ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۸۸۱.

سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
۸۸۲.

تحلیل روانشناختی پذیرشِ سوگ در خاطره نویسی های شاهرخ مسکوب و مصطفی صادق رافعی براساس نظریه کوبلر راس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۴
خاطره نویسی یکی از انواع ادبیات داستانی به شمار می رود و می تواند حاصل روزنوشته های ادیب باشد، خاطراتی از مصطفی صادق رافعی «موت الأمّ» و شاهرخ مسکوب «سوگ مادر» به جا مانده که حاوی سوگ نوشته هاست و حول محور فقدان مادر می چرخد. جستار پیش رو باهدف تحلیل تطبیقی خاطره نویسی و تبیین گزاره های پذیرش سوگ به بیان کاربرد نظریه روانشناختی کوبلر راس در ادبیات داستانی می پردازد، روش پژوهش توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است، نوشتار با استفاده از نظریه روانشناختی پذیرش سوگ کوبلر راس بررسی می کند که این دو ادیب به چه میزان موفق شده اند از لحاظ روانی سوگ را بپذیرند و این پذیرش چه اثری روی قلم آن ها داشته است. نتایج پژوهش نشان می دهد زمینه های عاطفی و اعتقادات دینی باعث شده پذیرش سوگ در مسکوب اتفاق نیفتد اما رافعی در نهایت این مرحله از فقدان را پذیرفته و آن را به الهیات رنج گره زده است، موسیقی درونی کلام و به کار بردن واژگانی که با فخامت تلفظ می شوند ناخودآگاه، خشم رافعی و مسکوب را به خواننده منتقل می کنند با این تفاوت که رافعی توانسته هنرمندانه از خشم خود پلی بزند به بیان حقایق تلخ اجتماعی قشر زنان و مرد سالاری جامعه اما مسکوب در سطح فردی سوگواری باقی مانده است.
۸۸۳.

شگردهای میرزا عبدالقادر بیدل برای کاربستِ انتزاعی حروف الفبا و واژگان در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۴
تاریخ ادب فارسی گواه آن است که نویسندگان و شاعران در تصویرسازی و مضمون آفرینی های خویش، از اغلب چیزهایی که با آن ها سروکار داشتند بهره گرفته و آن ها را دست مایه ای برای نگاشتن و سرودن قرار داده اند. بر همین اساس، بهره گیری از حروف و واژگان، نه به عنوان عناصر زبانیِ صرف که به عنوان عناصری تصویرساز و مضمون آفرین در ادب فارسی مشاهده می شود. البته کیفیت و نوع بهره گیری از عناصر زبانی در قالب انتزاعی، ارتباط مستقیمی با قوّت و ضعف شاعران و نویسندگان دارد. در این میان میرزاعبدالقادر بیدل، به عنوان یکی از شاعران برجسته سبک هندی، ضمن تکرار برخی از اسلوب های اسلاف خویش در این زمینه، نوآوری های ویژه ای نیز داشته که در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی بدان ها پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بیدل برای کاربستِ عناصر زبانی در قالب انتزاعی از چهار اسلوبِ تصویری بصری، آوایی، ساختاری و تشخیص محور بهره برده است. کاربست انتزاعی حرف، واژه و ترکیب در شعر میرزا عبدالقادر بیدل حاصل مواجهه او با زبان به مثابه ماده ای زنده و انعطاف پذیر است که بر مبنای این رویکرد، پاره ای از عناصر زبانی به مقوله ای بصری تبدیل شده اند؛ هم چنین از طریق تغییرات آوایی و ساختاری، گذر معنایی ژرفی در برخی از واژگان به وجود آمده است و درنهایت، با جان بخشی به حروف و واژگان، مفاهیم عرفانی ژرف از طریقِ به دست دادن نمادهای چندبعدی از برخی حروف الفبا به مخاطب انتقال یافته است.
۸۸۴.

مرگ و بی مرگی و سرنوشت پس از مرگ در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر (یک بررسی تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۴۷
قهرمانان آثار بزرگ حماسی و ادبی جهان، گاه از ویژگی هایی دارند که بر عظمت آن ها افزوده است. این ویژگی ها گاه با دیگر شخصیت ها مشترک و مخصوص یک نفر بوده است. رویین تنی برای قهرمان خاص، در پاره ای از آثار حماسی وجود دارد. آنچه باعث تفاوت آن ها می-شود، چگونگی مرگ یا از بین رفتن شرایط بی مرگی است. ازآنجاکه زبان فارسی و یونانی ازنظر فرهنگ و بن مایه های مشترک ادبی شباهت های زیادی دارند، بررسی تطبیقی کمک شایانی به چگونگی تأثیر و تأثر پذیرفتنِ شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه خواهد داشت. در این جستار، شباهت ها و تفاوت های مرگ و سرنوشت پس از مرگ و بی مرگی، در این آثار با روش تحقیق نظری (بنیادی)، صورت گرفته است. این پژوهشِ کیفی به روش تحلیل محتواست و بر اساس یادداشت ها و مطالبی که از رهگذر بررسی تطبیقی بین شاهنامه فردوسی و کتاب ایلیاد هومر از منظر مکتب فرانسوی صورت گرفته، تنظیم شده است. برای روشن تر شدن مطلب، موارد مشابه یا برابری های موجود در آثار حماسی پیش از اسلام نیز، که اندیشه های شاهنامه از آن بی بهره نبوده، بررسی شده است. بررسی انجام شده همسانی ها و باورهای ایرانیان و یونانیان را که در حماسه های آن ها تجلی یافته است، نشان می دهد. با بررسی بن مایه های مرگ، سرنوشت پس از مرگ، بی مرگی، جاودانگی و رویین تنی در شاهنامه فردوسی و ایلیاد و ادیسه هومر مشخص شد همه این موارد با نگاه خداشناسانه و منطق دینی هر فرهنگ و تمدنی که شاعر این اسطوره ها در آن پرورش یافته است، در ارتباط است.
۸۸۵.

کارکرد عناصر معنادرمانی در رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی بر اساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۷
جستجوی هدف، ابزاری برای رسیدن به معنا و آرامش در مکتب روانشناسی معنادرمانی به شمار می آید. این مکتب مبتنی بر آرا و اندیشه های ویکتور فرانکل است و مطمح نظر بسیاری از نویسندگان و ادبای معاصر قرار گرفته است. رضا قاسمی، نویسنده معروف ایرانی نیز با نگاه فیلسوفانه و ادیبانه اش در آثار ادبی خویش به معنادرمانی و مفهوم زندگی در سایه مؤلفه های فلسفی آن توجه داشته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و به کمک منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که معنا درمانی چه جایگاهی در این رمان دارد. برای این منظور ابتدا به تعریف معنادرمانی ویکتور فرانکل و مؤلفه های معنابخش آن در زندگی پرداخته شده، سپس رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی را با توجه به دلالت های مستقیم و غیر مستقیم آن، بر اساس نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل بررسی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رضا قاسمی از تجربه های انسانی، ارزش های اخلاقی، رنج ها و دیگر مؤلفه های معنابخش زندگی برای مقابله با تکانه های روحی و فائق آمدن بر نابرابری ها و ناعدالتی های زندگی تعریف کرده؛ کما اینکه نیل به آرامش در مواجهه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است.
۸۸۶.

A Structuralist Analysis of Similarities in Three Narratives: “Siavash”, “Hasanak Vazir” and “The Lion and the Cow”(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۶
This article argues that despite differences in language, setting, and cultural context, the three narratives—Siavash (from the Shahnameh), Hasanak Vazir (from the Tārīkh-i Bayhaqī), and The Lion and the Cow (from Kelileh and Demneh)—each serve as a literary criterion of their respective time and culture. Structurally, however, they revolve around the same core motif: the destructive cycle of jealousy and conspiracy orchestrated by their negative heroes (Garsīvaz, Būshal, and Demneh), who manipulate the protagonists into downfall. These villains incite the antagonistic figures (Afrasiab, Mas‘ud, and the Lion) to provoke and ultimately execute the tragic killings of the virtuous heroes—Siavash, Hasanak, and the Cow. Through this shared framework, the narratives reveal a universal archetype of betrayal and power dynamics.
۸۸۷.

تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
۸۸۸.

کارکرد تخیل ماده آتش در آثار فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
گاستون باشلار (1962-1884)، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، با تفسیر روان شناختی متون و بهره گیری از کهن الگوهای آتش، آب، باد و خاک به بررسی تخیل در متون پرداخته است. ازنظر باشلار، کارِ قوه تفکرْ تولید مفاهیم است و صورخیال محصول قوه تخیل اند. انسان پیش ازآنکه ببیند یا تجربه کند تخیل می کند. باشلار در این دیدگاه ادبیات و هنر را برآمده از تخیل ناب دانسته و معتقد است صورخیال بیانی و کلیشه ای در این رویکرد اهمیتی ندارد، بلکه تصاویر تخیلی ای مهم هستند که از چهار عنصر اصلی سرچشمه گرفته باشند. از دید باشلار، کار تخیل آن است که از ضمیر ناخودآگاه الهام بگیرد و انتخاب کند که کدام عنصر وجه غالب تفکر نویسنده باشد. ممکن است نویسنده در اثر خود، گریزی به هر چهار عنصر داشته باشد، اما تنها یک عنصر در میدان تفکر و تخیل غالب نویسنده پیروز خواهد بود. ریشه تفاوت کاربرد این عناصر در شعر، ضمیر ناخودآگاه گوینده است که امیال و آرزوهای درونی، خاطرات دوره کودکی و محلی را که نویسنده در آن رؤیاپردازی کرده دربرمی گیرد. پس، این مفهوم که تخیل مادی هر نویسنده با دیگری متفاوت است، در تفاوت زیستی، تجربی، حسی و فکری آنان ریشه دارد. در این پژوهش، پس از بررسی نظریات باشلار درباب تخیل ماده آتش که در کتاب روان کاوی آتش و شعله شمع گرد آمده است، تمام آثار فروغ فرخزاد را، که به نوعی به این مؤلفه ها اشاره داشتند، بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که از میان چهار عنصر، آتش در اشعار اولیه فرخزاد برجسته تر است که نمودی از شور عاشقانه، احساسات و تجربه عشقی تنانه فروغ است.
۸۸۹.

اختیار شاعری تسکین؛ شگردی در خدمت محتوا (مطالعه موردی: غزلیات سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۸
اختیار وزنی تسکین، یکی از شگردهای عروضی در شعر فارسی است که اغلب به عنوان مفرّی برای رهایی از تنگناهای وزنی از آن استفاده شده است؛ چنان که می دانیم از دیرباز اختیارات شاعری اغلب در سطح موسیقایی بررسی شده اند؛ بااین حال، بررسی کارکردهای اختیار تسکین در غزلیات سعدی، به گمان نگارندگان نشان می دهد که این اختیار علاوه بر نقش موسیقایی به عنوان ابزاری در خدمت معناسازی و القای عواطف به کار رفته است؛ به همین دلیل در این پژوهش کارکرد اختیار تسکین در غزل های سعدی به منظور تبیین پیوند میان تسکین با معانیِ ضمنیِ بیت و همچنین بازنمایی عواطف با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای بررسی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سعدی آگاهانه از این اختیار وزنی برای تأکید بر واژگان کلیدی، بازنمایی حالت های عاطفی و خلق لایه ای پنهان از معنا بهره برده است. بررسی نمونه ها نشان می دهد که تسکین در میانه مصرع ها، گاه به دلیل کشش های آوایی، در القای اندوه و سکوت مؤثر بوده و گاه، ازطریق ایجاد سکته موسیقایی، احساس حیرت، اعجاب، تردید، شادی و... را به مخاطب منتقل کرده است. مطالعه موردی غزل ۵۶۴ دیوان سعدی به مطلع «مرا دلی ست گرفتار عشق دلداری/ سمن بری گلرخی جفاکاری» نیز به عنوان نمونه ای شاخص از غزلیات که بیشترین نمودهای تسکین در آن وجود دارد، نشان می دهد که سعدی با تکرار آگاهانه این اختیار در واژگان کلیدی و هجاهایی خاص، نه تنها موسیقی شعر را تقویت کرده، لایه ای پنهان از معانی ضمنی و عواطف را نیز خلق کرده است. در نهایت می توان گفت، نتایج این پژوهش نشان می دهد که اختیار تسکین در غزلیات سعدی ابزاری آگاهانه برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر موسیقی شعر با محتوای آن، همچنین خلق و تعمیق معنا و عواطف است.
۸۹۰.

رسالتِ ایرانشهری رودکی (چرا سامانیان از رودکی خواستند تا کلیله و دمنه را به نظم بکشد؟)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۸
در اینکه سامانیان در پی احیای فرهنگ ایران باستان بوده اند، تردیدی وجود ندارد. حمایت آنها از دقیقی شاعر و تشویق او برای به نظم کشیدن خدای نامه را باید به همین خاطر دانست. اما دقیقی تنها شاعری نبود که سامانیان او را به کاری چنین بزرگ گمارده بودند. رودکی، بزرگ ترین شاعر دربار سامانیان، نیز مأموریت داشت تا کلیله و دمنه را به نظم درآورد. درباره علت به نظم کشیده شدن خدای نامه بسیار گفته اند، اما تاکنون توجه چندانی به چرایی انتخاب رودکی برای به نظم درآوردن کلیله و دمنه نشده است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا دلیل انتخاب کلیله و دمنه از سوی سامانیان و نظم آن توسط رودکی را بررسی نماییم. آنچه مسلم است آنکه به دلیل خاستگاه هندی کلیله و دمنه نمی توان آن را اثری نوشته شده در فرهنگ ایرانشهری دانست اما نکته ای که باید به آن توجه داشت، تغییراتی (دخل و تصرف هایی) است که ایرانیانی چون ابن مقفع در این متن ایجاده کرده و از این طریق به آن رنگی ایرانشهری داده اند؛ تغییراتی که از کلیله و دمنه اثری ساخته است که «فن زندگی» و شیوه بخردانه زندگی (البته هماهنگ با فرهنگ ایرانشهری) را تعلیم می دهد
۸۹۱.

معرفی شخصیت ادبی: شناختی تحقیقی یا برساختی گفتمانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
مورخان و منتقدان ادبی سهم بسیاری در آگاهی مخاطبان از شخصیت های ادبی دارند. یکی از راه کارهای معرفی شخصیت ها، کاربرد القاب و عناوین برای آن هاست. تبارشناسیِ لقب سازی و عنوان بندی، نشان می دهد این گونه معرفی ها، کارکرد گفتمانی دارند. نمایندگان و پیروان گفتمان ها برای تثبیتِ معنا و گسترشِ گفتمان، شخصیت هایی را به فضای گفتمانیِ موردنظرشان فرامی خوانند و آن ها را آن گونه که می خواهند معرفی می کنند. نقطه عزیمتِ پژوهش حاضر، معرفی تک بُعدی شخصیت های ادبی است که وجه گفتمانی یافته اند. پرسش اصلی پژوهش این است که نمایندگان و پیروانِ گفتمان ها از چه تمهیداتی در تحدیدِ تک بُعدی معرفیِ شخصیت های ادبی استفاده می کنند؟ سؤال دیگری که در پیِ پرسش نخست، مطرح می شود این است که چه راه کارهایی برای برون رفت از تنگنای معرفی گفتمانیِ شخصیت های ادبی وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها از نظریه تحلیل گفتمان و برساخت گرایی استفاده کردیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان ها صرفاً معرف بُعدِ محدود و مشخصی از شخصیت های ادبی هستند و برای رسیدن به این مقصود، بخش هایی را از آثار ایشان برمی گزیند که در راستای اغراض همان گفتمان باشد و آن ها را به گونه ای معرفی می کنند که از پیکره متنیِ برگزیده برمی آید. درنظر گرفتن «نظم گفتمانی» و «پازل شخصیت ادبی» براساس منابع گوناگون و نگرش آزاد و همه جانبه به تمام آثار یک شاعر/ نویسنده می تواند مبنایی برای اصالت در شناخت تحقیقیِ شخصیت های ادبی باشد.
۸۹۲.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۸۹۳.

درآمدی بر آشنایی زدایی معنایی در شعر سازگار، انسانی، امیری اسفندقه، لطیفیان و برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
آشنایی زدایی معنایی در اثر ادبی یکی از شیوه های نو کردن و عادت زدایی از مؤلفه های معهودی است که پیشینیان به آن متعهد بوده اند. تکرار سنت ها و شیوه های معهود سبب می شود که اثر ادبی به ابتذال کشیده شود. شاعر برای خروج از این ابتذال، از هنجارگریزی استفاده می کند. یکی از گونه های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. استفاده از صور خیالی چون تشبیه تفضیل، کنایه، استعاره وحس و همچنین به کارگیری صنایع بدیعی معنوی ای مانند تجاهل العارف، اغراق، حس آمیزی و متناقض نما از مؤلفه های هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی، کوشیده ایم مؤلفه های هنجارگریزی معنایی را در شعر غلامرضا سازگار، علی انسانی، علیرضا امیری اسفندقه، علی اکبر لطیفیان و سیدحمیدرضا برقعی تحلیل و بررسی کنیم. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در شعر شاعران نامبرده، از صور خیالی همچون تشبیه، به ویژه تشبیه تفضیل، استعاره، به ویژه استعاره مصرحه، کنایه، به ویژه با استفاده از تعابیر محاوره و روزمره، و تشخیص با نسبت دادن افعال و کنش های انسانی به غیرذوی العقول یا با نسبت دادن یکی از ملائمات انسان مانند دست و پا به موجود غیرزنده استفاده شده است. استفاده از صنایع بدیعی ای چون متناقض نما، تجاهل العارف و اغراق سبب اعجاب و حیرت مخاطب و خلق معنی تازه شده است. نسبت دادن حسی به حس دیگر شیوه ای لطیف تر برای خلق معانی تازه و هنجارگریزی بوده که در بین شاعران نامبرده کمتر بسامد داشته است.
۸۹۴.

معرفی دو سروده نویافته از ابن حسام خوسفی و دست نوشت شماره 6115 کتابخانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
ابن حسام خوسفی از سرایندگان نام آور قرن نهم هجری است که دست نوشت های متعددی از دیوان او در کتابخانه های مختلف ایران نگاهداری می شود. دیوان او تا کنون سه بار تصحیح شده است: در سال 1346 توسط غلامحسین شکوهی. در 1364 توسط طاهره خوشحال دستجری و در 1366 توسط آقایان احمد احمدی بیرجندی و محمد تقی سالک. نسخه 6115 کتابخانه ملی از دست نوشت های قابل اهمیت اما کمتر شناخته شده دیوان است که در هیچ یک از تصحیحات انجام یافته دیوان ابن حسام محل استفاده نبوده است. این دست نوشت محتملاً در قرن یازدهم هجری کتابت شده است و علی رغم افتادگی ها، شامل سروده ها و بیت هایی است که در تصحیح های موجود از دیوان ابن حسام به چشم نمی خورند. در نگاشته حاضر پس از معرفی این دست نوشت، برای نخستین بار دو سروده که باید آنها را از سروده های نویافته ابن حسام تلقی کرد بر پایه این دست نوشت نقل و تصحیح شده است. این دو غزل که مجموعاً 16 بیت هستند از نظر اشتمال بر باورهای دینی ابن حسام اهمیت دارند.
۸۹۵.

نشانه شناسی اجتماعی صفوه الصفا نوشته ابن بزاز اردبیلی براساس نظریه پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
نشانه شناسی اجتماعی رویکردی انتقادی و تحلیلی است که به بررسی نشانه های اجتماعی و فرهنگی در درون متون ادبی می پردازد و فرایند تولید معنا از طریق این نشانه ها و دلالت های اجتماعی درون متن را بازخوانی می کند. بررسی و تحلیل نشانه ها و ارتباط معنایی آن ها در نظام اندیشگانی یک متن و تأثیر آن ها بر تولید معنا در حوزه مطالعات نشانه شناسی اجتماعی قرار می گیرد. پی یر گیرو زبان شناس و نشانه شناس فرانسوی از جمله کسانی بود که به بررسی و تحلیل نظام نشانه ای اجتماعی و فرهنگی در فرایند تولید معنای متن پرداخت و این نشانه ها را طبقه بندی کرد. صفوه الصفا نوشته ابن بزار اردبیلی از مهم ترین متون تراجم احوال مشایخ صوفیه در ادبیات صوفیه در قرن هشتم هجری است که به بررسی حیات صوفیانه و اجتماعی شیخ صفی الدین اردبیلی و استادان و شاگردان او می پردازد. ابن بزار در ضمن بیان احوال شیخ صفی الدین اردبیلی، تصویر قابل تأمل و روشنی از اوضاع اجتماعی زمانه شیخ صفی ارائه می دهد که باعث شناخت غنی تر دوران حیات او از منظر طریقت صوفیه و اوضاع اجتماعی می شود. در این مقاله با بررسی تحلیلی و توصیفی نشانه های اجتماعی صفوه الصفا بر اساس نظریات بنیادین پی یر گیرو، نظام نشانه ای مبتنی بر جامعه و فرهنگ در زمانه اثر بازشناسی شد و نتایج حاصل بیانگر نشانه های هویتی چون عناوین و القاب، مکان ها، طبقات اجتماعی و مشاغل مردمان و نیز نشانه های ارتباطی مثل لحن مختلف کلام، ارتباطات غیر کلامی، اطوار و حالات مردمان این دوره است که در نهایت منجر به تولید معنای اثر نیز شد.
۸۹۶.

Le Procès-verbal de J.M.G. Le Clézio : La perte d’une tradition ou l’aventure en conflit d’une écriture ?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
Jean-Marie Gustave Le Clézio, détenteur du prix Nobel de la littérature en 2008, possède une écriture protéiforme, mouvante et d’une grande richesse. Dans Le Procès-verbal, le récit leclézien, dépossédé de sa cohérence narrative et langagière, transcrit la représentativité du monde par une aventure errante, confuse et extatique. Le roman, se levant sur les décombres du Nouveau Roman, sort de l’ordinaire pour mettre en scène un roman-jeu, un roman-puzzle en refusant les caractéristiques classiques romanesques et en rejetant l’individu en pleine contradiction, en pleine folie, dans une civilisation frustrante. L’auteur, décrivant le personnage jeté dans une ambiguïté existentielle, illustre un contexte ironique de la société occidentale. Le présent article, par une démarche descriptive-analytique, porte sur la mise en question de la représentation du langage, de la structure narrative et de l’altération du sujet dans le roman Le Procès-verbal qui, dévoilant le conflit d’une écriture, reflète des ambiguïtés et des perturbations narratives et stylistiques au niveau diégétique. Son texte prête également sa voix aux oscillations, aux malentendus et aux indifférences envers les tragédies humaines.
۸۹۷.

نشانه شناسی سفره طباخی صوفیه براساس اهمّ متون تعلیمی تصوف از قرن چهارم تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
از دیدگاه علم نشانه شناسی، هر متن ادبی و نیز هر حوزه از فرهنگ بشری، دستگاهی از نشانه هاست که به معانی ای فراتر از معنای قاموسی خود دلالت می کنند. بر اساس این، سفره صوفیه و نوع، شکل و اندازه غذاها واجد نظامی از نشانه هاست. ازآنجا که روزه، جوع و پرهیز از شکم بارگی از ارکان اصلی تصوف هستند، انواع طعام و نوشیدنی ها ارزش نشانه شناختی دارند. به همین دلیل، پژوهش در فرهنگ غذایی صوفیه و نشانه شناسی غذاها در سفره صوفیه، دریچه ای است به سوی درک جهان تصوف. پژوهش مذکور نشان می دهد که بر خلاف اهمیت بنیادین روزه داری و پرهیز از خوراک در تصوف، ژانر تعلیمی نسبت به ژانرهای دیگر ادبی، از لحاظ نوع، بسامد و پرداختن به انواع غذاها و رنگینی سفره، بسیار غنی و درخور توجه است. بی شک، دلیل اصلی آن می تواند عمل گرایی رسالات تعلیمی صوفیه و توجه آنان به زندگی روزمره عامه مردم باشد. دیگر اینکه، در سفره صوفیه، غذاها، حلویات و نوشیدنی ها در جدول سلسله مراتبی و دقیقاً معکوس سلسله مراتب ارزش عمومی قرار می گیرند. این سلسله مراتب باعث می شود که غذاها به حوزه معنویت وارد شوند و ارزشی نشانه ای و نمادین پیدا کنند. پرداختن به این جنبه بسیار مهم است؛ زیرا خوردنی ها و نوشیدنی ها بنابر مواد خود، داوریِ ارزشی می شوند. بدیهی است که مزه و طعم نیز به چنین جدولی وارد می شود. هم ارزی «غذا»، «معنویت» و «جایگاه اجتماعی» می تواند سنجه ای برای ارزیابی رانه های ارزشی- اجتماعی و نیز تبیین بسیاری از ضرب المثل های حوزه غذا، در اختیار پژوهشگران قرار دهد. مقاله حاضر می کوشد تا با ارجاع به اولیانامه ها و رسالات تعلیمی از این روزنه به دنیای معنوی صوفیه بپردازد. 
۸۹۸.

آمیزش اسطوره، حماسه و فرهنگ عوام در روایتی نقّالی از داستان «رستم و اکوان دیو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
داستان «رستم و اکوان دیو» یکی از روایت های مستقل شاهنامه است که رواج چندانی در میان عامه مردم نداشته است. یکی از مناطقی که به نظر می رسد این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقه سیاخ دارنگون فارس است. هدف نگارنده، بررسی مقایسه ای این روایت با روایت شاهنامه فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این روایت نقّالی را ثبت کند و سپس به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد روایت عامیانه مفصل تر و دارای رخدادهای متنوع تر در قیاس با روایت شاهنامه است. بخشی از این تفاوت ها مانندِ نحوه شروع روایت، رفتن گرگین به زابل و گذر رستم از هفت خان، حاصل آمیزش داستان اکوان دیو با دیگر روایت های شاهنامه است. بخش دیگری از تفاوت های دو روایت مانند حضور سروش غیبی، گرازها و دیوان در روایت عامیانه، حاصل تلاش راویان برای بومی سازی است. برخی از تفاوت ها نیز مانندِ رفتن دیو به قصر هفت طبقه افراسیاب و حضور پری در کنار آب، در نتیجه آمیزش روایت نقّالی با عناصر اساطیری است. به هر روی، این روایت از جنبه های گوناگون مانند شخصیت پردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامه فردوسی تفاوت های بنیادی دارد؛ اما در مجموع یک سانی هایی با روایت شاهنامه دارد.
۸۹۹.

آتش سوخرا خاموش شد، باد مهران وزید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
در سرگذشت کهن ایران، پاره ای نگرش های سیاسی، اجتماعی اقتصادی، و فرهنگی دینی ایرانیان در چارچوب مَثَل های ایرانی پدیدار شده اند. همچنین مردم یا همانا آفرینندگان ناشناخته مَثَل ها، گهگاه رویدادهای مهم تاریخی را نیز در مَثَل ها بازگو کرده اند و با کاربرد این مَثَل ها، یاد و خاطره رویدادها را در سینه خود نگاه داشته اند. مَثَل «باد سوخرا فروخوابید و باد شاپور/ مهران وزید» یا «آتش سوخرا خاموش شد و باد شاپور وزید»، یکی از کهن ترین مَثَل های ایرانی بازمانده از دوره ساسانیان است که دست کم تا نیمه سده پنجم هجری هنوز رواج و کاربرد داشته است. اگرچه به گواه منابع تاریخی، زمینه پیدایش این مَثَل، ستیزه دو فرمانده بزرگی ایرانی و مرگ یکی از آن ها در دوره قباد یکم (488-496 و 496-531 م.) بوده است، اما نمی دانیم که در دوره ساسانیان آفرینندگان این مَثَل، از خاموش شدن ʼآتشʻ سوخرا و یا فروخوابیدن ʼبادʻ او یاد می کرده اند. در این جستار، با اشاره ای گذرا به زمینه تاریخی پیدایش این مَثَل، تلاش می کنیم تا در چارچوب دین و فرهنگ ایرانی و چگونگی دگرگونی مَثَل های ایرانی، به ریخت آغازین این مَثَل در روزگار ساسانیان نزدیک شویم.
۹۰۰.

تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان