ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۳۶۱.

واکاوی نقش واژگان فارسی در شرح احادیث «مرآهالعقول» علامه مجلسی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۸
علامه مجلسی در "مرآهالعقول" ، اهتمام ویژه ای به تبیین واژگان و اصطلاحات به کاررفته در روایات کافی دارد. وی در این راستا، گاه از ظرفیت های زبان فارسی در شرح واژگان حدیث بهره برده است. این بهره گیری نه تنها در قالب معادل یابی واژگان، بلکه در سطحی عمیق تر، به تبیین جامع تری از مفهوم حدیثی از طریق ریشه یابی زبانی کلمات و معناشناسی واژگان معرّب منتهی شده است. این مقاله ضمن استخراج واژگان دخیل در شرح روایات این کتاب، در صدد طبقه بندی آنها بر اساس نوع استفاده علامه مجلسی از این واژه هاست. طبق بررسی صورت گرفته در مجلدات 26گانه مرآه العقول، 62 واژه معرّب و دخیل شناسایی شد که در برخی موارد علامه تنها معرّب بودن واژه را بیان کرده و در برخی موارد تصریح به فارسی بودن واژه نیز نموده است. همچنین در شرح برخی واژگان از معادل های فارسی بهره برده است. علامه مجلسی برای شرح این واژه ها به منابع لغوی همچون "القاموس المحیط" فیروزآبادی، "صحاح اللغه" جوهری و "المعرّب من الکلام الاعجمی" جوالیقی و نیز برخی منابع غریب الحدیث مراجعه کرده است. در مجموع، می توان گفت که علامه مجلسی در "مرآه العقول" با بهره گیری از ظرفیت های زبان فارسی و استناد به منابع لغوی معتبر، نقشی بسزا در تسهیل فهم و تبیین مفاهیم روایی ایفا کرده است.
۳۶۲.

«راسخون فی العلم» به مثابه مداخله گفتمانی: تحلیل ساختار معنایی و کارکرد ارتباطی خطبه اشباح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۱
مفهوم «راسخان فی العلم» یکی از کلیدی ترین مفاهیم معرفت شناختی است. تعریف ارائه شده از این مفهوم در خطبه اشباح که اوج دانایی (رسوخ) را به «اعتراف به ناتوانی» پیوند می زند، یک چالش تفسیری عمیق ایجاد کرده است. مسئله اصلی این پژوهش، تحلیل راهبرد زبانی و ارتباطی است که در پس این تعریف به ظاهر پارادوکسیکال نهفته است. این تحقیق با رویکردی ترکیبی از «معناشناسی شبکه ای» برای تحلیل ساختار معنا و «معناشناسی بافت محور» برای تحلیل کارکرد ارتباطی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که در سطح ساختاری، یک بازآرایی بنیادین در شبکه مفهومی «علم» صورت گرفته و «رسوخ» به مثابه «ثبات در معرفتی که به شناخت مرزهای خود منجر می شود» بازتعریف شده است. در سطح کارکردی، این تعریف به مثابه یک «مداخله گفتمانی» عمل می کند که در پاسخ به یک پرسش خطاساخته، به عنوان ابزاری برای «تأدیب عقل» مخاطب به کار گرفته شده است. این مداخله، با راهبرد «وارون سازی ارزشی» (ستایش عجز)، چارچوب فکری مخاطب را از «طلب رؤیت» به درک «فضیلت تسلیم» آگاهانه منتقل می کند. نتیجه نهایی آن است که ایده امام علی (ع) در این خطبه، نه یک گزاره اعتقادی صرف، بلکه یک راهبرد تربیتی برای بنیان نهادن «خردِ دانستن مرزها» به عنوان عالی ترین فضیلت معرفت شناختی است.
۳۶۳.

A Comparative Analysis of Major Sins in Islam and Christianity: Structure, Criteria, and Ethical Consequences

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
The concept of "major sin" stands as a central and structuring principle within the moral framework of the Abrahamic religions. Owing to its profound consequences in the existential domains of the human being—both individual and social—and in the Hereafter, it has always been at the heart of theological and ethical inquiry. Adopting an analytical-comparative approach, this article investigates the structure and nature of major sins within the two traditions of Islam and Christianity. While examining the criteria for distinguishing "major sins" (kabāʾir) from "minor sins" (ṣaghāʾir) in Islam and the distinction between "mortal" and "venial" sins in Christianity, this study demonstrates that despite foundational differences in the theological underpinnings and epistemic criteria governing each tradition, a striking and meaningful convergence is observable in their ultimate aims: moral cultivation, the preservation of human dignity, and the call to repentance and spiritual rectification. Ultimately, by elucidating the formative and spiritual implications of this doctrine, the article underscores its potential to foster a horizon for inter-religious dialogue in the field of ethics.
۳۶۴.

Water and Its Protection in Islam and Christianity: A Comparative Theological and Practical Study

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۴
Water, a critical resource for human survival, holds profound theological significance in Islam and Christianity, symbolizing purification, divine grace, and communal responsibility. This comparative study examines the teachings of the Qur’an, Hadith (including Shiite traditions), and the Bible on water, analyzing their implications for conservation and sustainable management across theological, historical,and contemporary dimensions. Through textual analysis, historical review, and case studies from water-scarce regions like the Middle East and Sub-Saharan Africa, the study highlights shared values of stewardship and equity, alongside divergent legal and sacramental approaches. Drawing on peer-reviewed literature and Shiite sources, it explores how these faiths inform modern water conservation strategies, addressing global scarcity challenges. The findings emphasize the potential of faith-based frameworks to complement Sustainable Development Goal, offering actionable insights for policymakers, religious leaders, and communities.
۳۶۵.

ماهیت زکات؛ از اشاعه تا مالیت: تبیین فقهی نظریه ترکیبی شرکت در مالیت کلی در معین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۴
این پژوهش به بررسی ماهیت حقوقی کیفیت تعلق زکات به اموال پرداخته است. پرسش اساسی آن، تحلیل رابطه و نسبت بین مال زکوی و مستحقان است: این رابطه صرفاً حکم تکلیفی (وجوب اداء برای مالک) است یا حکم وضعی (ایجاد حق عینی برای مستحق)؟ این جستار به ارزیابی احتمالات مختلف نحوه تعلق مذکور، بر اساس ادله نقلی و عقلی پرداخته است. مبتنی بر روش تحلیلی - توصیفی و رویکرد فقهی - اجتهادی، یافته های تحقیق نشان می دهد که هیچ یک از نظریه های مطلق (تکلیفی صرف یا عینی صرف) قادر به تبیین جامع و فراگیر شرعی و رفع چالش ها نیستند. با به کارگیری روش جمع بین ادله و تأکید بر وحدت سیاق، نظریه شراکت در مالیت به نحو کلی در معین، رهیافت اصلی خواهد بود. بر این اساس، زکات به مثابه حق مستحقان در مالیت (ارزش اقتصادی) بخشی از مال معین و در قالب سهمی کلی و نامعین است. این تبیینْ هم جنبه وضعی زکات را می پذیرد، هم انعطاف در شیوه اداء (جواز پرداخت عین یا قیمت) را توجیه می کند و همچنین حقوق مالی مستحقان را تضمین نموده و تعادلی منطقی بین اختیارات مالک و حقوق مستحق برقرار می سازد. افزون بر این، با تمامی مصارف هشت گانه زکات سازگاری کامل دارد.
۳۶۶.

مالکیت فکری آثار هوش مصنوعی: رهیافتی اجتهادی بر پایه مبانی و قواعد فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
ظهور چشمگیر هوش مصنوعی مولد، با توانایی خلق محتوای بدیع، نظام حقوق مالکیت فکری را با چالش های بنیادین مواجه ساخته است. مسئله اصلی این پژوهش، ابهام در تعیین مالکیت فکری آثار پدیدآمده توسط این سامانه هاست که محصول تعامل پیچیده انسان و ماشین هستند. هدف این مقاله، واکاوی این چالش و ارائه چارچوبی برای انتساب مالکیت فکری این آثار از منظر فقه امامیه است. ضرورت این بحث نه تنها نظری، بلکه عملی است؛ با گسترش روزافزون کاربرد هوش مصنوعی، تبیین حکم فقهی این پدیده مستحدثه برای تنظیم روابط اقتصادی، فرهنگی و حقوقی افراد و نهادها امری ضروری است تا از بی نظمی حقوقی، تضییع حقوق و موانع بهره برداری صحیح شرعی جلوگیری شود. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و با استناد به منابع فقه امامیه و تحلیل قواعد کلیدی (مانند مالیت، اهلیت تملک، سعی، قصد، مباشرت، سببیت، حیازت، تبعیت نماء از اصل، لاضرر و حاکمیت اراده) به ارزیابی سناریوهای مختلف پرداخته است. فرضیه اصلی این است که مالکیت فکری آثار هوش مصنوعی به دلیل فقدان اهلیت تملک در ماشین، به فاعل انسانی (کاربر یا پدیدآورنده) منتسب می شود و این انتساب تابع میزان دخالت، قصد و سعی او خواهد بود. یافته ها نشان می دهد که مالکیت در سناریوی ابزار محض به کاربر، در سناریوی همکار خلاق غالباً به کاربر (با امکان تعدیل از طریق قراردادهای عادلانه)، و در سناریوی استقلال کامل به پدیدآورنده سیستم تعلق می گیرد.
۳۶۸.

بازخوانی مبانی اسلامی در حمایت از حقوق اقتصادی شهروندان در مقابل کسری بودجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: امر کسری بودجه در ادبیات اسلامی به دلیل آسیب هایی که در حقوق اقتصادی مردم ایجاد می کند، امری مضموم است. در همین راستا، در این نوشتار بر آن هستیم تا با مداقه در مبانی اسلامی در این حوزه، به آن دست یابیم که مبانی اسلامی حمایت از حقوق اقتصادی شهروندان در مقابل کسری بودجه کدامند؟ مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است. یافته ها: حقوق اقتصادی شهروندان و بهره مندی از آن، از حقوق اولیه یک ملت می باشد. اما کسری بودجه عواقب تلخ و ناگواری در احقاق این حقوق برای شهروندان ایجاد می کند و آنها را از بسیاری از حقوق اقتصادی خود محروم می کند. نتیجه: با استناد به ادله ای اعم از آیات، روایات، دلیل عقل، قواعد فقهی نظیر قاعده «بیت المال معد للمصالح» و قاعده «حفظ نظام» و همچنین اصل عدالت، حمایت از حقوق اقتصادی شهروندان در مقابل کسری بودجه ضرورت می یابد.
۳۶۹.

امکاسنجی شکایت نسبت به آرای انتظامی صادره از سازمان بورس و اوراق بهادار با تأکید بر حق تظلم خواهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: قانون بازار اوراق بهادار به جهت ایجاد نظم در کلیه فعالیت های مرتبط با بازار سرمایه کشور رسیدگی به مسائل انتظامی را به عهده هیأت مدیره بورس ها قرار داده و تجدیدنظرخواهی از آن آراءء را به سازمان بورس سپرده است. پژوهش حاضر امکان سنجی شکایت نسبت به آراءء انتظای صادره از سازمان بورس و اوراق بهادار در پرتو حق تظلم خواهی را به بحث می گذارد. مواد و روش ها: روش مقاله حاضر توصیفی و تحلیلی و ابزار مورد استفاده نیز کتابخانه ای است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله حاضر اصول اخلاقی و امانتداری ملاحظه شده است. یافته ها: با بررسی سیر مقررات تدوینی برأی مساله انضباطی به وضوح اعمال اصلاحات بسیار زیاد، نسخ و تغییر موضوعات و مجازات های انضباطی مشهود می باشد که نشان از تشتت نظرات سازمان بورس در تدوین مقرره ها دارد. اصول بنیادین حقوق و عدالت قضایی کشور حسب اصول مصرح قانون اساسی، تجدیدنظرخواهی و دادخواهی را برأی همه به رسمیت شناخته و مبنای قضاوت را قوه قضاییه قرار داده، بنابرأین واسپاری برخی از امور تخصصی به مراجع غیردادگستری دلیلی بر عدم نظارت پذیری از آراءی صادره سازمان بورس نمی باشد. چنانکه قانونگذار، شورأی عالی بورس را مرجع رسیدگی به شکایات از سازمان بورس اعلام نموده که با اطلاق قطعیت نسبت به آراءی انتظامی، صرفا رسیدگی در تشکیلات بورس را پایان داده است. نتیجه : غیرقابل شکایت بودن آراءی سازمان بورس در دیوان عدالت ادرأی، به معنی نفی آن از رسیدگی در مراجع دادگستری نیست بلکه طبق عمومات، اگر امری قابل رسیدگی در دیوان نباشد، در دادگستری قابل رسیدگی می باشد و رأی وحدت رویه دیوان عدالت اداری در خصوص تصمیمات سازمان بورس، صرفاَ به دلیل تصریح قانونگذار بر نهاد عمومی غیردولتی بودن می باشد و به مفهوم مخالف، این آراء شکایت پذیر است. از آنجا که تشکیلات بورس کشور به دلیل تسلط دولت بر اکثریت اعضای شورأی عالی بورس، ماهیتاً دولتی می باشد و فلسفه رسیدگی به تصمیمات مراجع دولتی در قانون اساسی است، نظارت پذیری و شکایت از آراءی انتظامی بورس در محاکم عمومی قطعی است.
۳۷۰.

الگوی پیشنهادی تنظیم گری روابط کار با تأکید بر کار شایسته در افغانستان و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بومی تنظیم گری روابط کار با تأکید بر کار شایسته در دو کشور اسلامی ایران و افغانستان انجام شده است. مسئله اصلی آن است که چگونه می توان با تلفیق اصول فقهی عدالت و کرامت انسانی با استانداردهای بین المللی کار، نظامی متوازن و پایدار برای تنظیم روابط کار طراحی کرد. پرسش محوری تحقیق نیز عبارت است از: الگوی مطلوب تنظیم گری روابط کار در دو کشور اسلامی با توجه به مؤلفه های کار شایسته چیست و چه سازوکارهایی برای تحقق آن باید اتخاذ شود؟ مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است. یافته ها: با وجود اشتراکات فرهنگی و فقهی، هر دو کشور با چالش هایی چون ضعف نظارت، نبود گفت وگوی اجتماعی مؤثر و غلبه اقتصاد غیررسمی مواجه اند. الگوی پیشنهادی پژوهش بر سه رکن استوار است: ۱. دولت ناظر و سیاست گذار؛ ۲. گفت وگوی اجتماعی سه جانبه میان کارگر، کارفرما و دولت؛ ۳. خودتنظیمی نهادی با نظارت مستقل نتیجه: گذار از تنظیم گری متمرکز دولتی به تنظیم گری مشارکتی و پاسخ گو، همراه با تأسیس نهادهایی چون شورای عالی تنظیم گری کار و سازمان بازرسی کار شایسته، می تواند تحقق عدالت اجتماعی و کرامت انسانی را در روابط کار تضمین نماید.
۳۷۱.

امنیت غذایی به مثابه حق بنیادین بشر؛ از تعهدات دولت ها تا کرامت انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه و هدف: امنیت غذایی به عنوان یکی از اساسی ترین مؤلفه های حیات انسانی، فراتر از یک مسئله اقتصادی یا توسعه ای، در دهه های اخیر در چارچوب حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است. حق بر غذای کافی به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر، ریشه در کرامت ذاتی انسان داشته است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است. حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به رسمیت شناخته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که دولت ها نه تنها موظف به تأمین دسترسی فیزیکی و اقتصادی شهروندان به غذای کافی، سالم و پایدار هستند، بلکه تعهد دارند از هرگونه اقدام یا سیاستی که منجر به نقض این حق شود، خودداری کرده و با اتخاذ تدابیر تقنینی، اجرایی و قضایی، زمینه تحقق کرامت انسانی را فراهم آورند. نتیجه : تحقق امنیت غذایی بدون رویکرد حقوق بشری و التزام واقعی دولت ها به تعهدات بین المللی، امکان پذیر نبوده و تضمین کرامت انسانی مستلزم شناسایی و اجرای مؤثر حق بر غذا به عنوان یک حق بنیادین بشر است.
۳۷۲.

بررسی تطبیقی قیام امام حسین (ع) و قیام های ضد اموی: از عاشورا تا قیام زید بن علی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
قیام امام حسین در سال ۶۱ هجری قمری، یکی از نقاط عطف مهم تاریخ اسلام و نماد مقاومت اخلاقی، دینی و سیاسی در برابر ظلم و فساد حکومت اموی به‌شمارمی‌آید. این حرکت، نه‌تنها ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای داشت، بلکه در اصول اخلاقی و دینی مانند عدالت‌خواهی، اصلاح امت اسلامی و پایبندی به‌حق ریشه داشت. با وجود این در همان دوران و پس از آن، قیام‌های دیگری علیه امویان شکل گرفت که اهداف، روش‌ها و نتایج متفاوتی داشتند و از نظر برخی ویژگی‌ها با قیام حسینی شباهت و تفاوت نشان می‌دادند. این پژوهش با روش تحلیلی ـ تاریخی و رویکرد تطبیقی به‌بررسی قیام‌های حرّه، عبدالله بن زبیر، توابین، مختار ثقفی و زیدبن علی پرداخته و آنها را از منظر اهداف سیاسی، انگیزه‌های مذهبی، ساختار رهبری، استراتژی‌های مبارزاتی و پیامدهای تاریخی با قیام امام حسین مقایسه کرده است. یافته‌ها نشان داد که گرچه همة این قیام‌ها علیه ظلم اموی بودند، اما تنها قیام عاشورا بر مبنای اصلاح امت و شهادت آگاهانه شکل گرفت و الهام‌بخش نسل‌های بعدی شد.
۳۷۳.

بررسی رابطه فقر و بی دینی بر اساس روایت «کاد الفقر ان یکون کفرا»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۴
رابطه بین فقر و بی دینی یکی از مسائلی است که در متون دینی و جامعه کنونی مورد بحث است. در تحلیل رابطه فقر و کفر همواره به روایت «کاد الفقر ان یکون کفرا» استناد می گردد. برای رسیدن به حقیقت این استناد باید معلوم شود که آیا سند و دلالت این روایت که مستند این ادّعاست صحیح و روشن است؟ آیا میان فقر و بی دینی ارتباط و تلازم وجود دارد؟ اگر رابطه ای وجود دارد، از چه نوعی است؟ به مقتضای این روایت، چه عامل یا عواملی در بی دینی ناشی از فقر دخیل است؟ این پژوهش با بررسی و تبین سند و دلالت این روایت به روش توصیفی تحلیلی و اجتهادی به نوع رابطه میان فقر و دینداری می پردازد و بر اساس روایت مورد بحث، امری که در حلّ مشکل بی دینی ناشی از فقر مؤثّر است را مورد بررسی قرار می دهد. از جمله نتایج این بحث آن است که ذات فقر با بی دینی ملازمت ندارد، ولی حسّ فقر که یک فقر اجتماعی و ناشی از مشاهده اختلاف طبقاتی در جامعه دینی است و از حسد و مقایسه با غیر به وجود می آید، ممکن است منتهی به کفر گردد.
۳۷۴.

تفهّم تجربه زیسته تولید علم اجتماعیِ اسلامی (تفسیرگراییِ تعدیل شده به مثابه یک امکان بینابینی)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
ازآنجاکه علم اجتماعیِ اسلامی، چندین دهه است که بیش وکم در مسیر تکوین و تولید قرار گرفته، اما در عین حال، گرفتار رشد کم شتاب و آفات دیگر است، باید به مطالعه این تجربه معرفتی پرداخت و نقصان ها و ضعف های آن را شناسایی کرد. از طرف دیگر، نگارنده به عنوان یکی از کنشگران این عرصه، دارای تجربه زیسته در این باره است و می تواند این تجربه معرفتی را بیان کند. مسأله نگارنده در اینجا، اثبات این گزاره است که روش تفهّمِ تفسیری برای چنین مطالعه ای، کارساز و مطابق است. براین اساس، به جنبه های مختلف کاربست این روش پرداخته شده و نسبت آن با دانش ضمنی، مشخص شده است. همچنین آشکار گردیده که این روش با منطق دینی، سازگار است و این گونه نیست که روش متضاد با انگاره علم اجتماعیِ تجدّدی بر علم اجتماعیِ اسلامی تحمیل شود. در پایان نیز به اعتبار این روش پرداخته شده و چندین سازوکار برای اثبات واقع نمایی آن مطرح گردیده که عبارتند از امکان تبیین های بدیل در شرایط عدم قطعیّت، مواجهه و مؤانستِ دیرینه با مسأله، بازاندیشیِ متأمّلانه در آغازها و سازوکارها، انسجام درونیِ گزاره های زیرطبقه و تحلیل تطبیقی در میان تفسیرهای همگون.
۳۷۵.

بررسی هستی شناسی واژه بیت در قرآن بر مبنای نظریه استعاره مفهومی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقاله حاضر به بررسی استعاره های هستی شناختی واژه «بیت» در قرآن بر اساس نظریه استعاره مفهومی می پردازد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد است کارایی این نظریه را بر اساس داده های قرآنی بسنجد؛ اینکه آیا استعاره به عنوان فرایندی شناختی برای بیان معانی انتزاعی و غیرحسی قرآن، حضوری مؤثّر دارد؟ در این مسیر پس از گردآوری داده ها با استفاده از نرم ا فزار قرآنی و وب سایت دانشنامه اسلامی و با استفاده از تفاسیر تسنیم، المیزان، نور و نمونه و با توجه به دیدگاه معاصر استعاره (لیکاف و جانسون، ١٩٨٠) و اصول استعاره شناختی جاکل (٢٠٠٢) تحلیل داده ها صورت گرفت. در شواهد به دست آمده، واژه بیت و متعلقات آن (درب، سقف، ستون، سریر، راه و ...) و واژه های نزدیک آن (مسکن، منزل، مستقر، مقام و ...)بیانگر مفهوم جایگاه (فیزیکی و معنوی) مورد انس می باشد؛ در این قالب مفاهیمی همچون داخل شدن، خارج شدن، حرکت کردن، مهاجرت کردن، توجه و رو کردن، تقرب و نزدیک شدن و ... واژه هایی همچون نشانه، آیه، وسیله در آیات قرآن کریم، بهتر درک می شود. بنابراین کمک به درک کامل تر کلام وحی و دریافت هدایت قرآنی از کاربردهای عملی این پژوهش می باشد. یافته های این پژوهش، افق جدیدی در اختیار مخاطب قرار می دهد تا به درک بهتری از آیات دست یابد.
۳۷۶.

A Comparative Study on the Understanding of the Hadith: "It Is not Permissible for Anyone to Marry Two of the Children of Fāṭimah (SA) Simultaneously."(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۵
Due to the significance of hadith in Islamic sciences such as jurisprudence, exegesis, theology, and history, its understanding requires the application of proper principles of hadith interpretation. This paper aims to provide a methodical understanding of the hadith: "It is not permissible for anyone to marry two of the children of Fāṭimah (SA) simultaneously" in light of the Qur’an, with a focus on the perspectives of Shaykh Yūsuf Baḥrānī, an Akhbārī scholar, and Wahid Behbahani, a Uṣūlī scholar. Research indicates that no independent study has yet been conducted on this subject. This hadith forms the basis of the Akhbārī ruling on the prohibition of marrying two women from the descendants of the Prophet simultaneously, while Uṣūlīs have deemed such marriage disliked (Makrūh). After examining the chain of narration (Isnād) and text (Matn) of the hadith, and comparing it with the Qur’an using a descriptive-analytical method, it was found that Shaykh Yūsuf Baḥrānī considers the Isnād authentic and believes that the text, based on its apparent meaning, indicates prohibition. Consequently, marrying two women from the descendants of the Prophet simultaneously is considered haram. On the other hand, Wahid Behbahani maintains that such marriage is not prohibited. By tracing the historical development of the prohibition, beginning with Shaykh Ja’far Baḥrānī and later Shaykh Ḥurr ʻĀmilī, and comparing Shaykh Yūsuf Baḥrānī’s view with that of Wahid Behbahani, the author concludes that: "The Isnād of the hadith is weak; considering the contextual indicators and the distinction between hardship and harm, the Matn does not indicate prohibition." Therefore, it can be argued that Wahid Behbahani’s perspective is more consistent with the Qur’an and established scholarly principles.
۳۷۷.

Analysis of the Transformation in Nahj al-Balāgha Studies from the Post-Safavid Period to the Threshold of the Iranian Islamic Revolution(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۱
The tradition of writing commentaries on Nahj al-Balāgha is a mirror reflecting the intellectual, political, and social transformations of Islamic societies. Despite numerous bibliographic studies, a systematic analysis of this trajectory in relation to its discursive contexts remains absent. Employing the "Social history of knowledge" approach and drawing on Skinner’s contextual hermeneutic method, this study investigates the metamorphosis of this tradition during the neglected period from the fall of the Safavids to the eve of the Iranian Islamic Revolution.The findings indicate that this trajectory experienced two clearly distinct stages. First, the "Period of stagnation," (post-Safavid to the eve of the Constitutional era) during which, under the dominance of Akhbārism and political despotism, Nahjal-Balāgha shifted from a comprehensive text to a "Mirror for princes," serving the function of "Consolidating power" and advising rulers; second, the "Period of renaissance," (from the Constitutional era to the Revolution) in which, with the emergence of the Samarra School and the encounter with modernity, an "Epistemic rupture" occurred. In this era, Nahj al-Balāgha became a tool for the "Delegitimization of despotism" and the "Foundation of political theology." Methodologically, there was also a fundamental shift from "Sequential-lexical commentary" to "Systematic analysis" aimed at extracting a coherent intellectual school from Nahj al-Balāgha . The study concludes that developments in commentary writing constitute a key indicator for tracing the transition of Shiʿi thought from "Individual ethics" to "Political jurisprudence" in the modern period.
۳۷۸.

نگاهی انتقادی به نظریه ابتناء(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقاله حاضر به بررسی «نظریه ابتناء» استاد علی اکبر رشاد می پردازد. این نظریه، فرایند تکوّن و تطور معرفت دینی را برایند تأثیر و تعامل متداوم و دیالکتیکی «مبادی خمسه» (منبع شناختی، معرفت شناختی، دین شناختی، فاعل شناختی و مخاطب شناختی) تبیین می کند. مهم ترین وجه قوت نظریه، جامعیت و رویکرد سیستمی آن در پوشش کل حوزه های معرفت دینی است که فراتر از محدوده سنتی علم اصول عمل می کند. با این حال قریب ده ایراد و ابهام در نظریه وجود دارد، از جمله ابهام ماهوی و درهم آمیختگی میان ساحت توصیف و تجویز است؛ نظریه میان «فلسفه معرفت دینی» (توصیف چگونگی شکل گیری فهم) و «منطق فهم دین» (ارائه روش معتبر اکتشاف) در نوسان است و در نتیجه، معیار روشنی برای احراز حجّیت معرفت دینی به دست نمی دهد. در نهایت پیشنهاداتی برای تکمیل و اصلاح نظریه مطرح گردیده که مهم ترین پیشنهاد ، تفکیک دقیق دو ساحت توصیف و تجویز است. به نظر می رسد تفکیک نظریه در دو سطح مجزا به گونه ای که در سطح اول به توصیف تحلیلی فرایند تکوّن معرفت دینی پرداخته و در سطح دوم، به استخراج معیارهای هنجاری و ضوابط حجیت کشف صائب معرفت دینی بپردازد، امکان بیشتری را برای اینکه این نظریه از یک گزارش تفصیلی به یک دستگاه روش شناختی کارآمد تبدیل شود فراهم می کند.
۳۷۹.

چالش های اخلاق حرفه ای اساتید در کلاس های معارف(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با رویکردی نظری–تحلیلی، به واکاوی چالش های اخلاق حرفه ای اساتید دروس معارف اسلامی در نظام آموزش عالی ایران می پردازد. دروس معارف اسلامی از حیث پیوند باایمان، معنویت و تربیت اخلاقی، جایگاهی ممتاز در میان دیگر دروس دانشگاهی دارند و رفتار استادان در این حوزه، مستقیماً بر باور و منش اخلاقی دانشجویان اثرگذار است. باوجود مطالعات متعدد در زمینهٔ آسیب شناسی آموزشی، بررسی منسجم رفتار اخلاقی استادان و سازوکارهای تربیتی آنان کمتر انجام شده است. هدف پژوهش، تبیین سطوح فردی، فرهنگی، آموزشی و مدیریتی چالش های اخلاقی و ارائه الگوی نظری برای ارتقای اخلاق حرفه ای است. این مطالعه با تحلیل کیفی پژوهش های میدانی و منابع علمی معتبر، چالش هایی چون استمرار روش های سنتی تدریس، تحمیل دیدگاه های جزم اندیشانه، بی عدالتی در ارزیابی، بی اعتنایی به پرسشگری و فقدان نظام نظارت اخلاقی را شناسایی و در قالب مدل تحلیلی تفسیر کرده است. نتایج نشان می دهد ضعف ارتباط اخلاقی میان استاد و دانشجو مهم ترین مانع تحقق اهداف تربیتی دروس معارف است. در پایان تأکید می شود پایداری اخلاق حرفه ای نیازمند نهادینه سازی آموزش اخلاقی، بازطراحی نظام ارزیابی و احیای گفت وگوی عقلانی مبتنی بر ایمان و کرامت انسانی است.
۳۸۰.

الگوی عزت نفس‌ در مواجهه با تعارض های اخلاقی محیط کار: تحلیل اخلاق کاربردی بر مبنای آموزه های قرآنی و نظریات روان شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۰
در محیط‌های کاری معاصر، کارکنان و مدیران به‌طور فزاینده‌ای با تعارض‌های اخلاقی مواجه‌اند؛ تعارض‌هایی که در قالب مصلحت‌اندیشی سازمانی، همرنگی با هنجارهای نانوشته، ترس از طرد، نگرانی از آینده شغلی یا منافع تیمی، فرد را به عدول تدریجی از اصول اخلاقی سوق می‌دهند. بسیاری از رویکردهای رایج، بر سازوکارهای بیرونی نظیر قانون، نظارت یا کنترل پیامدهای رفتاری تمرکز کرده‌اند؛ حال آنکه شواهد نشان می‌دهد مقاومت اخلاقی پایدار در «فضای خاکستری تصمیم‌گیری سازمانی» بیش از هر چیز نیازمند بنیانی درونی و هویتی است. این پژوهش با رویکرد اخلاق کاربردی و با بهره‌گیری از آموزه‌های قرآن و منابع حدیثی، «عزت نفس» را به‌عنوان ظرفیت اخلاقیِ درونی برای مواجهه فعال با تعارض‌های اخلاقی محیط کار تحلیل می‌کند. بر اساس تحلیل مقایسه‌ای میان مؤلفه‌های عزت نفس در متون دینی و مفاهیم روان‌شناختی مرتبط، الگوی عزت‌نفس‌محور به‌عنوان چارچوبی هنجاری–عملیاتی پیشنهاد می‌شود که عزت نفس را نه احساس خودبسندگی یا برتری‌طلبی، بلکه ادراک خودارزشمندی مبتنی بر کرامت انسانی و اتکای آگاهانه بر قدرت الهی تعریف می‌کند. مؤلفه‌هایی چون خودآگاهی اخلاقی، هدفمندی، خودمسؤولی، شجاعت اخلاقی، ایفای نقش اجتماعی و پایبندی به معیارهای الهی عناصر اصلی این چارچوب را تشکیل می‌دهند. نتیجه تحلیل نشان می‌دهد این الگو می‌تواند زمینه‌ساز مقاومت اخلاقی آگاهانه، تصمیم‌گیری مسئولانه و کنش کریمانه در مواجهه با تعارض‌های اخلاقی محیط کار باشد و قابلیت کاربست مستقیم در اخلاق سازمانی و تربیت اخلاقی حرفه‌ای را دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان