوره های زمانی نشان داد که در سال های 2007، 2008، 2011، 2015 و 2016 بیشترین فراوانی خشکسالی رخ داده است. از داده های سنجش از دور(تصاویر MODIS) برای بررسی روند سبزینگی(NDVI) درختان طی دوره 2000-2016 استفاده گردید. روند سبزینگی (NDVI) در طول دوره با روند خشکسالی شاخص (SPI) با R2=0/9999 معنی داربود. برداشت زمینی نقاط خشکیدگی بلوط و شبیه سازی با استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست با خروجی پیکسل سایز15متری از نرم افزارGIS نشان داد سطحی معادل 17894هکتار از جنگل های منطقه از سال 2000 تا سال 2016خشکیده و تخریب شده است و با تهیه لایه خشکیدگی جنگلی بلوط و تلفیق با لایه های خروجی حاصل از پهنه بندی خشکسالی شاخص های ذکر شده بصورت بصری نشان داده شد و در سه سری زمانی 5 ساله تحلیل آماری انجام شد که نتایج این تحلیل ها از سال 2002 تا 2006 نشان داد که ضریب همبستگی بین خشکسالی هواشناسی و خشکیدگی بلوط 6/96درصد با ضریب تبیین R2=0/985 می باشد، برای سری زمانی 2007تا 2011 ضریب همبستگی بین خشکسالی هواشناسی و خشکیدگی بلوط 4/95درصد با ضریب تبیین R2=0/980 و برای سری زمانی 2012 تا 2016 ضریب همبستگی بین خشکسالی هواشناسی و خشکیدگی بلوط 8/98درصد و ضریب تبیین R2=0/995 بدست آمد که این نتایج تاثیر خشکسالی و نوسانات آن در سری های زمانی از لحاظ شدت و مدت بر خشکیدگی جنگل های بلوط منطقه نشان می دهد. طبق نتایج این تحقیق پیش بینی می شود چنانچه خشکسالی با همین روند پپش برود سالی 4/1118 هکتار از جنگل های بلوط استان ایلام خشکیده و تخریب می شود.
۶.

عوامل تأثیرگذار بر افزایش تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر زلزله (مورد مطالعه: شهرستان نیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری نواحی روستایی مخاطرات طبیعی زلزله شهرستان نیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
سکونتگاه های روستایی به دلیل قابلیت زیست بالا و برخورداری از شرایط مناسب زندگی می تواند منجر به ایجاد امید، سرزندگی و نشاط در بین ساکنان خود شوند و آسیب پذیری کم در این سکونتگاه ها که نشان دهنده شرایط سازگار است، می تواند منجر به افزایش تاب آوری روستایی گردد. در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر مخاطره زلزله عوامل متعددی دخیل هستند که عبارتند از عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، محیطی، سیاسی و قانونی، نهادی و مدیریتی و غیره. لذا، هدف از این پژوهش تحلیل عوامل مؤثر در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های روستایی شهرستان نیر در برابر زلزله است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و برای جمع آوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی استفاده گردید. قلمرو مکانی تحقیق روستاهای شهرستان نیز از توابع استان اردبیل می باشد که با استفاده از 4 فاکتور، 1) تعداد جمعیت و خانوار، 2) فاصله از گسل اصلی فعال، 3) طبقه بندی ارتفاعی و 4) توزیع جغرافیایی، تعداد 30 روستا برای انجام تحقیق انتخاب شدند. روستاهای نمونه مجموعاً دارای 1818 خانوار و 5912 نفر جمعیت می باشند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 368 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی تک نمونه ای، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، عامل های زیرساختی، اقتصادی، سیاسی و قانونی به ترتیب به عنوان مهمترین عوامل مؤثر در ارتقای میزان تاب آوری روستاییان در برابر سانحه زلزله در شهرستان نیز شناخته شدند، در این میان عامل نهادی و مدیریتی با تأثیر کلی 517/0- کمترین نقش را در افزایش تاب آوری سکونتگاه هایی روستایی در برابر زلزله داشته است.
۷.

پایش و پهنه بندی تغییرات بلندمدت شاخص طوفان گرد و غبار نیمه شرقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پهنه بندی گردوغبار DSI نیمه شرقی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
تغییرات اقلیمی یکی از عوامل مهمی است که سبب افزایش خطر فرسایش بادی و طوفان های گردوغبار می شود؛ به ویژه وقوع رخدادهای شدید و حرکت به سمت اقلیم خشک تر، این امر را تشدید می نماید. در این پژوهش به منظور مطالعه فراوانی و شدت پدیده گردوغبار در نیمه شرقی ایران از شاخص طوفان گردوغبار (DSI) بین سال های 2002 تا 2023 استفاده شد. بر اساس DSI نمایه هایی از فراوانی و شدت طوفان گردوغبار در منطقه موردمطالعه بر اساس روش ها ی درون یابی زمین آماری عکس مجذور فاصله با تفکیک مکانی یک دریک کیلومتر محاسبه شده است. به طورکلی سری زمانی شاخص طوفان گردوغبار طی دوره آماری 2002 تا 2023 نشان دهنده روند افزایشی معنی داری در دو استان خراسان رضوی و خراسان شمالی است. در استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی شاهد تغییرات نامنظم تر و فاقد روند معنی دار هستیم. ایستگاه های زابل و سرخس بیشترین مقدار شاخص طوفان گردوغبار را دارا هستند. نتایج به دست آمده نشان داد که تغییرات میانگین ماهانه DSI در ۸ ماه اول سال میلادی (ژانویه تا اوت) به طورکلی افزایشی است و در ماه های بعد تا ماه دسامبر مقدار DSI کاهشی است. ازنظر توزیع جغرافیایی DSI در نیمه شرقی و جنوب شرقی مقادیر بالاتری را نشان می دهد و در نواحی شمال شرقی دارای حداقل مقدار است. بررسی روند تغییرات این شاخص در شرق، شمال شرق و جنوب شرق کشور مشخص نمود علاوه بر قسمت های جنوب شرقی کشور، در سال های اخیر بخش های شرقی استان خراسان رضوی نیز درگیر این پدیده شده است. با مطالعه دو رخداد گردوغبار مشاهده شد که شکل گیری مراکز کم فشار در جنوب غربی افغانستان، شمال غربی پاکستان و شرق ایران هم زمان با استقرار مراکز پرفشار در شمال افغانستان و شمال شرقی ایران سبب شکل گیری شیو فشاری و ایجاد بادهای نسبتاً شدید سطحی شده و چشمه های گردوغبار داخلی و فرامرزی را در محدوده موردمطالعه تقویت کرده و گسیل و انتقال گردوغبار را به نیمه شرقی ایران به همراه دارد.
۸.

ارزیابی مولفه های هیدروژئومورفومتری حوضه ی آبریز بسطام با تأکید بر سیل خیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مدیریت حوضه آبخیز پارامترهای قابل اندازه گیری هیدروژئومورفومتری حوضه بسطام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۱
مسائل حوضه های آبریز و منابع آب آنها، برنامه ریزی جامع و مدیریت یکپارچه را در این سیستم باز طبیعی می طلبد که ضروری است در اولویت طرح های ملی و منطقه ای جهت نیل به اهداف توسعه پایدار، مدیریت ریسک و بحران سیل و رفع مسائل کم آبی قرار گیرد. هدف از این پژوهش ارزیابی و تحلیل سیستماتیک مولفه های هیدروژئومورفومتری حوضه آبخیز بسطام، برای شناخت مسائل محیطی، سیل خیزی و فرسایش است. در این رأستا پارامترهای توزیع ارتفاعی، ارتفاع متوسط، منحنی های آلتی متری و هیپسومتری، شیب، جهت شیب، رتبه بندی آبراهه، نسبت انشعاب، تراکم زهکشی، حریم آبراهه، طول آبراهه اصلی، زمان تمرکز، محیط، مساحت، شکل حوضه، ضریب گراویلیوس و مستطیل معادل مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد حوضه مطالعاتی با ارتفاع متوسط 341/2085 متر و شیب متوسط 788/21 درصد، یک حوضه بالغ و نسبتاً هموار بوده و دامنه های بالادست آن در ارتفاعات بیش از 2100 متر به علت جوانی ناهمواری ها در معرض فرشایش کاوشی قرار دارد. حداکثر گستردگی وسعت حوضه با 53/24 درصد متعلق به دامنه های روبه جنوب شرق است. شکل حوضه شبیه مستطیل با طول 842/91 و عرض 175/19 کیلومتر است که قابلیت سیل خیزی متوسط تا اندک دارد. مولفه های نسبت انشعاب 528/3، تراکم زهکشی 2985/0 و ضریب فشردگی 09352/0 نشان از سیل خیزی اندک تا متوسط این حوضه دارد. زمان تمرکز آن نیز در آبراهه اصلی با طول 675/62 کیلومتر برابر با 066/6 ساعت است که حداکثر سیلاب را با بارش های 6 ساعته دارد. در صورتی که حوضه مزبور دارای بیلان آبی مثبت باشد مکان مناسبی برای احداث تاسیسات هیدرولوژیکی و ذخیره آب در بالادست محسوب می شود.
۹.

بررسی اثرات توسعه ژئوتوریسم بر ژئومورفوسایت های شهرستان بوشهر با استفاده از مدل ام گام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ژئوتوریسم بوشهر ژئوسایت M-GAM

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۵
Geotourism, as a type of sustainable tourism, has positive economic and environmental impacts. This study uses the M-GAM model to examine five geosites in Bushehr, including the scenic palm groves, the beautiful Jafrah pier, the large TV Park, the transparent and shell beach, and the salty Jashak Mountain. Using 30 questionnaires distributed to tourists and local experts, the necessary information was collected and statistical analyses were performed using ARC GIS, Excel, SPSS.26, and PLS software. The results showed that tourism values ​​have the highest score (0.925) and scientific-educational values ​​have the lowest score (0.420). The beautiful Jafrah pier has the highest score in the field of natural and man-made values, and the scenic palm groves have the highest score in other functional values. This study emphasizes strengthening tourism infrastructure and improving services in this region to maximize the high potential of geosites for tourism development. Finally, it is suggested that the protection of geosites be considered as a serious priority to strike a balance between development and environmental protection. منابع و مأخذ: 1- ابراهیم پور ، ح.، نعمتی ، و.، نظافت تکله ، ب. ( 1401). بررسی توانمندی های ژئوتوریستی استان اردبیل با استفاده از مدل کوبالیکوا و مدل فیولت: مطالعه موردی نیر ، نمین ، سرعین. جغرافیا و روابط انسانی ، 5(3): 161-144. 2- اصغری، ص.، خوشخو، پ.، معدنی، ج.(1402). ارزیابی توان ژئوتوریستی ژئوسایت های حوضه بابل رود با استفاده از مدل M GAM.جغرافیای فضای گردشگری،48 (12): 118-95. 3- تهمک, ر.، یمانی, م.، مقصودی, م (2022). پتانسیل سنجی توسعه ژئوتوریسم در مناطق پیرامونی شهرهای مناطق خشک (مطالعه موردی : شهر جدید ایوانکی). پژوهش های جغرافیای انسانی, 54(2):763-753. 4- سعادتی فر، ر.، زنگنه اسدی، م.، گلی مختاری، ل ( 1400). اهمیت زمین گردشگری و پیشنهادی برای ژئوپارک: یک اولویت در اقتصاد منطقه شمال غرب نیشابور-خراسان رضوی.دو فصالنامه توسعه پایدار محیط جغرافیایی ،3(4):72-582. 5- سلیمانی, خ.، عامریون، م.، سلیمانی، ز.(2023). آموزش برای توسعه گردشگری پایدار با تأکید بر آموزش مجازی. جغرافیا و روابط انسانی, 5(3): 52-44. 6- عابدینی، م.، نظری گزیگ، ز.(1403). تجزیه و تحلیل میزان فرونشست زمین و اثرات آن بر ژئو مورفوسایت ها ی گردشگری شهر توریستی شاندیز خراسان رضوی. پژوهش های ژئومورفولوژی کمی. 12(4): 192-171. 7- عابدینی ، م.، رنجبری، ا.(1395). ژئوتوریسم آذربایجان شرقی، انتشارات نگین سبلان،297 صفحه. 8- عابدینی، م.، همتی، ط.، نظافت
۱۰.

معماری خانه پس از پاندمی؛ مفهوم «فضامرز» کشف ساکنین برای در خانه مانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضامرز مرزبندی مرز بازی فضای بی نام در خانه مانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: دوران پاندمی کووید-19 تحولات بنیادینی در الگوهای سکونت ایجاد کرد و خانه ها را به فضایی ترکیبی برای فعالیت هایی نظیر کار، آموزش، تفریح و مراقبت بهداشتی تبدیل نمود. این پژوهش با هدف بازاندیشی در معماری خانه پس از پاندمی، به شناسایی قابلیت محوری برای در خانه ماندن و ترسیم مدل نظری سازگاری سکونتی پرداخته است. روش تحقیق: داده های پژوهش از تحلیل ۱۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته، ۸۴ سند معماری و ۱۳۲ منبع پژوهشی گردآوری شده و با استفاده از نظریه داده بنیاد در سه مرحله کدگذاری، تحلیل گردیده است. یافته ها: در مدل نظری تحقیق که بر اساس پارادایم علیت ترسیم شده، عوامل ساختاری سازگاری سکونتی شناسایی شدند. ساکنان برای پاسخ به شرایط بحرانی، اقدام به بازآرایی اجزای فضایی و تغییر روابط میان آن ها نمودند. این بازآرایی از طریق جایگزینی کارکردهای شهری در خانه و افزایش حساسیت به جزئیات فضا رخ داد. روابط میان فضاها با مرز-بندی مجدد یا گشودگی مرزها تغییر یافت. نتیجه این کنش ها، ظهور فضاهای جدیدی به نام «فضامرز» بود؛ فضاهایی بدون برچسب کاربری مشخص که بیشترین انعطاف را برای پاسخ گویی به نیازهای نوظهور داشتند. این فضاها، مشابه ریزفضاهای خانه های سنتی ایرانی اند که از پیش فاقد نام گذاری عملکردی بودند و شاید همین ویژگی باعث راحتی در خانه ماندن می شده است. نتیجه گیری: خانه پساپاندمی که با حضور فضامرزها می تواند «خانه مرزی» نام گیرد، واجد تمایزهای اجتماعی-فضایی جدیدی چون افزایش عاملیت ساکن، سیالیت، تاب آوری و ارتباط با طبیعت است. از منظر موضع شناسی، خانه دارای حوزه های عملکردی سیال تر و از منظر ریخت شناسی، متخلخل تر است. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای دستیابی به الگوی معماری خانه ای مناسب ماندن، لازم است فضاهای مرسوم به صورت هدفمند عقب نشینی کرده و فضامرزهایی میان آن ها ایجاد شوند؛ مرزهایی که امکان انتخاب در طیف میان دوگانه های فضایی را فراهم می سازند. این فرایند می تواند به شکل گیری طیف هایی از فضا، همچون تعامل تا خلوت فردی یا آلودگی تا پاکیزگی منجر شود و به افزایش انعطاف پذیری محیط در پاسخ به نیازهای سکونت در شرایط بحرانی کمک کند. در این رویکرد، فضاهای موجود همانند تماشاگران یک صحنه تئاتر، در موقعیتی معلق و منتظر قرار می گیرند تا زمان ایفای نقششان بر روی صحنه، یعنی همان فضامرز، فرا برسد.
۱۱.

تحلیلی بر علل و پیامدهای فضایی افزایش قیمت زمین و فروش آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمین روستایی افزایش قیمت زمین تغییرکاربری زمین تغییر چشم انداز روستایی دهستان آهندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
این پژوهش، با هدف بررسی علل افزایش قیمت و فروش زمین های روستایی و پیامدهای فضایی آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان انجام شد. در این پژوهش، از روش کیفی استفاده شده که داده های میدانی با مشاهده مستقیم و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان روستاها (دهیاران، اعضای شورای اسلامی روستا و افراد مطلع) گردآوری شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند، و تعداد افراد نمونه براساس رسیدن به حد اشباع نظری بوده که با توجه به ماهیت پژوهش، 18 نفر مشارکت داشته اند. تحلیل مصاحبه ها با روش تئوری زمینه ای (داده - بنیاد) انجام شده است. نتایج نشان می دهد استقبال شهرنشینان بومی و غیربومی برای داشتن خانه دوم و نیاز به زمین برای استفاده های غیرکشاورزی، مهم ترین دلایل افزایش قیمت زمین در روستاها است. هزینه بالای تولید محصولات کشاورزی و به صرفه نبودن کشاورزی، بالا بودن هزینه های زندگی، کم توجهی روستاییان به کشاورزی و حفظ اراضی روستایی و تمایل به دسترسی سریع و آسان به پول، موجب افزایش روزافزون فروش زمین های روستایی شده که این وضع پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی متعددی را در روستاها به دنبال داشته است، از جمله این پیامدها می توان به تشدید تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ ها به کاربری های مسکونی و خدماتی، مهاجرت روستاییان، تغییرات جمعیتی، تغییر در بافت اجتماعی و وضعیت اقتصادی روستاها، تغییر چشم اندازها و دوگانگی در بافت کالبدی و ناپایداری روستاهای مورد مطالعه اشاره کرد. تمایل به فروش زمین در روستاها روند اجتماعی- اقتصادی نسبتاً تازه ای است که هر سال رو به افزایش است و پیامدهای فضایی (اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی) متعددی را در روستاها سبب شده که در نهایت، پایداری منابع طبیعی و امنیت غذایی کشور را تهدید می کند. برای مدیریت کردن این پدیده، نیازمند تدوین سیاست هایی هستیم که هم از فرصت ها بهره برداری کند و هم اثرات منفی را کاهش دهد؛ از جمله مدیریت گردشگری روستایی، حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی روستاها، توجه به پایداری و حفاظت محیط زیست، ارتقاء سطح زندگی روستائیان و توسعه برنامه های آموزشی و آگاهی بخشی.
۱۲.

تحلیل نقش کارآفرینی زنان روستایی در توسعه پایدار کشاورزی با تأکید بر محصولات غذایی (مطالعه موردی: شهرستان رامهرمز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارآفرینی زنان روستایی محصولات غذایی کشاورزی کشاورزی پایدار شهرستان رامهرمز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی یکی از مؤلفه های کلیدی در توسعه پایدار کشاورزی به شمار می رود. در بسیاری از جوامع روستایی، زنان نقش اساسی در تولید و فرآوری محصولات کشاورزی دارند و می توانند به عنوان کارآفرینان در این حوزه، تأثیر چشمگیری در بهبود معیشت خانواده ها و توسعه اقتصادی روستاها داشته باشند. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارآفرینی زنان روستایی در محصولات غذایی کشاورزی بر توسعه کشاورزی پایدار در بین زنان روستایی شهرستان رامهرمز تدوین شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان کارآفرین ساکن در مناطق روستایی شهرستان رامهرمز که طی سال های اخیر در زمینه کارآفرینی محصولات غذایی کشاورزی مشغول به فعالیت بوده اند، تشکیل می دهد. بر این اساس، ۱۵۰ نفر از افراد مذکور به صورت طبقه ای تصادفی ساده انتخاب و داده های پژوهش با استفاده از ابزار تحقیق جمع آوری شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن به صورت محتوایی (صوری) و سازه ای و پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفته است. تحلیل داده ها از طریق تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شده است. یافته های این پژوهش، با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد واریانس محور، نشان داد که قابلیت های کارآفرینی زنان روستایی در تولید محصولات غذایی کشاورزی به عنوان یک متغیر کلیدی، تأثیر مثبت و معناداری بر تحقق توسعه پایدار کشاورزی دارد. این نتایج نشان می دهد که کارآفرینی زنان نه تنها در افزایش بازدهی اقتصادی بخش کشاورزی بلکه در بهبود عدالت اجتماعی و حفظ منابع طبیعی نیز نقشی بنیادین ایفا می کند.
۱۳.

واکاوی عوامل بازدارنده توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی با رویکرد فرا تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل بازدارنده کارآفرینی روستایی توسعه روستایی کسب وکار رویکرد فرا تحلیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
پژوهش حاضر باهدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه عوامل بازدارنده کارآفرینی روستایی صورت گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش فرا تحلیل و نرم افزار CMA3 تعداد 29 مطالعه داخلی و خارجی طی سال های 2010 الی 2023 که اطلاعات آنان از طریق پایگاه های علمی معتبر استخراج شد را موردبررسی قرار داد. بر اساس نتایج حاصل شده از مجموع اطلاعات 444 متغیر وارده شده به نرم افزار فرا تحلیل 67 متغیر 354 مرتبه در مقالات موردبررسی دارای درجه تکرار بوده اند. متغیرهای ضعف مالی و کمبود نقدینگی، فقدان یا کمبود آموزش های مربوط به کارآفرینی، ضعف زیرساخت های فیزیکی و زیربنایی مناسب در مناطق روستایی، عدم هماهنگی و همکاری لازم بین سازمان های متولی و پائین بودن سطح مهارت و توانمندی بیشترین درجه تکرارپذیری را داشته اند. مقدار اندازه اثر نشان داده که از 67 متغیر 95/61 درصد دارای اندازه اثر کم، 16/28 درصد دارای اندازه اثر متوسط و 89/9 درصد متغیرها دارای اندازه اثر زیاد بوده اند. متغیرهای عدم دسترسی به بازار مناسب، وجود چالش های متعدد در روستاها و ترس از شکست بیشترین اندازه اثر را به خود اختصاص داده اند. همچنین در بین عامل ها نیز عوامل زیرساختی با مقدار اندازه اثر 372/0، سیاست گذاری با 349/0، آموزشی 334/0، اجتماعی با 314/0، اقتصادی با 308/0، محیطی با 287/0، نهادی با 283/0 و فردی با 277/0 به ترتیب مهم ترین موانع کارآفرینی روستایی شناخته شدند. در نهایت بر اساس نتایج حاصل شده با رویکردی جامع موانع کارآفرینی استخراج و اولویت بندی شدند و بر اساس آن مدل موانع پیش روی کارآفرینی روستایی ترسیم شده است.
۱۴.

مقایسه تطبیقی ساختار اقتصاد دست فروشی در شهرهای مذهبی ایران و عراق (دست فروشان بازار رضا(ع) مشهد (ایران) و بازار امام صادق(ع) کربلا (عراق))(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اقتصاد غیررسمی ایران دست فروشان شهرهای زیارتی عراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه مطالعه ساختار اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی از جمله پژوهش های نوینی است که شناخت کارکردهای ساختاری آن در بدنه شهرهای مذهبی ایران و تطبیق آن با شهرهای مذهبی خارج از کشور، می تواند برنامه ریزی مدیریتی آن را نظام مند کند. پژوهش حاضر به لحاظ روش مطالعه و تطبیق شرایط اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی در دو کشور مجزا، مطالعه ای نو محسوب می شود. در واقع، نوآوری پژوهش حاضر در مطالعه ساختار اقتصاد غیررسمی دو شهر مذهبی مهم در دو کشور مجزا با روش داده بنیاد است. این پژوهش با هدف شناخت تفاوت های اقتصاد غیررسمی شهرهای مذهبی ایران و عراق، نظام ساختاری اقتصادهای معیشتی وابسته به دست فروشی در پیرامون اماکن زیارتی را تبیین کرده است. مطالعه حاضر، به بررسی تطبیقی ساختار اقتصاد غیررسمی مبتنی بر دست فروشی در پیرامون اماکن زیارتی شهر مشهد ایران (بازار امام رضا (ع) ) و شهر کربلا عراق (بازار امام صادق (ع) ) می پردازد و ویژگی های آن را تفسیر می کند. به این دلیل، بنیان سؤال پژوهش بر این مبنا نهاده شده است که اساس ساختار تطبیقی اقتصاد غیررسمی مبتنی بر دست فروشی در شهرهای مشهد و کربلا چگونه است و کدام تشابه و تفاوت های کارکردی را دارد؟ این پژوهش با تکیه بر چارچوب نظری اقتصاد غیررسمی و روش شناسی مبتنی بر پدیدارشناسی، اقتصاد غیررسمی دست فروشان شهر کربلای عراق را با دست فروشان شهر مشهد در مدل زمینه گرا مقایسه تطبیقی کرده است. مواد و روش ها مبنای روش تحقیق در پژوهش حاضر، از نوع کیفی مبتنی بر مطالعه پدیدارشناسانه تفسیری است که روش گردآوری اطلاعات به شیوه میدانی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و مشاهده محیطی (تجربه زیسته) بوده است. جامعه هدف، دست فروشان سیار مستقر در بازار و پیرامون اماکن زیارتی شهرهای مذهبی هستند که در حجم نمونه ای حدود 50 مورد (30 دست فروش در مشهد و 20 دست فروش در کربلا) به شیوه نمونه گیری در دسترس انجام گرفته است. واحد و محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، بازار امام صادق (ع) در شهر کربلا واقع در کشور عراق و بازار امام رضا(ع) در شهر مشهد کشور ایران است. ویژگی های مشترک این دو شهر در پذیرش گردشگران ایرانی (زائران) و حجم مبادله کالایی، عاملی بر انتخاب این دو شهر بوده است. با توجه به تراکم زمانی زائران در شهرهای کربلا و مشهد، مقیاس زمانی مورد مطالعه بازار امام صادق (ع) در کربلا، بهمن 1403 و بازار امام رضا (ع) در شهر مشهد تابستان 1403 بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها به شیوه زمینه ای مبتنی بر فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته و در نهایت، مقوله بندی تطبیقی شکل یافته است. روایی پژوهش حاصل، از طریق اشباع نظری بوده که با انباشت اطلاعات مشابه و نبود پاسخ جدید با تکراری شدن پاسخ ها فرایند جمع آوری منقطع، طبقه بندی و ساماندهی داده ها صورت پذیرفت. یافته ها با توجه به سطح مطالعه و محدودیت زمانی حضور در شهر کربلا در کشور عراق و شهر مشهد ایران، یافته های حاصل از گزاره ها و مقوله های استخراج شده، مشاهده و تجربه زیسته مستمر بازارهای مورد مطالعه، آنچه در تطبیق نظام دست فروشی شهرهای کربلا و مشهد حاصل می شود، این است که نظام دست فروشی در شهرهای کربلا و مشهد اقتصاد معیشتی وابسته به بنکداران بوده و بر تأمین نیازهای خانواده مبتنی است. این نسبت در شهر کربلا با توجه به ساختار سنی دست فروشان، ابعاد فردی بیشتری دارد. دست فروشان هر دو شهر (کربلا و مشهد) عمدتاً از طبقه پایین جامعه و ساکن در مناطق حاشیه ای و کم برخوردار شهر هستند که از نظر درآمد به دست فروشی وابستگی کامل دارند. کیفیت محیط و کالا در نظام دست فروشی شهرهای مورد مطالعه عمدتاً بر کالاهای رسوبی و کم کیفیت مبتنی است که سطح ارزانی، امکان چانه زنی مشتری بر سر قیمت، حجم تهیه سوغات توسط زائران (گردشگران) عامل جذب مشتری است. نظام کالایی دست فروشان شهر مشهد عمدتاً به تولیدات داخلی و چینی وابسته است که تولیدکنندگان داخلی اطراف بازار و کارگاه های تولیدی پیرامون مشهد هستند. اما در شهر کربلا این نسبت به تولیدات و واردات خارجی کم کیفیت مانند چین، ترکیه، ایران و بخش کوچکی از تولیدات عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس (با برند عربی) وابسته است. ساختار مشتریان دست فروشی در هر دو شهر مشهد و کربلا با تکیه بر زائران (گردشگران مذهبی) بنیان نهاده شده که این نسبت در شهر مشهد عمدتاً به گردشگران داخلی (ایرانی) و در شهر کربلا بیشتر به گردشگران خارجی ایران، و پاکستان، و افغانستان، آذربایجان با تمرکز زائران ایرانی وابسته است. کیفیت محیطی در شهر مشهد نسبتاً مناسب و مبتنی بر طراحی شهری است. این نسبت در بازار کربلا در وضعیت نامناسب، آشفته و متراکم قرار گرفته است که بهداشت محیطی مناسب ندارد. نظام توزیع و فروش کالا در شهرهای مشهد و کربلا تقریباً دارای ساختار یکسانی است با این تفاوت که در شهر مشهد نظام چند توزیعی منطبق بر تعدد عمده فروشان و در شهر کربلا منحصر به چند عمده فروش و کاسبان رسمی بازار است. ارتباط و تعامل دست فروشان شهر مشهد با کاسبان رسمی با توجه به پذیرش فروش کالاهای رسوبی آنان متعامل همراه با تنش های موردی است. این مهم در شهر کربلا بر نظام عشیره ای و فامیلی منطبق است که در تعامل مناسب با کاسبان رسمی قرار دارد. نظام پولی و مبادله ای کالا در شهر مشهد مبتنی بر فروش نقدی یا کارت خوان به صورت ریالی یا ارزی است که این مورد در شهر کربلا منطبق بر نظام صرفاً نقدی منطبق بر دینار، ریال و دلار است. مدیریت شهری در هر دو شهر در مواجهه با دست فروشان از اهرم های قهری استفاده می کند و سعی بر کنترل از طریق جمع آوری آنان را دارد. نسبت این مهم در شهر مشهد با گرایش به سمت ساماندهی، هدایت، تخصیص فضا حرکت کرده، ولی در شهر کربلا منطبق بر برخورد قهری نسبتاً شدید توسط پلیس (شرطه ها) است. نتیجه گیری نتایج نهایی این پژوهش نشان می دهد ساختار کارکردی دست فروشان شهرهای مذهبی ایران و عراق (مشهد و کربلا) در بعد زنجیره نهایی (دست فروشان) دارای ساختار یکسان بوده که در تعامل با کاسبان و مشتریان قرار دارد؛ لذا علی رغم تفاوت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای ایران و عراق، کارکرد دست فروشان الگوی همسان با تفاوت های محدود دارد که این تفاوت ناشی از ساختار سنی دست فروشان، نظام عشیره ای و قبیله ای، وابستگی و انحصار، کیفیت محیطی، تخصیص فضا و نوع کالا است. با توجه به ساختار پژوهش حاضر که بر مقایسه تطبیقی ساختار عملکردی دست فروشان تمرکز داشته است، پیشنهاد می شود سایر ابعاد دست فروشی مانند شبکه عملکردی، نظام زنجیره تأمین و عرضه کالا در قالب پژوهش های بنیادی و کاربردی نظام دانشگاهی مطالعه شود تا جریان های اقتصادی آن بیشتر تبیین شود.
۱۵.

مقایسه کار آیی روش های AHP and EDAS برای مکان یابی مناطق مناسب به کاشت گندم در حوضه آبریز قره سو استان اردبیل

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حوضه آبریز قره سو گندم مکان یابی روش های AHP and EDAS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
شناخت نیازهای مطلوب اقلیمی در طول دوره رشد گندم از موارد ضروری در مکان یابی است. هدف از این تحقیق مقایسه و کار آیی روش های AHP and EDAS برای مکان یابی کاشت گندم در حوضه آبریز قره سو است. بدین منظور با استفاده از بارندگی (سالانه، جوانه زنی، پنجه دهی، زمستانه، رویش مجدد و گل دهی)، دمای (سالانه و کمینه)، ارتفاع، شیب و عمق خاک با روش های AHP and EDAS مکان یابی کشت گندم انجام شد. نتایج نشان داد که بارش (گل دهی، دانه دهی و سالانه) و متوسط دما از معیارهای اصلی برای کشت گندم در این حوضه هستند. بر اساس روش AHP ایستگاه های شمشیرخانی، دوست بیگلو، آتشگاه، مشگین شهر و رضی و با روش EDAS ایستگاه های شمشیرخانی، ابربکوه، اردبیل، دوست بیگلو به ترتیب در بین ایستگاه های موردمطالعه مکان های مناسب برای کشت گندم هستند. نتایج تحلیل داده ها با روش AHP در محیط GIS نشان داد که حدود 6 درصد از مساحت حوضه نامناسب، 52 درصد کمی مناسب، 24 درصد مناسب و 19 درصد خیلی مناسب و با روش EDAS حدود 26 نامناسب، 42 درصد کمی مناسب، 21 درصد مناسب و 7 درصد خیلی مناسب برای کشت گندم است. در روش AHP فقط مساحت نواحی مناسب و خیلی مناسب با وضع موجود همخوانی دارد؛ اما در روش EDAS فقط مساحت نواحی خیلی مناسب کمتر از وضع موجود است و سایر قابلیت ها با وضع موجود همخوانی دارد؛ بنابراین روش EDAS نتایج بهتری را نسبت به روش AHP ارائه می دهد.
۱۶.

The Impact of Environmentally-Specific Transformational Leadership on Green Innovative Behavior: The Mediating Role of Green Organizational Identity and the Moderating Role of Organizational Embodiment(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Organizational Embodiment Green Transformational Leadership Green Innovative Behavior Green Organizational Identity

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۱
Global environmental concerns and increasing social pressure to conserve natural resources for future generations have compelled organizations to focus more on their environmental performance by adopting sustainable practices. This study aims to investigate the effect of environmentally-specific transformational leadership on green innovative behavior, with the mediating roles of green organizational identity and organizational embodiment, at Shahid Chamran Hospital in Isfahan. The research is applied in purpose and descriptive-correlational in methodology. The statistical population consisted of 170 managers and staff members across various departments of the hospital. Using Cochran’s formula, a sample of 117 individuals was selected. Data analysis and hypothesis testing were conducted through structural equation modeling (SEM) using Smart PLS and SPSS software. Construct validity and reliability tests were conducted to ensure the quality of the questionnaire. The findings revealed a significant direct effect of green transformational leadership on green innovative behavior. However, the mediating effect of green organizational identity and the moderating role of organizational embodiment in this relationship were not supported. Furthermore, green transformational leadership did not significantly influence green organizational identity, nor did organizational identity have a significant impact on green innovative behavior. These results suggest that if Chamran Hospital implements green transformational leadership initiatives to promote pro-environmental behavior among its employees, it can contribute to creating a more environmentally sustainable workplace, thereby reducing ecological harm and promoting a healthier environment.
۱۷.

ارزیابی شاخص های کیفیت مسکن با استفاده از فرایند تحلیل شبکه (ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن کیفیت مسکن شاخص فرایند تحلیل شبکه(ANP)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۹۱
مسکن اولین فضایی است که تجربه روابط انسانی در آن آزموده و چارچوبی فیزیکی است که در آن منابع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فرد آمیخته می شود. عرصه مسکن به منظور تأمین رشد اجتماعی علاوه بر خود واحد مسکونی محیط پیرامون آن را نیز در برمی گیرد توجه به شاخص های کیفیت مسکن زمینه دستیابی به مسکن پایدار را فراهم آورده و مسکن پایدار زمینه های دستیابی به شهرپایدار را مهیا می سازد روند روبه رشد تقاضای مسکن و توسعه نگرش تک بعدی و کمیت گرا به مسکن سبب شده است تا توجه لازم به مسئله بنیادین کیفیت مسکن به معنای واقعی آن اعمال نشود. عدم دسترسی به مسکن مناسب، می تواند سبب بروز یا افزایش اختلالات روانی و مشکلات گوناگون شود. از این رو پژوهش حاضر تلاش دارد ضمن شناسایی شاخص ها و مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیت مسکن، با فرض یکسان نبودن وزن شاخص ها و مؤلفه های تأثیرگذار بر کیفیت مسکن به رتبه بندی و اولویت بندی این شاخص ها بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. در راستای دستیابی به هدف موردنظر در این پژوهش از مدل تحلیل شبکه (Anp) به منظور تعیین وزن و اولویت بندی هریک از شاخص ها و مؤلفه های کیفیت مسکن استفاده گردیده است. براین اساس پس از ارزیابی شاخص ها با استفاده از مدل تحلیل شبکه نتایج بیانگر آن است که از بین شاخص های موردبررسی، شاخص تسهیلات و امکانات مسکن (0.318)، امنیت مسکن (0.218) آسایش مسکن (0.145)، هم جواری با کاربری های سازگار (0.142)، استحکام مسکن (0.109) و همسازی مسکن با اقلیم (0.065) به ترتیب بیشترین وزن را به خود اختصاص داده اند.
۱۸.

طراحی چارچوب مفهومی یکپارچه برای شهر امن هوشمند: ترکیب ابعاد فناورانه، اجتماعی و حکمرانی در بستر شهر آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند شهر امن هوش مصنوعی اینترنت اشیاء شهر امن هوشمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: شهر امن هوشمند، شهری است که با بهره گیری از فناوری های پیشرفته و داده های بلادرنگ، امنیت شهروندان را در برابر تهدیدات مختلف ارتقا می دهد و زیرساخت های امنیتی را به طور هوشمندانه مدیریت می کند. شهر امن هوشمند به عنوان بستری ضروری برای شهر آینده، امنیت شهروندان را با استفاده از فناوری های پیشرفته و مدیریت هوشمندانه داده ها تضمین می نماید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از لحاظ ماهیت، از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی می باشد. از روش فراترکیب برای ارائه چارچوب مفهومی شهر امن استفاده شده است. جامعه آماری شامل مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های منتشرشده از سال های 2010 تا 2024 است که به صورت نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج روش پریزما انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی با استفاده از مرور نظام مند ادبیات می باشد. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که 4 کد گزینشی (فناورانه، اجتماعی، حکمرانی، تعاملی و هم فزا)، 22 کد محوری و 57 کدباز برای شهر امن هوشمند وجود دارد. بر اساس ضریب کاپا به مقدار 752/0 و ضریب معناداری (000/0)، کدهای استخراج شده، مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: چارچوب مفهومی شهر امن هوشمند شامل ابعاد فناورانه، اجتماعی و حکمرانی با تعاملات متقابل است. در رابطه بین ابعاد فناورانه و اجتماعی، فناوری ها به شهروندان امکان مشارکت فعال می دهند و آگاهی آن ها را افزایش می دهند. در رابطه بین اجتماعی و حکمرانی، مشارکت شهروندی و فرهنگ امنیت به سیاست های امنیتی و مدیریتی کمک می کند. در رابطه بین حکمرانی و فناورانه، سیاست ها و مدیریت داده ها به توسعه و استفاده از فناوری ها کمک می کنند
۱۹.

تحول شرکت های تعاونی دامداری در استان کرمان، کاوش عوامل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه اقتصادی تعاونیهای دامداری عوامل تقویت کننده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف اصلی از پژوهش حاضر بررسی و اولویت بندی عوامل تقویت کننده تعاونی های دامداری صنعتی و روستایی استان کرمان است. نوع پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی – پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 47 واحد شرکت تعاونی دامداری های صنعتی، نیمه صنعتی و روستایی در استان کرمان است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ساخته محقق است که پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و با مقدار 87/0 تأیید شد. نتایج مطالعه براساس آزمون فریدمن نشان داد که متغیر مدیریت با میانگین رتبه ای 73/4، محیط اقتصادی با میانگین رتبه ای 50/3 به ترتیب مؤثرترین و متغیر آموزش با میانگین رتبه ای 00/1 کم اثرترین عامل دربین عوامل اثرگذار بر تقویت تعاونی های دامداری است. همچنین، براساس اولویت بندی مربوط به فاکتورهای محیط اقتصادی «میزان بهره مندی از اعتبار ها و تسهیلات دولتی برای تعاونی» با میانگین رتبه ای 73/3 مهم ترین فاکتور اقتصادی است. در اولویت بندی مربوط به فاکتورهای شخصیت فاکتور «انگیزه فعالیت در تولید محصولات دامی» با میانگین رتبه ای 70/3 مهم ترین فاکتور شخصیت، برای متغیر فرهنگی اجتماعی نیر فاکتور «میزان اعتقاد اعضا به فلسفه تعاون در تعاونی دامداری» با میانگین رتبه ای 85/4، در متغیر مدیریت نیز فاکتور «تأثیر تجربه قبلی مدیرعامل در پیشبرد هدف های شرکت» با میانگین رتبه ای 98/4 و در متغیر آمورش نیز فاکتور «میزان بهره مندی از دوره های آموزشی» با میانگین رتبه ای 32/2 مهم ترین فاکتورها برای متغیرهای ذکر شده هستند.
۲۰.

بررسی وضعیت گردشگری در ایران از منظر حکمرانی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی تقاضای گردشگری ایران روش حداقل مربعات پویا DOLS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه و هدف: صنعت گردشگری به عنوان یکی از محرک های اصلی توسعه اقتصادی در نظر گرفته می شود و حکمرانی خوب برای تضمین امنیت حقوق مالکیت، اجرای قرارداد و اقدام جمعی مورد نیاز است. صنعت گردشگری به ویژه در کشور ایران به دلیل داشتن جاذبه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و خط مشی و سیاست گذاری های متناسبی در مورد آن لحاظ گردد؛ لذا در این تحقیق با در نظرگرفتن جداگانه شاخص های مربوط به حکمرانی خوب به بررسی تقاضای گردشگری در ایران پرداخته می شود. روش شناسی: در این پژوهش با استفاده از داده های دوره 2020-1996 و روش حداقل مربعات پویا (DOLS) علاوه بر رشد اقتصادی و نرخ ارز به بررسی تأثیر ابعاد حکمرانی خوب بر صنعت گردشگری ایران در 6 مدل جداگانه پرداخته شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که از میان 6 شاخص حکمرانی خوب تنها دو بعد حکمرانی، یعنی حاکمیت قانون و اثربخشی دولت، تأثیر معنادار و مثبت آماری بر تقاضای گردشگری ایران دارند. همچنین یافته ها حاکی از آن است که جریان های سیاسی کنترل کننده دولت ها، تأثیر آماری معناداری بر تقاضای گردشگری ندارد. درحالی که شاخص های اقتصادی؛ افزایش رشد اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی همواره ورود گردشگر را افزایش می دهد. نتیجه گیری و پیشنهادها: بهبود شاخص های حکمرانی خوب می تواند به توسعه صنعت گردشگری و در نهایت به رشد و توسعه اقتصادی کشور کمک نماید و از این طریق خود را از اقتصاد تک محصولی و وابسته به درآمدهای حاصل از صادرات نفت جدا سازد. در این زمینه لازم است تا برنامه ریزان و سیاست گذاران به شاخص های حکمرانی خوب توجه بیشتری داشته و موانع توسعه صنعت گردشگری را تا حد امکان برطرف سازند. نوآوری و اصالت: در بررسی تأثیر حکمرانی بر صنعت گردشگری، به استثنای معدودی، اکثر مطالعات تجربی به کشورهای توسعه یافته یا درحال توسعه بدون درنظرگرفتن ایران اختصاص دارند و تأثیر یک یا دو عامل تعیین کننده حکمرانی را بر بخش گردشگری، در سطح مطالعات موردی کشوری یا به عنوان یک تحلیل مقایسه ای مقطعی مورد بررسی قرار داده اند. تحقیق حاضر علاوه بر پرکردن این خلأ مطالعاتی؛ با استفاده از شش شاخص حکمرانی ارائه شده توسط بانک جهانی به بررسی اهمیت کیفیت حکمرانی در توسعه و انگیزه گردشگری در کشور ایران پرداخته می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان