ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۵۸۱.

راهبردهای جبران در نارساخوانان از دیدگاه تفاوت محور: پژوهش ها چه می گویند؟(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
زمینه و هدف: رویکرد تفاوت محور، نارساخوانی را پدیده ای مادام العمر با مجموعه ای از نقاط قوت و ضعف می بیند که آن را می توان جبران کرد. برخلاف مدل آسیب محور پزشکی که فقط بر رفع کمبودها متمرکز است، در این رویکرد، تاکید برای جبران، بر استفاده از راهبردهای جایگزین برای توانمندسازی افراد مبتلا به نارساخوانی است. با توجه به غلبه ی رویکرد پزشکی در پژوهش های تجربی و ضرورت توانمندکردن نارساخوانان به عنوان اقلیت به حاشیه رانده شده، هدف این پژوهش، مرور سازمان یافته ادبیات پژوهش، از دیدگاه تفاوت محور، برای شناسایی راهبردهای جبران نارساخوانان برای غلبه بر چالش های پیش روی شان بود. مواد و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و با روش اسنادی انجام شد. جستجوی گسترده از پایگاه های داده الکترونیکی مگیران، SID، پرتال جامع علوم دانشگاهی، سیویلیکا ، ScienceDirect، WOS، Scopus و ERIC از سال 1995 تا 2023 با کلیدواژه های نقاط قوت و ضعف، نارساخوانی، ناتوانی خواندن، اختلال خواندن، جبرانی، جبران، و راهبرد انجام گرفت. همچنین از موتور جستجوی Google Scholar برای بازیابی مقالات و سایر مطالعات مرتبط بالقوه که ممکن است از جستجوی نظامدار پایگاه داده نادیده گرفته شده باشند، استفاده شد. پس از بررسی و مطالعه 177 مقاله و حذف مقاله های نامرتبط، 38 مقاله با روش پریزما به تحلیل وارد شدند و به شیوه آتراید استرلینگ، تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: اطلاعات ثبت، کدگذاری و در قالب مضمون های پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شدند. سه راهبرد اصلی جبران در نارساخوانان شناسایی شد که عبارت بودند از: راهبردهای جبران شبکه ای شخصی ساز شامل سازماندهنده های ساختاری، کلیدی، پیش ران و تعاملی؛ راهبردهای جبران مکمل شامل سازمان دهنده های فناوری، آمادی و سنجشی؛ راهبردهای جبران دگراندیشی شامل سازمان دهنده های ماهیت و سیاست گذاری. نتیجه گیری: این مرور، از دیدگاه تفاوت محور، طیف متنوعی از راهبردهای جبران در نارساخوانان را برجسته می سازد. ماهیت و کاربردهای عملی هر راهبرد، در ارتقای استعدادهای نارساخوانان برای موفقیت در محیط های آموزشی، اجتماعی و حرفه ای بررسی می شود.
۵۸۲.

بررسی اثر بخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۴۷۴
زمینه: اختلال اضطراب جدایی از شایع ترین اختلال روانی در کودکی است که در صورت عدم درمان موجب اختلالات شدید در بزرگسالی خواهد شد. هدف: پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی بر ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ناحیه یک شهر ساری در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ بودند. نمونه پژوهش 30 نفر از کودکان مبتلال به اختلال اضطراب جدایی بودند به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی وگواه گمارش شدند (هر گروه 15 نفر). پس از اجرای پیش آزمون، شرکت کنندگان گروه آزمایشی، مداخله مبتنی بر دلبستگی بر اساس پروتکل قنبری و همکاران (1392)، به مدت 8 جلسه دو ساعته به صورت گروهی دریافت کردند. سپس مرحله پس آزمون وبعد از سه ماه مرحله پیگیری انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه ابعاد چندگانه اضطراب مارچ و همکاران (1997) بود. جهت تجزیه وتحلیل دادها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکررآمیحته با استفاده از نرم افزار 26 Spss انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مادران بر اساس مداخله مبتنی بر دلبستگی منجر به کاهش ابعاد چندگانه اضطراب کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی شد (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر دلبستگی بر ابعاد چندگانه اضطراب و مؤلفه های آن بر کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی در گروه آزمایش مؤثر بوده و می توان این مداخله را به کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی، روان شناسان و مشاوران کودک توصیه کرد.
۵۸۳.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی 18 تا 24 سال دانشگاه های آزاد سطح شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود. از این جامعه تعداد 410 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابرازهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) اندروز و همکاران (1993)، مقیاس خطرپذیری (RS) زاده محمدی و احمدآبادی (1387) و پرسشنامه ذهنی سازی (MQ) فوناگی و همکاران (1998) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشا دهنده معناداری اثرمستقیم مکانیزم های دفاعی و ذهنی سازی بر گرایش به رفتارهای پرخطر بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر معناداری اثر غیرمستقیم مکانیزم های دفاعی رشدیافته و رشدنایافته (05/0<P) و عدم معناداری مکانیزم های دفاعی روان آزرده (05/0<P) بر گرایش به رفتارهای پرخطر با میانجی گری ذهنی سازی بود. این نتایج نشان می دهد که ذهنی سازی با توجه به نقش مکانیزم های دفاعی می تواند تبیین کننده گرایش به رفتارهای پرخطر دانشجویان باشد.
۵۸۴.

اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی و امید در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
زمینه و هدف: نوجوانی به عنوان یک دوره حیاتی با کشاکش های روانی و اجتماعی منحصربه فرد، نیازمند مداخلات مؤثری است که شادزیستی و امید، به عنوان دو شاخص کلیدی سلامت روان را در این گروه تقویت کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی و امید در دانش آموزان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با مرحله پیگیری وگروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر آمل در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. ابزارها شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه های شادزیستی آکسفورد (آرگایل و همکاران، 1989) و امید نوجوانان (هیندز، 1985) در ایران بود. برنامه مداخله عبارت از بسته آموزشی تحول مثبت نوجوانی (حسین آباد و همکاران، 1398) بود. ابتدا پیش آزمون از هر دو گروه گرفته شد، سپس برنامه مداخله ای در قالب 24 جلسه (هر هفته 2 جلسه) به مدت 60 دقیقه و در طی 3 ماه به گروه آزمایش ارائه شد، در حالی که گروه گواه بدون مداخله باقی ماند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و یک ماه بعد از آن آزمون پیگیری انجام شد. پس از برگزاری آزمون پیگیری بسته آموزشی به گروه گواه ارائه شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با ویرایش 25 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: مداخله آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی (135/18 =F ، 001/0p<)، تفکر خوشبینانه (218/8 =F ، 001/0p<)، و تفکر بدبینانه (656/6 =F ، 003/0=p) اثر معناداری داشته است؛ مبنی بر اینکه مداخله به افزایش شادزیستی و تفکر خوشبینانه و کاهش تفکر بدبینانه در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه منجر شده است. همچنین نتایج پس از یک دوره پیگیری یک ماهه پایدار بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت ادغام برنامه های روان شناختی مبتنی بر تحول مثبت نوجوانی را در نظام آموزشی، و برنامه های مشاوره مدرسه برجسته می کند.
۵۸۵.

از ناخودآگاه جمعی تا حقیقت متعالی: نقدی بر رویکرد یونگ به تناسخ با تکیه بر مبانی حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۱
مقدمه و اهداف: باور به تناسخ به عنوان یکی از کهن ترین انگاره ها درباره سرنوشت پس از مرگ در طول تاریخ همواره ذهن بشر را مشغول ساخته و در عصر حاضر نیز در قالب مکاتب معنوی نوظهور بازتولید شده است. این نظریه که در تقابلی بنیادین با آموزه «معاد» در ادیان ابراهیمی قرار دارد، همواره محملی برای چالش های کلامی و فلسفی بوده است؛ در این میان، رویکرد «کارل گوستاو یونگ» به جهت ارائه خوانشی روان شناختی و عاری از مفهوم «روح مجرد» جایگاه ویژه ای می یابد. یونگ با جایگزینی مفهوم «انتقال آگاهی» به جای «انتقال روح»، طرحی از بقا ارائه می دهد که برای نظام فکری سکولار و طبیعت گرای عصر مدرن مقبول تر می نماید. این پژوهش با هدف واکاوی و نقد بنیادین این رویکرد شکل گرفته است. پرسش های محوری تحقیق حاضر بدین شرح است: ۱. انگاره تناسخ در جریان روان شناسی تحلیلی یونگ چگونه تبیین می شود؟ ۲. رویکرد یونگ درباره تناسخ براساس مبانی حکمت متعالیه چگونه ارزیابی می شود؟ نوآوری این مقاله در پرداختن مستقیم و نظام مند به نقد نظریه تناسخ یونگ از دیدگاه یکی از ژرف ترین مکاتب فلسفه اسلامی است. روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی بنیادی و بهره گیری از «روش تطبیقی تحلیلی» به سامان رسیده است. گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و با مطالعه مستقیم آثار یونگ، شارحان برجسته اندیشه وی و نیز متون اصلی و ثانویه مرتبط با حکمت متعالیه ملاصدرا انجام شده و فرایند آن در دو مرحله اصلی و به هم پیوسته سامان یافته است: 1. «مرحله توصیفی تحلیلی»؛ در این مرحله، مبانی نظری روان شناسی تحلیلی یونگ که در شکل دهی به نظریه تناسخ او نقش اساسی دارند، با دقت استخراج و تبیین شده اند. این مبانی کلیدی شامل ساختار سه گانه روان (خودآگاه، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی)، نظریه کهن الگوها، فرایند تفرّد (فردیت یابی و خودشکوفایی)، کارکردهای تخیل و رؤیا، اصالت روان و رویکرد ناتورالیستی و درنهایت خوانش روان شناختی از پدیده دین می باشند. در ادامه تقریر خاص یونگ از تناسخ با عنوان «روان شناسی بازتولد» و اقسام پنج گانه آن (شامل انتقال نفس، تناسخ به معنای خاص، رستاخیز، بازتولد مستقیم و بازتولد غیرمستقیم) به تفصیل تشریح می شود؛ 2. «مرحله تطبیقی انتقادی» که در این مرحله هر یک از این مفاهیم و خود نظریه بازتولد در ترازوی نقد حکمت متعالیه نهاده می شوند. در این بخش با استناد به اصولی بنیادین چون «حرکت جوهری»، «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس»، «تجرد قوه خیال و تمایز عالم مثال» و «نظریه تجسم اعمال»، کاستی ها و قوت های رویکرد یونگ واکاوی می کند. یافته ها و بحث: بررسی های این پژوهش نشان می دهد تبیین یونگ از تناسخ، ریشه در «ناخودآگاه جمعی» و «کهن الگوها» دارد و کاملاً در چارچوبی روان شناختی و ناتورالیستی محصور است. از دیدگاه وی، باور به بازتولد امری صرفاً «روانی» و بازتابی از تجارب نیاکان می باشد که به صورت صور ازلی در ژرفای روان بشر رسوب کرده و به نسل های بعد منتقل می شود. زندگی کنونی حلقه واسطی برای انتقال این محتویات ناخودآگاه است و «تفرّد» همان فرایند روانی تولد دوباره در همین زندگی برداشت می شود. یونگ با انکار هرگونه تبیین متافیزیکی، حتی مفاهیم دینی اصیل (مانند داستان موسی و خضر در قرآن) را صرفاً نمادهایی از فرایندهای درون روانی می داند؛ درمقابل، نقد این رویکرد در پرتوی حکمت متعالیه به یافته های فراوانی می انجامد: ۱. یونگ عالم مُثُل افلاطونی را از ساحت وجودی به اعماق روان آدمی (ناخودآگاه جمعی) منتقل می کند و برای آن پایه وجودشناختی مستقلی قائل نیست؛ در مقابل ملاصدرا مُثل را به عنوان علت و حقیقت اشیا در نظر می گیرد و رسیدن به آن را مستلزم تجرد از عالم حس می داند. البته باید توجه داشت که توارثی شدن مفاهیم یادگیری شده (کهن الگوها) از نظر ژنتیک مولکولی نیز مورد پذیرش نظریات غالب روز قرار نگرفته است. ۲. فرایند تفرد یونگ، انسان را در قالبی کاملاً طبیعت گرایانه و صرفاً روانی مطالعه می کند، حال آنکه حکمت متعالیه از سفر واقعی در قلمرو وجود (اسفار اربعه) سخن می گوید و مسیر تعالی انسان را از رهگذر جهاد اکبر و به کمال رساندن قوای نظری و عملی ترسیم می کند. ۳. تمام آنچه یونگ از مکاشفات ضمیر ناخودآگاه (مانند کتاب سرخ) تصویر می کند، از دیدگاه صدرا تنها شامل اموری است که به «خیال متصل» مرتبط می شوند. یونگ به دلیل عدم درک تجرد خیال و ناآگاهی از عوالم کلان وجودی، پدیده هایی چون رؤیاهای صادقه یا تجارب نزدیک به مرگ را در فضای روانی و مادی توضیح می دهد و فاقد چارچوب هستی شناختی لازم برای تضمین نقش «جهان میانه» (عالم مثال منفصل) است. ۴. رویکرد یونگ، نظامی مادی در اندیشه وی شکل داده است که حتی در مواجهه با قرآن کریم (مانند تفسیر سفر موسی و خضر به تفرد و کشف ضمیر ناخودآگاه) نیز تفسیری مادی انگارانه و روانی ارائه می دهد؛ همچنین فرض یونگ مبنی بر ارزش برابر و سودمندی همه ادیان که گزاره های متناقض دارند، از دیدگاه صدرا به تناقض و سفسطه می انجامد. نتایج و پیشنهاد: حاصل پژوهش حاضر تقابل دو جهان بینی متمایز، یعنی جهان بینی «روان محور» و «ناتورالیستی» یونگ در مقابل جهان بینی «وجودشناسانه» و «سلسله مراتبی» حکمت متعالی است؛ یونگ به دلیل نا آشنایی با مکاتب فلسفی اسلامی مانند اشراق و متعالیه و نیز التزام به رویکردی کاهش گرایانه، همه پدیده های متعالی ازجمله دین و سرنوشت اخروی را در چارچوب کوچک روان انسان تحلیل می کند. این امر به تقریری کاملاً ذهنی، نسبی گرا و فاقد مبانی متافیزیکی مستحکم از پدیده ای همچون تناسخ انجامیده است؛ درمقابل حکمت متعالیه با ارائه مبانی عمیق عقلی و هستی شناختی مانند حرکت جوهری و تجرد تدریجی نفس، هم «تناسخ ملکی» را به طور عقلی ابطال می کند و هم الگوی متعالی تر و جامع تری از تکامل و بقای انسان با عنوان «معاد جسمانی» را ارائه می دهد. درنهایت می توان نتیجه گرفت که رویکرد یونگ به تناسخ، با وجود غنای توصیفی آن در سطح روان شناختی در مواجهه با نظام منسجم و عقلانی حکمت متعالیه با چالش های بنیادین روبه رو می شود؛ نبود تصویری شفاف از رابطه نفس و بدن و فقدان نظام هستی شناسی متقن، علت اصلی شکل گیری نظام ذهنی روان شناختی یونگ است. یونگ در هیچ یک از تحلیل های خود نمی تواند واقعیتی ماورای بدن و ذهن آدمی را تصویرسازی کند. سرانجام وی حدوث انسان را در عالم ضمایر ذهنی معرفی می کند و بقای انسان را نیز در عالم کهن الگوهای ضمیر ناخودآگاه می داند. این پژوهش ظرفیت حکمت متعالیه را برای مواجهه با علوم انسانی مدرن و به ویژه روان شناسی را نمایان می سازد. به عنوان پیشنهاد «بازخوانی» و «صورت بندی نوین» مفاهیم کلیدی این حکمت (مانند مراتب نفس، قوه خیال، تجرد و تجسم اعمال) در چارچوبی قابل درک برای پارادایم های روان شناختی معاصر، می تواند بستری برای پژوهش های بینارشته ای آینده فراهم آورد. این امر هم به غنای روان شناسی از رهگذر بینش های عمیق فلسفی خواهد انجامید و هم آموزه های فلسفه اسلامی را در معرض بسترهای کاربردی و آزمون های عملی گسترده تری قرار خواهد داد.
۵۸۶.

پیشایندها و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۹۰
هدف از پژوهش حاضر تعیین پیشایندها (خودکنترلی، خودکارآمدی و عزت نفس) و پیامدهای روان شناختی اعتیاد به اینترنت (کیفیت خواب، پریشانی روان شناختی و بهزیستی روان شناختی) بود. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه کاربران دانشجویی شبکه های اجتماعی دانشگاه دامغان در سال ۱۴۰۲ بود. با استفاده از نمونه گیری دردسترس ۲۹۸ نفر انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ، شاخص کیفیت خواب پترزبورگ، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر، مقیاس خودکنترلی تنگی، پریشانی روان شناختی کسلر و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف پاسخ دادند. داده ها با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS 3/0 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین خودکنترلی و اعتیاد به اینترنت رابطه معکوس وجود دارد. اعتیاد به اینترنت به صورت مستقیم بر کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی و به صورت غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب و پریشانی روان شناختی بر بهزیستی روان شناختی اثرگذار بود. براساس نتایج حاصله می توان گفت ضعف خودکنترلی باعث اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به اینترنت باعث کاهش کیفیت خواب، افزایش پریشانی روان شناختی و درنهایت کاهش بهزیستی روان شناختی می شود. مبتنی بر یافته های حاصله می توان به آماده سازی و ارایه بهتر برنامه های پیشگیری و درمان ازطریق تقویت خودکنترلی برای افراد درمعرض اعتیاد به اینترنت پرداخت و از این طریق به کاهش اعتیاد به اینترنت و به تبع آن بهبود کیفیت خواب، کاهش پریشانی روان شناختی و ارتقا بهزیستی روان شناختی کمک نمود.
۵۸۷.

مدل پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۴۲۹
زمینه: سبک های دلبستگی و ذهنی سازی از جمله عوامل روانشناختی هستند که با مهارت های تنظیم هیجانی مرتبط هستند استفاده از توانایی ذهنی سازی با توانایی ایگو در افراد مرتبط است. بنابراین بررسی مسیر تحول ذهنی سازی از طریق سبک های دلبستگی به توانمندی ایگو یک ضرورت اساسی است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد قم در سال 1403-1402 می باشد. نمونه پژوهش 335 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت آنلاین به پرسشنامه های عملکرد بازتابی (فوناگی و همکاران، 2016)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید، 1990) و مقیاس توانمندی ایگو (مارکستروم و همکاران، 1997) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و Amos نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو بر اطمینان و عدم اطمینان اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا، سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی بر توانمندی ایگو اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین نتایج نشان داد که 60 درصد از واریانس توانمندی ایگو توسط سبک های دلبستگی تبیین می شود؛ 23 درصد از واریانس اطمینان و 46 درصد از واریانس عدم اطمینان توسط سبک های دلبستگی و توانمندی ایگو تبیین می شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو به عنوان عوامل مؤثر بر ذهنی سازی می توانند ما را به درک عمیق تری از ذهنی سازی برسانند و با آموزش شکل گیری سبک های گوناگون دلبستگی و ساختار ایگو به دانشجویان می توان ذهنی سازی را در آنان تقویت کرد.
۵۸۸.

تدوین بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۶۰
زمینه و هدف: امروزه، مشکل ها و چالش های زناشویی افزایش چشمگیری یافته و آمار طلاق در مقایسه با گذشته رشد زیادی داشته است. بنابراین، هدف این مطالعه تدوین بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق بود. روش و مواد: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی بود. جامعه پژوهش خبرگان روان شناسی و مشاوره شهرستان سبزوار در سال 1403 بودند که 12 نفر از آنان طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار این مطالعه مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان درباره بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق بود؛ به طوری که پس از طراحی سازه مذکور برای آن به تفکیک هر جلسه هدف، محتوا و تکلیف خانگی طراحی شد. داده های حاصل از مصاحبه با روش های تحلیل مضمون و ضرایب نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی در نرم افزار MAXQDA-2020 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان که بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق برای 10 جلسه 90 دقیقه ای طراحی شد و هر جلسه دارای هدف، محتوا و تکلیف خانگی ویژه خود بود. علاوه بر آن، نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی برای بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق به ترتیب 76/0 و 83/0 محاسبه شد. نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، بسته یکپارچه پیشگیری از طلاق مبتنی بر شفقت، بخشش و تحلیل رفتار متقابل در زوجین متقاضی طلاق می تواند در کنار سایر بسته های درمانی توسط روان شناسان، مشاوران و درمانگران به عنوان روشی موثر جهت بهبود ویژگی های روان شناختی در زوجین متقاضی طلاق مورد استفاده قرار گیرد.
۵۸۹.

Effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in Women with Veteran Spouses(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
Aim: The purpose of this study was to the investigate effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in women with veteran spouses. Method: The method of this study was quasi-experimental with a pretest-posttest design along with a control and experimental group. The statistical population of the research includes all women with veteran spouses Noorabad Mamasani city (Fars Province) in year of 2023. Using convenience sampling, 30 women with veteran spouses participated in this study and were randomly assigned to the control group (n=15), and experimental group (n=15). Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) and Satisfaction with Life Scale (SWLS) were used to collect data. The experimental group received 10 sessions positive psychotherapy training (PPT) and untreated groups underwent no interventions, respectively. Data were analyzed using a multivariate analysis of covariance. Finding: the findings showed positive professionals and counselors’ special attention to intervention based on positive psychotherapy for women with veteran spouses. Psychotherapy training (PPT) effects subjective well-being (p˂0.05). Conclusion: It can be concluded that positive psychotherapy training (PPT) can be considered as a method to improve the subjective well-being in women with veteran spouses. The findings of this study have potentially important implication for
۵۹۰.

رابطه امیدواری با پیشرفت تحصیلی، نقش میانجی گری باورهای هوشی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۸
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای باورهای هوشی در رابطه بین امیدورای با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شهر ایلام می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر اسلام در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 9736 نفر بودند. نمونه پژوهش که بر اساس جدول کرجسی و مورگان برآورده شده اند شامل 370 نفر از دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر ایلام است که به شیوه ی نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های امید پاملا هیندز (1985) و مقیاس ارزیابی باورهای هوشی عبدالفتاح و ییتس (2006) و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان از معنی داری مثبت برای مسیر امیدواری به هوش افزایشی (458/0 = β ) و هوش ذاتی (509/0 = β ) ، معنی داری مثبت برای مسیر هوش افزایشی به پیشرفت تحصیلی (502/0 = β ) و هوش ذاتی به پیشرفت تحصیلی (198/0 = β ) و در نهایت معنی داری مثبت برای مسیر امیدواری به پیشرفت تحصیلی (348/0 = β ) می باشد. از دستور بوت استراپ در تحلیل معادلات ساختاری به وسیله AMOS استفاده شد که نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد هوش افزایشی و ذاتی به طور معنی داری رابطه بین امیدواری و پیشرفت تحصیلی را میانجی گری می کند.
۵۹۱.

The Relationship Between Personality Traits and Fear of Missing Out (FoMO) During the COVID-19 Pandemic

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۲۱۸
  Objective: Nowadays, the excessive use of smartphones has become a major public health concern. In this context, a syndrome known as Fear of Missing Out (FoMO) has emerged, which is linked to various mental health issues. : This study aimed to examine the relationship between personality traits and Fear of Missing Out (FoMO) during the COVID-19 pandemic. Methods: This correlational study was conducted on a statistical population consisting of students from the University of Tabriz. A total of 337 students were selected through convenience sampling. Data were collected using the NEO Five-Factor Inventory and the FoMO scale, and analyzed using Pearson correlation analysis at a significance level of 0.05. Results: The findings revealed a significant positive correlation between FoMO and the personality traits of neuroticism, extraversion, openness to experience, and agreeableness (P < 0.05). Conclusion: Based on the results of this study, it can be concluded that personality traits serve as good predictors of Fear of Missing Out (FoMO).
۵۹۲.

اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش-آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل (ناحیه یک) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند بعد از غربالگری انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به روش تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش ده جلسه ی 75 دقیقه ای تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS، سلیمانی نسب و همکاران، 1397)، پرسشنامه استاندارد مهارهیجانی (ECQ، راجر و نشوور، 1987) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی IUS)، فریستون و همکاران، 1994) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود دارد. در نتیجه آموزش خودکنترلی هیجانی موجب کاهش تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و افزایش بازداری هیجانی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر شد. براین اساس، بهره گیری از این روش آموزشی از سوی مشاوران و روانشناسان مدارس و مراکز رواندرمانی جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر می تواند ثمربخش واقع شود.
۵۹۳.

The Relationship Between Multicultural Education and Academic Engagement in University Students

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۷
  Objective: Interaction with classmates is a vital element that contributes to completing tasks and acquiring social skills in education. On the other hand, education, learning, and development are closely and reciprocally linked with culture in every society. Given Iran’s multicultural and multiethnic context, multicultural education can help reduce discrimination and enhance students' engagement and in-group interaction. This study aimed to investigate the relationship between multicultural education and academic engagement among students at Hakim Sabzevari University. Methods: The research method was descriptive-correlational. The statistical population included 8,199 students at Hakim Sabzevari University. Using random sampling and Morgan’s table, 390 students were selected as the sample. The Multicultural Education Questionnaire and the Academic Engagement Scale (AES) were administered. Data were analyzed using correlation methods and SPSS version 27 at a significance level of 0.05. Results: Findings indicated a significant relationship between multicultural education and academic engagement (p = 0.05). Conclusion: The results suggested that applying cooperative and participatory teaching methods and emphasizing social justice in multicultural education leads students to be more inclined toward group work, ultimately fostering educational and cultural development.
۵۹۴.

بررسی اثربخشی برنامه پیش از ازدواج مبتنی بر آگاهی و انتخاب های بین فردی بر باورهای محدود کننده انتخاب همسر و نگرش نسبت به شناخت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۶
زمینه: با توجه به تغییرات اجتماعی ازدواج از جمله افزایش ازدواج های با تفاوت فرهنگی، استقلال بیشتر در انتخاب همسر، و تغییر تمایلات افراد در روابط زناشویی، آموزش پیش از ازدواج را به عنوان یک رویکرد پیشگیرانه ضروری می باشد. افزایش نرخ طلاق، بالا رفتن سن ازدواج نیز در جامعه نگران کننده است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه پیش از ازدواج مبتنی بر آگاهی و انتخاب های بین فردی بر روی باورهای محدود کننده انتخاب همسر و نگرش به شناخت همسر انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه جوانان مجرد 21 تا 30 سال شهر اهواز در سال 1401 بودند و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و براساس ملاک های ورود و خروج 40 شرکت کننده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های باورهای محدود کننده انتخاب همسر رجبی و همکاران (1398) و بهبود نگرش نسبت به شناخت همسر (ون اپ و همکاران، 2018) استفاده شد. همچنین از پروتکل 5 جلسه ای آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر آگاهی و انتخاب های بین فردی (ون اپ، 2015) برای مداخله استفاده شد. از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه، با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 26 برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش آگاهی و انتخاب بین فردی باعث کاهش باورهای محدود کننده انتخاب همسر و بهبود نگرش نسبت به شناخت همسر (01/0 >p) در گروه آزمایش نبست به گواه شده است. از طرفی نتایج آزمون جفتی بنفرونی نشان داد که نمرات مرحله پیش آزمون به پس آزمون و پیش آزمون تا پیگیری به شکل معناداری متفاوت می باشد، اما بین نمرات پس آزمون و پیگیری در متغیرهای وابسته تفاوت معناداری دیده نمی شود و این یافته اخیر بیانگر پایداری اثر برنامه آموزشی است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش و تغییر در الگوهای ازدواج، ییشنهاد می شود روانشناسان و متخصصان حوزه ازدواج از این برنامه جهت آموزش به جوانان در کاهش باورهای محدود کننده انتخاب همسر، بهبود نگرش نسبت به شناخت دقیق شریک، آگاهی درکنترل روابط عاطفی، تعهد زودهنگام و روابط جنسی قبل از ازدواج استفاده کنند.
۵۹۵.

نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۹
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان متاهل دانشگاه های شهر بوشهر در سال 1404 بود. 260 نفر به روش نمونه گیری در دسترس در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و به مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018) و مقیاس پرخاشگری پنهان ارتباطی (GRAS؛ کارول و همکاران، 2010) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و 52 درصد از واریانس پرخاشگری پنهان ارتباطی را تبیین کرد. نتایج نشان داد که رفتار فابینگ به طور مثبت و حمایت اجتماعی به طور منفی با پرخاشگری پنهان ارتباطی رابطه معنادار داشتند (05/0>P)؛ همچنین رفتار فابینگ با حمایت اجتماعی به طور منفی رابطه معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتارفابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی نقش میانجی داشت (05/0>P). از این یافته ها می توان نتیجه گرفت که حمایت اجتماعی یک عامل میانجی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل است.
۵۹۶.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز (RPAS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
مقدمه: بیگانگی از والدین می تواند زمینه ساز آسیب های روانی برای کودکان گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز (2019) بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و تحلیل عاملی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افرادی که در سال 1403-1402 برای مشاوره طلاق به مراکز مشاوره شهرستان بجنورد مراجعه کرده بودند. تعداد 220 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس بیگانگی والدین رولاندز (RPAS) را پاسخ دادند. برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و روش آزمون- باز آزمون و برای بررسی روایی از تحلیل عاملی تأییدی و روایی هم زمان از طریق همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که گویه ها همبستگی مناسبی با نمره کل مقیاس دارند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که با حذف گویه 22 و 15 برازش داده ها حفظ شد و ساختار مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد. ضریب آلفای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای عامل ها بین 67/0 تا 73/0 به دست آمد و ضریب همبستگی آزمون باز آزمون نشان دهنده ی پایایی مقیاس بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده مقیاس بیگانگی از والدین رولاندز، از ویژگی های روان سنجی مناسبی برخوردار است که برای پژوهشگران و مشاوران خانواده می تواند مورداستفاده قرار گیرد.
۵۹۷.

مطالعه کیفی تجربه زیسته دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۹
هدف این پژوهش، شناسایی تجارب زیسته دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا بود. در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش پدیدار شناختی استفاده شد. نمونه پژوهش به روش هدفمند از دانشجویان پسر مصرف کننده ماری جوانا در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ در شهر سنندج انتخاب شد؛ و برای رسیدن به اشباع نظری با ۱۴ نفر به عنوان نمونه، مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های این پژوهش به روش تحلیل مضمون از نوع کلایزی تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها بیانگر سه مضمون هسته ای و هشت مضمون اصلی و سی ودو مضمون فرعی گردید. مضامین هسته ای شامل «سبب سازهای روانی اختلال مصرف مواد»، «پسامدهای کوتاه مدت مصرف»، «پسامدهای بلندمدت مصرف» بود. نتایج نشان داد که تأثیرات بلندمدت زیستی و روانی ماری جوانا می تواند ابعاد مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. یافته ها بیانگر تاثیرات روانی بیش تر مصرف ماری جوانا می باشد؛ که شامل پرخاشگری، اختلال در تنظیم هیجانی، افزایش خواب عمیق، بی تفاوتی، تجربیات مرتبط با مواد اعتیادآور جدید، تجربه تنگ دستی و تغییر سبک زندگی است. نوآوری این پژوهش شناسایی مضامین فلش بک و تغییر نگرش به مصرف ماری جوانا است. آشنایی با تأثیرات روانی، زیستی و تغییرات ناشی از مصرف می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کند.
۵۹۸.

مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف از این مطالعه مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی بود. در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران بودند که درمان آنها تکمیل شده بود. جامعه این مطالعه شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان بود که در بهار و تابستان 1403 برای پیگیری منظم به انستیتو سرطان مراجعه کردند. 300 بیمار که شرایط ورود را داشتند بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها پرسشنامه ها را به صورت آنلاین برای FCR (سیمارد و ساورد، 2009)، فرم کوتاه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006)، فرم کوتاه بهزیستی روانشناختی (ریف و کییز، 1995) و ادراک مختصر بیماری (برودبنت و همکاران) تکمیل کردند. ، 2006). داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS (نسخه 26) و نرم افزار AMOS (نسخه 24) استفاده شد. یافته ها نشان داد که جهت همبستگی بین متغیرها در (01/0p<) با تئوری های پژوهش همخوانی دارد. علاوه بر این، مدل با داده ها مطابقت داشت. علاوه بر این، روان رنجورخویی، راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجانی شناختی و ادراک بیماری با ضرایب مسیر کل مثبت مثبت و معنادار و برونگرایی، وظیفه شناسی، راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانشناختی به طور منفی و معنادار تأثیر داشتند.
۵۹۹.

Usability of Serious Games on Visual Attention in Children with High-Functioning Autism Spectrum Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
The present study aimed to evaluate the usability of serious games in increasing visual attention among children with high-functioning autism spectrum disorder (ASD). The research had a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and control group with a follow-up period. The statistical population consisted of elementary school students with autism in Tehran in 2024. Using a convenience sampling method, 20 children diagnosed with autism from a specialized autism school were randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group participated in 20 sessions of serious game content through computer games but the control group received no interventions. Data were collected using the Visual-Auditory Integration Test before, after, and two months after the intervention. Repeated measures analysis of variance was used to analyze the data. The results indicated that serious games had a significant effect on the visual attention of children with autism spectrum disorder (ASD). These results suggest that serious games can improve visual attention in children with autism. Therefore, it is suggested to use such interventions to improve executive functions and academic performance in children with ASD.
۶۰۰.

پیش بینی شدت خودجرحی غیر خودکشی بر اساس دشواری در تنظیم هیجان، انجام رفتار هدفمند و کنترل تکانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شدت خودجرحی غیرخودکشی بر اساس دشواری در تنظیم هیجان، انجام رفتار هدفمند و کنترل تکانه انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را زنان 18-50 سال دارای سابقه خودجرحی ساکن شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه شکل و فرم خود جرحی (FAFSI) جنکینز و همکاران (2011) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گرتز و رومر (2004) بود. با توجه به محدودیت اعضای نمونه و احتمال وجود هم خطی بین متغیرهای مستقل، از روش تحلیل رگرسیون ستیغی که نسبت به این محدودیت ها روشی مقاوم بود، استفاده شد. نتایج نشان داد دو متغیر دشواری در انجام رفتار هدفمند و دشواری در کنترل تکانه به صورت مثبت و نسبتا معنی داری (در سطح 05/0>p) مولفه های شدت خود جرحی را پیش بینی می کنند. با توجه به یافته ها می توان مداخلاتی را به هدف بهبود مدیریت رفتار هدفمند و کنترل تکانه به منظور کاهش شدت خودجرحی طراحی و اجرا نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان