۱.
هدف اصلی در انجام این پژوهش طراحی مدل بهبود ظرفیت اداری دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی در اجرای خط مشی ها با تاکید بر منابع انسانی شایسته است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است که برای دستیابی به هدف پژوهش، روش داده بنیاد و رویکرد اشتراوس و کوربین و رهیافت مرور نظام مند مدنظر قرار گرفته است؛ از این رو با استفاده از تحلیل محتوای 7 مقاله و انجام 8 مصاحبه عمیق و ساختاریافته اقدام به گردآوری داه ها شده است. جامعه پژوهش شامل خبرگان نظری در موسسات آموزش عالی و مقالات علمی معتبر در راستای هدف پژوهش که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوت نظری انتخاب شده اند. در مجموع 65 کد محوری و 11 کد انتخابی شناسایی شده است. تحلیل داده ها بر پایه دسته بندی کدها در نظریه اشتراوس و کوربین شامل عوامل علی(فرهنگ سازی برای ایجاد تحول در نظام اداری، عوامل مدیریتی، منابع انسانی)؛ عوامل زمینه ای موثر بر راهبردها(عوامل ساختاری)، عوامل مداخله گر موثر بر راهبردها( تخصیص بهینه بودجه) و راهبردهای شناسایی شده(نظام اداری نظام مند، ظرفیت ها و توانمندی های نظام اداری، قوانین و مقررات) و در نهایت پیامدهای شناسایی شده(جریان های سازمانی و اداری، عوامل اقتصادی و فناوری، عوامل اجتماعی و فرهنگی) است.
۲.
در سال های اخیر، شهرهای هوشمند به عنوان رویکردی جامع برای توسعه پایدار شهری و حل مشکلات پیچیده شهری مورد توجه قرار گرفته اند. حکمرانی هوشمند و حکمرانی شهری باز دو مدل کلیدی برای بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدیریت شهری و ارتقای مشارکت شهروندان هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حکمرانی شهری باز در تحقق اهداف شهر هوشمند و ارائه مدلی در این زمینه، با روش فراترکیب انجام شده است. این پژوهش کاربردی و ماهیت آن اکتشافی است. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده در پایگاه های علمی خارجی (Scopus, Emerald, Web of Science) طی سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ بود که درنهایت ۴۱ پژوهش مرتبط انتخاب و با تحلیل محتوای آنها، ابعاد و کدهای الگوی موردنظر استخراج شدند بر اساس یافته ها، ۲۶ مؤلفه در هفت دسته (شفافیت و پاسخگویی، مشارکت فعال و فراگیر، عدالت اجتماعی و پایداری، نوآوری و تحول دیجیتال، امنیت و مدیریت ریسک، چشم انداز استراتژیک، کارآمدی) به عنوان ابعاد اصلی حکمرانی شهری باز شناسایی و برچسب گذاری شدند. نتایج نشان داد این مدل ابزاری کاربردی برای پایش عملکرد دستگاه ها، تدوین راهبردهای شفافیت، بهبود تعاملات شهروندی و ارتقای اشتراک گذاری داده ها است. بدین ترتیب، با ارائه این مدل یکپارچه، دولت ها قادر خواهند بود که ضمن اطمینان از روند رو به پیشرفت استقرار حکمرانی شهری باز، به ارزیابی عملکرد بخش های وابسته به خ ود اقدام کنند.
۳.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر ویژگی های رهبری خدمتگزار بر حمایت اجتماعی ادراک شده با تاکید بر نقش میانجی انرژی احساسی و انعطاف پذیری شناختی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی - همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری پژوهش کارکنان غیر هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به تعداد 17933 نفر بودند. جهت نمونه گیری از روش نمونه گیری در دسترس استفاده و حجم نمونه نهایی با توجه به فرمول کوکران 403 نفر در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد رهبری خدمتگزار پترسون، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، انرژی احساسی ون کاتویک و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال استفاده شد که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS و SmartPLS استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد بین ویژگی های رهبری خدمتگزار و حمایت اجتماعی ادراک شده، رابطه مثبت و معنی داری برقرار است و انعطاف پذیری شناختی در این رابطه نقش میانجی دارد. اما نقش انرژی احساسی در رابطه بین ویژگی های رهبری خدمتگزار و حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان میانجی تایید نشد. بر اساس نتایج، ویژگی های رهبری خدمتگزار بر حمایت اجتماعی ادراک شده، انرژی احساسی و انعطاف پذیری شناختی کارکنان تاثیر مثبت دارد. بنابراین پیشنهاد می گردد مدیران ویژگی های رهبری خدمتگزار را در جهت خدمت رسانی به کارکنان در نظر بگیرند و با روش های گوناگون باعث افزایش انگیزش و عملکرد آنان شوند.
۴.
علی رغم این که مدل های کسب و کار در پژوهش های بسیاری مورد بررسی قرار گرفته اند، به نظر می رسد در دوران فناوری متوقف شده اند و به طور کامل با عصر پایداری و پساپاندمی درگیر نشده اند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر در طراحی مدل های کسب و کار پایدار و نوآور بر اساس مرور سیستماتیک برای نخستین بار می باشد که در آن تحلیل محتوای اسناد علمی به روش فراترکیب انجام گرفته است. جامعه آماری شامل همه مقالات منتشره در حوزه مذکور به زبان انگلیسی در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس و شبکه دانش می باشد که با مرور سیستماتیک تعداد 161 نمونه انتخاب و اعتبار آنها با شاخص مهارت های ارزیابی حیاتی ( CASP ) مشخص شد. یافته های پژوهش با تحلیل محتوا و استفاده از نرم افزار MAXQDA ، شناسایی و در قالب 50 مولفه و 260 کد ترکیب و با روش آنتروپی شانون رتبه بندی گردید. بر اساس نتایج حاصله مولفه های قابلیت های پویا در پیشران ها، فرآیندهای مربوط به نوآوری و پیاده سازی آن در مدل کسب و کار و مزیت رقابتی در پیامدها به عنوان مهمترین مولفه ها شناسایی گردید. برای سنجش اعتبار مطالعه از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. در نهایت نتایج پژوهش در قالب یک مدل چارچوب جامع پیشران ها، بوم مدل کسب و کار پایدار و نوآور و پیامدها ارائه گردید. مدل پیشنهادی می تواند به عنوان مبنایی از سوی مدیران، سیاست گذاران و کارآفرینان در بکارگیری موثر راهبردهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیط به صورت نوآورانه استفاده گردد.
۵.
خط مشی های رقابت که باهدف تسهیل رقابت میان بنگاه های اقتصادی و جلوگیری از انحصار وضع می شوند، سابقه ای بیش از ۱۳۰ساله در جهان دارند. در طی این دوران بیش از 120 کشور جهان، به مرور و در طی موج های مختلفی چنین خط مشی هایی را وضع کرده اند، که نمود اصلی آن در این کشورها وجود یک قانون منسجم رقابت و نیز یک نهاد تنظیم گر رقابت است که نقش های مهمی در تنظیم روابط بازیگران اقتصادی دارند. با این حال، کشورهای در حال توسعه که به تدریج از دهه 1980 میلادی اقدام به ایجاد نهاد تنظیم گر رقابت کرده اند و خط مشی های مرتبطی را پیاده ساخته اند، تجارب گوناگونی همراه با شکست یا ناکامی داشته اند. در ادبیات خط مشی گذاری این خط مشی مهم کمتر مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این مقاله تلاش شده است تا با فراترکیب پژوهش هایی که به ارزیابی علل شکست/ناکامی خط مشی تنظیم گری رقابت در کشورهای درحال توسعه پرداخته اند، ضمن ایجاد یک شمای کلی از نقاط مورد تأکید، نقاط کمتر مورد توجه ادبیات نیز شناسایی شود. به این منظور، روش پژوهش فراترکیب ادبیات بوده است. تعداد صد مقاله در مرحله نخست انتخاب شدند و پس از غربال های ثانویه ده پژوهش نهایی انتخاب شدند. با بررسی آن ها شمای کلی ادبیات پدیدار شد که اهم آن تأکید بر شش عامل اصلی بود: 1) مشکلات ساختاری و طراحی نهادی – از قبیل استقلال تنظیم گر، فقدان قدرت و اختیارات کافی، معافیت های اعطا شده در قانون-، 2) توان و ظرفیت فنی اجرای قانون – نظیر کمبود منابع مالی، انسانی متخصص، دسترسی به داده،3) شرایط اقتصاد سیاسی، 4) نظام قضایی معیوب، 5) توسعه نیافتگی بازارها و 6) ضعف فرهنگ رقابت.
۶.
این پژوهش به بررسی سوگیری هایی پرداخته که تصمیمات و رفتار مدیران بحران را در هنگام وقوع بلایای طبیعی دچار انحراف کرده و باعث می شود تصمیمات مناسب و بهینه اتخاذ نگردد. این مطالعه به دنبال شناسایی الگوهای ذهنی و سوگیری های احتمالی مدیران بحران در زمان وقوع حوادث طبیعی بر اساس مفاهیم اقتصاد رفتاری است. در فرایند انجام پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته از روش کیو استفاده شده است. مصاحبه ها با 25 نفر از مدیران بحران که با روش گلوله برفی انتخاب شدند صورت پذیرفت و در نهایت 25 گزاره تایید شد. تحلیل انجام شده نشان داد تصمیمات مدیریت بحران در ایران بیشتر متاثر از سوگیری خوش بینی بوده و الگوهای ذهنی کاهش فشار اجتماعی و خدمتگذاری محافظه کارانه در مراحل تصمیمات مدیران بحران تاثیر گذار است. برخی سوگیری ها منحصربه فرد در مرحله قبل از بحران شامل سوگیری عدم ثبات مدیران بحران، ناامیدی، مواجه رسانه ای، عادی سازی و تجانس شناختی است. در خصوص سوگیری های حین بحران خبرگان اعتقاد داشتند مدیریت بحران در ایران علاوه بر سوگیری های مصطلح دچار 4 سوگیری اقدام جمعی، فرافکنی، هیجان و عدم اعتماد در بدنه مدیریت می باشد. در خصوص سوگیری های بعد از بحران سوگیری ناشی از اعتماد به چهره ها بروز قابل توجهی دارد. پژوهش در عین حال نشان داد تلنگرها می توانند به عنوان ابزار مهار این سوگیری ها مطرح شوند. در همین راستا 23 تلنگر رفتاری در زمان قبل از بحران، 17 تلنگر در حین بحران و 4 تلنگر در مرحله بعد از بحران شناسایی و ارائه گردید.
۷.
هدف از مقاله حاضر، شناسایی محرک های صادراتی تأثیرگذار در مناطق آزاد تجاری با محوریت منطقه آزاد ارس و سطح بندی و تعیین روابط آنها در قالب یک مدل ساختاری- تفسیری ( ISM ) است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی بوده و از روش کتابخانه ای، دلفی و ISM در آن استفاده شده است. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی و مبتنی بر نظرات خبرگان بوده و از نظرات ۲۳ خبره حوزه صادرات در منطقه آزاد ارس استفاده شده است. یافته های پژوهش مطابق با گام های ISM در قالب جداول و نمودار کلی نشان داده شده است. نتیجه نهایی و اصلی تحقیق دربرگیرنده مدل یکپارچه محرک های صادراتی در منطقه آزاد تجاری ارس در یک سلسله مراتب با روابط یک طرفه یا دو طرفه است. این مدل یکپارچه از بررسی و تحلیل روابط و سطح بندی محرک های تأثیرگذار در صادرات مناطق آزاد تجاری به دست آمده است؛ و به مدیران و تصمیم گیران حوزه تجارت و صادرات کشور کمک می کند تا دید و نگرش جامعی از ارتباطات پیچیده بین محرک های اثرگذار بر حوزه صادرات مناطق آزاد تجاری کشور داشته باشند. نتایج این مدل نشان می دهد که چهار محرک: 1- تفویض اختیار به استان ها و تمرکز زدایی در برنامه ریزی، 2- توسعه زیرساخت های تجاری و صادراتی، 3- شفافیت قوانین و حذف مقررات زائد در فرآیند صادرات، 4- تشکیل میزهای تخصصی صادرات، جزو عوامل پایه ای و مبنایی در توسعه صادرات مناطق آزاد می باشند.
۸.
هدف کلی پژوهش حاضر واکاوی نقش میانجی سرمایه اجتماعی، رفتار شهروند سازمانی و چابکی سازمانی در رابطه بین سرمایه روانشناختی و نوآوری سازمانی در آموزش و پرورش دشت آزادگان می باشد. روش تحقیق، توصیفی -همبستگی و گردآوری داده ها به صورت میدانی بود. جامعه آماری پژوهش شامل فرهنگیان آموزش و پرورش دشت آزادگان می باشد که تعداد 300 نفر از بین آنها انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، نوآوری سازمانی جیمنز-جیمنز و همکاران (2008)، سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998)، چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000)، رفتار شهروند سازمانی پودساکف و همکاران (1991)، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که امیدواری بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است، خودکارآمدی بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است. خوش بینی بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است همچنین تاب آوری بر سرمایه اجتماعی، رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است. سرمایه اجتماعی بر رفتار شهروندی، چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است، رفتار شهروندی بر چابکی سازمانی و نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است و چابکی سازمانی بر نوآوری سازمانی دارای اثر مستقیم است.
۹.
امروزه باتوجه به رشد سریع فنّاوری در فضای رقابتی سازمان ها و بروز چالش هایی در حوزه منابع انسانی برای جلوگیری از تضعیف سرمایه های انسانی به عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان ها در برابر این چالش ها و بهبود عملکرد آن ها بایستی توانمند نمودن منابع انسانی مورد توجه قرار گیرد. یکی از عوامل تأثیرگذار در این حوزه نقش رهبران و رفتارهای توانمندساز آن هاست؛ لذا پژوهش حاضر باهدف فهم تأثیر سرمایه رهبری بر توانمندسازی منابع انسانی با نقش میانجی رفتارهای توانمندساز رهبران انجام پذیرفت. این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی پیمایشی با رویکرد معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارکنان سازمان های دولتی استان لرستان هستند که با استفاده از فرمول کوکران نسبت به تعیین حجم نمونه اقدام شد و در سطح اطمینان 95/. تعداد اعضای نمونه برابر384 نفر تعیین و این افراد به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های بنیستر وهمکاران(2015)، اسپریتنزر ومیشر (1992) و لاریکوا (2013) استفاده شده است که روایی وپایایی آن ها با روش اعتبار محتوا وآلفای کرونباخ تایید شد. برای آزمون فرضیات وتحلیل داده ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که سرمایه رهبری بر توانمندسازی منابع انسانی و رفتارهای توانمندساز رهبران تاثیر مثبت و معناداری دارد. لذا به عنوان یک نتیجه کلی باید گفت که مدیران و رهبرانی که از سرمایه رهبری برخوردارند،از طریق بروز رفتارهای توانمندساز رهبری همچون تسهیم قدرت و مسئولیت،اعطای آزادی عمل درتصمیم گیری به زیردستان وبرقراری ارتباطات مثبت، می توانند گام های موثری در راستای توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های دولتی بردارند.
۱۰.
امروزه به دلیل تغییرات شدید ترجیحات مشتریان، پیشرفت سریع تکنولوژی و جهانی شدن بازار و رقابت، بازارگرایی یکی از مهم ترین ابزاراهای موفقیت و برتری شرکت ها شناخته می شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بازارگرایی در شرکت های دانش بنیان کشور انجام شده است. بدین منظور از روش فراترکیب برای جستجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی در محدوده زمانی 2004 تا 2024 میلادی و 1383 تا 1403 شمسی استفاده گردید که درنهایت 41 پژوهش انتخاب شدند و در ادامه با استفاده از تحلیل محتوای آن ها، کدها و مفاهیم مدل مورد نظر استخراج گردید. بر اساس یافته های پژوهش، 145 کد 25مفهوم و در قالب پنج بعد رقابت گرایی، مزیت گرایی، مشتری گرایی، نوآوری گرایی و فناوری گرایی برای الگوی بازارگرایی در شرکت های دانش بنیان کشور برچسب گذاری شدند. نتایج نشان داد که این پنج دسته عامل می توانند بر بازارگرایی در شرکت های دانش بنیان کشور تأثیرگذار باشند و به میزان قابل توجهی موجب توسعه هر چه بیشتر این دسته از شرکت ها در محیط تجاری امروز شوند. واژه های کلیدی: بازارگرایی، شرکت های دانش بنیان، روش فراترکیب
۱۱.
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان با سرعتی غیرقابل تصور پیشرفت نموده است، این فناوری باتوجه به همگرایی موجب هم افزایی شده اند، بااین حال تهدیداتی مانند امنیت اطلاعات و حفظ حریم خصوصی افراد بر این فناوری ها مرتبط است. باتوجه به خلأ مطالعات داخلی در زمینه چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر و فقدان الگو در این زمینه و نیز ضرورت توجه به این موضوع، پژوهش حاضر باهدف بررسی چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر در شرکت های کوچک و متوسط انجام شده است. این پژوهش آمیخته (کیفی - کمی) با رویکرد اکتشافی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱1 نفر از اساتید خبره در حوزه مهندسی و مدیریت فناوری اطلاعات و از طریق نمونه گیری نظری تا رسیدن به نقطه اشباع جمع آوری شد. به منظور اعتبارسنجی مدل، از معیارهای پژوهش های تفسیری اعتمادپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری، تصدیق پذیری و به منظور اعتمادسنجی مصاحبه از روش توافق درون موضوعی استفاده شد. در نهایت پرسش نامه ای به منظور اولویت بندی چالش ها طراحی شد و به روش AHP چالش ها اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد که دو چالش زیرساخت و چالش مدیریتی - امنیتی به عنوان چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر شناسایی شدند، چالش زیرساخت شامل سه زیر مؤلفه زیرساخت ارتباطی، زیرساخت پردازشی و چالش های نرم افزاری است. چالش امنیت، مدیریت سرویس های ابر و مدیریت عملیاتی نیز به عنوان زیرمؤلفه های چالش مدیریتی - امنیتی شناسایی شدند. در نهایت از بین چالش ها، چالش مدیریتی - امنیتی به عنوان مهم ترین چالش شناخته شد. همچنین، چالش امنیت به عنوان مهم ترین زیرمؤلفه چالش مدیریتی - امنیتی و چالش نرم افزاری به عنوان مهم ترین زیرمؤلفه چالش زیرساختی در شرکت های کوچک و متوسط شناسایی گردید.
۱۲.
دولت ناب به عنوان رویکردی نو در حکمرانی در پاسخ به ضعف و کژکارکردهای موج های سنتی تر همچون دولت الکترونیک و دولت تحول آفرین ظهور نمود.در این انگاره جدید، دولت ناب بر عواملی چون بهینه سازی فعالیت ها، افزایش اثربخشی تدریجی در روندهای کاری و توسعه و بهبود جریان ارزش مورد انتظار، متمرکز است. در این راستا هدف تحقیق حاضر طراحی و اعتبار یابی مدل دولت ناب، در حکمرانی دولتی درایران است. پ ارادایم حاکم بر پژوهش حاضر پراگماتیسم وازحیث رویکردتحقیق درفازاکتشاف مدل تفسیری و در فاز ازمون مدل اثبات گرا و به لحاظ مخاطب شناسی کاربردی است.نمونه پژوهش در فاز کیفی خبرگان حوزه دانشگاهی شامل اعضای هیت علمی دانشگاه و مدیران بخش دولتی هستند که درمجموع از 20نفر خبره برای جمع اوری داده های کیفی مبادرت به مصاحبه شده است. رویکرد تحقیق امیخته و استراتژی به کارگرفته شده تحلیل مضمون با به کارگیری نرم افزار MAXQDA است. پرسشنامه تحقیق جهت جمع اوری داده های کمی مطابق با تحلیل عاملی اکتشافی تدوین شد.دربخش کمی نیز با استفاده از نرم افزار تعیین حجم نمونه G power در سطح آلفای 1/0 و توان آزمون 85/ 0 درصد 199 نفر به عنوان نمونه نهایی تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند..آزمون تحلیل مسیرمدل اکتشاف شده نیز مطابق با الگوریتم مدل سازی معادلات ساختاری واریانس محور با استفاده از نرم افزار SPSS,24 و Smart:PLS,3 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد 33 شاخص و 7 پیش بین(خدمات دولتی ناب ، مدیریت خدمات ناب، بهبود عملکردناب ، حاکمیت مبتنی بر پلتفرم ، طراحی سیستم های ناب و دولت ناب) برای این منظور شناسایی شدند.