ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۳۳۶۱.

مطالعه ارتباط ضریب هوشی با الگوهای درماتوگلیفیک و مینوتیا در انگشت اشاره دست راست: یک مطالعه مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف: بیومتری شاخه وسیع از تکنولوژی هایی است که هویت یک فرد را بر اساس ویژگی های فیزیکی، فیزیولوژیکی یا و رفتاری فرد تعیین می کند. درماتوگلیفیک علمی است که به مطالعه صحیح و اصولی خطوط - پوستی موجود در کف دست و پا و انگشتان می پردازد. روش: این پژوهش به منظور بررسی ارتباط نوع الگوی درماتوگلیفیک و انواع مینوتیا با بهره هوشی در ۱۰۰ نفر از دانش آموزان دختر ۱۷-۱۶ سال اقوام فارس ساکن در استان خراسان رضوی انجام شد. میزان ضریب هوشی با استفاده از تست هوش ریون ارزیابی و تعیین گردید سپس اثر انگشت از افراد مورد مطالعه گرفته شد. در نهایت ارتباط بین الگوهای پوستی و میزان ضریب هوشی با استفاده از تحلیل های آماری توسط نرم افزار SPSS ارزیابی شد. یافته ها: نشان می دهد که الگوی پیچی در هر دو دست از بیشترین فراوانی و الگوی کمانی از کمترین فراوانی برخوردار است . فراوانی الگوی کمانی در دست چپ نسبت به دست راست بیشتر است. در گروه باهوش الگوی کیسه ای و در گروه عادی الگوی پیچی بیشترین فراوانی را دارا است. در بررسی تقارن سنجی، فراوانی الگوهای مینوتیا در بند اول انگشت اشاره دست در دو گروه باهوش و عادی تفاوت معناداری را نشان داد. همچنین بیشترین تعداد خط شماری به تفکیک دست راست و چپ مربوط به افراد باهوش می باشد. بحث: این اطلاعات در پیش آگهی تشخیص های روان پزشکی، پزشکی، برنامه های درمانی، تعیین سطح استعداد تحصیلی دانش آموزان ، مسائل مربوط به انسان شناسی و علوم اجتماعی می تواند کاربرد داشته باشد.
۳۳۶۲.

شناسایی و تبیین عوامل زمینه ساز برنامه درسی مبتنی بر تاب آوری و مهارتهای مورد نیاز معلمان مدارس ابتدایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه ها و اهداف: هدف این مطالعه، شناسایی و تبیین عوامل زمینه ساز برنامه درسی مبتنی بر تاب آوری و مهارتهای مورد نیاز معلمان مدارس ابتدایی بوده است. روشها: این پژوهش کاربردی بوده و از روش کیفی استفاده شده است. جامعه آماری جمعی از اساتید دانشگاه فرهنگیان (20 نفر استاد متخصص در زمینه مدیریت آموزشی و آموزش ابتدایی)، معلمان (20 نفر معلم نمونه در جشنواره الگوهای تدریس برتر) و متخصصان علوم تربیتی (20 نفر) در سال 1401 بودند، که به روش نمونه-گیری هدفمند 60 نفر از آنان انتخاب گردید. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری گردید. برای تعیین روایی مصاحبه از روایی محتوا استفاده شد و پایایی فرم مصاحبه با قرار دادن خلاصه مطالب و مقوله های تعیین شده در اختیار متخصصان بررسی شده است. یافته ها: یافته های کیفی بر اساس گویه بندی و مقوله بندی تحلیل شد. طبق نتایج پژوهش، مهم ترین ویژگیهای مورد نیاز معلمان تاب آور شامل ویژگیهای شخصیتی(خودآگاهی بالا در تدریس مهارت حل مسئله و..)، دانش تخصصی معلم(کارآمدی تخصصی و..)، مهارت حرفه ای معلم(مهارتهای حل مسئله و..)، شیوه تدریس معلم(پرورش حس معنویت و ایمان و..)، تعامل(ارتباط همدلانه و..)، نظم و انضباط(کنترل مداری و..)، نظارت و ارزشیابی(خود نظارتی و..)، فضای کلاسی(نشاط و..)، فناوری آموزشی(فیلم های آموزشی و..) و مهمترین ویژگیهای عناصر برنامه درسی مبتنی بر تاب آور مشتمل بر اهداف (صراحت مهارت محوری)، محتوا( سازنده گرایی)، فعالیتهای یاددهی یادگیری(مهارتهای زندگی) و ارزشیابی می باشد. نتیجه گیری: معلم تاب آور به مثابه مجری برنامه درسی می تواند بستری برای اجرای برنامه درسی کارآمد و اثربخش را ایجاد نماید.
۳۳۶۳.

شناسایی موانع عدم تحقق برنامه راهبردی دانشگاه و ارائه راهکارهای مناسب (مطالعه موردی دانشگاه تربیت مدرس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف: برنامه ریزی راهبردی به عنوان یکی از مهم ترین نقش های مدیریتی، اهمیت روزافزونی را در سیستم های آموزشی به خود اختصاص داده است. به طوری که یکی از ابزارهای اصلی و عمده در اختیار مدیران برای راهبری سازمان، برنامه راهبردی محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع عدم تحقق برنامه راهبردی دانشگاه و ارائه راهکارهای مناسب می باشد.روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد به صورت کیفی می باشد. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر کارکنان و مدیران بخش برنامه ریزی راهبردی دانشگاه تربیت مدرس بودند که نمونه پژوهش به صورت هدفمند و با استفاده از سطح اشباع نظری تعداد 10 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. سؤالات این مصاحبه بر اساس مرور ادبیات تحقیق تهیه شد و به منظور مناسب بودن و کفایت توسط چند نفر از استادان و صاحب نظران مورد بررسی قرار گرفت. جهت اعتباریابی نتایج، از دلفی فازی بهره گرفته شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری دومرحله ای استفاده شد.یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که مقوله های» شرایط مالی نامساعد»، «ضعف منابع انسانی»، «ضعف فناوری و اطلاعات» و «ضعف مدیریتی» به عنوان موانعی که تحقق برنامه راهبردی دانشگاه تربیت مدرس را با مشکل مواجه کرده اند شناسایی شدند و مقوله های «یادگیری سازمانی»، «مدیریت مالی توانمند»، «مدیریت فرآیندها»، «عملگرایی برنامه» و «توسعه فرهنگ سازمانی» به منزله راهکارها شناسایی شدند.نتیجه گیری و پیشنهادات: با توجه به اهمیت برنامه ریزی راهبردی در حوزه آموزش عالی، مسؤولین دانشگاه تربیت مدرس برای روبه رو شدن و مواجهه با چالش ها و موانع پیش رو، لازم است در ساختار و محتوای برنامه راهبردی خود تفکر مجدد کنند و پیچیدگی آن را دریابند. همچنین با توجه به موانع و راهکارهای حاصل شده از نتایج این تحقیق، این دانشگاه نیازمند بازتعریف و سازمان دهی جدیدی در نقش و مأموریت های خود در حوزه برنامه ریزی راهبردی می باشد.نوآوری و اصالت: شناسایی موانع بازدارنده که منجر به عدم تحقق برنامه راهبردی دانشگاه می شوند و ارائه راهکارهای اثربخش و عوامل تسهیل کننده برای تحقق برنامه راهبردی مطلوب تر برای اولین بار در دانشگاه.
۳۳۶۴.

واکاوی مؤلفه های مؤثر بر بهبود کیفیت آموزش طراحی معماری به هنرجویان هنرستان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف: هدف از این پژوهش شناسایی مؤلفه های مؤثر بر افزایش کیفیت آموزش طراحی معماری به هنرجویان هنرستان ها است. روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بوده و با استفاده از سنتزپژوهی و فراترکیب انجام شده است. در این راستا چند پایگاه داده بر مبنای روش شش مرحله ای ساندلوسکی و بارسو بررسی شد و 66 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت. جهت تحلیل یافته ها از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس با استفاده از روش های کدگذاری باز و محوری استفاده شد.یافته ها بر پایه بازکاوی داده های آماری، عوامل آموزش، دانش، مهارت و سنجش از بعد پداگوژی عمومی و عوامل تفکر خلاقانه، تفکر طراحانه، تفکر نقاد و تفکر تأملی از بعد تفکر و عوامل تفاوت های شناختی، روان شناسی یادگیری و توانایی فردی از بعد روان شناسی نوجوان بیشترین تأثیر را بر بهبود کیفیت آموزش طراحی معماری داشته و بازدهی آموزش را افزایش می دهند.نتیجه گیری و پیشنهادات: یافته های این پژوهش نشان داد که باید پذیرفت که امروزه رویکردهای یاددهی و یادگیری دچار تحول شده است، فراگیران بیشتر ترجیح می دهند که در کلاس درس و یادگیری نقش فعالی داشته باشند؛ بنابراین در زمان حال متناسب با این تحولات صورت گرفته یکی از مهم ترین مواردی که باید در رویکردهای یاددهی-یادگیری به آن توجه کرد، خلق موقعیت های یادگیری جذاب می باشد. یافته های این مطالعه دستاوردهای کاربردی مناسبی را به منظور بهبود یادگیری هنرجویان ارائه داده و می تواند بستر لازم را جهت ارتقای کیفیت آن فراهم نماید.نوآوری و اصالت: مطالعه میان رشته ای و شناسایی مضامین کیفیت بخش بر بهبود کیفیت آموزش طراحی معماری در سه حوزه متفاوت و ترکیب آن ها.
۳۳۶۵.

مطالعه کیفی وضعیت آموزش مناطق محروم با تأکید بر مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۶۶
هدف: این تحقیق با هدف مطالعه کیفی وضعیت آموزش مناطق محروم با تأکید بر مقطع ابتدایی انجام شده است.روش شناسی: روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و با شیوه های توصیفی- کیفی، اعم از مطالعه کتاب خانه ای و سندکاوی و نیز مصاحبه کیفی، داده های لازم گردآوری شده و مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها: به طورکلی، نتایج مربوط به عوامل دروندادی عبارت بود از سیاست ها و برنامه های متمرکز، ضعف تخصص و تجربه، کمبود امکانات فیزیکی و منابع مالی. عوامل فرآیندی شامل مواردی از قبیل آموزش یکنواخت، روش های منسوخ آموزش و یادگیری و عدم مشارکت و تعامل سازنده بین ذی نفعان بوده است. بروندادها عبارت بود از عملکرد نامطلوب تحصیلی، سواد غیرکاربردی، ضعف آگاهی و اطلاعات عمومی و عوامل محیطی نیز شامل مواردی همچون عدم اولویت آموزش، فقر و دورافتادگی و پراکندگی بود.نتیجه گیری و پیشنهادات: در کل، می توان گفت مشکلات آموزش و پرورش با مواردی نظیر نیروی انسانی، برنامه ها و امکانات آموزش و پرورش، آموزش یکنواخت، شرایط جغرافیایی، فقر و سبک زندگی در ارتباط است. در پایان، پیشنهاداتی نظیر ضرورت برنامه ریزی منطقه ای و توزیع عادلانه امکانات، کاربردی ساختن آموزش ها، استقرار سازوکارهای تشویقی، ایجاد مجمتع های آموزشی مجهز، آموزش نیازمحور، طراحی و اجرای برنامه های فرهنگی و هوشمندسازی مدارس ارائه شد.نوآوری و اصالت: انتظار می رود که مطالعه و ترسیم وضعیت آموزش در مناطق محروم، شناخت وضع موجود و ارائه راهکارهای بهبود وضعیت آموزش را در این مناطق در پی داشته باشد.
۳۳۶۶.

مکان یابی بهینه مراکز آموزشی با استفاده از روش سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مکان گزینی مطلوب کاربری های آموزشی به منظور افزایش کارایی مراکز مذکور  و برداشتن گامی  مهم برای بهبود کیفیت آموزش می باشد.روش: پژوهش حاضر کاربردی- توسعه ای است و ترکیبی از روش های کتاب خانه ای و تحلیلی توصیفی می باشد و با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و مدل تحلیلی سلسه مراتبی (AHP) صورت گرفته است. 11 معیار انتخاب شده در این مطالعه به سه دسته سازگار، نیمه سازگار و ناسازگار تقسیم شده اند. معیارهای مورد استفاده در این تحقیق شامل مراکز فرهنگی، مذهبی، ورزشی، فضای سبز، ایستگاه های آتش نشانی، مراکز درمانی، مراکز نظامی، معابر، مناطق اداری، مناطق تجاری و تأسیسات شهری می باشند. جهت انجام این تحقیق ابتدا یک ماتریس با استفاده از مقایسه زوجی و AHP ایجاد گردید. سپس لایه های رستری این معیارها تهیه و در محدوده 1 (بسیارنامناسب) و 5 (بسیارمناسب) استاندارد شدند. در نهایت هر رستر در وزن خودش ضرب و لایه مناسب از روی هم قرار گرفتن لایه های رستری تولید شد.یافته ها: یافته ها نشان داد با استفاده از مدل AHP در محیط آرک مپ (GIS) می توان مکان های بهینه و مناسب آموزشی را شناسایی نمود.نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج حاصل از تحلیل شاخص های مؤثر در ارزیابی محل استقرار مراکز آموزشی نشان داده است که اکثر مراکز آموزشی در این منطقه در شرایط سازگار (با وزن 669/0)، و شرایط نیمه سازگار (با وزن 243/0) واقع شده اند و مراکز آموزشی ناسازگار تنها وزن 088/0 به خود اختصاص داده اند. نتایج تحلیل ترکیبی سلسله مراتبی AHP و سیستم اطلاعات جغرافیایی در ارتباط با مکان یابی مراکز آموزشی در سطح منطقه 4 شهر اهواز نشان داده است که نقاط مرکزی و شمالی این منطقه مناسب ترین مکان مستعد برای تأسیس مراکز آموزشی جدید را دارد.نوآوری و اصالت: این مقاله با هدف مکان گزینی درست مراکز آموزش به منظور بالابردن کیفیت سطح آموزش برای اولین با در منطقه مورد مطالعه انجام شده است.
۳۳۶۷.

Preparing Students for Transition to University: The Role of Senior high Schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۷
The present study aimed to determining the role of senior high schools in the preparation of students to transfer to university. By using an exploratory mixed method approach, we combined qualitative content analysis with descriptive quantitative method. In the qualitative part, the study population includes 9929 senior high school teachers of Tabriz and 891 professors of Tabriz University, and in the quantitative part, it includes 2013 students of Tabriz University in the academic year 2019-2020. The participants of the qualitative part are 16 people and the quantitative part is 325 people based on the Krejcie- Morgan, which was selected by simple random sampling. In order to collect data in the qualitative part, a semi-structured interview, and in the quantitative part, a researcher-made questionnaire based on the findings of the qualitative part was used. The reliability of the quantitative part by using the internal reliability of 0.93. For data analysis, colaizzi's method analysis was used in the qualitative part,and descriptive and inferential statistics tests (Friedman's ranking and sample TT) were used in the quantitative part. Based on qualitative findings, the role of senior high schools in preparing students for transfer to university included academic adaptation, environmental adaptation, individual-emotional adaptation, pre-transitional preparation, and organizational-managerial factors of educational system. The findings of the quantitative part from perspective of the first-year students, indicated status quo of organizational-managerial factors of educational system, pre-transitional preparation, and individual-emotional adaptation was unfavorable while factors of academic and environmental adaptation had moderate situation. According to the results of Friedman test, environmental adaptation was in the highest rank followed by academic adaptation, organizational-managerial factors of educational system, individual-emotional adaptation, and pre-transitional preparation in the next ranks. Combining quantitative and qualitative methods, in this study, caused different aspects of preparing students for transfer to university through senior high schools were identified, and finally, solutions for preparing students to university were presented.
۳۳۶۸.

Barriers And Problems In The Implementation of Educational Strategies From The Point of View of School Administrators(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۲۱۹
Research aims to identify barriers and problems in educational strategies implementation in schools. The current study is qualitative with an interpretive phenomenological approach. For the interview, the participants were selected by the purposive sampling method. The criteria for participating in the interview were managers' willingness to express their opinions on the research subject. The sampling process ended when data saturation was reached during the interview. Paul Colaizzi's method was used for data analysis. First, analysis data collection was continued until saturation. Several vital sentences were extracted and formulated. Participants' opinions were kept, making data reliability and their ability to be verified possible. After analyzing the findings, school problems and barriers were categorized into four categories: financial and credit, human resources, system problems, and multiple tasks. Components: lack of per capita, wear and tear of buildings, equipment, a debt of energy carriers, lack of allocation of specialized teachers, new teachers, reduction of cooperation and assistance of parents, forced teaching of administrative staff, the unwillingness of students, lack of allocation of staff based on the organizational chart, The number of sites and their continuous changes, textbook registration system, pre-registration, the existence of various projects and ceremonies, repetitive and voluminous circulars, intervention of unrelated organizations and departments were among the most critical challenges of school management
۳۳۶۹.

Design And Validation of Brain Compatible E-Learning Environment Model of School Student(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۲۳۰
The aim of the current research was to design and validate an electronic learning environment model based on educational neuroscience (knowledge of the mind, brain and education). The method of this mixed research was an exploratory design. First, various sources were examined and the components of the cognitive educational model were determined using the content analysis method. Then, using the Delphi method and the opinions of the judges, the components were finally approved. The statistical population in the content analysis section consisted of experts in the field of educational neuroscience, written and electronic documents and resources from domestic and foreign databases, and in the Delphi section, experts in the field of educational technology and distance learning. To search for and find all the articles related to e-learning based on neuroscience, a systematic review method was used to identify, review, evaluate and analyze the articles. This systematic review was carried out using the prism method.The selection of samples in both sections was purposeful and in the content analysis section there were 22 specialists and experts for interviews and in the Delphi section there were 15 specialists from different universities and institutions in Iran, the Netherlands and AmericThe analysis of the data obtained from the qualitative interview was also done using the inductive content analysis method and in the Delphi section using descriptive and inferential statistical methods. According to the content analysis, six categories of attention, Generation and communication, Emotion, Spacing learning, Individual-environmental factors and social factors were obtained. Also, 17 sub-components were extracted for the main classes. After analyzing the content and extracting the codes, the components and sub-components were presented in the form of a template. The results of internal validation based on experts' opinion have shown that the provided educational model has high internal validity and has the necessary effectiveness for teaching fifth grade students
۳۳۷۰.

Empowering Women in University Leadership: The Impact of Academic Counseling and Psychological Services in Iran and Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
This article presents a theory using an interpretive approach to explore the role of counseling and psychological services in empowering women in management and leadership positions at universities. The study systematically examines this role through data collected from 22 participants, including students, staff, professors, and female university managers, from Kurdistan University in Sanandaj and Salah al-Din University in Erbil. Participants were purposefully selected, and data was gathered via semi-structured interviews. Analysis involved a novel method and continuous comparative analysis through three-stage theoretical coding. This process identified 300 open codes, 35 central codes, and seven selective codes: mental ability, economic ability, political ability, social ability, group ability, physical ability, and academic ability. The findings revealed that empowerment is a process rather than a product. For counseling and psychological service programs to be effective, all individuals involved in the empowerment process must have a clear understanding of its requirements and methods. Ultimately, the success of these efforts is likely determined by the women themselves. While empowerment is crucial within universities, creating a positive organizational atmosphere and a supportive culture that fosters spontaneous empowerment among female students, employees, and managers is equally important. Moreover, establishing empowerment initiatives strengthens the move towards university independence and reinforces the perception of higher education institutions as unique entities with distinct cultures. The study also highlights the importance of context and situational factors in implementing empowerment, emphasizing the need to avoid applying models that do not align with cultural contexts. Finally, university administrators must be personally committed to empowering women in management and leadership roles before any efforts can be successful.
۳۳۷۱.

مرور نظام مند پژوهش های مرتبط با رویکرد یاددهی-یادگیری ترکیبی در دانشگاه های ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۳۶
هدف پژوهش حاضر مطالعه پژوهشهای مرتبط با رویکرد یاددهی-یادگیری ترکیبی در دانشگاه های ایران است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی، از نظر گردآوری داده ها کیفی و با شیوه مطالعه مروری نظام مند انجام شده است. بدین منظور منابع موردنیاز از پایگاه های اطلاعاتی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعاتی نشریات کشور، مرجع دانش سیویلیکا و پایگاه اطلاعات علمی ایران با استفاده از کلیدواژه های مناسب جستجوشد. سپس مستندات یافت شده برمبنای الگوی هفت مرحله ای سندولسکی و باروسو موردتحلیل قرارگرفت. نتایج پژوهش نشان داد، دریک نگاه سیستمی، پژوهشهای پیشین در موضوع نظام یاددهی-یادگیری ترکیبی در دانشگاه های ایران سه مقوله درونداد (شایستگی های مرتبط با دانشجو دارای 5 مقوله فرعی تر، شایستگی های مرتبط با مدرس دارای 2 مقوله فرعی تر)، فرایند (فرایند یاددهی-یادگیری دارای 3 مقوله فرعی تر) و برونداد (برونداد مرتبط با دانشجو دارای 3 مقوله فرعی تر، برونداد مرتبط با مدرس دارای 2 مقوله فرعی تر) را به عنوان مقوله های اصلی این رویکرد موردبررسی قرارداده اند. براساس یافته ها نقش مدیریت و رهبری دانشگاه به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام یاددهی-یادگیری وجه مغفول پژوهش های موردمطالعه شناخته شد. نتایج پژوهش حاضر می تواند الگوی عمل مدیران و مدرسان دانشگاه ها برای پیاده سازی اثربخش رویکرد ترکیبی در نظام یاددهی-یادگیری، و راهنمای پژوهشگران برای انجام تحقیقات بیشتر به منظور رفع کاستی های پژوهشی در این حوزه باشد.
۳۳۷۲.

بررسی تأثیر آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت بر فراشناخت و انگاره های ذهنی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۳
تغییر و تحول، بازسازی و بهبود سیستم های آموزشی در آموزش معماری، برای درک فرایند یادگیری همواره مورد توجه متخصصان آموزش معماری بوده است. هدف از این پژوهش، بررسی میزان تأثیر آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت برفراشناخت و انگاره های ذهنی در فرایند طراحی دانشجویان بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های همدان بود. نمونه ای به حجم 40 نفر به شیوه ی در دسترس انتخاب شد. دانشجویان به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 20 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه مورد آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت قرار گرفت. ابزارهای اصلی جهت جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه ی فراشناخت حالتی و مقیاس سنجش انگاره های ذهنی بود.جهت تحلیل داده ها از آزمون کلموگراف اسمیرونف و آزمون لون برای رعایت پیش فرض ها و آزمون کوواریانس چند متغیره و دو متغیره مانکوا به منظور بررسی فرضیه ها محاسبه شد. نتایج نشان داد که آموزش کارت های شناخت معماری مبتنی بر نظریه گشتالت بر فراشناخت دانشجویان مؤثر بوده و نیز بر پردازش انگاره ذهنی در فرایند طراحی دانشجویان تأثیر گذاشته است. بر اساس نتایج به دست آمده، استفاده از کارت های شناخت معماری می تواند به ارتقای سطح کیفی دانشجویان معماری در طراحی کمک کند.
۳۳۷۳.

مطالعه اثربخشی آموزش خودتنظیمی بر توجه انتخابی، ادراک فضایی و استدلال ریاضی در کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۶۸
از آنجا که عملکرد تحصیلی کودکان دچار اختلال نقص توجه/بیش فعالی در زمینه ریاضی و حیطه های مربوط به ریاضی تحت تأثیر اختلال ایشان قرار می گیرد و امروزه روش آموزشی خودتنظیمی برای رفع مشکلات این کودکان تجویز می شود، لذا پژوهش حاضر با هدف مطالعه اثربخشی آموزش خودتنظیمی بر توجه انتخابی، ادراک فضایی و استدلال ریاضی در کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1401 صورت گرفت. روش پژوهش، به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت داده های گردآوری شده، کمّی و مبتنی بر رویکرد شبه آزمایشی (طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری متشکل از تمامی کودکان پسر مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی سنین 9 تا 12 سال (سال چهارم تا ششم) در شهر کرج بوده که در بازه زمانی 4 ماهه اول سال 1401 به مراکز مشاوره و یا روان پزشکی مراجعه داشتند و درنهایت به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای 30 دانش آموز انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آموزش خودتنظیمی و گواه تقسیم شدند. ب رای جمع آوری داده ها از پرسش نامه خرده آزمون پردازش دیداری-فضایی از هوش آزمای نوین تهران-استانفورد-بینه، نسخه پنجم، آزمون توجه انتخابی و خرده آزمون استدلال ریاضی هوش آزمای نوین تهران-استانفورد-بینه، نسخه پنجم استفاده شد. برای گروه آزمایش آموزش در 10 جلسه (45 دقیقه ای و 2 بار در هفت ه) آموزش داده شد و گروه کنترل در حین جلسات، آموزشی را دریافت نکردند. داده ها در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک و چند متغیره) با نرم افزار SPSS-24 و  AMOS- 21 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش خودتنظیمی تنها بر روی استدلال ریاضی کودکان تأثیر داشته است. بر این اساس مهارت خودتنظیمی را می توان در دنیای واقعی به کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی آموزش داد تا این کودکان را برای ورود به دنیای اجتماعی واقعی، پیچیده و نامتجانس خارج از مدرسه آماده شوند.
۳۳۷۴.

Effects of the STEM Approach on Students’ Problem Solving Skill in Science Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۳۰۴
This study is investigated the effectiveness of science education with STEM approach, in a combined (face-to-face and virtual) method, on problem solving skill of the students of the middle school in the topic of energy. This research is a semi-experimental and pre-test-post-test type with the control group. The statistical population is all the 7th-grade male students from middle school in Tabadakan region, Mashhad 2021-2022. From this statistical population, 70 students were selected by the convenience sampling who were in two classes. One of the classes was randomly selected as the experimental group and the other as the control group. The control group received training through the traditional approach, whereas the experimental group underwent training using the STEM method. The research tool was Hepner and Patterson's (1988) standard problem solving skill questionnaire. In order to develop lesson plan with STEM approach, the proposed standard framework (STE(A)M IN INTEGRATED LEARNING SCENARIO) was used. Data from questionnaires was analyzed using SPSS, with statistical indicators calculated and normality. Also, hypotheses investigated using Kolmogorov-Smirnov tests and covariance analysis. The significant values obtained for problem-solving skill (0.033) and its subscales, including Confidence (0.022), Approach-Avoidance style (0.046) and Personal Control (0.025), indicated that the STEM approach was helpful in improving learners' learning and strengthening their problem-solving skill. Also, this study showed that students generally have difficulty learning scientific concepts and problem solving skills, but hybrid approaches such as STEM can improve educational processes and learner performance in developing countries such as Iran. Therefore, the role of STEM approach in education becomes highlighted.
۳۳۷۵.

تحلیل انتقادی سیاست های توانمندسازی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۳۴۴
توانمندسازی معلمان فرایندی پیچیده و چندبعدی است که نیازمند سیاست گذاری پویا در ابعاد متعددی است. در پژوهش حاضر تلاش شد عوامل مؤثر بر پدیده توانمندسازی معلمان موردبحث و بررسی قرار گیرد. پژوهش با اعمال رویکرد ترکیبی و در دو گام مطالعه تطبیقی و تحلیل انتقادی انجام شد. در بخش نخست داده های مربوط به آموزش معلمان در کشورهای فنلاند، سنگاپور، ژاپن، اتریش، فرانسه و ایران در محورهای مشخص جمع آوری گردید و در گام دوم با (14) نفر از متخصصین تعلیم و تربیت، مدیران و اعضاء هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. یافته های پژوهش مبین آن است که توانمندسازی معلمان از دو بعد کلان و خرد با موانع متعددی مواجه است. ضعف جایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی معلمان از منظر کلان و ضعف آموزش های بدو خدمت، ضمن خدمت، حمایت از توسعه مستمر حرفه ای و فقدان سیاست جذب فراگیر مناسب از منظر خرد مانع توانمندسازی معلمان شده است؛ بنابراین توصیه می شود به منظور ارتقاء جامعه و حرکت در مسیر توسعه پایدار، دیدگاه مسئولین به آموزش وپرورش و این حرفه در ابعاد مختلف و به صورت عملی تغییر کرده و سیاست هایی متناسب با نیازهای جامعه معلمان و سطح بین المللی اتخاذشده و از ورود افرادی که استعداد، علاقه و شایستگی لازم را ندارند، جلوگیری شود.
۳۳۷۶.

الگو یابی ساختاری خودکارآمدی شغلی و انگیزش یادگیری بر یادگیری غیررسمی با نقش میانجی یادگیری رسمی (مورد مطالعه:کارکنان شرکت آب منطقه ای خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۶۲
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر خودکارآمدی شغلی و انگیزش یادگیری بر یادگیری غیررسمی کارکنان با در نظرگرفتن نقش میانجی یادگیری رسمی بود.روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ  نحوه ی گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل همه ی کارکنان شاغل در شرکت آب منطقه ای خراسان رضوی به تعداد 400 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد 196 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن ها با استفاده از روش طبقه ای نسبتی صورت گرفت. جهت اطمینان از برگشت پرسشنامه ها تعداد 205 پرسشنامه در جامعه آماری توزیع شد. به منظور گردآوری داده های پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی شغلی، انگیزش یادگیری، یادگیری غیر رسمی و یادگیری رسمی استفاده شد که ضریب آلفای کرونباخ آن ها به ترتیب 76/0، 76/0، 65/0 و 86/0 به دست آمد و روایی صوری و محتوایی آن ها با استفاده از نظر متخصصان تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از دو نرم افزار SPSS و LISREL انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد: بین متغیرهای خودکارآمدی شغلی و یادگیری غیررسمی و همچنین بین متغیرهای انگیزش یادگیری و یادگیری غیررسمی رابطه مستقیم و معنی داری وجود ندارد. بین متغیرهای یادگیری رسمی و یادگیری غیررسمی و همچنین بین هر کدام از متغیرهای خودکارآمدی شغلی و انگیزش یادگیری به طور مستقیم با یادگیری رسمی رابطه  مثبت و معنی داری وجود دارد. متغیرهای خودکارآمدی شغلی و انگیزش یادگیری به واسطه نقش میانجی یادگیری رسمی با یادگیری غیررسمی رابطه غیرمستقیم و معنی داری داشتند.نتیجه گیری: بنابراین براساس یافته های پژوهش نقش میانجی یادگیری رسمی و رابطه مستقیم بین متغیر یادگیری رسمی نیز با متغیر یادگیری غیررسمی تایید گردید. اما مسیر مستقیم خودکارآمدی شغلی و انگیزش یادگیری با یادگیری غیررسمی تایید نشد بلکه رابطه این مسیر با میانجی گری یادگیری رسمی تایید گردید.
۳۳۷۷.

توسعه چارچوب ارزیابی شایستگی ها در حرفه آموزگاری: کاربست رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۲۴۹
کیفیت نظام سنجش و گزینش معلمان، راهبردیترین عنصر در موفقیت یا شکست نظام های آموزشی است. سنجش و گزینش معلمان ارزش آفرین، تصادفی بدست نمی آید و تابعی از مجموعه عوامل و ابعاد چندگانه، چندسطحی، اقتضایی و یکپارچه است. هدف این مطالعه در مرحله اول، توسعه چارچوب شایستگی های ضروری برای سنجش و گزینش پیش از ورود به حرفه آموزگاری و در مرحله دوم تعیین ترتیب اهمیت آن ها بود. روش : بدین منظور از طرح آمیخته از نوع اکتشافی استفاده شد. بخش کیفی با استفاده از روش نظریه برخاسته از داده ها، در سطح نظم دهی مفهومی اجرا شد. شرکت کنندگان با استفاده از راهبرد ملاکی، از میان معلمان باتجربه و متخصصان موضوعی انتخاب شده و پس از 14 مصاحبه اشباع داده ها حاصل شد. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با کدگذاری باز، تحلیل شد. پس از دسته بندی یافته های مرحله قبل با مراجعه به کارشناسان در قالب مراحل فن دیمتل، براساس مقایسه های زوجی، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هریک از ملاک ها  محاسبه شد. یافته ها: تحلیل داده های بخش کیفی به شناسایی هشت عامل شامل دانش شناختی، دانش فراشناختی، توانش شناختی، توانش فراشناختی، بینش هویتی، بینش اجتماعی، منش فردی و منش میان فردی منجر شد. یافته های بخش کمّی بیانگر آن بود که 3 عامل اول به ترتیب میزان تأثیرگذاری شامل توانش فراشناختی، بینش اجتماعی و منش میان فردی است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر گستره وسیع شایستگی های ضروری برای حرفه آموزگاری است و ضرورت تدوین سازوکاری علمی، شواهدمحور و یکپارچه برای سنجش دقیق چنین ویژگی هایی پیش از ورود به حرفه آموزگاری آشکار است.
۳۳۷۸.

تأملی بر برنامه درسی زاید در رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۵۱۲
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نظرات دانش آموختگان و دانشجو معلمان در خصوص برنامه درسی زایدرشته آموزش ابتدایی انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن تحلیل مضمون می باشد. نمونه گیری به شیوه هدفمند بوده و 18 نفر جهت مشارکت با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که بخش هایی از محتوای برنامه درسی این رشته به دلیل تئوری بودن، تکراری بودن، قدیمی بودن، منبع نامناسب، عدم تناسب دروس اختیاری و اجباری زاید و ناکارآمد هستند که بیش ترین فراوانی دروس زاید هم مربوط به دروس عمومی و تعلیم و تربیت اسلامی است. همچنین، بخش هایی از برنامه درسی هم به دلیل تجارب یادگیری، زاید تلقی می شوند که مشارکت کنندگان به نقش استاد، دانشجو و ارزشیابی اشاره کردند. نتایج نشان داد که در بعد محتوا، ضروری است بخش هایی از برنامه درسی عمومی، حذف و به دروس تخصصی و تخصصی-تربیتی اختصاص یابد. در بخش تجارب یادگیری هم می بایست فرایند اجرای و ارزشیابی برنامه درسی مورد بازبینی قرارگیرد و زمینه ای برای افزایش انگیزه دانشجو معلمان فراهم گردد.
۳۳۷۹.

بررسی نقش اخلاق حرفه ای مدیران و تکیه گاه های شغلی بر فلات محتوایی شغلی کارکنان با میانجیگری توانمندسازی روان شناختی کارکنان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف از انجام این پژوهش تحلیل تأثیر اخلاق حرفه ای مدیران و تکیه گاه های شغلی بر فلات محتوایی شغلی کارکنان با بررسی نقش میانجی توانمندسازی روان شناختی در بین کارکنان دانشگاه ارومیه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 596 نفر از کارکنان این دانشگاه ارومیه که 220 نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. پژوهش حاضر توصیفی، پیمایشی از نوع همبستگی است که جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اخلاق حرفه ای قاسم زاده (1392)، پرسشنامه تکیه گاه های شغلی شین (1990)، پرسشنامه توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر (1995) و پرسشنامه فلات شغلی میلیمن (1992) استفاده شد. روایی (محتوی، همگرا واگرا) و پایایی (بارعاملی، ضریب پایایی مرکب و ضریب آلفای کرونباخ) پرسشنامه ها نشان دادند که ابزارهای اندازه گیری از روایی و پایایی خوبی برخوردارند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها توسط نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آزمون t و ضرایب مسیر (β) نشان داد که بین متغیرهای پژوهش روابط قوی و محکمی حاکم هست. از طرفی توانمندسازی روان شناختی می تواند نقش میانجی گری را در رابطه بین اخلاق حرفه ای و تکیه گاه های شغلی با فلات محتوایی شغلی ایفا کند و از طرف دیگر اخلاق حرفه ای و تکیه گاه های شغلی می توانند به عنوان متغیر تعدیل کننده اثر منفی که توانمندسازی روان شناختی بر فلات محتوایی شغلی دارد را ارتقاء دهد.
۳۳۸۰.

بازنمایی تجارب زیسته معلمان در زمینه ارتقای انگیزش تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۳۱۵
با شیوع ویروس کرونا، تعطیلی مدارس و لزوم تداوم آموزش، معلمان ناگزیر به ارائه آموزش در بستر الکترونیک شدند. در این میان یکی از چالشهای اساسی معلمان، چگونگی حفظ و ارتقاء سطح انگیزش دانش آموزان می باشد. با توجه به اهمیت راهبردهای انگیزشی معلمان در این دوران، پژوهش حاضر درصدد شناسایی تجارب زیسته معلمان در زمینه ارتقاء انگیزش تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی است. مقاله حاضر با روش پدیدارنگاری (تفسیری) انجام شده است. مشارکت کنندگان از میان معلمان ابتدایی شاغل به تدریس در بستر الکترونیکی در سال تحصیلی1400-1399 بودند که 14 نفر از آنان با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مصاحبه غیرحضوری نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از راهبرد کلایزی انجام شد. در مجموع، تعداد 5 مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی استخراج شد. یافته های پژوهش نشان داد که راهکارهای مؤثر معلمان برای ایجاد و تقویت انگیزه دانش آموزان در محیط یادگیری الکترونیکی شامل بهبود مؤلفه های آموزشی، توجه به ویژگی -های عاطفی - روانی دانش آموزان، رشد مهارت های اجتماعی، برجسته سازی تربیت علمی و نهایتاً تقویت ظرفیت های زیباشناختی است. نتایج بیانگر آن است که بهبود مؤلفه های آموزشی بیشترین سهم و توجه به ابعاد زیباشناسانه کمترین سهم را در مجموعه راهکارهای انگیزشی معلمان این پژوهش داشته است. لذا جهت دستیابی به نتایج موفق و بهبود یادگیری دانش آموزان کاربرد انگیزاننده های تمام ساحتی با مدنظر داشتن اقتضائات خاص زیست بوم جدید یادگیری و نیز ظرفیت هایی که می تواند پیشروی دانش آموزان قرار دهد، لازم و ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان