فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
132 - 156
حوزههای تخصصی:
Background and Objective: The aim of this study was providing a model for upgrading the quality of research-oriented school in the perspective of educational mamagement in secondary schools of Hamedan province.research methodology: The purpose of research was applied, implementation method was mixed, method of the qualitative part was sequential exploratory, the participants were 19 education specialists, that were selected with a targeted non-random method. Data collection was done by triangulation method: Theoretical literature, semi-structured interview, and questionnaire. Validity was calculated with Lincoln and Goba's four criteria. Reliability was calculated with Kendall's tie coefficient (p<0.01) and Analysed with maxqda. The quantitative method was descriptive-survey and sample was 305 employees (principals, assistants, and teachers) of schools in Hamedan province 2022, who were selected by a random-stratified method. The data collection tool was ROSQ (research oriented school questionnaire). Construct validity and reliability were significant (with the methods of internal similarity and Split off). Data were analyzed with AMOS & SYSTATE.Findings: The Results showed that the research oriented school has 3 dimensions (human resources- general atmosphere of school- rules and instructions) and 26 effective factors (providing student needs, teacher creativity, satisfying student curiosity, student creativity, student accuracy, professional teaching method, student thinking, researcher teacher, teacher's accuracy, practical content by the teacher, parents' thinking, parents' accuracy, quality based school, process oriented, research-based evaluation, critical thinking in school, team work in school, problem-oriented, thinking oriented, targeted incentive system, science production, empiricism, scientific decision-making, researcher assistant, research indicators, research-oriented discourse).Conclusion: in order to qualitatively and quantitatively improve the position of research in the school, 5 components of teachers, students, parents, rules and regulations, and the general atmosphere of school should be considered by the education systems.
بررسی میزان انطباق اهداف شناختی، مهارتی و نگرشیِ کتاب هایِ نگارشِ دوره اولِ متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتن در جهان امروز، یکی از مهارت های بهتر زیستن است. در واقع بیان مقصود در قالب نوشته، نیازهای اولیه زندگی اجتماعی و مؤثرترین راه ارتباطی در فضای رسانه های نو پدید است.درس نگارش از جهت توانمندی بالایی که در ایجاد و برقراری ارتباط مؤثر دانش آموزان دارد و زمینه بروز خلاقیت ها، بیان احساسات و عواطف، اندیشیدن و ژرف نگری دانش آموزان را فراهم می سازد، از جایگاه مهمی برخودار است. این پژوهش به بررسی میزان انطباق اهداف شناختی، مهارتی و نگرشیِ کتاب هایِ نگارشِ دوره اولِ متوسطه می پردازد. پژوهش حاضر بر حسب هدف از نوع کاربردی است. از نظر اجرا توصیفی- میدانی است. جامعه آماری پژوهش شامل دبیران فارسیِ چهار شهرستان ایرانشهر، بمپور، سرباز و راسک با جمعیت کل(96 نفر) و با حجم نمونه به تعداد 77 پرسشنامه و با بررسی کامل محتوای کتاب های نگارش(1401) صورت گرفته است پرسش های مورد بررسی پژوهش، براساس اهداف شناختی، مهارتی و نگرشی مصوّب سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای درس نگارش، تهیه و توزیع گردیده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نزم افزار آماری SPSS بهره گرفته شده است.. نتایج بررسی نشان می دهد؛ اهداف شناختی، مهارتی و نگرشی با محتوای موجود کتاب های نگارش، انطباق قابل قبولی نداشته است. میزان انطباق اهداف شناختی با میانگین 62/2، اهداف مهارتی با میانگین 53/2 و اهداف نگرشی نیز با میانگین 43/2 ارزیابی گردید. لذا تحقق اهداف شناختی، مهارتی و نگرشی، نیازمند توجه عمیق تری در این خصوص می باشد.
نقش میانجی باورهای معرفت شناختی در ارتباط بین ارزش های فرهنگی و راهبردهای فراشناختی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد فرهنگی هافستد، باورهای معرفت شناختی و راهبردهای فراشناختی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان با روش مدل معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجو معلمان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان تهران (پردیس شهید مفتح شهر ری و مرکز آموزش عالی عترت واوان اسلامشهر) بوده که حدوداً 1040 نفر بودند و 361 نفر از آنان در پژوهش شرکت کردند. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که مردانگی/زنانگی، جمع گرایی/فردگرایی، فاصله قدرت و جهت گیری بلندمدت تأثیر مستقیم معنی داری بر ساختار دانش دارند، جمع گرایی/فردگرایی، فاصله قدرت، ابهام گریزی و جهت گیری بلندمدت تأثیر مستقیم معنی داری بر سرعت اکتساب دانش دارند. فاصله قدرت تأثیر مستقیم معنی داری بر ثبات دانش و منبع دانش دارد. همچنین جمع گرایی/فردگرایی، فاصله قدرت و جهت گیری بلندمدت تأثیر مستقیم معنی داری بر کنترل اکتساب دانش دارند. تأثیر مستقیم ساختار دانش و منبع دانش بر راهبردهای فراشناختی مثبت و معنی دار است اما تأثیر مستقیم سرعت اکتساب دانش و کنترل اکتساب دانش بر راهبردهای فراشناختی منفی و معنی دار است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که یافته ها اهمیت ارزش های فرهنگی در باورهای معرفت شناختی و در نتیجه راهبردهای فراشناختی دانشجویان را مورد تأیید قرار می دهد.
تأملی پدیدارشناسی بر ابعاد سیاستگذاری علمی در آموزش عالی ایران
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر ابعاد سیاست گذاریِ علمی در آموز عالی ایران را از دیدگاه اعضای هیئت علمی موردمطالعه قرار داده است. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر از نوع کیفی و به طور خاص راهبرد پدیدارشناسی بکار گرفته شد. مشارکت کنندگان تحقیق استادان چندین دانشگاه دولتی در کشور بودند. با شیوه نمونه گیری ترکیبی ( هدفمند و گلوله برفی) با 15 نفر از این استادان به عنوان نمونه، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. داده ها پس از پیاده سازی به شکل استقرائی و به شیوه کدگذاری دو مرحله ای بارنی گلیزر (1999) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که مفهوم سیاست گذاری علمی در آموزش عالی ایران می تواند شامل تصحیح قوانین، تغییردادن ساختارهای دانشگاهی، تأکید بر دانش عملی و مهارت محوری، پیوستگی صنعت و دانشگاه، روزآمدسازی برنامه های درسی، پاسخگویی اثربخش در راستای مسائل جامعه، فرهنگ سازمانی نوگرایی، حفظ خودگردانی دانشگاه، رشد منابع اقتصادی خودکفا و تثبیت نظام تضمین کیفیت باشد. نتیجه گیری: مفهوم سیاست گذاری علمی مناسب در آموزش عالی سبب برنامه ریزی آینده نگارانه دانشگاه ها و پیش بینی نیازهای فعلی خود و مسائل پیش روی جامعه و دانشگاه ها در آینده می گردد.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و در چارچوب یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شهر گچساران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای، 36 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (18 نفر) و کنترل (18 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در پژوهش شامل پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و پرسش نامه سازگاری اجتماعی (سینها و سینگ، 1993) بود. اعضای گروه آزمایش در 10 جلسه تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره و نرم افزار آماری 22SPSS- استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی و همچنین کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شد. براین اساس می توان با طراحی مداخلات مبتنی بر مهارت های زندگی گام های اساسی در توانمندسازی روان شناختی و هیجانی نوجوانان برداشت.
رابطه ساختاری بین سازه های مدل پذیرش فناوری دیویس و کیفیت آموزش مبتنی بر معلمان متوسطه شهر رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
117 - 131
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی روابط ساختاری سازه های مدل پذیرش فناوری دیویس و کیفیت تدریس معلمان متوسطه رفسنجان انجام گرفت. به این منظور از بین 200 معلم 170 معلم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای سنجش سازه های مدل پذیرش فناروی از پرسشنامه گاردنر و آمورسو (2004)، کلوپینک و مک کنی (2004)، و باس و همکاران (2016) و کیفیت تدریس جاتیلنی و جاتیلنی (2018) استفاده شد . داده ها با تحلیل مسیر تحلیل شدند.نتایج نشان داد اثر مستقیم مؤلفه های پذیرش فناوری بر کیفیت تدریس ادراک شده با فناوری مثبت و معنی دار است. نتایج اثرات غیر مستقیم ساده ، نشان داد نیت رفتاری در رابطه بین نگرش نسبت به کاربرد فناوری و کیفیت ادراک شده نقش مثبت و معنی دار، اما در رابطه بین سودمندی ادراک شده و کیفیت ادراک شده نقش واسطه ای معنی داری نداشت. همچنین نگرش نسبت به کاربرد فناوری در رابطه بین سودمندی و کیفیت ادراک شده و در رابطه بین سهولت و کیفیت ادراک شده نقش واسطه ای مثبت و معنی داری داشت. سودمندی ادراک شده نیز در رابطه بین سهولت و کیفیت ادراک شده نقش واسطه ای مثبت و معنی داری داشت. نتایج اثرات غیرمستقیم زنجیره ای نیز نشان داد مسیر سودمندی ادراک شده، نگرش نسبت به کاربرد فناوری، نیت رفتاری و کیفیت ادراک شده؛ مسیر سهولت ادراک شده، نگرش نسبت به کاربرد فناوری، نیت رفتاری و کیفیت ادراک شده؛ مسیر سهولت ادراک شده، سودمندی ادراک شده، نگرش نسبت به کاربرد فناوری، نیت رفتاری و کیفیت ادراک شده؛ و مسیر سهولت ادراک شده، سودمندی ادراک شده، نگرش نسبت به کاربرد فناوری و کیفیت ادراک شده تدریس با فناوری مثبت و معنی دار شدند.
رابطه سبک تربیتی و پایگاه اجتماعی– اقتصادی خانواده با رفتار جامعه یار دانش آموزان با میانجیگری درگیری والدین در آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۵۷
103 - 124
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک تربیتی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی خانواده با رفتار جامعه یار دانش آموزان با میانجیگری درگیری والدین در آموزش و بر پایه نظریات "شناخت اجتماعی" بندورا و"خودتعیی ن گری" رایان و دسی و به روش همبستگی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر ارومیه بود که براساس فرمول کوکران و با روش تصادفی تصادفی خوشه ای چند مرحله ای تعداد 492 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه های استاندارد بود که روایی آنها تأیید شد و پایایی پرسشنامه ها بر اساس آلفای کرونباخ برای مقیاس رفتار جامعه یار 0/90 ، مقیاس پایگاه اجتماعی-اقتصادی 0/87 ، مقیاس درگیری والدین در آموزش 0/87 و مقیاس سبک تربیتی 0/87 به دست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با به کارگیری نرم افزارهای SPSS و Smart PLS نشان داد که سبک تربیتی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی خانواده و درگیری والدین در امر آموزش با رفتار جامعه یار دانش آموزان ارتباطی معنادار دارند. همچنین نقش میانجی درگیری والدین در رابطه سبک تربیتی و پایگاه اجتماعی – اقتصادی با رفتار جامعه یار تأیید شد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که عوامل خانوادگی مانند شغل، تحصیلات و درآمد والدین و اتخاذ سبک تربیتی مناسب می تواند بر مشارکت و درگیر شدن آنها در امر آموزش فرزندان و ارتقای رفتارهای جامعه یار دانش آموزان تأثیرگذار باشد.
تعیین اثربخشی آموزش گروهی راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و تفکر انتقادی بر بهزیستی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و تفکر انتقادی بر بهزیستی مدرسه دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی (چهارم، پنجم و ششم) شهر باغبهادران انجام شد. روش: روش انجام این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون، پیگیری همراه با گروه گواه با پیگیری دو ماهه بود و 60 دانش آموز از پایه های چهارم، پنجم و ششم شهر باغبهادران بر اساس روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود، انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ( هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. از مقیاس بهزیستی مدرسه کاپلان و ماهلر (1999)، برای سنجش متغیر وابسته استفاده شد. آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی خانجانی و همکاران (1393) و آموزش تفکر انتقادی فیشر (2005) هر یک به تعداد 8 جلسه 90 دقیقه ای استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل واریانس مکرر با طرح آمیخته و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که نمرات مؤلفه های بهزیستی مدرسه (علاقه مندی به مدرسه و خودکارآمدی ادراک شده تحصیلی) در مرحله پس آزمون و پیگیری در گروه آموزش تفکر انتقادی و گروه آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی افزایش پیدا کرده و رفتار مخرب کاهش پیدا کرده است. نتیجه گیری: از آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و تفکر انتقادی در مدارس توسط معلمان و مشاوران برای بهبود یا افزایش بهزیستی مدرسه دانش آموزان می توان استفاده کرد.
The Effects of Branding on the Renown and Reputation of Educational Institutions; (A Study on the Marketing of Education Industry)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۴, Winter ۲۰۲۴
38 - 56
حوزههای تخصصی:
Organizational reputation may be conceptualized as the collective perception of stakeholders regarding an organization's capacity to generate value, which is distinguished from its competitors, despite being an inherently intangible construct. From an economic perspective, a company's reputation can be regarded as a mirror of its historical achievements and an indicator of its distinctive attributes. The prominence of brand reputation as a fundamental asset substantively augments the integration of social media strategies across diverse tiers of distribution channels. This applied research endeavors to elucidate the influence of branding on the reputation and renown of educational institutions. The statistical population of this research encompasses language learners enrolled at the leading ten language institutions in Tehran, chosen for their extensive network of branches, substantial student enrollment, the perspectives of online users across multiple platforms and, crucially, and most importantly, consultation with prominent professors in the field of TESOL in Tehran. For data collection, a Likert scale-based questionnaire was employed, yielding a compilation of 573 responses from educational institutions. Subsequent analysis was conducted utilizing the structural equation modeling technique, SPSS, and SMART PLS software. The results of this research showed that brand evidence, communication, loyalty, satisfaction, and personality have a significant effect on brand renown and organizational reputation. Moreover, while brand identity does indeed exert a discernible influence, its impact is comparatively modest and does not extend to influencing brand renown and organizational reputation within educational institutions
ویژگی های روان سنجی نسخه بسط یافته مقیاس سنتی بی صداقتی تحصیلی: معرفی یک مقیاس در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه بسط یافته مقیاس سنتی بی صداقتی تحصیلی بود. پاسخ دهندگان پژوهش 874 دانشجو (265 مرد، 598 زن و 11 نفر از شرکت کنندگان جنسیت شان را اعلام نکردند) دوره کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی402-1401 بودند. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی، از دسته پژوهش های روانسنجی و در زمره تحقیقات توصیفی بود که در قالب روان سنجی برای ابزار استاندارد بی صداقتی تحصیلی انجام شد. مقیاس های پژوهش عبارت از هنجار ذهنی برای بی صداقتی تحصیلی، کنترل رفتاری ادراک شده برای بی صداقتی تحصیلی، نگرشِ بی صداقتی تحصیلی، قصدِ بی صداقتی تحصیلی، توجیهِ بی صداقتی تحصیلی، تعهد اخلاقی به صداقت تحصیلی و رفتارهای بی صداقتی تحصیلی بودند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-25و Smart PLS-3 تحلیل شدند. برای تعیین روایی از روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. در این خصوص، بررسی معیار بارهای عاملی، معیار فورنل-لارکر و نسبت خصیصه متفاوت به مشابه نشان داد این ابزار روایی همگرا و واگرای مطلوبی دارد. برای تعیین پایایی از روش های آلفای کرونباخ، پایایی مرکب و شاخص rho_A استفاده شد. نتایج هر سه شاخص مذکور نشان داد عامل های این ابزار (تقلب در تکلیف و تقلب در امتحان) پایایی مطلوبی دارند. در مجموع، نتایج نشان داد که این مقیاس از روایی و پایایی بسیار خوبی در همه شاخص های مورد نظر برخوردار بود و کارایی لازم را برای اندازه گیری این رفتار داشت. بررسی مادّه های این مقیاس نشان می دهد برنامه درسی نقش مهمی در بی صداقتی تحصیلی دارد. نتایج بر مبنای شواهد پژوهشی و نظری مورد بحث قرار گرفته است.
الگوی برساخت آزادی علمی در جامعه دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
163 - 178
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال شناخت فرایند برساخته شدن آزادی علمی در جامعه دانشگاهی ایران بوده و با استفاده از رویکرد کیفی و راهبرد نظریه مبنایی انجام شده است. مشارکت کنندگان 17 نفر از اعضای هیئت علمی با مرتبه دانشیاری به بالا از دانشگاه ها و پژوهشگاه های تابعه وزارت عتف بودند. نمونه گیری هدفمند (و نظری) و با بیشینه تنوع انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پروتکل مصاحبه عمیق استفاده شد و مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در تحلیل داده ها از رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین استفاده شد .برای اعتباربخشی یافته ها از ملاک های چهارگانه گوبا و لینکلن استفاده شد. یافته های پژوهش مبتنی بر 38 مقوله محوری و 13 مقوله گزینشی بود که بر اساس رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین در الگوی نهایی جایگذاری شدند. پدیده محوری به صورت دو هسته ای با عنوان «عرف دانشگاهی و سوژه دانشگاهی ناگزیر» نام گذاری شد. عاملان دانشگاهی راهبردهایی مانند «هویت دانشگاهی بازاندیشانه، پیله عافیت و سرمایه گذاری در خود» را برای مواجهه با پدیده محوری برگزیده اند. برونداد این سازوکار، راهبردها و تعاملات درنهایت به کنش ورزی احتیاطی در ساحت دانشگاهی انجامیده است که آن را «آزادی دانشگاهی اضطرابی» نام نهاده ایم.
جستاری بر مؤلفه های سازنده دانش محتوایی تربیتی(PCK) در آموزش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف هدف مطالعه حاضر تأملی بر دانش محتوایی تربیتی در آموزش جغرافیا بوده است تا نظر به نوپا بودن این نوع دانش در ادبیات تعلیم و تربیت، مؤلفه های سازنده آن دانش را با مروری بر ادبیات علمی مربوطه شناسایی و تبیین نماید. روش ها این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بوده و روش پژوهشی مورد استفاده در این مطالعه جستار نظرورزانه است. در مطالعه جستار نظرورزانه پژوهشگر جمع بندی شخصی خود از دانش و تجربیات در یک حوزه را به دیگران منتقل می نماید؛ از این رو در این مطالعه نیز پژوهشگر پس از مطالعهٔ کتابخانه ای، جستار نظرورزانه ای در خصوص دانش محتوایی تربیتی داشته و مؤلفه های سازندهٔ آن را شناسایی و آن ها را در حوزه آموزش جغرافیا تبیین و تشریح نموده است. تأییدپذیری یافته ها از طریق مرور همکاران انجام پذیرفته است. یافته ها: نتایج این مطالعه برشماری مؤلفه های سازنده دانش محتوایی تربیتی در چهار بخش دانش مخاطب، دانش تخصصی، دانش برنامه ریزی درسی و دانش شخصی است. نتیجه گیری: برای دانش تخصصی 5 پرسش، دانش مخاطب 7 پرسش، دانش برنامه ریزی درسی 5 پرسش و برای دانش شخصی 3 پرسش و مسأله شناسایی شده است تا با معرفی مسائل و سؤالات پژوهشی بالقوه مؤلفه های سازنده دانش محتوایی تربیتی آموزش جغرافیا، زمینه پژوهش های بیشتری در این حوزه فراهم گردد.
بررسی رابطه تدریس کوانتومی و سازنده گرایی با تصمیم گیری برنامه درسی معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۲۲۴-۲۰۵
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه تدریس کوانتومی و سازنده گرایی با تصمیم گیری برنامه درسی معلمان ابتدایی شهرستان بابلسر می باشد. طرح پژوهش حاضر؛ کمی و روش توصیفی- پیماپیشی و جامعه آماری شامل 240 نفر معلمان دوره ابتدایی شهرستان بابلسر بوده که براساس جدول نمونه گیری مورگان 143 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، اقتباس از پرسشنامه استاندارد سازنده گرایی محمدی، عابدینی بلترک و منصوری (1398)، پرسشنامه استاندارد تصمیم گیری برنامه درسی حاجی تبار فیروزجایی (1398) و پرسشنامه محقق ساخته تدریس کوانتومی بوده است. روایی ابزار به ترتیب 97%، 86% و 97% و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ برابر با 94%، 98% و 96% به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش های آمار توصیفی(انحراف معیار و میانگین) و استنباطی (آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش هم زمان) صورت گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد، بین تدریس کوانتومی با تصمیم گیری برنامه درسی(653/0 =r)، بین سازنده گرایی با تصمیم گیری برنامه درسی(763/0 = r) و بین تدریس کوانتومی و تصمیم گیری برنامه درسی(652/0 = r) معلمان ابتدایی شهرستان بابلسر رابطه ی معناداری در سطح 05/0 وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد سازنده گرا بودن می تواند نحوه ی تصمیم گیری برنامه درسی (متمرکز/ غیر متمرکز) معلمان دوره ابتدایی شهرستان بابلسر را پیش بینی کند
طراحی و تدوین مدل اجرای مطلوب جشنواره الگوهای برتر تدریس درس تربیت بدنی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶۰
۶۴-۴۷
حوزههای تخصصی:
یکی از سازوکارهای کیفیت بخشی و تقویت درس تربیت بدنی در مدارس اجرای جشنواره الگوهای برتر تدریس است. ﻫﺪف پژوهش ﺣﺎﺿﺮ طراحی و تدوین مدل اجرای مطلوب جشنواره الگوهای برتر تدریس درس تربیت بدنی و ارائه راهکارهایی برای بهبود اجرای جشنواره بود. روش پژوهش کیفی است که با روش داده بنیاد رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شده است. برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. ﺟﺎمعه آﻣﺎری ﺗﺤﻘیﻖ شامل همه معلمان تربیت بدنی شرکت کننده در چهاردهمین جشنواره کشوری الگوهای برتر تدریس درس تربیت بدنی، اساتید دانشگاه، سرگروههای آموزشی، داوران و مسئولان برگزاری جشنواره بودند. ﻧﻤﻮﻧﻪﮔیﺮی ﺑﻪﺻﻮرت هدفمند انجام ﺷﺪ. پس از اﻧﺠﺎم دادن 25 ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ و رسیدن به اﺷﺒﺎع ﻧﻈ ﺮی، ﺑ ﻪ ﻣﺼ ﺎﺣﺒﻪﻫ ﺎ ﭘﺎیان داده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با به کارگیری نرم افزار اطلس تی انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات مشخص شد که شرایط علی شامل سازوکار استفاده از نخبگان تربیت بدنی، توجه به اسناد بالادستی و شیوه برگزاری است. برنامه های معاونت تربیت بدنی و موانع و مشکلات موجود به عنوان شرایط زمینه ای تأثیرگذار بر جشنواره شناخته شدند. شرایط اقتصادی و سیاستهای وزارتخانه عامل مداخله گر و توسعه اهداف آموزشی، تغییرات اجرایی و تغییرات ساختاری به منزله راهبرد عنوان شدند. نهایتاً ارتقای خلاقیت و انتقال تجارب معلمان، توانمندسازی همکاران، استمرار جشنواره، تعامل میان همکاران سراسر کشور، ایجاد کلاسهایی شاد و فعال در مدارس، رویکرد مشارکت حداکثری و افزایش عملکرد سازمانی به منزله پیامدهای فردی و سازمانی اجرای مطلوب جشنواره شناخته شدند.
Predicting the Relationship between Learning Style and Critical Thinking Skills with the Mediating Role of Distance Education Technologies in Students of Payam Noor University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Critical thinking in students' education is associated with the analysis of received information. Students provide the basis for the development of critical thinking in their future careers by cultivating this skill. This study is conducted to predict the relationship between learning style and critical thinking skills with the mediating role of distance education technologies in students of Payam Noor University. This is an applied study in terms of objectives and also a descriptive-correlational one since it describes the existing situation. The statistical population includes 253 distance learning students of Payam Noor University in Chaharmahal and Bakhtiari Province, of which 153 were selected as samples using the Cochran formula and simple random sampling. The population was asked to answer the Kolb Learning Style Inventory (12 questions), the California Critical Thinking Skills Test (CCTST) (24 questions), and the researcher-made distance education technology questionnaire (10 questions). Due to the standard questions of the questionnaires, it could be argued that they are highly valid. The reliability of the questionnaires was checked through Cronbach's alpha using SPSS software, and it was found that all three questionnaires were sufficiently reliable. The data were analyzed using SPSS, and structural equation modeling (SEM) was used to test the hypotheses using LISREL software. The results showed that the development of critical thinking skills to select, analyze, and apply information to solve problems in everyday life should be the focus of education and training systems in this era rather than inventing and applying methods of memorizing and processing information in memory.
اثربخشی آموزش استعاره های زبان فارسی با روش بسته آموزشی الکترونیکی بر مهارت خودآ گاهی در دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناشنوایی نوعی اختلال حسی عصبی است که با اختلالات مختلف در زمینه تکامل احساسی، اجتماعی و شناختی در ارتباط است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش بسته آموزشی الکترونیکی بر مهارت خود آ گاهی در دانش آموزان با آسیب شنوایی بود. روش: روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان با آسیب شنوایی پایه نهم دوره اول متوسطه شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر از آنان انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه )هر گروه 15 نفر ( جایگزین شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مهارت های خودآ گاهی کوپر، استفاده شد. گروه آزمایشی تحت آموزش استعاره های زبان فارسی با روش الکترونیکی ) 8 جلسه( قرار گرفت، گروه گواه، مداخله ای به جز آموزش های رسمی مدرسه دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش الکترونیکی بر مهارت خودآ گاهی دانش آموزان با آسیب شنوایی اثربخش بود. با توجه به اهمیت آموزش زبان فارسی به دانش آموزان با آسیب شنوایی برای آموزش استعاره های زبان فارسی لازم است از روش های متنوعی استفاده شود و چنین روش هایی به عنوان آموزش مکمل در مدارس توصیه می شود.
گونه شناسی تدریس باکیفیت در نظام آموزش عالی: مطالعه سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
193 - 220
حوزههای تخصصی:
تدریس در نظام آموزش عالی نقش اساسی دارد. این مطالعه با هدف بررسی و شناسایی مؤلفه ها و تعیین فراز و نشیب های تدریس باکیفیت در نظام آموزش عالی در بین مطالعات انجام شده، است. با توجه به اهداف آموزش عالی در تأمین نیروی انسانی متخصص، نیاز به اصلاح در روش های تدریس باکیفیت در دانشگاه ها احساس می شود که هدف پژوهشگر در این مطالعه، بررسی مؤلفه ها (شاخص ها) و ارائه گونه هایی از تدریس باکیفیت در نظام آموزش عالی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با توجه به روش اجرا، مرور سیستماتیک تلقی می شود. جامعه آماری، پایگاه های مطالعاتی است که از جوانب مختلف به این موضوع در آموزش عالی در 24 سال اخیر پرداخته اند. بر اساس معیارهای ورودی، 30 مقاله فارسی و 28 مقاله انگلیسی، وارد مطالعه شدند که در نتیجه 18 مؤلفه از این مقالات بدست آمد. پس از تحلیل مؤلفه های تدریس باکیفیت در آموزش عالی، پدیدار شد که این مؤلفه ها در 3 دسته (گونه) کلان تر جا گرفته شده است که این گونه ها شامل: گونه های متمرکز بر کلاس، فراگیر و انسان منتقد برای تدریس باکیفیت در آموزش عالی است. با بررسی مطالعات داخلی و خارجی به فراز و نشیب های هر یک از گونه ها در طول زمان توجه شده است که نشان داد در مطالعات خارجی، مؤلفه های (مصادیق) گونه های تدریس باکیفیت در آموزش عالی از اهمیت یکسانی برخوردار هستند.
شناسایی مؤلفه های به کارگیری شایستگی های تربیتی رسانه ای توسط معلمان در دوران پساکرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد بررسی چگونگی بکارگیری سواد تربیتی رسانه ای توسط معلمان در دوران پساکرونا می باشد. در انجام این پژوهش دو گروه مشارکت داشتند: متخصصان حوزه های مربوط به شایستگی های تربیتی رسانه ای و معلمان مدارس متوسطه شهر تهران. از گروه متخصصان به روش دردسترس و داوطلبانه نمونه گیری شد و برای انتخاب معلمان، روش طبقه ای چندمرحله ای استفاده شد. نمونه مورد استفاده متخصصان ۱۵ نفر و نمونه معلمان ۱۸۵نفر بود. در فرایند عمل، ابتدا با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته، مؤلفه های بکارگیری سواد تربیتی رسانه ای شناسایی و پرسشنامه محقق ساخته طراحی گردید. و در مرحله بعد برای سنجش روایی دراختیار گروه متخصصان قرار گرفت و پس از اطمینان از روایی آن، دراختیار معلمان قرار گرفت تا به سنجش پایایی اقدام شود. نتایج تحلیل عاملی تاییدی برازش آماری مدل با داده های پژوهش نشان داد که مدل شامل الگوی سه عاملی با بارشدن ۲۸ سوال روی سه عامل مدل نظری آماده سازی درس، اجرای درس و ارزشیابی انطباق داشت. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی مولفه های پرسشنامه بدست آمد که مقدار آن مطلوب و ضرایب زیرمقیاس های آن بین (۸۷/۰-۸۱/۰) می باشد. به طور کلی نتایج نشان داد که پرسشنامه بکارگیری سواد تربیتی رسانه ای معلم ابزاری معتبر و با پایایی و روایی مطلوب برای سنجش بوده است
ارائه نظریه ای برای پرورش کودکان پژوهنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
99 - 129
حوزههای تخصصی:
پرورش روحیه پژوهندگی در کودکان به عنوان مهم ترین سرمایه های انسانی آینده هر جامعه ای، از هوشمندانه ترین راهبردها برای مواجهه با تحولات و دگرگونی های روزافزون به شمار می رود؛ لذا در مطالعه حاضر تلاش شد تا ابعاد و راهکارهای پرورش کودکان پژوهنده با رویکرد کیفی و روش نظریه برخاسته از داده ها از نوع تحلیل ابعاد مورد شناسایی و بازنمایی قرار گیرد. برای گردآوری داده ها از فن مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. مطلعان کلیدی، 20 نفر از متخصصان تعلیم وتربیت، مربیان و والدین، ساکن در دو شهر قم و تهران بودند که بر اساس دو روش ملاکی و گلوله برفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها نیز به روش تحلیل طبیعی انجام شد. داده های گردآوری شده با 2650 کد اولیه، 45 زیرمقوله و10 مقوله در قالب ابعاد پنج گانه شامل؛ چشم انداز (واکنش والدین در برابر کُنش های پژوهشی کودکان)، زمینه (وضعیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حاکمیتی)، شرایط (عوامل خانوادگی، محیطی و آموزشی)، فرایند (بسترسازی های والدین و بسترسازی های کلان) و پیامد (بالندگی و پژوهندگی کودکان و فرصت ها و چالش های ناشی از آن)، به صورت ماتریس تبیینی روش تحلیل ابعاد ارائه شد. نتایج نشان می دهد که تقویت روحیه پژوهندگی در کودکان، تابعی از روابط بین عوامل چندگانه و چندسطحی برآمده از کیفیت شرایط، زمینه، چشم انداز و فرایندهای تربیتی است که در آن پرورش می یابند.
تأثیر شعر قصه بر یادگیری مقولات دستوری پایه هفتم (مطالعه موردی، فعل، مصدر و بن های ماضی و مضارع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر قصه و شعر بر یادگیری مقولات دستوری پایه هفتم و تأکید آن بر یادگیری مواردی همچون فعل، مصدر و بنهای ماضی و مضارع است. در این پژوهش، علاوه بر ذکر اهمیت این موضوع و بیان مسائل نظری، به ذکر چهار شعر از نویسنده این مقاله می پردازیم که در سال های تدریس خود، برای آموزش برخی از مباحث دستوری پایه هفتم که شامل فعل، مصدر و بن های ماضی و مضارع است، بهره جسته و نتایج مثبتی گرفته است.نگارنده این سطور، طی شش هفته از اول بهمن ماه تا پانزدهم اسفندماه 1400 پژوهش خود را عملیاتی ساخته و با دسته بندی دانش آموزان پایه هفتم به دو گروه سی نفره آزمایش و کنترل به مطالعه و بررسی پرداخت. آموزش مباحث مذکور برای دانش آموزان گروه آزمایش با استفاده از اشعاری که توسط دبیر سروده شده، تدریس شد و دانش آموزان ضمن شرکت فعالانه در امر یادگیری و حفظ ناخودآگاه اشعار آموزشی، شادی و نشاط خاصی را در جریان آموزش حس می کردند؛ اما آموزش مباحث نام برده به گروه کنترل به روش عادی و بدون استفاده از شعر و قصه صورت گرفت. در هفته ششم پژوهش، ارزیابی های دانش آموزان دو گروه آزمایش و کنترل نشان داد میانگین نمرات گروه آزمایش در مجموع پرسشهای شفاهی و کتبی52/1 نمره از میانگین نمرات گروه کنترل، بالاتر شده است یافته های این پژوهش بیانگر این مطلب است که استفاده از شعر و قصه در یادگیری مقولات دستوری تأثیر به سزایی دارد و جذابیت آنها برای دانش آموز علاوه بر تسهیل امر یادگیری، باعث القای حس شادی نیز می شود.