فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
147 - 181
حوزههای تخصصی:
معماری و بافت های مسکونی دوره اسلامی تحت تأثیر عواملی چون؛ شرایط جغرافیایی، ویژگی های دوره ای، مقاصد سیاسی، بنیه اقتصادی، فن آوری و آداب و رسوم اجتماعی اشکال متفاوتی یافته است. علیرغم این موضوع، وجوه اشتراک و تشابهات زیادی در این فضاها دیده می شود که برگرفته از روح، اندیشه و اعتقادات اسلامی بوده و بر همین اساس وصف اسلامی بر این آثار اطلاق گردیده است. امروزه به واسطه عوامل مختلفی نظیر: تخریب، نوسازی، تأثیر مدرنیسم و تمدن غرب، مصادیق این اندیشه در حال محو شدن از کلیت فضاهای شهری و مسکونی دوره اسلامی بوده است. به منظور شناخت این مصادیق در مقاله حاضر، قلعه مورچه خورت واقع در 50 کیلومتری شمال اصفهان که به واسطه عدم نوسازی و تخریب فضاها، هویت و اصالت اولیه خود را حفظ کرده و از این حیث نمونه ای سالم و کم نظیر محسوب گشته به عنوان مطالعه موردی، کانون توجه و تحقیق قرار گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی _تحلیلی بوده و یافته های آن عمدتاً بر اساس داده های بدست آمده از بررسی های میدانی استوار گردیده است. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، اندیشه و اعتقادات اسلامی با مصادیقی همچون؛ انسجام درون شهری، حسن همجواری، سازگاری با محیط، صیانت از حریم خصوصی و توجه عمیق به شعائر الهی در وجوه مختلف فضاهای شهری مورچه خورت از قبیل اشکال، کیفیت و کمیت معابر ارتباطی، پلان، جهت ساختمانی، جهت ورودی، ترکیب بندی ورودی، چگونگی تزیینات بکار رفته در منازل مسکونی و نوع و نحوه ارتباطات فضایی و سازمان فضایی، تأثیرات اساسی و تعیین کننده ای داشته است.
بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1-22
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان جامع ترین مکتب الهی همواره نسبت به روشنگری آحاد جامعه اهتمام داشته و در این راستا با تبیین مسائل مطرح در جامعه به تشکیل نظام فکری اسلام پرداخته است.یکی از موضاعات مهم در همه اعصار جایگاه زن می باشد و مباحث اسلامی نیز به این موضوع توجه داشته همانگونه که در آیات بسیاری از قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام به این مهم پرداخته شده است.لذا نظر به اهمیت این موضوع در تشکیل نظام فکری و اثبات ارزشمندی زنان در مکتب اسلامی ضرورت دارد با بررسی منابع اسلامی به این مهم پرداخت.زین جهت این نوشتار با بررسی آیات قرآن کریم درباره زنان با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی تطبیقی جایگاه زن پیش از اسلام و پس از آن می پردازد و در صدد تبیین ارزشمندی زنان در دین اسلام می باشد و به یافته هایی دال بر بی اهمیتی،هتک حرمت و عدم توجه به زنان در ملل پیش از اسلام و توجه به ارزشمندی زنان بعد از ظهور اسلام با مصادیقی همچون نقش موثر زنان در تحکیم و پایداری جامعه،برابری زنان و مردان در اندیشه تفکری اسلام،نگاه ویژه اسلام به زنان با تشریع احکامی خاص درباره آنان و توصیه به چگونگی برخورد با زنان دست یازید.
واکاوی آثار افکار و نیات بر رخدادهای زندگی از منظر قرآن کریم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
133 - 157
حوزههای تخصصی:
بررسی و مداقه در خصوص نسبت افعال انسان و رخدادهای زندگی او از منظر اسلام مسأله ای است که از دیرباز مدنظر متفکرین و پژوهشگران مسلمان و هم چنین اسلام شناسان و اسلام پژوهان بوده است؛ در چنین فضایی جست و جو پاسخی روش مند و مستدل پیرامون مسأله مذکور زمانی ممکن می شود که از طریق واکاوی آیات قرآن کریم و مطالب نهج البلاغه به عنوان دو کتابی که مرجع اصلی مسلمانان محسوب می شوند به جایگاه ارتباط افعال انسان و رخدادهای زندگی پرداخته شود. سوال اساسی در این پژوهش اینست که: « با توجه به متن قرآن کریم و مطالب نهج البلاغه جایگاه افکار و نیات و اثر آن ها در حوادث زندگی فردی و جمعی انسان چگونه بیان شده است؟» در همین راستا نتایج بررسی ما حاکی از این مطلب است که هم در آیات قرآن کریم و هم در مطالب مندرج در نهج البلاغه، افکار و نیات آثار کاملاً مشهودی بر رخدادهای زندگی انسان دارند و این آثار نه تنها در بعد فردی قابل مشاهده ذکر شده اند بلکه آیات قرآن کریم و کلام امیرالمومنین علی علیه السلام مؤید این امر هستند که در بعد اجتماعی نیز تحقق آثار آن ها در رخدادهای زندگی امری محتوم است.
The Dramaturgy of Silence in the Quran A Case Study: The Story of Prophet Moses and Khiḍr and Joseph(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most important structural studies is the examination of narrative techniques in the Quranic stories with the aim of showing the quality of the visual layers. To achieve this type of research, various models and methods are used. One of the interdisciplinary models is dramaturgy. Dramaturgy, as a theatrical function, seeks synergy within the text and displays actions to influence the audience and answer their potential questions; likewise, the audience's confrontational or interactive feelings with the work and structured analyses of the artistic work aim to determine the impact of the narrative and the longevity of the work. In this research, the story of Prophet Moses and Khiḍr (al-Kahf: 60ff) and a part of the story of Joseph have been studied using a descriptive-analytical method. The results show that the quality of using the dramaturgy of silence encompasses ten different and novel types, from authorial silence to causal silence. In these narrative techniques, the Quranic images do not, on their own, draw the narrative lines of the text, but rather are reflected in the domains of certain insights, concepts, and epistemological, cosmological, ethical, and aesthetic assumptions. These seemingly fragmented images are multi-referential and in their echo also include silence, making it a part of such frames. The narrative essence in the story of Khiḍr and Moses and Joseph is the mention of the meta-narrative in two realms: "First, the compositional actions and functions based on reality, and the second part, the descriptive and interpretive actions that recount the paratexts."
Analysis of the Quranic Themes of the Theology of Resistance: A Case Study of Verses Related to the Battle of Uḥud(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
113 - 136
حوزههای تخصصی:
Resistance, as a successful phenomenon in Islamic thought and practical theology, is focused on monotheism, faith in God, and belief in divine victory in all social strata. The present study examines the concept of the theology of resistance with an emphasis on its Quranic themes. The theology of resistance, in addition to its cognitive, political, and social aspects, has deep religious roots in the Quran, which are manifested in concepts such as faith, patience, strong will, unity, and the continuation of the path of resistance. The current study, using a descriptive-analytical method, considers selected verses, especially those related to the Battle of Uḥud , as an example of the Quranic literature of resistance. It aims to show how these Quranic themes play a role in strengthening the social and cultural spirit of Muslim communities. The results of the research make it possible to explain the systematic theology of resistance and its practical analysis in the Battle of Uḥud as a model of resistance for believers. This research proves that conscious resistance with faith is a combination of individual and collective steadfastness that is achieved by trusting in God and believing in divine victory. It also emphasizes that promoting the discourse of the theology of resistance based on the Quran can guide the individual and collective behaviors of Muslims in confronting challenges and the domination of falsehood, and can be a factor in the honor and progress of Islamic societies. Thus, in addition to being considered a religious concept, the theology of resistance is also raised as a social and cultural need today that illuminates the path of resistance in the contemporary world
بازتاب ایدئولوژی در ترجمه ادبی: تحلیل ترجمهه امیرحسین الهیاری از رمان «القندس» با کاربست رویکرد حاتم و میسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ترجمه ادبی، به ویژه رمان، انتقال صرفِ واژگان نمی تواند منعکس کننده ی تمام ظرفیت های معنایی متن مبدأ باشد؛ چراکه معنا در این متون در پیوندی تنگاتنگ با گفتمان، فرهنگ و ایدئولوژی شکل می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد تحلیلی حاتم و میسون به بررسی بازتاب ایدئولوژی در ترجمه امیرحسین الهیاری از رمان "القندس" نوشته محمدحسن علوان می پردازد. در این چارچوب، مؤلفه هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی سازی، تبدیل ساختار معلوم به مجهول و بالعکس، اسمی شدگی، تکرار و تغییر در عاملیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها با روش بسامدگیری و استقراء تام، از طریق نمونه گیری هدفمند از کل رمان و ترجمه فارسی آن گردآوری و تحلیل شده اند. در مجموع، 1255 نمونه از مؤلفه های گفتمانی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهند که الهیاری با بهره گیری از رویکردهایی نظیر عینی سازی و اسمی شدگی، گفتمان متن مبدأ را با حفظ هویت نحوی و معنایی به زبان مقصد منتقل کرده است. این یافته ها نشانگر آن است که ترجمه در چنین متونی نه یک بازتاب منفعل، بلکه کنشی فعال و ایدئولوژیک است.
گسست اجتماعی در پرتو أنفسی سازی؛ تحلیل انتقادی سوءاستفاده از امیال فردی در عصر مدرن وتاثیر آن بر معنویت جدید
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
85 - 105
حوزههای تخصصی:
برخی بینش های جامعه شناختی در تحلیل تحولات بنیادین عرصه دینداری وزندگی معنوی براین باور است که ظهور معنویت گرایی جدید، نتیجه ی «أنفسی گرایی» در دنیای مدرن است. امروزه أنفسی گرایی/سازی یا درون گرایی درجامعه غربی به یک فرایند عمومی تبدیل شده ودرحال گسترش به جوامع غیرغربی از جمله کشور ما ایران است؛أنفسی گرایی به معنای«آشکار ساختن تمایلات، احساسات درونی وابتنای زندگی فردی براساس انتظارات درونی شخص» است. نوشتار حاضر باشیوه توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است که«گسترش أنفسی گرایی در ساحات گوناگون زندگی بشری»چه پیامدهای منفی به همراه دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد محور قرارگرفتن تمایلات درونی انسان، همواره مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؛ صاحبان قدرت وثروت ضمن استقبال از أنفسی شدن جامعه، با دست کاری تمایلات وهدایت امیال درونی افراد به نفع مطامع سیاسی ومنافع مادی خود بهره برداری نموده اند؛ معلمان معنوی نیز معیار وملاک گزینش عناصر ومناسک معنوی را سنخ روانی وخواسته های درونی فرد دانسته وتمایلات وامیال درونی فرد به عنوان تنها منبع ارزش هاونظام باورها، جایگزین نظام سلسله مراتب وحیانی نموده اند. اصلی ترین ومهم ترین پیامد منفی فراگیری أنفسی گرایی فردگرایانه، گُسست اجتماعی واز هم پاشیدگی زیست جمعی جامعه انسانی است. هدف مقاله، آگاه سازی جامعه و هشدار به متولیان فرهنگی کشور نسبت به آسیب های أنفسی سازی است.
واکاوی تاریخی جایگاه اجتماعی ابن سینا با تأکید بر دانش پزشکی (428- 370 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
7 - 26
حوزههای تخصصی:
موقعیت اقشار مختلف در طول تاریخ ایران به دلیل فراز و فرود ساختار اجتماعی حاکم و تأثیرپذیری آن از عوامل گوناگون، متغیر بوده است. در همین راستا هدف تحقیق حاضر، فهم عوامل مؤثر بر جایگاه اجتماعی پزشکان در قرون 4 و 5 ق با تأکید بر جایگاه ابن سینا به عنوان یک پزشک صاحب نام است. این پژوهش به روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به ویژه تاریخ رجال و حکماء قرون مذکور انجام شده است. یافته های تحقیق بیانگر نقش و تأثیر عواملی مانند نوع و نحوه تعامل اجتماعی، نوع ارتباط با دربار، نوع و کیفیت تخصص پزشکی، کسب مهارت ها و معارف فراپزشکی، شهرت و مقبولیت، باورها و اعتقادات، موقعیت خانوادگی و فرهنگ عمومی جامعه در تعیین جایگاه اجتماعی ابن سینا هستند. هر چند عامل «نوع و میزان تعامل با دربار»، برتری نسبی در مقایسه با دیگر عوامل مذکور دارد.
قابلیت ابطال آرای هیأت داوری بورس و اوراق بهادار توسط محاکم دادگستری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
145 - 158
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در رسیدگی به اختلافات بورس اوراق بهادار مسأله نظارت پذیری آرای صادره از سوی هیأت داوری به دلیل اثرگذاری وسیع بر حقوق عامه سرمایه گذاران مسأله کلیدی در تحقق عدالت قضایی است. پژوهش حاضر درصدد بررسی قابلیت ابطال داشتن آراء هیأت داوری بورس و اوراق بهادار توسط محاکم دادگستری در پرتو مبانی فقه القضا است. مواد و روش ها: روش مقاله حاضر تحلیلی و توصیفی و ابزار انجام پژوهش نیز کتابخانه ای است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله حاضر، ارجاع دهی مستند و امانتداری مبنا قرار گرفته است. یافته ها: اگرچه در قانون اوراق بهادار به صراحت از رسیدگی پژوهشی یا اعتراضی به این آرا سخنی به میان نیامده و آرای صادره را به دلیل عدم امکان رسیدگی مجدد در سازمان بورس قطعی اعلام و لازم الاجرا بودن آرا را حسب فلسفه سرعت در رسیدگی و احقاق حق فعالان بیان نموده است، ولی تمام این موارد دلیلی بر عدم نظارت بر آرای صادره نمی تواند باشد. حسب نص صریح قانون بازار اوراق بهادار عنوان این هیأت، عامدا و از روی تسامح، داوری نامیده نشده است؛ و صرفاً رسیدگی به اختلافات و نه دعاوی را به عهده این هیأت نهاده است و همچنین آئین یا رویه رسیدگی به اختلافات را بیان نکرده است و قوانین رسیدگی آئین دادرسی مدنی را برای آن کافی دانسته و دو عضو از سه عضو آن را افراد غیرقضایی تعیین نموده و بر هیچ گونه تفوقی بین آرای اعضای آن حکم نکرده است. نتیجه: مطابق رأی اخیر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، صدور رأی به اکثریت اعضای غیرقضایی را صحیح و مطابق قانون دانسته، نتیجه می شود که ماهیت حقوقی این هیأت، چیزی جز داوری مدنی مذکور در قانون آئین دادرسی مدنی نمی باشد. نتیجه اینکه کلیه احکام صادره توسط این هیأت همانند آرای صادره داوری مدنی قابل ابطال می باشد و طرح دادخواست ابطال آرای صادره هیأت داوری در محاکم عمومی، همان طریق نظارت پذیری مدنظر قانونگذار می باشد.
مؤلفه های بینشی و عناصر ساختاری موثر در زایش تمدن اسلامی از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
جامعیت و ژرف نگری قرآن کریم به جهت ارائه راهبردهای مؤثر و با هدف معرفی و تقویت عناصر تمدن ساز، امری روشن و قابل تأمل می باشد. بطوریکه امروزه پس از گذشت قرن ها، تمدن پژوهان می بایست پایدارترین الزامات زایش در ساحت مطالعات تمدن اسلامی را در میان آیات الهی بررسی و جستجو نمایند. چنانچه لازم است بدین نکته تصریح نمود که به واسطه بازبینی آموزه های ناب وحیانی، ضمن شناسایی عناصر بینشی و نظامند قرآنی، معیارهای استوار جامعه مطلوب در دسترس متفکران و مصلحان جوامع اسلامی قرار خواهد گرفت. الگو هایی متعالی و ملاک هایی ارزشمند که می توانند جهت گیری جامعه اسلامی را به سمت نیل به اهداف تمدن اسلامی ترسیم نمایند. لذا این پژوهش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ بدین سوأل اصلی است که از منظر قرآن کریم کدامیک از مولفه های بینشی و عناصر ساختاری، جزء عوامل مؤثر در زایش تمدن اسلامی به شمار می آیند؟ به استناد آیات الهی و مراجعه به منابع کتابخانه ای نتایج نشان می دهد؛ عواملی همچون ارتقاء فرهنگ خدامحوری، حصول امیدآفرینی به واسطه اتکاء امت اسلامی به شعائر قرآنی و نیز جهت گیری بر مدار انسجام آفرینی، به مثابه الزامات بینشی در تحقق تمدن اسلامی محسوب می گردند. ضمنا مؤلفه هایی نظیر تامین عزت ملی در ابعاد حکمرانی، تدوین قوانین در جهت تحقق عدالت محوری، ارتقاء سطح توانمندی در عرصه علم مدارانه، تلاش در جهت تأمین امنیت نظامی و اهتمام به تقویت بن مایه های سرمایه ای به منزله عوامل ساختاری به زایش تمدن اسلامی کمک خواهند نمود.
أثر التعليم عن بعد القائم على مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ في تطوير مةارة المحادثة العربية لطلبة البكالوريوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
21 - 36
حوزههای تخصصی:
الإقبال المتزاید على التعلیم فی البیئه الافتراضیه، یتطلب ضروره الاهتمام بها، على ضوء متطلبات التربیه والتعلیم الحالیه التی ترکز على تنمیه المهارات المیتامعرفیه والاهتمام بتعلم الدماغ الطبیعی وتفعیل کلا جانبی الدماغ، کعنصر مهم فی التعلیم والتعلم. انطلاقاً من ذلک، یستهدف هذا البحث توظیف مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ، والتی ترکز على عمل الدماغ والمؤثرات فی التعلم الطبیعی للدماغ، کالإستراتیجیات التعلیمیه والمناهج الدراسیه والمحتوى والعوامل البیئیه فی صفوف الأونلاین لمهاره المحادثه العربیه، لتکشف عن مدى فاعلیه هذه المبادئ فی تطویر مهاره المحادثه فی البیئه الافتراضه. استخدم البحث المنهج شبه التجریبی بالمجموعتین الضابطه والتجریبیه، وخطه الاختبار القبلی والبعدی. المجتمع الإحصائی تکوّن من طلبه اللغه العربیه وآدابها فی الفصل الجامعی الأول لماده المحادثه العربیه بجامعات طهران. تم سحب العینات من المجتمع عشوائیاً، فتکونت من 3۴ طالبه فی الفصل الأول لمرحله البکالوریوس، سنه 2022م، بجامعه الخوارزمی الحکومیه نموذجاً. تم تقسیم العینه إلى المجموعتین الضابطه 17 طالبه، والمجموعه التجریبیه 17 طالبه، على طریقه أخذ العینات العشوائیه، ترکیزاً على أرقامهم الطلابیه. تم تحلیل البیانات الحاصله من الاختبارین القبلی والبعدی عبر البرنامج الإحصائی (spss). من أجل تقدیر وتعمیم النتائج الحاصله من حجم العینه على المجتمع الإحصائی، وکذلک تقییم بیانات البحث ودراسه السؤال المطروح، تم استخدام تحلیل التباین المشترک أو اختبار المقاییس المتکرره (GLMRM). تشیر النتائج إلى التأثیر ذی المعنى لمبادئ وطرق ثلاثه التعلم المستند إلى الدماغ فی صفوف الأونلاین لمهاره التحدث العربی. نسبه تأثیر التعلم المستند إلى الدماغ لمهاره التحدث فی المجموعه التجریبیه، تساوی 80%، مما یعنی أنه هناک فروق کبیره بین المجموعتین، حیث لوحظ تطور کبیر فی مهارات التکلم بالعربی، والطلاقه، والمقدره التواصلیه، والمهارات الاجتماعیه التی تعد من مؤکدات التعلم المستند إلى الدماغ.
واکاوی نظریه های هویتی بر پیشگیری از تکرار جرم در میان زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
237 - 245
حوزههای تخصصی:
در گذشته هنگامی که شخصی مرتکب جرمی می شد، تنها هدف مجازات آن شخص سزادهی بود. با گذشت زمان و پیشرفت جوامع بشری و افزایش جرم و جنایت متخصصان این حوزه به این نتیجه رسیدند که علاوه بر سزادهی باید از مجازات هایی استفاده کرده که برای شخص و دیگران سبب ارعاب شود تا در آینده جرم را تکرار نکنند. زندانی کردن محکومان به عنوان یک مجازات که در کنار آثار منفی احتمالی با پیشرفت تکنولوژی می تواند به عنوان مکانی جهت آموزش دهی و یادگیری مهارت های شغلی برای افراد زندانی به کار برده شود. اگر رویه زندان ها تغییر نکند زندانیان با تأثیرپذیری از یکدیگر آماده ارتکاب جرائم جدید پس از آزادی خواهند بود. یکی از آثار بدی که زندان بر محکومان دارد، ایجاد سابقه کیفری برای شخص محکوم است که پس از آزادی از بسیاری حقوق اجتماعی محروم می شود و حتی برای استخدام شغل جدید با مشکل جدی مواجهه می شود. هدف اصلی که این تحقیق دنبال می کند شناسایی تأثیر مجازات حبس بر انجام مجدد جرم با استفاده از نظریه های هویتی و مبانی نظری آسیب های اجتماعی مانند آنومی، کنترل اجتماعی، تضاد اجتماعی، برچسب زنی و ... بوده و در تلاش است به بررسی علل و عوامل تکرار جرم بپردازد. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که نظریه های هویتی به ویژه تأثیر سبک زندگی افراد از طریق ایجاد انسجام عاطفی در فرد با بروز جرائم و تکرار جرم زندانیان ارتباط معناداری دارد.
کد اخلاقی برای سیستم های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
293 - 315
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت های روزافزون تکنیک های هوش مصنوعی و افزایش قابل توجه امکانات سخت افزاری و سرعت پردازش اطلاعات توسط سیستم های رایانه ای، امکان حضور گسترده سیستم های هوشمند در بسیاری از عرصه ها فراهم شده است. با این حال، از آنجا که تمامی ابزارآلات تکنولوژیک، از جمله سیستم های هوشمند، پیامدهای جسمی، اخلاقی-اجتماعی و فرهنگی خاصی دارند، بررسی و مداقه در پیامدهای این نوع سیستم ها ضروری می باشد و باید در حد امکان این پیامدها تعدیل گردد. این مقاله با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای تحلیلی به شناسایی ذینفعان و افراد مرتبط با سیستم های هوشمند می پردازد و در ادامه آسیب ها و چالش های مرتبط با هر لایه را شناسایی می کند. سپس مبتنی تحلیل آن از منظر فلسفه تکنولوژی و زیست بوم ایرانی-اسلامی، کدهای اخلاقی مرتبط با سیستم های هوشمند در چهار سطح سیاست گذاران، طراحان، کاربران و خود سیستم ها ارائه می شود تا از پیامدهای منفی پیشگیری گردد.
The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.
مفهوم سازی جهاد در قرآن کریم و تمایز معنایی آن با قتال (با تأکید بر آیه 73 سوره توبه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«جهاد» و «قتال» دو مفهوم قرآنی هستند که معنای مبارزه، جنگ و ستیز را تداعی می کنند. از طرفی، قرآن کریم با ساختار ویژه خود، از به کاربردن هر مفهومی، مقصودی ویژه را دنبال می کند و به راحتی نمی توان هر مفهومی را به جای مفهوم دیگر به کار گرفت. پژوهش حاضر، با روشی تحلیلی انتقادی و با رویکردی قرآن محور، سعی می کند «مفهوم سازی» قرآن در بحث جهاد را بهتر نمایان کند و در مواردی به نقد و بررسی آرای مفسران نیز اشاره کند. یک سویه بودن مفهوم جهاد، مکی و مدنی بودن آن، به کارگیری لفظ مجاهد، پیوند جهاد با هجرت، بی حدومرز بودن آن و موارد دیگر، حکایت گر مفهوم سازی ویژه قرآن در مقوله جهاد هستند. نتایج نشان می دهد به کارگیری این مفهوم در بافتار قرآنی آن به منظور خاصی صورت گرفته است؛ بنابراین، می توان در آیاتی که فضای جنگ را نیز ترسیم می کنند، مفهوم جهاد را به معنای نوعی «مبارزه» در نظر گرفت که هر فعالیت و کنش و واکنشی را شامل شود و از طرفی، با توجه به بار ارزشی و اسلامی آن، تمام مقدمات لازم جهاد تلقی شوند؛ بنابراین، هر تلاش خالصانه ای از جانب مسلمانان برای هر گونه رویارویی با مشرکان و منافقان و در صورت نیاز، پیکار با مشرکان و در یک کلام، هر نوع مبارزه ای که بتواند «فی سبیل الله» باشد و از «صد عن سبیل الله» ممانعت کند، جهاد قرآنی است؛ چنان که قتالی که این گونه باشد، مصداق جهاد است.
تفسیر تاریخی -تطبیقی «أُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْض» ( احزاب: 6)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت «وَأُولُوا الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ ...» در آیه ششم سوره احزاب در طول تاریخ تفسیرهای گوناگونی یافته است. این پژوهش شش دیدگاه تاریخی درباره دلالت این آیه را بررسی می کند: (۱) برخی آن را ناسخ ارث بردن به واسطه هجرت و ایمان و دال بر ارث خویشاوندان دانسته اند؛ (2) گروهی، بدون پذیرش نسخ، آیه را بیانگر ارث خویشاوندان و تبیین کننده مادر بودن همسران پیامبر تفسیر کرده اند؛ (3) عده ای بر این باور رفته اند که آیه بر این دلالت دارد که یکی از شرایط جانشینی پیامبر قرابت با اوست؛ ۴) دیدگاهی دیگر شرایط جانشینی را ایمان، هجرت و قرابت می شمارد؛ (5) برخی از آیه معنایی عام برداشت کرده اند که هم شامل ارث و هم شرایط جانشینی می شود؛ (۶) نظریه ای نیز آیه را، براساس دیدگاه استعمال لفظ در بیش از یک معنا، هم دال بر ارث و هم دال بر ولایت می داند. این پژوهش، با روش تفسیر تاریخی تطبیقی، دیدگاه های مذکور را واکاوی کرده و با توجه به قرائن موجود، به این نتیجه رسیده دیدگاه ششم به واقعیت نزدیک تر است.
بررسی همگرایی و واگرایی در نظریات روابط بین الملل
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
در عرصه پیچیده روابط بین الملل، پدیده همگرایی و واگرایی به عنوان دو نیروی متضاد، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی تعاملات میان دولت ها و سایر بازیگران ایفا می کنند. همگرایی، به تمایل و گرایش بازیگران به سوی همکاری، اتحاد و ایجاد ساختارهای مشترک اشاره دارد، در حالی که واگرایی، نمایانگر تمایل به جدایی، تفرقه و اتخاذ سیاست های مستقل است. درک عوامل مؤثر بر این دو پدیده و چگونگی تأثیر آنها بر روابط بین الملل، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این مقاله، تلاش شده است تا با تأکید بر پنج نگرش عمده در نظریات روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای، به تبیین مقوله همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل پرداخته شود. این پنج نگرش عبارتند از: رئالیسم، لیبرالیسم، سازه انگاری، کارکردگرایی و نوکارکردگرایی. هر یک از این نظریه ها، با مبانی نظری و رویکردهای خاص خود، به بررسی پدیده همگرایی و واگرایی از زوایای مختلف می پردازند و عوامل مؤثر بر آنها را به شیوه های متفاوتی تحلیل می کنند. در این راستا، ابتدا به تشریح مبانی نظری هر یک از این پنج رویکرد پرداخته می شود و سپس نگرش آنها در باب همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل و عناصر و متغیرهایی که به عنوان عوامل مؤثر در همگرایی و واگرایی از دید این نظریات مطرح می شوند، مورد بررسی قرار می گیرد. هدف از این مقاله، ارائه تصویری جامع و چندبعدی از پدیده همگرایی و واگرایی در روابط بین الملل از دیدگاه نظریه های مختلف است تا بتوان از این طریق، درک بهتری از عوامل مؤثر بر این پدیده و چگونگی تأثیر آنها بر روابط بین الملل به دست آورد.
کاربرد اصول معناشناسی و کاربردشناسی نظریه بافت در متون فقه بیع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه بافت از مشهورترین رویکردهای شناخته شده در زبان شناسی نوین است. این رویکرد در نظر دارد از ابزارهای علمی و همگانی در حوزه زبان برای فهم منظور گوینده کلام در سخن کاوی و تحلیل آن استفاده کند. سؤال این است که چگونه نظریه مذکور را می توان برای فهم منظور شارع مقدس و به اصطلاح استنباط احکام فقهی به کار گرفت. در نوشتار حاضر، نویسندگان با استفاده از ابزارها و روش های متداول سخن کاوی و منظورشناختی، برخی از انواع بافت را در تحلیل استنباطات متون فقهی بیع، مؤثر یافته اند. نتایج حاکی از این است که غالب روش های متداول از جمله، ارجاع، جایگزینی و حذف در حوزه بافت درون زبانی و انواع کارگفت های زبان شناس مشهور جان سرل در کُنش های گفتاری از کارگفت های اعلامی، اظهاری، تعهدی و ترغیبی را می توان با برخی از مبانی استنباطی فقها در زمینه بیع، تطبیق نمود. این در حالی است که معدودی از این کنش ها همانند کنش عاطفی، الزاماً برآیند استنباطی لازم را برای تحصیل احکام واجد نبودند.
حقوق مالی زوجه در حقوق ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
33 - 43
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حقوق مالی زوجه از جمله مهمترین موضوعات حقوقی میان زوجین است که بررسی تطبیقی آن می تواند تصویری دقیق تری از آن در حقوق ایران ارائه نماید. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی حقوق مالی زوجه در حقوق ایران و فرانسه است. مواد و روش ها: مقاله حاضر نظری بوده و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد در نظام حقوقی ایران برخی حقوق مالی مانند نحله، نفقه و اجرت المثل تعیین شده است. این حقوق مالی اما به این شکل در حقوق فرانسه مطرح نیست. به عنوان مثال در حقوق ایران مرد مکلف به پرداخت نفقه می باشد و باید هزینه های زندگی را تأمین نماید اما در کشور فرانسه این موضوع یک تعهد دوطرفه است که زن نیز مکلف به انجام آن است. نتیجه: نتیجه اینکه در حقوق ایران زن دارای استقلال مالی است و می تواند نسبت به اموال خود هرگونه تصرفی را انجام دهد. درآمدی که زن از کار و فعالیت اقتصادی خود به دست می آورد نیز جزء دارایی وی محسوب می شود و زن این اختیار را دارد که این درآمد را در اختیار زوج قرار ندهد. در حقوق فرانسه اموال مشترک زن و مرد حاکم است. در رژیم مذکور دارایی زن و مرد پس از ازدواج یک دارایی مشترک را تشکیل می دهد.
Analyzing the Contextual Relationship between Science and the Quran in Establishing Islamic Human Sciences(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the most critical and challenging issues regarding revealed human sciences and the comprehensiveness of Quranic teachings is the possibility of an Islamic human science in terms of Quranic content. Examining the content and issues of the Quran and science can be done with various purposes, but the present study, using a descriptive-analytical method, aims to answer the doubt about the impossibility of revealed human science. The results indicated that different views exist in this area. Some, assuming that religious issues and, consequently, Quranic teachings are separate from human science issues, believe that the relationship between them is one of contradiction. Others accept contextual overlap but consider the relationship to be one of opposition. A third view argues that their relationship is one of agreement, but the instances of agreement are minimal, making the realization of revealed human science impossible. According to these theories, a revealed human science is fundamentally impossible. Therefore, each of these theories represents a fundamental question and underlying doubt in this arena, and until these are answered, talking about such a science that can be both human and revealed is not logical. The finding of this paper is to address the fundamental flaws of the aforementioned three views as competing viewpoints and to prove the possibility of revealed human sciences as the chosen viewpoint, which we will address with an interpretative approach and a library-based method.