فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۸۴ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در نظام اسلامی، مسئله مشروعیت و مقبولیت محصول تعامل پاسخگویی، کارآمدی، مسئولیت و تکلیف پذیری است. فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) پاسخگویی را یک حقیقت اسلامی می داند و در این رابطه می فرمایند؛ «پاسخگویی همان مسئولیت است. همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند؛ این معنای پاسخگویی است.» با توجه به اهمیت مبحث پاسخگویی این پژوهش با هدف ارائه الگوی ستاد پاسخگو آجا مبتنی بر انتظارات معظم له انجام شد. نوع تحقیق با توجه به هدف بسط و گسترش مفاهیم در زمینه ی «پاسخگویی» و رسیدن به الگوی ستاد پاسخگو ارتش، کاربردی و توسعه ای است. ازنظر ماهیت و روش این تحقیق توصیفی تحلیلی یا ژرفانگر است که با رویکرد آمیخته انجام شد. در بعد کیفی از تحلیل محتوا، و در بعد کمی از روش معادلات ساختاری تفسیری استفاده شد. ابتدا، با استفاده از نظریه های موجود مدل مفهومی پژوهش ترسیم شد. سپس با بهره مندی از تکنیک مصاحبه ساختاریافته و روش نمونه گیری هدفمند یا قضاوتی، مدل مفهومی و اجزاء آن( ابعاد، مؤلفه ها، شاخص ها و ...) در اختیار خبرگان قرار گرفت تا دیدگاه آنان در این خصوص اخذ گردد. با توجه به چندسطحی بودن مدل، برای تأیید آن و اینکه مدل بتواند با بالاترین دقت و صحت، متغیر وابسته نهایی، را پیش بینی نماید از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. الگوی نهایی از یک متغیر اصلی، 5 بعد، 19 مؤلفه و 115 شاخص تشکیل شده است که بر اساس نتایج تحلیل عاملی، الگوی موصوف مورد تائید قرار گرفت.
تبیین ظرفیت های نقاشی قهوه خانه ای در تقویت تجربه گردشگری هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : این مقاله با هدف تبیین ظرفیت های نقاشی قهوه خانه ای در پیوند با گردشگری هنری ایران، می کوشد از منظری زیبایی شناختی و فرهنگی به امکان بهره برداری از این هنر برای ارتقاء تجربه گردشگران توجه کند. روش شناسی : مطالعه حاضر به صورت کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. دو اثر شاخص از نقاشی قهوه خانه ای— «نبرد رستم و دیو سپید» و «مصیبت کربلا» —با رویکرد تحلیل بصری و روایی و چارچوب نظری ابن هیثم در سه سطح حس، تمایز و قضاوت مورد بررسی قرار گرفته اند. تجربه گردشگران نیز در قالب سه تیپ فرهنگی فرضی (گردشگر ایرانی، غربی و شرقی) بازسازی شده تا نحوه ادراک آثار از منظر زمینه های فرهنگی گوناگون بررسی شود. در این چارچوب، به جای استفاده از ابزارهای کمی، از تحلیل نظری بهره گرفته شده که با هدف تبیین مفهومی ادراک زیبایی شناختی مبتنی بر چارچوب فلسفی انجام گرفته است. یافته ها : نتایج نشان می دهد نقاشی قهوه خانه ای از طریق عناصر بصری چون رنگ های زنده، ترکیب بندی های پویا و روایت های فرهنگی و مذهبی، قابلیت خلق تجربه ای چندلایه را برای گردشگران داراست. ادراک مخاطبان از این آثار به شدت وابسته به زمینه فرهنگی آن هاست. گردشگران ایرانی با درکی عمیق تر از نمادها، تجربه ای احساسی تر و فرهنگی تر دارند؛ درحالی که گردشگران خارجی عمدتاً بر جذابیت بصری تمرکز می کنند. این امر اهمیت بهره گیری از واسطه های فرهنگی مانند راهنماهای تخصصی، فناوری های تعاملی و روایت های چندزبانه را برجسته می کند. نتیجه گیری و پیشنهادات : برای بهره برداری مؤثر از نقاشی قهوه خانه ای در گردشگری هنری، پیشنهاد می شود طراحی مسیرهای تعاملی، تورهای روایت محور، کارگاه های مشارکتی و استفاده از واقعیت افزوده در دستور کار قرار گیرد. چارچوب ادراکی ابن هیثم می تواند مبنایی برای طراحی تجارب بصری-فرهنگی غنی فراهم کند. نوآوری و اصالت : پژوهش حاضر الگویی مفهومی برای تحلیل تجربه گردشگری هنری از طریق هنرهای سنتی ارائه داده است. بهره گیری از نظریه ادراک بصری ابن هیثم در تبیین تعامل میان اثر هنری، بستر فرهنگی و درک مخاطب، نوآوری اصلی این پژوهش محسوب می شود که می تواند مبنای مطالعات نظری و میدانی آتی قرار گیرد.
بازآفرینی برند، تجربه مشتری و تأثیر آن ها بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
121 - 144
حوزههای تخصصی:
تغییرات سریع و مداوم در محیط کسب وکار، بازآفرینی برند را به عنوان ابزاری استراتژیک در حوزه مدیریت برند با هدف ایجاد نگرش مطلوب تر در ذهن مصرف کننده،کسب هویت و تصویر جدید از برند تبدیل کرده است؛ براین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر وفاداری مشتری با در نظر گرفتن متغیر میانجی کیفیت خدمات انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی با رویکرد کمّی و به لحاظ شیوه اجرای تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی_پیمایشی و از حیث زمانی از نوع تحقیقات مقطعی به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مشتریان بانک سامان مستقر در شهر تهران هستند که در سال های اخیر از بازآفرینی هویت برند استفاده کرده اند. داده ها با استفاده از روش میدانی پرسش نامه از ۳۸۴ مشتری جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیات از حداقل مجذورات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها حاکی ازآن است که بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری تأثیر مستقیم و معنادار دارد و تأثیر کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری در بانک سامان نیز معنادار است. همچنین میانجی گری کیفیت خدمات در رابطه بین بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری و وفاداری مشتری به شکل معناداری تأیید شد. ایجاد هویتی مشخص برای برند، ساختن ارزش، تفاوت قابل تشخیص با رقبا و افزایش ارتباطات و بهبود تجربه مشتری اهمیت ویژه ای در ماندگاری یک برند در چرخه رقابت و اذهان مشتریان در فرایند بازآفرینی برند خواهد داشت.
ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها با استفاده از رویکرد یکپارچه مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
73 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مگاپروژه ها به عنوان سرمایه گذاری های پیچیده و در مقیاس بزرگ تعریف می شوند و توسعه و ساخت آن ها سال ها به طول می انجامد. افزایش زمان و هزینه رایج ترین چالش ها در مگاپروژه ها در سراسر جهان هستند. افزایش هزینه نسبت به بودجه برنامه ریزی شده و افزایش زمان نسبت به برنامه زمان بندی، عوامل شکست بسیاری از مگاپروژه ها هستند. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب یکپارچه جهت ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه در مگاپروژه ها است.
روش ها: در این پژوهش، برای اولین بار جهت تجزیه و تحلیل علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها از رویکرد یکپارچه روش FMEA مبتنی بر روش های بهترین-بدترین و مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در سه فاز استفاده شده است. در فاز اول این رویکرد و بر اساس ادبیات، علل و ریسک ها با استفاده از روش FMEA شناسایی شده و عوامل تعیین کننده امتیاز RPN مقدار دهی می شوند. در فاز دوم، با بهره گیری از روش بهترین-بدترین توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z، وزن های شاخص ها محاسبه می شوند. سپس در فاز سوم و با توجه به خروجی های فاز های قبل، گزینه ها با استفاده از روش مارکوس توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z اولویت بندی می شوند. علاوه بر تخصیص وزن های مختلف به شاخص ها و در نظر گرفتن عدم قطعیت، قابلیت اطمینان نیز به واسطه تئوری اعداد Z در این رویکرد در نظر گرفته شده است.
یافته ها: رویکرد پیشنهادی این تحقیق در ارزیابی علل افزایش زمان و هزینه مگاپروژه ها پیاده سازی گردید و ۱۷ علت شکست در برنامه زمان بندی و افزایش هزینه در مگاپروژه ها، با استفاده از رویکرد یکپارچه Z-BWM-MARCOS ارزیابی و اولویت بندی شدند. بر اساس نتایج، برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف، کمبود نیروی کار ماهر و طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان به عنوان علل اصلی شناسایی شده اند. تخصیص نادرست منابع، شناسایی نادرست ریسک ها و ایجاد گلوگاه هایی در اجرای مگاپروژه از جمله پیامد های برنامه ریزی و زمان بندی ضعیف در مگاپروژه ها است. پیاده سازی استراتژی هایی نظیر استفاده از ابزارهای پیشرفته مدیریت پروژه و هوش مصنوعی برای پیش بینی دقیق تر، یکپارچه سازی مدیریت ریسک برای پیش بینی عدم قطعیت ها و تاخیرهای احتمالی، اجرای برنامه ریزی مشترک با مشارکت تمام ذینفعان برای یکپارچه و همسوسازی اهداف و انجام ممیزی های منظم برنامه های پروژه برای شناسایی انحرافات و اصلاح آن ها به حل این مشکل کمک می کند. کمبود نیروی کار ماهر مستقیماً بر بهره وری، کیفیت کار و پایبندی به برنامه های زمانی در مگاپروژه ها تأثیر می گذارد. استراتژی هایی نظیر، سرمایه گذاری در برنامه های توسعه و ارتقاء مهارت نیروی کار، پیش بینی تقاضای نیروی کار و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد و جبران خدمات کارکنان عادلانه و شفاف، به رفع این مسئله کمک می کنند. طراحی ضعیف شبکه همکاری تامین کنندگان، باعث ایجاد اختلال در فرآیندهای تامین و تحویل شده و منجر به کمبود مواد اولیه، تأخیرات و افزایش هزینه های غیرمنتظره می شود. ایجاد سیستم متمرکز مدیریت زنجیره تأمین، توسعه روابط استراتژیک بلندمدت با تأمین کنندگان کلیدی بر اساس اهداف مشترک، استفاده از فناوری بلاک چین برای ردیابی و افزایش شفافیت در زنجیره تأمین و پیاده سازی اصول زنجیره تأمین ناب برای کاهش اتلاف و ساده سازی فرآیندها از جمله استراتژی های مقابله با این مسئله هستند. برای اعتبارسنجی روش پیشنهادی، نتایج ارزیابی علل با برخی روش های موجود در ادبیات نظیر FMEA، مارکوس فازی و روش توسعه یافته مورا بر اساس تئوری اعداد Z مقایسه شد، که نتایج نشان می دهد برخی کاستی های روش های FMEA و مارکوس فازی نظیر عدم ارائه رتبه بندی کامل گزینه ها، در رویکرد پیشنهادی به واسطه در نظر گرفتن عدم اطمینان در کنار عدم قطعیت پوشش داده شده است. همچنین نتایج رویکرد پیشنهادی با روش مورا توسعه یافته بر اساس تئوری اعداد Z در اولویت بندی علل شکست تقریبا مشابه بوده و ضریب همبستگی ۰.۹۰۹ را نشان می دهد.
نتیجه گیری: مگاپروژه ها مستعد افزایش قابل توجه هزینه ها و تأخیرهای زمانی هستند که این موضوع، چالش های مهمی را برای مدیریت پروژه به همراه دارند. نتایج حاصل از رویکرد پیشنهادی نشانگر قابلیت و برتری آن در مقایسه با سایر روش ها نظیر FMEA و مارکوس فازی در تعیین علل اصلی علل افزایش هزینه ها و تأخیرهای زمانی مگاپروژه ها بوده است.
Creative Tourism in the City of Isfahan: Challenges and Opportunities for the Hospitality Industry from a Cultural and Historical Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research explores the challenges and opportunities facing Iran’s hospitality industry from a cultural and historical perspective, with a particular focus on creative tourism. Given the nature of the subject, the study employs a descriptive research method. In terms of data collection, a qualitative approach was adopted. The statistical population comprises managers and deputies within the hospitality industry in Isfahan province. To determine the appropriate number of participants, the saturation rule was applied, ultimately resulting in a sample of 20 individuals selected through purposive sampling. Data collection was conducted using field methods and a semi-structured interview process. The collected data were then analyzed using MaxQDA software. The findings highlight several key strategies for enhancing creative tourism in Isfahan’s hospitality sector. These include developing local experiences, improving the quality of creative services, diversifying tour offerings, establishing local collaboration networks, leveraging technological marketing, and supporting local businesses.
The Role of Takht-e Foulad Cemetery in Isfahan’s Tourism Development: A Focus on Spiritual Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Takht-e Foulad in Isfahan stands as a significant tourist destination, embodying Iran’s rich spiritual, cultural, religious, and historical heritage. While primarily recognized as a cemetery, its diverse tourism aspects position it as a prominent cultural complex with the potential to serve as a “cultural tourism theme park.” This study examines the complex’s role in Isfahan’s tourism development through a spiritual lens, based on quantitative research conducted from autumn 2021 to summer 2022. Data collection methods included documentary research, library resources, and questionnaires. Analytical findings highlight an inherent spirituality within the Takht-e Foulad Complex, necessitating a holistic approach that integrates the perspectives of tourists, the site, and the local community. The study categorizes the complex’s tourism dimensions into heritage, religious, and event tourism, aiming to craft a spiritually-oriented tourism strategy that contributes to Isfahan’s broader tourism development. The final model presents practical recommendations and strategies to promote spirituality while advancing tourism within the Takht-e Foulad Complex.
تعیین و دسته بندی ابعاد و شاخص های شوک های مالی و تاثیرات آنها در صنعت پتروشیمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از مسائل و بحران های ایجاد شده برای صنایع ناشی از شوک های مالی است. مدیران صنایع برای پیشگیری یا کنترل شوک های مالی لازم است ابعاد و شاخص های این شوک ها را شناسایی و دسته بندی و سپس نوع و میزان تاثیر آنها تعیین نمایند. هدف این تحقیق شناسایی و دسته بندی ابعاد و شاخص های شوک های مالی و تعیین تاثیر آنها در صنعت پتروشیمی ایران است. جامعه آماری شامل دو گروه است. گروه اول خبرگان برای شناسایی ابعاد و شاخص های شوک های مالی در صنعت پتروشیمی و گروه دوم شامل مدیران ارشد و مالی صنعت پتروشیمی ایران برای تعیین ابعاد و شاخص ها بعنوان شوک مالی در نظر گرفته شده اند. با روش داده بنیاد از نظرات خبرگان، تعداد یازده بعد و چهل و نه شاخص موثر بر صنعت پتروشیمی ایران به عنوان مدل مفهومی تحقیق معرفی شدند. اثرات ابعاد و شاخص ها با نظرات مدیران ارشد و مالی در شرکت های پتروشیمی ایران با استفاده معادلات ساختاری تعیین شد. نتایج نشان داد که تاثیر ده بعد از یازده بعد تایید شد و بعد تکنولوژی حذف شد. از تعداد چهل و نه شاخص هم تعداد دوازده شاخص به عنوان شاخص های غیرموثر بر شوک مالی حذف شدند. عمده شوک های مالی در صنعت پتروشیمی متاثر از نقش و تصمیمات دولت است. این نتیجه عمده ترین تفاوت نتایج این تحقیق با تحقیقات مشابه است. براین اساس پیشنهاد می شود دولت برای کمک به ایجاد ثبات و جلوگیری از بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی اقدام به تدوین خطی مشی و اخذ تصمیات مناسب نماید.
پویایی های دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در اولویت سنجی کشورهای مقصد صادراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین کارویژه های دیپلماسی اقتصادی، هدف گذاری در مقاصد صادراتی و فراهم آوردن بسترهای دیپلماتیک لازم جهت توسعه صادرات کالاهای داخلی به کشورهای هدف است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که با توجه به رویکردهای آشکار شده در صادرات محصولات غیرنفتی ایران، کدام یک از کشورهای دنیا از مزیت نسبی بیشتری در صادرات محصولات ایرانی برخوردار است؟ و اینکه کشورهای هدف در طول زمان چگونه دچار تغییر شده اند؟ این پژوهش از شاخص های نسبت تمرکز و مزیت نسبی آشکار شده تعدیل یافته (KARCA) استفاده کرده و با تکیه بر داده های معتبر بین المللی، پویایی های دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در تعیین کشورهای مقصد صادرتی را برای سال های 1400 تا 1402 مورد بررسی قرار داده است. 50 کشور مختلف که روابط تجاری بیش از 100 میلیون دلار در سال های مورد مطالعه با ایران داشته اند، انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد برای سال های 1400 تا 1402، کشورهای چین، عراق، ترکیه، امارات، افغانستان و هند به عنوان شرکای اصلی ایران بوده که در تمامی این سال ها نسبت تمرکز 3 کشور اول یعنی چین، عراق و ترکیه بیش از 60 درصد بوده است. اما از منظر شاخص KARCA، کشورهای افغانستان، ترکمنستان و عراق بیش از سایر کشورها مزیت دار بوده اند و پویایی های زمانی دلالت بر تغییر در برخی از اولویت ها در سال های مورد مطالعه بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد عمده کشورهای دارای مزیت برای صادرات محصولات ایرانی، کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته هستند و اکثر آن ها دارای مرزهای مشترک زمینی و آبی با جمهوری اسلامی ایران هستند.
بررسی رفتار مصرف کنندگان نسبت به مسئولیت ناپذیری اجتماعی شرکتی برندهای اصیل با در نظر گرفتن تعدیلگری قوم گرایی مصرف کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت ناپذیری اجتماعی شرکتی رفتار غیراخلاقی یا غیرقانونی برندها است که باعث می شود مصرف کننده آسیب ببیند.این رفتارهای آسیب زننده باعث از دست رفتن منابع مالی و شهرت برند می شود.هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر اصالت برند در هنگام وقوع مسئولیت ناپذیری اجتماعی و نقش قوم گرایی مصرف کننده به عنوان تعدیل گر در این تأثیر است.در این ارزیابی،بخشش برند به عنوان مهم ترین رفتار مصرف کننده و میانجی ایفای نقش می کند.تحقیق به صورت یک آزمایش بر اساس دو سناریو آزمایش(برند اصیل) و کنترل(برند غیر اصیل) طراحی شده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه به روش غیر احتمالی از طریق مردم تهران جمع آوری شده است.درمجموع 193 پاسخ معتبر جمع آوری شد.برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و افزونه پراسس ماکرو استفاده شده است.نتایج به دست آمده نشان دادند که در هنگام وقوع مسئولیت ناپذیری اجتماعی برند اصیل در مقایسه با برند غیر اصیل،باعث افزایش بخشش برند و کاهش تبلیغات توصیه ای منفی و اجتناب از برند می شود و بخشش برند به عنوان میانجی رابطه میان اصالت برند(برند اصیل در مقابل غیر اصیل) و تبلیغات توصیه ای منفی و اجتناب از برند،ایفای نقش می کند.همچنین قوم گرایی مصرف کننده رابطه میان اصالت برند و بخشش برند را به صورت مثبت تعدیل می کند.
Enhancing Tourist Experience and Cultural Intelligence: The Mediating Role of Mobile Applications in Intercultural Interactions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the mediating role of mobile application satisfaction in the relationship between positive intercultural encounters, cultural intelligence, and tourist experience. It addresses a critical gap in understanding how digital tools facilitate meaningful cross-cultural engagement within tourism contexts. This applied, descriptive-analytical research was conducted among 371 tourists visiting Yazd Province, selected through simple random sampling. Validity was confirmed through convergent and discriminant validity assessments, and reliability was established via Cronbach's alpha and composite reliability. Multivariate normality was confirmed. Subsequently, the hypothesized relationships were examined using SEM in Amos24, employing the robust Maximum Likelihood (MLR) estimation method to ensure robust parameter estimates. Results indicate that while the direct effects between intercultural encounters and cultural intelligence and tourist experience were nonsignificant, significant indirect effects emerged through mobile app satisfaction. Intercultural encounters positively predicted app satisfaction, which in turn enhanced cultural intelligence and tourist experience. Bootstrapping confirmed significant mediation for cultural intelligence and tourist experience. Mobile applications serve as pivotal conduits for transforming intercultural interactions into enhanced cultural competence and enriched travel experiences. These findings underscore the importance of digital infrastructure in modern tourism management and offer practical implications for experience design.
نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق نقش فناوری بلاکچین در ایجاد اعتماد در مشتریان در اکوسیستم بازاریابی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل جامعه متخصصین بازاریابی دیجیتال و کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات پیشرفت می باشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 385 نفر در نظر گرفته شد. این تعداد مبتنی بر روش نمونه گیری نمونه دردسترس گزینش گردیدند و به این ترتیب 385 پرسشنامه بین جامعه آماری توزیع شد که در نهایت 228 پرسشنامه سالم که قابلیت تحلیل آماری داشتند جمع آوری گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه ساخته محقق برگرفته از نتایج کیفی می باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که اعتماد ناشی از شفافیت برآمده از فناوری بلاکچین قادر است تا پیامدهای متنوع مالی و غیرمالی را برای کسب و کارهایی که از این فناوری در اکوسیستم بازاریابی خود استفاده می کنند اثرات معناداری برجای گذارد.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های رشد سرمایه انسانی داوطلب در نهادهای مردم نهاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفظ و نگهداشت سرمایه انسانی در سازمان ها و مجموعه های غیرانتفاعی و مردم نهاد یکی از چالش های مهم این مجموعه هاست. یکی از مهمترین عوامل حفظ سرمایه انسانی در این سازمان ها، ایجاد امکان توسعه و رشد افراد است، به نحوی که ضمن اثربخشی عملکرد این افراد در مجموعه آنها احساس رشد و پیشرفت فردی نیز داشته باشند. هیأت مذهبی به عنوان یکی از نهادهای اصیل دینی و البته گسترده در سطح جامعه نقش مهمی در بهبود فرهنگ دارد. رشدیافتگی فردی و نیز انگیزش حاصل از رضایت از فعالیت در این مجموعه ها از سوی خدام، نقش مهمی در عملکرد موفق هیأت به عنوان یکی از ارکان فرهنگی جامعه دارد. در این پژوهش با مطالعه موردی هیئات دانشجویی، سعی شد تا ابعاد و مولفه های رشد خدام مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق ضمن انجام مصاحبه با 12 نفر از خبرگان میدانی و صاحب نظران و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون، مدل نهایی تدوین شود. پس از تحلیل مصاحبه ها، تعداد 62 مضمون پایه، 19 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر به دست آمد. در نهایت، ابعاد ابعاد و مولفه های رشد خدام در قالب مضامین فراگیر تحت عنوان جذب (شامل ملاک و زمینه های جذب)، شناسایی نیازهای رشد ی(شامل سطوح و اولویت بندی نیازها)، طراحی و تدوین برنامه های رشد ی(شامل اهداف، طرح ها، انتخاب روش ها و ملاحظاتی در طراحی)، اجرای برنامه های رشد ی(شامل مجریان، مقومات و تسهیل گرها، موانع و چالش ها و ملاحظات)، ارزشیابی برنامه های رشد ی و پیامدهای رشد خدام (شامل پیامدهای فردی و گروهی، نهادی و محیطی) بیان شد
برآورد عوامل اقتصادی موثر بر رفع بدهی های دولت با تأکید بر کنترل و مهار تورم
حوزههای تخصصی:
بررسی ها نشان می دهد دولت به طیف وسیعی از اشخاص حقیقی و حقوقی، دولتی و غیردولتی بدهکار است که از مهم ترین آنها می توان به بانک مرکزی اشاره کرد. بدهی دولت دارای نقش مهمی در هر دو دوره کوتاه مدت و بلندمدت در اقتصاد است. ساز و کار تسویه بدهی ها با توجه به پویایی آن ها و تغییر شرایط اقتصادی مهم است. اگر بدهی دولت در جهت ارتقای ظرفیت های اقتصادی استفاده شود، موجب کاهش نرخ تورم می شود. با این حال رقم رو به رشد بدهی های دولت نیازمند بررسی راه های رفع آن، می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر رفع بدهی های دولت ایران به بانک مرکزی در سال 1403 با نمونه انتخابی از 10 ساله اخیر داده های بانک مرکزی انجام شد. پژوهش از لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی- شاخه همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی بوده و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای جمع آوری شده و با نرم افزار spss با رگرسیون خطی و غیرخطی تحلیل گردید. پژوهش با در نظر گرفتن عوامل تولید ناخالص داخلی، درآمدهای مالیاتی، نرخ تورم و میزان فروش اوراق بهادار به عنوان عوامل موثر برای رفع بدهی ها، به این نتیجه رسید که این عوامل در سطح معناداری 95 درصد به صورت غیرخطی معنادار هستند. به این ترتیب با افزایش بدهی ها، دولت بایستی میزان مالیات های دریافتی، فروش اوراق بهادار و رشد اقتصادی را افزایش داده تا بتواند ضمن مهار تورم، بدهی ها را کنترل کند.
مدل آینده نگری به کارگیری هوش مصنوعی در گزارشگری مالی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
660 - 684
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف حسابداری، ارائه اطلاعات سودمند برای مقاصد تصمیم گیری استفاده کنندگان است و ارتقای سطح سودمندی گزارشگری مالی و سهولت استفاده از آن، نقش مهمی در تصمیم گیری استفاده کنندگان از گزارش های مالی ایفا می کند. با وجود این، سازوکار بهبود کیفیت گزارشگری مالی از طریق فناوری های نوین مبتنی بر هوش مصنوعی با توجه به سودمندی درک شده و سهولت استفاده توسط کاربران آن، هنوز چندان روشن نیست. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است تا به ارائه مدل کیفیت گزارشگری مالی مبتنی بر به کارگیری هوش مصنوعی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده بپردازد.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از حیث روش جمع آوری داده ها، بر اساس روش آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، از مصاحبه های باز و نیمه ساختاریافته، مبتنی بر نظر خبرگان پژوهش استفاده شد. این مصاحبه ها با ۱۲ نفر از خبرگان و استادان دانشگاهی مرتبط به حوزه حسابرسی و آشنا به هوش مصنوعی انجام شد. در بخش کمّی نیز، نمونه آماری ۲۰۰ نفر از حسابرسان شاغل در سازمان و مؤسسه های حسابرسی در کشور عراق بودند. با توجه به رویکرد کیفی که مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود، پس از گردآوری مصاحبه ها، داده ها از طریق سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و به روش تحلیل متنی تجزیه وتحلیل شدند. در نهایت، مدل کیفیت گزارشگری مالی مبتنی بر به کارگیری هوش مصنوعی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت، در قالب ۸۰ مضمون پایه و ۲۷ کد محوری ارائه شد.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که شرایط علّی، مانند تجزیه وتحلیل داده های بزرگ، اتوماسیون وظایف، تجزیه وتحلیل پیش بینی و شناسایی الگوها و ناهنجاری ها، همراه با شرایط زمینه ای، شامل سودمندی درک شده و سهولت استفاده، بر مقوله محوری کیفیت گزارشگری مالی تأثیرگذارند. مقوله محوری، شامل ارتقای شفافیت، تحلیل داده های مالی در زمان واقعی، کاهش اقلام تعهدی اختیاری، بهبود پیش بینی سود و جریان نقدی، کاهش تقلب و ریسک تحریف بااهمیت است. راهبردهای بهبود کارایی، دقت تحلیل، سرعت و تصمیم گیری مالی، پیامدهایی همچون کاهش خطای انسانی، صرفه جویی در زمان، افزایش شهرت حسابرسان، و حسابرسی مستمر را به همراه دارد. بااین حال، شرایط مداخله گر نظیر هزینه های یکپارچه سازی، نگرانی های امنیتی و نیاز به انطباق با مقررات، چالش هایی را ایجاد می کنند. توجه به این مؤلفه ها برای دستیابی به گزارشگری مالی کارآمدتر و باکیفیت تر ضروری است.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از این است که هوش مصنوعی توانایی خودکارسازی و افزایش دقت فرایندهای گزارشگری مالی را دارد. با استفاده از هوش مصنوعی در جمع آوری داده ها، تجزیه وتحلیل و مدل سازی پیش بینی کننده، شرکت ها قادر خواهند بود به استانداردهای بالاتری از کیفیت گزارشگری دست یابند. این امر با بینش های زمان واقعی، شناسایی روندها و قابلیت های تصمیم گیری بهبودیافته مشخص می شود. همچنین، از آنجا که ارتقای سطح سودمندی گزارشگری مالی و سهولت استفاده از آن، در تصمیم گیری استفاده کنندگان نقش مهمی ایفا می کند، یکپارچه سازی هوش مصنوعی در شیوه های گزارشگری، می تواند مسیری برای گزارشگری کارآمدتر، دقیق تر و روشن تر ارائه دهد. این فرایند علاوه بر بهبود کیفیت گزارش ها، به کسب وکارها کمک می کند تا تصمیم های مالی بهتری اتخاذ کنند و ریسک های احتمالی را کاهش دهند. بنابراین، با توجه به قابلیت های بالقوه هوش مصنوعی در افزایش دقت و سرعت گزارشگری مالی، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران چارچوب ها و مقرراتی را طراحی کنند که استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه را تسهیل کند و در عین حال از سوءاستفاده ها و تهدیدهای امنیتی جلوگیری کند. این امر نه تنها به بهبود کیفیت گزارشگری مالی کمک خواهد کرد، بلکه به توسعه دانش و نوآوری در این زمینه نیز می انجامد.
ارائه چارچوب توسعه شهروند محوری در اداره امور عمومی (مورد مطالعه: شهرداری زنجان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اداره امور عمومی شهروند محور رویکردی برای حکمرانی است که نیازها و منافع شهروندان را در مرکز تصمیم گیری و ارائه خدمات قرار می دهد. این موضوع شامل طراحی و اجرای سیاست ها و برنامه های عمومی است که پاسخگوی نیازها و ترجیحات شهروندان باشد و اطمینان حاصل شود که خدمات عمومی در دسترس، کارآمد و مؤثر هستند. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب توسعه شهروند محوری در اداره امور عمومی در شهرداری زنجان انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان سازمانی و دانشگاهی خط مشی گذاری، مدیریت دولتی و مدیریت شهری به تعداد 17 نفر یافته ها تحلیل و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار 2020Maxqda ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 3 جنبه، 31 مولفه و 146 کد استخراج گردید. مدیران و مسئولان ملی و استانی ابتدا بایستی شاخت و آگاهی دقیقی از پیشایندهای توسعه شهروند محوری به دست آورند و سپس اقدام به اتخاذ و پیاده سازی راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای شناسایی شده دست یابند. در این پژوهش، الگوی توسعه شهروند محوری در قالب 31 مولفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای توسعه شهروند محوری ارائه نشده است، این پژوهش می تواند در توسعه ادبیات حوزه پژوهش و تبیین اهمیت دموکراسی محلی سودمند باشد.
مدل علی روابط بین نگرش به خرید آنلاین و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، بر خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام (رفتار) با نقش واسطه ای قصد خرید آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
341 - 352
حوزههای تخصصی:
هدف: شبکه های اجتماعی نقش موثری در رفتار خرید مصرف کنندگان دارند لذا هدف از این پژوهش ارائه مدل علی روابط بین نگرش به خرید آنلاین و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، بر خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام(رفتار) با نقش واسطه ای قصد خرید آنلاین می باشد. روش: این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری آن شامل ۱۰۰۰ نفر از فالوورهای صفحه اینستاگرامی در حوزه فروش وسایل کمک آموزشی مدارس است که از این تعداد، نمونه ای به حجم ۲۷۸ نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی آکوستو و تورز (2018)، نگرش به خرید آنلاین کلین (۱۹۸۲)، قصد خرید آنلاین بِک و کینگ (2011)، رفتار مصرف کننده(خرید آنلاین) آجزن و فیشبین (۲۰۰۳) گردآوری شد سپس داده ها به روش آماری تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که نگرش به خرید آنلاین تأثیر معناداری بر خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام (۱۶/0 = ß) و نیز بر قصد خرید آنلاین (۱۸/0 = ß)دارد.همچنین، بین تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی و خرید وسایل کمک آموزشی مدارس از اینستاگرام (۲۴/۰= ß)و قصد خرید آنلاین (۲۳/۰= ß) رابطه ای معنادار وجود دارد. در نهایت اثر مستقیم قصد خرید آنلاین بر رفتار مصرف کننده (۱۹/۰= ß)نیز معنادار گزارش شد.نتیجه گیری: این پژوهش بیانگر آن است که کسب وکارها اینترنتی می توانند با بهبود نگرش نسبت به خرید آنلاین و بهره گیری از تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی، قصد خرید آنلاین و در نهایت رفتار خرید مشتریان را افزایش دهند.
شناسایی الگوهای ذهنی کارآفرینان در خصوص تسهیل سرعت بین المللی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
171 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف: در دو دهه اخیر، مفهوم بین المللی شدن سریع با گسترش تجارت جهانی، تغییرات سریع الگوی مصرف و تقاضا، انقلاب در فناوری اطلاعات و همچنین، افزایش تعداد و کیفیت رقبای داخلی و بین المللی، اهمیت ویژه ای یافته است. تسهیل سرعت بین المللی شدن، به کسب سهم بیشتری از بازار نسبت به رقبا منجر می شود. هدف از این پژوهش، شناسایی الگوهای ذهنی کارآفرینان در خصوص تسهیل سرعت بین المللی شدن است.
روش: پژوهش حاضر بر اساس روش کیو که یکی از روش های ترکیبی در انجام تحقیقات علمی است، اجرا شده است. بر اساس هدف، این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر ماهیت از نوع اکتشافی است. از نظر گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی و با توجه به کاربرد پرسش نامه کیو، روش شناسی از نوع تحقیقات ترکیبی (کمی کیفی) است. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای تشکیل فضای گفتمان مطالعه کیو از منابع مختلفی می توان استفاده کرد. در این پژوهش برای جمع آوری عبارات مربوط به فضای گفتمانی، از منابع دست اول و دست دوم استفاده شده است. با انجام مصاحبه با تعدادی از مدیران و کارشناسان موضوعی، اطلاعاتی در زمینه شناسایی عوامل مؤثر بر سرعت بین المللی شدن کارآفرینان آبادانی جمع آوری شد. به منظور شناسایی ذهنیت کارآفرینان در خصوص تسهیل سرعت بین المللی شدن شرکت های کارآفرین، از بین کلیه مدیران، مشاوران و کارشناسان شرکت های کارآفرین شهرستان آبادان، ۱۰ نفر که انتظار می رفت ذهنیت و دیدگاه آن ها در خصوص موضوع پژوهش اهمیت دارد، به عنوان شرکت کننده در این پژوهش انتخاب شدند. این انتخاب به صورت نمونه گیری هدفمند و غیراحتمالی صورت گرفته است؛ از این رو شرکت کنندگان در این پژوهش، بر اساس «ارتباط نزدیک با موضوع پژوهش»، «ذی نفع بودن» و «اهمیت حضور در پژوهش» انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده، از نرم افزار اس پی اس اس و روش تحلیل عاملی و تفسیر عوامل استخراج شده، استفاده شد.
یافته ها: پس از ارزیابی و جمع بندی فضای گفتمانی، از بین ۸۵ عبارت نشانه، در نهایت با نظرسنجی از کارشناسان، ۴۱ عبارت به عنوان نمونه های عبارات کیو (دسته کیو) انتخاب شد. پس از جمع آوری اطلاعات به دست آمده از مرتب سازی کیو، این اطلاعات از طریق روش تحلیل عاملی کیو تجزیه وتحلیل شدند. تجزیه وتحلیل توزیع نشان داد که می توان ۳ الگوی ذهنی متمایز را در بین شرکت کنندگان در پژوهش، در خصوص عوامل مؤثر در تسهیل سرعت بین المللی شدن در شرکت های کارآفرین شناسایی کرد. این عوامل درمجموع، حدود ۳۵/۶۶ درصد از واریانس کل را تبیین کردند.
نتیجه گیری: سه الگوی ذهنی شناسایی شده به ترتیب «چابک سازان پیشتاز»، «رابطه سازان ریسک پذیر» و «نوآوران خلاق» نام گذاری شدند. اهمیت و اولویت بندی عوامل شناسایی شده، بر اساس الگوهای ذهنی انجام شد و در نهایت راه کارهایی برای حل عوامل شناسایی شده ارائه شد. به طور کلی، پژوهش های مختلفی در خصوص بین المللی شدن و سرعت بین المللی شدن انجام شده است. اکثر مطالعات به عوامل مؤثر بر بین المللی شدن و سرعت بین المللی شدن پرداخته اند. در این میان، به عواملی که سرعت بین المللی شدن را تسهیل می کنند، توجه چندانی نشده است. پژوهشگران پیشین در خصوص تسهیل سرعت بین المللی شدن و اهمیت آن، نظرهای متفاوتی ارائه کرده اند. پژوهش های اندکی به صورت کمّی انجام شده و تأثیر عواملی مانند هوش و خلاقیت را در تسهیل سرعت بین المللی شدن بررسی کرده اند. در این پژوهش، علاوه بر شناسایی عوامل مؤثر بر تسهیل سرعت بین المللی سازی، ذهنیت افراد در خصوص تسهیل سرعت بین المللی شدن نیز بررسی شده است. بنابراین یافته های این پژوهش، دانشی را به ادبیات مدیریت بازرگانی و تجارت بین الملل می افزاید.
تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای: نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
108 - 133
حوزههای تخصصی:
در محیط پیچیده و پویای مالی، حسابرسان با چالش های متعددی در زمینه قضاوت و تصمیم گیری مواجه می شوند. بر اساس مطالعات گذشته، سرمایه روانشناختی، تجربه و شک و تردید حرفه ای حسابرسان می تواند بر روی کیفیت قضاوت های حرفه ای حسابرسان تأثیر داشته باشد. لذا، هدف از پژوهش حاضر تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای با توجه به نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای می باشد. در راستای دستیابی به این هدف پس از مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش، داده های پژوهش از طریق ارسال پرسشنامه به حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی در 3 ماهه اول سال1402 جمع آوری گردید. در نهایت نمونه نهایی متشکل از 385 نفر انتخاب شد و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس منجر به بهبود کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان گردید. علاوه بر این، شک و تردید حرفه ای قادر است رابطه بین سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس با کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان را تقویت کند. این تحقیق می تواند استراتژی هایی را برای بهبود کیفیت قضاوت های حسابرسان پیشنهاد دهد. در نهایت، این بهبود می تواند منجر به ارائه خدمات بهتر و دقیق تر در حسابرسی شود.
Designing a Model of Human Resources Capabilities with an Emphasis on Digital Knowledge Management in Iran Oil Terminals Company(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Winter & Spring ۲۰۲۵
197 - 219
حوزههای تخصصی:
Purpose: The main goal of this research is to design a model of human resource capabilities, with an emphasis on digital knowledge management, for Iran Oil Terminals Company.
Method: This research is descriptive-survey in terms of research design, cross-sectional in terms of time, and applied in terms of purpose. It is categorized as exploratory research. The statistical sample consisted of 20 professors and senior managers from the Ministry of Oil in the qualitative section and 100 managers and experts from Iran Oil Terminals Company in the quantitative section. Data collection in the qualitative part was conducted through interviews and data analysis techniques, while the quantitative section utilized questionnaires and structural equation modeling techniques.
Findings: The findings were categorized into 114 codes and 26 concepts, which were further grouped into three categories: human-behavioral capabilities, specialized-technical capabilities, and analytical capabilities. The research confirmed that the role of human resource capabilities in the growth and development of organizations is undeniable. It emphasized that human resources management must leverage this intra-organizational capital to foster organizational advancement and excellence. A lack of qualified human resources can be a significant reason for an organization's stagnation.
Conclusion: The analysis revealed that human resource capabilities, with an emphasis on digital knowledge management, encompass behavioral, specialized-technical, and analytical capabilities. Ultimately, a suitable model for human resource capabilities, emphasizing digital knowledge management, was proposed for Iran Oil Terminals Company. Human resource capability is valuable, rare, irreplaceable, and difficult to imitate; thus, it is essential for creating sustainable competitive advantages. Proper utilization of human resource capabilities can enhance organizational performance. This study took a process-oriented approach to propose an integrated model that comprehensively considers key variables such as human resource capability and knowledge management effectiveness.
طراحی مدل مدیریت استراتژیک ارزش دراستفاده دربازارهای خدمات آموزش تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
11 - 36
حوزههای تخصصی:
واژه "آموزش ویادگیری سازمانی"آمیخته از اصول مهم زندگی کاری هر سازمان است و از آنجا که مهم ترین بعد این واژه پرورش و رشد مهارت ها و تخصص های کاری است، بدان جهت پایه ریزی و استمرار روند آموزش در سازمان های امروز نقش بسزایی در تخصصی عمل کردن و درواقع پیشرو بودن آن سازمان ها دارد. از این رو باید همواره توجه داشت که آموزش های موثر ودارای ارزش با نتایج و آثار بلندمدت ارتباط دارد و سازمان و افراد آن را برای پذیرش مسئولیتهای دشوار و سنگین آینده آماده می کند. سازمان ها فارغ از اندازه وبزرگی سازمان ازبنگاه های بزرگ اقتصادی ،کسب وکار های کوچک ومتوسط، تا کسب وکارهای خانوادگی واستارتاپ ها همگی از شرکت های فعال درحوزه خدمات آموزش تجاری استفاده می نمایند تا همواره سطح یادگیری وتوسعه مدیریت خودرا ارتقا دهند.ارزش در استفاده شامل مفاهیم مهمی چون تجربه(احساسات همدلانه تعامل برای لذت بخشی)،شخصی سازی وتعامل مثبت دوطرفه ارائه دهنده وگیرنده خدمات آموزش تجاری میباشد. ارزش در استفاده خدمات آموزش تجاری در طول فرآیند ایجاد ارزش مشتری ، به طور مثبت و همچنین منفی تحول می یابد . ارزش در استفاده فراتر از ارائه کیفیت ممتاز خدمات به گیرندگان خدمات است . با توجه به اهمیت این موضوع تحقیق حاضر با موضوع "طراحی مدل مدیریت ارزش دراستفاده دربازارهای خدمات آموزش تجاری(B2B)"انجام شد. در ابتدا ادبیات موجود از پایان نامه دکتری و کتب مرجع و ازمقالات خارجی مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از ادبیات، شاخص ها استخراج گردید که این شاخصها مقدمه ایجاد مدل تحلیلی بودند. با توجه به اینکه نگارنده در ضمن استفاده از مدلهای موجود به دنبال استفاده از مدلهای پی شناخته نبوده است؛ لذابا استفاده از روش تحلیل مضمون که از روش های کیفی است بر ای تولید مدل اقدام نمود. در مرحله بعد به منظور سنجش نظر خبرگان از پرسشنامه استفاده شد. به منظور سنجش روایی مدل از آزمون تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد که رابطه اجزای مدل مورد سنجش و تأیید قرار گرفت.