فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
257 - 270
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی- همبستگی، نمونه ای به حجم 211 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403، به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس تحول یکپارچه پایه نوجوان (ABIDS)، مقیاس تحول یکپارچه پیشرفته نوجوان (AAIDS) و فرم کوتاه مقیاس طرح واره های ناکارآمد اولیه (SF-YSQ) بود. تجزیه وتحلیل داده با استفاده از ماتریس اهمیت- عملکرد انجام شد. یافته ها: درمجموع یافته ها نشان داد که از میان قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته، به ترتیب مبادله و حل مساله اجتماعی و صمیمیت و جذب شدن به انسان ها بیشترین تأثیر را بر طرح واره های حوزه بریدگی و طرد داشته و نیازمند مداخله جدی تری هستند. همچنین، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین نقش را در شکل گیری طرح واره های حوزه خودگردانی و عملکرد مختل ایفا کرده اند. در مورد طرح واره های مربوط به محدودیت های مختل، مؤلفه های تفکر چندعلیتی، تنظیم عواطف و رفتار، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین تأثیر را داشته اند. افزون بر این، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر مبتنی بر معیار درونی، بیشترین تاثیر را در شکل گیری طرح واره های حوزه دیگر جهت مندی داشته اند. در نهایت، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری مهم ترین سازه های تأثیرگذار بر طرح واره های حوزه گوش به زنگی بیش ازحد و بازداری شناخته شدند. نتیجه گیری: درمجموع با نظر به یافته های پژوهش به نظر می رسد که طراحی و اجرای مداخلات درمانی با هدف تقویت قابلیت های تحول هیجانی-کارکردی پایه و پیشرفته می تواند نقش بسزایی در تعدیل طرح واره های ناکارآمد نوجوانان داشته باشد
پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
21 - 28
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی در مدارس شهر آباده در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 219 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان (SCAS، اسپنس، 1997)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010) و سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI، اسکورن و فریندلندر، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران با اضطراب کودکان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران در مجموع 39 درصد از تغییرات اضطراب کودکان را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران می توانند تبیین کننده اضطراب کودکان ابتدایی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش اضطراب کودکان ابتدایی ضروری است.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه راه حل محور در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: برای ارزیابی ذهنیت راهحل محور ، وجود ابزاری معتبر ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر با هدف ترجمه و اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه 12 سؤالی راهحل محور (SFI) گرنت و همکاران (2012) انجام گرفت.
روش پژوهش: مطالعه حاضر یک پژوهش روششناسی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که تعداد 263 نفر از دانشجویان با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شده و در پژوهش شرکت کردند. پس از ترجمه و اخذ نظرات اساتید متخصص، اعتبار صوری و محتوایی پرسشنامه به صورت کیفی تعیین گردید و پس از آن اعتبار سازه (با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی)، اعتبار ملاک (سنجش همبستگی میان نسخه فارسی پرسشنامه راهحل محور و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف و رضایت از زندگی داینر) و همسانی درونی ابزار مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل اعتبار همگرا، بیانگر همبستگی مثبت بین نسخه فارسی پرسشنامه راهحل محور، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی و رضایت از زندگی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 77/0 و برای سه خرده مقیاس عدم درگیری با مشکل، جهتگیری هدف و فعالسازی منابع بین 46/0 تا 79/0 بود. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشاندهنده اعتبار سازه پرسشنامه بود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش، نشاندهنده اعتبار صوری، اعتبار سازه، اعتبار ملاک و همسانی درونی و ثبات قابل قبول ابزار است. از این جهت میتوان از این ابزار جهت سنجش ذهنیت راهحل محور در بخشهای پژوهشی استفاده لازم را به عمل آورد.
تحلیل کیفی پدیده تقلب در بین داوطلبان کنکور سراسری با تأکید بر سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف مطالعه کیفی پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی در بین داوطلبان کنکور سراسری سال ۱۳۹۸-۱۴۰۲ با تأکید بر سرمایه اجتماعی انجام گرفته است.
روش پژوهش: روش اصلی مورداستفاده در این پژوهش روش تلفیقی میباشد. این روش به دو بخش کمی و کیفی تقسیم شده که در بخش کیفی با روش نظریه داده بنیاد به جمعآوری و تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش پرداخته شد روش نمونهگیری در بخش کیفی به شکل سهمیهای بوده است، همچنین در بخش کمی با تکنیک پیمایش و با ابزار پرسشنامه و با روش نمونهگیری طبقهای تعداد ۳۸۳ نفر از داوطلبان متخلف مصاحبه به عمل آمده است.
یافتهها: یافتههای بخش کیفی نشان داد که با استفاده از تکنیک نظریه زمینهای پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی بر اثر شرایط علی (فشار اجتماعی، احساس نابرابری و الگویابی غلط) ظهور یافته و بستر حاکم بر آن در قالب شرایط زمینهای چون (سن، جنس، تحصیلات، شغل، درآمد) شرایط را برای این امر فراهم کرده است، که طراحان آزمون در مواجهه با آن استراتژی مقابلهای (تکثر و پراکندگی آموزشی) را به کار گرفته و شرایط مداخلهگر (رسانه محرک، عدم پایبندی به مبانی اخلاقی و ضعف در کنترل اجتماعی) بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی اثر گذاشته و در نهایت پیامد آن (دوگانگی درک تقلب) بوده است. در بخش کمی نیز تأثیر متغیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی مورد سنجش قرار گرفت که ارتباط بین متغیر سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی با متغیر تقلب تحصیلی معنادار و بین دو بعد مشارکت و حمایت اجتماعی با پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی رابطه معناداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای به دست آمده از دادههای پژوهش در بخش کمی رویکردهای نظری همسو با یافتههای پژوهش بوده و در بخش کیفی نیز یافتهها با تحقیقات پیشین همخوانی دارد، با توجه به این امر هرگاه شرایط اجتماعی و محیطی در یک جامعه به شکلی باشد که افراد جامعه احساس آنومی و بیهنجاری داشته باشند، در انجام رفتارهای کجروانه نظیر تقلب و فریبکاری تحصیلی ترسی به خود راه نداده و بهراحتی آن را انجام میدهند.
The Role of Authentic Leadership in Job Enrichment and Employee Turnover
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to investigate the relationship between authentic leadership, job enrichment, and employee turnover among university staff, conducted through a descriptive-correlational research method. The statistical population consisted of all 659 employees of the Islamic Azad University, Zahedan Branch. Using the Krejcie and Morgan (1971) sample size table, a sample of 247 individuals was determined, and simple random sampling was employed. Data were collected using the Authentic Leadership Questionnaire by Walumbwa et al. (2008), the Job Enrichment Questionnaire by Dehghan et al. (2010), and the Employee Turnover Questionnaire by Ghasemkhani (2013). The results indicated a significant relationship between authentic leadership and its dimensions (self-awareness, relational transparency, internalized moral perspective, and balanced processing) with job enrichment and employee turnover. Furthermore, the regression results showed that 78% of the variance in job enrichment and 48% of the variance in employee turnover could be predicted by the authentic leadership variable.
The Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction on Worry, Cognitive Distortions, and Depression in Students with Insomnia Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۸, Issue ۱ - Serial Number ۲۳, Winter ۲۰۲۵
80 - 67
حوزههای تخصصی:
Objective: Insomnia, marked by difficulty falling or staying asleep, affects many students and contributes to increased worry, cognitive distortions, and depression, exacerbating their overall well-being and academic performance. This study evaluates the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in reducing worry, cognitive distortions, and depression in students with insomnia symptoms. Method: The research utilized a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population consisted of university students in Ardabil Province during the 2023-2024 academic year. A total of 34 students were purposefully selected based on predefined criteria (e.g., insomnia symptoms) and then randomly assigned to either the intervention group (n = 17) or the control group (n = 17). The research instruments included the Insomnia Severity Index (2001), the Penn State Worry Questionnaire (1990), the Cognitive Distortions Questionnaire (2004), and the Beck Depression Inventory (1996). The intervention group participated in eight weekly sessions of 90-minute MBSR, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance with SPSS-27. Results: The results indicated that MBSR significantly reduced worry (F = 46.86), rejection in interpersonal relationships (F = 30.07), unrealistic expectations in relationships (F = 41.54), misperception in interpersonal relationships (F = 30.38), and depression (F = 41.20) among students with insomnia symptoms (P < 0.001). Conclusion: The results highlight the potential of MBSR as a valuable non-pharmacological intervention for managing insomnia and associated psychological challenges in academic settings. Given its effectiveness, further research could explore long-term benefits and applicability across diverse student populations and settings.
اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
48 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی بود. این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری آن را مادران دارای فرزند کم توان ذهنی مرکز آموزشی و توانبخشی شهر بجنورد تشکیل دادند. تعداد 30 نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با شاخص استرس والدینی (PSI) و مقیاس رابطه والد-کودک (CPRS) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند تحلیل کواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تأثیر معناداری دارد (0.05>P). این پژوهش نشان دهنده آن بود که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به رشد مهارت های روان شناختی و بهبود مشکلات مادران دارای فرزند کم توان ذهنی کمک کند.
ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در مراجعان به کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی: نقش شاخص های جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
62 - 79
حوزههای تخصصی:
روان درمانی در درمان اختلالات روانی موفقیت چشمگیری داشته است. اما در دههی اخیر عدم رضایت مراجعان از فرآیند روان درمانی و ترک زودرس جلسات درمانی فزونی یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل جمعیت شناختی، عزت نفس و اضطراب مراجعان در پدیدآیی ترک زودرس روان درمانی و مشاوره بود. طرح پژوهش حاضر توصیفی مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مراجعان به کلینیک های روانشناسی و روانپزشکی شهر مشهد بودند. نمونه مورد نظر شامل 87 مراجع بودند که با شیوه نمونه گیری هدفمند در بازه زمانی شهریور ماه سال 1402 تا فروردین ماه 1403 انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد بررسی از پرسشنامه پیامد درمانی (OQ-45)، سیاهه اضطراب بک (BAI)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSE) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی برای مراجع (DIQFP) استفاده شد. یافته ها نشان داد جنسیت، سن، اضطراب و عزت نفس با ترک زودرس روان درمانی و مشاوره در ارتباط بوده (0.05>P) و 39 درصد از واریانس آن را پیش بینی می کنند. بین تشخیص بالینی و ترک زودرس روان درمانی و مشاوره همبستگی معناداری وجود نداشت (0.05>P). یافته های پژوهش حاضر نشان داد عوامل جمعیت شناختی، اضطراب و عزت نفس پیش بینی کننده ترک زودرس روان درمانی و مشاوره هستند. امید است یافته های پژوهش حاضر زمینه بررسی بیشتر فرآیند روان درمانی و جلسات درمانی را توسط متخصصین بالینی فراهم کند.
تبیین الگوی برنامه روی آوری و بازداری (تشویق و تنبیه) بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
63 - 79
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگوی برنامه روی آوری و بازداری (تشویق و تنبیه) بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. برای رسیدن به این هدف حوزه معنایی والدگری بر اساس کتب لغت و متون دینی استخراج شد و علاوه بر آن از کتب حدیثی استفاده شد. با استفاده از واژگان و منابع حدیثی این حوزه واحدهای تحلیل مرتبط با موضوع مشخص شد. به منظور بررسی روایی محتوایی مؤلفه ها و مستندات مربوطه در اختیار 3 نفر از کارشناسان قرار گرفت و نظر کارشناسان نیز بررسی و یافته ها نسبت به میزان مطابقت با مستندات و همچنین نسبت به میزان ضروری بودن مقوله ها با 100% تأیید شد. طبق نتایج به دست آمده الگوی برنامه روی آوری و بازداری در چهار قسم تقسیم بندی شدند. برنامه روی آوری، دو قسم تقویت تصریحی و تقویت تلویحی و برنامه بازداری، دو قسم تأدیب تلویحی و تأدیب تصریحی را تشکیل می دهد. همچنین نتایج نشان داد که برنامه نهفته از روی آوری (ترغیب) جلب خشنودی خداوند و برنامه نهفته از بازداری (ترهیب) دفع غضب الهی است که می توان در تمام حوزه های ادراکی مبدأ، خود، هستی عینی و غایت به کار برد.
الگوی ساختاری احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرا زناشویی در زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
156 - 165
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مسیرهای احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرازناشویی در متأهلین شهرستان رامسر انجام شد. این پژوهش از نوع مقطعی بوده و به شیوه تحلیل مسیر انجام شد. در این پژوهش 230 نفر از متأهلین کارمند شهرستان رامسر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. متغیرها با استفاده از پرسشنامه های احساس تنهایی (راسل، 1980)، تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، نگرش به روابط فرازناشویی واتلی (2008) و معنای زندگی استیگر و همکاران (2006) اندازه گیری شدند. تحلیل آماری داده ها به کمک نرم افزار SPSS-26 و AMOS-24 و با روش تحلیل مسیر انجام شد. طبق یافته های این پژوهش مدل مسیر احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرازناشویی برازش دارد. احساس تنهایی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر مثبت و معنادار دارد ، تعهد زناشویی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر منفی و معنادار دارد و معنای زندگی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر منفی و معناداری دارد. نتایج برآمده از این تحقیق می تواند راهنما و یاری دهنده مشاوران و متخصصان حوزه خانواده در فعالیت های بالینی و تربیتی باشد، تا با مورد توجه قراردادن مفاهیم احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی درجهت پیشگیری و حل مسئله روابط فرازناشویی بشتابند.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر ابراز وجود کودکان دارای لکنت زبان مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تنکابن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 31
حوزههای تخصصی:
لکنت زبان، اختلالی شایع در دوران کودکی، فراتر از ایجاد چالش های گفتاری، می تواند به طور قابل توجهی بر توانایی کودکان در ابراز وجود و تعاملات اجتماعی تأثیر بگذارد. با توجه به اهمیت مهارت ابراز وجود در رشد سالم روانی و اجتماعی کودکان، شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی مؤثر برای این گروه از کودکان، امری ضروری است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، به عنوان یکی از رویکردهای نوین روان درمانی، با تأکید بر افزایش انعطاف پذیری روانشناختی، پذیرش تجارب درونی ناخواسته و حرکت در جهت ارزش های فردی، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود ابراز وجود در این کودکان نشان داده است. هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود مؤلفه ابراز وجود در کودکانی بود که با چالش لکنت زبان مواجه بودند. این مطالعه با استفاده از یک طرح نیمه آزمایشی شامل پیش آزمون، پس آزمون و یک دوره پیگیری دوماهه، همراه با گروه کنترل انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله مبتلا به لکنت زبان مراجعه کننده به مراکز گفتاردرمانی شهر تنکابن بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار اصلی برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد ابراز وجود گمبریل و ریچی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل های آماری نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش سطح ابراز وجود در کودکان گروه آزمایش داشته است (p<0.01).
اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی بر خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن درسرای سالمندان کمال شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
58 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش شناسایی اثربخشی عوامل فضایی معماری داخلی در خلق مثبت و منفی و احساس ارزشمندی سالمندان ساکن در سرای سالمندان کمال شهر تهران بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون پسآزمون با یک گروه کنترل بوده است. جامعه این پژوهش را تمامی سالمندان ساکن در سرای سالمندان، تشکیل دادند. نمونه این پژوهش سالخوردگان زن و مرد ساکن در سرای سالمندان کمال، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 30 سالمند در دو گروه 15 نفری آزمایش و 15 نفری گواه قرار داده شدند. ابزار این پژوهش از پرسشنامه خلق مثبت و منفی PANAS( 1988)و خودارزشمندی کروکر CSWS ( 2003 )استفاده گردید. مدل آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تی همبسته است و یافتهها نشان داد که طراحی خانه سالمندان بر اساس عوامل فضایی معماری داخلی به ترتیب شدت اثرگذاری، در افزایش خلق مثبت، کاهش خلق منفی و احساس رضایتمندی موثر است.
واکاوی تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک اعتیاد همسر (مطالعه کیفی با تأکید بر تجارب افراد بهبودیافته در کنگره 60)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
۱۹۲-۱۶۱
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک اعتیاد همسر با تأکید بر تجارب افراد بهبودیافته در کنگره 60 انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون استقرائی نیازمحور بود. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل همه همسران افراد بهبودیافته از وابستگی به مواد در شهر اصفهان بودند که از بین آن ها 17 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای دستیابی به تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک وابستگی به مواد همسر، از فرم مصاحبه نیمه ساختارمند و اکتشافی با زنان در باب تحولات تجربه شده در زندگی زناشویی استفاده شد. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا داده ها ثبت و کدگذاری شدند و سپس بر پایه رویکرد تحلیل مضمون استقرایی براون و کلارک تجزیه وتحلیل شدند. به منظور نظم دادن به داده های حاصل از مصاحبه ها، فرایند تجزیه و تحلیل در بستر نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: پس از منسجم سازی کدهای اولیه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 تم فراگیر شامل ارتباطات عاطفی بازسازی شده، آرامش ارتباطی ناشی از ثبات اقتصادی، تعاملات روزمره متعارف، ارتباطات جنسی آرامش بخش و تعاملات تفریحی لذت بخش به دست آمد. نتیجه گیری: به طور کلی، مطابق با روش درمانی متداول در جمعیت احیای انسانی (کنگره 60)، وقتی فرایند تغییر تدریجی ساختار ذهنی افراد تحت درمان با همسویی همسران آن ها به عنوان همسفر رویکردی چندجانبه را دنبال می کند منجر به ایجاد تحولات و پیامدهای ماندگار در روابط زوجین و انواع تعاملات بین فردی آن ها می شود که واکاوی این روابط نشان از بازتعریف نقش همسر در مسیر رهایی از مواد است.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تحریف های شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
63 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه تحریف های شناختی در دانشجویان بود. پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 395 نفر انتخاب شدند و به فرم آنلاین پرسشنامه تحریف های شناختی (CD-Quest، دی اولیویرا و همکاران، 2015)، زیرمقیاس افسردگی چک لیست نشانه های اختلال های روانی (SCL-90، دروگاتیس و همکاران، 1973) و مقیاس رضایت از زندگی (SWLS، دینر و همکاران، 1985) پاسخ دادند. روایی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و روایی همزمان بررسی شد و پایایی پرسشنامه با بهره گیری از ضریب آلفای کرونباخ، امگای مک دونالد و روش دونیمه سازی مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی تاییدی، روایی سازه تک عاملی این پرسشنامه را مورد تأیید قرار داد. همبستگی مثبت بین تحریف های شناختی و افسردگی (01/0P<، 628/0r=) و همبستگی منفی بین تحریف های شناختی و رضایت از زندگی (01/0P<، 343/0- r=)، حاکی از تایید روایی همزمان پرسشنامه بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه تحریف های شناختی برابر با 881/0، ضریب امگای مک دونالد برابر با 884/0 و ضریب دونیمه سازی گاتمن برابر با 857/0 برآورد شد. به طور کلی، نتایج حاکی از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه تحریف های شناختی در جامعه دانشجویان ایرانی بود. این پرسشنامه می تواند ابزار مفیدی برای درمانگران و پژوهشگرانی باشد که روی تحریف های شناختی از طریق شناخت درمانی و به ویژه بازسازی شناختی کار می کنند.
نقش تمیزی تمایزیافتگی خود و بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در اختلال علائم جسمی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
58 - 66
حوزههای تخصصی:
شکایت های جسمی در بین نوجوانان شایع است و عوامل هیجانی نقش مهمی در بروز و تشدید آن دارند. پس هدف پژوهش تعیین نقش تمییزی تمایزیافتگی خود، بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده در نشانه های اختلال علائم جسمی است. پژوهش حاضر از نوع طرح های همبستگی هست. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر خوی تشکیل می دهند که 265 نفر به شکل خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجربه علائم جسمی (SSEQ)؛ مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده (PIES) و نسخه کوتاه سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI-Sf) جمع آوری شده و بعد از واردکردن در SPSS-22 با استفاده از آزمون ضریب همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین نشانه های اختلال علائم جسمی با بی اعتبارسازی هیجانی درک شده (46/0)، واکنش پذیری هیجانی (51/0)، هم آمیختگی با دیگران (42/0)، برش هیجانی (32/0) و جایگاه من (28/0) ارتباط معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده، واکنش پذیری هیجانی و هم آمیختگی با دیگران 52 درصد از تغییرات اختلال علائم جسمانی را پیش بینی می کنند که در سطح 05/0 معنادار است. نتایج نشان دهنده نقش نبود درک هیجانی و نبود تمایزیافتگی در نشانه های اختلال علائم جسمانی بود، پیشنهاد می شود برای نوجوانان آموزش های لازم در زمینه ابراز هیجانی و تمایزیافتگی خود داده شود تا تجارب هیجانی خود سرکوب و به شکل جسمانی ابراز ننمایند.
The Effectiveness of Play Therapy Training on Improving Social Skills in Children with Autism Spectrum Disorder
حوزههای تخصصی:
Objective : Autism spectrum disorder is a complex neurodevelopmental disorder characterized by communication problems, limited social interactions, and repetitive behaviors. The present study aimed to investigate the effectiveness of play therapy education with a parent-child approach in improving social skills in children with autism spectrum disorder. Methods: This study was a quasi-experimental study with a pre-test-post-test design, a control group, and a follow-up phase. The statistical population of the study included children with autism at the Justice Center in Isfahan. The sample of the present study included 30 children with autism, including 30 children with autism, who were selected using purposive sampling and were divided into two experimental and control groups. The research instrument used was the Autism Social Skills Profile (ASSP), and play therapy education sessions with a parent-child approach were implemented in ten 90-minute sessions once a week on the experimental group. The research data were analyzed using repeated measures analysis of variance and Bonferroni post hoc test and SPSS version 24 software. Results: The research findings showed that the difference between the experimental and control groups in terms of the mean scores of social skills variables in all stages of the experiment was significant (P<0.001). Conclusion: The results of this study show that play therapy education with a parent-child approach can help improve children's social skills. Therefore, its use is recommended to strengthen social skills in children with autism spectrum disorder. Objective : Autism spectrum disorder is a complex neurodevelopmental disorder characterized by communication problems, limited social interactions, and repetitive behaviors. The present study aimed to investigate the effectiveness of play therapy education with a parent-child approach in improving social skills in children with autism spectrum disorder. Methods: This study was a quasi-experimental study with a pre-test-post-test design, a control group, and a follow-up phase. The statistical population of the study included children with autism at the Justice Center in Isfahan. The sample of the present study included 30 children with autism, including 30 children with autism, who were selected using purposive sampling and were divided into two experimental and control groups. The research instrument used was the Autism Social Skills Profile (ASSP), and play therapy education sessions with a parent-child approach were implemented in ten 90-minute sessions once a week on the experimental group. The research data were analyzed using repeated measures analysis of variance and Bonferroni post hoc test and SPSS version 24 software. Results: The research findings showed that the difference between the experimental and control groups in terms of the mean scores of social skills variables in all stages of the experiment was significant (P<0.001). Conclusion: The results of this study show that play therapy education with a parent-child approach can help improve children's social skills. Therefore, its use is recommended to strengthen social skills in children with autism spectrum disorder.
Exploring Affective Properties of Emojis: Identifying the Persian Emoji Lexicon(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aims: The present study aimed to validate the Persian Emoji Lexicon (PEL) and examine gender and cultural differences in the perception of the affective properties of selected emojis. Method: The study consisted of two phases: emoji selection and an online survey. First, we identified the 109 most frequently used emojis on Twitter. In the second phase, we assessed emotion and valence ratings from a sample of 200 X users (140 females; 27.3 ± 3.5 years). Results: Of the 109 selected emojis, 90 were perceived as having a positive valence. Gender comparisons revealed that women rated significantly higher emotional intensity across all eight emotion dimensions compared to men. We also compared our findings with a similar database validated among Canadians. The inter-rater reliability for emoji valence ratings between Iranian and Canadian participants showed a fair level of agreement (Kappa coefficient = 0.357), while also highlighting significant cultural differences in emotion perception. Conclusion: This database serves as a valuable resource for sentiment analysis of social media texts containing emojis, as well as for practical applications where emojis function as emotional cues to influence behavior (e.g., in marketing and education).
رابطه ساختاری ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی: نقش میانجی سازماندهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بر اساس پژوهش های متعدد راهبردهای سازماندهی شناختی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد و موجب بهبود یادگیری می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطه ای سازمان دهی در رابطه بین ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی دانش آموزان بود. روش: روش این پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در پایه نهم مدارس دوره یکم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی ۱400-۱399 بودند که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 400 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. تمامی افراد نمونه پرسشنامه های عاطفه مثبت و منفی (واتسن و همکاران، 1988)، خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1995)، تلاش (دوپی رایت و مارین، 2005)، کنترل تحصیلی (پری و همکاران، 2001)، خودکارآمدی (جروسالم و شوارزر، 1992)، فشار و سختی ادراک شده (بورگ، 1982)، مفهوم خویشتن (بک و همکاران، 1990) و آزمون محقق ساخته ریاضی را تکمیل کردند. داده ها با روش معادلات ساختاری و نرم افزار Spss24 و Amos23 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ادراک ویژه تکلیف بر سازمان دهی (05/0, p<60/0γ = ) و یادگیری کلاسی(05/0, p<46/0γ = ) اثر ساختاری مستقیم دارد، سازماندهی بر یادگیری کلاسی اثر ساختاری مستقیم دارد(05/0, p<26/0β = )، و سازمان دهی در رابطه بین ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی نقش میانجی ایفا می کند (001/0> p،427/0 = BS). نتیجه گیری: برای دستیابی به یادگیری مؤثر کلاسی نه تنها باید درک ویژه ای از تکلیف ایجاد کرد، که باید به یادگیرنده کمک کرد با سازماندهی عواطف، راهبردها و اراده اقدام به یادگیری کند. مربیان می توانند با طراحی تکالیف واضح و ارائه بازخورد سازنده، ادراک دانش آموزان از تکالیف و سازمان دهی را بهبود دهند. آموزش مهارت های سازمان دهی مانند برنامه ریزی و مدیریت زمان را می توان از طریق ابزارهایی مانند چک لیست ها و عملکرد کلاسی ارتقا داد. ایجاد محیط های یادگیری حمایتی و ارائه بازخورد مستمر، یادگیری کلاسی را با تقویت ادراک و سازمان دهی به طور مداوم بهبود می دهد.
نقش میانجی گر انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه بین فرزندپروری ادراک شده و خودشکوفایی در زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: خودشکوفایی که تعداد بسیار اندکی از افراد موفق به دستیابی به آن می گردند، می تواند منجر به احساس خوشبختی و رضایت از زندگی گردد. این مرحله رشدی مبتنی بر ادراک افراد از کیفیت فرزندپروری که تجربه کرده اند و عواملی که به طور غیر مستقیم در شکل گیری آن نقش دارند می-باشد. زنان و مردان متأهل در جایگاه والدین فعلی یا آینده، در پرورش افراد خودشکوفا سهم بسزایی دارند. با این وجود عوامل زمینه ساز خودشکوفایی در آنان به عنوان مهمترین الگوی تربیتی تاکنون شناسایی نشده است، بنابراین در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند. هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی برازش مدل ساختاری از روابط بین فرزندپروری ادراک شده، انعطاف پذیری روانشناختی و خودشکوفایی در زنان و مردان متأهل انجام شد. روش: روش این پژوهش پژوهش توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان و مردان متأهل شهر شیراز در سال 1401 بود. حجم نمونه شامل 409 نفر بوده که به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها پرسشنامه های خودشکوفایی اهواز اسماعیل خانی (1380)، فرزندپروری ادراک شده گرولنیک و همکاران (1997) و انعطاف پذیری روانشناختی بن ایتژاک و همکاران (2014) و به منظور تحلیل داده ها، نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد استفاده قرار گرفتند. یافته ها: بر مبنای یافته ها، مسیر مستقیم حمایت والدین از خودپیروی بر انعطاف پذیری روانشناختی، مهرورزی والدین و انعطاف پذیری روانشناختی بر خودشکوفایی معنادار شد. همینطور بر اساس نتایج آزمون بوت استراپ، حمایت والدین از خودپیروی با نقش میانجی انعطاف پذیری روانشناختی بر خودشکوفایی اثر غیر مستقیم و معنادار داشته است (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، به منظور پرورش افراد خودشکوفا در جامعه پیشنهاد می گردد نهادهای تربیتی به ویژه اداره های آموزش و پرورش، علاوه بر برنامه ریزی درون سازمانی، برنامه ری
Phenomenology of the girls’ psychological distress caused by the loss of the father: A qualitative study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to provide a phenomenological analysis of psychological distress caused by the loss of the father in female adolescents in Tabriz, Iran.Methods: This phenomenological study was conducted using a qualitative approach. Seven female adolescents who had lost their fathers in childhood due to illness were selected using purposive sampling. The data were collected through semi-structured interviews until data saturation. The interview texts were analyzed using Colaizzi’s method.Results: The findings of the study showed that psychological distress experienced by the girls by the absence of their fathers could be described with three main categories and eleven subcategories. The identified categories were emotional pressures (deprivation of companionship, deprivation of a supporter, mother’s pressure, recalling memories and worries), social pressures (others’ mistakes, hiding, inhibition, and limited relationships), and economic pressures (self-reliance and financial problems).Conclusion: The dimensions of psychological distress experienced by male and female adolescents due to the absence of their fathers or mothers should be considered in psychological assessments and interventions.