یکی از کتبی که پیرامون حادثه کربلا نگاشته شده است، کتاب نفس المهموم اثر گرانقدرِ شیخ عباس قمی است. اتقان و اعتبار این کتاب باعث شد تا بزرگانِ ناموری به ترجمة آن همت گمارند. یکی از این افراد، مرحوم آیت الله محمد باقر کمره ای است. ایشان در این ترجمه سعی کرده است تا ترجمة دقیقی از وقایع را فرا روی خواننده قرار دهد. به همین مناسبت، بعضی از اصطلاحات را واکاوی کرده است. یکی از آن واژگان، واژه «احزاب» است. ایشان احزاب را محافلی علمی می داند که در زمان صدر اسلام در مساجد تشکیل می شده است. او مدعی می شود جدایی از این احزاب، باعث شده است تا مردم کوفه در مقابل امام حسین علیه السلام قرار بگیرند. در این مقاله با استخراج پیشینة خطبه به بیان گونه های دیگر این ترکیب در کتب دیگر پرداخته شده و با بررسی واژگانی در کتب لغت، استعمالات این کلمه در سخن دیگران و بررسی محتوایی و نقل دیگر ترجمه ها، نتیجه ای غیر از آن چه ایشان ادعا کرده، ارائه گردیده است.
بحث برانگیزترین مسالە روزگار حدود ده سالە امامت و زندگانی 47 سالە حضرت امام حسن بن علی(ع)،موضوع صلح آن حضرت با معاویه بن ابی سفیان است. این موضوع مهم،هم قبل از تحقق صلح و هم در حال انجام و هم پس از آن، مباحثات و مناقشات و جنجال ها و بازتاب هایی را از سوی مخالفان و موافقان و حتی شیعیان آن امام بزرگوار در پی داشت،که می طلبد آن را به بحث و بررسی گذاریم،تا علاوه بر این که ماهیت آن روشن تر شود،از سویی اهداف شوم معاویه در پی پیشنهاد این «صلح» آشکارتر شود،از سوی دیگر مظلومیت و حقانیت آن امام معصوم و نیز سست عنصری پیروان وی روشن تر گردد.
غالیان شیعه با عنوانهای متعدد در کتب فرق مورد توجه قرار گرفته اند و عقاید و افکار ایشان، شرح و توضیح داده شده است. از جمله آنها، می توان به عَزاقِریه یا شَلمَغانیه اشاره کرد که منسوب به محمد بن علی شلمغانی است. در این نوشتار، به روش توصیفی تحلیلی، افکار و اندیشه های غالیانه این شخص مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین با توجه به عقاید اباحی گری و غیراسلامی شلمغانی، نمی توان این عقاید غالیانه را منتسب به شیعه و به طور کلی در حیطه باورهای اسلامی مسلمانان محسوب کرد. الوهیت ائمه(ع)، حلول و تناسخ که از ویژگیهای کلی همه فرقه های غالیانه محسوب می شود، به خوبی در اندیشه شلمغانی نمایان است. باید توجه داشت پیروان فرقه عزاقریه، هیچ ارتباطی به شیعه و اسلام ندارند، از این رو، در کتب فرق، در جای درستی قرار نگرفته اند.
ابومخنف از محققان و مورخان چیره دست و بهترین و بزرگ ترین وقایع نگار حوادث صدر اسلام ، به ویژه عاشورای حسینی است و با جست وجوی وسیع و دیدار و مصاحبه با شاهدان حادثه کربلا ی ا کسانی که به گونه ای از آن اطلاع داشتند، اطلاعات دست اول و گزارش های معتمد و مستند ی را گردآوری کرد؛ ازاین رو معرفی و تبیین شخصیت این محقق و مورخ و اخبار دقیقی که از حادثه عاشورا در مقتل ایشان به دست ما رسیده است، لازم به نظر می رسد. هدفی که در این مهم دنبال می شود، آن است که با مطالعه روشمند شخصیت این مورخ شهیر، ضمن تبیین نقش آفرینی ایشان در حوزه تاریخ نگاری حادثه عاشورا، به تحلیل و بررسی مقتلی بپردازیم که از ایشان به جا مانده و بارها به نام ایشان تجدید چاپ شده است. بدین سبب این مقاله بر آن است ضمن پاسخ دادن به شبهات عامی بودن ابومخنف و تأثیر بسزای گرایش شیعی بودن ایشان در نقل حوادث و استفاده وافر عموم مورخان شیعه و سنی از مطالب ایشان، به تبیین این مطلب بپردازد. آنچه ابومخنف از عاشورا آورده است، در طول تاریخ از بین رفته، جز نام آن یا نوشته هایشان در لابه لای کتاب های تاریخی به صورت پراکنده، چیزی در دسترس نیست و دیرینه ترین متن موجود که روایات هشام کلبی را از کتاب او به نقل از استادش ابومخنف روایت می کند، تاریخ طبری است. اما آنچه به نام مقتل الحسین به ابومخنف منسوب است و بارها در ایران و هند و عراق چاپ شده، یقیناً و قطعاً از او نیست. مطالب سست و گزارش های جعلی و کذب آن، بهترین دلیل بر انتساب دروغین آن به ابومخنف است.
در باب تاریخ اسلامی اصفهان از قرن چهارم هجری تاکنون کتابهای متعددی به رشته تحریر درآمده و تنها تاریخ این دیار در قرون اولیّه اسلامی با ابهام آمیخته، و متأسفانه محققان تاریخ اصفهان نسبت به سرگذشت این خطه طی سه قرن اوّلیه اسلامی توجه کافی مبذول نداشته اند. مطلوب این مقاله در بررسی کلی تاریخ سیاسی اصفهان در قرون نخستین هجری قمری، رفع ابهام از این مقطع حساس تاریخی از حیات دیرپا و افتخار آمیز این دیار است.در این رهگذر آن چنانکه ملاحظه خواهد شد، مسائلی به چشم می خورد که بررسی و تحلیل تاریخی آنها می تواند نتایج جالبی داشته باشد.