ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۳۰۱ تا ۵۴٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۴۳۰۱.

روایت شناسی رمان پایی که جا ماند بر اساس نظریه ژرارژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۲
کتاب « پایی که جاماند» که در زمره ی ادبیّات دفاع مقدّس قرار می گیرد به قلم سیّد ناصر حسینی پور نوشته شده است. حسینی پور در این اثر، خاطرات اسارت خود را به صورت یادداشت های روزانه ارائه کرده است. این جستار درپی آن است که کتاب مذکور را براساس نظریه ی ژرارژنت با توجه به شاخصه های (زمان، وجه و لحن ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به این که کل اثر در زمان حال به نگارش در آمده و وقایع مربوط به گذشته را به رشته تحریر کشیده است، نویسنده از نظر زمانی به گذشته نگری تکیه دارد. در تحلیل داستان، راوی اول شخص است و خود یکی از شخصیت های اصلی داستانی (قهرمان) است که در اکثر اتفاقات یا حضور دارد یا ناظر بر آنها می باشد. تکرار در این اثر مد نظر نویسنده نیست و برای کمتر شدن حجم مطالبش در موارد معدودی از بسامد بازگو بهره برده است و از بسامد مکرر برای مقاصدی مثل تأکید، ضرورت و اهمیت مطلب استفاده کرده است. کانونی گر(سید ناصر) از زاویه دید محدود به تماشای فضای داستان نشسته است، چرا که دایره اطلاعاتش محدود به حضور اشخاص در فضای داستان می باشد. ﮐﻠﯿﺪ واژهﻫﺎ: روایت شناسی، روایت، ژرارژنت، رمان پایی که جا ماند
۵۴۳۰۲.

خوانشی گریماسی از نقد زیبایی شناسی و گفتمان زیبایی شناختی «نی نامه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
جستار حاضر سعی دارد با تکیه بر مطالعات بین رشته ای؛ تحلیلی محتوایی از گفتمان نی نامه، هجده بیت آغازین مثنوی معنوی مولوی، انجام دهد و به بررسی این موضوع بپردازد که پندار و پدیدار چگونه با پروردن تخیل و عاطفه، تمامیت زیبایی شناسی و وجه وجودی زیبایی شناختی را در آن رقم زده است. فرضیه مقاله حاضر آن است که دو مؤلفه پندار و پدیدار در چارچوب درهم تنیده ای از شالوده شعر و عرفان، موقعیت انسان و حضور او را در درون ادبیات با ارزش و معنای جدید همراه می سازد. زیبایی شناسی با گرایش به هنر فرم و تمرکز بر مطالعات ساخت گرا، زبان شعر را فضایی تعریف شده و برنامه مدار می بیند و تحلیل محتوای آن را به کشف اقتدار زبان در تحریک پندار، ذوق و لذت محدود می کند، ولی زیبایی شناختی با گرایش به فلسفه پدیدارشناسانه به دنبال بررسی چیزی بیشتر از فرم زبان است؛ چیزی که آفرینش معنا را در حضور خواننده و تحریک تأمل و شعور او می جوید. نتیجه این پژوهش نشان می دهد پندار و پدیدار، مرز ظریفی بین زیبایی شناسی(استتیک) و زیبایی شناختی(اتیک) ایجاد می کند و نی نامه مولوی نمونه بارز متن هایی است که به دلیل گستردگی تنش ها، ادراکات عاطفی و شَوِشی با نقصان معنا روبه رو است. همین امر عاملی مهمی در فربه بودن آن از پدیدار و گرایش معنای آن به اتیک است.
۵۴۳۰۳.

آوارگی زبان و تبعید ذهن: تحلیلی تطبیقی در باب واسازی زبان در شعر یدالله رؤیایی و سلیم برکات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
بررسی چگونگی استحاله تجربه تبعید به یک بحران معرفت شناختی در زبان، در آثار دو چهره ساختارشکن شعر مدرن، یدالله رؤیایی (معمار «شعر حجم» فارسی) و سلیم برکات (از نوآوران برجسته شعر عرب) درونمایه اصلی پژوهش حاضر است. پرسش محوری آن است که چگونه آوارگی فیزیکی و ذهنی، این دو شاعر را به پروژه ای بنیادین برای واسازی زبان سوق داده است. با به کارگیری نظریه ساختارشکنی دریدا، به ویژه نقد «کلام محوری» و منطق «تفاوت-تأخیر»، می توان دریافت که رؤیایی و برکات، زبان را از رسانه ای برای بازنمایی واقعیت به فضایی خودارجاع، آواره و خودبسنده بدل کرده اند. در این ساحت نوین، کلمات از سلطه مدلول های ثابت رها شده و در شبکه ای بی مرکز از دلالت های معلق و لغزان به بازی درمی آیند. نکته اساسی و مهم در این میان آن است که هر دو شاعر از دو مسیر متضاد به این هدف دست می یابند: رؤیایی با راهبرد مینیمالیستی «شعر حجم» و تهی سازی فضا، و برکات با رویکرد ماکسیمالیستیِ انباشت اساطیر شخصی و واژگان کهن. همگرایی این دو رویکرد به خلق یک «شعر-شیء» می انجامد که دیگر نه «روایتی از تبعید»، بلکه خودِ «تجسم مادی و زبانیِ» آن است؛ زبانی که خود به وطن ویران شده ای بدل می شود و تنها امکان سکونت در آن، بازسازی مداوم ویرانه هایش است.  
۵۴۳۰۴.

تحلیل موقعیت فاوستی در منظومه «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج در افق اندیشه اگزیستانسیالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۱
این مقاله بارویکرد تطبیقی-تحلیلی به بررسی مفهوم موقعیت فاوستی در منظومه بلند «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج می پردازد. مسأله اصلی پژوهش آن است که چگونه نیما، در مواجهه شاعرانه با یکی از مهم ترین تمثیل های ادبیات غرب یعنی فاوست گوته، به بازتعریف تقابل انسان و شیطان می پردازد و از کلیشه اغوای بشر فراتر می رود. از خلال خوانش میان متنی و برپایه عناصر روایی چون ورود شیطان، ساختار دیالوگ و مناسبات اخلاقی شخصیت ها نشان داده می شود که فاوست در جست وجوی معنا به اغوا تن می دهد و در برابر مفیستوفلس سقوط می کند، درحالی که سریویلی، با آگاهی اگزیستانسیال و ایستادگی اخلاقی فریب نمی خورد و کلام شیطان را نیز به چالش می کشد. روش تحقیق کیفی_تفسیری است و تحلیل برپایه تطبیق موقعیت های روایی دو اثر، درون مایه های متافیزیکی و گفتمان فلسفی مقاومت در برابر شر انجام گرفته است و یافته های این مطالعه حاکی از آن است که نیما، با بهره گیری ضمنی از الگوی فاوستی دست به بازنویسی مفهومی آن می زند و موقعیت فاوستی مقاومت را ایجاد می کند که در آن، انسان شرقی حاکم بر گفت وگو با شر می شود. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر شباهت ها و تمایزهای اساسی دو اثر، گامی در جهت بازخوانی بینافرهنگی ادبیات مدرن ایران در نسبت با روایت های کلاسیک غربی بردارد.
۵۴۳۰۵.

تحلیل و بررسی معناشناختیِ استعاره مفهومیِ مرگ در غزلیات سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
در نظریه زبان شناسان شناختی، به طور کلی استعاره، ابزاری برای اندیشیدن و شناخت مفاهیم انتزاعی است. از این جهت استعاره، بیش از آنکه آرایه ای صرفاً ادبی و محصول هنجارگریزی زبانی باشد، ظهورو بروزی پر رنگ در زبانِ خودکار دارد و بیشتر در مفاهیم رخ می دهد تا در واژگان. در این پژوهش برآنیم تا با تحلیلِ معناشناختیِ استعاره مفهومیِ مرگ، فراتر از درک سنتی و صوریِ مرگ به مثابه پایان زیستی، لایه های پنهان معنایی و شناختی آن را در بافت غزل آشکار سازیم، و نشان دهیم که مرگ به چه دلایلی درمعنایِ دیگری غیر از معنای اولیه اش، که همانا بُریدنِ نفس ورفتنِ جان از بدن است، کاربرد یافته است. این معانیِ استعاری درزبانِ سنایی و در محتوایی چون غزل، چگونه هستند و تا چه حد با مرگ در معنای اولیه اش همسان یا در تعارض و تقابل هستند؟ چگونگیِ به کارگیریِ سناییِ غزلسرا، از مرگی که برای عاشقان و عارفان رخ می دهد، از مواردی است که این پژوهش درپی پاسخ بدان است؛ امری که با کند وکاو درمفاهیم استعاری آنها وشیوه های مختلف شکل گیریشان روشن تر می شود. نگارنده بر آن است تا واحدهای تجزیه وتحلیلِ استعاره را با بهره گیری از نظریات مختلف درباره استعاره مفهومی، چگونگی توجیه استعاره در بافت غزل و همچنین کلان استعاره ذهن سنایی از مرگ و حوزه های مفهومی مبدأ و مقصد، درغزلیات وی نشان دهد. کاربرد واژه مرگ و مشتقات آن در غزلیات نشان می دهد، کلان استعاره مرگ در زیرلایه بافت غزل، دوری و هجران از یار است و مهم ترین حوزه های مفهومی این واژه عبارت اند از: فدا شدن، عشق، زیبایی معشوق و خونریزی.
۵۴۳۰۶.

گاه​شماری زمستان در فرهنگ عامه قوم ترک بجنورد (مطالعه اسنادی بیست روستای ترک​نشین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
یکی از حوزه های مطالعه در فرهنگ و ادبیات عامه بررسی چگونگی گاه شماری در میان اقوام مختلف است، زیرا گاه شماری یکی از زیرشاخه های فرهنگ عامه محسوب می شود و از گذشته های بسیار دور در فرهنگ اندیشگانی ایرانیان باستان، «زمان» از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده تا حدی که برای «زمان» آیین شناخته شده ای به نام «زروانیت» در نظر داشته اند. ایرانیان در دوره های گوناگون سال را به شیوه های مختلفی تقسیم می کردند. یکی از این شیوه های تقسیم بندی توسط عامه مردم انجام می شد و با گاه شماری رسمی متفاوت بود. گاه شماری عامه بیشتر بر مبنای طبیعت استوار بوده است. در این گاه شماری، سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم می شد و هر فصل بر مدار دو چله استوار بود؛ پس از آن، ماه های باقی مانده را به روزهای کوچک تر تقسیم می کردند. از آنجایی که گاه شماری، بخشی از فرهنگ و دانش ملت هاست که در گذر زمان با آداب و اعتقادات عامه تلفیق شده و این آداب و اعتقادات در میان اقوام هر ملت متفاوت است؛ بنابراین، در این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه میدانی با 28 گویشور ترک که از سن بالای شصت سال برخوردارند و همچنین در روستاهای مورد پژوهش ساکن هستند و آشنایی و درک کامل تری نسبت به این شیوه از زمان سنجی (گاه شماری عامه) دارند، بخش بندی فصل زمستان را میان قوم ترک شهرستان بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی، بررسی می کنیم تا ضمن آشنایی با گاه شماری عامیانه معمول در میان این قوم، جلوه هایی از فرهنگ و ادبیات عامه مربوط به گاه شماری زمستان در بین قوم مذکور نیز به نمایش گذاشته شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد مناطق ترک نشین بجنورد (بیست روستای مورد پژوهش که عبارت اند از چناران شهر، اسفیدان، پیغو، صندل آباد، بازخانه، پاقلعه، اسدلی، درتوم، امام وردی، قاپاق، علی گل، گریوان ، رختیان، نیستانه، حصار، تاتار، شیخ تیمور، عرب، گلی و قره نوده) در تقسیم بندی فصل زمستان، دی و بهمن را به «چله بزرگ» چهل روزه و «چله کوچک» بیست روزه بخش می کردند و ماه اسفند را به شش بخش پنج روزه، سه قسمت ده روزه، چهار قسمت پنج روزه و یک بخش ده روزه یا دو قسمت پنج روزه و دو قسمت ده روزه تقسیم می کردند. مهم ترین بازه های این فصل با آیین های ویژه ای همچون شب چله، آتش افروزی و کوزه شکنی همراه بود. همچنین ضرب المثل، اشعار و روایاتی درمورد این تقسیم بندی شکل گرفته که در حوزه ادبیات عامه قوم ترک بجنوردی حائز اهمیت است. هر چند که گاه شماری زمستان و آیین های مربوط به آن در بین اغلب اقوام ایرانی وجود داشته و در بیشتر موارد دارای اشتراکاتی است، اما اجرای آن در میان هر قوم متفاوت بوده که درواقع از سبک زندگی و فرهنگ آن قوم ناشی می​شود.
۵۴۳۰۷.

مسئله توسعه یافتگی زبان علمی با بررسی زبان نقد ادبی در پژوهش های دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۱
این موضوع که رشد و توسعه جوامع به توسعه زبان می انجامد مسئله روشنی است، اما موضوعی که کمتر بدان توجه می شود تأثیرات توسعه زبانی بر وسیع و دقیق تر شدن تفکر است. ازجمله حوزه هایی که این تأثیر و تأثر در آن بیشترین نمود را دارد زبان علمی است. زبان علمی علاوه بر صراحت و دوری از ارزش گذاری، زبانی مولد است و توسعه نیافتگی زبان در رشته های علمی می تواند اندیشیدن را در آن حوزه ها با دشواری مواجه کند، زیرا تفکر به ابزار مناسب نیاز دارد. بدین ترتیب رشته های دانشگاهی در دنیا تلاش می کنند با دخالت آگاهانه در مسیر زبان، به توسعه زبان علمی اهتمام ورزند که پویایی میدان مفهومی و میدان زبانی و درنتیجه وسعت تفکر را در آن رشته ها ممکن می سازد. این پژوهش با بررسی ویژگی های زبان علمی، به چالش های فقدان میدان مفهومی منسجم در زبان نقد ادبی ایران می پردازد. بر این اساس نقد ادبی آکادمیک در غیاب شکل گیری گفتمانی که به نیازسنجی موضوعات پژوهشی بپردازد؛ یا از زبانی ترجمه ای بهره می برد که مولد نیست و چشم انداز تازه ای بر روی درک ادبیات ایران نمی گشاید یا به زبانی مبهم و ستایش آمیز نزدیک به زبان تذکره ها گرایش دارد که اندیش یدن و تولید علم را در این رشته با چالش مواجه کرده است.
۵۴۳۰۸.

معنا شناسی واژه گناه در قرآن با تکیه بر معناشناسی ایزوتسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
ایزوتسو در معناشناسی از اصلی به نام معنای اساسی و نسبی نام می برد. معنای اساسی، معنای ذاتی کلمه و جدای از متن است. معنای نسبی، معنایی است که واژه پس از قرار گرفتن در نظام واژگان یک متن به خود می گیرد. ایزوتسو در شناسایی معنای واژه در متن روشهایی دارد که از آن جمله، توجه به بافت، رابطه همنشینی و جانشینی، تقابل معنایی وحوزه معنایی است. پژوهش حاضر به شکل توصیفی تحلیلی معنای اساسی واژگان مربوط به گناه را بررسی می کند. نتایج تحقیق حاکیست این واژگان در معنای اساسی خود به معنای گناه نبوده اند و علت قرار گرفتن آنها در حوزه معنایی گناه، به دلیل این است که هر کدام در ابتدا برای یک جنبه از گناه به کار رفته اند. با بررسی کاربرد واژگان در دوره جاهلی مشخص شد که الإثم بر گناه با مصادیق متفاوت، الجرم بر شدت گناه، الجناح به طور کلی به معنای گناه نبوده، الخطیئه بر اشتباه، الذنب بر عقوبت گناه و السیئه بر زشتی وبدی دلالت دارند. در بررسی معنای نسبی واژگان گناه در قرآن بر مبنای اصول ایزوتسو مشخص شد که الاثم در مورد گناهان عمدی و الجرم برخلاف کاربرد جزایی، برگناهان قلبی و باطنی، الجناح بر گناهان مربوط به احکام تشریعی، الخطیئه در برگیرنده گناهان ظاهری، باطنی، کوچک، بزرگ، عمدی وغیرعمدی نیز قابل بخشش، الذنب دارای دایره اطلاق گسترده و بیشتر به معنای عمومی گناه با عواقب دامنگیر والبته قابل گذشت و السیئه برگناهان ظاهری و باطنی، کوچک و بزرگ دلالت دارند.
۵۴۳۰۹.

معنادهی به زندگی، با صبرِ معطوف به عشق، در منطق الطیر عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
ویکتور فرانکل، پزشک اتریشی، بعد از پست سر نهادنِ تجربه وحشتناک اردوگاه های کار اجباری و کوره های آدم سوزی، نظریّه «معنای زندگی» یا «لوگوتراپی» را بنیان نهاد. او در این مکتب، به «ماهیّت و ارزش زندگی»، «مسأله مرگ» و «هم چنین روی کرد آدمی» میان این دو اتّفاق بزرگ، که از دل مشغولی های انسان در جهان معاصراست، پرداخت. این روان شناس به موضوعاتی هم چون معنویّت، عشق، رنج، لذّت و مرگ، نگاه متفاوتی داشت و آن ها را از عوامل پویایی و هدف مندی انسان برشمرد. او زندگی بدون معنا را در معرض فرسودگی و ملالت می دید. فرانکل عقیده داشت انتخاب آزادانه و خوداستعلایی انسان، تحمّل رنج ها را آسان می سازد. شاعران ایران زمین با بهره گیری از هویّت ایرانی اسلامی، ناب ترین آموزه های فکری رفتاری را رقم زده اند. عطّار به عنوان یکی از شاعران تأثیرگذار در عرفان عاشقانه، مشقّت های عشق و بی تابی های عاشقانه را یکی از راه کارهای تعالی می داند و صبوری در مقابل تندی های معشوق و رنج و درد عشق را طریقی برای نیک زیستن و معنابخشیدن به زندگی معرفّی می کند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و به شیوه کتاب خانه ای در صدد نقل و بررسی شاخصه-های معنای زندگی با تکیه بر صبوری عاشقانه، در منطق الطیر عطار است. یافته های تحقیق نشان می دهد اگر عاشق درد و رنج عشق را در راستای هدفی مقدّس بداند، گامی در استعلای خود برداشته است.
۵۴۳۱۰.

«هم آوایی» در دو اقلیم: بررسی تطبیقی ساختار و کارکرد قافیه در شعر فارسی و روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۴
این مقاله به بررسی تطبیقی قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. قافیه به عنوان یکی از عناصر بنیادین شعر، نقش مهمی در ایجاد هماهنگی، موسیقی کلام و انتقال مفاهیم شاعرانه ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف درک عمیق تر کارکردهای قافیه در دو زبان، ضمن نشان دادن اهمیت آن در ساختار شعر، به مقایسه تعاریف، انواع و نقش های قافیه در شعر فارسی و روسی می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مقایسه است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود شباهت های کلی در درک قافیه، تفاوت هایی در کارکرد و نحوه استفاده آن در شعر دو زبان وجود دارد. در شعر روسی، تأکید بیشتری بر جنبه معنایی قافیه و ارتباط آن با لحن، احساس و نوع شعر وجود دارد، در حالی که در شعر فارسی، قافیه نقش مهمی در تعیین قالب شعری ایفا می کند. همچنین، تفاوت های ساختاری دو زبان، مانند نقش تکیه در زبان روسی و اهمیت صامت ها و مصوت ها در زبان فارسی، بر شکل گیری و کاربرد قافیه تأثیرگذار است. این پژوهش نشان می دهد که مطالعه تطبیقی قافیه می تواند به درک بهتر ویژگی های ادبی و زبانی هر دو فرهنگ کمک کند، چرا که شناخت تفاوت های «دیگری» می تواند به شناخت بهتر ویژگی های شعری «خودی» منجر شود و همچنین می تواند در زمینه ترجمه شعر بین دو زبان راهگشا باشد.
۵۴۳۱۱.

طنز سیاه در موسم هجرت به شمال اثر طیب صالح و مزرعه حیوانات اثر جورج اورول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش به بررسی کارکردهای طنز سیاه در رمان هاى «موسم هجرت به شمال» اثر طیب صالح، و «مزرعه حیوانات» اثر جورج اورول می پردازد. هدف این مقاله تحلیل چگونگی به کارگیری طنز سیاه برای نقد ساختارهای قدرت، استعمار و استبداد است. پژوهش حاضر با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری طنز سیاه، با هدف واکاوی مؤلفه-هایی؛ چون فقر و تنگدستى، شکاف طبقاتى، زمامداران نالایق، میهن دوستى، مقاومت و ظلم ستیزى و خواب غفلت به بررسى هر دو اثر می پردازد. باوجود تفاوت در بسترهای تاریخی و جغرافیایی دو رمان (استعمارگر-استعمارشده در رمان صالح و انقلابِ به بیراهه رفته در اثر اورول)، هر دو نویسنده از طنز سیاه برای افشای یک حقیقت بهره می برند: شکاف بین آرمان های اصیل و واقعیت های فاسد شده. در «موسم هجرت به شمال»، طنز سیاه در تقابل شخصیت مصطفی سعید با جهان غرب و در خودویرانگری او متجلی می شود و تلخی رابطه استعماری و بحران هویت پسااستعماری را به تصویر می کشد. در «مزرعه حیوانات»، اورول با خلق طنزی سیاه، فرآیند انحراف تدریجی انقلاب از آرمانهای اولیه (برابری) به یک نظام استبدادی جدید را به سخره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که طنز سیاه در هر دو اثر، به عنوان استراتژی اصلی روایت برای بیان ناامیدی، اعتراض و هشدار به کار رفته است.
۵۴۳۱۲.

تحلیل «باغ فردوس» الهامی کرمانشاهی براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
مثنوی «باغ فردوس» اثر الهامی کرمانشاهی، از مقاتل ادبی تاریخی دوره ناصری است که با رویکردی هنری به واقعه عاشورا می پردازد. این پژوهش با هدف تحلیل بلاغی روایی این اثر براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان انجام شده است. فیلان در این نظریه، بر تعامل سه گانه «مؤلف، متن و مخاطب» و شیوه های تأثیرگذاری متن از طریق ابزارهای بلاغی تأکید دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها با مطالعه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد راوی با به کارگیری هوشمندانه تقابل های دوگانه (حق/باطل، شهادت/ستم)، تغییر زاویه دید (گذار از روایت سوم شخص به گفت وگوهای نمایشی)، و استدلال های اقناعی در سخنان امام حسین (ع) و یارانش، مخاطب را به همدلی با شخصیت ها و پذیرش گفتمان حق مدارانه سوق می دهد؛ همچنین، نمادپردازی ها (مانند «باغ فردوس» به مثابه نماد پیروزی نهایی حق) و ایجاد نوسان روایی بین فشاره (صحنه های نبرد) و گستره (لحظات عاطفی)، به جذابیت و تأثیرگذاری روایت افزوده است. این شگردها نه تنها در انتقال پیام عاشورا مؤثرند، بلکه با تحریک عواطف و تفکر مخاطب، زمینه رشد روحی اجتماعی او را فراهم می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که «باغ فردوس» با تلفیق عناصر بلاغی و روایی، از گزارشی تاریخی فراتر رفته و به متنی تأثیرگذار در حوزه ادبیات آیینی تبدیل شده است. این مطالعه همچنین کارآمدی نظریه فیلان را در تحلیل متون مذهبی تاریخی، با تکیه بر نقش فعال مخاطب، تأیید می کند.
۵۴۳۱۳.

واکاوی آراء و اندیشه های فرمالیسم در ایران و کشورهای عربی؛ مطالعه موردی بحث هنجارگریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
هنجارگریزی از جمله مفاهیم کاربردی در نقد ادبی معاصر است که ریشه در آراء و اندیشه های صاحب نظران فرمالیست روسی دارد. فرمالیسم اگر چه خاستگاهی غربی دارد؛ اما امروزه در عرصه ادبیات در میان ملت های مختلف جایگاه خود را در حوزه نقد ادبی یافته و ادیبان و منتقدان سایر کشورها با ترجمه تعاریف، مبانی و اصول آن موجب آشنایی ادیبان سرزمین خود با این مکتب ادبی شده و در عرصه جهانی به نقد آثار برجسته شاعران و ادیبان کشور خود بر مبنای مفاهیم مطرح در آن می پردازد. بر این اساس آنچه در این مقاله بدان پرداخته می شود نگاهی تطبیقی به ترجمه آرا و اندیشه های فرمالیسم روسی در خصوص بحث هنجارگریزی در ادبیات فارسی و عربی است. از آنجا که ادیبان و پژوهشگران معاصر در ادبیات فارسی و عربی توجه شایانی به هنجارگریزی نموده اند و در نقد فرمالیستی آثار بدان توجه دارند، از این رو بررسی و ارزیابی ترجمه های صورت گرفته از این بحث به فهم صحیح اصل غربی آن کمک می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین جایگاه مهم هنجارگریزی در ادبیات و نقد ادبی -در ایران و کشورهای عربی- به بیان تفاوت های موجود در  ترجمه بحث یاد شده می پردازد و در صدد شناسایی عواملی است که زمینه ساز برداشت های مختلف و نیز شکل گیری پاره ای از تفاوت ها در خصوص آن شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل مختلفی از جمله تفاوت های فرهنگی، زبانی، قومی و... در به وجود آمدن طیفی از دیدگاه های مختلف که در واقع ریشه در اصلی واحد دارند بی تأثیر نبوده است.
۵۴۳۱۴.

تحلیل معنایی واژه ی «العَین» در قصیده ی «عاشق مِن فلسطین» محمود درویش از منظر بافت عاطفی در معنی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۲
بافت عاطفی به عنوان زیرمجموعه ای از نظریه ی بافت، نقشی کلیدی در شکل دهی و انتقال معانی واژگان در متون ادبی به ویژه شعر، ایفا می کند. این پژوهش بر این فرض استوار است که واژه ها علاوه بر معنای لغوی، حامل بارهای احساسی و فرهنگی خاصی هستند که در بستر بافت عاطفی متن معنا می یابند. قصیده ی «عاشق من فلسطین» با توجه به جایگاه ویژه ی خود در ادبیات مقاومت، بستری مناسب برای تحلیل معنایی و عاطفی واژه ی «العَین» است که در ظاهر به معنای عضو بینایی است اما در متن شعر معانی چندلایه ای چون عشق، رنج، هویت و وطن دوستی را نیز در خود جای داده است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های کتابخانه ای است که واژه ی « العَین » را در تمام موارد حضور آن در قصیده بررسی کرده و با بهره گیری از چارچوب نظری بافت عاطفی، لایه های پنهان معنایی و عاطفی آن را استخراج کرده است. یافته ها نشان می دهد این واژه، شبکه ای از تداعی های احساسی و فرهنگی را در تعامل با بافت عاطفی شعر ایجاد می کند و به انتقال مؤثر پیام مقاومت و هویت فلسطینی کمک می نماید. این تحلیل عاطفی باعث می شود مخاطب به ویژه مخاطب فارسی زبان که معمولاً تحت تأثیر پیش فرض های فرهنگی و زبانی خود قرار دارد، از خوانش صرفاً لغوی فراتر رفته و به درک عمیق تر و زیباشناختی نزدیک تر شود. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت نظریه ی بافت عاطفی در فهم دقیق تر شعر تأکید می ورزد.
۵۴۳۱۵.

تحلیل شناختی استعاره «عشق» در غزلیات صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
عشق مفهومی انتزاعی است که بسیاری از شعرا و عرفا از عناصر حسی و ملموس بهره برده اند تا با بیانی استعاری مفاهیم ذهنی خود را درباره آن به مخاطب منتقل نمایند. در پژوهش حاضر، استعاره عشق در چارچوب معناشناسی شناختی با روش توصیفی-تحلیلی بر بنیان نظریه «لیکاف و جانسون» بررسی شده است. مشخص ساختن پربسامدترین حوزه های مبدأ کلان استعاره «عشق» و خرداستعاره های مرتبط با آن در غزلیات صائب تبریزی، تعیین نگاشت های استعاری آن و مشخص نمودن وجوه تمایز فکری صائب از دیگر شاعران از اهداف اصلی این مطالعه است. ۲۵۰غزل از غزلیات صائب تبریزی پیکره این پژوهش را شکل می دهد. یافته های پژوهش که حاصل بررسی ۲۴۹۵ بیت از غزلیات وی است، نشان می دهد که شاعر در ۲۸۹ بیت، از قلمروهای مبدأ عینی و ملموسی برای مفهوم سازی استعاری عشق بهره گرفته است. نتایج حاصل نشان داد که حوزه های مبدأ «آتش»، «درد و بیماری» و «جاندارانگاری» پربسامدترین نام نگاشت ها در این پیکره هستند. همچنین در نظام فکری شاعر، ویژگی نابودگری، دشواری و مرارت عشق بیشتر از سایر ویژگی ها موردتوجه بوده است که عیار تفکر انتزاعی شاعر را به تصویر می کشد. صائب گرچه در غزلیاتش در مفهوم سازی عشق، تحت تاثیر سنت شعر فارسی از قلمروهای حسی منفی بهره گرفته، اما این امر موجب غلبه بار ارزشی منفی نسبت به عشق در اشعار او نشده، بلکه وجود تعابیر مثبت، عشق را به امری مثبت، تاثیرگذار، مطلوب و سازنده مبدل ساخته است. در پایان این نتیجه حاصل می آید که استخراج و بررسی این نوع استعاره ها از هر متنی سبب می شود که درک ما از جهان ذهنی گوینده دقت و عمق یابد.
۵۴۳۱۶.

از عدالت تا مراقبت: خوانش جنسیتی مواجهه با دریا در اهل غرق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
داستان اهل غرق (۱۳۶۸) منیرو روانی پور یکی از برجسته ترین آثار ادبیات معاصر ایران در بازنمایی رابطه انسان و طبیعت، به ویژه دریا، در بستر فرهنگ جنوب است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکردی تفسیری، مواجهه جنسیتی با دریا را در این رمان، ذیل چارچوب نظری «اخلاق مراقبت»، «بوم فمینیسم» و «جامعه شناسی محیط زیست» بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که زنان جفره دریا را موجودی زنده، زاینده و رابطه مند می بینند و مواجهه شان مبتنی بر مراقبت، سوگ، آیین و حفظ پیوند است؛ در مقابل، مردان عمدتاً دریا را قلمرویی برای کار، خطر و سلطه می پندارند و حتی مناسک سنتی شان در خدمت کنترل و فاصله گذاری اخلاقی است. ورود مدرنیته این شکاف را به تقابل تبدیل می کند: منطق عدالت مردانه به سلطه ابزاری و کالایی سازی طبیعت می انجامد و منطق مراقبت زنانه یا به حاشیه رانده می شود یا به مقاومت سیاسی و مرگ اسطوره ای منجر می گردد. شخصیت مه جمال به عنوان تنها مرد دارای اخلاق مراقبت، استثنای تراژیکی است که به دلیل تعلیق میان دریا و خشکی، امکان پل زدن میان دو نگاه را دارد اما درنهایت قربانی گسست کامل می شود. رمان درنهایت فروپاشی آبادی و انتقام دریا را به تصویر می کشد و هشداری اخلاقی-اکولوژیکی درباره پیامدهای حذف صدای مراقبت زنانه و جاسازی اکولوژیکی در فرآیند مدرنیزاسیون صادر می کند.
۵۴۳۱۷.

معناپردازی اسطوره ها در عرصه رمان های فارسی (با تکیه بر بازیابی هویت ملی) تراژدی -کمدی پارس، سوگ مغان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۱
امروزه، ژانر رمان به دلیل ویژگی چندصدایی و عقل گرایی، بهترین و مناسب ترین فرم برای نمایش زندگی واقعی است؛ از آنجایی که زندگی واقعی هیچ ملّتی نمی تواند جدا و بریده از گذشته فرهنگی او باشد، از این رو رویدادهای اجتماعی سبب بازنویسی اسطوره ها در قالب رمان می شود. از طرفی پاسخ به پرسش «من کیستم؟»، از پرسش های اساسی بشر و از نوترین مباحث عصر مدرن و پسامدرن است که نگاه بسیاری از اندیشمندان علوم انسانی و اجتماعی را به سوی خود کشانده است. در جستار پیش رو، معناپردازی اسطوره ها در عرصه رمان های فارسی به گونه ای است که گاهی نویسندگان رمان های «تراژدی - کمدی پارس و سوگ مغان»، خوانش های نو و متفاوتی از اسطوره ها دارند و برای بازگشت به گذشته پرافتخار و تقویت انگیزه های بازیابی هویت ملی، به بازنمایی آن می پردازند. این پژوهش که با رویکرد بینامتنی و تحلیل محتوا صورت گرفته است، به نمادشناسی به عنوان یکی از زمینه های مرتبط با معناشناختی توجه کرده است. با توجه به ارتباط رمان و اسطوره و اهمیّت فرهنگ و هویت ملی، نویسندگان رمان ها یادآور شدند که هویت ملی ایرانیان دچار ضعف و سستی شده است، همچنین از آرمان های نابود شده ملتی سخن گفتند که همواره گرفتار کینه توزی و خیانت بوده است و با اشاره به مرگ قهرمانان و نیکان، از بی عدالتی و فجایع انسانی در دوره های مختلف تاریخی سخن رانده اند.
۵۴۳۱۸.

بررسی و نقد قواعد نظم متقارنِ کویپرس در معنا شناسی قرآن و تطبیق آن در (سوره حدید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۰
یکی از نظریات مطرح شده درباره نظم قرآن کریم، نظریه میشل کویپرس است که با استفاده از ادبیات نظم متقارن و معکوس رهیافتی نو، به نظم و انسجام قرآن دارد. وی در نظریه خود، به فن تالیف کلام توجه می کند ودیدگاهی کل نگر به قرآن دارد. ایشان برای معنا شناسی قرآن، متن را به سطوح مختلف تقسیم می کند، آنگاه اشکال گوناگون تقارن در این نظریه را با کمک شاخص های تالیفی مطرح کرده و به بررسی اشکال تقارن می پردازد.نیز توازی ترادفی، توازی تضادی، توازی تالیفی یا تکاملی، نظم محوری یا ترکیب دایره ای، نظم معکوس یا ترکیب آینه ای یا مقابله عکسی از اشکال گوناگون تقارن است که به کمک شاخص های تالیفی تجاور، دوتایی بودن، ترادف، تضاد، تشابه، تکرار یا این همانی، تماثل صوتی یا هم صدایی، شباهت های صرفی، ساختار نحوی یکسان برای تحلیل و بررسی معنای متن مورد استفاده قرار می گیرد.در این مقاله پس از تبیین و توضیح نظریه مذکور، جامعیت و کارایی آن از طریق تطبیق قواعد مورد استناد کویپرس در سوره حدید مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده است که اجرای قواعد مورد نظر در این سوره و تقسیم بندی آیات در سطح فَرع، قِسم و جُزء در تعداد قابل توجهی از آیات تطبیق نمی کند اما در سطح، مَفصَل و مقطع در همه آیات مطابقت دارد. کلید واژه ها: نقد، نظم و انسجام قرآن ، معنا شناسی نظم متقارن، ،سوره حدید
۵۴۳۱۹.

تحلیل داستان «أول درس القیته» أحمد حسن الزیات براساس نظریه کنش های گفتاری سرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
ادبیات داستانی همواره یکی از پرکاربردترین و محبوب ترین انواع ادبیات بوده است. متون داستانی به دلیل جذابیت های بصری و روایتی خود، نقش مهمی در انتقال احساسات و مفاهیم به مخاطب دارند. یکی از رویکردهای نوین در تحلیل متون ادبی، استفاده از نظریه کنش گفتاری جان سرل است که به بررسی انواع کنش های گفتاری در متون می پردازد. در این پژوهش به تحلیل اثر احمد حسن الزیات، "اول درس القیته"، براساس نظریه کنش گفتاری سرل پرداخته شده است. با وجود پژوهش های متعدد درباره تحلیل متون ادبی، تحلیل های دقیق تری از کنش های گفتاری در آثار احمد حسن الزیات کمتر انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد تا با استفاده از نظریه کنش گفتاری، به بررسی دقیق تری از روابط و مفاهیم موجود در متن "اول درس القیته" بپردازد. اهداف پژوهش: شناسایی و تحلیل کنش های گفتاری موجود در متن "اول درس القیته". بررسی تأثیر کنش های گفتاری بر جذابیت و عمق مفاهیم در متن. تحلیل رابطه میان نویسنده و مخاطب با استفاده از کنش های گفتاری. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و تحلیل کنش گفتاری جان سرل انجام شده است. ابتدا پاره گفتارهای متن "اول درس القیته" شناسایی و دسته بندی شده و سپس با توجه به افعال کنش های گفتاری، نوع کنش هر پاره گفتار تعیین و تحلیل شده است. یافته های پژوهش: بیشترین فراوانی کنش های گفتاری در متن به کنش های اظهاری اختصاص دارد که نشان دهنده تأکید زیاد بر توصیف شخصیت ها، بیان حوادث و شرح وقایع است. کنش های عاطفی به دلیل بیان حالات روحی و روانی نویسنده، عمق بیشتری به متن بخشیده و ارتباطی عمیق تر با خواننده ایجاد می کنند. کنش های ترغیبی در جملات پایانی متن به ایجاد انگیزه و ترغیب خواننده به رشد و پیشرفت شغلی پرداخته اند. پیشنهادات برای پژوهش های آینده: تحلیل آثار دیگر نویسندگان معاصر با استفاده از نظریه کنش گفتاری سرل برای مقایسه و بررسی تأثیرات مختلف کنش های گفتاری. بررسی کاربرد کنش های گفتاری در متون مختلف ادبیات جهانی برای درک بهتر از تفاوت ها و شباهت های موجود در فرهنگ ها و زبان های مختلف.
۵۴۳۲۰.

پرسش و معانی ثانویه آن در مخزن الاسرار نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
جمله پرسشی، جمله ای است که گوینده آن را برای طلب فهم و آگاهی از امری که بر وی مجهول است، مطرح می کند و غرض او کسب اخبار است؛ اما گاهی از جملات پرسشی جهت القای معانی دیگری نیز بهره گرفته می شود که به آن معانی ثانویه می گویند. استفاده از این کارکرد بلاغی زبان موجب زیبایی و افزایش ادبیت اثر ادبی می شود و از این رو، شاعران از این روش برای زیبایی هر چه بیشتر زبان اثر خود بهره می گیرند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به بررسی جملات پرسشی و اغراض ثانویه آن در مخزن الاسرار نظامی گنجوی می پردازد. هدف این پژوهش آن است تا مشخص کند، نظامی گنجوی از طریق کاربرد جملات پرسشی در مخزن الاسرار، قصد ارائه چه مفاهیمی را داشته و تا چه اندازه در این امر موفق بوده است. بررسی داده ها نشان می دهد که از مجموع 225 جمله پرسشی یافته شده در مخزن الاسرار، 10 جمله با پرسش واقعی و بقیه در معانی ثانوی مانند توبیخ، تعجب، نفی، نهی، ارشاد، اغراق و ... به کار رفته اند. به طور کلی، نظامی با بهره گیری از جملات پرسشی، مجموعاً 39 مضمون و مفهوم ضمنی را بیان می کند که بیشترین به توبیخ و ملامت و کمترین به فخر و ناامیدی اختصاص دارد. علاوه بر این، کاربرد چند معنای ثانوی در یک جمله نیز در این اثر دیده می شود که نشان دهنده مهارت بالای نظامی در بهره گیری از ظرفیت های بلاغت زبانی است که کاربرد این مقدار از پرسش های بلاغی، بیانگر غنای مضامین و مفاهیم و در نتیجه، ارزش بالای بلاغی مخزن الاسرار و ماندگاری و تأثیرگذاری کلام نظامی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان