فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۱۲٬۹۰۵ مورد.
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
225 - 252
حوزههای تخصصی:
هدف: پیامدهای منفی اقتصادی منتج از عدم اطمینان سیاست های اقتصادی، موجب شکل گیری نگرانی هایی بین نهادهای نظارتی، حاکمیتی، صاحب نظران و شرکت ها شده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین عدم اطمینان اقتصادی در ایران و همزمانی بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، اطلاعات مالی 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1390 تا 1399 مورد بررسی قرار گرفت و فرضیه ها با استفاده از مدل رگرسیونی چندمتغیره آزمون گردید؛ ضمن آن که جهت اندازه گیری عدم اطمینان اقتصادی (شاخص های نرخ رشد اقتصادی، نرخ ارز، نرخ تورم و نرخ بهره) و همزمانی بازده سهام به ترتیب از مدل گارچ و ضریب تعیین مدل بازار استفاده شده است.یافته ها: نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها مبین این موضوع است که بین عدم اطمینان در نرخ رشد اقتصادی و نرخ بهره با همزمانی قیمت سهام رابطه ای منفی و معنی دار و بین عدم اطمینان در نرخ ارز و همزمانی بازده سهام رابطه ای مثبت و معنی دار وجود دارد. ضمن آن که نتایج تحقیق نشان دهنده وجود رابطه ای مثبت بین عدم اطمینان در نرخ تورم و همزمانی قیمت سهام است که از نظر آماری این نتایج معنی دار نمی باشد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که بین عدم اطمینان در برخی سیاست های اقتصادی و همزمانی بازده سهام رابطه ای معنی دار وجود دارد که این رابطه در برخی موارد منفی (نرخ رشد اقتصادی و نرخ بهره) و در برخی دیگر (نرخ ارز) مثبت است
Identify and Rank the Effective Factors of Financial Risks and Efficiency in Insurance Companies Listed on the Stock Exchange using the Delphi Method(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Financial markets play a key role in economic development, and the insurance industry as a financial institution can be the bedrock of economic growth. Thus, risk and performance appraisal are very important in the insurance industry. There are several methods for evaluate risk and efficiency in financial markets, but since the performance of insurance companies is different from other financial institutions for the risk acceptance of other organizations and individuals, it is necessary to rank factors affecting efficiency and risk in insurance companies separately based on the performance of companies prior to focus on the calculation method. This paper discussed factors affecting the financial risks of insurance companies and efficiency and their rankings using the Delphi qualitative method and collecting expert’s opinions as well as data from domestic and forign papers. The statistical population of the research is experts and specialists in the field of risk and insurance. Spss, Eviews and Excell 2013 were used to review the questionnaires and estimate the results. The results of this paper identified the factors affecting each of the risks of financial wealth, liquidity, credit, operations and efficiency, and in the ranking obtained through Friedman test, efficiency is the highest rank, followed by liquidity, operational and credit risk in the rankings.
بررسی میزان موفقیت اصلاح نظام بودجه ریزی کشور از دیدگاه کارکنان و مدیران دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معضلات و چالش ها ی بودجه ریزی در ایران ، همواره اندیشمندان اقتصادی و دست اندر کاران اجرایی دولت را به چاره اندیشی در این خصوص ترغیب کرده است. در این راستا طرحی دو مرحله ای هر مرحله شامل چهار بخش در سال 1381 به تصویب هیئت دولت رسید و آن طرح مبنای اصلاح نظام بودجه کشور قرار گرفت. این پژوهش برآن است تا با توجه به بازه زمانی 18 ساله از تصویب و اجرا طرح به بررسی میزان توفیق و چالش های آن از دیدگاه کارشناسان و مدیران دست اند کار بپردازد. با در نظر گرفتن اهداف طرح، تعاریف مفهومی به متغیر های قابل سنجش تبدیل گردید و در قالب یک پرسشنامه 7 مرحله ای تدوین گردید. شرکت کنندگان در تحقیق شامل مدیران و کارشناسان مالی و بودجه ای سازمان های دولتی شامل ادارات کل برنامه و بودجه و ادارات اموزش و پرورش و کار و امور اجتماعی سه استان تهران، البرز و قم که در زمینه تخصصی بودجه در سازمان های دولتی مشغول به کار هستند. در مجموع بر اساس ارزشیابی بدست آمده اهداف کلی طرح در حد متوسط برآورد گردید که با توجه به وقت و هزینه صرف شده در این خصوص امیدوارکننده به نظر نمی رسد .ضمن آنکه اهداف مرحله اول در حد متوسط و مرحله دوم کمتر از متوسط برآورد گردید . عامل مدرک تحصیلی تاثیری در نتایج نداشت اما خانمها موفقیت طرح را کمتر و مدیران در مجموع موفقیت طرح را بیشتر برآورد کرده اند .
ساختار مالکیت، عدم اطمینان سیاسی و رفتار نامتقارن هزینه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی رابطه عدم اطمینان سیاسی (انتخابات ریاست جمهوری) و رفتار نامتقارن هزینه ها با توجه به اثر نوع مالکیت شرکت (دولتی در مقابل خصوصی) است. به منظور اجرای این پژوهش، نمونه ای مشتمل بر 325 شرکت (1990 مشاهده) پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران انتخاب شده اند. فرضیه ها با استفاده از داده های ترکیبی و مدل رگرسیون چندگانه با روش حداقل مربعات معمولی و رویکرد خطای استاندارد مقاوم آزمون شد. نتایج فرضیه اول پژوهش نشان می دهد که رفتار نامتقارن هزینه های اداری، عمومی و فروش در طی زمان وجود عدم اطمینان سیاسی (سال های انتخابات ریاست جمهوری) به صورت خطی و در سال های غیرانتخابات به صورت چسبنده می باشد. به عبارتی دیگر سرعت کاهش در هزینه ها نسبت به سرعت افزایش در هزینه ها در سال های غیرانتخابات کمتر است. یافته های مرتبط با فرضیه دوم نیز حاکی از آن است که در سال های انتخابات شرکت های با مالکیت دولتی دارای رفتار هزینه ها چسبنده و شرکت های با مالکیت خصوصی دارای رفتار خطی (غیر چسبنده) می باشد و برای شرکت های با مالکیت دولتی چسبندگی هزینه ها در سال انتخابات نسبت به سال های غیرانتخابات بیشتر است. همچنین، نتایج آزمون های تکمیلی نشان می دهد در هر دو دوره سال های انتخاباتی و سال های غیرانتخاباتی رفتار بهای تمام شده کالای فروش رفته ضدچسبنده است و میزان ضدچسبندگی در سال انتخاباتی شدیدتر است. همچنین در شرکت های با مالکیت خصوصی و دولتی این رفتار در سال های انتخابات و غیرانتخابات به صورت ضدچسبنده می باشد و در شرکت های با مالکیت دولتی در سال انتخاب میزان ضدچسبندگی بیش از سایر سال ها و شرکت های خصوصی می باشد. علاوه بر این، رفتار هزینه های عملیاتی در طی هر دو دوره به صورت خطی است و این نتیجه برای شرکت های با مالکیت دولتی و شرکت های با مالکیت خصوصی نیز تفاوتی نمی کند.
ارائه الگوی اثر درجه شباهت گروهی و کیفیت اطلاعات حسابداری و کیفیت گزارشگری مالی بر ارزش گذاری عرضه عمومی اولیه سهام با استفاده از الگوریتم شبکه های عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی شرکت های مشابه، نقش مهمی در قیمت گذاری عرضه های عمومی اولیه دارد. هدف این پژوهش ارائه الگوی اثر درجه شباهت گروهی و کیفیت اطلاعات حسابداری و کیفیت گزارشگری مالی بر ارزش گذاری عرضه عمومی اولیه سهام با استفاده از الگوریتم شبکه های عصبی مصنوعی است. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و با استفاده از داده های 92 شرکت پذیرفته شده در بازار سرمایه در بازه زمانی سالهای 90 تا 98، با بهره از روش رگرسیون چندگانه به روش داده های ترکیبی و در ادامه استفاده از الگوریتم های شبکه عصبی مصنوعی به آزمون فرضیه ها می پردازد. یافته ها: ارزش گذاری سهام در عرضه های عمومی اولیه، از لحاظ درجه شباهت شرکت های هم گروه و کیفیت اطلاعات حسابداری شرکت متفاوت است و تشابه کیفیت اطلاعات حسابداری، اثر شرکت های هم گروه را بر ارزش گذاری عرضه عمومی اولیه تعدیل می کند؛ اما ارزش گذاری سهام مبتنی بر شرکت های هم گروه و کیفیت اطلاعات حسابداری، با قیمت گذاری اشتباه در عرضه های عمومی اولیه در ارتباط نیست. همچنین الگوریتم کرم شب تاب توان بالاتری جهت پیش بینی ارزش گذاری عرضه عمومی اولیه سهام دارد. نتیجه گیری: اطلاعات یک عرضه اولیه، محدود به اطلاعات حسابداری خود نیست و اطلاعات حسابداری و کیفیت گزارشگری شرکت های هم گروه، حاوی اطلاعاتی در مورد قیمت گذاری عرضه های اولیه است.
ارائه الگوی ارزیابی کیفیت فرآیند حسابرسی صورت های مالی با استفاده از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
252 - 280
حوزههای تخصصی:
قابلیت اطمینان و ارائه منصفانه به عنوان عامل اصلی در بین تمام اهداف حسابرسی عمل می کند که از طریق آن می توان به اعتبار صورت های مالی دست یافت. بااین حال، قابلیت اطمینان و ارزیابی منصفانه بودن تحت تاثیر فناوری های حسابرسی است. روش های حسابرسی دستی به دلیل بررسی نمونه ای حسابها در مقایسه با هوش مصنوعی که کلیه حسابها و اطلاعات مالی و غیر مالی را بررسی نموده، شواهد کمتری را برای حسابرسان جهت دستیابی به قضاوت حسابرسی در مورد منصفانه بودن کل مجموعه صورت های مالی فراهم می کند. لیکن استفاده از هوش مصنوعی سبب افزایش کیفیت فرایند حسابرسی و بالطبع حل مشکلات پیچیده حسابرسی و افزایش دقت و بازدهی می گردد که درنهایت پیامد حاصل از این اقدام، بهبود عملکرد حسابرسی از طریق ارائه منصفانه و قابل اطمینان گزارش های حسابرسی به عنوان دو مورد از اهداف مهم ارائه گزارش حسابرسان می باشد. هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی مفهومی ارزیابی کیفیت فرآیند حسابرسی صورت های مالی با استفاده از هوش مصنوعی با رویکرد نظریه پردازی زمینه بنیان می باشد. جامعه آماری شامل افراد متخصص و حرفه ای در زمینه حسابرسی است که با مفاهیم هوش مصنوعی نیز تا حدودی آشنا می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند درمجموع 16 نفر انتخاب شدند. داده ها به روش مصاحبه عمیق و به صورت نیمه ساختاریافته گردآوری شد. در این پژوهش از طریق کدگذاری و طبقه بندی مفاهیم و مقوله ها، تمامی مفاهیم به یکدیگر مرتبط شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد کیفیت فرایند حسابرسی صورت های مالی به وسیله هوش مصنوعی تحت تأثیر، گردآوری شواهد حسابرسی، زبان های نرم افزاری پیشرفته، ماشینی شدن فعالیت ها، توسعه مهارت ها فردی حسابرسان و استفاده از مدل های بزرگ استخراج داده ها می باشد. با توجه به عوامل علی، راهبردهایی برای ارتقاء کیفیت فرایند حسابرسی صورت های مالی ارائه گردید که در بستر عوامل زمینه ای و مداخله گر ایجاد می شوند.
طراحی مدل تعالی حکمرانی مطلوب در دیوان محاسبات کشور (مطالعه کیفی با روش نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۲
405 - 422
حوزههای تخصصی:
حکمرانی، مهم ترین عامل توسعه و پیشرفت و اولین و پایه ای ترین نیاز هر کشور می باشد. هدف اصلی ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، طراحی مدل تعالی حکمرانی مطلوب در دیوان محاسبات کشور است. جهت دستیابی به مدل تعالی حکمرانی مطلوب، از روش کیفی - اکتشافی استفاده شده است. ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻣﺎﺭی بخش کیفی، تعداد 20 نفر از نخبگان و خبرگان دیوان محاسبات کشور هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده اند و جهت ﺟﻤﻊﺁﻭﺭی ﺩﺍﺩﻩ ها ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻧیﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭیﺎﻓﺘﻪ و برای ﺗﺠﺰیﻪ ﻭ ﺗﺤﻠیﻞ داده ها ﺑﺎ ﺭﻭﺵ ﺗﺤﻠیﻞ مضمون (تم) استفاده شده است. نتایج نشان داد مدل حکمرانی مطلوب شامل 2 ﺑﻌﺪ (عوامل زمینه ای و عوامل محتوایی)، 5 مؤلفه (عوامل آرمان گرا، عوامل فرهنگی، عوامل قانون گرا، عوامل بازدارنده، عوامل انسان گرا) و 20 شاخص (ساختار سازمان، چشم انداز سازمان، اهداف کلان، راهبرد، فرهنگ سازمانی، ارزش ها و اصول بنیادین فرهنگی، حاکمیت قانون، کیفیت قوانین و مقررات، ضابطه مندی، تنقیح قوانین و مقررات، شفافیت، انضباط مالی، کنترل داخلی، کنترل فساد، پاسخگویی، مسئولیت پذیری، عدالت اجتماعی، مشارکت، اعتمادآفرینی، شایسته گزینی و شایسته سالاری) است.
بسترها و راهبردهای خاستگاه حسابداری مدیریت در پرتو گزارشگری به هنگام و توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
34 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و اجزای حسابداری مدیریت با استفاده از رویکرد گزارشگری به هنگام می باشد. ازاین رو تلاش می گردد با رویکرد زمینه بنیان، به ارزیابی و تحلیل نظام مند مؤلفه های نوظهور حاصل از مصاحبه با خبرگان حرفه حسابداری مدیریت پرداخته و بسترها و راهبردهای حسابداری مدیریت در پرتو گزارشگری به هنگام و توسعه پایدار ارائه گردد.
با توجه به اینکه گزارشگری به هنگام و توسعه پایدار میل به نخبه گرایی دارد، از روش زمینه بنیان و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته برای بیان جنبه های معلوم و مجهول هریک از پدیده های موردبررسی این پژوهش استفاده شده است. دوره زمانی اجرای پژوهش نیز طی سال های 1401 و 1402 می باشد و جامعه آماری را اساتید خبره و مجرب دانشگاهی در حوزه حسابداری مدیریت و حسابداران مدیریت شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند.
یافته ها نشان داد که ازجمله بسترها و راهبردهای مؤثر بر حسابداری مدیریت با رویکرد گزارشگری به هنگام بسترهای فرهنگی، محیطی و اقتصادی است که میزان آگاهی بخشی کارکنان، تقویت دانش و مهارت های انسانی مدیران را نسبت به گزارشگری به هنگام و یکپارچه و طراحی و ایجاد معماری سازمانی و معماری تطبیقی تقویت می نماید و ازجمله راهبردهای اصلاحی در این زمینه، مستندسازی فرایندها در چارچوب بهبود مستمر و توجه به مدیریت کیفیت جامع از طریق مدیریت فرایندها و حاکمیت فناوری اطلاعات می باشد. همچنین در حوزه توسعه پایدار، تخصیص منابع مالی کافی در جهت حمایت از سیاست های تحقق اهداف توسعه پایدار و اولویت های توسعه در محیط اقتصادی و فرهنگی برای منافع بلندمدت ملی به جای منافع شرکتی از الزامات تحقق راهبردهای حسابداری مدیریت توسعه پایدار احصاء گردید. بدین منظور، استقرار سیستم حسابداری مدیریت بهنگام با رویکرد حاکمیت فناوری اطلاعات سبب تقویت حاکمیت شرکتی و کنترل های داخلی شرکت را موجب می گردد.
طراحی مدلِ بهزیستی روانشناختی حسابرسان: ارزیابی استنتاج فازی تودیم چندمرحله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹۱
۶۶-۳۵
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از تغییر دانش حسابرسی از حوزه های صرفاً کلاسیک، امروزه به توسعه کارکردهای ادراکی حسابرسان مبنی بر توسعه سطح آگاهی شناختی از کارکردهای حرفه ای حسابرسی متمرکز است تا بتواند به ارتقاء کیفیت زندگی حرفه ای حسابرسان منجر شود و امکان بهبود کیفیت کارکردهای حسابرسی را برای ذینفعان مهیا نماید. هدف این مطالعه طراحی مدلِ بهزیستی روانشناختی حسابرسان و ارزیابی ابعاد شناسایی شده از طریق استنتاج فازی تودیم چندمرحله ای می باشد. این مطالعه از نظر روش شناسی جمع آوری داده ها ترکیبی است. لذا ابتدا از طریق تحلیل نظریه داده بنیاد و استفاده از رویکرد گلیزر، تلاش گردید تا ابعادِ بهزیستی روانشناختی حسابرسان تعیین گردد و سپس پایایی آن با هدف تعیین حدِ اجماع نظری از طریق تحلیل دلفی فازی مورد بررسی قرار گیرد. در بخش کمی پژوهش نیز از استنتاج فازی تودیم بهره برده شده است، زیرا هدف در این بخش تبیین ابعاد شناسایی شده جهت تعیین مهمترین بعد بهزیستی روانشناختی حسابرسان می باشد. در این پژوهش در بخش کیفی ۱۵ نفر از خبرگان رشته حسابداری در سطح دانشگاهی و در بخش کمی 50 نفر از حسابرسان دارای بیش از 5 سال سابقه تجربه به عنوان جامعه آماری مشارکت داشتند. نتایج پژوهش در بخش کیفی طی 15 مصاحبه از وجود 38 مضمون؛ 6 مولفه و 3 مقوله در قالب یک مدل شش بعدی حکایت دارد. نتایج در بخش کمی پژوهش بر اساس ماتریس استنتاج فازی تودیم و تعیین وزن نهایی هر یک از معیارهای پژوهش، از انتخاب تحریک ادراک حسابرسان به عنوان مهمترین بعد بهزیستی روانشناختی در حرفه حسابرسی حکایت دارد. نتیجه کسب شده بیان کننده این واقعیت است که تحریک ادراک حرفه ای بیان کننده ایجاد فرصت های برابر در ارتقاء شغلی و تقویت سطح معنابخشی به حرفه؛ پذیرش استانداردها و الزامات اخلاقی در حسابرسان می باشد که باعث ایجاد انگیزه مثبت در آنان می شود.
تحلیل مکانیسم اثرگذاری تغییرات مخارج دولت به تفکیک اجزا، تحت دو رویکرد سیاستگذاری پولی مبتنی بر قاعده و صلاحدید، در قالب الگوی تعادل عمومی پویای تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: این پژوهش تلاش می نماید که آثار تکانه مخارج دولت به تفکیک اجزای اصلی آن را در قالب دو رویکرد سیاست پولی مبتنی بر قاعده و صلاحدید مقایسه و تحلیل نماید. روش پژوهش: برای دستیابی به این هدف، با طراحی و کالیبراسیون یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی و با رویکرد کینزین جدید طی بازه زمانی ۱۳۷۰-۱400 متناسب با واقعیات اقتصاد ایران به مقایسه آثار و تحلیل مکانیسم اثرگذاری تکانه های مخارج مصرفی و سرمایه ای دولت بر برخی متغیرهای حقیقی و اسمی اقتصاد کلان پرداخته ایم.یافته های پژوهش: مقایسه نتایج به دست آمده از شبیه سازی در دو مدل مجزا مبین آن است که در میزان و مکانیسم تاثیر بر متغیرهای بخش واقعی اقتصاد، تفاوت چندانی میان سیاستگذاری پولی مبتنی بر قاعده و سیاستگذاری صلاحدیدی وجود ندارد. در مقابل، در خصوص تأثیرگذاری بر متغیرهای غیرحقیقی در مواجهه با تکانه های مذکور، سیاستگذاری صلاحدیدی نسبت به قاعده سیاستی عملکرد بهتری را نشان می دهد.نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: نتایج حاصل از این پژوهش می تواند از طریق تبیین آثار تغییر هزینه های عمومی در امر بودجه ریزی و سیاستگذاری مفید واقع گردد. همچنین نتایج حاصل از مطالعه تعادل عمومی در حوزه سیاستگذاری پولی نیز قابلیت استفاده برای مقام پولی را دارد. وجه تمایز اصلی مطالعه حاضر با سایر مطالعات داخلی در بررسی اثرات مخارج به تفکیک تکانه مخارج مصرفی و سرمایه ای دولت بر متغیرهای کلان، در قالب یک مدل تعادل عمومی پویای تصادفی و مقایسه آن تحت دو سیاستگذاری پولی متفاوت می باشد.
شناسایی عوامل موثر بودجه ریزی عملیاتی در بخش عمومی با استفاده از نظریه داده بنیاد چندوجهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوالی که امروزه در زمینه پیاده سازی بودجه ریزی عملیاتی مطرح می شود این است که «چه الزامات و نیازهایی می باید به منظور اجرای کامل و مناسب بودجه ریزی عملیاتی از سوی سازمان های دولتی در نظر گرفته شود؟» این تحقیق در پی آن است تا مدلی جهت تبیین عوامل کلیدی و موثر بودجه ریزی عملیاتی در بخش عمومی شناسایی کند و عوامل کلیدی مستخرجه برای شناسایی یک الگوی مناسب از طریق تحقیق دلفی به نظرخواهی متخصصان گذارده و پس از کسب اجماع به عنوان الگوی مطلوب نظام بودجه ریزی عملیاتی، معرفی گردد. این پژوهش دارای رویکردی کیفی بوده و از روش نظریه داده بنیاد چندوجهی(مولتی گراندد تئوری)به عنوان روش تحقیق استفاده شد. روش گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های عمیق و باز با15 نفر از اساتید مجرب دانشگاهی و فعالان و مدیران سازمان های بخش عمومی از طریق نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به نقطه اشباع مورد بحث است. روایی پژوهش توسط مصاحبه شوندگان و متخصص مورد تأیید گردید. پایایی نیز با استفاده از روش بازآزمون91 درصد به دست آمد. برای تحلیل داده ها از روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که عوامل سیاسی، عملکردی، سازمانی به عنوان عوامل علی؛ توانایی سازمانی، سازمانها و ارگان ها، مدیریتی، بعنوان مقوله ها؛ عوامل سیستمی، انسانی، ساختاری، ملی، بعنوان عوامل زمینه ای؛ عوامل سازمانی، فرآیندی، اقتصادی، بعنوان عوامل مداخله گر؛ عوامل فنی و جامعه، بعنوان راهبردها و پیامدهای سازمانی و ملی بعنوان پیامدهای عوامل موثر در بودجه ریزی عملیاتی در بخش عمومی شناسایی گردید.
فعالیت های مدیریت دارایی ها در نهادهای بخش عمومی: بررسی وضعیت فعلی و عوامل زمینه-ای موثر بر بهبود آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: دولت ها مسئول ارائه خدمات عمومی با کیفیت بالا به شهروندان خود با مطلوب ترین شرایط هستند. افزون بر سایر وظایف، دولت ها مسئول مدیریت پرتفوی متنوعی از دارایی-های عمومی هستند. از آنجایی که مدیریت دارایی ها برای موفقیت کشورها حیاتی است، هدف پژوهش حاضر بررسی فعالیت های فعلی مدیریت دارایی بخش عمومی و بررسی عوامل زمینه ای موثر بر بهبود آنها با تمرکز بر ادارات دولتی شهر ایلام می باشد. روش پژوهش: چارچوب مورد استفاده مشابه با پژوهش الهزمی (2016) که مبتنی بر هفت استاندارد و رهنمود شناخته شده بین المللی بوده و تعدیلاتی مطابق با شرایط محیطی ایران در آن انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان بخش های حسابداری و مالی ادارات دولتی شهر ایلام است، با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 160 نفر تعیین و داده های 97 پرسشنامه تکمیل شده با استفاده از t تک نمونه ای و معادلات ساختاری و بکارگیری نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش: یافته های حاصل شده بیانگر مطلوب نبودن فعالیت های مدیریت دارایی در ادارات دولتی شهر ایلام است، علاوه بر این، عوامل زمینه ای (یعنی استانداردهای حرفه ای، تجارب سازمانی کارکنان و رویه های سازمانی) بر بهبود فعالیت های مدیریت دارایی ها در نهادهای بخش عمومی تاثیر دارد. نتیجه گیری، اصالت و ارزش افزوده آن به دانش: نتیجه آنکه جهت کسب اطمینان از در دسترس بودن و مورد استفاده قرار گرفتن دارایی ها برای اهداف موردنظر در بخش عمومی، مدیریت دارایی ها باید کارا و اثربخش باشد، لازمه دستیابی به این امر اصلاح رویه ها و فرآیندهای مدیریت دارایی می باشد.
تأثیر عملکرد شرکت بر ارتباط بین قضاوت حرفه ای و کشف تقلب حسابرس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عملکرد شرکت بر ارتباط بین قضاوت حرفه ای حسابرس و توانایی کشف تقلب است. روش: این پژوهش از لحاظ طبقه بندی تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر کلیه حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی ایران به تعداد 2959 بوده و نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. تعداد نمونه آماری با روش نمونه گیری کوکران 341 نفر به دست آمد. برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که بین قضاوت حرفه ای حسابرس و توانایی کشف تقلب، ارتباط مثبتی وجود دارد. ولی، بین عملکرد مالی شرکت و توانایی کشف تقلب ارتباط منفی وجود دارد. همچنین، عملکرد مالی شرکت بر ارتباط بین قضاوت حرفه ای و توانایی کشف تقلب تأثیر منفی دارد. بنابراین، حسابرسانی که قضاوت های حرفه ای بالاتری داشته باشند، احتمال کشف تقلب توسط آن ها بیشتر می شود. ولی، با بهبود عملکرد مالی، از امکان رخداد تقلب در شرکت کاسته خواهد شد. نتیجه گیری: برای حسابرسان مهم است که در حین حسابرسی به منظور کشف تقلب، قضاوت حرفه ای بالاتری را از خود نشان دهند. همچنین، عملکرد مالی شرکت می تواند بر توانایی شناسایی کشف تقلب، اثر منفی داشته باشد. یعنی، با بهبود عملکرد مالی، از امکان رخدداد تقلب در بنگاه اقتصادی کاسته شده و توانایی شناسایی کشف تقلب کمتر می شود و نیز، هرچه حسابرسان در خصوص اصول و موازین حرفه ای درک بالاتری داشته باشند، توانایی شناسایی و کشف تقلب و سطح قضاوت حرفه ای آن ها نیز بیشتر می شود.
مدلسازی اثرات تورش های رفتاری سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران بر قیمت سهام در چارچوب مدل عامل ناهمگن و بهینه سازی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
241 - 260
حوزههای تخصصی:
بررسی اثرات استراتژی ها و باورهای مختلف سرمایه گذاران بر قیمت سهام، همواره مورد توجه پژوهشگران و فعالان بازار بوده است.هدف این مقاله مدلسازی اثرات تورش های رفتاری سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران در چارچوب مدل عامل ناهمگن و بهینه سازی آنها با استفاده از الگوریتمpso می باشد.برای انجام پژوهش ابتدا نقطه بحران و سقوط بازار سهام براساس روند تغییرات شاخص،ارزش بازار و ارزش معاملات مشخص شد و قیمت های بنیادی و قیمت های بازار ، 40 روز قبل و 40 روز بعد از رویداد مشخص شد. سپس، تورش های رفتاری اعتماد بیش از حد، رفتار گله ای و احساسات بازار وارد مدل شده و شبیه سازی قیمت سهام در مقطع بحران در چارچوب مدل عامل ناهمگن بروک و هومز صورت گرفت.همچنین از الگوریتم PSO جهت بهینه سازی داده های تولید شده در فرایند شبیه سازی استفاده شد و در نهایت با مقایسه قیمت های شبیه سازی شده با قیمت های واقعی بازار، توانایی مدل در توضیح رفتار سرمایه گذاران در مقطع بحران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که احساسات منفی بازار به عنوان مهمترین عامل رفتاری در توضیح رفتار قیمت سهام در هنگام سقوط بورس اوراق بهادار تهران عمل می نماید.
ترسیم نقشه علمی پژوهش های کیفیت حسابرسی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۸
35 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، انجام مرور بر ادبیات حوزه کیفیت حسابرسی داخلی با استفاده از روش کتا ب سنجی، شامل بررسی روند زمانی پژوهش های صورت گرفته، ارزیابی اثرات مقالات، مجلات، نویسندگان، مؤسسات پژوهشی و کشورها ، و همچنین، شناسایی ساختار مفهومی، فکری و اجتماعی مطالعات حوزه مذکور می باشد . از این جهت، کلیه مقالات منتشر شده در حوزه کیفیت حسابرسی داخلی در پایگاه داده وب آو ساینس (WOS)، طی سال های 1993 تا 2023 مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحلیل ها حاکی از روند فزاینده مطالعات حوزه کیفیت حسابرسی داخلی میباشد. همچنین، مقاله Prawitt et al. (2009) پراستنادترین مقاله، Wood تأثیرگذارترین پژوهشگر، Accounting Review مؤثرترین مجله، Managerial Auditing Journal مولدترین مجله، دانشگاه بریگام یانگ ایالاتمتحده پرکارترین مؤسسه پژوهشی، و کشور ایالات متحده تأثیرگذارترین کشور در این حوزه می باشند. «حاکمیت شرکتی»، «کنترل های داخلی»، «کارایی حسابرسی» و «صلاحیت حسابرسی» به عنوان موضوعات محرک، مفاهیمی هستند که در حوزه کیفیت حسابرسی داخلی، به میزان قابل توجهی توسعه یافته و دستاوردهای پژوهشی بااهمیتی برای این حوزه پژوهشی فراهم آورده اند. «مدیریت سود» و «مدیریتریسک» موضوعات نوظهور در این حوزه پژوهشی بوده و پیشبینی می شود که در سال های آینده، مطالعات بیشتری بر روی آنها صورت پذیرد. همچنین، موضوع «پاسخگویی» باوجود آنکه که موضوعی کلیدی فوق العاده بااهمیتی در حوزه پژوهش های کیفیت حسابرسی داخلی می باشد، ولی همچنان مستعد توسعه در پژوهش های آتی می باشد.
گستره تجارب حسابرس در صنایع و اعمال تردید حرفه ای توسط حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۹
165 - 188
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ارتباط گستره تجارب حسابرس در صنایع، به عنوان میزان تجربه حسابرس در حسابرسی صاحبکاران در صنایع مختلف، با اعمال تردید حرفه ای حسابرس، بررسی شده است. با استفاده از داده های 211 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، در دوره زمانی12 ساله 1389 الی 1400 (1,785 مشاهده شرکت-سال)، نتایج به دست آمده نشان می دهد، حسابرسان برخوردار از طیف وسیعی از تجارب در صنایع مختلف، با احتمال بیشتری صاحبکاران را وادار به اصلاح صورت های مالی خود بابت تحریفات و اشتباهات موجود می کنند. به ویژه، این ارتباط برای تعدیلات کاهشی و نیز، مقادیر بالاتر تعدیلات حسابرسی، قوی تر است. همچنین، احتمال تجدید ارائه صورت های مالی حسابرسی شده توسط حسابرسان با گستره وسیع تر تجارب، کمتر است. در نهایت، در صورت های مالی حسابرسی شده توسط این حسابرسان از اقلام تعهدی اختیاری کمتری، استفاده شده است. به طور کلی، یافته های پژوهش نشان می دهد که تنوع تجارب حسابرس در صنایع مختلف می تواند منجر به توسعه اعمال تردید حرفه ای توسط حسابرسان شود.
مقایسه پذیری حسابداری، کیفیت گزارشگری مالی و کارایی قیمت گذاری اقلام تعهدی اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه رابطه مقایسه پذیری حسابداری را با کیفیت گزارشگری مالی و کارایی قیمت گذاری اقلام تعهدی اختیاری مورد بررسی قرار می دهد. با این تفکر که مقایسه پذیری، محیط اطلاعاتی را بهبود می بخشد و نه تنها موجب افزایش توانایی مدیران برای ارزیابی دقیق تعهدات می شود، بلکه درک سرمایه گذاران را در مورد تعهدات بهبود می بخشد. شرکت های مورد بررسی شامل 71 شرکت طی سال های 1391 الی 1398 می باشد. در این تحقیق برای مقایسه پذیری حسابداری از مدل دی فرانکو (2011)، برای کیفیت گزارشگری مالی از مدل های کوتاری و همکاران (2005) و کازنیک (1999) و برای اقلام تعهدی از مدل مک نیکولز (2002) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که افزایش قابلیت مقایسه صورت های مالی سبب کاهش قدرمطلق خطای اقلام تعهدی گردیده و هرچه این مقدار کاهش یابد، کیفیت گزارشگری مالی افزایش خواهد یافت. در مجموع، نتایج آزمون ها نشان داد که مقایسه پذیری با کیفیت گزارشگری مالی بالاتر ارتباط دارد، چرا که مقایسه پذیری باعث بهبود فرآیند برآورد اقلام تعهدی و توانایی سیگنال دهی عملکرد آتی می گردد. همچنین مقایسه پذیری حسابداری نیز رابطه منفی با کارآیی قیمت گذاری اقلام تعهدی اختیاری دارد. به عبارتی، بالاتر بودن قابلیت مقایسه صورت های مالی در سال گذشته سبب افزایش درک استفاده کنندگانِ صورت های مالی از قیمت گذاری اقلام تعهدی شده و بر این اساس، هرچه ضریب متغیر منفی تر باشد، درک بالاتر سرمایه گذران را نشان می دهد. همچنین دریافتیم هنگامی که مقایسه پذیری بزرگتر باشد، سرمایه گذاران پاسخ چندان قوی به اقلام تعهدی اختیاری نشان نمی دهند.
بررسی ارتباط میان حق الزحمه باقیمانده حسابرسی و هموارسازی جریان های نقدی عملیاتی و هزینه های واقعی تولید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال سوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
156 - 174
حوزههای تخصصی:
حسابرسی با کیفیت، با کشف تحریف ها و پیشنهاد اصلاح آنها، موجب بهبود کیفیت صورت های مالی می شود. از اینرو، بین کیفیت حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی رابطه غیرقابل انکاری وجود دارد. با وجود این، کیفیت صورت های مالی همواره از دست کاری های مدیریت اثر می پذیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین حق الزحمه غیرعادی و هموارسازی جریان های نقدی عملیاتی و هزینه های واقعی تولید است. برای این بررسی، تعداد 105 شرکت با استفاده از روش حذف هدفمند برای سال های 1394 تا 1400، به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از رگسیون خطی استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین حق الزحمه غیر عادی حسابرسی و هموارسازی جریان های نقدی عملیاتی واقعی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین حق الزحمه غیر عادی حسابرسی و هموارسازی هزینه های واقعی تولید رابطه منفی و معناداری وجود دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که با افزایش پرداخت حق الزحمه غیرعادی که همان حق الزحمه غیر عادی حسابرسی است؛ هموارسازی جریان های نقدی عملیاتی کاهش پیدا می کند. همچنین، با افزایش پرداخت حق الزحمه غیرعادی، هموارسازی هزینه های واقعی تولید کاهش پیدا می کند. بنابراین می توان گفت که پرداخت حق الزحمه غیرعادی ناشی از روابط خاص بین حسابرس و صاحب کار نیست و موجب افزایش تلاش حسابرس برای انجام حسابرسی با کیفیت می شود.یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بین حق الزحمه غیرعادی حسابرسی و مدیریت سود واقعی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در واقع، حق الزحمه غیرعادی حسابرسی، ناشی از افزایش کیفیت حسابرسی است که توانایی و انعطاف مدیریت در استفاده از مدیریت سود واقعی و دست کاری در سود را کاهش می دهد.
رویکرد مدل معادلات ساختاری در آزمون ابعاد اخلاقی حسابرسان (صداقت، شایستگی و بی طرفی) تحت تأثیر فرسودگی شغلی و هوش معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
115 - 142
حوزههای تخصصی:
استرس مرتبط با شغل در تبیین طیف وسیعی از رفتارها و نگرش ها در محیط های کارحسابرسی پراسترس مهم است. فرسودگی شغلی به عنوان یک سندرم استرس ناکارآمد، انتظار می رود ابعاد اخلاقی حسابرسان را تحت تأثیر قراردهد. بنابراین هدف این پژوهش رویکرد مدل معادلات ساختاری در آزمون ابعاد اخلاقی حسابرسان تحت تأثیر فرسودگی شغلی و هوش معنوی می باشد. جامعه آماری پژوهش حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی بخش خصوصی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1400 می باشد. برای محاسبه تعداد نمونه انتخابی از روش بارکلای و همکاران استفاده شد,.که تعداد 260 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد و برای مدل سازی و آزمون فرضیه ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزاراسمارت PLS استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که فرسودگی شغلی بر ابعاد اخلاقی حسابرسان از جمله صداقت و درستی, شایستگی و بی طرفی حسابرسان تأثیر منفی و معناداری دارد همچنین در این پژوهش به بررسی تأثیر فرسودگی شغلی بر ابعاد اخلاقی با توجه به نقش تعدیلی هوش معنوی پرداخته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که هوش معنوی تأثیر منفی فرسودگی شغلی بر صداقت و درستی حسابرس را تعدیل می کند اما هوش معنوی تآثیرمنفی فرسودگی شغلی بر شایستگی و بی طرفی حسابرس را تعدیل نمی کند.
الگوریتم نقطه درونی در بهینه سازی سبد سهام چند هدفه: رویکرد GlueVaR(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
453 - 484
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بهینه سازی سبد سهام با استفاده از الگوریتم ریاضی نقطه درونی و استفاده از این الگوریتم در حل مسئله بهینه سازی پرتفوی چندهدفه است.
روش: داده های این پژوهش، قیمت پایانی روزانه شرکت های فعال بورس اوراق بهادر تهران بود که در انتهای سال ۱۴۰۰، برای محاسبه شاخص ۵۰ شرکت برتر استفاده شد. از آنجا که دوره زمانی مورد مطالعه، سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ بود، از بین ۵۰ شرکت یادشده، فقط ۳۳ شرکت که در طول دوره بررسی داده های آن ها در دسترس بود، باقی ماند. برای بهبود مدل بهینه سازی نیز از الگوریتم ریاضی نقطه درونی استفاده شد. ریسک سرمایه گذاری در این مدل با معیار GlueVaR محاسبه شد و نتایج به دست آمده از حل مدل با سایر معیارهای اندازه گیری ریسک، همچون واریانس، ارزش در معرض ریسک (VaR) و ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) نیز مقایسه شد.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، در مدل بهینه سازی پرتفوی با معیار سنجش ریسک GlueVaR و الگوریتم بهینه سازی نقطه درونی، در قیاس با دیگر معیارهای ریسک واریانس، ارزش در معرض ریسک (VaR) و ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR)، در یافتن مرز کارا عملکرد بهتری را نشان می دهد. همچنین الگوریتم نقطه درونی در حل مسائل بهینه سازی دفعات تکرار کمتری را در یافتن نقطه بهینه از خود نشان می دهد که این خود دلیلی بر قوی بودن این الگوریتم است.
نتیجه گیری: نتایج حاضر نشان می دهد که الگوریتم نقطه درونی قابلیت دارد که برای حل مسائل بهینه یابی سبد سهام استفاده شود و همچنین، معیار سنجش ریسک GlueVaR در مقایسه با معیارهای سنجش ریسک VaR، واریانس و CVaR می تواند برای بیشتر اشخاص با ترجیحات بازده و ریسک متفاوت، عملکرد بهتری داشته باشد.