تبیین نقش و جایگاه حکمروایی شهری در تحقق الگوی بهینه مشارکت شهروندان: مطالعه موردی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۷ فروردین ۱۴۰۵ شماره ۱
16 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با اتخاذ روش شناسی ترکیبی (کیفی کمی) به واکاوی روابط ساختاری میان نهادهای حکمرانی و کنش های اجتماعی پرداخته است. در مرحله کیفی، تحلیل تماتیک مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۵ خبره (شامل شهروندان و مدیران) به استخراج ۱۰ مضمون محوری شامل: مشارکت شهروندی، شفافیت حکمروایی، عدالت فضایی، توسعه زیرساختی، آموزش شهروندی، اعتمادسازی نهادی، فناوری های شهری، شایسته سالاری، حکمروایی محلی و انسجام فرهنگی انجامید. در مرحله کمی، داده های پرسشنامه ای از ۳۸۴ شهروند با آزمون های آماری (فریدمن، رگرسیون، همبستگی پیرسون، آنوا و تی تک نمونه ای) تحلیل شد. یافته ها نشان دهنده تقابل پارادایمی میان حکمرانی متمرکز و الگوی مشارکتی چندذی نفعی است، که در آن شفافیت، عدالت فضایی و هویت مذهبی به عنوان محورهای دیالکتیکی برجسته شدند. آزمون فریدمن شکاف میان وضعیت موجود (مشارکت: 6/64؛ رضایتمندی: 7/05) و مطلوب (عدالت: 20/31؛ ارتباط شهروندی: 20/07) را آشکار ساخت. تحلیل رگرسیون نیز اثر معنادار بهینه سازی فرایندهای مشارکتی، مدیریت تعارض ها و هم افزایی فناورانه را تأیید کرد. همبستگی قوی میان شفافیت، سرمایه اجتماعی و فرایندهای مشارکتی نقش واسطه ای این عوامل را نشان داد. این پژوهش چارچوب مفهومی حکمروایی شهری ارتباط گرا را پیشنهاد می دهد که بر شفافیت رادیکال، عدالت فضایی چندمقیاسی و کنشگری هویتمند استوار است. این الگو، با تلفیق نظریه کنش ارتباطی هابرماس و انگاره های عدالت فضایی، راهبردهایی نظیر تقویت شوراهای محلی، پلتفرم های دیجیتال شفاف و آموزش توانمندساز را ارائه می دهد. نتایج نه تنها به ادبیات حکمروایی در شهرهای مذهبی غنا می بخشد، بلکه الگویی عملی برای مشارکت پایدار فراهم می کند.