فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
This research aimed to design and evaluate the effectiveness model of educational organizations based on the social systems model in high schools of Shiraz city. This research employed a sequential exploratory mixed-method (qualitative-quantitative) design and conducted as a case study in some high schools in Shiraz. The research, in the form of a thematic network, was designed as one overarching theme, 6 organizing themes, and 42 foundational themes. The organizing themes included components related to: teacher's human factors, student's human factors, parents' human factors and, structural, social, and educational-research components. Based on these, a proposed research model Introduced. In the instrument development phase, a researcher-made questionnaire on school effectiveness, derived from the qualitative findings, designed. The statistical population consisted of teachers and included students majoring in mathematics - physics, in Shiraz high schools. For evaluating the research model, exploratory and confirmatory factor analysis methods employed. The fit indexes were indicators of the validity of the organizational effectiveness model with an approach toward the effectiveness of educational organizations. The findings of this research revealed that, in sequence, the human factors of the teacher are educational, the parents' human factors are structural and student's human factors are social research. Accordingly, it emphasizes the imperative attention of the relevant executives and officials towards implementing the research model.
The Effect of Ethical Leadership on Professional Learning Communities with the Mediating Role of Normative Commitment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۲, Summer ۲۰۲۴
72 - 86
حوزههای تخصصی:
In organizational interactions and communities, professional learning communities have gained more attention from managers due to their sustainable benefits for human resources and organizations, which contribute to growth and development. This research is applied in terms of purpose and descriptive-correlation based on structural equations as a method. The statistical population of the study consisted of all primary school teachers in District Two of Urmia, totaling 1,236 individuals. The sample size was determined using the Krejcie and Morgan table, resulting in a selection of 291 individuals. A cluster random sampling method was employed. Data were collected based on four questionnaires: Brown et al.'s (2005) Ethical Leadership Questionnaire, Hu et al.'s (2015) Professional Learning Communities Questionnaire, Eisenberg et al.'s (2001) Normative Commitment Questionnaire, and Jangman et al.'s (2005) Teacher Decision-Making Participation Questionnaire, with Cronbach's alpha coefficients of 0.91, 0.91, 0.87, and 0.85, respectively. The validity of these questionnaires was confirmed by experts and through SPSS analysis. Data analysis was conducted using Smart PLS 3 software. The results indicated that ethical leadership has a positive and significant impact on professional learning communities, and normative commitment plays a mediating role in the relationship between ethical leadership and professional learning communities. However, participation in decision-making does not play a moderating role in the relationship between ethical leadership and professional learning communities.
Exploring Ideological Dimensions in Media Coverage of the Russia-Ukraine Crisis: A Comparative Discourse Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۱, Winter ۲۰۲۴
145 - 159
حوزههای تخصصی:
This study investigates the ideological dimensions of media representation of the Russia-Ukraine crisis by comparing British and Arab online newspapers. Grounded in Fairclough's framework of Critical Discourse Analysis, this paper investigates the narrative structure of The Guardian, The Sun, Arab News, and Gulf News in representing the conflict and how sociocultural and political contexts influence language use and framing strategies underpinning the ideologies. The study shows that British media, most especially The Guardian and The Sun, claim to mainly reinforce Western geopolitical narratives by framing Russia as an aggressor and Ukraine as a victim of war, emphasizing themes of democracy, aggression, and victimization. However, the media in the Arab world, such as Arab News and Gulf News, afford a more balanced approach that focuses on regional concerns like economic stability, humanitarian issues, and neutrality; on the other hand, it also covers a broad spectrum of views. Using such a comparison, this study exemplifies and contrasts the different ideological roots of media discourse within diverse cultural and political contexts. By pointing out how sociopolitical priorities and cultural values shape media framing, this study contributes to an understanding of the role that media plays in building global public opinion about international conflicts, more precisely in how media from different regions may frame the same event quite differently. This thus underlines the importance of cross-cultural media literacy and gives insight into the power of media in the perception-shaping process of a conflict.
طراحی الگوی یادگیری مبتنی بر پروژه آنلاین در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف سنتزپژوهی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر یادگیری مبتنی بر پروژه آنلاین در آموزش عالی انجام گرفته است. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع سنتزپژوهی است. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش ها و مطالعات انجام شده در حوزه یادگیری مبتنی بر پروژه آنلاین در آموزش عالی در بازه زمانی 2007 تا 2023 در پایگاه های اطلاعاتی داخل و خارج معتبر و نمونه مورد بررسی شامل 39 سند می باشد. با تجزیه و تحلیل داده ها الگوی یادگیری مبتنی بر پروژه آنلاین در آموزش عالی در قالب 163 کد باز و 16 مقوله محوری و ترکیب آنها در 5 بعد مشخص شد. این ابعاد شامل بُعد یادگیرنده (ویژگی ها فردی یادگیرنده، انگیزه یادگیرنده، رابطه یادگیرندگان با هم، رابطه یادگیرنده و استاد)، بُعد آموزش (شایستگی های یاددهنده و سبک های تدریس، محتوای آموزشی، مواد و رسانه های آموزشی، فرایند یادگیرنده محور)، بُعد فناوری(قابلیت اشتراک گذاری اطلاعات، ارتباط همزمان و ناهمزمان، قابلیت پشتیبانی و دسترسی آسان)، بُعد مهارت(مهارت ارتباطی، مهارت مشارکتی، مهارت فراشناختی)، بُعد پیامد(پیامد تحصیلی، پیامد عاطفی) طبقه بندی شدند. نتایج تحلیل داده ها منجر به شناسایی یک الگوی جامع یادگیری مبتنی بر پروژه آنلاین در آموزش عالی گردید. از این رو الگوی استخراج شده، چارچوب مناسبی را برای آموزش عالی جهت استفاده از یادگیری مبتنی بر پروژه آنلاین فراهم می آورد.
ثربخشی داستان و خودتوضیحی بازی دیجیتال بر یادگیری، درگیری تحصیلی در درس ریاضی دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
66 - 87
حوزههای تخصصی:
بازی های آموزشی دیجیتال اخیرا تحقیقات زیادی را به خود اختصاص داده اند و پژوهشگران این زمینه از اثربخشی آنها استقبال کرده اند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی داستان و خودتوضیحی بازی دیجیتال بر یادگیری، درگیری تحصیلی و انتقال یادگیری در درس ریاضی دانش آموزان پایه اول ابتدایی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان کلاس اول شهر تبریز می باشد که انتخاب مدرسه بصورت مدرسه دردسترس انجام شد و نمونه گیری دانش آموزان بصورت تصادفی بود که در سه گروه آزمایش یک (16 دانش آموز) و آزمایش دو (16 دانش آموز) و گروه کنترل (19 دانش آموز) قرار گرفتند. برای گردآوری داده های مربوط به متغیر های یادگیری و انتقال یادگیری از آزمون محقق ساخته و برای متغیر درگیری تحصیلی از پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و تی سینگ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. تحلیل یافته های پژوهش نشان داد داستان بازی دیجیتال بر یادگیری، درگیری تحصیلی و انتقال یادگیری تأثیر دارد همچنین خودتوضیحی بازی دیجیتال بر یادگیری و انتقال یادگیری تأثیر دارد اما بین خودتوضیحی بازی دیجیتال با درگیری تحصیلی تأثیری یافت نشد. بنابراین در طراحی بازی های آموزشی برای افزایش اثربخشی آنها می توان قابلیت های آموزشی داستان و خودتوضیحی را مورد استفاده قرار داد.
اثربخشی برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی بر بهبود مهارت های پیشاریاضی و حافظه فعال دیداری-فضایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی و اثربخشی آن بر بهبود مهارت های پیشاریاضی و حافظه فعال دیداری-فضایی در کودکان پیش دبستانی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود و ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه جمع آوری داده ها در طبقه تحقیقات ترکیبی (کیفی-کمی) قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان 5 تا 7 ساله در مراکز پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آن ها، نمونه ای به حجم 30 نفر (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی گمارش شد. در مرحله بعد دو آزمونِ مهارت های پایه ریاضی (کهن صدق، 1376) و خرده آزمون حافظه فعال دیداری-فضایی (حافظه مازها و یادآوری مکعب) از مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (ارجمندنیا، 1388) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. برای آزمون فرضیه ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی بر بهبود مهارت های پیشاریاضی در حیطه های اعداد و عملیات، اندازه گیری، محاسبات اولیه و هندسه و همچنین حافظه فعال دیداری-فضایی اثرگذار است. بر این اساس می توان گفت برنامه توانمندسازی شناختی با رویکرد بدنمندی به دلیل تکیه بر تجربیات مستقیمِ بدنی و حرکتی، سیستم عصبی، حسی، حرکتی و شناختی را هم زمان درگیر می کند.
تاثیر انجام خطاهای عمدی یادگیری بر حافظه کاری و عملکردی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
111 - 122
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر انجام خطاهای عمدی یادگیری بر حافظه کاری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بود. روش پژوهش: . روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهرستان چگنی در سال تحصیلی 1402- 1401 بود. از جامعه آماری مذکور تعداد 30 نفر که شرایط ورود به پژوهش را داشتند به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به صورت تصادفی گمارش شدند. ابزار پژوهش مقیاس حافظه کاری دانیمن و کارپنتر (1980) و آزمون مداد کاغذی محقق ساخته جهت سنجش عملکرد تحصیلی دانش آموزان بود. روش های آماری مورد استفاده در این پژوهش شامل آمار توصیفی(میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس چند متغیره) بود. داده ها در قالب نرم افزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه برای متغیر عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت (01/0P<، 317/69F=) اما برای متغیر حافظه کاری تفاوت معناداری وجود نداشت (647/0P=، 214/0F=). نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت که انجام خطاهای عمدی یادگیری موجب افزایش عملکرد تحصیلی می شود ولی تأثیری بر حافظه کاری ندارد.
بررسی تحلیل محتوای فارسی دوره اول متوسطه بر اساس معرفی اسطوره ها، الگوها و اندیشمندان ایرانی - اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصول تربیت رسمی و عمومی تاکید بر فرهنگ اسلامی ایرانی و زبان و ادب فارسی است و بدین منظور تربیت رسمی و عمومی باید به معرفی نماد های فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی بپردازد. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان توجه به اسطوره ها الگو ها و اندیشمندان ایرانی-اسلامی در محتوای کتاب های فارسی دوره اول متوسطه است. جامعه آماری کتاب های فارسی دوره اول متوسطه انتخاب گردید ونمونه آماری با جامعه آماری برابر است. ابزار پژوهش چک لیست آماده دارای روایی و پایایی 81% هست. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از س نجش فراوانی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد در متون کتاب فارسی متوسطه اول مجموعا 197 جمله به معرفی شخصیت ها ( ذکر اسم شخصیت، معرفی آثار، بیان زندگینامه، بیان فعالیت ها، ارائه نمونه آثار) پرداخته است. از میان اسطوره ها، الگو ها و اندیشمندان ایرانی اسلامی در متون کتاب فارسی شخصیت های ادبی با فراوانی 75 جمله معادل 38%در جایگاه اول، شخصیتهای علمی فلسفی و مبارز با فراوانی 43 و 31 جمله معادل 21% و 15%در جایگاه های دوم و سوم قرار دارند. در این میان به شخصیت های سیاسی ورزشی، هنری کمتر از 10%توجه شده.
طراحی و روایی یابی الگوی ارزشیابی شایستگی محور جهت سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر باهدف طراحی و روایی یابی الگوی ارزشیابی مبتنی بر شایستگی در سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه انجام گرفته است.
روش پژوهش: میدان پژوهش شامل «کلیه اسناد و منابع مربوط به ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مبتنی بر شایستگی» و «مدیران، معاونان و دبیران دبیرستان های دولتی استان آذربایجان غربی» بود. پژوهش حاضر به شیوه ی مروری (اسنادی) انجام گردید. پس از تنظیم سؤالات پژوهش، به منظور شناسایی ابعاد و مؤلفه ها، اصطلاحات جستجو مشخص و پایگاه های مناسب برای دریافت منابع مربوط مشخص شدند همچنین با توجه به مبانی نظری و پیشینه پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی 45 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود.
یافته ها: بامطالعه منابع موجود، اسناد بالادستی و مصاحبه نیمه ساختاریافته، ابعاد و مؤلفه های ارزشیابی مبتنی بر شایستگی شامل ابعاد «مبانی تعیین شایستگی ها»، «شایستگی های کلیدی»، «اصول و ویژگی ها»، «ابزار و روش ها»، «اهداف و استانداردها»، «ارزیاب»، «زمان ارزشیابی» و «بازخورد» شناسایی شد.
نتیجه گیری: درنهایت الگوی ارزشیابی شایستگی محور شامل دو بخش اصلی «کجا باید باشیم؟» و «کجا هستیم؟» ترسیم شد، بخش اول شامل مبانی تعیین شایستگی ها است شامل سه مؤلفه؛ شایستگی های کلیدی شامل (مهارت های شناختی و غیر شناختی)؛ تعیین اهداف و استانداردها؛ با توجه به اصول و ویژگی های ارزشیابی شایستگی محوراست؛ بخش دوم الگو تعیین اینکه کجا هستیم با استفاده از ابعاد: ابزار و روش های ارزشیابی (با تأکید بر ابزارها و روش های چندگانه)؛ در بعد ارزیاب (تنوع ارزیاب) در بعد زمان (متغیر بودن زمان ارزشیابی) و بازخورد (تکوینی، توصیفی و تراکمی) است. از این الگو می توان برای تدوین محتوی و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره اول متوسطه استفاده کرد.
مدل راش چندوجهی در آزمون های عملی: مورد مطالعه آزمون سُرایش
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تحلیل داده های حاصل از آزمون های عملی سازمان سنجش با استفاده از مدل راش چندوجهی و مقایسه آن با نتایج حاصل از تحلیل های کلاسیک است. روش پژوهش: روش پژوهش کمی و از نوع توصیفی-تحلیلی است. مشارکت کنندگان شامل تمامی داوطلبان رشته آهنگسازی حاضر در آزمون عملی سُرایش بودند. داده مورد تحلیل از فرم های ارزیابی پر شده توسط چهار ارزیاب برای هر داوطلب بدست آمده است. یافته ها: یافته نشان می دهد اگر چه ضریب همبستگی میان ارزیاب ها بالا بوده (بیش از 90/0)، توافق ارزیاب ها براساس ضریب کاپا، در حد متوسط است. همچنین براساس نتایج راش چند وجهی، پارامتر سخت گیری ارزیاب ها در حد متوسط بوده است. نتیجه گیری: تمایز بین ضریب همبستگی و کاپا، نشان می دهد که نمی توان از هر یک از این شاخص ها به تنهایی برای تحلیل ارزیاب استفاده کرد، همچنین این ضرایب، وضعیت گروهی ارزیاب ها را نشان می دهند در حالی که راش چند وجهی وضعیت هر یک از ارزیاب ها را نشان می دهد. نتایج راش چند وجهی نشان داد که ارزیاب ها دچار خطای سخت گیری و سهل گیری نیستند.
راهبردهای معلمان ریاضی برای تبدیل مسائل کلامی استاندارد به مسائل کلامی تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حل مسائل کاربردی ریاضی از جمله اهداف آموزشی بسیاری از کشورهاست. در سند برنامه درسی ملی ایران نیز در بخش مربوط به ریاضی، «توانایی حل مسائل روزمره و انتزاعی» و «مدلسازی ریاضی» از جمله اهداف اساسی برنامه آموزش ریاضی بیان شده است و در این راستا مسائل کلامی تفسیری به عنوان نوعی تمرین برای مدلسازی و آمادگی برای حل مسائل در دنیای واقعی شناخته شده اند. در مطالعه حاضر پس از مروری بر ادبیات پژوهشی مدلسازی و مسائل کلامی تفسیری، نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فعالیت های گروهی 75 نفر از معلمان ریاضی شرکت کننده در دو وبینار که پیرامون این موضوع برگزار گردیده است، ارائه می شود. این وبینارها به صورت کارگاهی برنامه ریزی شده بودند و حاضران در جلسات به صورت گروهی در مورد ایده هایشان برای طرح مسائل کلامی تفسیری همکاری داشتند. نتایج مطالعه روی مسائل بازنویسی شده توسط شرکت کنندگان نشان داد؛ حدود نیمی از گروه ها، با دادن اطلاعاتی غیرمرتبط با خواسته مسئله، مسائلی بدون پاسخ طرح کردند و 26.6% از مسائل به گونه ای طرح شده بودند که پاسخ ریاضی، با توجه به ملاحظات واقع گرایانه تفاوت داشت و 26.6 % از مسائل، مسائلی قابل حل و دارای پاسخ عددی بودند که اطلاعاتی اضافی به متن مسئله وارد شده بود. این تجزیه و تحلیل نشان داد؛ بیشترین عناصر افزوده شده (55.3%)، به اطلاعات توصیفی موقعیت مسئله مربوط می-شود. بر اساس دانش منسجم برآمده از پژوهش، هرچه اطلاعات پس زمینه ای بیشتری برای یک مسئله فراهم شود، عملکرد بهتری را از سوی دانش آموزان، در حل مسئله شاهد خواهیم بود.
مبادی رمانتیک آموزش و پرورش در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدّعای اصلی این مقاله آن است که ایده تعلیم وتربیت در ایران معاصر خاستگاهی رمانتیک داشته و برای اثبات آن، نویسنده به سراغ اندیشه های حسین کاظم زاده ایران شهر، سید حسن تقی زاده و جلال آل احمد و سه مفهوم محوری در هرکدام یعنی معنویت، آموزش عمومی و غرب زدگی رفته است. نویسنده همچنین دو نهاد تربیتی رمانتیک در ایران معاصر یعنی سازمان پیشاهنگی و سازمان پرورش افکار را بررسی کرده است. این جستار نظرورزانه در عین آنکه فرصتی را برای مقایسه این اندیشه ها با بیلدونگ در رمانتیسم آلمانی فراهم می سازد، نشان می دهد ایده تربیت رمانتیک اگرچه بعد از انقلاب اسلامی از سوی رهبران انقلاب و اسناد رسمی تربیت حمایت شده است، امّا در امتداد تقابل تاریخی رمانتیسم آلمانی با روشنگری فرانسوی، یارای تحقّق در سازمان فرانسوی مدرسه در ایران را ندارد. بنابراین همان طور که رمانتیسم با معضله تشکیل نهادهایی برای ترویج ارزش های محوری خود مواجه بود، در ایران بعد از انقلاب اسلامی نیز مدرسه مدرن قادر به نمایندگی ارزش های محوری در گفتمان تربیتیِ اسلامی نیست و شکاف میان کردار روزمره مدارس و مطالبات از این نهاد نشانگر همین امر است. به این ترتیب، اندیشیدن دوباره به نهاد آموزش مهم ترین مسئله پیش روی نظام آموزشی در ایران خواهد بود.
Improving Iranian EFL Learners’ Autonomy Through Dialogic Tasks: Investigating Gender and Levels of Proficiency as Mediating Factors(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۱, Winter ۲۰۲۴
11 - 24
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effects of dialogic tasks on Iranian English as Foreign Language learners' autonomy considering the mediating effects of the learners’ gender and levels of proficiency as well. A total number of 213 male and female Iranian EFL learners within the age range of 15-26 were selected through convenience sampling from three language schools in Fars, Iran. The Oxford Quick Placement Test was run to ensure homogeneity, and choose learners at two levels of proficiency (upper vs. lower intermediate), later assigned to experimental and control groups. Then, a translated version of learner autonomy questionnaire was run as the pretest and posttest. The treatment was dialogic tasks operationalized through storytelling and picture description tasks. Three-way ANCOVA was conducted to compare the autonomy posttest scores of the male and female learners in the two experimental and control groups at the two proficiency levels of lower- and upper-intermediate. The results of data analysis showed that dialogic tasks had a significant effect on increasing the autonomy among EFL learners. Nonetheless, levels of proficiency and gender did not have any significant mediating effects on the autonomy of the learners under investigation. The study will provide robust implications for language teachers and learners.
مقایسه پرخاشگری و قانون گریزی در نوجوانان دارای صفات خودشیفته و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه سطوح پرخاشگری و قانون گریزی در دو گروه از نوجوانان دارای صفات خودشیفته و عادی بود . این پژوهش علی مقایسه ای بود و جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان شاغل به تحصیل در مقطع دبیرستان شهر ارومیه بود که از بین آنها 40 دانش آموز دارای سطوح بالای خودشیفتگی و 40 دانش آموز دارای سطوح پایین خودشیفتگی از طریق نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه ی مقیاس خودگزارشی مشکلات رفتاری نوجوانان آخنباخ (1991) که پایایی مقیاس های آن از طریق باز آزمایی بین 47/0 تا 81/0 گزارش شده است و پرسشنامه ی شخصیت خودشیفته آمس، روز و اندرسون (2006) که پایایی این پرسشنامه نیز از طریق بازآزمایی 85/0 گزارش شده است، توسط دو گروه شرکت کننده در پژوهش تکمیل گردید و در گام بعدی داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد نوجوانان دارای صفات خودشیفتگی بالا در مولفه های پرخاشگری و قانون گریزی نمرات بالاتری نسبت به نوجوانان عادی گرفته-اند(0002/0>p). مسئولان آموزش و پرورش نوجوانان دارای اختلال خودشیفتگی را شناسایی و کار آزمایی های بالینی را برای آن ها برگزار و برنامه های مداخله سلامت روان را برای آن ها اجرا نمایند.
مرور نظام مند مطالعات انجام شده درباره ی ارتباط برنامه های درسی دانشگاه های فنی و حرفه ای و انتظارات بازارکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر آگاهی از ارتباط بین برنامه درسی دانشگاه فنی و حرفه ای و انتظارات بازارکار بود. این پژوهش با رویکرد کیفی، از نوع مرور نظام مند، انجام شد. ابتدا از میان 523 مقاله پژوهشی و به روش پریزما 24 مقاله، پس از رعایت ملاک های ورود و خروج، انتخاب و با مطالعه و جمع آوری اطلاعات براساس منابع موجود، بررسی شدند. به طور کلی سه مضمون تحلیلی "چالش های اشتغال"، "به کارگیرندگان فارغ التحصیلان" و "برنامه درسی دانشگاه فنی وحرفه ای" و شش مضمون توصیفی "موانع استخدام فارغ التحصیلان"، "موانع زیرساختی در آموزش عالی"، "مهارت های اشتغال پذیری"، "مشارکت کارفرمایان و آموزش عالی"، "یادگیری تجربی" و " توسعه و بروز رسانی برنامه درسی" استخراج گردید. نتایج پژوهش نشان داد که بین برنامه های درسی دانشگاه فنی و حرفه ای و دیدگاه افرادی که این فارغ التحصیلان را استخدام می کنند رابطه ای وجود ندارد. رابطه بین ذینفعان مشارکتی نبوده و توازن میان آموزش و بازارکار برقرار نیست.
مطالعه و کاربرد مدل های تشخیصی شناختی در برآورد ویژگی های روانسنجی سؤال های انتشار یافته ریاضی پایه هشتم تیمز 2019(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
239 - 258
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر مطالعه و کاربرد مدل های تشخیصی شناختی در برآورد ویژگی های روانسنجی سؤال های انتشار یافته ریاضی پایه هشتم تیمز 2019 بود. روش پژوهش: روش تحقیق این مطالعه، کمی-کیفی است که با رویکرد ریتروفیت آزمون های موجود انجام شد. جامعه آماری این مطالعه، کلیه دانش آموزان ایرانی، کره ای و امریکایی پایه هشتم شرکت کننده در مطالعه تیمز 2019 بود. حجم جامعه دانش آموزان ایرانی شامل 1095026 دانش آموز از 23895 مدرسه، حجم جامعه دانش آموزان کره جنوبی شامل 465626 دانش آموز از 3006 مدرسه، و حجم جامعه آمریکایی شامل 4059757 دانش آموز از 48557 مدرسه بود. نمونه دانش آموزان پایه هشتم ایرانی، کره ای و آمریکایی شرکت کننده در مطالعه تیمز 2019 است که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای، 5980 دانش آموز پایه هشتم ایرانی از 220 مدرسه با میانگین سنی 1/14، 3861 دانش آموز پایه هشتم کره ای از 168 مدرسه با میانگین سنی 5/14 و 8698 دانش آموز پایه هشتم آمریکایی از 273 مدرسه با میانگین سنی 2/14 گزارش شده است.یافته ها: با استفاده از روش کیفی 16 مهارت در چهار زمینه حیطه محتوایی، دانش، به کاربستن و استدلال کردن شناسایی و ماتریس کیو تدوین شد. سپس در بخش کمی برازش سه مدل دینا، دینو و جی دینا با داده های حاصل از پاسخ دانش آموزان به سؤالات بخش ریاضی در بلوک های 1، 2، 3 و 5 بررسی شد که مدل جی-دینا تا حدودی دارای برازش بهتری بود. هم چنین، در بلوک 1 براساس روش برآورد بیشینه درستنمایی در همه مهارت ها به جز مهارت R5 (تعمیم دادن) بیش از 50 درصد از آزمودنی ها به حد تسلط رسیده اند.
شناسایی ابعاد و مولفه های دانشگاه دیجیتال: رویکردی کیفی و اعتباریابی با روش دلفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های دانشگاه دیجیتال انجام شده است.روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع فراترکیب بوده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مقالات، به تعداد 2600 بوده که از این میان 81 سند انتخاب و به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد برای تأمین کیفیت اسناد از ابزار حیاتی گلین استفاده شد. به منظور بررسی روایی ابعاد و مولفه ها، از روش دلفی استفاده شد برای این منظور، از پرسشنامه محقق ساخته با 25 گویه که از نتایج کیفی پژوهش بدست آمده در دو دور دلفی از طریق نمونه گیری هدفمند در مجموع بین 20 نفر از صاحب نظران توزیع ،جمع آوری و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که دانشگاه دیجیتال شامل ابعادی ازجمله بعد آموزشی(یادگیری دیجیتالی، محیط ارائه درس دیجیتالی، کتابخانه دیجیتالی، برنامه درسی دیجیتالی، آموزش دیجیتالی، منابع چندرسانه ای دیجیتالی)، بعد مدیریتی (مدیریت دانش دیجیتال، مدیریت منابع سازمانی دانشگاه دیجیتالی، برنامه ریزی دیجیتالی ، نظام ارزیابی دیجیتالی، مدیریت منابع انسانی دیجیتالی ، تضمین کیفیت دیجیتالی)، بعد سازمانی (سیاست ها و قوانین دیجیتالی، فرهنگ دیجیتالی، تعاملات و ارتباطات دیجیتالی، ساختار و سازمان دهی دیجیتالی، فرایندهای سازمانی دیجیتالی، محیط کار دیجیتالی) است.در نهایت بعد فناورانه (بستر فناوری دیجیتال، مدیریت محتوای دیجیتالی، پشتیبانی دیجیتالی) شناسایی شده است که یکی از تعیین کننده ترین ابعاد به شمار می رود و فناوری دیجیتالی را مورد تأکید قرار داده است.
تدوین راهبردهای تغییر نظام آموزش عالی در ایران: رشته حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
191 - 215
حوزههای تخصصی:
هدف:. این پژوهش با هدف کلی تدوین راهبردهای تغییر در نظام آموزش عالی در رشته حسابداری در ایران انجام شد.روش شناسی: این پژوهش با استفاده از ماتریش SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید پیرامون موضوع شناسایی شد و با استفاده از تکنیک AHP اولویت بندی شدند.جامعه آماری پژوهش کارشناسان آگاه و متخصص موضوع در سازمان های ذیربط بودند. برای پردازش اطلاعات از تکنیک SWOT-AHP با استفاده از نرم افزار Expert Choice انجام شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که نقاط ضعف، تهدید، فرصت و قوت در موضوع مورد مطالعه اولویت های اول تا چهارم را به خود اختصاص دادند که نشان دهنده غالب بودن فضای مخاطره آمیز بر فضای مفید است. علاوه بر این در اولویت بندی نواحی استراتژیک نتایج نشان داد که به ترتیب ناحیه WT یعنی راهبرد دفاعی (حداقل – حداقل)، ناحیه WO یعنی راهبرد انطباقی (راهبرد حداقل – حداکثر)، ناحیه ST یعنی راهبرد اقتضایی (حداکثر – حداقل) در نهایت آخرین راهبرد بر محور SO یعنی راهبرد تهاجمی (حداکثر – حداکثر) است. علاوه بر این، براساس ماتریس TOWS اقدام به طراحی 12 راهبرد لازم در زمینه تغییر در سیستم آموزش عالی در رشته حسابداری شد.نتیجه گیری و پیشنهادها: نظام آموزش عالی حسابداری در دهه اخیر به دلیل تغییرات بازار و نظام نوآوری بیش از هر رشته ای دیگر نیازمند تغییر و تطابق بیشتر با بازار کار است. بنابراین، بروزرسانی سیستم های آموزشی حسابداری براساس نیازها و تحولات اجتماعی و محیطی جهت هماهنگ نمودن تعداد فارغ التحصیلان حسابداری طبق نیاز کشور و تعریف یک ساختار یا نهادی مشخص در راستای راهبری و بازنگری مداوم رشته حسابداری با توجه به پویا و تکنیکی بودن حسابداری بسیار مورد نیاز می باشد.نوآوری و اصالت: تاکنون تحقیقی با عنوان تدوین راهبردهای تغییر در نظام آموزش عالی در رشته حسابداری در کشورانجام نشده است و به دلیل خلاء موجود این تحقیق طراحی و تدوین شد.
Availability and Accessibility of Open Educational Resources in Distances Learning Centers in Oyo State, Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The fusion of Information Communication Technology (ICT) and open educational resources (OER) has brought about a transformative wave in global education, elevating both student engagement and academic performance. Despite these positive strides, persistent challenges such as gender-based technology disparities and social factors remain prevalent. The COVID-19 pandemic has acted as a catalyst, accelerating the adoption of OER. This study examined availability and accessibility of open educational resources in distance learning centers in Oyo state A descriptive survey research design was adopted, the study gathered data through a Google Form-based online questionnaire, reaching 500 open educational students across three distance learning centres, 381 valid responses were retained for analysis, which was performed using SPSS software. The findings unveiled that open educational resources were available in distance learning centers, predominantly through e-library platforms. Students possessed access to essential devices and could connect to OER through their centre’s website and free Wi-Fi. A noteworthy negative correlation between resource availability and access was identified. Furthermore, a significant gender-based difference was noted, favouring male students with higher access to OER compared to their female counterparts. The study affirmed the availability of open educational resources in distance learning canters and the students' access to these resources. Recommendations included efforts to enhance availability, improve student access.
تبیین و اعتباربخشی چارچوب مفهومی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
187 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین و اعتباربخشی چارچوب مفهومی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دانش آموزان دوره متوسطه اول بود. بدین منظور از روش های تحلیل اسنادی، تحلیل محتوای مضمونی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. منابع لازم برای گردآوری داده ها، 90 منبع داخلی و خارجی شامل کتاب ها و مقالات و متخصصانی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. توصیف و تحلیل محتوا و اعتباربخشی آنها، با روش سه سویه س ازی صورت پذیرفت. یافته ها مشتمل بر شش مؤلفه اصلی کسب درآمد، خرید کالا و خدمات، پس انداز، استفاده از اعتبار، سرمایه گذاری مالی و حفاظت و بیمه بود. همچنین 38 زیرمؤلفه شناسایی شد و بر اساس آن،ها الگوی اولیه برنامه سواد مالی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی برنامه درسی سواد مالی، یک گروه کانونی شامل هفت متخصص امورمالی، شش متخصص برنامه درسی و دو معلم باتجربه دوره متوسطه اول تشکیل شد و نظرات آنان از جمله ویژگی های جامعیت، فراگیرمحوری و انعطاف پذیری، در برازش الگوی نهایی لحاظ شد. واژگان کلیدی: برنامه درسی سواد مالی، دوره اول متوسطه، مؤلفه های الگوی سوادمالی، رویکرد کیفی، تحلیل اسنادی