ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۵۲۱.

ارتباط زمان و انجامِ کار در اندرزنامه های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۷
«زمان» یکی از تأثیرگذارترین پدیده های هستی است که در کنار مکان، ظرفی برای انجام کارها در جهان است. در اندیشه ایرانیان باستان، زمان خود آیینی به نام «زُروانیسم» داشت که تقدیرگرایی یکی از مقوله های پایه ای آن به حساب می آمد. اثر زمان در فرهنگ اندیشگانیِ ایرانِ دوره ساسانی در اندرزهای دینی و حِکَمی- عملیِ بعضی از دین مردان و دانایان به خوبی پیداست. از آنجا که اثر زمان در هیچ کدام از دیگر انواع ادبی آن دوره به اندازه نوعِ اندرزی پُررنگ نیست، این مقاله پدیده زمان را با روشی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای از منظر رابطه زمان و انجام کار در متون اندرزی پهلوی مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می دهد که اندرزگویان خطاب به اندرزشوندگان، در خصوص اهمیت و تأثیر زمان در انجام کارها، از زمان ازلی تا زمان فرجامین و دوره های میانی آنها مانند هزاره، سال، فصل، ماه، اوقات شبانه روز، ساعت، ... سخن به میان آورده اند. در مواردی به دلایل یا نتایج انجام کارها یا پرهیز از انجام آنها نیز اشاره شده است. در نهایت، این که آثار بسیاری از اندرزهای پهلوی، در ادبیات، سیاست، فرهنگ و اجتماع ایرانِ بعد از اسلام به روشنی دیده می شود.
۵۲۲.

از پساحافظه تا مکان های تروماتوپیک: تحلیلی بر بازنمایی تروما در آثار وجدی معود(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
این پژوهش به بررسی تطبیقی بازنمایی تروما و حافظه در نمایشنامه های منتخب وجدی معود، شامل «خط ساحلی»، «آتش سوزی ها»، «جنگل ها» و «آسمان ها» می پردازد. هدف از این پژوهش، تحلیل چگونگی بازنمایی هنری تروما و حافظه در آثار معود و بررسی پیامدهای آن بر بازسازی هویت فردی و جمعی است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس نظریه های کتی کاروت، پل ریکور، ماریانا هیرش و یان پاتوچکا تدوین شده و روش پژوهش کیفی و تطبیقی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معود با بهره گیری از روایت های غیرخطی، نمادگرایی مکان و سکوت، پیچیدگی های حافظه فردی و جمعی را برجسته می کند. هر نمایشنامه به شیوه ای منحصربه فرد به این مضامین می پردازد؛ «آتش سوزی ها» روایت میان نسلی خشونت و جنگ را بررسی می کند، «خط ساحلی» بر جستجوی هویت و مواجهه با گذشته تمرکز دارد، «جنگل ها» اسرار خانوادگی و پساحافظه را نمایان می سازد و «آسمان ها» به بحران هویت در دنیای مدرن می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که آثار معود با فراتر رفتن از مرزهای زبانی و فرهنگی، قدرت هنر را در بازسازی هویت و زخم های روانی به تصویر می کشند.
۵۲۳.

بازنمایی جایگاه زنان سوگوار زرتشتی به استناد متن پهلوی ارداویرافنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۷۴
ارداویرافنامه از مکتوبات مهم فارسی میانه کهن زرتشتی است. بنظر می رسد این متن دینی متعلق به قرن ششم میلادی و زمان حکومت خسرو انوشیروان ساسانی (531-579م) بوده است که با هدف انتظام بخشی به ناهنجاری های اجتماعی و گناهان مذهبی نگاشته شده است. این متن، شرح سیر و سلوک شهودی موبدی بنام ویراف است که در معراج روحانی خود از احوال مردمان درگذشته باخبر شده و مجازاتها و پاداشهای آنان را مشاهده نموده است. در واقع فهم این متن گویای دغدغه متولیان امور دینی در باب معضلات اجتماعی و اعتقادی عصر ساسانی و نیاز جامعه به یاداوری مفاهیم اخلاقی و دینی است. جستار حاضر بر اساس رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر ترجمه های موجود از منابع فارسی میانه کهن زرتشتی بر آن است تا جایگاه زنان سوگوار را به استناد متن پهلوی ارداویرافنامه مورد واکاوی قرار دهد و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که دیدگاه متن ارداویرافنامه نسبت به زنان سوگوار چه بوده و متاثر از چه عواملی است؟ واکاوی متن، تصویر قابل تاملی از جایگاه زنان در سوگواری ها را ترسیم نموده است. بر اساس یافته های پژوهش، ارداویرافنامه را می توان عینی ترین مستند دینی زرتشتی دانست که با طرح دیدگاهی جنسیتی، زنان را عنصر اصلی برپایی مراسم سوگ دانسته و در قالب طرح مجازاتهای سهمگین نسبت به این مساله هشدار داده است.
۵۲۴.

نقد تاریخی رمان ملکان عذاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
تاریخ گرایی نوین یکی از رویکردهای نقد ادبی است. در این روش، مرز میان تاریخ و ادبیات برداشته می شود تا بر اساس آن ارتباط میان متن و زمینه تاریخی آن بررسی گردد. با توجه به تأثیرات اجتماعی و تاریخی دوران های مختلف بر ادبیات، این پژوهش با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی از منظر نقد تاریخی، به بررسی چگونگی بازنمایی تاریخ و مسائل اجتماعی آن در رمان ملکان عذاب می پردازد.مسئله در قرائت و محمل های معنایی ممکن در این رمان است؛ پرسش های اصلی این که مصادیق واقعی و حقیقی شخصیت ها، مکان، زمان و حوادث وکنش های داستان به موضوعات واقعی وتاریخی اشاره و یا ارجاع دارد؟ به احتمال زیاد، نویسنده در این رمان، اتفاقات و شخصیت های تاریخی و تخیلی را در کنار هم قرار می دهد و به تحلیل و تبیین بافتارهای تاریخی مرتبط با فرقه بابیه و بهاییت می پردازد و در واقع بخش هایی از باورها واقدامات صاحبان این دو فرقه در صورت این داستان بازتاب یافته است. همچنین، شخصیت های رمان به منزله نمادهایی از شخصیت های تاریخی و وقایع مهم در تاریخ ایران معرفی می شوند. این پژوهش در قرائتی نو و فرضی، در پی آن است که مدلول های تاریخی و واقعی از شخصیت ها، مکان، زمان و عمل های خاص و آیینی اشخاص داستانی را ولو به صورت فرض بیابد و نشان دهد که چگونه رمان ملکان عذاب نه تنها به بازنمایی تاریخ پرداخته، بلکه به تحلیل عمیق تری از باورها، عقاید و تناقضات موجود در فرقه های بابی و بهایی نیز می پردازد. نتیجه ای که می توان از این پژوهش به دست آورد، این است که با توجه به مضامین و خصوصا باورها و اقدامات صوفیانه موجود در اثر، می توان آرا توصیف هنری فرقه باب و شخصیت های مرتبط با آن فرقه را فرض کرد. در واقع دریافتن مفاهیم موجود فرقه ای محور با استناد به قراین مختلف فرض می گردد.
۵۲۵.

مقایسه انواع طرحواره های «عشق» در اشعار سهراب سپهری و لورکا بر اساس نظریه زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
بازنمایی مفاهیم انتزاعی در قالب عینی سازی، سبب ایجاد نظریه تازه ای در این زمینه شد که با عنوان استعاره های مفهومی و طرحواره های آن مورد بررسی قرار می گیرد. باید گفت که این رویه، یکی از سازوکارهای بنیادین ذهن و زبان است که امروزه در چارچوب زبان شناسی شناختی بدان پرداخته می شود. در این راستا، استعاره های مفهومی، به عینی سازی اموری می پردازند که ساخته و پرداخته ذهن شاعران است؛ از این رو شاعران برای بازنمایی عینی مفاهیم انتزاعی مد نظر خود در حوزه های مختلف، از طرحواره های گوناگونی بهره می گیرند. سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا، ازجمله شاعرانی هستند که از مفاهیم مختلف ذهنی، در قالب طرحواره های گوناگون استفاده می کنند که یکی از این مفاهیم، «عشق» است. شاعران مورد بحث، از طرحواره های حرکتی و ایستا مدد می گیرند و مفهوم عشق را گاهی به صورت پویا و گاه به صورت ساکن به کار می برند و مفاهیم خود را به مخاطبان القا می کنند. بهره گیری از طرحواره های حجمی و جهتی در کنار استفاده از طرحواره های مکانی و عاملیت، از دیگر مواردی است که سپهری و لورکا در اشعار خود به آن اشاراتی داشته اند. باید گفت در این میان، بسامد طرح واره عاملیت در سروده های آنان، از دیگر مباحث، چشمگیر تر است و در مقابل، بهره گیری از کاربرد طرح واره راه و مسیر، بسیار ناچیز است. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا، درصدد پاسخ به چگونگی کاربست طرحواره های مفهوم ذهنی «عشق» در اشعار آنان است    
۵۲۶.

بررسی مؤلفه های ناتورالیسم در رمان زیبا اثر محمد حجازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
محمّد حجازی از چهره های نام آشنا در داستان نویسی معاصر است، که اکثر رمان های وی به بررسی مشکلات زنان در جامعه پهلوی، بی بندوباری و فساد اخلاقی پرداخته است. در اکثر رمان های حجازی، شخصیّت های فراوانی حضور دارند و نویسنده به لحاظ پردازش شخصیّت آنان عمدتاً توانایی خود را نشان داده است. هدف از این نوشتار بررسی مؤلفه های ناتورالیسم در رمان زیبا اثر محمد حجازی است . روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد. رمان زیبا اثر محمد حجازی، با بهره گیری از مؤلفه های ناتورالیسم، تصویری واقع گرایانه و دقیق از جامعه ایران در دورانی پر از تغییرات سیاسی و اجتماعی ارائه می دهد. این اثر، با تکیه بر اصول ناتورالیسم، به بازتاب شرایط نابسامان اجتماعی، فقر، ظلم و نابرابری پرداخته و تأثیرات این محیط دشوار بر شخصیت های داستان را به طور برجسته ای به نمایش می گذارد. حجازی از طریق توجه به جزئیات زندگی روزمره و نمایش تأثیرات فیزیولوژیک و غریزی بر رفتار انسان ها، توانسته است تحلیل های دقیق و علمی از افکار و رفتارهای شخصیت ها ارائه دهد. جمع بندی کلی از رمان زیبا حاکی از آن است که این اثر، نه تنها بازتابی از تحولات اجتماعی و سیاسی دوره خود است، بلکه با رویکردی ناتورالیستی، تصویری روشن از زندگی افراد معمولی ارائه می دهد که تحت فشارهای محیطی و اجتماعی، بی قدرت در برابر سرنوشت خود قرار می گیرند.
۵۲۷.

حبسیات مسعود سعد سلمان؛ بازنمایی تجربه زندان به عنوان میراث زبانی–ادبی در ادب فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۳
حبسیات مسعود سعد سلمان از برجسته ترین نمونه های بازنمایی تجربه زندان در ادب فارسی و از نخستین نمودهای شکل گیری «ادبیات حبس» به شمار می آید. این اشعار، فراتر از بیان رنج فردی شاعر، واجد ارزش های زبانی، ادبی و تاریخی اند و می توان آن ها را به عنوان نوعی میراث زبانی–ادبی و سندی از حافظه تاریخی زندان در فرهنگ ایرانی تلقی کرد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی می کوشد نشان دهد که چگونه زبان شعر در حبسیات مسعود سعد سلمان، تجربه حبس را در قالب ساختارهای زبانی، تصاویر ادبی و لحن بیانی خاص بازآفرینی کرده و آن را به متنی ماندگار و قابل بازخوانی در زمان های بعد بدل ساخته است. در این مطالعه، با تمرکز بر لحن نیایشی و تأملی، و نیز کارکرد واژگان عاطفی و حسی، حبسیات به عنوان نمونه ای از ثبت ادبی تجربه زندان بررسی می شود. مقاله نشان می دهد که این اشعار، مشابه آنچه موزه های زندان در قالب اشیاء، اسناد و کتیبه ها انجام می دهند، نقش مهمی در حفظ و انتقال حافظه زندان ایفا کرده اند؛ با این تفاوت که این حافظه در قالب زبان و شعر تثبیت شده است.نتیجه پژوهش حاکی از آن است که حبسیات مسعود سعد سلمان را می توان به عنوان یکی از کهن ترین نمونه های «موزه زبانی زندان» در ادب فارسی در نظر گرفت؛ میراثی ناملموس که ظرفیت بالایی برای خوانش های موزه ای، ادبی و تاریخی در جهان معاصر دارد.
۵۲۸.

وجودشناسی و معرفت شناسی نجات انسان در مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
نجات؛ یعنی رها شدن از ناملایماتی که برای انسان درد و رنج به بار می آورند و برخورداری از مواهب و الطافی که زمینه ساز راحتی و تمتع مادی و معنوی اند. تاریخ بشر گواه آن است که بشر از ابتدای پیدایش بر روی کره خاکی این امر را دنبال کرده است. فرقی نمی کند که آن را ارزشی ذاتی تلقی کند یا غیری. این مفهوم همیشه دغدغه همه انسان ها بوده، فیلسوفان، متکلمان و عارفان ادیان مختلف راجع به آن اندیشیدند و تأملات فراوانی پیرامون آن داشته اند. مولوی از خیل عارفانی است که سخت درگیر این مقوله بوده است. مبانی، وجودشناسی(علل ، اصناف و موانع ) و معرفت شناسی(نشانه ها)ی آن را بررسی کرده است. وی در بررسی این مقوله بر دو رأی پای فشرده است: نجات در حوزه امور دنیوی و برای آن دسته از اهل سلوک که به دستاوردهای معدود و محدود قانع اند آنها ارزشی ذاتی و در باب سالکانی که وصال، شهود و وحدت با خداوند را نظر قرار داده اند ارزشی غیری است. تردیدی نیست که نتیجه این دو نظر متفاوت خواهد بود زیرا دسته اول هدفشان را به محض دستیابی به نجات کسب کرده، سلوکشان به اتمام می رسد ولی دسته دوم پس از دستیابی به نجات در اندیشه رسیدن به وصال، شهود و یا وحدت خواهند زیرا هدف دسته دوم خود نجات نیست بلکه نجات خود نقبی برای اهداف یاد شده است.
۵۲۹.

واژه خلیج؛ هند و اروپایی (ایرانی) یا سامی (عربی)؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۳۶
ایران باستان چندین بار مورد تاخت و تاز اقوام دیگری قرار گرفت و در این فرایند، آثار مکتوبی از میان رفتند. در ایران باستان، آخرین تازش با یورش تازیان همراه بود که جایگزینی زبان عربی و از میان رفتن شمار بسیاری آثار مکتوب بود که تنها آثار اندکی به ویژه در ارتباط با متون دینی به جا ماند. همچنین، پیش از اسلام و بنیاد شاهنشاهی های ایرانی، واژه های پارسی در واژگان عربی را پیدا کردند و در مقابل، با برتری اعراب واژه های عربی به واژگان پارسی راه یافتند. با وجود آن، واژه های پارسی هم بودند که در دوره اسلامی به زبان عربی راه یافتند و طبق قواعد زبان عربی اشتقاق یافتند. هدف این مقاله، بررسی ریشه واژه خلیج در دو خانواده زبانی هندواروپایی و سامی است و اینکه ساختار این واژه ریشه در کدام خانواده زبانی دارد. روش کار هم بررسی ریشه و ساختار واژه در هر دو خانواده و هم پیدا کردن نمونه های اولیه واژه در متون آنان است. در پایان چنین برداشت شد که با توجه به اسناد و تطبیق آنان، احتمال ریشه داشتن آن در زبان هندواروپایی (ایرانی) و از ریشه xal < *ku̯/wel بیشتر است.
۵۳۰.

An Interdisciplinary Study of the Theriomorphism Component in Human and Animal Figures in Some Illustrations of Literary Texts from the Ilkhanid and Safavid Periods(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
Iranian painting, in different periods, has been influenced by Persian literature, relying on the power of imagination, and has been transmitting narratives and moral themes. The topic of this research is related to the painting of Ilkhanid and Safavid periods. In the painting of this tow histori period, it is observed that various techniques such as animism and characterization have been used, which often try to depict imaginary and transformed creatures that originate from a folkloric component in anthropology called theromorphism, which is a combination of the body and spirits of animals and humans mixed together with a special and legendary force. Objective: To show the presence and function of the theromorphism component in two faces - human and animal - in the painting of the Ilkhanid and Safavid periods in Iran. Statement of the problem: On what basis and according to which definitions does the use of the theomorphic component create a two-level distinction between humans and animals? Research method: Descriptive-analytical. The collection of materials is based on library studies, articles, and documentary research methods. This study analyzes the methodological and content of Iranian painting works to examine the role and application of the theromorphic component in the creation of human and animal images. Findings: It seems that the author of the text or the painter was aware of the functional role of theomorphism by that time and used it to pursue two goals with moral and psychological dimensions.
۵۳۱.

جلوه های اضطراب دو شخصیّت اصلی : مروارید خاتون و آذر، در رمان "مروارید خاتون" اثر فرشته ساری، بر اساس نظریه اضطراب کارن هورنای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
اضطراب،ازبرجسته ترین مباحث روان شناختی است که درمواردزیادی،روان شناس،ادامه بررسی ودرمان آن رابه روا نپزشک ارجاع می دهد.این پدیده که در روان شناسی به عنوان یک اختلال جدّی است، بیش ترمحصول ترس نهفته کنترل نشده ای با منبع معلوم یا نامعلوم است که خودش را با نشانه هایی مانند تپش قلب، وحشت، بی خوابی، بی اشتهایی، رنگ پریدگی، افت فشارخون، افسردگی، ترس نشان می دهد. به دلیل شرایط خاصّ زنان به ویژه در دوره پیش از انقلاب، زنان بیش از مردان در معرض انواع اضطراب ها قرارداشتند و ناگفته پیداست که خود آنان در تصویرگری اش بهتر از مردان عمل خواهند کرد. فرشته ساری یکی از نویسندگان جریان زنانه نویسی در ایران است که با آثار داستانی خود، اقدام به توصیف وضعیّت زنان در دوره های قبل و بعد انقلاب اسلامی کرده ودردها و اضطراب های زنان ایران را به نمایش گذاشته است. رمان"مروارید خاتون" یکی از آثار داستانی اوست که وضعیّت زنان ایران در قبل و بعد انقلاب را مورد توجّه قرار داده است. پژوهش پیش رو، که از گونه پژوهش کیفی بوده و روش آن، توصیفی- تحلیلی در بستر مطالعات کتابخانه ای است، در پی پاسخ گویی به این پرسش ها است که دو شخصیّت اصلی این رمان یعنی مروارید خاتون و آذر، چه اضطراب هایی را متحمّل شده اند و اضطراب های این دو شخصیّت، تا چه اندازه با اضطراب هایی که "کارن هورنای" مطرح ساخته مطابقت دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، شرایط ناهنجار محیطی، نظام فئودالی و عدم اقتدارحکومت مرکزی، موجبات ستم و هجوم انواع اضطراب هابرزنان را به وجود آورده و سایه آثار شوم آن ستم ها و اضطراب ها بر سر نسل های بعد افتاده است.
۵۳۲.

بررسی و تحلیل انتقادی تمایزات «حُسن اعتذار از حُسن طلب»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
یکی از درونمایه های شعر فارسی، که با شعر ستایشی پیوند دیرینه ای دارد، حاجت خواستن و رفع نیاز است که شاعران، آن را به شکل آرایه ای ادبی درآورده و به چگونگی بیان آن بسیار اندیشیده اند. بلاغیان نیز از دیرباز به این مضمون، توجّه و با تعیین اصولی برای بیان آن تلاش کرده اند تا به شاعران در این زمینه، یاری برسانند؛ چنانکه این آرایه، نزد علمای بلاغت به حسن طلب، ادب سؤال، براعت طلب و خوش خواهشی معروف شده است. از سویی، برخی از علمای بلاغت در کنار حسن طلب به آرایه دیگری به نام حسن اعتذار قائل شده و با تعاریف و برشمردن ویژگیهایی، این دو را از هم جدا کرده اند. در این مقاله، ضمن بررسی و تحلیل تعاریف حسن طلب و حسن اعتذار در آثار بلاغی و اشعار عربی و فارسی و نقد آنها بر پایه نمونه های سروده های شاعران، این امر اثبات می شود که حسن اعتذار را به دلایل نوع ارتباط مادی و معنوی شاعر با ممدوح، شامل اعتذار برای عفو و بخشایش، عذر از عدم خدمت ، اعتذار از نپذیرفتن عطا، عذر از اطناب سخن و طلب نوازش، اعتذار از ردّ درخواست دیدار، عذر از کوتاهی زبان شعر و اعتذار از خطا و گناه ناکرده، نباید آرایه ای جدا از حسن طلب دانست؛ لذا جداکردن این دو آرایه بر اساس نوع طلب و خواسته، مبنای علمی دقیقی نمی تواند داشته باشد .
۵۳۳.

تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
استفاده از شیوه ها و نظریه های گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستان های بازنویسی شده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسأله ای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگی های ادبی متن اصلی و خوانش حکایت های جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسش هاست: 1. چگونه می توان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستان های بازنویسی شده ی بررسی شده، کدام یک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، می توان ساختار جدید و خلاقی در داستان های بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایان بندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمان مندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهم ترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق به شمار می روند. به جز چند داستان از لطف الله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستان های بازنویسیِ بررسی شده، پایانی بسته داشته اند. عنصر سفر در بیشتر داستان های بازنویسی دیده شد. در بخش زمان مندی، بیشتر داستان های بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستان های بازنویسیِ لطف الله و شیرازی، گاهی زمان پریشی، روایت پس نگر و آینده نگر دیده می شود.    
۵۳۴.

خوانشی از تصوف خاقانی بر پایه نقد دیدگاه های صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
ابهام دررابطه با جایگاه تصوف خاقانی، ناشی از دیدگاه هایی که آن را صوری یا مقطعی می دانند، بازنگری این موضوع را ضروری کرده است. این پژوهش با هدف تبیین اصالت تصوف خاقانی و ارائه چارچوبی نو انجام شد. با روش توصیفی تحلیلی، شواهد زندگی (چله نشینی و مراودات با صوفیان)، اندیشه (مضامین عرفانی) و زبان شعری (ابداعات زبانی) خاقانی بررسی شد. یافته ها نشان می دهد که خاقانی، به عنوان صوفی خلاق، تصوفی اصیل و متمایز را شکل داد که «حکمی- آذربایجانی- ترکیبی» نامیده می شود. این تصوف، ریشه در حکمت اسلامی دارد، در سبک شعری موسوم به آذربایجانی با پیچیدگی های زبانی بروز یافته و تلفیقی از زهد عملی مکتب بغداد (متجلی در چله نشینی ها) و عشق عرفانی مکتب خراسان (بیان شده در قصاید) را نشان می دهد. چله نشینی های سی ساله و اصطلاح سازی های صوفیانه، نقش خاقانی را به عنوان چهره ای پیشرو در پیوند شعر و تصوف تأیید می کند. این مطالعه با ارائه چارچوبی بدیع، جایگاه متمایز خاقانی را در ادبیات فارسی بازنمایی کرده و راه را برای پژوهش های نوین در تصوف هموار می سازد.
۵۳۵.

سازوکارهای معنی آفرینی در زبان عطار از دیدگاه دستور شناختی لانگاکر (مطالعه موردی: ساختهای کنایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش با هدف بررسی سازوکارهای شناختی در تولید و درک عبارات کنایی در حکایات عطار و تبیین چگونگی خوانش غیرمتعارف این کنایات در خدمت معنی آفرینی عرفانی انجام شده است. با استفاده از رویکرد تحلیلی-کاربردی و چارچوب نظری دستور شناختی لانگاکر بویژه مفهوم «فضای گفتمان جاری» و اصول «تجزیه پذیری و ترکیب پذیری معنایی»، کنایات در آثار منتخب عطار مورد تحلیل کیفی قرار گرفته اند . یافته ها نشان می دهد که فرایند معناسازی خلاقانه کنایات در زبان عرفانی عطار را می توان در قالب یک الگوی مفهومی چهار لایه ای توصیف کرد: لایه ورودی، لایه ساختار های شناختی، لایه پردازش و لایه خروجی و بازخورد. برخلاف رویکرد سنتی بلاغت، عطار با بهره گیری همزمان از وجوه لازمی و ملزومی کنایه و خروج هدفمند از بافت مورد نظر گوینده به معناسازی خلاقانه می پردازد. این خوانش نوآورانه بر اساس سازوکارهای شناختی گوناگونی چون استعاره و مجاز مفهومی، چرخش نمابرداری و آمیختگی مفهومی صورت می گیرد. کارکردهای این رویکرد در سه سطح قابل بررسی است: نقد گفتمانهای رایج، بیان مفاهیم پیچیده عرفانی به زبانی ساده و ایجاد شگفتی در مخاطب . این پژوهش نشان می دهد که رویکرد شناختی می تواند به فهم عمیقتر ارتباط بین زبان، اندیشه و تجربه عرفانی در متون کلاسیک فارسی کمک کند و افقهای جدیدی را در مطالعات زبانشناختی متون عرفانی بگشاید .
۵۳۶.

تحلیل ویژگی های زنان در حکایات نوادر زنانِ مجمع النوادر بنبانی از منظر عدالت جنسیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۹
مجمع النوادر اثر فیض الله بنبانی از دولتمردان، مورّخان و نویسندگان (سده 9ه ) است. او این کتاب را با بهره گیری از از متون پیشین عربی و پارسی به رشته تحریر درآورده و بر چهل نادره، مقدمه و خاتمه مرتب نموده است. در این اثر، هر نادره بر اساس یک طبقه یا گروه اجتماعی نامگذاری شده است. «نوادر زنان» شامل ۲۹ حکایت است که زنان را در طبقات مختلف (کنیزکان، زنان آزاد و حاکمان)، به عنوان کنشگرانی پویا در بستر فرهنگ ایرانی-اسلامی به تصویر می کشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون محور و چارچوب عدالت جنسیتی نانسی فریزر (بازشناسی، توزیع عادلانه منابع، مشارکت)، به بررسی ویژگی های زنان، چون هوش، بلاغت، شجاعت و آگاهی دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهند در این حکایات بازشناسی و توانایی های زنان برجسته است، درحالی که توزیع عادلانه منابع و مشارکت، کمتر به چشم می خورد یا نامشخص است. زنانی مانند سیّده با رهبری سیاسی و فائزه به عنوان یک کنیز، با استناد به آیات قرآنی، کلیشه های جنسیتی را به چالش کشیده و کرامت خود را تثبیت می کنند. در مقابل، حکایاتی مانند زن و جحظه کلیشه های منفی مانند حسادت را نشان می دهد و موانع ساختاری نظیر برده داری و پرده نشینی، تحقق کامل عدالت جنسیتی را محدود می سازد. این مطالعه بر نقش محوری دین، به ویژه آیات قرآنی، در توانمندسازی گفتمانی زنان تأکید دارد، هرچند تأثیر این توانمندی بر تغییرات ساختاری، محدود است. بازخوانی این متون، ظرفیت های تاریخی کنشگری زنان را آشکار کرده و برای ترویج برابری جنسیتی الهام بخش است.
۵۳۷.

نقد و بررسی سبک نگارش زنانه در خاطرات سردار مریم بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۱
زنانه نویسی یا سبک نگارش زنانه، موضوعی است که مورد قبول بیشتر زبان شناسان و منتقدان ادبی است و بررسی سبک نگارش زنانه یا زنانه نویسی یکی از وجوه نقد فمنیسیتی آثار ادبی است. در این بررسی، محقق به دنبال یافتن، بررسی و تبیین مصادیق زنانه نویسی در یک اثر ادبی است. بر این اساس در این مقاله، با هدف یافتن و تبیین مصادیق زنانه نویسی، خاطرات سردار مریم بختیاری، به روش تحلیل محتوا (رویکرد توصیفی - تحلیلی) بررسی شده و درنهایت مشخص شده که در سطح لحن و آهنگ ، لحن های مناسب با انواعی از پرسش های بلاغی، جملات عاطفی و گاه اندرزی آفریده شده است. در لایه واژگانی نیز نویسنده با آوردن انواعی از قید های شدت افزا و تقلیل دهنده، نفرین ها، دعاها، دشنام ها و تکیه کلام های خاص، به نوعی از نشان داری واژگانی رسیده است. در سطح نحوی، بسامد جملات ساده، کوتاه، هم پایه (هم پایه با علائم نگارشی) بالاست و نویسنده از عنصر وجهیت و نزدیکی زبان نوشتار به گفتار بهره برده و البته در برخی از جاها، تسامح های نحوی، تقدیم و تأخیرهای ناصواب و اشکالات دستوری دیده می شود. در لایه محتوایی، خاطرات سردار مریم مصداق بارز یک نوشته زنانه است، زیرا در آن خاطرات، نویسنده بارها از خود به عنوان یک زن، مشکلات و گرفتاری هایش در دوران شوهرداری، بارداری و... سخن گفته و فرهنگ مردسالار را به چالش کشیده است.
۵۳۸.

Évaluation de la compétence rédactionnelle chez les apprenants de niveau B1 en contexte universitaire(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۹
La production écrite en français constitue un défi majeur pour les apprenants persanophones de niveau B1, en raison de la complexité morphosyntaxique et de la richesse lexicale du français. Cette recherche exploratoire a pour objectif d’observer l’évolution naturelle des compétences rédactionnelles dans un contexte d’enseignement ordinaire, sans intervention pédagogique spécifique. Un corpus de 18 étudiants de licence en français a été recueilli : chacun a rédigé deux textes (pré-test et un post-test), évalués selon les dix critères de la grille officielle du DELF B1. Les résultats révèlent une progression limitée mais significative. Des améliorations apparaissent notamment dans la structuration des phrases, l’usage des temps verbaux et, dans une moindre mesure, la cohérence textuelle. En revanche, le lexique et l’orthographe grammaticale demeurent des domaines problématiques, aucun étudiant n’atteignant le niveau «très bon». Ces constats soulignent les limites de l’acquisition spontanée: certaines compétences peuvent s’affiner avec la pratique, mais d’autres(en particulier le vocabulaire et la morphosyntaxe) exigent un enseignement explicite et des interventions pédagogiques ciblées. Sur le plan didactique, il paraît essentiel de renforcer les ateliers lexicaux, d’intégrer des activités guidées sur la morphosyntaxe, et de recourir aux outils numériques pour accompagner l’apprentissage de l’écriture en FLE.
۵۳۹.

L’autofiction : un genre de prédilection dans le roman beur de l’extrême contemporain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۷
Résumé- L'œuvre beure de l'extrême contemporain se distingue par une créativité artistique et un calibre captivant, faisant d’elle un espace de création dynamique et vivant. La majorité des textes beurs produits actuellement revêtent généralement une dimension autobiographique, où la narration à la première personne prédomine pour diverses raisons, illustrant la condition de la communauté beure évoluant au sein d'une société étrangère. En effet, la manière de raconter la vie évolue d'une époque à l'autre et d'un écrivain à l'autre. Ainsi, au sein de cette production littéraire, nous trouvons diverses formes d'autobiographie, un genre majeur qui apparaît sous de multiples appellations, compliquant parfois la tâche de distinguer les différentes variantes de l'écriture de soi en raison de leur étroite parenté. La question centrale de notre article est de comprendre pourquoi l'autofiction, en tant que nouvelle incarnation de l'autobiographie, est devenue la forme la plus courante dans la création littéraire beur de l'extrême contemporain.
۵۴۰.

ارزیابی ترجمه رازانی از رمان «اللصّ و الکلاب» نجیب محفوظ بر پایه گرایش های ریخت شکنانه آنتوان برمن، با تمرکز بر منطقی سازی، شفاف سازی و تضعیف کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۸
نقد و ارزیابی علمی ترجمه، روشی نظام مند برای کیفیت سنجی ترجمه و پایاییِ تصمیم های مترجم است. در گذشته، این امر، سنّتی و سلیقه ای انجام می گرفت اما اکنون الگوهای متعددی بر مبنای نظریات مطالعات ترجمه، جهت ارزشیابی روشمند ترجمه، ارائه شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی، ترجمه فارسی بهمن رازانی از رمان اللصّ و الکلاب اثر نجیب محفوظ را بر اساس نظریه «گرایش های ریخت شکنانه» از آنتوان برمن بررسی می کند. بدین منظور، سه فصل از فصل های نخستین، میانی و پایانی رمان به عنوان جامعه نمونه با تمرکز بر سه گرایش پر تواترِ «منطقی سازی»، «شفاف سازی» و «تضعیف کیفی» بررسی و تحلیل و در پایان بسامد هر گرایش به صورت آماری با نمودار ارائه شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد «تضعیف کیفی» با بسامد ۸۹، گرایش غالب در این ترجمه است که عمدتاً در قالب معادل گزینی های نادقیق و کاهش بار معنایی و آوایی واژگان به تضعیف دلالت ها انجامیده است. «منطقی سازی» با بسامد ۷۲، از طریق شکستن جمله های بلند، تغییر نشانه گذاری و ساده سازی ساخت های نحوی، سبک سیال و چندلایه متن مبدأ را خطی تر کرده است. «شفاف سازی» نیز با بسامد ۶۱، با افزودن توضیحات، تعیین مرجع و جنسیت ضمایر، هرچند خوانایی متن مقصد را افزایش داده، اما با رفع ابهام های عامدانه، به کاهش «غرابت سنجیده» متن انجامیده است. مجموع این یافته ها حاکی از گرایش آشکار ترجمه به مقصدگرایی و فاصله گرفتن از سبک و صورت متن مبدأ است. ضمناً نتایج این مطالعه بر ضرورت بهره گیری از الگوهای نظری در نقد ترجمه ادبی و تبیین حدود منطقی سازی اجباری در جفت زبان های ناهم ساخت نیز تأکید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان