فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: در پژوهش های مختلف، بیش کلی گرایی حافظه و خاطرات تصویری سودار با افسردگی مرتبط دانسته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ترکیب آموزش اختصاصی سازی حافظه و مداخله بازنویسی تصویر بر علائم افسردگی دانشجویان انجام شد. روش: این پژوهش، با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری و گروه کنترل انجام شد. نمونه آماری شامل 24 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی با نشانگان افسردگی در دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای، برنامه تلفیقی آموزش اختصاصی سازی حافظه و مداخله بازنویسی تصویر را دریافت نمودند، در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از ویراست دوم پرسشنامه ی افسردگی بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ترکیب آموزش اختصاصی سازی حافظه و بازنویسی تصویر بر افسردگی و زیرمقیاس های آن در دانشجویان با نشانگان افسردگی اثر مثبت و معناداری دارد و این اثر در پیگیری یک ماهه ماندگار بود (0/05>P). نتیجه گیری: براین اساس، در صورت تکرار نتایج در پژوهش های بعدی و تایید بیشتر اثر گذاری این مداخله ترکیبی، روانشناسان و مشاوران مراکز سلامت می توانند در جهت بهبود وضعیت روانشناختی دانشجویان از آن بهره جویند. همچنین، یافته های این پژوهش می تواند مسیر پژوهش های آتی را هموار سازد.
نقش ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی در خودمدیریتی دیابت و هموگلوبین گلیکوزیله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
95 - 109
حوزههای تخصصی:
زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است.
روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (p<0/001). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (p<0/001،β= -0/35) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (p<0/001،β=0/17) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (p<0/031،β=0/11) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (0/05 <P).
نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود.
زمینه: دیابت نوع ۲ یکی از شایع ترین بیماری های مزمن است که خودمدیریتی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله در کاهش عوارض آن نقش کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عواملی چون ترومای دلبستگی، نقایص ذهنی سازی و مکانیسم های دفاعی بر خودمدیریتی و هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران دیابتی نوع 2 است.
روش: این پژوهش مقطعی - همبستگی با 347 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به مراکز بهداشت کرمان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ترومای اولیه (مونته و همکاران، 2020)، مقیاس خودگزارشی رتبه بندی مکانیزم های دفاعی (دی جوزپه و همکاران، 2020)، مقیاس بازنگری شده خودمدیریتی دیابت (اسچمت و همکاران 2013) و مقیاس ذهنی سازی فوناگی (دروگر و آشتیانی،1399) جمع آوری و با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی پیش بینی کننده معنادار خودمدیریتی و مکانیسم های دفاعی پیش بینی کننده معنادار هموگلوبین گلیکوزیله هستند (001/0 P<). مکانیسم های دفاعی با کاهش خودمدیریتی (35/0- =β، 001/0 P<) و افزایش هموگلوبین گلیکوزیله (17/0 =β، 001/0 P<) و ذهنی سازی با افزایش خودمدیریتی (11/0 =β، 031/0 P<) مرتبط بوده اند و ترومای دلبستگی نتوانست به صورت معناداری خودمدیریتی و تغییرات غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را پیش بینی کند (05/0 <P).
نتیجه گیری: مکانیسم های دفاعی و ذهنی سازی می توانند خودمدیریتی، و مکانیسم های دفاعی می تواند غلظت هموگلوبین گلیکوزیله را در بیماران دیابتی نوع 2 پیش بینی کنند. این نتیجه حاوی مضامین کاربردی برای پژوهش های بعدی و تدوین مداخلات متناسب شده است. پیشنهاد می شود نقش ترومای دلبستگی در مدل های میانجی گری بررسی شود.
پژوهشی در رفتار شهروندی سازمانی: یک مرور مفهومی
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
56 - 83
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر، رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یکی از مفاهیم مهمِ رفتار سازمانی مورد توجه پژوهشگران بوده و محققان بسیاری در سراسر جهان در حال انجام تحقیقات تجربی در این زمینه هستند. ما در این پژوهش به بررسی مطالعات مرتبط با رفتار شهروندی سازمانی طی دو دهه اخیر پرداخته و روندها و ویژگی های متمایز آن را شناسایی کردیم. در این پژوهش از تحقیقات منتشر شده در دو دهه اخیر که عبارت «رفتار شهروندی سازمانی » در چکیده آن ها شامل می شده است، تعداد 120 مقاله را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و خلاصه بررسی ها را به ترتیب از گذشته تا کنون ارائه نمودیم. هدف از این پژوهش ارائه سیر مطالعات انجام شده در دو دهه اخیر و بیان نقطه نظرات محققان این حوزه و نیز نتایج تجربی حاصل از پژوهش های ایشان بوده است. هر چند که ممکن است این پژوهش برای درک کل تحقیقات رفتار شهروندی سازمانی ناکافی باشد، لیکن برای درک وضعیت فعلی این تحقیقات می تواند مفید واقع گردد.
پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی انجام شد. جامعه آماری شامل 100 نفر از مادران کودکان اوتیسم شهر تهران بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد بهزیستی روانشناختی ریف (2002)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین بهزیستی روانشناختی، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی در مادران دارای کودک اوتیسم ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مدل رگرسیونی پژوهش تأیید شد و ضریب تعیین تعدیل شده 0.864 به دست آمد که بیانگر آن است که 86.4 درصد تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط این دو متغیر پیش بینی می شود. همچنین، تاثیر خودمهارگری بر بهزیستی روانشناختی نسبت به خودشناسی انسجامی قوی تر بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش اهمیت نقش خودمهارگری و خودشناسی انسجامی را در ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران کودکان دارای اوتیسم نشان می دهد. برنامه های مداخله ای با هدف تقویت این ویژگی ها می توانند به بهبود کیفیت زندگی این مادران کمک کنند.
Examining the Effectiveness of Wisdom-Based Couples Therapy on Sense of Coherence, Cognitive-Affective Empathy, and Emotion Regulation in Conflicted Couples(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of wisdom-based couples therapy on the sense of coherence, cognitive-affective empathy, and emotion regulation in conflicted couples. Methods: The research method was quasi-experimental, utilizing a pre-test–post-test design with a control group and follow-up. The statistical population included all couples with less than five years of marital life in Tehran who sought counseling at Andisheh, Athena, and Golchin Raz counseling centers during the summer and fall of 2023 to improve their intimate relationships. For sample selection, an announcement regarding session formation and initial registration conditions was disseminated to clients and consulting colleagues for referrals. After registration, eligible couples were selected through an initial interview based on the inclusion criteria. A total of 40 individuals were selected using convenience sampling and were randomly assigned to an experimental group (n = 20) and a control group (n = 20). Notably, each group consisted of eight couples experiencing conflict. The research instruments included the Marital Conflicts Questionnaire (Barati & Sanai, 1996), the Sense of Coherence Scale (Antonovsky, 1993), the Empathy Scale (Baron-Cohen, 2004), and the Emotion Regulation Scale (Williams et al., 1997). Descriptive statistics (charts, tables, frequency, percentage, mean, variance, etc.) were used to organize, summarize, and present the collected data. To test the research hypotheses, repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests were employed for pairwise comparisons among research groups. Data analysis was conducted using SPSS version 24. Findings: The results indicated that wisdom-based couples therapy significantly influenced the sense of coherence, cognitive-affective empathy, and emotion regulation in conflicted couples. Conclusion: Based on the research findings, it can be concluded that wisdom-based couples therapy contributes to the improvement of the sense of coherence, cognitive-affective empathy, and emotion regulation in conflicted couples.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی و زوج درمانی به روش گاتمن بر دوسوگرایی در ابراز هیجان در زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تصویرسازی ارتباطی و زوج درمانی به روش گاتمن بر دوسوگرایی در ابراز هیجان در زوجین دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره عرفان شهر تهران در سال 1403 بود. حجم نمونه شامل 30 زوج (هر گروه 10 زوج/ 20 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجانات (AEQ) کینگ و امونز (1990) و پرسشنامه تجدید نظر شده تعارضات زناشویی(MCQ-R) ثنایی (1387) ابزار پژوهش بودند. گروه تصویرسازی ارتباطی 8 جلسه 90 دفیقه ای و گروه گاتمن 9 جلسه 90 دقیقه ای مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه دوسوگرایی در ابراز هیجان با پس آزمون و پیگیری معنادار است (01/0>P) و بین پس آزمون و پیگیری ابراز استحقاق (بر خلاف هیجان مثبت) تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار بود (05/0>P) و در ابراز استحقاق گروه تصویرسازی ارتباطی در مقایسه با گروه گاتمن میانگین کمتری کسب کرد (05/0>P). هر دو مداخله پژوهش احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود دوسوگرایی در ابراز هیجان زوجین هستد ولی برای ابراز استحقاق درمان تصویرسازی ارتباطی اثربخش تر است.
نقش تکانشگری و عملکرد خانواده در پیش بینی تفکر آینده نگر کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
271 - 281
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه و بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات دوران کودکی است که با ویژگی هایی مانند تکانشگری و ضعف در تفکر آینده نگر همراه است. هدف این پژوهش، بررسی نقش تکانشگری و عملکرد خانواده در پیش بینی تفکر آینده نگر کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی-همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر 10 تا 12 ساله با نشانه های اختلال نقص توجه و بیش فعالی در مدارس منتخب شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد و از میان ۱۵۰ دانش آموز، پس از غربالگری با مقیاس درجه بندی کانرز، ۱۰۰ نفر واجد شرایط شرکت در مطالعه بودند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه های کانرز والدین، تکانشگری بارت (1995)، عملکرد خانواده مک مستر (1950)، و تفکر آینده نگر (2020) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد خانواده و تفکر آینده نگر رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(001/0>p) و بین تکانشگری و تفکر آینده نگر رابطه منفی و معنادار مشاهده شد (001/0>p). نتیجه گیری: تکانشگری و عملکرد خانواده نقش مهمی در تفکر آینده نگر کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی دارند. بنابراین، مداخلات آموزشی و درمانی با تمرکز بر بهبود عملکرد خانواده و کاهش تکانشگری می تواند به ارتقاء توانایی تفکر آینده نگر این کودکان کمک کند
بررسی شیوع اختلالات روانی در استان ایلام
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال روانی شامل اختلال قابل توجه در تفکر، تنظیم هیجان یا رفتار است. مطابق آمارهای منتشرشده سازمان بهداشت جهانی از هر 8 نفر در جهان یک نفر با اختلال روانی زندگی می کند. هدف: شیوع اختلالات روانی در اغلب کشورها و ازجمله ایران رو به افزایش است. لذا بررسی شیوع شناسی می تواند در تعیین میزان مشکل، پیشگیری و درمان نقش مهمی داشته باشد. روش: پژوهش حاضر به صورت توصیفی انجام شده و در سال 1402 بر روی بزرگ سالان ساکن در استان ایلام متمرکز است. در این مطالعه، حجم نمونه 234 نفر است که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. در این تحقیق، از فرم کوتاه پرسشنامه چندوجهی شخصیتی مینه سوتا (MMPI) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS بر اساس آمار توصیفی و نمره های درصدی انجام شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که 35/36 % از مردان در مقیاس های افسردگی، خودبیمارپنداری، هیستری و پارانویا نمره استاندارد T بین 60 تا 70 دارند. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد که 31/35 % زنان نمره T بین 60 تا 65 در مقیاس های افسردگی، خودبیمارپنداری، هیستری و انحراف روانی-اجتماعی دارند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نیمرخ روانی در مقیاس های افسردگی، خودبیمارپنداری، و هیستری به طور خفیفی بالاتر از نرمال است، بنابراین گرایش به اختلال در این مقیاس ها را نشان می دهد.
پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
111 - 128
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در سالهای اخیر، تغییرات فرهنگی و اجتماعی بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج تأثیر گذاشته و گاه موجب کاهش تمایل به ازدواج شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد انجام شد.
روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، یک پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. مصاحبهها به صورت نیمهساختاریافته و عمیق انجام شد و گردآوری دادهها تا زمان اشباع نظری ادامه یافت؛ در مجموع، ۱۴ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل و تفسیر دادهها از شیوه تحلیل تفسیری کلایزی و دیکلمن استفاده شد.
یافتهها: درمجموع از بررسی کدگذاریها و استخراج مضامین 5 مضمون اصلی، 14 زیر مضامین و 103 واحد معنایی حاصل شد. مضامین اصلی عبارت اند از: 1. نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده 2. رشد فردی از طریق ازدواج 3. پیشرفت اجتماعی و مالی از طریق ازدواج 4. تأثیر خانواده و جامعه و 5. مسائل مذهبی.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که این عوامل در شکلگیری دیدگاههای مثبت نسبت به زندگی مشترک نقش دارند. بر این اساس، برنامههای آموزشی و فرهنگی میتوانند در تقویت این نگرشها مؤثر باشند.
تعیین اثربخشی برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
87 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شایستگی اجتماعی به عنوان یکی از پیش بینی کننده های موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرد به شمار می رود که می تواند، عملکرد مطلوب کنونی و آینده او را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست بود.
روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بی سرپرست شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 30 دانش آموز که نمره آن ها در پرسشنامه دلبستگی ناایمن یک انحراف معیار بالاتر و در مهارت های اجتماعی یک انحراف معیار پائین تر از میانگین بود با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. که گروه آزمایش 16 جلسه 45 دقیقه ای تحت برنامه آموزش شایستگی اجتماعی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف (2000) و پرسشنامه نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار آماری spss نسخه 23 صورت گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن (همکاری، جرأت ورزی و خودمهارگری) مؤثر است (001/0>p) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست است.
تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با نقش میانجی توانایی تصمیم گیری در دانش آموزان دورۀ متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
125 - 140
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به گوشی های هوشمند از مشکلات رایج دانش آموزان است که عوامل متعددی در آن نقش دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای توانایی تصمیم گیری بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند (1300N=) که از بین آن ها 300 نفر که نمره 53 یا بالاتر در پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) داشتند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های پرسه زنی اینترنتی استودارت (2016)، مقیاس توانایی تصمیم گیری ملبورن (1997)، مقیاس جذب شناختی آگاروال و کاراهانا (2000)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) و مقیاس پریشانی روان شناختی لاویبوند و لاویبند (1995) بود.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار بوده، رابطه پریشانی روان شناختی (14/0 β=، 001/0=P) و جذب شناختی (17/0 β=، 001/0=P)با پرسه زنی اینترنتی غیرمستقیم و معنادار است و علاوه بر این پریشانی روان شناختی (34/0-β=،001/0=P) و جذب شناختی (46/0-β=، 001/0=P) با میانجی گری توانایی تصمیم گیری اثر غیرمستقیم و معناداری بر پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند داشتند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که در تأیید فرضیات پژوهش پریشانی روان شناختی و جذب شناختی به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم پرسه زنی اینترنتی دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را تحت تأثیر قرار می دهند و نقش فعالی در رفتار پرسه زنی اینترنتی دارند.
کلمات کلیدی : پریشانی روان شناختی، جذب شناختی، توانایی تصمیم گیری، پرسه زنی اینترنتی.
تحلیل کیفی ترسیم خانواده در کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر و مقایسه آن ها با سبک دل بستگی والدینشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
85 - 110
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به تحلیل کیفی ترسیم خانواده در کودکان پرخاشگر و غیرپرخاشگر و مقایسه آنها با سبک دل بستگی والدینشان پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل پسران پیش دبستانی ساکن شهر مشهد در محدوده سنی 5 تا 7 ساله می باشد. بررسی های انجام شده نشان می دهد که میانگین سبک دل بستگی مادران کودکان پرخاشگر در هر سه سبک ایمن و اجتنابی و دوسوگرا با سبک دل بستگی مادران کودکان غیرپرخاشگر تفاوت معناداری ندارد. همچنین، فراوانی شاخص ترسیمی نیرو به طور معناداری در کودکان پرخاشگر و غیرپرخاشگر بالاتر است؛ و سایر شاخص های ترسیمی در نقاشی از جمله ناحیه ای که نقاشی کشیده شده، وسعت نقاشی و جهت نقاشی تفاوت معناداری وجود ندارد؛ یافته ها همچنین نشان داد، بین کودکان پرخاشگر و غیرپرخاشگر در شاخص های محتوایی نقاشی از جمله ارزنده سازی، ناارزنده سازی، اشخاص اضافه شده، نزدیکی کودک به مادر یا پدر، فاصله یکی از افراد از بقیه، همسان سازی هشیار، همسان سازی ناهشیار، مشابهت این دو همسان سازی و عینیت نقاشی تفاوت معناداری وجود ندارد؛ نتایج نشان داد، پرخاشگری در کودکان عوامل زیادی از جمله شخصیت و خلق وخوی کودک و متغیرهای دیگر مربوط به رابطه والد - فرزند می باشد. همچنین، شاخص های محتوایی نقاشی کودکان به تنهایی نشانگر میزان پرخاشگری کودکان نبوده و این شاخص ها بیشتر نمایانگر روابط کودک با والدین و سایر اعضای خانواده است.
Effectiveness of Stress Inoculation Training on Emotional Regulation, Childbirth Self-Efficacy and Natural Childbirth Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to examine the effectiveness of stress inoculation training on emotional regulation, Childbirth Self-Efficacy and natural childbirth anxiety in pregnant women. Methods: This study employed a quasi-experimental design with a pre-test–post-test and a control group. The sample was selected using convenience random sampling, and 45 pregnant women experiencing natural childbirth anxiety were recruited from healthcare centers. Participants were randomly assigned to three groups (two experimental groups and one control group). The experimental groups received stress inoculation training, while the control group did not receive any intervention. The research instrument included the Wijma Delivery Expectancy/Experience Questionnaire (W-DEQ) (Wijma et al., 1998), which was administered during the pre-test and post-test phases across all three groups. Findings: The results indicated that stress inoculation training had a significant effect on reducing natural childbirth anxiety and increasing positive emotional regulation and childbirth self-efficacy, while negative emotional regulation decreased among women in the experimental groups. Conclusion: Stress inoculation training can be utilized as an effective approach to reducing anxiety and improving emotional regulation and self-efficacy in pregnant women with natural childbirth anxiety, thereby promoting mental health and facilitating a more positive childbirth experience.
پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
17 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان انجام شد. روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمال کاری تحصیلی 731/0 از گرایش به مصرف مواد را تبیین می کند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر می تواند در زمینه برنامه ریزی و اتخاذ سیاست های مقتضی جهت ارائه برنامه های آموزشی به خانواده ها و دانش آموزان آن ها مفید باشد.
مدل یابی رفتارهای مشکل ساز نوجوانان بر اساس ساختار شخصیت: نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
103 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف: اقدام به رفتار های مشکل ساز یکی از شایع ترین مشکلات رفتاری در نوجوانی است. این پژوهش باهدف مدل-یابی رفتار های مشکل ساز بر اساس ساختار شخصیت با نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر همبستگی بود. کلیه دانش آموزان ۱۴ تا ۱۷ سال شهرستان زاوه در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ جامعه آماری این مطالعه را تشکیل می دادند (۴۴۲۳=N). شرکت کنندگان ۴۱۰ دانش آموز (۱۴۲ پسر و ۲۶۸ دختر) بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه رفتار های مشکل ساز (یوان و همکاران، ۲۰۲۲)، پرسشنامه ساختار شخصیت نوجوانان (بنزی و همکاران، ۲۰۲۲) و مقیاس وابستگی همتایان انحرافی (سونگ و همکاران، ۲۰۱۴) پاسخ دادند. فرضیه ها با مدل یابی معادلات ساختاری آزمون شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل ساختاری رفتار های مشکل ساز بر اساس ساختار شخصیت با نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان از برازش خوبی برخوردار بود. ساختار شخصیت بر رفتار مشکل ساز (۳۸/۰-) و وابستگی انحرافی به همسالان بر رفتار مشکل ساز (۱۴/۰) اثر ساختاری مستقیم داشتند. نقش میانجی وابستگی انحرافی به همسالان (۰۹۲/۰-) در رابطه ساختار شخصیت با رفتار مشکل ساز تأیید شد که همگی معنادار بودند (۰۵/۰>P). نتیجه گیری: ساختار شخصیت یکی از پیشایند های رفتار های مشکل ساز نوجوانان است. وابستگی انحرافی به همسالان تسهیل کننده رفتار های مشکل ساز نوجوانان است. در طراحی و اجرای مداخلات برای پیشگیری و کنترل رفتار های مشکل ساز باید به نقش این عوامل توجه نمود.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
48 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان بیمار خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی شهر تهران در پاییز سال 1402 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت طرحواره درمانی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (8 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت خستگی (FSS) کروپ و و همکاران (1989) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش خستگی داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس اثربخشی بیشتری بر کاهش خستگی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس است.
مقایسه ی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی اسلامی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۲۴-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی اسلامی و درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پرخطر انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر رشت در سال 1402 بود که از بین آن ها، 45 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (15 نفره) تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005، DTS) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد هر دو گروه مهارت های زندگی اسلامی و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس نسبت به گروه کنترل بر متغیر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن اثربخش تر هستند (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای متغیر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن، تفاوت معنادار (05/0>P)؛ و نشان دهنده اثربخشی بیشتر ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس نسبت به آموزش مهارت های زندگی اسلامی بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت درمان ذهن آگاهی یک مداخله اثربخش تر از مهارت های زندگی اسلامی بر افزایش تحمل پریشانی نوجوانان دارای رفتار پرخطر می باشد.
مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر احساس شرم مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهر فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۳۴-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و ذهنی سازی بر احساس شرم مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهرستان فارسان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی هوشی آموزش پذیر شهرستان فارسان در نیمه دوم سال 1402 بود که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر از آنها انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه احساس شرم درونی شده (ISS؛ کوک، 1987) و مصاحبه بالینی (CI، انجمن روانپزشکی امریکا، 2022) بود. گروه آزمایش اول تعداد 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان ذهنی سازی را دریافت کردند. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که پیش آزمون احساس شرم با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (01/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که هر دو درمان نسبت به گروه کنترل تغییرات معناداری در احساس شرم ایجاد کردند (01/0>P)؛ ضمن اینکه مشخص شد درمان ذهنی سازی نسبت به درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شفقت در طول زمان تفاوت معنی دار بیشتری ایجاد کرد (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که هر دو درمان و به خصوص درمان ذهنی سازی روش درمانی کارآمدی در بهبود احساس شرم است.
اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر تاب آوری و انعطاف پذیری شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۶)
۱۶۴-۱۵۵
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه زمانی پارادوکسی بر تاب آوری و انعطاف پذیری شناختی در زنان آسیب دیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان آسیب دیده از پیمان شکنی از همسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره مستقر در منطقه 1 شهر تهران از مهرماه تا اسفندماه سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنان تعداد 30 نفر، 15 نفر در گروه گواه و 15 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010، CFI)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003 CD-RISC,) بهره گرفته شد و مداخله ی پارادوکس درمانی در چهار جلسه دوساعته، هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تاب آوری و انعطاف پذیری شناختی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، پارادوکس درمانی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای زنان آسیب دیده از خیانت مورد توجه قرار داده شود.
پیش بینی حل مسئله بر اساس وابستگی بین فردی و امید در بیماران کاندید عمل قلب باز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
117 - 124
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی حل مسئله بر اساس وابستگی بین فردی و امید در بیماران کاندید عمل قلب باز انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل بیماران قلبی- عروقی که کاندید عمل قلب مراکز قلب شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری هدفمند و به صورت داوطلبانه تعداد 250 نفر انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه عملکرد خانواده مک مستر (FAD، اپشتین و همکاران، 1983)، پرسشنامه وابستگی بین فردی (IDI، هیرشفیلد و همکاران، 1997)، پرسشنامه امیدواری (LEQ، اشنایدر، 2002) استفاده شد. تجزیه تحلیل داده ها با به کارگیری روش رگرسیون به روش همزمان انجام شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میان عملکرد خانواده و وابستگی بین فردی و امید رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 4/12 درصد از واریانس حل مسئله توسط وابستگی بین فردی و امید پیش بینی می شود (05/0>P). یافته های این پژوهش اهمیت عوامل روان شناختی مانند امید و وابستگی بین فردی را در ارتقای توانایی حل مسئله بیماران کاندید عمل قلب باز نشان می دهد.