فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
121 - 150
حوزههای تخصصی:
ادبیات پست مدرن، جریانی جهانی است که در ادبیات فارسی نیز بازتاب یافته است. پست مدرنیسم بر آرای پساساختارگرایان استوار است و هرگونه شناخت و تحلیل این واژه از تدقیق در آرای پساساختارگرایان حاصل می شود. نوع شعر و داستان با توجه به ظرفیت و محتوای خود، پذیرای نشانه های پست مدرن هستند. رمان «بند محکومین» اثر کیهان خانجانی از جمله رمان هایی است که می توان خوانشی پست مدرنیستی از آن عرضه کرد. انتخاب این رمان به دلیل نمود بارز عناصری مانند چندصدایی، فراواقعیت و جریان سیال ذهن است که آن را به نمونه ای شاخص از ادبیات پست مدرن فارسی تبدیل می کند. با توجه به اینکه رمان «بند محکومین» از رمان های متأخر است، می توان ضمن تحلیل جنبه های پست مدرنیستی متن، به جایگاه این نظریه در سال های اخیر و افتراق آن با رمان های پیشگام رسید. هدف این پژوهش آن است که با روش توصیفی-تحلیلی، پس از شناخت مؤلفه های برجسته و مشترک پست مدرن در نگاه نظریه پردازان آن، این رمان را نقد و تحلیل کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عناصر و مؤلفه های برجسته در رمان یادشده عبارتند از: نگرش هستی شناسانه، آیرونی، درهم آمیزی، فراواقعیت، کش دادن اغراق آمیز تصویرپردازی، برهم زدن نظم و روال های جامعه، نظام چندصدایی و چندروایتی، بازی، تکرار های نامتعارف، دو وجهی یا چند وجهی بودن و جریان سیال ذهن.
بازخوانی رمانِ پژوهشی جمشید و جمک از محمد محمدعلی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی، مطالعه هد ف دار عواملی است که در تولید و معنایابی نشانه ها و یا در فرآیند دلالت شرکت دارند. این علم به بررسی نشانه ها و رابطه معنایی آنها در یک نظام نشانگانی واحد می پردازد. نشانه شناسی اجتماعی به عنوان یکی از شاخه هایی نشانه شناسی از رویکردهای مهمِ نگرش بر معناست که هدف اصلی آن یافتن معنا از رفتارهای انسان در زندگی اجتماعی است. رمان که جایگاه بازنمایی اتفاقات اجتماعی است، از بسترهای مهم و قابل توجه برای تحلیل و معنایابی از منظر نشانه شناسی اجتماعی است. رمان پژوهشی جمشید و جمک با موضوع روایت اساطیری از زندگی جمشید، نشانه های اجتماعی بسیاری را در خود جای داده است. در این مقاله، با اتخاذ روش کیفی، به تحلیل نشانه شناختی رمزگان های موجود در این رمان پرداخته ایم. نتایج به دست آمده نشان می دهد، براساس دیدگاه پی یر گیرو، نشانه های مربوط به هویت مانند خواب، مکان و غذاها با معانی ضمنی ای مانند «فریفته شدن توسط اهریمن»، «اهمیت به مردم از جانب جمشید» و «تأثیر مستقیم خوراک در روح و شخصیت انسان» و نشانه های مربوط به آداب معاشرت مانند لحن ها و اطوار پژوهی با بارمعنایی «آگاه کننده و هشداردهنده» از پرکاربردترین نشانه ها در این رمان است.
کارکرد تعلیمی «تفکر خلاف واقع» در چهار کتاب قصه کودک: با رویکرد روایت شناسیِ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۵
135 - 161
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی شناختی به مطالعه عوامل تداعی کننده و تفسیرساز متن می پردازد. یکی از شناختارهای تفسیرگر متن، تفکر خلاف واقع است. هنگامی که کنش یکی از شخصیت های داستان به پیامدی ناگوار یا خوشایند می انجامد؛ پیام اخلاقی داستان از مقایسه واقعیتِ موجود با سناریوی خلاف واقع، استخراج می شود. یعنی خواننده به طور خودکار سناریوی خلاف واقعی را تصور می کند که می توانست به جای واقعیتِ حاضر اتفاق بیفتد و مانع وقوع حادثه مطلوب یا نامطلوبِ موجود شود. این پژوهش با روش تحلیلی توصیفی و با مطالعه موردیِ چهار کتاب قصه در گروه سنی «الف» و «ب» انجام شده است: «عموگرگه» از مجموعه افسانه های ایتالیاییِ دست اسکلت (کالوینو، 1401)، تربچه خانم (سرمشقی، 1394)، یخی که عاشق خورشید شد (موزونی، 1398) و بز زنگوله پا (شاملو، 1398). این قصه ها به صورت هدفمند و به خاطر انطباقشان با انواع تفکر خلاف واقع انتخاب شده اند. مقاله پیش ِرو بر آن است که با رهیافت روایت شناسیِ شناختی به چگونگی کارکرد تعلیمی طرحواره تفکر خلاف واقع در قصه ها پاسخ دهد. این طرحواره از منظر جهت به دو جهتِ «به سوی بالا» و «به سوی پایین» و از منظر ساختار به دو ساختارِ «افزایشی» و «کاهشی» و از منظر معیار ارجاع به سه معیار «خودارجاع»، «دیگرارجاع» و «بدون ارجاع» دسته بندی می شود. پژوهش حاضر ضمن دسته بندی قصه ها براساس انواع تفکر خلاف واقع نشان می دهد جهت روبه بالا با رویکرد سلبی و ادبیات تعلیمی تحذیری همبستگی دارد و جهت روبه پایین با رویکرد ایجابی و ادبیات تعلیمی ترغیبی.
بن مایه «مرد آویزان» در فرهنگ و ادب عامه و رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های مهمی که در مرحله گذار فرد برای رسیدن به فردیت، در روایات بنیادین جهان دیده می شود، عبور از راهرو پیچ در پیچ افقی یا عمودی (چاه/غار) است؛ تاریک جایی که به سبب دیده نشدن و ناشناختگی پر از ترس و وحشت است؛ هیولاها، مارها و موجودات جهان زیرین در این مکان مسکن دارند و تنها با جنگیدن می توان از آن ها رست. گاه در عمق و بن این مکان ترسناک، موانعی قرار دارد که به ظاهر، پاداش یا هر چیز خوشایند دیگری است، اما همان شیء یا موقعیت با ایجاد تعلیق، خود مرحله ای از آزمون محسوب می شود و گاه مانعی از پیروزی قهرمان خواهد بود. در این مقاله کوشش شده به روش توصیفی تحلیلی، مصادیق تعلیق با الگوی تکرار شونده «مرد آویزان» در ادب عامه و رسمی ایران و جهان، بررسی شود. حاصل کار نشان می دهد این تصویر در ذات مشترک نگرش انسان در مواجهه با دشواری های زیستی ریشه دارد و با توجه به زمان و مکان زیست و نوع انسان، با قدرت در ادبیات، فرهنگ و دین، هنر، سیاست و اقتصاد به حیات خود ادامه داده است. این تصویر، متأثر از تجربه اندوزی از فاجعه بوده که کارکرد ذهن انسان است و به رغم تکامل فرهنگی نوع انسان، از ذهن وی حذف نشده و ابتدا در قالب بن مایه در اساطیر و آیین های مادی بازتاب یافته و در دوران نوتر، با ورود به انواع ادبی رسمی و یا عامه، کارکردی متفاوت یافته و موجد انواع ادبی خاصی شده است.
Domestic Violence in Allende's Violeta(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Domestic is a term that encompasses intimate partner violence wherever it occurs and in whatever form. Galtung categorizes violence into three types of direct, structural, and cultural violence. The purpose of this article is to analyze Allende's Violeta (2022) based on Galtung's category of violence and Simeon de Beauvoir's feminist theory. This is a qualitative library-based study. Allende presents female characters who are victims of domestic violence at the hands of their husbands, their partners, and not their fathers. There are different types of domestic violence practiced against women and children in the novel due to the patriarchal perspective, culture, norms, and customs. Structural violence makes the role of cultural violence transparent. It is the role of cultural violence that legalizes structural violence. It is concluded that in order to eliminate domestic violence against women, the cultural violence resulting from the patriarchal system must be replaced with a new culture of anti-oppression, non-violence, and mutual understanding toward women.
نقدی بر ویرایش جدید تاریخ بیهقی به تصحیح یاحقی، سیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
37 - 54
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی از امهات متون ادبی و تاریخی ماست. برای تصحیح این کتاب زنده یاد فیاض عمر گذاشته و زحمت فراوان کشیده است. در سال 1388 آقایان یاحقی و سیدی تصحیح تازه ای از این کتاب منتشر کردند. مهم ترین حسن این تصحیح، مقدمه مفصل، تعلیقات، توضیحات و فهرست هایی است که می تواند یاریگر خواننده و پژوهشگر باشد؛ اما متأسفانه مصححان آ ن قدر متن را دست کاری های ناموجه کرده اند که باید گفت این حسن در قبال به بیراهه کشاندن متنِ کتابی با چنان عظمت، چندان نمی ارزد. گمان می رفت پس از گذشتن بیش از یک دهه از چاپ کتاب و انتشار مقالات بسیار درباره آن، در ویراست جدید بخش مهمی از اشکالات برطرف شده باشد، اما ویرایش جدید کتاب در سال 1401 که عنوان «با تجدید نظر و افزوده ها و اصلاحات کامل» را بر روی جلد داشت، این انتظارات را نقش بر آب کرد؛ زیرا در ویراست جدید تنها تعداد اندکی از اشکالات فراوان کتاب اصلاح شده بود. ازآنجاکه پرداختن به تمامی ایرادات این تصحیح در یک مقاله نمی گنجد، در مقاله حاضر به پاره ای از این اشکالات ذیل چند عنوانِ «فاصله گیری از بافت هنجارمند معنایی»، «بی توجهی به سبک تاریخ بیهقی »، «نادیده انگاشتن بسامد شواهد»، «تغییرات بی توجیه»، «خوانش ناموجه متن» و «بی توجهی به جایگاه ذوق ادبی در تصحیح متون» می پردازیم.
مطالعه تطبیقی استعاره های مفهومی در رمان های آینه های دردار و اللّص والکلاب با تأکید بر مضامین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
49 - 68
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ،بررسی استعاره های شناختی است که با محوریت مضامین اجتماعی در دو رمان آینه های دردار از هوشنگ گلشیری و اللّص والکلاب از نجیب محفوظ –دو نویسنده رئالیستی که اوضاع اجتماعی را در آثارشان بازتاب داده اند- به کار رفته اند. بنیان نظری پژوهش، نظریه استعاره های مفهومی در معنی شناسی شناختی است که استعاره را از حد ابزاری صرفا زیباشناسانه، به رویکردی برای شناخت و اندیشیدن، برتری بخشیده است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی و با رویکرد تطبیقی مکتب اروپای شرقی، در پی پاسخ به این سؤال است که، مضمون های اجتماعی مشترکی که هوشنگ گلشیری و نجیب محفوظ در دو رمان خود به کار برده اند چگونه و با چه بسامدی مفهوم سازی شده اند؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که پرداختن به مسائل اجتماعی به ویژه عشق، زن، انسان گرایی، میل به گذشته، محیط اجتماعی دو نویسنده و ذهن گرایی از جمله همسانی های دو نویسنده است که در قالب استعاره مفهومی، مفهوم سازی شده اند. در این دو رمان استعاره هستی شناختی و ساختاری بسامد بالایی دارند اما استعاره جهتی نمود کم رنگ تری دارد.
بینامتنیت در دستورالجمهور شیخ خرقانی و عوارف المعارف سهروردی بر مبنای نظریه ژرار ژنت
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
231 - 252
حوزههای تخصصی:
متن واقعیتی است بی واسطه، واقعیتی که اندیشه ها و رشته های دانش فقط در درون آن می توانند تشکل و قوام یابند. تغییر در نوع نگاه و خوانش آثار مخصوصا آثاری که در نوع خود آغازگر و نقطه شروع یا اوج یک نوع ادبی هستند ما را با جایگاه واقعی و اهمیت آنها بیش از پیش آشنا و هویت واقعیشان را به درستی می نمایاند. بینامتنیت، تولید متن از طریق تعامل با متون پیشینیان یا معاصر خود است که مشارکت آن متن ها در متن مورد نظر به صورت صریح، غیرصریح و ضمنی از متنی در متن دیگر صورت می گیرد. ژرار ژنت از برجسته ترین محققان عرصه بینامتنیت است که بخش عمده ای از مطالعات خود را روی طبیعتِ گفتمان روایی، متمرکز می کند. با این اشاره در پژوهش حاضر که با تجزیه و تحلیل اطلاعات مبتنی بر استدلال عقلی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده عوارف المعارف سهروردی در جایگاه پیش متن و دستور الجمهور شیخ خرقانی به عنوان پس متن مورد ارزیابی بینامتنیت قرار گرفته و بررسی ها نشان داد که شیخ خرقانی در فضای عرفانی- فکری از عوارف المعارف تاثیر گرفته است.
کیفیّت بازنمایی نیازهای اساسی در زنانه سرایی های فروغ فرخزاد و کژال احمد (خوانشی تلفیقی بر پایه نظریه انتخاب گلاسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
بازنمایی دلالت های مبتنی بر نیازهای پنجگانه در اشعار فروغ فرخزاد و کژال احمد، جهانی مطلوب را در مقیاسی فراتر از نیازهای فردی ترسیم می کند؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و بر پایه روش کیفی، نظریه انتخاب گلاسر را به عنوان پشتوانه تفسیری تحقیق به کار گرفته است تا با بررسی اشعار فروغ فرخزاد و کژال احمد تلاش کند که ارتباط بین دلالت های بیانی آنان و جهان مطلوب و ایده آل شان را از نظر اعتقادی، هویتی و کلامی تحلیل کند و نحوه تبلور نیازهای اساسی را در زنانه سرایی های این دو شاعر نشان دهد. یافته ها نشان می دهد که نخست، جهان مطلوب این دو شاعر، در قالب سه مؤلفه اصلی افراد، اشیاء و باورها، به ویژه در تقابل و تناظر با گفتمان های مردسالارانه شکل گرفته و بر بنیاد اعتراض به برخی قراردادها و محدودیت های اجتماعی استوار است. دوم این که دال مرکزی و کیفیت برتر جهان مطلوب فروغ و کژال، نیاز به عشق و تعلق خاطر است که با وجوه انتقادی و اعتراضی شعر آنان پیوندی ناگزیر دارد و این نیاز، انتخاب برتر آنان برای کسب آزادی، قدرت، و بقا در جامعه ای است که هویت زنانه را به چالش می کشد.
تحلیل مفهومی آندوفازی در رمان سنگی بر گوری جلال آل احمد بر پایه آراء ژرژ سن-پل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
149 - 170
حوزههای تخصصی:
در حوزه روانشناسی، پدیده آندوفازی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. آندوفازی شکل خاصی از تجلی زبان انسان است که فقط برای گوینده قابل شنیدن است و به همین دلیل به عناوینی همچون زبان درونی، نیز اطلاق می شود. بدون شک جست وجوی ردپای آندوفازی در حوزه ادبیات کمی دشوار به نظر می رسد. زبان شناسان نیز همواره در تلاش هستند تا بتوانند چگونگی بازنمایی گفتارِ ذهنی را در ادبیات رمزگشایی کنند. این روش نه تنها به عمق شخصیت پردازی کمک می کند، بلکه ابزاری است برای بیان تناقضات و پیچیدگی های انسانی. آندوفازی می تواند به شکلی مؤثر، تنش های درونی و دیالوگ های ذهنی را به تصویر بکشد و به خواننده امکان دهد تا با دغدغه ها و چالش های شخصیت ها درگیر شود. در این پژوهش برآنیم تا با بررسی آندوفازی در کتاب سنگی برگوری جلال آل احمد براساس آرای ژرژ سن-پل به چگونگی بازنمایی گفتار درونی در قالب قراردادهای نوشتاری بپردازیم تا دریابیم که تصویر ذهنی نویسنده به چه صورت در متن بازتولید شده است. بدین منظور زبان درونی آل احمد را با در نظر گرفتن نمود تصاویر ذهنی وی تحلیل و بررسی می کنیم. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که آندوفازی نزد این نویسنده بیشتر به صورت تصویر دیداری نمود می کند.
تحلیل لالایی های شمال خراسان بر اساس نظریه مکتب فرانکفورت
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
1 - 14
حوزههای تخصصی:
لالایی یکی از انواع ترانه های عامیانه است که مردمان اولیه برای بیان احساسات خود به کار گرفته اند. این نوع ادبی چون مطابق با باور، فرهنگ، و شرایط اجتماعی و سیاسی مردم شکل گرفته است می تواند انعکاس دهنده ابعاد مختلف فرهنگ، ساخت های اجتماعی و فرهنگی و فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر زمانه باشد. به همین جهت نگارندگان به روش تحلیلی - توصیفی و با کمک نظریات متفکران مکتب انتقادی فرانکفورت به تحلیل لالایی های شمال خراسان پرداختند که نتیجه پژوهش چند ویژگی برجسته را در این آثار آشکار می کند. نخستین ویژگی پدرسالاری است. در صدای لالایی مادران قدرت زنان به چشم نمی خورد و قدرتی نمایان است که فقط از آن مردان می باشد و زنان در این لالایی ها کم منزلت اند و کار پدر، مستقیم ترین نمایش اقتدار سرمایه است. عنصر بعدی سلطه است که لالایی ها نشان می دهد باورهای فرهنگی رشد روانی زنان را متزلزل کرده و آنها را سلطه پذیر و وابسته گردانیده است و این نوع سلطه در وجود زنان نهادینه شده است. موضوع بعدی چندهمسری که زنان نمی توانند به صورت مستقیم به آن اعتراض کنند و لالایی ها، اعتراض منفعلانه و خشم خاموش آنها را منعکس می کنند زیرا در حکومت مطلقه مرد، سازمان دهی تعداد افراد تحت قدرت رئیس خانواده است. نکته آخر این است که این نوع لالایی ها با وجود بیان اعتراض منفعلانه زنان، به عنوان بخشی از فرهنگ عامه اساساً فاقد هرگونه توان بالقوه رهایی بخش هستند و در آنها هیچ استقلال فکری و ابتکار جدیدی بروز پیدا نمی کند و در خدمت تحکیم روابط سلطه و تفاوت طبقاتی هستند.
تجربه زیسته مهاجران قوم لَک از روابط و پیوندهای خویشاوندی و قومی (مطالعه موردی: مهاجران کوهدشتی ساکن تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه پیوندها و روابط خویشاوندی و قومی مهاجران لَک ساکن محله نظام آباد شهر تهران با روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شده است. داده ها با روش مصاحبه عمیق با 21 شرکت کننده جمع آوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند که نُه مقوله فرعی و یک مقوله مرکزی به دست آمد. مقولات فرعی شامل غلبه ازدواج درون گروهی (درون قومی)، اختلاف نسلی، احساس تعلق اجتماعی و مکانی، استمرار مناسبات با زادگاه، استمرار روابط با هم محله ای ها، ساده کردن ارتباطات، محدود شدن تعاملات، پای بندی به رسوم قومیِ محلی و حفظ هم بستگی و مقوله مرکزیِ «کوشش برای حفظ پیوندهای محله ای و زادگاهی» بود. مهاجران به ویژه نسل اول، بر نگهداشت و تداوم تعاملات و ارتباطات خود با لک های ساکن محله نظام آباد و با خویشاوندان ساکن شهرستان کوهدشت تمایل و تأکید داشتند و به شیوه های مختلفی احساس تعلق خود را به زادگاه نشان می دادند. با توجه به تفاوت ملموس در تجربه جامعه پذیریِ نسل اول و نسل های بعدی مهاجران، ممکن است منابع هویت بخشِ سنتی به تدریج مورد بازاندیشی قرار بگیرند و به دنبال آن پیوندها و روابط آنان با هم و با زادگاه دگرگون شود و چه بسا نوع و شیوه عمل نسل های بعدی، بیشتر در راستای همگونی با فرهنگ جامعه میزبان باشد و تعلق و پای بندی آنان به مؤلفه های فرهنگِ زادگاه قومی شکل نمادین به خود بگیرد.
سوژه عاشق در نظام گفتمانی عشق حقیقی و مجازی بر مبنای نظریه قدرت فوکو (مطالعه موردی رمان «قلندر و قلعه» و «غزال، آهوی باغ زعفرانیه»)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
85 - 108
حوزههای تخصصی:
در تاریخ ادبیات فارسی عشق دو جلوه حقیقی و مجازی یافته است؛ عشق حقیقی که منبعی لایزال دارد و نشات گرفته از باورهای دینی است که در واقع عشق به خداوند هست؛ عشق مجازی نیز همان عشق بین دو انسان تعریف می شود. نقطه عطف هر دوی این تعاریف در آن است که ماهیت عشق بستری را بر می سازد تا طرفین این گفتمان در تعامل با یکدیگر در دوسوی ناهمگن قرار بگیرند. هژمونی قدرت معشوق منجر به انقیاد سوژه- عاشق می شود. از این روی، می توان گفت عشق منبع قدرت است. از آنجایی که فوکو یکی از مهم ترین متفکرانی است که بر لزوم بازاندیشی و نگاه دوباره به مفاهیم کلاسیک از دریچه «قدرت» تأکید کرده و تا حد ممکن، این بازشناسی را انجام داداست؛ در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نظریه فوکو تأثیر مناسبات قدرت بر دو طرف این گفتمان عشقِ مجازی و حقیقی واکاوی شده است. بدین منظور نظام گفتمانی عشق حقیقی در داستان قلندر و قلعه که درباره سهروردی است با نظام گفتمانی عشق مجازی در داستان غزال، آهوی باغ زعفرانیه که رمانی عاشقانه از جنسِ دو انسان است، سنجیده شده است. نتایج نشان داد که آنچه عشق حقیقی را از عشق مجازی منفک می کند، تنها، تفاوت در شیوه اجرای خواسته های معشوق است اما در عشق مجازی، بسته به وضعیت ابتدایی، معشوق تصمیم می گیرد که از عاشق چه کارهایی بخواهد.
بررسی و نقد ایجاز مخل در متون بلاغت فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۲۵
95 - 110
حوزههای تخصصی:
ایجاز از مباحث مهم در دانش معانی است و یکی از ارکان بلاغت در کلام محسوب می شود. البته گاه اسبابی در این شگرد ایجاد اخلال می کنند و آن را از کارکرد اصلی خود که انتقال پیام به خوبی و با سرعت است، بازمی دارند، اما متون بلاغت فارسی به این اسباب اخلال توجهی نکرده و آن ها را تنظیم و تدوین نکرده اند. بر این اساس، لازم است مبحث ایجاز مُخل بررسی و نقد شود و این اسباب با دقت در تعاریف و مثال های مبحث مذکور کاویده شود. در مقاله پیش رو کوشش شده است با بازخوانی تحلیلی- انتقادی متون بلاغت فارسی تعاریف ایجاز مخل نقد و بررسی شود و در میان این تعاریف و مثال ها اسباب ایجاز مخل یافته شود. تحلیل داده های این پژوهش نشان می دهد معمولاً تعاریف ایجاز مخل، مبهم، کلی و ناهم خوان با مثال های آن ارائه شده و اشاره ای مستقیم و صریح به اسباب اخلال در ایجاز نیز نشده است. این نبودِ شفافیت در تعریف، باعث بروز تشتت آرا درباره اسباب ایجاز مخل شده است. دیگر اینکه معیار سنجش ایجاز مخل، پسند و ذوق مخاطبان نیست؛ زیرا ممکن است برخی به دلیل فضایی که در آن تربیت یافته اند، معنا را درنیابند اما از شعر لذت ببرند یا درست به سبب فضای تربیتی و آشنایی با سنن ادبی، معنا را دریابند؛ درحالی که شعر به لحاظ قواعد زبانی خلل دارد؛ بنابراین باید اصل را رعایت قواعد زبانی و دستوری قرار داد. اسباب ایجاز مخل در متون بلاغت فارسی حذف های پی درپی و بدون قرینه و رعایت نکردن قواعد زبانی و دستوری است. این دو هم بنا به نسبت اِخلالی که در کلام موجز ایجاد می کنند، با هم متفاوتند.
تحلیل زیباشناختیِ ارتباط معشوق و طبیعت در مجموعه شعر «صد غزل عاشقانه» اثر پابلو نرودا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
315 - 342
حوزههای تخصصی:
بهره مندی از عناصر طبیعی، یکی از شگردهای ادبی است که شاعران و نویسندگانِ سراسر جهان در قالب ها و ساختارهایی متنوع به واسطه ی آرایه های ادبی مانند تشبیه، استعاره، مجاز، نماد و ...، از آن سود جسته و می جویند. در این جستار تلاش برآن بوده که به روش تحلیل محتوا و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی، به نحوه ی بهره مندی شاعر سرشناس شیلی، پابلو نرودا از این عناصر طبیعی و تحلیل زیباشناسانه ی کاربرد آنها در مجموعه ی شعر صد غزل عاشقانه پرداخته شود. نرودا به دلیل نگاه ژرف و شناخت عمیق از جهان پیرامون خود و عناصر طبیعی موجود و انعکاس این عناصر در شعرش از اشتهار خاصی در جهان برخوردار بود و این مقاله ارزش های ادبی و زیبایی شناختی عاشقانه های وی را در تجلی معشوق و شباهت وی با زنانگی موجود در عناصر طبیعی برجسته می کند. عناصر طبیعی در شعر او مضمون های متنوعی را به طور نمادین و استعاری از زیبایی های ظاهری و باطنی معشوق ترسیم می کنند. عناصری همچون خاک که نماد زایندگی و بالندگی است و آب و باران که نماد حیات، زیبایی و شور و امید ند. استفاده ی نرودا از این عناصر، نشان دهنده ی تسلط او بر زبان و قدرت تخیل بی نظیر او در خلق تصاویر بدیع و معانی عمیق است. این عناصر به غنای ادبی و زیبایی شناختی این مجموعه شعر افزوده اند و به خواننده در درک عمیق تر احساسات و تجربیات شاعر کمک می کنند.
خوانش رمان آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز از دیدگاه تاریخ گرایی جدید؛ پیپ و ایده آل های دوره ی ویکتوریا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
551 - 579
حوزههای تخصصی:
کودکی دوران مهمی از زندگی همه ی انسان هاست و شرایط موجود در دوران کودکی تاثیر بسزایی در آینده ی هر فردی دارد. چارلز دیکنز یکی از نویسندگانی است که با انتخاب کودکان به عنوان قهرمان بیشتر رمان هایش، بیش از دیگران به مسئله ی کودکی پرداخته است. عصر ویکتوریا، دوران طلایی ادبیات کودکان نامیده می شود؛ اما جامعه ی ویکتوریا درمورد کودکان به طورمتناقضی عمل می کند؛ زیرا دوران کودکی را به عنوان یک دوره ی ضروری در زندگی یک فرد می داند، اما به اکثر کودکان این فرصت را نمی دهد که رشد و انتقال ایمن به بزرگسالی را تجربه کنند. رمان آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز به طورخاص بینش بزرگی از جامعه ی ویکتوریا را ارائه می کند. شخصیت های کودک دیکنز یا یتیم هستند یا اینکه والدینشان مشخص نیست و رمان های او مملو از کودکانی است که مورد غفلت یا آزار قرار گرفته اند. دیکنز تصویری بسیار واضح از دوران کودکی را در رمان خود ترسیم می کند. خواننده می تواند وارد ذهن قهرمان کودک رمان شود و جهان را از چشم یک کودک در عصر ویکتوریا ببیند. نگارنده بر این باور است که دیکنز با انتخاب یک کودک به عنوان قهرمان رمان خود و با بیان واقعیت ها در مورد کودکان، توانسته است ایده آل های دروغین ویکتوریایی در مورد کودکان را درهم بشکند. شایان ذکر است که مطالعات در مورد تحلیل رمان های دیکنز از دیدگاه تاریخ نگاری جدید بسیار محدود انجام شده است و رمان آرزوهای بزرگ به عنوان رمان کمتر بررسی شده از این دیدگاه انتخاب شده است. در تحلیل ایده آل های کودکان تاثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دوره ی ویکتوریا و نیز شرایط زندگی خود دیکنز در نظر گرفته می شود. از آنجا که رویکرد تاریخ گرایی جدید بر این فرض استوار است که یک متن ادبی را باید محصول زمان، مکان و شرایط آن دانست، رویکردی مناسب برای تحلیل ایده آل های کودکان در رمان آرزوهای بزرگ می باشد. دیکنز در این رمان با استفاده از تجربه ی خودزیسته و نیز درک درست و منصفانه از شرایط تاریخی واجتماعی حاکم بردوره ی ویکتوریا، تصویری واقعی از شرایط کودکان ارائه کرده است.
اقلیّت سازی کارائیبی در قلمروی اروپایی: بازخوانی رابینسون کروزو در پانتومیم نوشته ی دِرِک والکات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
627 - 655
حوزههای تخصصی:
دِرِک والکات در پانتومیم به خوانش منحصر به فرد خود از رمان رابینسون کروزو نوشته ی دَنیل دفو، رمانی که بخشی از حافظه ی فرهنگی غربی را تشکیل می دهد، می پردازد. آنچه او به عنوان نویسنده ای غیر اروپایی انجام می دهد، ورود به قلمروی زبان و ادبیات اروپایی و قلمروزدایی آن به منظور بیان دغدغه های جمعی بومی خود است. از آنجا که رمان رابینسون کروزو حاوی ارزش های استعماری است، والکات آن را نقطه ی شروع مناسبی برای مقابله با اروپا محوری موجود در ادبیات غرب و تولید ارزش های ضد استعماری می داند. مقاله ی پیش رو از مفاهیم «ادبیات اکثریّت»، «ادبیات اقلیّت»، «قلمروزدایی» و «شدن» از ژیل دلوز و فلیکس گتاری بهره می برد تا نحوه ی گفتمان گریزی از سنّت اروپایی و تلاش برای گفتمان سازی ضد استعماری در نمایشنامه ی والکات را مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش از آن جهت دارای اهمیّت است که نحوه ی مواجهه و تقابل نویسنده ای اقلیّت با ادبیات اکثریّت، به منظور مصادره ی سنّت و نتیجتاً ابراز ارزش های بومی حاشیه رانده شده را تبیین می نماید. دغدغه های مذکور در حیطه هایی همچون راهبرد کلّی والکات در بازنویسی آثار فاخر ادبی، امکانی که متاتئاتر به والکاتِ پسااستعمار جهت اقلیّت سازی در ادبیات اکثریّت می دهد، واسازی مفاهیم استعماری و تغییر بنیادین در معنا و جایگاه فرودست مورد بحث و بررسی قرار می گیرند.
برهم کنش استعاره و مجاز در برآیند معنایی افعال دارای جزء وام واژه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
71 - 94
حوزههای تخصصی:
تغییرات معنایی واژه ها بر پایه استعاره و مجاز در زبان، امری همواره در جریان و البته مورد توجه است. ازآنجاکه وام واژه ها بستر مساعدتری برای تغییرات معنایی دارند، نوشته حاضر با التفات به آن دسته از افعال غیربسیط فارسی که حاوی وام واژه هستند، به بررسی نحوه تغییرات معنایی مجازی و استعاری وام واژه ها به مثابه جزء غیرفعلی و همکرد هم نشین آنها پرداخته است. شواهد زبانی، اغلب از فرهنگ لغات مخفی زبان فارسی (1400) استخراج و بر مبنای الگوی شناختی روئیز و گالرا (2011) تحلیل شده است. نتایج نشان داد در زبان فارسی گرچه مجاز می تواند مستقلاً عامل تغییر معنایی فعل غیربسیط باشد، استعاره استقلال عمل ندارد و همیشه همراه با مجاز است. همچنین، مشخص شد فرآیندهای دخیل در تغییرات معنایی در فارسی به مراتب پیچیده تر است. مجموعاً دوازده الگو دسته بندی شد که هشت مورد آن منحصر به شواهد زبان فارسی بود. از این میان، سه الگو تنها بر پایه مجاز و سایر الگوها از برهم کنش استعاره و مجاز حاصل آمده بود که عبارت است از: 1. گسترش مجازی دامنه حوزه؛ 2. کاهش مجازی دامنه حوزه؛ زنجیره متوالی گسترش و کاهش دامنه حوزه؛ 3. گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره و کاهش مجازی حوزه مقصد؛ 4. کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره و گسترش مجازی حوزه مقصد؛ کاهش مجازی هر دو حوزه مبدأ و مقصد استعاره؛ 5. تلفیق حوزه مقصد دو استعاره در یک حوزه مبدأ و در نهایت زنجیره استعاری با کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره نخست. چهار الگوی دیگر منطبق با ساختارهای پیشنهادی روئیز و گالرا شامل گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مقصد استعاره و تلفیق یک استعاره در حوزه مبدأ-مقصد استعاره دیگر است. از مجموع مشاهدات روئیز و گالرا در انگلیسی و نگارنده در فارسی، مجموعاً نوزده الگوی تغییر معنایی حاصل آمد که نشان می دهد زبان بشری در کاربرد تعاملی استعاره و مجاز ظرفیت بیشتری دارد.
بررسی عشق و روابط حاکم بر آن در «خسرو و شیرین» نظامی و بازنگری انتقادی پیشینۀ پژوهشی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات پیشرو در حوزه نقد ادبی پیوند نزدیکی با نوع شناخت و تلقی از انسان و نیروهای درونی او پیدا کرده و بیش از هر چیز بر رویکردهای بین رشته ای متمرکز شده است. یکی از این رویکردهای مهم در این میان، دیدگاه رابرت استرنبرگ در تحلیل نظام عشق و روابط حاکم بر آن در دو تئوری «مثلث عشق» و «قصه عشق»، بسط یافته است. حال این پژوهش سعی دارد تا با روشی توصیفی – تحلیلی منظومه عاشقانه «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی را بر اساس این دو تئوری بررسی و تحلیل نماید. نتایج این بررسی نشان خواهد داد که در مجموع تمامیروابط عاطفی موجود در این روایت، با مؤلفه شور و اشتیاق آغاز شده و در مؤلفه صمیمت نیز اشتراک دارند؛ اما تفاوت عشق در شیرین و فرهاد با عشق خسرو در مرحله تعهد است. همین اختلاف، الگوی عشق را در شیرین و فرهاد به عشق آرمانی و در خسرو به عشق رمانتیک مبدل خواهد کرد که مقدمات جریان تراژدی را در این اثر غنایی رقم می زند. از سویی، شکل نخستین قصه ها از نوع قصه هنر هستند؛ که در مراحل بعدی، قصه های اعتیاد، کلکسیون و ایثار در این روایت موجودیت خواهند یافت.
متن شناسیِ خاورزمین نامه؛ ولایت نامه منثور شیعی
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
149 - 176
حوزههای تخصصی:
سیمای حضرت علی در شعر و ادب فارسی یکی از تابناک ترین جلوه های بشری را یافته است. جایگاهی والا و باشکوه که از آن حضرت ترسیم شده، گواه روشن پیوند عمیق عاطفی است که میان خاندان عترت با شاعران فارسی گو در طول تاریخ ادبیات فارسی برقرار بوده است. در این میان آن دسته از متونی که به توصیف بهادری و جنگاوری آن حضرت ویژه شده، جایگاهی درخور دارد. خاورزمین نامه؛ گزیده ای منثور از خاوران نامه، یکی از این گونه آثار است که مدت ها به شیوه نقالی روایت شده و در آغاز قرن چهاردهم صورت کتابت پذیرفته است. پژوهش پیش رو می کوشد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و از خلال نشان دادن پاره ای از ویژگی های ادبی این ولایت نامه منثور، به تبیین و برجسته سازی ویژگی های مهم آن در حوزه فرهنگ عامه و نیز میزان تاثیرپذیری آن از حماسه ملی ایران بپردازد و از این رهگذر خصایص فرهنگی و مذهبی آن را بنمایاند. بر همین بنیاد دریافتیم که خاورزمین نامه به مثابه یکی از ولایت نامه های منثور گمنام شیعی، که با وجود دارا بودن سیر روایی نسبتاً ضعیف، عناصر ایدئولوژیک و اسطوره ای از قبیل: ترفندهای عیاری، پیکرگردانی، باورهای نجومی و کرامات دینی را به گونه-ای هنری و در عین حال عامه پسند گرد آورده است. این اثر گرچه تقلیدی از خاوران نامه ابن حسام است، اما در استفاده از عناصر فولکلوریک و زبان عوام، نمودهایی آشکارتر از اصل کتاب یافته است.