مطالب مرتبط با کلیدواژه

توانمندسازی


۷۰۱.

پیوند بین مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی با توجه به مکانیسم میانجی استراتژی های سبز توسعه منابع انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدیریت منابع انسانی سبز توانمندسازی استراتژی سبز توسعه منابع انسانی دانشگاه آزاد اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش، مطالعه نقش میانجی گری استراتژیهای سبز توسعه منابع انسانی در ارتباط بین مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی در دانشگاههای آزاد اسلامی استان کرمان می باشد. این پژوهش از لحاظ ماهیت و روش یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و از منظر هدف کاربردی می باشد.جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاههای آزاد اسلامی استان کرمان به تعداد 747 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 256 نفر انتخاب شدند برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه استراتژیهای سبز توسعه منابع انسانی ، مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی با روایی و پایایی مناسب استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون پیرسون ورگرسیون استفاده شده است. یافته ها نشان داد استراتژیهای سبز توسعه منابع انسانی در ارتباط بین مدیریت منابع انسانی سبز و توانمندسازی کارکنان با رویکرد زیست محیطی در دانشگاههای آزاد اسلامی استان کرمان نقش میانجی دارد. و در نهایت به ارائه پیشنهاداتی پرداخته شده است.
۷۰۲.

بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سعدی توانمندسازی تحلیل توصیفی جامعه شناسی ادبیات پساتوسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.
۷۰۳.

اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی رهبری مربیگری عملکرد خلاقانه محیط های آموزشی مدیران مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۵
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی انجام گردید. 321 معلم ورزش ابتدایی استان گلستان جامعه آماری این پژوهش بودند. حجم نمونه پژوهش با بکارگیری فرمول کوکران 176 معلم تعیین گردید و برای انتخاب نمونه از روش انتخاب تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار اندازه گیری متغیرها شامل سه پرسشنامه رهبری مربیگری (الینگر و همکاران، 2013)، توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر و همکاران، 2005) و عملکرد خلاقانه (ژو و جرج، 2001) بود. نرم افزا آماری SPSS نسخه 25 به منظور انجام تحلیل های توصیفی بر روی ویژگی های فردی نمونه پژوهش و متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل های بخش استنباطی با بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS نسخه 4 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد اثر رهبری مربیگری مدیران بر توانمندسازی روانشناختی معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج پژوهش مشخص نمود رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش اثر معنی داری ندارد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان داد رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی اثر مثبت و معنی داری دارد. بی توان چنین نتیجه گیری نمود که بکارگیری رهبری مربیگری توسط مدیران مدارس با بهبود توانمندسازی معلمان ورزش موجب عملکرد خلاقانه آن ها می شود. بنابراین افزایش آگاهی و دانش مدیران مدارس از شیوه رهبری مربیگری و ترغیب آن ها به استفاده از این شیوه رهبری در محیط کاری خود پیشنهاد می شود.
۷۰۴.

چالش ها و فرصت های تربیتی و حرفه ای در عصرهوش مصنوعی: الزامات و اقتضائات مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی مدارس دانش آموزان معلمان توانمندسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۲
این مطالعه با مرور تحلیلی ادبیات و پژوهش های جدید به بررسی نقش هوش مصنوعی (AI) در شکل دهی به آینده مدارس، مزایا و معایب احتمالی آن، نقش در حال تحول مدارس و معلمان و پیامدهای ناشی از آن می پردازد. هدف این مطالعه ارائه یک درک جامع از تأثیر بالقوه بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در مدارس و ارائه پیشنهادهایی برای استفاده مؤثر از آن است. نتایج تحقیق نشان میدهد با به رسمیت شناختن هوش مصنوعی بعنوان یک واقعیت موجود و با درک نقش در حال تحول مدارس و معلمان،، هوش مصنوعی می تواند به طور موثری برای افزایش تجربیات یادگیری و آماده سازی دانش آموزان برای آینده به کار گرفته شود. بهبود برابری فرصت های آموزشی، بهبود یادگیری فردی متناسب با نیازهای ویژه و ارزیابی های دقیق شخصی سازی شده از جمله مزایای استفاده از هوش مصنوعی است. علاوه بر آن سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند حجم وسیعی از داده ها را برای متناسب کردن محتوای آموزشی تجزیه و تحلیل کنند و بازخورد فردی ارائه دهند، تعامل دانش آموز و نتایج یادگیری را افزایش دهند. با وجود مزایای بسیار زیاد، ابزارهای هوش مصنوعی با جمع آوری و تحلیل اطلاعات دانش آموزان نگرانی هایی در مورد حریم خصوصی و امنیت داده های دانش آموزان ومدارس بوجود می آورند. همچنین خطر اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی که به طور بالقوه نقش تعامل انسانی و رویکردهای آموزشی شخصی سازی شده را کاهش می دهد، وجود دارد. توانمندسازی حرفه ای معلمان بهترین رویکرد در مواجهه با هوش مصنوعی و نحوه استفاده بهینه آن در مدارس است.
۷۰۵.

بررسی موانع و مشکلات توانمندسازی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) در حوزه آموزش الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش الکترونیکی توانمندسازی کارکنان آموزشی کمیته امداد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
در سال های، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مقاصد آموزشی به عنوان راهنما و هدایتگر، هر روز با سرعت بیش از پیش پیشرفت های جدید را برای بشریت به ارمغان آورده است. بنابراین پژوهش حاضر به شناسایی موانع و مشکلات توانمندسازی جهت آموزش الکترونیکی کارکنان آموزشی کمیته امداد امام خمینی(ره) پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت رویکرد کمی و روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و افراد شاغل در بخش های مرتبط در کمیته امداد امام خمینی استان تهران است که با روش نمونه گیری در دسترس 377 نفر انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته بین آنها توزیع شد. سپس به منظور بررسی روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی فرضیات تحقیق از مدل سازی معادلات ساختاری روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM)  با کمک نرم افزار SmartPLS 3 استفاده شد. در راستای توانمندسازی آموزش الکترونیکی کارکنان کمیته امداد موانع شامل: عوامل فردی، عوامل مدیریتی سازمانی، عوامل زیر ساختی و فنی، عوامل پداگوژیکی، عوامل نگرشی، عوامل مالی و اقتصادی است. یافته ها نشان داد تمامی ضرایب بارهای عاملی از 4/0 بیشتر است و اعداد معناداری بزرگتر از 96/1 نشان از مناسب بودن این مدل دارد و بنابراین مدل نهایی طراحی و ارائه شد.
۷۰۶.

تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خود تنظیمی

کلیدواژه‌ها: آموزش بسته آموزشی توانمندسازی معلمان یادگیری خودتنظیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه: یادگیری خودتنظیمی به عنوان پیش بینی کننده انگیزه و موفقیت در مدرسه و پیش نیاز یادگیری مادام العمر شناخته شده است. معلمان نقش کلیدی و مهمی در طراحی و اجرای آموزش یادگیری خودتنظیمی و ارتقای آن در دانش آموزان دارند؛ با این حال به نظر می رسد معلمان مهارت و توانمندی لازم را در این خصوص ندارند و در پژوهش ها آماده سازی معلمان کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بنابراین طراحی بسته آموزشی به منظور توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خودتنظیمی و بهبود آن در دانش آموزان ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خودتنظیمی بود. روش: این پژوهش در دو مرحله انجام شد. مرحله اول به طراحی یک بسته آموزشی با هدف توانمندسازی معلمان در زمینه یادگیری خودتنظیمی اختصاص داشت و در مرحله دوم، اعتبارسنجی بسته آموزشی انجام شد. برای تدوین بسته آموزشی، از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. برای ارزیابی اعتبار این بسته از روش دلفی استفاده گردید. یافته ها: بسته آموزشی در 7 جلسه تدوین گردید، که مدت زمان هر جلسه 90 دقیقه در نظر گرفته شد. بر اساس نظر متخصصان مقادیرCVR  برای هیچ کدام از جلسات کمتر از 99/0 نبوده و مقادیر CVI برای تمام جلسات بزرگتر از 79/0 و در وضعیت مطلوبی بود. نتایج روشن ساختند که متخصصان وجود همه جلسات و محتوای کلیه جلسات را ضروری و مرتبط دانستند؛ لذا روایی محتوایی بسته آموزشی از نظر متخصصان تأیید گردید. نتیجه گیری: با توجه به نقش اساسی یادگیری خودتنظیمی در پیشرفت تحصیلی و یادگیری موفقیت آمیز و نیز چالش هایی از جمله کمبود دانش و مهارت معلمان در آموزش و ارتقای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان، بسته آموزشی توانمندسازی معلمان در آموزش یادگیری خودتنظیمی، می تواند مداخله ای مؤثر و کارآمد در بهبود و ارتقای یادگیری خودتنظیمی فراگیران، ارتقاء کیفیت محیط آموزشی و پیشبرد یادگیری مادام العمر در دانش آموزان باشد.
۷۰۷.

مدلی میان سطحی برای توانمندی روان شناختی کارکنان صنعت آب و فاضلاب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی توانمندسازی روان شناختی تحلیل چندسطحی صنعت آب و فاضلاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش حاضر، شناسایی مولفه ها و ابعاد توانمندی روان شناختی در سه سطح سازمانی، گروهی و فردی در صنعت آب و فاضلاب کشور بود که با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از منظر روش توصیفی است. مدیران و خبرگان مرتبط با منابع انسانی صنعت آب و فاضلاب کشور جامعه تحقیق را تشکیل داده اند. جهت گردآوری اطلاعات در بخش کیفی با 20 نفر از مطلعین کلیدی که با روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع انتخاب شدند، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مصاحبه از روش تحلیل مضمون استفاده شده است که در نهایت در سطح سازمان 18تم از جمله توسعه منابع انسانی، جو سازمانی، نظارت و ارزیابی عملکرد کارکنان، تخصیص اعتبارات؛ درسطح گروه پنج تم شامل انسجام گروهی، یادگیری گروهی، خودباوری گروهی، موفقیت گروه، هویت گروهی؛ و درسطح فردی 11تم از جمله توفیق طلبی، نگرش دینی، مسئولیت پذیری کارکنان شناسایی گردید. در بخش کمّی نیز نمونه ای در دسترس از کارکنان صنعت آب و فاضلاب کشور انتخاب و یافته های بخش کیفی با استفاره از روش مدل یابی معادلات ساختاری بررسی و تایید شد. نتایج تحقیق می تواند در شناخت جامع تر توانمندسازی روان شناختی مفید باشد.
۷۰۸.

تبیین جایگاه محیط زیست در رهبری تحول آفرین سازمان های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشوّق عملکرد زیستی فرهنگ توانمندسازی رهبری تحول آفرین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۳
این پژوهش با هدف تبیین جایگاه محیط زیست در رهبری تحول آفرین سازمان های ورزشی انجام شد. روش تحقیق از نوع مطالعات اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی نخبگان محیط زیست (اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان زیست محیطی کشور) و نخبگان علمی و اجرایی ورزش کشور (اساتید دانشگاه، مدیران وزارت ورزش و جوانان و ادارات ورزش و جوانان) بودند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی را مدیران و کارکنان وزارت ورزش و جوانان تشکیل دادند. نمونه آماری در بخش کیفی 15 مصاحبه صورت گرفت و در بخش کمی 398 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی صوری و محتوایی آن توسط 15 نفر با روش آلفای کرونباخ تأیید شد. پایایی مصاحبه ها از روش توافق بین دو کدگذار بر اساس ضریب کاپای کوهن73 /0 به دست آمد. روش آماری پژوهش با به کارگیری تحلیل عامل تاییدی مرحله دوم و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار پی ال اس، انجام شد. نتایج بخش کیفی حاکی از آن بوده که الگوی رهبری تحول آفرین زیست محیط در ورزش دارای 16 بعد و 6 منظر شامل مشوق های زیست محیطی، احساس تعلق، فرهنگ زیست محیطی، توانمندسازی روانشناختی، رهبری تحول آفرین، عملکرد زیست محیطی است. نتایج بخش کمی نشان داد که تمامی ابعاد مدل پژوهش، مورد تایید واقع شدند.
۷۰۹.

ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی عملکرد کارکنان طرح جامع مالیاتی سازمان امور مالیاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۹
پژوهش حاضر به منظور ارائه الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان مبتنی بر طرح جامع مالیاتی در سازمان امور مالیاتی کشور، انجام گرفته است. فقدان الگوی مفهومی نظام مند از توانمندسازی عملکرد کارکنان، یکی از چالش های مدیران سازمان های بخش دولتی می باشد که سازمان امور مالیاتی نیز مستثنی از این امر نمی گردد. طرح پژوهش، آمیخته اکتشافی و به صورت کیفی – کمّی می باشد که مصاحبه شوندگان، شامل 20 نفر از خبرگان سازمان امور مالیاتی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت اصل اشباع نظری، انتخاب شدند که در گام اول پژوهش (مرحله کیفی) و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و بر مبنای رویکرد تحلیل مضمون، نسبت به شناسایی مضامین (شامل 738 گزاره، 159 مفهوم پایه، 28 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر) مربوطه اقدام گردید و در گام دوم تحقیق (مرحله کمّی) نیز، به ترتیب بر اساس روش ترکیبی دیمتل فازی - مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM- FUZZY DEMATEL)، نمودار علّی - معلولی و الگوی تلفیقی توانمندسازی عملکرد کارکنان در قالب گراف مدل سازی ساختاری تفسیری پژوهش و ماتریس قدرت نفوذ و وابستگی مضامین اصلی تحقیق بر مبنای تحلیل میک مک (MICMAC)، ترسیم گردید و تحلیل نتایج دیمتل فازی نشان داد که عوامل (مداخله گران توانمندسازی عملکرد کارکنان)، (بسترهای توانمندسازی عملکرد کارکنان) و (طرح جامع مالیاتی)، به ترتیب تأثیرگذارترین عوامل و (عملکرد کارکنان)، (راهبردها) و (توانمندسازی کارکنان)، به ترتیب به عنوان تأثیرپذیرترین عوامل این پژوهش محسوب می شوند که این نتایج با سطوح اشاره شده در شبکه تعاملات ISM و همچنین خروجی تحلیل نرم افزار میک مک نیز هم راستا بود.
۷۱۰.

مطالعه تطبیقی روسپی گری و راهکارهای کاهش آن با تأکید بر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روسپی گری نظم سیاست سرمایه محور توانمندسازی مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۱
روسپی گری یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی در تمام جوامع است که وجوه مختلفی دارد و عوامل زیادی بر آن تاثیرگذار است. غالباً در حوزه ارائه راهکار تلاش می شود که سیاست گذاری ها جهت رفع و از بین بردن عوامل موجبه آن باشد که از محیط و زمینه های زیستی و روانی شخص تا ساختارهای کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی جامعه را دربرمی گیرد. در این مطالعه با روش تطبیقی و با محوریت نظریه نظم اجتماعی سرمایه محور به بررسی تجربیات برخی کشورها (مدل نوردیک، آفریقای جنوبی و هند) که تا حدودی در کنترل این پدیده موفق بوده اند، پرداخته و در پی دستیابی راهکارهای کاهش این آسیب هستیم. مولفه های سرمایه محور شامل افزایش سرمایه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی از طریق اصلاح ساختارهای اقتصادی، حقوقی و اجتماعی می باشد. تجربه کشورهای منتخب نشان می دهد که امروزه در اکثر جوامع به ویژه جوامع غربی نگاه آسیب شناسانه به روسپی گری وجود دارد. بر این اساس دولت ها با کمک سازمان های غیردولتی و مردمی تلاش دارند که این پدیده را از طریق اعمال سیاست های حقوقی، قضائی و توانمندسازی زنان آسیب پذیر در حوزه های مختلف روانی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به کنترل روسپیگری با تمرکز بر کاهش تقاضا بپردازند.
۷۱۱.

تحلیل الگوهای سیاستی و تحولات سیاستگذاری اجتماعی در موضوع زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی یکپارچه سازی پنجره واحد خدمات بیمه اجتماعی زنان سرپرست خانوار تأمین اجتماعی چندلایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۱
توجه به مسایل زنان سرپرست خانوار از موضوعات پرتکرار در سیاستگذاری اجتماعی به حساب می آید. این سیاستگذاری از قانون اساسی آغاز شده و با تصویب قانون تأمین زنان و کودکان بی سرپرست ادامه پیدا کرده است. تداوم قانونگذاری در این موضوع تا برنامه هفتم پیشرفت، بیانگر اهمیت سیاستگذاری در این موضوع است. از سوی دیگر، علیرغم تکرار سیاستگذاری در این موضوع، نرخ رشد خانوارهای زن سرپرست افزایش یافته است. به طوری که در سرشماری نفوس و مسکن 1375 نسبت زنان سرپرست خانواز از کل خانوارها 8.4 درصد بوده و در سال 1395 در سرشماری نفوس و مسکن این عدد به 12.7 درصد رسیده است. در این پژوهش به منظور تحلیل الگوهای سیاستی و بررسی تحولات صورت گرفته در این زمینه، با روش تحلیل محتوای کیفی و تکنیک تحلیل مضمون، مجموعه سیاستگذاری ها اعم از سیاستگذاری های کلی و میانی و قانونگذاری های صورت گرفته بررسی شد و مضامین شش گانه؛ حق بهره مندی بیمه اجتماعی، تشویق و تسهیل ازدواج زنان سرپرست خانوار، تأمین اجتماعی چندلایه، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، استقرار پنجره واحد خدمات و نقش آفرینی حلقه های میانی به دست آمد. تحلیل این مضامین نشان می دهد اگرچه در الگوی سیاستگذاری با تحولات، تغییر رویکرد از حمایت صرف به خوداتکایی، تحولات واژگانی، توجه به مشارکت مردمی، ارائه خدمات یکپارچه و نسبت خدمات ارائه شده به جامعه هدف روبه رو هستیم ولی الگوی سیاستی دنبال شده انباشتی نبوده بلکه با تکرار سیاست ها دنبال شده است، همچنین سیاستگذاری آرمانگرایانه، بودجه ناپایدار و ناکافی، نبود متولی واحد و فقدان الگوی توانمندسازی جامع در کنار اقتصاد ناپایدار، موفقیت سیاست ها را با چالش جدی مواجه کرده است.
۷۱۲.

تأثیر قابلیت های فناوری اطلاعات بر نوآوری: نقش میانجی توانمندسازی کارکنان ادارات ورزش و جوانان

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی زیرساخت های فناوری قابلیت فناوری اطلاعات کارکنان ادارات ورزش و جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۵
پیشرفت های سریع در فناوری، سازمان ها را بر آن داشته تا از ابزارهای دیجیتال بهره برداری کنند و کارکنان را توانمند سازند تا بتوانند به طور مؤثری در فرآیندهای نوآورانه مشارکت کنند. هدف از پژوهش حاضر تأثیر قابلیت های فناوری اطلاعات کارکنان ادارات ورزش و جوانان بر نوآوری آنها با نقش میانجی توانمندسازی بود. روش پژوهش حاضر با توجه به ماهیت توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان ادارت ورزش و جوانان خراسان رضوی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری تصادفی- خوشه ای تعداد 180 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات مائو (2020)، پرسشنامه نوآوری سازمانی آناسانکوسا (2013) و پرسشنامه توانمندسازی کارکنان اسپریتزر (1995) بود. برای آزمون فرضیه های پژوهش از معادلات ساختاری با رویکرد واریانس محور استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS23 و Smart-PLS 3.2.8 بهره برده شد. نتایج تحقیق نشان داد که فناوری اطلاعات بر نوآوری سازمانی (19/0) و توانمندسازی کارکنان (59/0) تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین، توانمندسازی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری سازمانی (57/0) دارد. نقش میانجی توانمندسازی کارکنان در اثر قابلیت های فناوری اطلاعات بر نوآوری سازمانی (34/0) نیز تأیید شد. با توجه به نتایج پژوهش، می توان بیان کرد که توسعه و به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات به طور مستقیم سبب افزایش نوآوری سازمانی می شود؛ اما شرایطی مانند توانمندسازی کارکنان اثر آن را افزایش می دهد. در این راستا، هدفمندسازی استراتژی های آموزش و توسعه در جهت بهبود مهارت های به کارگیری فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی می تواند زمینه توسعه نوآوری سازمان را فراهم آید.
۷۱۳.

ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی روانشناختی مدیران به منظور استقرار مدیریت دانش با تکیه بر انگیزه سازمانی به روش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی مدیریت دانش درگیری شغلی استقلال سازمانی اعتماد سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
پیاده سازی مدیریت دانش در مدارس مستلزم توانمندسازی روانشناختی مدیران است. به عبارتی برای استقرار مدیریت دانش با توجه به اهمیتی که در رشد و توسعه نظامهای آموزشی دارد، توانمندسازی روانشناختی مدیران بایستی مد نظر متولیان نظام آموزشی باشد و از هیچ کوششی در این زمینه فروگذار نکنند. هدف تحقیق حاضر، ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی روانشناختی مدیران به منظور استقرار مدیریت دانش با تکیه بر انگیزه سازمانی بوده است. روش تحقیق کیفی به شیوه تحلیل مضمون بوده است. ابزار تحقیق، متون و مستندات علمی بوده است. شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون و کُد گذاری به شیوه کُد گذاری باز، محوری و انتخابی بوده است. مضمونهای مستخرجه درمرحله کُدگذاری باز 48 مفهوم، درمرحله کدگذاری محوری14 بُعد فرعی و در مرحله کدگذاری انتخابی5 بُعد اصلی دسته بندی شد. بطورکلی نتایج تحقیق نشان داد، بُعد اصلی توانمندسازی روانشناختی مدیران به منظور استقرار مدیریت دانش با تکیه بر انگیزه سازمانی عبارتند از: درگیری شغلی، استقلال سازمانی، اعتماد سازمانی، یادگیری سازمانی، خودکارآمدی.
۷۱۴.

مهارت سواد دیجیتالی کارکنان و رابطه آن با توانمندسازی آنان (مورد مطالعه: کارکنان دانشگاه علامه طباطبائی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سواد دیجیتالی توانمندسازی دانشگاه علامه طباطبائی ک‍ارم‍ن‍دان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: امروزه داشتن مهارت سواد دیجیتالی از توانمندی های مهم برای کارکنان برای پیشبرد مسئولیت های شغلی است. بنابراین، بررسی مهارت سواد دیجیتالی کارکنان سازمان ها و عوامل مرتبط با آن ضروری است. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی سواد دیجیتالی کارکنان دانشگاه علامه طباطبائی تهران می باشد. روش : پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، پیمایشی- توصیفی است که با استفاده از پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری تحقیق 440 نفر از کارکنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر دانشگاه علامه طباطبائی (تهران) بودند که با فرمول کوکران حجم نمونه آماری به تعداد 206 نفر محاسبه و تعیین شد. در این پژوهش با استفاده از روش تصادفی ساده، پرسشنامه ها بین پاسخگویان توزیع گردید. جهت سنجش توانمندسازی کارکنان از پرسشنامه استاندارد توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) و برای سنجش سواد دیجیتالی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. کلیه تحلیل ها نیز با استفاده از نسخه 23 نرم افزار Spss انجام گرفت. نتایج: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که میانگین کل میزان توانمندسازی کارکنان برابر با (86.3) بوده و در سطح زیاد قرار دارد، ولیکن، میانگین میزان مهارت سواد دیجیتالی آنان برابر با (53.3) و در سطح متوسط می باشد. همچنین پاسخگویان دارای بیشترین سطح توانمندسازی در مولفه های احساس معناداری با میانگین (80.4)، و شایستگی برابر با میانگین (49.4) بودند، ولیکن در مولفه های حق انتخاب برابر با (31.3)، و تاثیرگذاری (36.3) در سطح متوسط قرار داشتند. نتایج سایر یافته های تحقیق نشان داد بین مهارت سواد دیجیتالی و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود داشته و ضریب همبستگی برابر با (r = .278) به دست آمد. نتایج بررسی روابط همبستگی مولفه های توانمندسازی نیز نشان داد که به جز مولفه احساس معناداری، بین سایر مولفه های توانمندسازی کارکنان و مهارت سواد دیجیتالی رابطه معناداری وجود داشته و در این میان، مولفه حق انتخاب (r = .342) دارای بیشترین همبستگی و احساس شایستگی (r = .187) دارای کم ترین همبستگی با مهارت سواد دیجیتالی کارکنان بود. میزان همبستگی مولفه ثاثیرگذاری نیز برابر با (r = .287) بدست آمد. نتیجه گیری: مهارت سواد دیجیتالی کارکنان دانشگاه علامه طباطبائی در سطح مناسبی قرار ندارد. همچنین با توجه به اهمیت رابطه موجود بین مهارت سواد دیجیتالی کارکنان و میزان توانمندسازی روانشناختی آنان، ضروری است که جهت ارتقای مهارت سواد دیجیتالی کارکنان، اقدامات آموزشی لازم در دانشگاه ها صورت پذیرد. در این رابطه ایجاد سرفصل آموزشی مهارت های سواد دیجیتالی در آموزش های ضمن خدمت کارکنان، و برگزاری دوره های آموزشی با محوریت مدیریت اسناد و محتوی دیجیتال از راهکارهای پیشنهادی پژوهش حاضر است.  
۷۱۵.

بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زنان شهری توانمندسازی مشارکت تصمیم گیری شهر گیلان غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۳
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.
۷۱۶.

طراحی مدل اولویت های راهبردی توسعه منابع انسانی در ادارات کل ورزش و جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهبرد سوات توانمندسازی مدل ساختاری تفسیری ورزش و جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۹
هدف  این پژوهش، طراحی مدل اولویت های راهبردی توسعه منابع انسانی در ادارات کل ورزش و جوانان بود. روش پژوهش، توصیفی و به لحاظ هدف، کاربردی بود. داده های تحقیق به صورت میدانی و به شیوه آمیخته (کیفی و کمی) گردآوری شد. نمونه گیری در بخش کیفی بر اساس پنل تخصصی و هدفمند و برابر با 18 نفر از خبرگان منابع انسانی ادرات کل ورزش و جوانان و اساتید مدیریت ورزشی بود. جامعه آماری در بخش کمی شامل مدیران و معاونان ادارات کل ورزش و جوانان استان ها برابر با 155 نفر بود. به دلیل محدودیت اعضا، جامعه با نمونه برابر شد. ابزار تحقیق پرسش نامه عوامل درونی و بیرونی و فرم خودتعاملی ساختاری بود. با استفاده از تحلیل SWOT راهبرد ها تدوین و با بهره گیری از تکنیک ISM اولویت های اقدام در اجرای راهبرد ها تعیین شد. یافته های پژوهش نشان داد که در ادارات کل ورزش و جوانان 8 قوت، 7 ضعف، 7 فرصت و 6 تهدید وجود دارد و تعداد 8 راهبرد برای توسعه منابع انسانی این سازمان تدوین شد. براساس یافته ها، راهبرد های توسعه شغلی و استقرار نظام جانشین پروری در مدیریت منابع انسانی و توسعه سنجیده نظام توانمندسازی مدیران و کارکنان در قاعده مدل ساختاری تفسیری تحقیق قرار گرفتند. می توان گفت که افزایش تحقیق و توسعه در مدیریت منابع انسانی، همایش ها و کنگره های علمی، کارگاه های آموزشی و توجیهی، استفاده از تجربیات کارکنان با سابقه و مدیریت استعداد به توسعه منابع انسانی در ادارات کل ورزش و جوانان کمک خواهد کرد.
۷۱۷.

تدوین مدل توانمندسازی کارکنان بر اساس سرمایه اجتماعی و اخلاق حرفه ای در ادارات ورزش و جوانان استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی توانمندسازی اخلاق حرفه ای ورزش و جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
هدف از تحقیق حاضر تدوین مدل توانمندسازی کارکنان بر اساس سرمایه اجتماعی و اخلاق حرفه ای در ادارات ورزش و جوانان استان چهارمحال و بختیاری بود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، میدانی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان چهارمحال و بختیاری (161 نفر) بوده است. نمونه آماری بصورت کل شمار و برابر با جامعه آماری انتخاب شده است. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه سرمایه اجتماعی توسط ناهاپیت و گوشال (1998)، توانمندسازی اسپیترز (1995) و اخلاق حرفه ای کرستن و همکاران (2011) بود که روایی و پایایی آنها مورد تاٌیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی در قالب مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای Smart PLS2 وSPSS19 استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است (586/0GOF=). بین سرمایه اجتماعی و توانمندسازی کارکنان ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین 4/49 درصد از اثر سرمایه اجتماعی بر توانمندسازی کارکنان از طریق غیرمستقیم و توسط متغیر میانجی اخلاق حرفه ای تبیین شده است. با توجه به یافته ها، نتیجه گرفته می شود سرمایه اجتماعی کارکنان از طریق افزایش اخلاق حرفه ای باعث توسعه توانمندسازی آنها می شود و مدیران جهت افزایش توانمندسازی کارکنان باید به تقویت سرمایه اجتماعی در آن ها اهتمام ویژه داشته باشند
۷۱۸.

شناسایی چالش های مشارکت بین سازمانی در ورزش به منظور اجرای برنامه های ورزش برای توسعه و صلح(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشارکت بین سازمانی ورزش توسعه صلح توانمندسازی روش دلفی

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش، شناسایی چالش های مشارکت بین سازمانی در ورزش به منظور اجرای برنامه های ورزش برای توسعه و صلح بود. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی– تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی بود که برای جمع آوری داده ها از تکنیک دلفی استفاده شد. به این منظور 25 نفر از خبرگان دارای سمت اجرایی در سازمان های ورزشی به روش غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و تکنیک دلفی تا 3دور برای برقراری توافق نظری میان آن ها ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و جهت بررسی توافق نظری میان خبرگان از آزمون ناپارامتریکW کندال استفاده گردید. در نهایت یافته های  تحقیق 22 چالش در زمینه مشارکت بین سازمانی به منظور اجرای برنامه های ورزش برای توسعه و صلح را شناسایی کرد که مهمترین آنها عبارت بودند از:  عدم وجود یک سازمان منسجم در جهت برنامه های توسعه و صلح، پرهزینه و زمانبر بودن پروژه های ورزش برای توسعه و صلح، بی اعتمادی مسئولان نسبت به تاثیر ورزش بر توسعه و صلح، عدم رسمیت برنامه های توسعه و صلح و عدم آگاهی مسئولان و کارکنان سازمان های ورزشی از برنامه های ورزش برای توسعه وصلح. امید است متولیان ورزش کشور با استفاده از نتایج این تحقیق، زمینه مشارکت سازمان های ورزشی در اجرای برنامه های ورزش برای توسعه و صلح را فراهم نمایند.
۷۱۹.

تحولات فکری سازمان ملل در حوزه زنان؛ ظرفیت ها و چالش های آن برای توانمندسازی زنان ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران توانمندسازی توسعه زنان سازمان ملل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه: مطالعات علمی حول رویکردها و ظرفیت های موجود برای توانمندسازی زنان، علاوه بر این که می تواند دانش نظری ما در این راستا را افزایش دهد، فرصتی است تا نقاط ضعف و قوت این حوزه را متناسب با جامعه ایرانی مورد ارزیابی قرار داده و به این ترتیب گامی برای توانمندسازی زنان ایرانی که هدف اساسی نگارش این مقاله است برداریم. فرض ما در این پژوهش، بر آن بوده که جریان های فکری حاکم بر سازمان ملل در حوزه ی زنان ، تحولات قابل توجهی نیز پیدا کرده و اتخاذ توانمندسازی، به عنوان رویکرد فکری حاکم بر نهادهای زنان این سازمان، می تواند شاهدی بر این ادعا باشد که در همین رابطه به این پرسش پاسخ خواهیم داد؛ تمرکز سازمان ملل بر رویکرد توانمندسازی زنان چه ظرفیت ها و چالش هایی را برای منتفعان و مرتبطان در بر دارد؟ روش ها: در این پژوهش، داده ها به روش کتابخانه ای- اسنادی جمع آوری شده و به صورت کیفی و با رویکرد تحلیلی، مورد تجزیه، تحلیل و طبقه بندی قرار گرفتند و مدل توانمندسازی نایلاکبیر به عنوان  چارچوب نظری و لنزی برای برای جمع آوری و تحلیل داده ها به کار برده شد؛ در این مدل، تأکید شده است که توانمندسازی زنان وابسته به آگاهی انتقادی آن ها از شرایطی است که موجب می شود در جایگاه زیردستی قرار گیرند و هم چنین لازمه ی توانمندسازی آن ها، دسترسی به سه گانه ی منابع، عاملیت و کنترل دستاوردهاست. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد نهادهای بین المللی که مهم ترین آن ها سازمان ملل متحد است، قبل از آن که نظریات توانمندسازی توسط روشنفکران جهان سوم به پارادایم توسعه راه یابد، تحت تأثیر گفتمان های فمینیستی(لیبرال، مارکسیست، سوسیالیست، رادیکال و...)، گفتمان های توسعه (تجدد محور)، گفتمان های حقوق بشری و ... اقدامات متعددی در حوزه زنان انجام داده است؛ تلاش برای ایجاد حقوق شهروندی برابر زنان و مردان، بازتعریف دامنه سیاسی و نقد بدکارکردی های دولت در تحقق ایده برابری زنان و مردان، تلاش برای گسترش حضور زنان در برنامه های توسعه، گره زدن وضعیت صلح جهانی و حقوق بشر به جایگاه زنان در دنیای کنونی و ... مثال هایی از تأثیر و تغییر رویکردهای حاکم بر سازمان ملل برای بهزیستی زنان است که گرچه بسیاری از این اقدامات، ظرفیت های درخور توجهی دارند تا مطابق نظریه توانمندسازی نایلاکبیر، سه گانه منابع، عاملیت و کنترل دستاوردها را که منجر به توانمندسازی زنان می شود، در آن ها تقویت کنند، لیکن نقاط ضعف اساسی نیز در این رویکردها و برنامه های متناسب با آن ها وجود داشته و دارد و در همین راستا و به منظور کاهش ضعف ها و ایجاد ظرفیت های بیشتر، در سال های اخیر رویکرد توانمندسازی، شاکله اساسی برنامه های سازمان ملل در حوزه زنان را تشکیل می دهد. تمرکز نهادهای بین المللی بر رویکرد توانمندسازی زنان، باعث شده اقدامات و بسترسازی ها، شکل ملموس تر و قابل قبول تری به خود بگیرد و بررسی موضوع این پژوهش، در مقیاس محلی و متناسب با جامعه ایرانی نیز حاکی از آن است که زنان در ایران، از این تغییر و تحولات جهانی به دور نبوده اند و علاوه بر این که در حوزه مفهوم سازی و جریان سازی فکری، روشنفکران و فعالین حوزه زنان به نحو قابل توجهی تحت تأثیر رویکردهای فکری حاکم بر نهاد زنان سازمان ملل و به طور خاص رویکرد توانمندسازی قرار گرفته اند. در حوزه ی نهادسازی و عملیاتی کردن مفاهیم نیز، دولت سعی کرده به ویژه در اسناد حقوقی، گزارش های حقوق بشری و برنامه های توسعه، خود را متمایل به این رویکرد نشان دهد ولی در عمل، برنامه منسجم و طولانی مدت و نهادسازی متناسب با این رویکرد در کشور ما اتخاذ نشده و مفاهیم مرتبط با توانمندسازی زنان، در عمل به توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار و موارد این چنینی که آن هم بیشتر جنبه حمایت گری و نه توانمندسازی دارد تقلیل پیدا کرده است. نتیجه گیری: سازمان ملل، ذیل رویکرد توانمندسازی، گستره ای از اقدامات را در دستورکار خود قرار داده اند که به طور کلی می توان نهادسازی، گفتمان سازی و تسهیل گری را مهم ترین آن ها دانست. البته نباید از نظر دور داشت که موانع و ضعف های اساسی در راه زنان، به منظور بهره مندی از ظرفیت های نهادهای بین المللی برای توانمندسازی هم چنان وجود دارد که ازجمله مهم ترین آن ها، می توان به نبود ضمانت اجرایی برای دستورالعمل های نهادهای بین المللی در حوزه توانمندسازی زنان، توجه اصلی سازمان ملل به دولت ها به عنوان تسهیل گران اصلی توانمندسازی در کشورهای مختلف، نبود جوامع مدنی قوی در کشورهای درحال توسعه و نگاه قوم گرایانه (غرب محورانه) حاکم بر نهادهای بین المللی، اشاره کرد.
۷۲۰.

بررسی آینده نگرانه شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار شهر چمستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی جوامع شهری گردشگری پایدار توان طبیعی چمستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
شهر چمستان ظرفیت بالایی برای گردشگری پایدار دارد. برای جلوگیری از پیامدهای نامطلوب گردشگری، ارائه راهکارهای آینده نگرانه با تکیه بر توانمندسازی جامعه محلی و استفاده صحیح از منابع طبیعی ضروری است. این پژوهش در سال 1403 با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد ترکیبی، شاخص های توانمندسازی جوامع شهری با تاکید بر توان های طبیعی در راستای توسعه گردشگری پایدار چمستان را با رویکردی آینده نگرانه بررسی کرده است. جامعه آماری، ساکنین شهر چمستان که به نوعی در فعالیت های مرتبط با گردشگری یا بهره برداری از منابع طبیعی مشارکت دارند بود. نمونه ای با تعداد 400 نفر از ساکنین شهر چمستان به صورت تصادفی انتخاب و به عنوان نماینده جامعه محلی بررسی شد. برای جمع آوری داده ها، از رویکرد توصیفی تحلیلی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه شامل 12 شاخص اصلی و زیرشاخص های مربوطه بود که پس از تأیید 42 نفر از خبرگان حوزه گردشگری و مدیریت شهری، به مرحله اجرا درآمد. به منظور تحلیل داده ها، از تکنیک دیمتل فازی برای بررسی روابط متقابل میان شاخص ها و ارزیابی تأثیرات آن ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص «دسترسی به منابع طبیعی» با میانگین امتیاز 7/4 و «اشتغال زایی» با میانگین امتیاز 6/4 به ترتیب به عنوان اولویت های نخست و دوم شناخته شدند. همچنین، تحلیل ورودی و خروجی به کمک دیمتل فازی حاکی از آن بود که شاخص «فرهنگ و هویت بومی» با نسبت ورودی به خروجی 06/1 در صدر اولویت ها قرار دارد. این تحقیق نشان دهنده اهمیت توجه به توان های طبیعی و مشارکت مردم در فرآیند توسعه گردشگری به منظور بهبود کیفیت زندگی محلی و دستیابی به توسعه پایدار است.