ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۵۹٬۱۲۴ مورد.
۴۰۱.

الگوی جرم یابی اختلاس با رویکرد مدیریت انتظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: در حال حاضر الگوی جرم یابی جامع با مدیریت انتظامی وجود ندارد که مأموران بتوانند جرم اختلاس را پوشش دهند؛ ازاین رو تحقیق حاضر با هدف ارائه الگوی جرم یابی اختلاس با رویکرد مدیریت انتظامی انجام شد. روش: تحقیق حاضر از لحاظ ماهیت، پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیار در پانزدهمین نفر به اشباع نظری رسید. جامعه آماری بخش کمّی تحقیق نیز مشتمل بر 145 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده تعداد 108 نفر برای نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه های عمیق و در بخش کمّی از پرسش نامه محقق ساخته بهره برداری شد. به منظور تحلیل داده های جمعیت شناختی و تحلیل آمار توصیفی از نرم افزار Spss و برای اعتبارسنجی الگو از نرم افزار Smart-pls استفاده شد. یافته ها: نشان داد که 96 مضمون پایه (شاخص)، 14 مضمون سازمان دهنده (مؤلفه ها) شامل گزارش اولیه، جمع آوری اطلاعات، شناسایی و ردیابی، تحقیقات تکمیلی، اقدامات فنی، اخذ حکم قضایی، عملیات کشف و دستگیری، بازرسی، بررسی و تفتیش، مستندسازی و تنظیم صورت جلسه، بررسی هویت و سوابق کیفری، بازجویی، تخلیه اطلاعات در آزمایشگاه فنی و دیجیتال، امور اداری، اجرای دستورات قضایی و 3 مضمون فراگیر (ابعاد) شامل مدیریت اطلاعاتی، عملیاتی و قضایی اداری در تدوین الگوی جرم یابی اختلاس با رویکرد مدیریت انتظامی نقش دارد. مدیریت اطلاعاتی بر پایه مضامین و مراحل شناسایی شده، 92 درصد از تغییرات گام بعدی که همان مدیریت عملیاتی می باشد را تبیین می کند؛ مدیریت عملیاتی نیز 85 درصد از تغییرات گام بعدی که همان مدیریت قضایی اداری را تبیین می کند. شاخص نکویی برازش که برابر 665/0 بوده و بالاتر از مقدار پیشنهادی یعنی 36/0 به دست آمد، قوی بودن مدل را نشان داد که برازش کلی مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد الگوی تدوین شده از کفایت قوی و بالایی برخوردار است. نتیجه گیری: با توجه به پیچیدگی و فنی بودن فرایند جرم یابی اختلاس، به نظر می رسد مدیریت اطلاعاتی، مهم ترین و تأثیرگذارترین بُعد در الگوی جرم یابی اختلاس با رویکرد انتظامی شناخته شده که در صورت توجه، تمرکز و تقویت آن، سایر ابعاد (مدیریت عملیاتی و اداری قضایی) را از منظر کمّی و کیفی تحت الشعاع قرار داده و نتیجه مطلوب نظری را برای متخصصین جرم یابی و سیستم قضایی به ارمغان خواهد آورد.
۴۰۲.

اجتماعی سازی حکمرانی و نقش آن در افزایش اقتدار ملی: پیشنهادهایی برای پیشرفت همه جانبه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
در جهان معاصر، تحول در مناسبات حکمرانی تنها به ابزارهای نهادی، حقوقی یا اجرایی وابسته نیست، بلکه پیوندی ژرف با فرایندهای درونی سازی ارزش ها و هنجارهای حاکمیتی در سطوح اجتماعی دارد. مفهومی که در ادبیات با عنوان «اجتماعی سازی حکمرانی» شناخته می شود، به معنای آن است که حکمرانی نه تنها باید اعمال قدرت یا تنظیم مقررات کند، بلکه باید بتواند ارزش ها، قواعد و اهداف خود را در ذهن و رفتار مردم نهادینه سازد. در جمهوری اسلامی ایران، اقتدار ملی نه تنها در گرو توان سخت، بلکه وابسته به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و درونی سازی ارزش های انقلابی و دینی است. بااین حال، مطالعات موجود اغلب اقتدار ملی را به مثابه توان امنیتی یا ظرفیت بین المللی تحلیل کرده اند و نقش اجتماعی سازی را کمتر مدنظر قرار داده اند. ازاین رو، مسئله اصلی پژوهش آن است که چگونه می توان با تکیه بر اجتماعی سازی حکمرانی، به الگویی بومی برای ارتقای اقتدار ملی در چارچوب ارزشی جمهوری اسلامی ایران دست یافت. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مفهومی، با ترکیب نظریه های غربی درباره پاسخ گویی، اعتماد و حکمرانی تعاملی با منظومه فکری انقلاب اسلامی، تلاش دارد الگویی مفهومی برای تقویت پیوند اجتماعی میان مردم و نظام ارائه دهد. یافته ها نشان می دهند که اجتماعی سازی حکمرانی، پیش نیاز استقرار حکمرانی متعالی و شرط لازم برای اقتدار ملی پایدار است.
۴۰۳.

بررسی تأثیر آمادگی برای صنعت ۵.۰ بر رشد پایدار کسب و کار با نقش میانجی کارایی، پاسخگویی و مزیت رقابتی (مورد مطالعه: شرکت فولاد مبارکه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۱
در شرایطی که رقابت جهانی شدت یافته و تغییرات محیطی، اقتصادی و فناوری با سرعتی بی سابقه رخ می دهد، سازمان ها نیازمند سطح بالایی از آمادگی برای پذیرش فناوری ها و مدل های کسب وکار مبتنی بر صنعت ۵.۰ هستند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آمادگی برای صنعت ۵.۰ بر رشد پایدار کسب وکار، با در نظر گرفتن نقش کارایی، پاسخگویی و مزیت رقابتی، در شرکت فولاد مبارکه اصفهان انجام شده است. علی رغم پژوهش های انجام شده در حوزه صنعت 5.0، مرور ادبیات نشان می دهد تاکنون تاثیر آمادگی بر پیاده سازی صنعت 5.0 بر کارایی، پاسخگویی، مزیت رقابتی و رشد پایدار کسب و کار به صورت یکپارچه بررسی نشده است. این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفی–همبستگی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد از نمونه ای شامل ۱۰۵ نفر از کارکنان شرکت که به صورت هدفمند انتخاب شدند، گردآوری شده است. روایی محتوایی، همگرا و واگرا ابزار اندازه گیری و همچنین پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفته است. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که کسب آمادگی برای صنعت ۵.۰ به طور معناداری موجب ارتقای کارایی و پاسخگویی می شود و این دو عامل نیز مزیت رقابتی را تقویت کرده و در نهایت به رشد پایدار کسب وکار منجر می گردند. همچنین مشخص شد که کارایی و پاسخگویی نقش میانجی در رابطه بین آمادگی برای صنعت ۵.۰ و مزیت رقابتی ایفا می کنند. این یافته ها می تواند راهنمایی برای مدیران صنایع در جهت حرکت هدفمند به سوی صنعت ۵.۰ و بهره گیری اثربخش از فناوری های نوین با رویکرد انسان محور در راستای دستیابی به رشد پایدار باشد.
۴۰۴.

بررسی تأثیر نوآوری برند بر طنین برند با نقش میانجی تجربه برند (مورد مطالعه: مشتریان بانک پاسارگاد تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۹۹
در محیط رقابتی امروزی طنین برند برای سازمان ها اهمیت بسیاری دارد. نوآوری های برند که بر اساس ادراکات مشتریان شکل می گیرد، احساسات مثبتی در آنها ایجاد و به تقویت طنین برند کمک می کند. تجربه این نوآوری ها نیز عامل کلیدی در ایجاد این طنین است. در پژوهش حاضر تأثیر نوآوری برند بر طنین برند با نقش میانجی تجربه برند بررسی شد. این پژوهش از نوع توصیفی و از شاخه همبستگی و به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش مشتریان بانک پاسارگاد در تهران است. با توجه به نامحدود بودن جامعه برای نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده و برای گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه بهره گرفته شد. پرسشنامه شامل بخش اطلاعات جمعیت شناختی و بخش مربوط به سؤال های پژوهش است. برای هر بُعد تعدادی گویه در نظر گرفته و روایی و پایایی کل پرسشنامه نیز برای هرکدام از متغیرها بررسی شد. داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل شد. در بخش استنباطی با بهره گیری از روش حداقل مربعات جزئی فرضیه های پژوهش و کل مدل پژوهش آزمون شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نوآوری برند بر طنین برند تأثیری مثبت و معنادار دارد. همچنین، تجربه برند عامل دیگری است که در این ارتباط تأثیرگذار است. نوآوری برند بر ابعاد مختلف تجربه برند و ادراکات مصرف کنندگان از سابقه تلاش های یک برند در نوآوری بر تجربه برند و طنین برند تأثیرگذار است. همچنین، تجربه مطلوب و مثبت برند بر طنین برند تأثیر چشمگیری دارد.
۴۰۵.

ارائه مدل شبکه ای عوامل موثر بر پیاده سازی صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
علی رغم این که سازمان های مجهز به فناوری های صنعت ۴.۰ پتانسیل بالایی برای بهبود تاب آوری زنجیره تأمین و گسترش عملکرد سازمانی دارند و می توانند بهتر با بحران ها و اختلالات مقابله کنند، ادغام نظام مند این دو حوزه با تأخیر و شکاف پژوهشی مواجه بوده است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل روابط علّی و معلولی عوامل مؤثر بر پیاده سازی صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور در صنایع فولاد یزد می باشد. این پژوهش جزء تحقیقات کاربردی-توسعه ای می باشد.در مرحله اول پژوهش، عوامل با بهره گیری از روش کیفی فراترکیب، شناسایی و دسته بندی شدند که نتیجه آن شناسایی 21 عامل در 5 بُعد بود. در دومین مرحله با استفاده از روش دیمتل فازی، روابط علّی و معلولی عوامل شناسایی شد. نتایج نشان داد که بعد مدیریتی-نهادی، تأثیرگذارترین و بعد عملیاتی تأثیرپذیرترین ابعاد در پیاده سازی صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور است. همچنین، در بعد مدیریتی-نهادی، « تعهد و حمایت مدیریت ارشد از اجرای فناری های صنعت 4.0»؛ در بعد فناوری-ساختاری« سرمایه گذاری در فناوری های صنعت4.0»؛ در بعد سازمانی« همکاری و ارتباط مؤثر بین شرکا و ذینفعان زنجیره تأمین»؛ در بعد عملیاتی« توسعه قابلیت سرعت برای زنجیره تأمین تاب آور» و در بعد فرهنگی« حمایت های دولت از به کارگیری فناوری های صنعت4.0» از تأثیرگذارترین عوامل برای اجرای صنعت4.0 در مدیریت زنجیره تأمین تاب آور در صنعت فولاد یزد می باشند. تحقیق حاضر برای نخستین بار به تحلیل روابط علّی-معلولی بین عوامل کلیدی در بافت صنعت فولاد ایران پرداخته و چارچوبی برای ارزیابی و توسعه پیوند بین زنجیره تأمین تاب آور و صنعت ۴.۰ فراهم کرده است.
۴۰۶.

ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش آمیخته های بازاریابی سبز در گردشگری ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی ابزاری جهت سنجش و اندازه گیری آمیخته های بازاریابی سبز در گردشگری ورزشی بود. برای انجام آن از روش آمیخته اکتشافی استفاده شد. در بخش کیفی با استفاده از روش دلفی، سؤالات در معرض داوری 11 نفر از خبرگان مرتبط با موضوع تحقیق قرار گرفت. بعد از ادغام برخی از سؤالات و حذف آن دسته از سؤالات که به تشخیص افراد ذی صلاح مرتبط با موضوع نبود، پرسشنامه با تعداد 38 سؤال در طیف پنج امتیازی لیکرت تنظیم شد. روایی پرسشنامه از طریق محاسبه CVR، CVI، AVE و اعتبار آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی و تایید شد. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل کلیه گردشگران ورزشی در استان خراسان جنوبی بود. حجم نمونه، بر اساس جدول کرجسی و مورگان 384 نفر در نظر گرفته شد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده پرسشنامه ها بین گردشگران ورزشی توزیع و جمع آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل نتایج از آمار توصیفی برای توصیف داده ها، از آزمون بارتلت برای تعیین کفایت نمونه گیری و از تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی برای تعیین اعتبار سازه در نرم افزارهای  Spss 22 و AMOS 22 استفاده شد. از نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس، 10 عامل کیفیت محصول سبز، سبک محصول سبز، مسئولیت زیست محیطی سبز، قیمت سبز، مکان سبز، تبلیغات سبز، فرایند سبز، افراد سبز، سیاست و برنامه ریزی سبز و مشارکت سبز به دست آمد. مقادیر KMO (نشان دهنده کفایت نمونه گیری) برابر با 965/0 و آزمون کرویت بارتلت برابر با 601/7589، (0001/0> P) و مقدار کل ارزش ویژه مقیاس 38 سؤالی برابر با 1، به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که پرسشنامه آمیخته های بازاریابی سبز در گردشگری ورزشی از روایی و پایایی رضایت بخشی برخوردار است؛ در نتیجه می تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی آمیخته های بازاریابی سبز در گردشگری ورزشی باشد.
۴۰۷.

بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری: ارائه یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
تحولات شتابان فناوری های دیجیتال، به ویژه هوش مصنوعی، در کنار گسترش الزامات پایداری و گزارشگری غیرمالی، آموزش حسابداری را با چالش ها و الزامات بنیادینی مواجه ساخته است. آموزش حسابداری سنتی که عمدتاً بر انتقال دانش فنی ایستا متمرکز بوده، دیگر پاسخ گوی نیازهای حرفه ای آینده نیست و ضرورت بازآفرینی آن بر مبنای رویکردی آینده نگر، هوشمند و پایدار بیش از پیش احساس می شود. هدف پژوهش حاضر، تبیین و ارائه یک چارچوب یکپارچه برای بازآفرینی آموزش حسابداری در عصر هوش مصنوعی و پایداری با تأکید بر شایستگی های دیجیتال، قضاوت حرفه ای و یادگیری تطبیقی است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی–کاربردی و از حیث ماهیت، کیفی و اکتشافی–تبیینی است و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مطالعه نظام مند ادبیات علمی بین المللی و اسناد نهادی حرفه حسابداری در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ و نیز انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزش حسابداری، اساتید دانشگاه، حسابداران حرفه ای و متخصصان حوزه فناوری های مالی گردآوری شده اند. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد نظام مند براون و کلارک صورت گرفته و منجر به استخراج کدهای اولیه، مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بازآفرینی آموزش حسابداری آینده نگر مستلزم هم افزایی میان هوش مصنوعی آموزشی، آموزش حسابداری پایداری، توسعه شایستگی های دیجیتال و استقرار یادگیری تطبیقی و مادام العمر است. نتایج همچنین بر نقش محوری قضاوت حرفه ای انسان–ماشین به عنوان سازوکاری تنظیم گر در حفظ بعد انسانی، اخلاق حرفه ای و کیفیت تصمیم گیری های حسابداری در محیط های آموزشی هوشمند تأکید دارد. افزون بر این، الزامات نهادی و حرفه ای به عنوان عامل جهت دهنده و مشروعیت بخش، نقش تعیین کننده ای در هم راستاسازی برنامه های آموزش حسابداری با تحولات فناورانه و الزامات پایداری ایفا می کنند. برآیند این یافته ها در قالب یک مدل مفهومی یکپارچه ارائه شده است که می تواند به عنوان نقشه راهی نظری و کاربردی برای دانشگاه ها، سیاست گذاران آموزشی و نهادهای حرفه ای در طراحی و اجرای آموزش حسابداری هوشمند، پایدار و آینده نگر مورد استفاده قرار گیرد.
۴۰۸.

تدوین مدل جامع توسعه ظرفیت سازمانی دانشگاه ها در پیاده سازی خط مشی ها: واکاوی نقش محوری مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شایستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
 هدف اصلی در انجام این پژوهش طراحی مدل بهبود ظرفیت اداری دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی در اجرای خط مشی ها با تاکید بر منابع انسانی شایسته است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است که برای دستیابی به هدف پژوهش، روش داده بنیاد و رویکرد اشتراوس و کوربین و رهیافت مرور نظام مند مدنظر قرار گرفته است؛ از این رو با استفاده از تحلیل محتوای 7 مقاله و انجام 8 مصاحبه عمیق و ساختاریافته اقدام به گردآوری داه ها شده است. جامعه پژوهش شامل خبرگان نظری در موسسات آموزش عالی و مقالات علمی معتبر در راستای هدف پژوهش که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوت نظری انتخاب شده اند. در مجموع 65 کد محوری و 11 کد انتخابی شناسایی شده است. تحلیل داده ها بر پایه دسته بندی کدها در نظریه اشتراوس و کوربین شامل عوامل علی(فرهنگ سازی برای ایجاد تحول در نظام اداری، عوامل مدیریتی، منابع انسانی)؛ عوامل زمینه ای موثر بر راهبردها(عوامل ساختاری)، عوامل مداخله گر موثر بر راهبردها( تخصیص بهینه بودجه) و راهبردهای شناسایی شده(نظام اداری نظام مند، ظرفیت ها و توانمندی های نظام اداری، قوانین و مقررات) و در نهایت پیامدهای شناسایی شده(جریان های سازمانی و اداری، عوامل اقتصادی و فناوری، عوامل اجتماعی و فرهنگی) است.
۴۰۹.

The Influential Role of Independent Auditors in Mitigating Agency Conflicts between Managers and Shareholders(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۹۸
Objective: Independent auditors seek to enhance audit quality to maintain professional credibility, avoid litigation, and bolster the credibility of financial statements. Higher audit quality leads to a greater degree of conservatism in financial reporting. The current study aims to investigate the role of independent auditors in reducing agency conflicts between managers and shareholders. Methodology: The statistical population comprises firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE) during the period 2015–2024. After systematic screening, 131 firms were selected as the final sample. The research hypothesis was tested using multiple linear regression analysis. Findings: The results of the regression analysis indicate that auditor conservatism can mitigate agency conflicts between managers and shareholders. Agency conflicts between shareholders and managers arise from agency problems and managers’ misuse of financial reports, which compromises the quality of this information. Auditor conservatism has the potential to mitigate this issue. Conclusion: As expected, leveraging greater information transparency and higher auditor conservatism can reduce agency conflicts between managers and shareholders.
۴۱۰.

کارآفرینی در سایه بحران: راهکارها و تجارب کنش های غیرِ مترقبه در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارها و تجارب برتر کنش های کارآفرینانه در رویارویی با بحران در بنگاه های کوچک و متوسط استان مازندران انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، به صورت آمیخته انجام شده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از کارآفرینان موفق و باتجربه که سابقه مدیریت در شرایط بحران را داشته اند، جمع آوری و با استفاده از تحلیل تماتیک بر اساس مدل براون و کلارک تحلیل شد. نمونه گیری به روش هدفمند و گلوله برفی تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. جامعه آماری این پژوهش شامل کارآفرینان بنگاه های کوچک و متوسط استان مازندران است که حجم نمونه 10 برابر تعداد سؤالات پرسش نامه انتخاب شد؛ بنابراین در بخش کمی، 320 نفر از کارآفرینان کسب وکارهای کوچک و متوسط به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب و پرسش نامه ای محقق ساخته را تکمیل کردند. روایی و پایایی ابزار پژوهش با نظر خبرگان و آلفای کرونباخ تأیید شد و داده های کمّی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل عاملی تأییدی) در نرم افزار Smart PLS 4 تجزیه و تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پنج راهبرد اصلی شامل تغییر سریع مدل کسب وکار، نوآوری در محصول یا خدمت، اتخاذ تصمیمات جسورانه و ریسک پذیر، بهره گیری از شبکه ها و حمایت های اجتماعی و رهبری و مدیریت منابع انسانی بیشترین نقش را در تداوم و موفقیت بنگاه های مورد مطالعه طی بحران ها داشته اند. نتایج همه مسیرها معنادار و شاخص های برازش مدل قوی ارزیابی شد. همچنین مشخص شد که مدل کسب وکار منعطف و بهره گیری از شبکه های حمایتی، تأثیرگذارترین عوامل در عبور موفقیت آمیز از بحران هستند. پژوهش حاضر ضمن تأکید بر نوآوری و تصمیم های شجاعانه، اهمیت رهبری منابع انسانی و اتکا به حمایت های شبکه ای را در شرایط بحرانی تبیین می کند و پیشنهاد هایی برای ارتقای تاب آوری کارآفرینان منطقه ارائه می دهد.
۴۱۱.

تحلیل ذی نفعان در مدیریت مشارکتی زیست بوم های نوآور شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
دنیای مدرن امروزی، سه انقلاب بزرگ (کشاورزی، صنعتی، اطلاعات) را پشت سر گذاشت که روش کار و زندگی مردم را تغییر داد. اکنون با ظهور اقتصاد دانش بنیان و جهانی شدن اقتصاد، دانش و نوآوری به عنوان منابع اصلی سرمایه شناخته می‌شوند. لذا توجه اندیشمندان از راهکارهای افزایش کمی تولید به سمت راهکارهای بسط دانش و نوآوری متمرکز شده است. ساختار تولید از خوشه‌های صنعتی (با هدفی صرفاً شغلی و صنعتی) به نواحی نوآوری تغییر کرد، تا اقتصاد را با جوانب اجتماعی، مکانی، و دانش بشری ارتباط دهد. ناحیه نوآوری، رویکردی برای ایجاد شهرهای هوش‌مند و پایدار از طریق دانش و نوآوری است. در این فرایند، حاکمیت، فرایند مشارکتی تلقی می‌شود، که دولت با ذی‌نفعان همکاری و هم‌فکری می‌کند. این پژوهش با هدف شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل شبکه روابط ذی‌نفعان ناحیه نوآوری مدرس، در پی ایجاد مدیریت مشارکتی و ارتقای ارتباطات به سطح ملی و بین‌المللی و ایجاد ناحیه‌ای فراگیر و پایدار است. با انجام مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته، به شناخت ذی‌نفعان و بررسی ارتباطات میان آنها و با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی به تحلیل روابط‌شان پرداخته شد. با توجه به نتایج، نهادهای دولتی و مدیریت ناحیه نوآوری مدرس، بیشترین قدرت و تاثیرگذاری را در میان سایر ذی‌نفعان به خود اختصاص دادند که نشانه ساختار قدرت متمرکز این ناحیه است. این پژوهش می‌تواند مبنایی برای ارزیابی روابط میان ذی‌نفعان متعدد در زیست‌بوم‌های نوآوری و توسعه روند مشارکتی این نواحی قرار گیرد.
۴۱۲.

آسیب شناسی تعدد مراجع سیاست گذار در حوزه برنامه بودجه یکی از سازمان های دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: اصلاحات ساختاری دریکی از رده های دفاعی، منجر به شکل گیری رده های متعدد سیاستگذار بالادستی دریکی از سازمان های زیرمجموعه شده است. این مسئله مشکلاتی را در زیرمجموعه ایجاد کرده است که در پژوهش حاضر تلاش می شود آسیب های ناشی از تعدد مراجع سیاست گذار در حوزه برنامه وبودجه سازمان موردمطالعه شناسایی، دسته بندی و رتبه بندی است. روش پژوهش: این پژوهش ازنظر روش، توصیفی-پیمایشی؛ ازنظر نتیجه، کاربردی؛ ازنظر نوع داده، ترکیبی و ازنظر بازه زمانی، مقطعی است. علاوه بر بررسی ادبیات تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوا، از ابزار پرسشنامه باز و پرسشنامه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش نیز متشکل از سلسله مراتب فرماندهی رده و مدیران طرح و برنامه در لایه های مختلف به عنوان خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش می باشند. یافته ها و نتایج پژوهش: با استفاده از مدل آسیب شناسی سه شاخگی (میرزایی اهرنجانی، 1381) در شش مرحله فرایند برنامه وبودجه (برنامه ریزی راهبردی، برنامه ریزی عملیاتی، تدوین بودجه، تصویب بودجه، اجرای بودجه و کنترل و نظارت) تعداد 73 آسیب شناسایی گردید. آسیب های احصا شده با داده های آماری از طریق شاخص های آماری مختلف در بستر نرم افزار SPSS مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته و اهمیت و اولویت هر مؤلفه در هر مرحله رتبه بندی گردید.
۴۱۳.

نقش تعدیلی شخصیت پویا و میانجی خودکارآمدی بر رابطه بین سبک های تدریس و رفتار اخلاقی دانشجویان حسابداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
سبک تدریس از جمله عواملی است که می تواند رفتار اخلاقی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، این رابطه با حضور عوامل شخصیتی و روان شناختی نیز تغییر می کند. هدف مطالعه حاضر، واکاوی نقش تعدیلی شخصیت پویا و میانجی خودکارآمدی بر رابطه بین سبک های تدریس و رفتار اخلاقی دانشجویان حسابداری است. جامعه پژوهش را دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی حسابداری در سطح کشور تشکیل می دهد. یافته های پژوهش با کسب نظر 386 نفر از دانشجویان (194 نفر در مقطع کارشناسی و 192 نفر در مقطع تحصیلات تکمیلی) نشان داد که در نمونه موردبررسی، سبک تدریس فعال بر سبک تدریس غیرفعال غالب است. همچنین، بین سبک تدریس و رفتار اخلاقی دانشجویان و شخصیت پویا و رفتار اخلاقی دانشجویان در هر دو گروه کارشناسی و تحصیلات تکمیلی، رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. افزون بر آن، خودکارآمدی نقش میانجی و معنادار در رابطه بین سبک تدریس و رفتار اخلاقی در هر دو گروه موردبررسی دارد. همچنین، نقش تعدیلگر شخصیت پویا بر رابطه بین سبک تدریس و رفتار اخلاقی دانشجویان تحصیلات تکمیلی معنادار است، اما در گروه کارشناسی معنادار نیست. بر اساس یافته ها از آنجا که دانشجویان فعلی، فعالان حرفه ای آینده هستند، در راستای بهبود وضعیت اخلاق حرفه ای توجه بیشتری به شیوه تدریس و عوامل شخصیتی و روان شناختی لازم است تا از این حیث بتوان اعتماد عمومی را برجسته کرد و حیثیت حرفه ای را بهبود بخشید.
۴۱۴.

شناسایی ابعاد و مولفه های سیاهچاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه‌های سیاهچاله‌های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با اعضای هیئت‌علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع داده‌ها ادامه یافت. مصاحبه‌ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاک‌های لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچاله‌های دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعملها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که سیاهچاله‌های مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیر‌‌‌گذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظام‌مند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.
۴۱۵.

ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف این پژوهش ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در مراکز آموزش عالی استان کرمان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران مراکز آموزش عالی استان کرمان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزش عالی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی شامل ابعاد: بینش دیجیتال(آگاهی از روندها و فناوری های دیجیتال، تدوین و تبیین استراتژی دیجیتال، آینده نگری و نوآوری دیجیتال)، شایستگی های دیجیتال(سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک و امنیت دیجیتال)، رهبری دگرگون ساز(ایجاد چشم انداز مشترک، توانمندسازی و مشارکت، حمایت و مربیگری)، چابکی و سازگاری(انعطاف پذیری و تحمل ابهام، رویکرد چابک، یادگیری مستمر و سازگاری) و فرهنگ دیجیتال(ترویج فرهنگ نوآوری و آزمایش، همکاری و ارتباطات دیجیتال، مشتری محوری دیجیتال) می باشد.
۴۱۶.

ارائه چارچوب گزارشگری برای گزارش تفسیری مدیریت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف: در دوران معاصر، با رشد روزافزون اقتصاد و گسترش بخش خصوصی، بازارهای مالی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در میان عوامل مؤثر بر کارایی بازارهای مالی، نحوه انتشار اطلاعات به ذی نفعان مختلف، نقشی تعیین کننده دارد. در حقیقت، روش انتقال اطلاعات یکی از اجزای اصلی کارایی بازار سرمایه به شمار می آید. گزارش تفسیری مدیریت، به عنوان گزارش مکمل صورت های مالی شرکت ها، در افزایش شفافیت بازار سرمایه با افشای اطلاعات مالی و غیرمالی شرکت ها نقش مهمی دارد. هدف این پژوهش، طراحی چارچوب گزارش تفسیری مدیریت و آزمون تجربی آن بر مبنای داده های کمی، به منظور ارائه چارچوب گزارشگری گزارش تفسیری مدیریت در ایران است که برای اولین بار انجام می شود. روش: این پژوهش از روش تحقیق ترکیبی (آمیخته) استفاده می کند؛ از این رو ابتدا به شیوه تحلیل محتوای کیفی و بر مبنای کلیه اسناد و مدارک مربوط به مطالعات «بنیاد استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی» در زمینه گزارش تفسیری مدیریت و همچنین، سایر رهنمودها و چارچوب های گزارشگری مرتبط، چارچوب اولیه گزارشگری گزارش تفسیری مدیریت طراحی و فرضیه های مربوطه تدوین شدند. در ادامه، به منظور بومی کردن و ارائه چارچوب گزارشگری گزارش تفسیری مدیریت در ایران، داده های مربوط، به شیوه پیمایشی و بر مبنای پرسش نامه محقق ساخته، جمع آوری شد و هر یک از زیرمقوله های چارچوب گزارشگری با استفاده از آزمون تک نمونه ای ویلکاکسون تعیین و بر مبنای آزمون فریدمن رتبه بندی شدند. یافته ها: بر مبنای یافته های بخش کیفی، چارچوب اولیه گزارش تفسیری مدیریت، مشتمل است بر پنج بُعد اهداف، ویژگی های کیفی، عناصر محتوایی، اطلاعات آینده نگرانه و اطلاعات مرتبط با موفقیت درازمدت شرکت. همچنین، بر مبنای یافته های بخش کمّی، هیچ یک از این ابعاد و زیرمقوله های آن ها رد نشدند؛ از این رو چارچوب گزارشگری گزارش تفسیری مدیریت ایران، در قالب پنج بُعد طراحی شد. این ابعاد عبارت اند از: ۱. اهداف، در قالب پنج هدف؛ ۲. ویژگی های کیفی، در قالب یازده ویژگی؛ ۳. عناصر محتوایی، در قالب شش عنصر محتوایی؛ ۴. اطلاعات آینده نگرانه، در قالب هفت اصل؛ ۵. اطلاعات مرتبط با موفقیت درازمدت شرکت، در قالب شش مقوله. همچنین، اهمیت نسبی هر یک از ابعاد چارچوب گزارشگری به ترتیب عبارت است از: ۱. اهداف؛ ۲. ویژگی های کیفی؛ ۳. اطلاعات آینده نگرانه؛ ۴. عناصر محتوایی؛ ۵. اطلاعات مرتبط با موفقیت درازمدت شرکت. افزون براین، زیرمقوله های هر یک از ابعاد چارچوب گزارشگری نیز بر مبنای اهمیت نسبی شان رتبه بندی شدند. نتیجه گیری: چارچوب گزارشگری پیشنهادی این پتانسیل را دارد که به عنوان مرجعی ارزشمند برای نهادهای ناظر و تدوین مقررات بازار سرمایه، مانند سازمان حسابرسی و سازمان بورس و اوراق بهادار مورد بهره برداری قرار گیرد. با استفاده از این چارچوب، این نهادهای نظارتی می توانند استانداردها و رهنمودهای بومی را برای ارائه گزارش تفسیری مدیریت تدوین کنند. همچنین شرکت ها می توانند هنگام ارائه گزارش تفسیری مدیریت، از این چارچوب بهره برند. این امر رویکرد مناسب تر و مؤثرتری را برای گزارشگری گزارش تفسیری مدیریت، در چارچوب بازار سرمایه ایران تضمین می کند.
۴۱۷.

اثربخشی آموزش تکنیکهای سرمایه گذاری بر سرسختی روانشناختی و تاب آوری جوانان سرمایه گذار در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف این تحقیق بررسی تعیین اثربخشی آموزش تکنیک های سرمایه گذاری برکنترل سرسختی روانشناختی و تاب آوری جوانان سرمایه گذار در بورس اوراق بهادار تهران است. روش تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه در نظر گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه سرمایه گذاران جوان فعال در بورس اوراق بهادار شهر تهران در تابستان 1401 و بر اساس جنس تحقیق و محدودیت های تحمیلی، نمونه گیری از نوع نمونه گیری هدفمند بوده است. افراد علاقه مند به مشارکت در طرح پژوهشی شناسایی و از بین آنها 40 نفر به طور تصادفی انتخاب و مجدداً به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری گواه و آزمایش قرار داده شدند. گروه آزمایش تحت آموزش تکنیک های سرمایه گذاری قرار گرفته و گروه گواه بدون طی کردن دوره آموزشی وارد بازار سرمایه می گردند. برای سنجش تاب آوری از پرسشنامه کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) و برای سنجش سرسختی روانشناختی از پرسشنامه کوباسا با مؤلفه های(کنترل، تعهد و چالش جویی) استفاده شده است. تحلیل پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار spss انجام و نتایج ارائه شده است. نتایج حاصل از یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش تکنیک های سرمایه گذاری باعث افزایش سطح تاب آوری و سرسختی روانشناختی جوانان می شود.
۴۱۸.

تبیین الگوی شفافیت گزارشگری مالی بخش عمومی کشور مبتنی بر حسابداری تعهدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
شفافیت در گزارشگری مالی بخش عمومی کشور از اهمیت بسزایی برخوردار است و می‌تواند تأثیر عمیقی بر بهبود فرایندهای مالی و مدیریتی دولت و افزایش اعتماد عمومی شهروندان داشته باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه الگوی شفافیت گزارشگری مالی در بخش عمومی مبتنی بر حسابداری تعهدی است. روش پژوهش به‌صورت آمیخته (کیفی و کمی) بوده و در سال 1403 صورت گرفته است. در بخش کیفی از طریق روش مصاحبه با 17 نفر از خبرگان به روش نظریه داده بنیاد، ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های الگوی شفافیت گزارشگری مالی در بخش عمومی استخراج گردید و در بخش کمی جهت اعتبار سنجی شاخص­ها از طریق توزیع پرسشنامه محقق ساخته بین 278 نفر از اعضای هیأت علمی، حسابداران بخش عمومی، مدیران مالی و حسابرسان دیوان محاسبات کشور توزیع گردید. از ضریب آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی سؤال­های پرسش­نامه، آزمون کولموگروف-اسمیرنوف جهت نرمال بودن داده‌ها و آزمون تی جهت اعتبار سنجی شاخص‌ها استفاده گردید. در بخش کیفی طبق نظر خبرگان، الگو شامل 7 بُعد اصلی (بودجه‌ریزی، شفافیت، نظارت و ارزیابی، اهداف، ویژگی کیفی اطلاعات، منابع، گزارشگری) و همچنین 13 مؤلفه و 46 شاخص می‌باشد.
۴۱۹.

شناخت و فهم رفتار تکانشگرانه منابع انسانی در تأمین اجتماعی: تحلیل عنصر پیشایندی و پسایندی یا روش نقشه شناختی فازی FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم رفتار تکانشگرانه منابع انسانی در تأمین اجتماعی و تحلیل عنصر پیشایندی و پسایندی با روش نقشه شناختی فازی FCM انجام پذیرفت. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی و اکتشافی با فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان و مدیران تأمین اجتماعی استان لرستان بود که اعضای نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمّی پرسش‌نامه بود. روایی مصاحبه‌ها از طریق CVR و پایایی آن‌ها از طریق آزمون کاپای کوهن و پایایی درون کدگذار و میان‌کدگذار سنجیده شد. همچنین، روایی و پایایی پرسش‌نامه با استفاده از روایی محتوایی و بازآزمون به تأیید رسید. در این پژوهش برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی، از نرم‌افزار مکس‌کیودا و روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمّی، از روش نقشه شناختی فازی FCM بهره گرفته شد. یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها، پیشایندهای رفتارهای تکانشگرانه عبارت‌اند از: عدم تاب‌آوری، عدم اثربخشی منابع انسانی، محدودیت منابع و امکانات، عدم مسئولیت‌پذیری، عدم کنترل خود، هوش هیجانی پایین، محیط خشن و ناسازگار، درگیری کاری، ویژگی شخصیتی، تعارض‌های میان فردی، فرهنگ سازمانی. پیامدهای رفتار تکانشگرانه کارکنان عبارت‌اند از: پیامد پرخاشگری و خشونت، رفتار خراب‌کارانه، کاهش عزت نفس سازمانی، خودآزاری، مصرف مواد مخدر، ناتوانی در کنترل استرس، اختلال عاطفی، تضعیف همکاری تیمی، افزایش ترک کار، کاهش یادگیری. نتیجه‌گیری: ضعف در تاب‌آوری کارکنان در مواجهه با فشارهای محیطی سازمان تأمین اجتماعی، نه به‌صورت مجزا، بلکه در تعامل با یکدیگر، زمینه بروز رفتارهای تکانشگرانه را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر، عدم توانایی مدیریت استرس، ناکارآمدی منابع انسانی، محدودیت منابع و امکانات و ضعف در پذیرش مسئولیت، به همراه هوش هیجانی پایین و محیط کاری ناسازگار، عامل بروز پیامدهایی همچون پرخاشگری، رفتار خراب‌کارانه و اختلال‌های عاطفی است. رفتار تکانشگرانه می‌تواند باعث تشدید تعارض‌های میان فردی، درگیری‌های کاری و کاهش همکاری تیمی شود که نتیجه آن افزایش میزان ترک کار و کاهش یادگیری است.
۴۲۰.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های توسعه منابع انسانی ملی با رویکرد شایسته پروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
زمینه و هدف: در شرایط فعلی با شناسایی پیشران‌های توسعه منابع انسانی ملی و ایجاد فرصت‌های آموزشی و شغلی برابر با رویکرد شایسته‌پروری، می‌توان شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی را کاهش داد و به اهداف توسعه پایدار دست یافت. از همین رو، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی پیشران‌های توسعه منابع انسانی ملی با رویکرد شایسته‌پروری است. روش: روش اجرای این پژوهش، بر پایه تحلیل ماتریس اثرهای متقابل ساختاری با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک بوده است. جامعه آماری این پژوهش، از ۱۵ خبره دانشگاهی و مدیر اجرایی حوزه منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل شده است. داده‌های این تحقیق، از طریق مصاحبه ساختاریافته و تکمیل پرسش‌نامه کیفی امتیازدهی، طبق ماتریس اثرهای متقابل ساختاری، جمع‌آوری و با نرم‌افزار آماری میک‌مک تجزیه‌وتحلیل شده است. یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که پیشران‌های آموزش و توسعه منابع انسانی ملی متناسب با نیازهای سازمانی (X3)، اهمیت رهبری در مدیریت استراتژیک سازمان در توانمندسازی و توسعه منابع انسانی ملی (X1) و به‏‌کارگیری فناوری‌های دیجیتال در توسعه منابع انسانی ملی (X2)، بیشترین تأثیرگذاری (نفوذ) و بیشترین تأثیرپذیری (وابستگی) را دارند. همچنین، پیشران‌ بلوغ نوآوری در سیستم‌های مدیریت منابع انسانی (X5)، کمترین تأثیرگذاری (نفوذ) و بیشترین تأثیرپذیری (وابستگی) را دارد. از طرفی، پیشران‌های هماهنگی استراتژی‌های توسعه منابع انسانی ملی با استراتژی‌های سطح کلان کشور (X7)، توجه به مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی در مدیریت منابع انسانی ملی (X6)، اصلاح فرایندها و ساختارها و قوانین خط‌مشی‌گذاری منابع انسانی در سطح ملی (X4) دارای کمترین تأثیرگذاری (نفوذ) وکمترین تأثیرپذیری (وابستگی) هستند. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که سیاست‌گذاران و مدیران حوزه منابع انسانی ملی، در راستای بهبود وضعیت کاهش نابرابری‌های اجتماعی و فرهنگی، ارتقای عملکرد اقتصادی دولت و افزایش رضایت عمومی، باید بر سه پیشران کلیدی آموزش و توسعه منابع انسانی ملی متناسب با نیازهای سازمانی، اهمیت رهبری در مدیریت استراتژیک سازمان در توانمندسازی و توسعه منابع انسانی ملی و به‌کارگیری فناوری‌های دیجیتال در توسعه منابع انسانی ملی، تأکید ویژه‌ای در سطح کلان داشته باشند. در واقع، بر اساس به‌کارگیری این پیشران‌ها، عملکرد منابع انسانی ملی در جهت بهبود پایداری و دستیابی به اهداف مشترک افزایش می‌یابد و به بهبود فرایندها، تصمیم‌گیری‌های بهینه و رشد اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی منجر می‌شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان