فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
241 - 270
حوزههای تخصصی:
هدف :هدف از مرور سیستماتیک و فراتحلیل حاضر، تحلیل تأثیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد مالی و تبیین نقش تعدیل کننده اندازه شرکت در مطالعات ایران است.روش : روش پژوهش مرور سیستماتیک با استفاده از تکنیک فراتحلیل است. جامعه آماری تحقیق مقالات و پایان نامه های منتشر شده طی سال های 1388 تا 1400 به تعداد 186 مورد میباشد. براساس پروتکل پژوهش 25 مطالعه به عنوان نمونه نهایی مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش حاضر به صورت فراتحلیل و با استفاده از نرم افزار cma2 انجام شد. برای تحلیل ناهمگنی از آزمون Q کوکران بهره گرفته شد.یافته ها : یافته های تحقیق نشان مسئولیت اجتماعی برعملکرد مالی در مطالعات پیشین ایران تاثیر معنی داری دارد. هم چنین برایند فرارگرسیون در پژوهش حاضر مبین نقش معنی دار تعدیلگر اندازه شرکت است.نتیجه گیری : براساس نتایج پژوهش علیرغم وجود نتایج متناقض در مطالعات ایران، مسئولیت اجتماعی بر عملکرد مالی تأثیر معنی داری دارددانش افزایی : پژوهش حاضر از حیث غنی سازی ادبیات نظری حوزه عملکرد مالی و برایندی قابل اطمینان از تاثیر مسئولیت اجتماعی بر عملکرد مالی و نقش تعدیلگری اندازه شرکت و نیز تدوین اطلاعات کاربردی برای شرکت های ایرانی دانش افزایی میکند.
تحلیل مفهومی متغیرهای تعدیل کننده و میانجی در پژوهش های کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله گسترش دامنه پژوهش های کسب و کار با ارائه تحلیل مفهومی از متغیرهای تعدیل کننده و میانجی و بررسی تأثیرات قوی آنها در پژوهش های کسب و کار است. برای ارائه مفاهیم خاص ، الگوی کانگ و همکاران (2015) با توجه به فن ارزیابی متوازن به صورت مفهومی گسترش یافته است. مبانی نظری مربوط به متغیر های تعدیلی، میانجی و تمایزات عمده آنها به همراه آزمون های آماری مناسب قابل اجرا در هر موقعیت نیز ارائه شده اند. این الگو همچنین به واکاوی اثرات متقابل طرح های میانجی و میانجی تعدیل شده و آزمایش آنها می پردازد. این مقاله نتیجه می گیرد که: 1) ماهیت مشکلات پیچیده کسب و کار با در نظر گرفتن متغیرهای تعدیل کننده و میانجی شفاف تر می شود، 2) بدون تعیین متغیرهای تعدیل کننده و میانجی الگوهای کسب و کار ناقص هستند و بنابراین قادر به رفع موانع واقعی کسب و کار نیستند. عدم گنجاندن اثرات تعدیل کننده و میانجی یکی از دلایل قابل قبولی است که نشان می دهد چرا اکثر الگوهای کسب و کار در واقعیت عمل نمی کنند، 3) متغیرهای تعدیل کننده و میانجی در حال گستردن دامنه تئوری های رایج کسب و کار هستند، و 4) متغیرهای تعدیل کننده و تعدیل کننده، پاسخگویی به پرسش های مربوط به اینکه «چه زمانی» «چگونه» و «چرا» رابطه خاصی بین متغیرهای مستقل و وابسته وجود دارد را امکان پذیر می کنند. از این رو، این مطالعه بر پژوهش های همبستگی و تجربی آینده درباره کسب وکار تأثیر زیادی می گذارد.
یادگیری ماشین در تخمین سرمایه پوششی ریسک عملیاتی بانک ها با رویکرد توزیع زیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۲
9 - 34
حوزههای تخصصی:
ریسک عملیاتی یکی از مهم ترین ریسک های مؤسسات مالی است. توجه به آن پس از مصوبات کمیته بال، در سراسر دنیا آغاز شده است. افزایش روزافزون زیان های عملیاتی در خطوط کسب و کار مختلف سبب شده است تا توجّه مدیران مؤسسات مالی معطوف به حوزه ریسک عملیاتی شود. در این پژوهش، روشی جهت تخمین آستانه مناسب برای داده های شدت زیان عملیاتی و همچنین روشی جهت طبقه بندی داده های شدت زیان عملیاتی ارائه شده است و سرمایه مورد نیاز برای پوشش ریسک عملیاتی با تجمیع تابع توزیع شدت و فرکانس داده های زیان عملیاتی و شبیه سازی مونتکارلو به دست آمده است. همچنین وابستگی بین سلول های ماتریس خطوط کسب و کار و حوادث ضررساز نیز مورد بررسی قرار گرفته است. برای این پژوهش داده های زیان عملیاتی مربوط به یک مجموعه بانکداری شامل چند بانک آسیایی، اروپایی و آمریکایی به کارگرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رویکرد توزیع زیان با ترکیب تئوری مقدار بحرانی و الگوریتم های یادگیری ماشین (خوشه بندی)، همچنین رویکرد توزیع زیان با ترکیب الگوریتم های یادگیری ماشین (طبقه بندی)، نسبت به سایر روش ها کارآمدتر است.
تاثیر واگرایی عقاید سرمایه گذاران بر سرعت تعدیل اهرم مالی به سمت اهرم بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی ردیابی تاثیر واگرایی عقاید سرمایه گذاران بر سرعت تعدیل اهرم مالی به سمت اهرم بهینه است. در راستای حصول به اهداف پژوهش اطلاعات نمونه ای مرکب از 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که طبق الگوی حذف سیستماتیک انتخاب شده بودند، برای یک دوره زمانی 10 ساله از 1391 الی 1400 گردآوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از یک مدل رگرسیون چندمتغیره خطی بهره گرفته شد. جهت سنجش سرعت تعدیل اهرم مالی از مدل الگوی تعدیل جزیی و واگرایی عقاید سرمایه گذاران با استفاده از حجم معاملات غیر منتظره به روش سیلویا و سرکوئرا (2021) سنجش شده است. با توجه به یافته ها مشاهده شد که بین واگرایی عقاید سرمایه گذاران و سرعت تعدیل اهرم مالی رابطه مثبت وجود دارد و با تشدید اختلاف عقاید بین سرمایه گذاران، سرعت تعدیل اهرم مالی شرکت افزایش می یابد. پژوهش جاری مدارکی فراهم آورد که نشان می دهد اختلاف باورها و عقاید در بازار سرمایه می تواند مستقیما بر مهمترین رکن اساسی شرکت ها (اهرم مالی) و سرعت دست یابی آن ها به اهرم مالی بهینه و سطح بدهی مطلوب تاثیرگذار باشد.
بررسی تأثیر اخبار بد بر انگیزه های محافظه کاری در حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۴
39 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف: محافظه کاری بیانگر اقدامات مهم هنگام مواجه شدن با ابهامات است. در شرایط وجود اخبار بد، این ابهام در خصوص آینده شرکت بیشتر شده و شرکت ها با انگیزه های مختلف، بیشتر از روش های محافظه کارانه استفاده می کنند. در این پژوهش سعی می شود تأثیر اخبار بد بر انگیزه های محافظه کاری (انگیزه قراردادی، انگیزه مالیاتی و انگیزه سیاسی) بررسی شود. روش: برای نیل به هدف پژوهش، از اطلاعات مالی نمونه 163 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس روش غربالگری سیستماتیک و روش رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. دوره زمانی این پژوهش 1389 تا 1399 است. یافته ها: یافته ها نشان داد اخبار بد تأثیر معناداری بر انگیزه قراردادی محافظه کاری ندارد در حالی که اخبار بد تأثیر مثبت و معناداری بر انگیزه مالیاتی محافظه کاری (انگیزه کاهش مالیات) دارد. همچنین، یافته ها بیانگر اثر افزایشی اخبار بد بر انگیزه سیاسی شرکت ها است. نتیجه گیری: شواهد حاکی از آن است که در ایران انگیزه مالیاتی و انگیزه سیاسی در هنگام مواجه با اخبار بد دلایل غالب برای افزایش محافظه کاری در حسابداری هستند. به این صورت که در شرایط وجود اخبار بد، شرکت ها مالیات ابرازی خود را نسبت به سال قبل کاهش داده اند؛ همچنین، وجود اخبار بد، باعث شده شرکت ها ازلحاظ سیاسی خود را کوچک تر نشان داده تا در شرایط بد مالی از دید سیاست گذاران در امان بمانند و هزینه های کمتری ازجمله مالیات به دولت بپردازند.
بررسی تأثیر ریسک کنترل داخلی بر حق الزحمه حسابرسی با توجه به نقش میانجی کیفیت افشا در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۰
۲۳۰-۲۰۷
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر ریسک کنترل داخلی بر حق الزحمه حسابرسی با توجه به نقش میانجی کیفیت افشا در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. متغیر وابسته تحقیق حق الزحمه حسابرسی، متغیر مستقل ریسک کنترل داخلی و از کیفیت افشا به عنوان متغیر میانجی استفاده گردیده است. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری حذفی سیستماتیک از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. این نمونه شامل ۱۲۷ شرکت بود که اطلاعات این شرکت ها بین سال های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۹ جهت تحلیل فرضیه های پژوهش جمع آوری گردید. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون ترکیبی در نرم افزار ایویوز تجزیه وتحلیل گردید. نتایج آزمون های آماری جهت تجزیه وتحلیل فرضیه های پژوهش نشان میدهد که ریسک کنترل داخلی بر حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت و معنادار دارد و کیفیت افشا نیز بر حق الزحمه حسابرسی تأثیر معناداری دارد و کاهش کیفیت افشا در افزایش ریسک کنترل داخلی تاثیر بسزایی دارد که باعث افزایش حق الزحمه حسابرسی می گردد. همچنین نتایج نشان می دهد علاوه بر اینکه ریسک کنترل داخلی بر حق الزحمه حسابرسی تأثیر مستقیم دارد، ریسک کنترل داخلی نیز به واسطه کیفیت افشا بر حق الزحمه حسابرسی نیز تاثیر غیر مستقیم دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که مدیران، سیستم کنترل داخلی قوی در شرکت پایه ریزی نمایند تا علاوه بر افزایش کارایی و اثربخشی و تحقق رسالت اصلی شرکت، حق الزحمه حسابرسی نیز کاهش یابد. همچنین برای کاهش حق الزحمه های حسابرسی در شرکت و ایجاد اطمینان در سرمایه گذاری نسبت به اتخاذ تصمیمات کارا و بهینه توسط مدیریت، طرح های پاداشی مبتنی بر عملکرد و کنترل داخلی درست و بلندمدت برای مدیران در نظر گرفته شود.
ناکارآمدی قیمت گذاری و معاملات بازخورد در صندوق های قابل معامله طلا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
147 - 168
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع دارایی های مالی که از اواخر دهه 1990 رشد چشمگیری داشته، صندوق های قابل معامله در بورس است که نشان دهنده یک نوآوری با محبوبیت زیاد در بین سرمایه گذاران خرد و نهادی می باشد. وجود انحراف قیمت بین صندوق های قابل معامله و خالص ارزش دارایی آن ها می تواند منجر به ایجاد استراتژی معاملات بازخورد در بین معامله گران این دارایی ها شود. در این راستا با استفاده از مدل سنتانا-وادوانی (1992) و داده های صندوق های قابل معامله طلا در بورس کالای ایران طی دوره زمانی 1396/03/20 الی 1401/06/12، به بررسی وجود معاملات بازخورد بین معامله گران این بازار پرداخته شد. نتایج نشان داد که نوسان بازدهی این صندوق ها در مقابل اخبار مختلف، نامتقارن و منفی بوده که نشان از تأثیر بیشتر اخبار مثبت نسبت به اخبار منفی دارد. ضریب مربوط به معاملات بازخورد نشان داد که هیچگونه شواهدی مبنی بر وجود معاملات بازخورد در بازار این صندوق ها وجود ندارد. به دلیل وجود دو بازار رسمی (گواهی سپرده با هم پوشانی کامل زمان معاملات) و غیررسمی (بازار آزاد با هم پوشانی ناکامل زمان معاملات) برای معاملات دارایی پایه در ایران، معامله گران توجهی به انحراف قیمت صندوق ها نسبت به خالص ارزش دارایی آن ها ندارند. ضریب مربوط به ناکارآمدی بازار نشان داد که معامله گران این صندوق ها رفتار هدایت شده اطلاعاتی دارند. معاملات صندوق های مورد بررسی، بر پایه ناکارآمدی بازار بوده و اخبار و اطلاعات منتشره در بازار بیشترین تأثیر را بر معاملات آن ها دارد.
A New Method for Allocating Fixed Costs with Undesirable Data: Data Envelopment Analysis Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Allocating fixed costs with undesirable data has recently been one of the most important issues for managers to discuss. Lack of attention to undesirable data may lead to incorrect cost allocation. Considering and determining undesirable inputs and outputs, data envelopment analysis (DEA) technique can be significantly helpful in determining the cost allocation strategy. In-puts and outputs are divided into two desirable and undesirable groups. Obviously, desirable inputs and undesirable outputs must be reduced and undesirable inputs and desirable outputs must be increased to improve performance. This manuscript presents two strategies for allocating fixed costs with undesirable data. In the first strategy, each decision making unit (DMU) first determines the minimum and maximum shares that it can receive from the fixed resources while the efficiency of that DMU and other DMUs re-mains the same after receiving the fixed resources. Finally, the decision maker chooses the fixed cost for each DMU between the minimum and maxi-mum cost values proposed. In the second strategy, the allocation of fixed costs is done using the CCR multiplicative model with undesirable data. The effectiveness of both methods is examined by an applied study on the commercial banks.
بررسی مقایسه ای کیفیت حسابرسی در دوران قبل و بعد از کوید-19(مطالعه موردی: شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
168 - 186
حوزههای تخصصی:
بحران کوید 19 بر اقتصاد جهانی تأثیر منفی داشت. این ویروس با ایجاد نوسانات اقتصادی، فعالیت شرکت ها را دچار بحران نمود. بحران مالی شرکت ها بر کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها و به تبع آن کیفیت حسابرسی تاثیر گذاشته است. هدف از این پژوهش بررسی مقایسه ای کیفیت حسابرسی در دوران قبل و بعد از کوید-19 در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. پژوهش از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ نحوه اجرا توصیفی پس رویدادی است. برای انجام پژوهش یک فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی تدوین شد. برای انجام این پژوهش از آزمون کروسکال والیس با نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. این موضوع در 120 شرکت در صتایع رایانه، بانکداری، دارویی، ساختمانی و هتل داری در فاصله زمانی 1396 تا 1399 بررسی شد. یافته ها نشان داد که کیفیت حسابرسی در دوران قبل و بعد از کوید-19 تفاوت معناداری دارد. استانداردگذاران باید تغییراتی در استانداردهای حسابداری و حسابرسی در جهت بهبود کیفیت حسابرسی در دوران های بحرانی و فاصله گذاری اجتماعی ارائه نمایند.
تاثیر هوش اخلاقی بر فرآیند تصمیم گیری اخلاقی حسابرس با تاکید بر نقش جهت گیری های اخلاقی و تیپ شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
337 - 364
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر هوش اخلاقی بر فرآیند تصمیم گیری اخلاقی حسابرس با تاکید بر نقش جهت گیری های اخلاقی و تیپ شخصیتی است. جامعه آماری پژوهش، حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و نمونه انتخابی شامل 250 پرسشنامه که در سال 1401 توزیع و جمع آوری گردیده است. به این منظور، در قالب روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه استاندارد، اطلاعات مربوط جمع آوری و با استفاده از تکنیک مدل معادلات ساختاری تحلیل شده است نتایج پژوهش نشان داد تیپ شخصیتی دارای اثر میانجی است و بر رابطه بین هوش اخلاقی و تصمیم گیری اخلاقی تاثیری مستقیم می گذارد. همچنین نتایج نشان داد جهت گیری های اخلاقی آرمانگرا و نسبی گرا بر رابطه بین تیپ شخصیتی و تصمیم گیری اخلاقی دارای اثر میانجی است؛ اما آرمانگرایی تاثیری مثبت و نسبی گرایی تاثیری منفی می گذارد. بدین معنا که جهت گیری های اخلاقی آرمانگرا تأثیر مثبت تیپ شخصیتی بر قضاوت و تصمیم گیری اخلاقی حسابرس را افزایش می دهد؛ ولی نسبی گرایی باعث کاهش آن می شود.
بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب تکافل توسط بیمه گذاران شرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۲۶)
875 - 906
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر انتخاب تکافل؛ ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش ترکیبی است. کلیه مدیران عامل بیمه گذاران حقوقی شامل مؤسسات صنعتی، کشاورزی و خدماتی ازجمله پالایشگاه، مجموعه ورزشی، معادن، دانشگاه، بیمارستان، مجموعه هواپیمایی و پتروشیمی جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دهند که تعداد آن ها 101 بیمه گذار است. روش نمونه گیری، قضاوتی، از نوع نمونه در دسترس و تعداد نمونه 40 بیمه گذار است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه، مصاحبه و مطالعات کتابخانه ای استفاده شد. عوامل اولیه در 7 دسته نوآوری و فنی، سیاست بازاریابی و تبلیغات، منابع انسانی، عوامل مالی، عوامل بیرونی و کنترلی، ساختار سازمانی و عوامل عقیدتی، دسته بندی شده اند. به منظور تعیین اهمیت معیارهای وزن دهی به شرکت ها از روش بهترین- بدترین (BWM)، برای تعیین وزن شرکت های بیمه گذار نمونه از روش تاپسیس و برای رتبه بندی عوامل مؤثر بر انتخاب تکافل از روش واسپاس فازی استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل عقیدتی، توان مالی شرکت ها در عمل به تعهدات، انطباق عوامل بیرونی و کنترلی با نیاز مشتری، نوآوری در محصولات و خدمات تکافل، نوآوری در محصولات تکافل، انطباق سطح عمومی قیمت ها به نسبت بیمه متعارف، انطباق عوامل بیرونی و کنترلی با نیازهای شرکت ها، ساختار سازمانی برای پذیرش خدمات نوین، منابع مالی کافی برای توسعه و ارائه خدمات، حفاظت، نگهداری و پشتیبانی در ارائه خدمات، ارائه طیف گسترده ای از خدمات، معرفی انواع محصولات تکافل، اطلاعات کافی کارکنان شرکت ها، شناسایی، ترغیب، حفظ و ارائه خدمات، جزو عوامل تأثیرگذار بر تقاضای تکافل توسط بیمه گذاران شرکتی است و عوامل عقیدتی بیشترین اثر را در این زمینه داشته است.
Presenting financial and non-financial indices model affecting the credit risk on the Maskan Bank(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Providing credit facilities to clients can be regarded as one of the most important tasks of banks. As a result, the current research is carried out with the aim of developing a model of financial and non-financial factors that influence credit risk in the Maskan Bank. This study was divided into two sections: qualitative and quantitative. In the qualitative portion, the Delphi technique was used to identify financial and non-financial variables impacting credit risk in the Maskan Bank by interviewing 18 experts. In the quantitative section, the selected components of the questionnaire were initially created in a 5-point Likert scale. The questionnaire was then presented to 361 legal clients of Maskan Bank from the statistical sam-ple of the quantitative section. The quantitative component was completed using LISREL software and modeling the structural equations of SEM. Three primary components (financial, market, and management) and 33 sub-components were identified as financial and non-financial indicators impacting credit risk based on the results of the qualitative section. The quantitative findings also revealed that the indicators of guarantee status in the financial component, price level in the market component, and manpower motivation and productivity, as well as man-agement continuity and trade in the management component, had the largest factor loads.
تأثیر محدودیت مالی و بیش اعتمادی مدیران بر حساسیت سرمایه گذاری به جریان نقد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: دسترسی به وجوه نقد برای شرکت ها، در تحقق برنامه های سرمایه گذاری بسیار کلیدی است، اما ممکن است در شرایط مختلف، تاثیرپذیری سرمایه گذاری از جریان نقد تغییر کند. بر همین اساس، مطالعه حاضر به بررسی تاثیر محدودیت مالی و بیش اعتمادی مدیران بر حساسیت سرمایه گذاری به جریان نقد پرداخته است.روش : نمونه آماری مورد مطالعه شامل 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1400 است و اطلاعات مورد نیاز از صورت های مالی حسابرسی شده که در سایت کدال موجود است، گردآوری شده اند. در این مطالعه هشت فرضیه تبیین شده است که با استفاده از تکنیک های اقتصادسنجی رگرسیون اثرات ثابت و رگرسیون پروبیت، در نرم افزار ایویوز مورد آزمون قرار گرفته اند.یافته ها: جریان نقد تاثیر مثبت و معناداری بر سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری دارد. همچنین محدودیت مالی، حساسیت مثبت سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری به جریان نقد را افزایش می دهد، ولی بیش اعتمادی مدیران تاثیری بر حساسیت سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری به جریان نقد ندارد. با این وجود، زمانی که تعامل محدودیت مالی و بیش اعتمادی مدیران، در نظر گرفته می شود، حساسیت مثبت سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری به جریان نقد، تقویت می شود که حاکی از نقش مهم محدودیت مالی در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری است.نتیجه گیری: یافته های این مطالعه با حمایت از تئوری حساسیت سرمایه گذاری به جریان نقد، نشان می دهد که محدودیت مالی، بیش اعتمادی مدیران و جریان های نقد، همگی نقشی حیاتی در تصمیم گیری های سرمایه گذاری شرکت ایفا می کنند.
شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای مدیریت سرگردانی سرمایه گذار با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
185 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه افراد با محیطی بسیار پیچیده با انتخاب های زیاد روبرو هستند، بنابراین سرگردانی افراد بخصوص در بحث خرید خدمات به خاطر ماهیت منحصربه فرد آن امری بدیهی است که این امر معمولاً ناشی از عوامل مختلفی است که در نهایت بر تصمیم گیری وی اثرگذار است با توجه به اهمیت سرگردانی سرمایه گذاران در بورس، این پژوهش باهدف شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای مدیریت سرگردانی سرمایه گذار با رویکردی دلفی فازی انجام شد.روش شناسی: جامعه آماری این پژوهش شامل 21 خبره آگاه بازاریابی و صنعت بورس است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (قضاوتی) و (گلوله برفی) و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته تا رسیدن به حد کفایت یا اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفته اند. روایی و پایایی آن با استفاده از معیار قابلیت اعتبار، قابلیت اطمینان، تائید پذیری و همچنین انتقال پذیری تائید شد و پایایی بین دو کدگذار برای مصاحبه های انجام گرفته طبق فرمول هولستی 90/0 است که قابلیت اعتماد کدگذاری ها مورد تائید واقع شد. جهت تحلیل کیفی مصاحبه ها و برای شناسایی پیشایندها (علل) و پسایندهای (پیامدها) مدیریت سرگردانی سرمایه گذار از روش کدبندی باز، محوری و انتخابی استفاده گردید و در بخش کمی نیز جهت اولویت بندی متغیرهای شناسایی شده در بخش کیفی پژوهش از پرسشنامه دلفی فازی استفاده شد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون مجدد تأیید گردید.یافته ها: پس از مصاحبه ها با خبرگان، متن مصاحبه ها به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفتند که نهایت نتایج حاصل از پژوهش در قالب پیشایندهای مدیریت سردرگمی سرمایه گذار در قالب یازده عامل و پسایندهای آن نیز مشتمل بر یازده عامل شناسایی و اولویت بندی شدند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش مشخص می کند چه عواملی مدیریت سرگردانی سرمایه گذار در بورس را ضروری می سازد و پیامدهای حاصل از این سرگردانی چگونه خواهد بود که امید است نتایج حاصل از پژوهش موجبات تأمین و حفظ منافع سرمایه گذار و راهکاری مؤثر در مسیر متولیان جهت مدیریت سرگردانی سرمایه گذاران در صنعت بورس کشور باشد.
Investigating the Impact of Digitalization of Clients and the Expertise of Auditing Firms in the Digital Field on Audit Quality: Evidence from Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۱, No ۲, Summer ۲۰۲۳
1-15
حوزههای تخصصی:
Objective: This study examines the relationship between the degree of digitalization of clients and the expertise of audit firms in the digital field on audit quality. It considers the role of auditors in this digital era. Methodology: This research has been carried out using annual data of listed firms on the Tehran Stock Exchange from 2014 to 2022. Multivariate linear regression has been used based on panel data was used to test the research hypotheses. Results: The results show that clients with high digitalization have high audit quality when they are audited. Also, expert auditors in the digital field provide a higher audit quality. In addition, the results of this research show that clients with high digitalization have high audit quality when audited by a firm with evolved and advanced information technology. The expertise of auditors in the digital field reduces the audit risk and increases the quality of the audit. Innovation: The results of this study can be transformed by how external auditors can transform through digitalization and the use of newly developed digital tools. The development of new digital tools can also help the audit profession as one of the corporate governance mechanisms.
تأثیر سیاست تقسیم سود بر اجزای ریسک نقدشوندگی مبتنی بر تجزیه کوواریانس ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
410 - 432
حوزههای تخصصی:
هدف: مهم ترین هدف مالی بنگاه های خصوصی، حداکثرسازی ثروت صاحبان سهام است. از طرفی، سیاست های مالی شرکتی، به عنوان ابزاری برای حداکثرسازی ثروت سهام داران استفاده می شود. سیاست سود تقسیمی، یکی از سیاست های مالی است که در اختیار مدیران قرارد و در مدیریت بازار سرمایه شرکت، نقشی جدی بازی می کند. بررسی ارتباط سود تقسیمی، به عنوان سیاست مالی شرکتی و اجزای ریسک سیستماتیک نقدشوندگی برای کشف مسیر تأثیرگذاری آن بر این ریسک، هدف اصلی پژوهش حاضر است. در این رابطه، ریسک های مختلف نقدشوندگی، بر اساس مدل با تجزیه کواریانس محاسبه شده و پس از آن، تأثیر تقسیم سود بر آن بررسی شده است.
روش: در این پژوهش معیار آمیهود، به عنوان معیار نقدشوندگی و مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای تعدیل شده با نقدشوندگی، برای تفکیک اجزای ریسک نقدشوندگی، یعنی کوواریانس عدم نقدشوندگی سهام و عدم نقدشوندگی بازار، کوواریانس بازده سهام و عدم نقدشوندگی بازار و کوواریانس عدم نقدشوندگی سهام و بازده بازار استفاده شده است. به کمک آزمون میانگین دو جامعه، بررسی شده است که آیا نقدشوندگی آمیهود و هر یک از ریسک های آن در شرکت های با سود تقسیمی بالا، از شرکت های با سود تقسیمی پایین کمتر است یا خیر.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که مطابق انتظار نظری، افزایش تقسیم سود روی کوواریانس بازده سهام و عدم نقدشوندگی بازار و کوواریانس عدم نقدشوندگی سهام و بازده بازار، ارتباط مستقیم و معناداری دارد؛ اما بر خلاف انتظارات نظری، کوواریانس های عدم نقدشوندگی سهام و عدم نقدشوندگی بازار را افزایش می دهد. این یافته بدین معناست که سرمایه گذاران برای شرکت های با سود تقسیمی بالا، خطر نقدشوندگی را کمتر ادراک می کنند یا به آن واکنش کمتری نشان می دهند و همچنان حاضرند سهام را با نرخ تنزیل کمتری خریداری کنند؛ اما شرکت هایی که سود تقسیمی کمتری دارند، بیشتر در معرض این نوع از ریسک قرار می گیرند و از این مسیر تقسیم سود کم باعث افزایش نرخ تنزیل و در نتیجه کاهش ارزش سهام می شود.
نتیجه گیری: افزایش سود تقسیمی می تواند به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک نقدشوندگی سهام استفاده شود؛ اما مسیر تأثیرگذاری آن با توجه به شرایط بازار و سهام، از لحاظ بازده و نقدشوندگی باید در کانون توجه قرار گیرد؛ یعنی شرکت ها در شرایط نقدشوندگی پایین یا رکود بازار، با تقسیم سود بیشتر، می توانند به ترتیب بازده سهام و نقدشوندگی سهام را افزایش دهند؛ اما نمی توانند در شرایط نقدشوندگی پایین بازار با این سیاست نقدشوندگی سهام را افزایش دهند. به بیان دیگر، زمانی که بازار از نظر نقدشوندگی وضعیت مطلوبی ندارد، تقسیم سود باعث افزایش تقاضا برای سهام و در نتیجه سهولت نقد کردن آن نمی شود. پس مدیران در این موقعیت نمی توانند تقسیم سود را ابزار مدیریت بازار قرار دهند؛ اما در سایر معیارها این رابطه برقرار است و مدیران می توانند از تقسیم سود برای افزایش بازده سهم در بازار رکودی و نقدناشونده یا افزایش نقدشوندگی سهم در بازار رکودی استفاده کنند.
بررسی تأثیر تجدید ارزیابی دارایی های ثابت برخروج از درماندگی مالی حقوقی و واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷
25 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تجدید ارزیابی دارایی های ثابت با خروج از درماندگی مالی واقعی وحقوقی شرکت های پذیرفته شده در بازارسرمایه ایران (اعم از بورس و فرابورس) است. در این تحقیق درماندگی مالی حقوقی با استفاده از نسبت مالی مندرج در ماده 141 قانون تجارت و درماندگی مالی واقعی با استفاده از مدل بومی شده کردستانی- تاتلی(1393) محاسبه شده است. در این راستا ابتدا از بین کلیه شرکت های یاد شده که طی بازه زمانی1390 تا 1400 نسبت به ارزیابی مجدد دارایی های ثابت خود اقدام نموده بودند، آنهایی که دچار درماندگی مالی حقوقی و واقعی بودند، شناسایی و سپس رابطه تجدید ارزیابی با خروج این شرکت ها از درماندگی مالی و حقوقی در سال تجدید ارزیابی و تا دو سال بعد از آن با استفاده از رگرسیون لجستیک مورد بررسی قرار گرفت و متغیرهای عمر شرکت، اهرم مالی، بازده دارایی و اندازه شرکت نیز به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بین تجدید ارزیابی و خروج از درماندگی مالی حقوقی و واقعی در سال تجدید ارزیابی و عدم شمول درماندگی مالی تا دو سال بعد از تجدید ارزیابی رابطه معناداری وجود دارد.
رابطه بین وضعیت اقتصادی حسابرس (درآمد موسسات حسابرسی) و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
70 - 90
حوزههای تخصصی:
با عنایت به جایگاه حسابرس مستقل، کیفیت گزارش حسابرسی نقش قابل ملاحظه ای در بهبود کیفیت گزارشگری مالی ایفا می کند. به همین سبب مراجع حرفه ای و قانون گذاران جهت بهبود کیفیت حسابرسی، کاهش توانایی مدیران شرکت جهت مدیریت سود و به تبع آن افزایش کیفیت گزارشگری مالی و حمایت از حقوق استفاده کنندگان از صورت های مالی، راهکارهای مختلفی ارائه نموده اند. با توجه به اهمیت کیفیت حسابرسی و تاثیر آن بر افزایش کیفیت گزارشگری مالی، در این پژوهش به بررسی تاثیر وضعیت اقتصادی موسسه حسابرسی بر مدیریت سود به عنوان شاخص اندازه گیری کیفیت گزاشگری مالی پرداخته شده است. جهت اندازه گیری وضعیت اقتصادی حسابرس از شاخص درآمد موسسه حسابرسی و به منظور اندازه گیری مدیریت سود، از شاخص های مدیریت سود حسابداری و مدیریت سود واقعی، استفاده شده است. با استفاده از نمونه ای شامل 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1392 تا 1400 و استفاده از مدل رگرسیون جهت تحلیل داده ها، نتایج تحقیق مبین این موضوع است که افزایش درآمد موسسات حسابرسی سبب افزایش مدیریت سود تعهدی (مدیریت سود حسابداری) و نیز افزایش مدیریت سود واقعی (مدیریت سود با استفاده از فعالیت های واقعی) می شود.
تأثیر فرهنگ نوآوری گرا بر کاربرد فن های حسابداری مدیریت استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فرهنگ نوآوری گرا عاملی است برای سوق دادن مدیران که از فن های حسابداری مدیریت استراتژیک برای اداره مطلوب سازمان و پیشبرد اهداف آن استفاده کنند. با توجه به این مقدمه، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فرهنگ نوآوری گرا بر کاربرد فن های حسابداری مدیریت استراتژیک است. روش: ﭘﮋوﻫﺶ پیش رو از نظر هدف، کاربردی است و از نظر روش، توصیفی از نوع پیمایشی و هم بستگی است. از ابزار پرسش نامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. پایایی ترکیبی و مقدار واریانس استخراج شده، آزمون و روایی آن نیز، از طریق مقایسه جذر میانگین واریانس استخراج شده هر متغیر با هم بستگی آن متغیر با سایر متغیرها آزمون شده است. نتایج با استفاده از تجزیه وتحلیل پاسخ های ۲۱۲ نفر از مدیران بخش های حسابداری مدیریت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال ۱۴۰۰ و با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری، حداقل مربعات جزئی به دست آمده است. یافته ها: پس از پردازش داده ها، بر اساس آزمون جمعیت شناختی، به تفکیک گروه جنسیتی، گروه تحصیلی، گروه های سطح مطالعه، پُست سازمانی و گروه های سنی نتایج معناداری به دست آمد. همچنین، بر اساس آزمون فرضیه، با افزایش فرهنگ نوآوری گرا، کاربرد فن های حسابداری مدیریت استراتژیک نیز افزایش می یابد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیان می کند که فرهنگ نوآوری گرا بر افزایش کاربرد فن های حسابداری مدیریت استراتژیک تأثیری مثبت و معنادار می گذارد؛ از این رو با پیشرفت فناوری در شرکت ها، کاربرد فن های حسابداری مدیریت استراتژیک، ابزاری پیشرفته برای تصمیم گیری مدیران فراهم می کند. افزون بر این، عوامل فرهنگی در سطح سازمانی، بر نوآوری های حسابداری مدیریت استراتژیک تأثیر می گذارد؛ اما اثربخشی و کارایی این نوآوری در محیط و بسترهای فرهنگی مختلف، متفاوت است. اهمیت فرهنگ سازمانی از آنجا ناشی می شود که در حال حاضر، مدیران بیش از پیش، به اهمیت شناخت فرهنگ سازمانی، به منظور کسب مزیت رقابتی از دیگر سازمان ها پی برده اند. همچنین، فرهنگ نوآوری گرا، به عنوان عاملی برای توسعه مستمر تولید و کاربرد ایده های جدید در تمام قسمت های سازمان شمرده می شود. این پژوهش اطلاعات سودمندی را در اختیار مدیران قرار می دهد تا بتوانند برای بقای بیشتر شرکت ها، مهارت های لازم را کسب کنند.
بودجه ریزی عملیاتی و کنترل عملکرد در دستگاه های اجرایی ایران با استفاده از ارزیابی متوازن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی نظام بودجه ریزی عملیاتی دستگاه های اجرایی ایران در قالب چهار گروه عوامل زمینه ای، عوامل ساختاری، عوامل انسانی و سایر عوامل مؤثر بر بودجه ریزی عملیاتی و تلفیقی با الگوی تکامل یافته روش ارزیابی متوازن، می پردازد. جامعه آماری شامل کلیه دستگاه های اجرایی موضوع ماده (5) قانون مدیریت خدمات کشوری است. داده ها با استفاده از روش پیمایشی و استفاده از 182 پرسشنامه به دست آمد و با کمک روش معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، ترکیبی از الگوهای سه عاملی شه و سه شاخگی مدیریت جهت بودجه ریزی عملیاتی استفاده شد. عملکرد دستگاه های اجرایی بر اساس ارزیابی متوازن مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سازه های «عوامل ساختاری»، «عوامل انسانی» و «سایر عوامل مؤثر در استقرار بودجه ریزی عملیاتی، بر عملکرد دستگاه های اجرایی تأثیر مثبت و معناداری دارند ولی سازه «عوامل زمینه ای» تأثیر معناداری بر عملکرد ندارد. همچنین، نتایج آزمون الگوی مذکور بر جامعه هدف، نشان داد که متغیرهای بودجه ریزی عملیاتی بر عملکرد دستگاه های اجرایی از طریق فن ارزیابی متوازن تأثیر مثبت و معنا داری دارند. این یافته ها مبانی نظری بودجه ریزی عملیاتی به ویژه عوامل ساختاری، عوامل انسانی، عوامل زمینه ای و سایر عوامل تاثیرگذار را تایید می کنند.