فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با توجه به نقش های جنسیتی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان قزوین بود که با نمونه گیری هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ملاک ها شامل تمایل معلمان برای مشارکت در پژوهش، داشتن سابقه تجربی 2 تا 10 سال و اشتغال در مدارس مختلط روستایی استان قزوین، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. سرانجام با 20 نفر از معلمان دوره ابتدایی شاغل در مدارس مختلط استان قزوین، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی، 3 مضمون کلی بازتولید نقش های جنسیتی در کلاس درس، آفرینش نقش های نوین در کلاس درس و تعاملات جنسیت زده معلمان در کلاس درس به دست آمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اغلب معلمان در اجرای برنامه درسی در کلاس های مختلط، در حال تداوم نقش های جنسیتی سنتی میان دختران و پسران هستند و کلیشه های جنسیتی همچنان در کلاس های درس پابرجاست.
EFL Students’ Rating Accuracy in Assessing Reading Comprehension Subskills across Genres: A Diagnostic Perspective
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine EFL learners’ rating accuracy in assessing reading comprehension subskills in various genres. To this end, 60 English translation students participated in this study. The instructional treatment was based on the learners’ challenging reading subskills in four genres. Taking the instructor’s ratings as the yardstick, during a 12- week course, the accuracy of the learners’ self- and peer- assessments was investigated. Data analysis, using MANOVA, confirmed that there was a statistically significant difference between the accuracy of self-, peer- and instructor-ratings. More specifically, the two groups were inaccurate in assessing the main idea/ supporting details and cause/effect subskills in all genres. However, for assessing fact /opinion subskills only the self-assessment group was inaccurate in descriptive genre. Obtaining such detailed diagnostic information about learners’ performance can help instructors in elevating weaknesses in language skills.
Investigating Teachers’ Self-efficacy, Instructional Practice and Self-reflective Practice: The Case of Tertiary Level Teachers
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
103 - 121
حوزههای تخصصی:
Teachers are expected to learn new things about their abilities by thinking about their actions in educational contexts. The dynamic reflection on self-teaching would enable teachers to improve their instructional practice. The present study was an attempt to shed light on university level teachers’ self-efficacy perceptions in relation to their reflective practice and instructional practice. For this purpose, 70 teachers from both public and private universities in Iran took part in this survey research. Participants were asked to fill out three Likert-type questionnaires: Teacher Efficacy Scale, The Instructional Practices Survey, and Teacher Reflection Questionnaire. The collected data were quantitatively analyzed using SPSS version 21. Results of Pearson correlation coefficients revealed that although teachers’ self-efficacy perceptions were significantly correlated with both their instructional practice and reflective practice, the former established a relationship with a higher effect size than the latter. Implications of the results with respect to teacher development are presented and directions for further research are offered.
روش تدریس خلاقانه و مؤثر در علوم انسانی و اجتماعی در عصر دیجیتال
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
116 - 101
حوزههای تخصصی:
با توجه به الکترونیکی شدن جامعه و تغییرات سریع در عرصه های مختلف علمی، اجتماعی و اقتصادی، بهره گیری از روش تدریس پویا، فعال و خلاقانه برای پاسخگویی به نیازهای جامعه و فراگیران ضروری است. براین اساس، پژوهش حاضر به دنبال واکاوی روش تدریس خلاقانه و مفید به ویژه در حوزه علوم اجتماعی و انسانی با توجه به ویژگی های نسل جدید فراگیران و مهارت های مورد نیاز در قرن بیست ویکم است تا بتواند زمینه مناسبی برای آموزش اثربخش و یادگیری باکیفیت فراهم سازد. به منظور دستیابی به این هدف، علاوه بر مرور منابع موجود در این حیطه، از روش مطالعه موردی با استفاده از مآخذ اطلاعاتی مختلف، نظیر مصاحبه با دانشجویان، ثبت تجربیات شخصی و اسناد ارزشیابی ثبت شده از برنامه تدریس یک استاد جامعه شناسی به عنوان نمونه مورد مطالعه استفاده شده است. نتایج حاصل از مطالعه نشان داد در این شیوه تدریس، معلم از انواع روش ها، فناوری ها، فنون تدریس و فعالیت های مختلف نظری و تجربی درجهت پرورش مهارت ها و استعدادهای گوناگون فراگیران استفاده می کند. معلم فضای یادگیری فعال و پویا را با ارائه مطالب و ایده های جدید و متنوع، تمارین فردی و گروهی، بازی های فکری، آثار خلاقانه، پروژه های میدانی به وجود می آورد که می تواند منجر به علاقه، تفکر خلاقانه، مطالعه و تحقیق در دانشجویان شود. همچنین نتایج حاصل از گزارش های ارزشیابی استاد و تحلیل مصاحبه با دانشجویان حاکی از رضایت دانشجویان از شیوه تدریس خلاقانه است.معلم فضای یادگیری فعال و پویا را با ارائه مطالب و ایده های جدید و متنوع، تمارین فردی و گروهی، بازی های فکری، آثار خلاقانه، پروژه های میدانی به وجود می آورد که می تواند منجر به علاقه، تفکر خلاقانه، مطالعه و تحقیق در دانشجویان شود. همچنین نتایج حاصل از گزارش های ارزشیابی استاد و تحلیل مصاحبه با دانشجویان حاکی از رضایت دانشجویان از شیوه تدریس خلاقانه است.
مقایسه نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره متوسطه دوم
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
18 - 1
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه ی نیمرخ خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس در میان دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی دوره ی متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه دوم شهر اصفهان بود که از میان آنان، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۳۰ دانش آموز تیزهوش و ۳۰ دانش آموز عادی به عنوان نمونه انتخاب شدند. معیار گزینش دانش آموزان تیزهوش، تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خلاقیت تحول آفرین (معتمدی، ۱۴۰۴) و پرسشنامه ی خلاقیت تورنس عابدی (۱۳۷۲) بود. برای تحلیل داده ها و مقایسه ی میزان خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت تورنس بین دو گروه، از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دو گروه در نمرات کلی خلاقیت تحول آفرین و مؤلفه های (خلاقیت خودتحول آفرین، خلاقیت تحول آفرین دیگران، خلاقیت تحول آفرین و خلاقیت شبه تحول آفرین) آن تفاوت معناداری وجود نداشت؛ درحالی که در خلاقیت تورنس تفاوت معناداری مشاهده شد، به گونه ای که دانش آموزان تیزهوش در بعد سیالی، انعطاف پذیری و ابتکار نمرات بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی کسب کردند، ولی در بعد بسط هیچ تفاوت معناداری بین گروه دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی وجود نداشت. نتایج حاکی از آن است که خلاقیت تحول آفرین، برخلاف خلاقیت تورنس، الزاماً با توانایی های شناختی بالا همبسته نیست و بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی، آموزشی و تجربی شکل می گیرد. از این رو، می توان نتیجه گرفت درحالی که خلاقیت تورنس بیشتر به ابعاد شناختی و تفاوت های فردی در پردازش اطلاعات و حل مسئله وابسته است، خلاقیت تحول آفرین نوعی ظرفیت پویا و قابل پرورش است که از تعامل فرد با محیط، نظام آموزشی و تجربه های یادگیری معنادار حاصل می شود.
شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم در سه زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درسی آنها و راهکار ها از نگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کلاس های آموزشی دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، یکی از کلاس های درسی چالش برانگیز برای معلمان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در 3 زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درس و راهکارها از نگاه معلمان بود. روش: از الگوی تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 8 نفر از معلمان زن و مرد دارای دانش آموز با اختلال اُُتیسم در مقطع ابتدایی و پیش دبستانی در شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا در جه ا شباع یافتگی ادا مه یا فت. یافته ها: یافته های پژوهش در 2 بخش ارائه شد: 1. عملکرد دانش آموزان در 3 زمینه ی تعاملی، رفتاری و یادگیری و چالش های معلمان؛ 2. روش های آموزشی در 2 زمینه ی روش تعامل و آموزش محتوای درسی و راهکارها. تحلیل یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در کلاس درس، تا حدودی ترکیبی از سایر گروه های با نیازهای ویژه همچون کم توان ذهنی و بیش فعال، به علاوه ویژگی های اختصاصی اختلال طیف اُُتیسم است؛ لذا معلمان با چالش های متعدد و ترکیبی در هنگام تدریس به آنان روبه رو می شوند. ازاین رو، از روش های آموزشی ابتکاری و مبتنی بر ت جارب ن یز ا ستفاده می کن ند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، چالش های معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از لحاظ نوع با سایر معلمان، تفاوت های کمّّی و کیفی دارد و منحصربه فرد می باشند؛ لذا راهکارهای ارائه شده برای غلبه بر این چالش ها، بر اهمیت آ گاه سازی معلمان و سایر افراد دارای تعامل با دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، تأ کید دارد.
نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گرانه تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی در نوجوانان با ناتوانی های جسمی بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی با استفاده از روش های مدل یابی علّّی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی مددجویان با ناتوانی های جسمی که در سال 1402 در اداره بهزیستی شهرستان های رشت و دامغان دارای پرونده بودند، تشکیل دادند. تعداد 225 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مقیاس عملکرد اجتماعی و انطباقی کودک و نوجوان پرایس و همکاران ) 2003 (، مقیاس انگ درونی بیماری روانی ریشر و همکاران ) 2003 (، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون ) 2003 ( و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر ) 1982 ( بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تاب آوری در رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش میانجیگری دارد p>0/001( (. همچنین خودکارآمدی رابطه ی بین انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نقش را میانجی می کند ) 001 / .)p>0 نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، تاب آوری و خودکارآمدی در رابطه انگ درونی شده و عملکرد اجتماعی نوجوانان با ناتوانی های جسمی نقش میانجی گرانه ایفا می کنند؛ به طوری که استفاده از راهبردهای تاب آوری و خودکارآمدی منجر به کا هش راب طه ا نگ درونی شده و عمل کرد اجتما عی در نوجوا نان با ناتوانی های ج سمی می شود.
واکاوی نارسایی های مؤثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی نارسایی های مؤثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران دوره ابتدایی استان قزوین است. پژوهش به روش تحلیل مضمون (براون و کلارک، 2006) انجام شد. به منظور گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 آموزگار شاغل در مدارس ابتدایی استان قزوین استفاده شده است. تحلیل داده ها در فرایند کدگذاری با کمک نرم افزار MAXQDA در سه گام انجام شد. در گام اول کدهای اولیه(مضامین پایه) بر پایه ی شواهد، استخراج شد و در گام بعدی با دسته بندی آنها به مضامین سازمان دهنده دست یافتیم و در گام آخر آنها را حول محور اصلی تجمیع کرده و مضامین فراگیر را استخراج کردیم. مضامین فراگیر در پژوهش حاضر نشان دادند که نارسایی های موثر بر عدم استفاده از طرح درس توسط آموزگاران در سه محور کلی فردی(روانشناختی)، سازمانی و آموزشی تعبیه می شود. چالش های انگیزشی و مشارکت، کمبود مهارت ها و آشنایی با روش های نوین،کمبود دانش و شناخت آموزشی، محدودیت های محیطی و ساختاری، فشار محتوا و برنامه، عدم حمایت و هماهنگی سیستم آموزشی و تفاوت های فرهنگی و ویژگی های رشدی به عنوان نارسایی های موثر بر عدم استفاده از طرح درس شناخته شدند. تحلیل داده ها نشان می دهد که بهبود شرایط آموزشی، تقویت حمایت های مدیریتی و مالی و بازطراحی دوره های آموزشی متناسب با نیازهای معلمان می تواند زمینه ساز به کارگیری اثربخش طرح درس و ارتقای کیفیت تدریس در دوره ابتدایی شود.
صدای هنر در دبستان: نگرش معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی درباره اجرای برنامه درسی هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
63 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نگرش معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی درباره اجرای برنامه درسی هنر بود. از روش پیمایش کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل تمامی معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر قدس در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. از این میان، 10 معلم و 10 دانش آموز به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها با تحلیل مضمون در نرم افزار MaxQDA استخراج و حول چهار عنصر برنامه درسی سازماندهی شدند. نتایج نشان داد هدف های شناختی، نگرشی و مهارتی متنوعی در هر دو گروه محقق شده؛ اهداف نگرشی بیشترین فراوانی را داشتند. در محتوا، هر دو گروه به محتوای مناسبتی، تنوع فعالیت ها و رویکرد تلفیقی هنر توجه نشان دادند. معلمان نیز به منابع سلیقه ای و بهره گیری از هنرهای پیشین دانش آموزان اشاره کردند. دانش آموزان نیز علاقه مندی به محتواهای ارائه شده و نادیده گرفتن برخی موارد هنری را ابراز داشتند. در روش تدریس، هر دو گروه بر سادگی و کم هزینه بودن ابزار و مواد آموزشی و استفاده از شیوه های سنتی و نوین تأکید داشتند؛ شیوه های سنتی رواج بیشتری داشت. معلمان به آمادگی و مشارکت دانش آموزان و دانش آموزان به تمایلات متنوع خود برای زنگ هنر اشاره کردند. در ارزشیابی، هر دو گروه بر تنوع بازخورد و ملاک های کیفی و کمی تأکید داشتند؛ ملاک های کیفی ارجحیت داشت. به طور کلی، یافته ها حاکی از تغییراتی در برنامه درسی هنر از تدوین تا اجرا است که به تضعیف جایگاه آن منجر می شود. لذا، پیگیری آموزش معلمان و بازنگری در محتوای برنامه درسی هنر برای دست اندرکاران نظام آموزشی توصیه می شود.
مدل ساختاری شایستگی ادراک شده بر اساس سرمایه روان شناختی در دانش آموزان: نقش میانجی خوش بینی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری شایستگی ادراک شده بر اساس سرمایه روان شناختی با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان بود. طرح پژوهش، توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان خرمشهر در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 696 نفر بودند. به این منظور 252 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شایستگی ادراک شده هارتر (1982)، سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (2007) و خوش بینی تحصیلی اسچنن- موران و همکاران (۲۰۱۳) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش آمار توصیفی، استنباطی و تحلیل مسیر و با نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-25 انجام شد. براساس یافته های این پژوهش، مدل روابط علّی بین متغیرهای مذکور، از برازش قابل قبولی برخوردار بود و سرمایه روان شناختی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی با شایستگی ادراک شده رابطه معنادار داشت (576/0=β p<0.01). همچنین مسیر بین سرمایه روان شناختی و خوش بینی تحصیلی (306/0 =β p<0.01) و مسیر بین خوش بینی تحصیلی و شایستگی ادراک شده (524/0 =β p<0.01) معنادار بود؛ ولی مسیر بین سرمایه روان شناختی و شایستگی ادراک شده (052/0 =β p>0.05 ) معنادار نبود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل روابط ساختاری بین سرمایه روان شناختی و شایستگی ادراک شده با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی از برازش مطلوبی برخوردار است و جهت بهبود شایستگی ادراک شده دانش آموزان ضروری است به سرمایه روان شناختی و خوش بینی تحصیلی آنها توجه شود و تدابیر لازم در برنامه ریزی های آموزشی در نظر گرفته شود.
تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده در آموزش حسابداری با میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری: مطالعه موردی دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی ها نقشی حیاتی در آموزش حسابداری ایفا می کنند و می توانند به طرزی جالب توجه انگیزش دانش آموزان را ارتقا دهند. ترکیب انگیزش و بازی در فرایند آموزش باعث افزایش مشارکت فعال دانش آموزان، بهبود یادگیری عمیق و ماندگار و در نهایت ارتقای عملکرد تحصیلی آنها می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده با تأثیر میانجی خودکارآمدی و انگیزه یادگیری در دانش آموزان انجام شد. در این پژوهش، 100 نفر از دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران که با اصول اولیه ثبت حسابداری آشنا بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای سنجش انگیزش تحصیلی از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی لوپز-هرناندز و همکاران (2022) استفاده شد و با بهره گیری از نرم افزار SmartPLS، مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. چهار متغیر یادگیری تجربی، خودکارآمدی، انگیزه یادگیری و عملکرد تحصیلی خودادراک شده در نظر گرفته شدند. نتایج فرضیه های مستقیم نشان داد یادگیری تجربی بر خودکارآمدی و انگیزه یادگیری تأثیری مثبت و معنادار دارد. همچنین، خودکارآمدی و انگیزه یادگیری به صورت مستقیم بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیر دارد و یادگیری تجربی به تنهایی تأثیری جالب توجه بر عملکرد تحصیلی ندارد. نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد یادگیری تجربی از طریق میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیرگذار است. یافته ها نشان داد دانش آموزانی که در معرض یادگیری تجربی قرار گرفته اند، احساس توانایی بیشتری در انجام وظایف تحصیلی (خودکارآمدی) داشته و انگیزه بیشتری برای یادگیری از خود نشان داده اند که در نهایت به بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر شده است.
واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از راه حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از طریق حل مسئله بود. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه، معلمان دوره ابتدایی شهر بیضا در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که 12 تن از آنها به شیوه هدفمند از نوع معیار و با رعایت قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری و مضمون یابی به شیوه Braun & Clarke (2006) استفاده شد. یافته های پژوهش در قالب 3 مضمون فراگیر: 1. نقاط قوت (تحقق اهداف آموزشی؛ تحقق اهداف تربیتی، عاطفی و روانشناختی؛ توجه به مراحل آموزش ریاضی از طریق حل مسئله؛ توجه به ایفای نقش معلم و شایستگی های حرفه ای؛ استفاده از شیوه های مختلف نظارت و ارزیابی؛ توجه به سبک ها، راهبردها و رویکردهای نوین آموزشی) 2. چالش های اجرایی و نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله (چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ چالش ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ چالش در مدیریت کلاس و کمبود وقت؛ چالش کمبود منابع آموزشی و ضعف دانش معلم؛ نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله) 3. راهکارها (راهکارهای موثر در رفع چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ راهکارهای موثر در رفع چالش های ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ راهکارهای موثر در مدیریت کلاس و رفع چالش کمبود وقت؛ راهکارهای رفع کمبود منابع آموزش و چالش افزایش دانش معلم؛ راهکارهای مؤثر در جهت رفع نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل) شکل گرفت.
تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
217 - 249
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.
پیش بینی سندرم پس از دفاع بر اساس ویژگی های شخصیتی و ارزش های شخصی با میانجی گری قدرت ایگو در دانشجویان فارغ التحصیل سال ۱۴۰۳ شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی سندرم پس از دفاع پایان نامه بر اساس ویژگی های شخصیتی و ارزش های شخصی با میانجی گری قدرت ایگو در میان دانشجویان فارغ التحصیل سال ۱۴۰۳ شهر اصفهان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع توصیفی - همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموختگان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه های شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود که از این میان، نمونه ای به حجم ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های شخصیت سنج نئو (۱۹۸۵)، مقیاس قدرت ایگو مارک استروم (۱۹۹۷)، پرسش نامه ارزش های شخصی آلپورت (۱۹۶۰) و پرسش نامه سندرم پس از دفاع پایان نامه استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS30 و AMOS29 استفاده شد. یافته های آماری نشان داد که برخی ویژگی های شخصیتی نظیر روان رنجوری با شدت بیشتری از این سندرم رابطه مثبت و معنادار دارند؛ درحالی که صفاتی چون وظیفه شناسی و دلپذیر بودن به صورت منفی این سندرم را پیش بینی می کنند. از سوی دیگر، ارزش های شخصی خودمحور و محافظه کارانه (مانند قدرت طلبی، امنیت و سنت گرایی) با افزایش احتمال تجربه این سندرم همراه بودند؛ در مقابل، ارزش های رشد محور و انعطاف پذیر نقش محافظتی ایفا کردند. همچنین تحلیل میانجی گری نشان داد که قدرت ایگو به عنوان ظرفیتی روانی برای انسجام، تعادل و مقاومت در برابر تنیدگی، نقش معناداری در کاهش تأثیر ویژگی های آسیب پذیر شخصیتی و ارزش های ناسازگار بر سندرم پس از دفاع دارد. در مجموع، می توان نتیجه گیری کرد که سندرم پس از دفاع پایان نامه پدیده ای چندعاملی است که متأثر از تعامل صفات پایدار شخصیتی، ساختارهای ارزشی و ظرفیت های درون روانی (نظیر قدرت ایگو) است.
تداوم ها و دگرگونی های تعلیم وتربیت و فناوری آموزشی در مواجهه با هوش مصنوعی در ایران: مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته معلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت شتابان فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، به عنوان یکی از پیشران های اصلی تحولات معاصر، پیامدهای بنیادینی برای تعلیم و تربیت، محیط های یادگیری و نقش کنشگران آموزشی به همراه داشته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تداوم ها و دگرگونی های تعلیم و تربیت در مواجهه با توسعه هوش مصنوعی در ایران، بر تجربه زیسته معلمان به عنوان کنشگران کلیدی نظام آموزشی تمرکز دارد. این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند و عمیق با 12 نفر از معلمان آگاه به حوزه هوش مصنوعی در شهر کرمانشاه، بر اساس نمونه گیری هدفمند و معیارمحور تا دستیابی به اشباع نظری گردآوری گردید. تحلیل داده ها با بهره گیری از الگوی تحلیل پدیدارشناختی کلایزی (1978) و روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت. یافته ها به استخراج 75 مفهوم اولیه، 16 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شامل «الزامات انسانی»، «شرایط فرهنگی و اجتماعی» و «منابع زیرساختی و فناورانه» منجر شد. نتایج نشان داد در فرآیند به کارگیری هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت، از یک سو تداوم ارزش هایی نظیر کرامت انسانی، عدالت آموزشی، روابط انسانی و تنوع فرهنگی ضروری است و از سوی دیگر، دگرگونی هایی معنادار در الگوهای تدریس، آینده حرفه ای معلمان، شیوه های تعامل آموزشی، مدیریت داده های آموزشی و نقش فناوری های هوشمند در محیط های یادگیری در حال شکل گیری است. بر این اساس، توسعه هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت ایران مستلزم اتخاذ رویکردی آینده نگر، مدیریتی و مبتنی بر تعالی آموزشی است که بتواند ضمن حفظ ارزش های بنیادین، زمینه بهره گیری اثربخش و مسئولانه از فناوری های نوین را در نظام آموزشی فراهم آورد.
نقش خودتنظیمی در ادراک دانش آموزان متوسطه دوم از سبک های تدریس انگیزش بخش و (غیر) انگیزش بخش در دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش خودتنظیمی در ادراک دانش آموزان از سبک های تدریس انگیزش بخش (حامی خودمختاری و ساختار) و غیرانگیزش بخش (کنترل و هرج ومرج)، با تکیه بر چارچوب نظریه خودتعیین گری انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران بود که از میان آن ها، ۸۰۰ نفر (۴۹۰ دختر و ۳۱۰ پسر) در دامنه سنی ۱۶ تا ۱۸ سال، با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند تا تنوع جنسیتی و تحصیلی در نمونه رعایت شود. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه موقعیت های مدرسه (آلترمن[1] و همکاران، 2019) و پرسشنامه خودتنظیمی دانش آموز (گومز[2] و همکاران، 2019) بودند. پژوهش حاضر با روش توصیفی_همبستگی و رویکرد کمی اجرا شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل خطی عمومی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که خودتنظیمی با ادراک سبک های تدریس انگیزش بخش رابطه مثبت و معنادار، و با سبک های غیرانگیزش بخش رابطه منفی و معنادار دارد. همچنین، تحلیل مدل خطی عمومی آشکار ساخت که خودتنظیمی توان پیش بینی معناداری در تبیین ادراک دانش آموزان از سبک های تدریس دارد. این یافته ها با مطالعات اخیر هم سو بوده و نشان می دهد که تقویت راهبردهای خودتنظیمی در کنار به کارگیری سبک های تدریس انگیزش بخش می تواند نقش تعیین کننده ای در ارتقای انگیزش و عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کند. در پایان، محدودیت های پژوهش و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه شد.
شناسایی علت های استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان متوسطه دوم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
استفاده از کتاب های کمک درسی در مدارس، به ویژه در دانش آموزان متوسطه دوم، بسیار شایع است و متخصصین نسبت به تبعات این پدیده نظرات و انتقادات زیادی وارد کردند. هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان متوسطه دوم استان هرمزگان بود. این پژوهش کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری دانش آموزان متوسطه دوم استان هرمزگان بود و نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد. و برای نمونه پژوهش، تعداد 31 نفر از دانش آموزان، مدیران، دبیران و مشاوران مدارس دخترانه و پسرانه انتخاب شدند؛ و با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، علل استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان متوسطه دوم، مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از تحلیل متن مصاحبه ها، نتایج در قالب مضمون های اولیه، محوری و فراگیر، گزارش شدند. بدین ترتیب 51 کد اولیه، 12 کد محوری و 6 مضمون فراگیر ایجاد شد. عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی، عوامل مربوط به کتب کمک درسی، عوامل مربوط به کنکور و عوامل کلان، 6 عامل فراگیر استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان می باشند. برای پیشگیری از آسیب های استفاده زیاد از کتب کمک درسی، باید نگاهی عمیق تر به علل مختلف این پدیده داشت و راهکارهایی مانند رفع مشکلات اقتصادی و نابرابری درآمد در رشته ها و مشاغل، تغییر نظام پذیرش دانشجو، افزایش کیفیت نظام آموزشی، و بازبینی قوانین انتشار کتب کمک درسی، برای کاهش آسیب های استفاده آسیب زا از کتب کمک درسی ارائه شد.
شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری در مدرسه مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری در مدارس مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی پرداخته و با استفاده از روش پژوهش کیفی و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی، ابعاد کلیدی رهبری شامل نوآوری، مشارکت، ارزش آفرینی، رهبری تحول گرا و فناوری شناسایی شدند. محیط پژوهش شامل مدارس ابتدایی در منطقه ای مشخص بوده و مشارکت کنندگان شامل مدیران و معلمان این مدارس بودند. یافته های حاصل از تحلیل نشان می دهد که مولفه های مربوط به هر بعد شامل خلاقیت، تفکر انتقادی، هم افزایی و استفاده از ابزارهای دیجیتال است. همچنین، ویژگی ها و مهارت های ضروری برای رهبران مدارس نظیر تفکر استراتژیک، مهارت های ارتباطی و توانمندسازی معلمان از طریق پرسشنامه های کمی شناسایی شدند. عوامل تسهیل کننده و موانع در پیاده سازی مدل رهبری نیز تحلیل گردید که حمایت مدیریتی و فرهنگ سازمانی مثبت به عنوان تسهیل کننده و مقاومت در برابر تغییر و کمبود منابع مالی به عنوان موانع اصلی مشخص شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار بین ابعاد رهبری و نتایج آموزشی است، به طوری که رهبری تحول گرا و مشارکت بالاترین همبستگی را با نتایج آموزشی دارا بودند. این یافته ها می تواند مبنایی برای توسعه رهبری مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی در مدارس قرار گیرد و بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف رهبری در فرآیند نوآوری و بهبود آموزشی تاکید نماید. همچنین، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی برای توسعه مهارت های رهبری مبتنی بر تئوری اقیانوس آبی با تمرکز بر تسهیل کننده ها و موانع طراحی گردد.
A Discourse Analysis of Complaint Letters Written by Native Speakers
حوزههای تخصصی:
Due to the major political and economical changes in the world, international relations have expanded significantly, and English is widely recognized as a global language by many countries. Hence, in order to succeed in international relations, the non-native writers should be proficient in using English in different types of discourses including their letter writings. The purpose of this study was to analyze features of complaint letters written by native English speakers and explore the politeness strategies of those letters which learners of English may fail using appropriately. For this purpose, thirty authentic letters were chosen from the book “How to write better letters” edited by Chappell (2006). Through Halliday’s notion of lexical density, Cook’s expressed features of genre identification and Brown and Levinson’s model of politeness strategies, the collected data were analyzed. The analysis of the results showed that the native complaint letter writers mostly relied on ‘personal references’, ‘conjunction cohesion’, ‘repetition’, ‘substitution cohesion’, and ‘indirect negative politeness strategies’ in their writings. Language teachers and syllabus designers can use these results to make the foreign learners of English learn about social aspects of language and direct them to use the pragmatic elements in their letters.
بررسی رابطه میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی و کارکرد حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی و کارکرد حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود. پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع هم بستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم ناحیه 2 شهر شیراز به تعداد 4219 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. شیوه نمونه گیری به صورت طبقه ای تصادفی بود. برای گردآوری اطلاعات از اعتیاد به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، پرسش نامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) و آزمون حافظه وکسلر (1939) استفاده گردید. به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون های هم بستگی و رگرسیون بهره گرفته شد. این پژوهش نشان داد که میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی (0.678=r؛ 0001/0>P) رابطه معناداری دارد. همچنین مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی بر ابعاد اضطراب اجتماعی (ترس، اجتناب و ناراحتی فیزیولوژیک) تأثیر معناداری دارد (0001/0>P). از سوی دیگر مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی با حافظه کوتاه مدت (0.510-=r؛ 0001/0>P) رابطه منفی و معناداری دارد. و در نهایت مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی بر ابعاد حافظه کوتاه مدت (حافظه منطقی و تکرار ارقام روبه جلو و معکوس) تأثیر معناداری دارد (0001/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که استفاده بیش ازحد دانش آموزان از فضای مجازی باعث تشدید اضطراب اجتماعی و کاهش عملکرد حافظه کوتاه مدت دانش آموزان می گردد.