فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
21 - 36
حوزههای تخصصی:
دو نمایشنامه سایه نوشته رزا جمالی و زبان تمشک های وحشی نوشته نغمه ثمینی به روش تطبیقی، واکاوی می شود تا با مطالعه مسائل زنان دهه نود از دید دو نمایشنامه نویس زن، روشن شود کدام یک بیشتر با مشکلات زنان جامعه، آشنا بوده، چه اندازه برای نشان دادن آن تلاش نموده و راه حل مناسب تری برای برون رفت از مشکلات داده اند. هدف، شناسایی مسائل، مشکلات و شخصیت زنان با رویکرد «ساختارگرایی تکوینی» گلدمن است. این پژوهش ضمن معرفی مفاهیم نقد ساختارگرایی تکوینی گلدمن در نقد جامعه شناختی، به ارزیابی این مفاهیم در دو نمایشنامه مورد بررسی می پردازد. بر اساس یافته های این پژوهش مشخص می گردد از لحاظ کلیت واقعیت اجتماعی، نمایشنامه سایه ، تعداد بیشتری از زنان را می تواند با خود همراه کند چراکه زنان در دهه نود بیشتر، درگیر مسائل اقتصادی و نابرابری جنسیتی بوده اند؛ اما در نمایشنامه زبان تمشک های وحشی ، مشکلات حول محور اوضاع سیاسی می گردد؛ اوضاعی که باعث شد زندگی امن زن نمایشنامه، ناامن شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به شیوه اسنادی با تشریح تئوری و کاربرد ساختگرایی تکوینی گلدمن انجام شده است.
مجلس گردانی رزم در نقالی: مطالعه تطبیقی معرکه آرایی مرشد سعیدی و مرشد ترابی از صحنه کشتی دوم رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
66 - 101
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین صحنه های نقل رزمی، کشتی دوم رستم و سهراب، معروف به مجلس «سهراب کشی» است. نقالان می کوشند بهترین اجرای خود را از این صحنه به نمایش درآورند. پرسش اینجاست چگونه معنا در مجلس نقل ساخته می شود؟ و چگونه نقالان اجرای خود از این فراز داستان را نسبت به یکدیگر متمایز می سازند؟ نظر به اهمیت نقش حرکات بدن در داستان گزاری، پژوهش حاضر از چشم انداز متفاوتی به اجرای نقالی می پردازد. بدین منظور بر پایه یافته های زبان شناسی در مطالعات ژست، تعامل اجزای معرکه آرایی براساس بخشی از ویدئوی اجرای نقل سهراب کشی مرشد سعیدی و مرشد ترابی بررسی شد. بحث درباره ویژگی های فنی و ابداعی حرکات نقالان نشان داد ترابی بیشتر از ژست های تصویرگر عینی بهره برده است، ولی سعیدی علاوه بر تصویرگری عینی، متنوع تر از ژست برای ارتباط با مخاطب و توصیف مفاهیم انتزاعی نیز استفاده می کند. نقال حماسه ملی را با تأکیدهای کانونی متمایز در اجرا تفسیر می کند. ترابی بیشتر نبرد تن به تن را عینی تصویر می کند و بر نقش چرخ بلند برسرنوشت سهراب تأکید دارد، اما سعیدی بر مقاومت سهراب در برابر رستم تأکید می کند و درنهایت مرگ او را در قالب استعاری نشان می دهد؛ درختی که باد آن را بر زمین می افکند.
بررسی اجمالی «شاهنامه منثور» شوشتری یکی از شاهنامه های مقلد شاهنامه فردوسی در قرن یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخههای خطی زوایای مختلف ادبیات، تاریخ و تحول گفتار و سیر تمدن هر جامعه را آشکار میکنند. ازآنجاکه زبان فارسی بیش از چهارصد سال زبان رسمی شبهقارّه بوده است، شبهقارّه به یکی از مراکز اصلی نگهداری نسخههای خطی تبدیل شده است. یکی از این نسخههای ارزشمند شاهنامه منثور محمد بن محمد ارجانی شوشتری است. محمد بن محمد شوشتری (زنده در 1004ق)، ادیب، مترجم و شاعر ایرانی دربار اکبر شاه، در زمان اوج رواج زبان فارسی در شبهقارّه، به درخواست جلالالدین اکبر پادشاه گورکانی، شاهنامه فردوسی را به نثر برگردانده است. شاهنامه مذکور شرح داستان کیخسرو است. شوشتری با در دست داشتن چند نسخه متفاوت از شاهنامه فردوسی، به تدوین این اثر پرداخته است. خلاصه و بازگردانی ابیات با دقت صورت گرفته و برخی وقایع داستان شرح و تفسیر شده است. ابیاتی که در این شاهنامه آمده است، یا از خود فردوسی نقل شده یا سروده مؤلف است یا شواهدی از شعر شعرای بزرگ، مانند نظامی، سنایی، حافظ، سعدی و کمال اسمعیل و شاعران دیگر که با ذکر نام نقل شدهاند. برخی بیتها نیز بدون نام شاعر است. ما در این مقاله کوشیدهایم به معرفی و بررسی برخی ویژگیهای سبکی، زبانی و نیز رویکرد شوشتری به بازگردانِ این اثر بپردازیم.
عناصر باغ زمینی و ظرایف باغبانی در آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
75-97
حوزههای تخصصی:
باغ برای ایرانیان مکانی ارزشمند بوده و شاعران نیز پیوسته باغ و متعلقات آن را مشتاقانه توصیف کرده اند. باغ با عناصر زیبایش (مانند گل و جوی) فضایی مطلوب برای توجه شاعران است. آنگاه که شعر عرفانی می شود، این عناصر به مقولاتی استعاری و روحانی تبدیل می گردند. توجه بیش از اندازه به زبان نماد و تمثیل، توجه خوانندگان را از معنای حقیقی باز داشته است. در این مقاله می کوشیم عناصر باغ زمینی را (بدون توجه به معنای استعاری آنها) از لابه لای آثار مولانا بیرون کشیده و بر روی نکته ها و اشارات فنّ باغبانیِ پنهان در آن تمرکز نماییم. یافته های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد مولانا همچنان که در ابعاد مختلف، شخصیتی ذوالوجوه دارد و بر بسیاری از دانش های زمان خود مسلط است، از فنون باغبانی نیز آگاه بوده و شاید خود و پدرش تجربه باغبانی داشته اند، و مقام باغ زمینی به ماهو باغ (و نه صرفاً باغ روحانی) و زیبایی های آن در ذهن و زندگی روزانه او پر اهمیت بوده است. او از بودن در باغ، بسیار لذت می برده؛ پیوسته در باغ مجالس گفت وگو و سماع برگزار می کرده؛ و آن نگاه های قدسی به تسبیح و رقص درختان، غیر از سابقه میراث دینی و عرفانی، حاصل ارتباط عاطفی مستقیم و شهودهای شخصی او در فضای باغ بوده است.
بازتاب مکتب گوتیک و گروتسک در رمان خفاش شب سیامک گلشیری
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
206 - 236
حوزههای تخصصی:
گوتیک، مکتب و یا به اصطلاح از جمله ایسم های ادبی رایج در دوران کلاسیک و معاصر است که می توان آن را زیربنای رمانتیسم قرن هجدهم به شمارآورد. این سبک ادبی که در ساختار روایت شناسی با اصلی ترین عناصر روایت شناسانه یعنی زمان با مؤلفه معنایی شب و تاریکی، مکان با مؤلفه خلوتی و فضا با مؤلفه هراس انگیزی شناخته می شود هدفی جز القای ترس، اضطراب و برانگیختگی حال و هوای مخاطب، فراتر از ادراکات عقلی و حرکت وی به سوی رمزآلودی و خوفناکی را نمی جوید. مفهوم گروتسک یا به عبارتی عجیب پردازی، که نوعی از طنز تلخ و وهم آلود است، بیان حالت های ترس، خنده های پلید، رعشه آور و مضحک به شکل توأمان، و به طور کلی حوادث زشت و غیرعادی، انحراف از هنجارها، ناهماهنگی، مسخ شدگی و هرگونه مسائل ناخوشایند است. سیامک گلشیری از جمله نویسندگانی است که در اغلب رمان های خود ضمن طرح مسائل اجتماعی و سیاسی به الگوی وحشت به شکلی فراگیر می پردازد. رمان خفاش شب ، رمانی است برگرفته از پرونده قاتلی زنجیره ای با فضاسازی موحش، که یاریگر نویسنده در راستای هدف خویش یعنی تعلیق ترس در مخاطب است. در این پژوهش قصد داریم با تکیه بر روش کیفی و توصیفی- تحلیلی به واکاوی و تبیین شاخصه های سبک گروتسک و گوتیک در رمان مذکور بپردازیم و ضمن بیان مشابهت و تفاوت های این دو سبک مشخص کنیم که کدام یک از این دو سبک، ظرفیت بیشتری در رمان گلشیری دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که رمان خفاش شب نمونه آشکاری است که مضامین مکتب گروتسک و گوتیک در آن با کمیت های گوناگون جلوه گر می شود.
La réception iranienne de l’oeuvre et de la pensée derridiennes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
111 - 124
حوزههای تخصصی:
Jacques Derrida occupe une place importante dans l’histoire des idées contemporaine. Il marque à ce titre l’œuvre et la pensée de bon nombre de critiques et philosophes à travers le monde. L’Iran est, entre autres, le pays où l’on pourrait déceler les traces de l’œuvre derridienne dans les milieux académiques. Peu de temps après qu’il se fait connaître en Amérique, des traducteurs et universitaires iraniens commencent à le présenter en Iran. On lui accorde même un intérêt spécifique, ce qui paraît étrange vu les caractéristiques que présentent en général, l’œuvre et la pensée de Derrida, qualifiées souvent d’hermétiques. D’où se pose la question suivante : comment expliquer cette attention des cercles académiques et intellectuels iraniens à une pensée qui se caractérise par sa complexité ? Nous pensons que l’une des raisons de cette réception favorable accordée à la pensée de Derrida serait à rechercher dans le fait qu’on est en manque d’un espace qui fonctionnerait comme clé à comprendre, voire évaluer les productions intellectuelles de l’Occident, dont la pensée postmoderne. Cet article essaiera, à travers une analyse thématique, de dresser un tableau de la situation de de la pensée de Derrida en Iran. Pour cela, nous ferons le choix du concept de « déconstruction » comme support à notre réflexion
ناهمترازی تشبیهات در داستان های معاصر فارسی و عربی (با تأکید بر آثار مستور، پیرزاد، الراهب و بیطار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
1 - 23
حوزههای تخصصی:
از آغاز شکل گیری فمنیسم، به ویژه در شاخه زبانشناسی آن بر ماهیت ذاتی«زبان» و نسبت آن با جهان و گفتمان «مردسالارانه» تأکید می شود و یکی از راه های برون رفت از معضل در حاشیه بودن زنان را، فاصله گرفتن از زبان مردانه و پایه ریزی سبک و زبان زنانه می دانند. منتقدان فمنیست، ایده تفاوت زبان زنانه از زبان مردانه را مطرح کرده اند. در این نوشتار، صحّت و سقم این ادّعا، با هدف سنجش تشبیهات نویسندگان زن و مرد در دو زبان فارسی و عربی(در داستان ها) با توجّه به عامل «جنسیّت» بررسی شده است. به این منظور، از چهار نویسنده مشهور مرد و زن ایرانی و سوری آثاری انتخاب شده و تشبیهات آن به روش توصیفی تحلیلی از منظر همگرایی و واگرایی در تناسب با جنسیت نویسنده بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد تشبیهات جنسیت زده در آثار مستور، پیرزاد و بیطار پرکاربرد است؛ به علاوه، تشبیهات همگرا با جنسیت نویسنده، درآثار مستور و پیرزاد دیده می شود. در مقابل، الراهب و بیطار در کاربرد تشبیهاتی که از زبان شخصیت مرد در داستان بیان می شود، کنشی واگرایانه داشته و از جنسیت خود فاصله گرفته اند. در مجموع در صورتی که نام پیرزاد و مستور از کتابشان حذف شود، مخاطب می تواند با تمرکز بر ساخت و کاربرد تشبیهات، جنسیت نویسندگان را حدس بزند.
بررسی تطبیقی مضامین مشترک در حکمت های ایرانیان باستان و منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
75 - 102
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های ژرف اندیشی و خردمندی ایرانیان باستان، سخنانی است کوتاه و پرمغز و پندهایی ارزشمند است که نشان از خردگرایی و دین مداری و دادورزی و پایبندی به اخلاقیات آنان دارد. نیاز و شیفتگی عرب ها به فرهنگ و تمدن ایرانی و اشتیاق آنها به شنیدن اخبار ایرانیان باستان، باعث آشنایی آنها با حکمت ها و پندهای این قوم از طریق ترجمه متون پهلوی و اختلاط نژادی و درنتیجه ورود این سخنان حکیمانه به فرهنگ عربی شد. این پژوهش تکمله ای است بر کتاب حکمت های ایرانیان باستان در منابع عربی که به معرفی بیش از هزار مضمون حکیمانه ایرانی در ادب عربی پرداخته است. از آنجا که در پژوهش مذکور برخی منابع در دسترس نبوده و یا از قلم افتاده است، به معرفی حدود 250 مضمون جدید پرداخته همسویی و اشتراک آنها را با حکمت های نهج البلاغه، غررالحکم و احادیث نبوی و... از جهت ساختار کلامی و مضمونی نشان داده ایم. علاوه بر معرفی حکیمانه های جدید ایرانی، تلاش کرده ایم که با روش عِلّی- مقایسه ای، احتمالات مختلف را برای توجیه و تفسیر این شباهت ها مورد بررسی قرار دهیم. نتایج مقایسه بر اساس این احتمالات، نشان از قرابت فکری و فرهنگی ایرانیان باستان با بسیاری از مضامین اسلامی به سبب تجربه و عقلانیت و آموزه های دینی دارد. هرچند احتمال جعل و انتساب دروغین با انگیزه تعصبات دینی و شعوبی منتفی نیست.
Heideggerian Space and Time in Ted Hughes’s and Allen Ginsberg’s Poems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study is to explore the two concepts of time and space in postmodern lyric poetry of the two poets of the 1950s through the lens of the Heideggerian existential theory of time and space, which regards time as a horizon for understanding Being and distinguishes three different types of space: (1) world-space, (2) regions , and (3) Dasein's spatiality. To fulfill this objective, some selected poems of the two poets, including Allen Ginsberg and Ted Hughes, were analyzed temporally and spatially. The findings suggested that the two poets tend to treat time and space existentially and reject eternality. It was revealed that they are existential poets whose existence is manifested in their quest for identity within the immediate world or the global world as well as their concerns for their homeland and ideals. In their poems, time and space are intermingled with Being and reflect each individual’s relationship with the world. The result of the analysis of poems showed that their poetry is not just the language of imagination and perception, but also the language of existence. The world is regarded as an existential space-time continuum and being-in-the-world is the fundamental ontological situation for Dasein. Accordingly, the world, like poetry, is a disclosure of things in nearness or distance, which matters to human beings
انعکاس المستویات اللغویه على التراث الشعبی فی «تحفه الألباب ونخبه الإعجاب» لأبی حامد الغرناطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعدّ التراث الشعبی مدرسه تربویه تُرسّخ عادات المجتمع وتقالیده وقیمه فی نفوس الأجیال المقبله، من خلال ذلک، تُحفظ هویه الأمه وتبقى حاضره ومستدامه. یعکس الرحاله التراث الشعبی لکل بلد فی کتاباته، مقدّمًا صوره واضحه عن الآخر، ومن أبرزهم أبو حامد الغرناطی، الرحاله الأندلسی الذی جمع تراث المناطق التی زارها؛ نتیجه لذلک، تمیز کتابه «تحفه الألباب ونخبه الإعجاب» بغناه بالتراث الشعبی المتنوع. یعتمد الکاتب فی إیصال هذا التراث إلى القارئ على أدوات لغویه متقنه، حیث یسخر إمکانیات اللغه لبلوره أفکاره فی صور مرئیه ملموسه؛ لأنّ اللغه تعدّ ثالثه الأثافی فی تکوین الروایه، فلا یمکن تحقیقها إلا من خلال اللغه. تتجلى براعه المؤلف فی استخدامها لمستویات متنوعه مثل السرد، والوصف، والحوار فی نصه الأدبی لیخلق نصًا غنیًا یمکن للقارئ أن یتفاعل معه بطرق متعدده. کل من هذه المستویات یضفی رونقًا خاصًا على الروایه فالسرد یمکّن المؤلف من نسج الأحداث بترتیب منطقی ومتسلسل، بینما الوصف یتیح للقارئ أن یغوص فی تفاصیل المشاهد ویشعر بما تشعر به الشخصیات أما الحوار فیمنح الروایه نبض الحیاه. اعتمدت الدراسه بالمنهج الوصفی-التحلیلی، مرکزه علی مستویات اللغه بهدف تحلیل التراث الشعبی المستخرج من الکتاب من خلال هذه المستویات وتوضیح وظائفها المختلفه وأظهرت النتائج کیفیه توظیف أبی حامد الغرناطی لهذه المستویات فی صیاغه أفکاره وملاحظاته بأسلوب جلی ومؤثر، عاکسًا صوره تراثیه للآخر. ویحتوی الکتاب على عناصر تراثیه غنیه، مثل الأماکن، والشخصیات والأحداث، والقصص الغریبه، مما یتطلب استخدام المستوى الوصفی لعرض المشاهد وتفاصیله، والمستوى السردی لمنح النص تسلسلًا زمنیًا متماسکًا وتحریکه، والمستوى الحواری لإضفاء الحیویه على الشخصیات وتوضیح ملامحها وأفکارها وآرائها وجعلها تصل إلى القارئ بواقعی.
بررسی گروتسک و خاستگاه های روانی پدیدآورنده آن در رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مرده»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروتسک، نوعی نگاه به هستی است. این اندیشه، درواقع برگرفته از نقاشی های کهن غارهای باستانی در ایتالیاست که آمیزه ای از انسان، گیاه و حیوان را به شکلی درهم و پیچیده نشان می داد. بعدها این سبک به هنر و ادبیات رسوخ کرد و پایه گذار شیوه ای نو و منحصر به فرد در آثار ادبی شد. اغراق، هنجارگریزی، استهزا، زبان توهین آمیز و بدن مندی از نشانه های این سبک ادبی است. شیوه ای که نویسنده رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مُرده» به شکلی ویژه از آن در نگارش اثرش بهره جسته است. در این رمان هراس آورترین و تلخ ترین پیشامدهای زندگی با طنزی گزنده و زبانی رکیک روایت می شود. شیوه ای که با آمیختن صحنه های گوناگونِ مرگ، غذا خوردن و خواهش های تنانه، در جای جای رمان جلوه ای بارز از سبک گروتسک را پدید آورده است. در این نوشتار تلاش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تحلیل عناصر گروتسک و چگونگی تأثیرپذیری نویسنده از این عناصر، به بررسی خاستگاه های گرایش راوی رمان به استفاده از زبان و مؤلفه های گروتسکی پرداخته شود. یکی از اهداف مهم پژوهش این است از بیان صرف عناصر گروتسک فراتر رفته و این مؤلفه ها در راستای تحلیل روان شخصیت راوی به کار گرفته شود. فرآیندی که نتیجه آن رسیدن به مواردی همچون ترس از مرگ، اضطرابها و روان ضربه های طول زندگی، به عنوان محرک اصلی برای گزینش سبک زندگی گروتسکی از سوی راوی است. حاصل این پژوهش تأثیر بُعد ناخودآگاه ذهن شخصیت داستان را بر شکل گیری ذهن و زبان گروتسکی آشکار می سازد.
بررسی و تحلیل روابط ترامتنی در اشعار رازق فانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترامتنیت از مهم ترین رویکردها در مطالعات علوم انسانی و نقد ادبی است که به تأثیرات و ارتباطات متون می پردازد و روابط هم حضوری و برگرفتگی آثار ادبی را مطالعه و بررسی می کند. براساس نظریه ترامتنیت، هیچ متنی بدون وام گیری از متن های پیشین خلق نمی شود. این دوگونه متن که به ترتیب پیش متن و بیش متن نامیده می شود، روابط گوناگون ترامتنی دارد. به بیانی بهتر، همه عناصر پیش متن می تواند در بیش متن دست خوش تغییر و دگرگونی شود، تا متن هایی تازه از دل آن ها پدیدار گردد. به همین دلیل، پژوهش حاضر بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، با تکیه بر داده های آماری به گونه توصیفی- تحلیلی، کیفیت و کمیت تأثیرپذیری رازق فانی از شاعران پیشین را بررسی و تحلیل می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فانی قالب های غزل، مثنوی، قصیده، مخمس و غزل مثنوی، و درونمایه های عاشقانه، اجتماعی، انتقادی، پایداری، تعلیمی و عرفانی را بر اساس گونه های روابط بینامتنیت، پیرامتنیت و سرمتنیت، با توجه به اشعار ابوسلیک گرگانی، رودکی، فردوسی، مولوی، حافظ، بیدل، مشتاق اصفهانی، یغمای جندقی، شاطرعباس صبوحی، سیداسماعیل بلخی و سیمین بهبهانی خلق کرده است. از این میان، فانی بیش ترین توجه را به اشعار مولوی و حافظ داشته و به گونه نظام مند براساس رابطه های سرمتنیت، پیرامتنیت و بینامتنیت از اشعار مولوی و حافظ تأثیر پذیرفته است.
تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
273 - 300
حوزههای تخصصی:
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
خوانش صدرایی از موتیو خط در غزلیات صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
1 - 36
حوزههای تخصصی:
در خوانش صدرایی از موتیو خط در غزلیات صائب تبریزی، خط نه صرفاً عنصری زیباشناختی و خوش نویسانه، بلکه تمثیلی متعالی از مراتب وجودی هستی و نسبت انسان و قرآن تلقی می شود. یافته های این مقاله نشان می دهد که صائب در کاربست موتیو خط، از سنت ادبی پیش از خود فراتر رفته و با بهره گیری از دستگاه مفهومی حکمت متعالیه، به بازخوانی هستی شناسانه آن دست زده است. در این رویکرد، خط صرفاً ابزار کتابت یا جلوه حسن نیست، بلکه موجودی است ذومراتب که در سیر نزولی خویش از عالم عقل به عالم ماده، شأنی از مظاهر اسمای الهی و تجلی حقیقت محمدیه را به همراه دارد. در این میان، نسبت خط با قرآن به عنوان کلام حق و با انسان کامل به عنوان تجسد عینی آن کلام یکی از بنیادی ترین نتایج پژوهش حاضر است؛ چنان که در غزلیات صائب، خط نه تنها آینه جمال و حامل پیام غیب، بلکه ذاتاً متحد با مصحف، صاحب خط، و صاحب جمال تلقی می شود. تحلیل هم نشینی مفاهیم صدرایی همچون تجلی، صدور، اتحاد عاقل و معقول، و مراتب چهارگانه وجود در کنار موتیو خط، نشان می دهد که صائب در منظومه فکری خود، خط را به مصداقی از کتاب وجود، آیت الله و نشانه حضور الهی تبدیل کرده است. بدین سان، غزلیات او مجالی می شود برای تأملی تازه در باب اتحاد زیبایی، وحی و وجود؛ اتحادی که در آن، خط به منزله تفسیر رمزی قرآن و تجسم عینی عقل فعال جلوه گر می شود.
سبک اقناعی مکاشفات تذکره الاولیاء در تعلیم مبانی عرفان عملی و نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
107 - 148
حوزههای تخصصی:
در اصطلاح عرفانی مکاشفه به معنای آشکار شدن حقایق معنوی و امور غیبی بر قلب عارف است. رویارویی بی واسطه عارف با حقایق امور در مکاشفات، دربردارنده نکات ارزشمندی در حوزه مسایل معنوی و خصوصا عرفان عملی و نظری است. تذکره الاولیای عطار مشتمل بر مکاشفات و حکایات فراوانی درباره یافته ها و کشف و شهودهای عرفانی عارفان است که بلاغت کلام و لحن و فضای سخن به آن جلوه ویژه ای بخشیده است. عطار با هدف ایجاد تغییر در رفتار و نگرش مخاطبان خود به نقل مکاشفات عرفا پرداخته است و از سبکی اقتاعی به منظور تعریف و تعلیم آموزه های عرفانی استفاده-کرده است. از این روی، مقاله حاضر به بررسی سبک اقناعی و شگردهای بلاغی مکاشفات تذکره الاولیاء در آموزش مبانی عرفان عملی و نظری پرداخته است. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. نتیجه این بررسی حاکی از آن است که عطار در نقل مکاشفات اولیاء، با اسلوب اقناعی مانند تبشیر، تحذیر، تلمیح، استفهام به شیوه ای غیرمستقیم با برانگیختن احساسات و اندیشه مخاطب، ایجاد حس ترس یا اشتیاق، تداعی مکاشفه در ذهن و همذات پنداری با عارف، به تعلیم مقامات و احوال در عرفان اسلامی مانند توحید، تجلّی، معرفت به حق، ولایت و انسان کامل می پردازد.
بررسی نقش و جایگاه ایزدبانوان هندوایرانی در طبقات سه گانه دومزیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
181 - 196
حوزههای تخصصی:
نظریه سه گانه دومزیل، یک ساختار جامعی از خدایان، ایزدان و الهه های باستانی اقوام کهن هندواروپایی را براساس جایگاه آن ها مورد دسته بندی قرار داده است که باتوجه به زیرشاخه هندوایرانی آن، اشتراکات و همسانی های زیادی میان خدایان هندی و ایرانی قابل مشاهده است. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، مشخص شد که در گزارش های اساطیری و بدویِ هردو قوم، نخست شاهد تکریم مقام زن و حضور زن خدایانی متعدد و نیرومند در رأس خدایان هستیم که بعدها با گسترش و تکوین جامعه مردسالارانه و سیطره عصر حماسی و پهلوانی، این زن خدایان از مقام خود تنزل یافته و حتی در برهه هایی از زمان، از تمامی طبقات ایزدان کنار گذاشته شدند؛ اما به دلیل نفوذ و تأثیری که داشتند، درنهایت به عنوان خدایان فروتر و زمینی، در پایین این طبقات، به خویشکاری مهم خود، یعنی باروری و نگهبانی از آب و احیای کشاورزی پرداختند. این مقام در ایران از آنِ آناهیتا و در هند از آنِ الهه ساراسواتی است که در یک نگاه تطبیقی، الهه های ایرانی در انتساب به این طبقه، از جایگاه مطلوب تری برخوردارند.
نقد تصحیح چند بیت از شرف نامه در چاپ های موجود بر اساس منابع آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ده بیت از شرف نامه نظامی گنجه ای را در چاپ های موجود از آن بررسی می کند. این ابیات از میان مواردی برگزیده شده اند که ضبط یا جایگاه آنها هم در متن تصحیح شده حسن وحید دستگردی و هم در متن عبدالکریم علی اوغلی علی زاده یوگنی ادواردویچ برتلس (مشهور به چاپ باکو) ناپذیرفتنی یا تصرف دیده به نظر می رسد. در نقد تصحیح، علاوه بر این دو چاپ یادشده، به سه چاپ جدیدتر بهروز ثروتیان، برات زنجانی و سامیه بصیرمژدهی و قدیمی ترین دست نویس هایی مراجعه شده است که مبنای چاپ های موجود بوده اند؛ این نسخه ها به نیمه دومِ سده هشتم هجری تعلق دارد یا منسوب به سده هشتم است. متقدم ترینشان در سال 754ق کتابت شده و تاریخ آخرین مورد 786-788ق است. استفاده از این نسخه ها در مقاله پیشِ رو تا حد مقدور با مراجعه به عکس اصلی آنها بوده است. در بررسی هر مورد ابتدا صورت ضبط شده در چاپ وحید دستگردی می آید و سپس نسخه بدل ها با آن سنجیده می شود، نگاشت یا نگاشت های پذیرفتنی باتوجه به بافت متن و شواهد دیگر پیشنهاد خواهد شد. شش مورد از موارد ده گانه در هیچ کدام از سه ویراست جدیدتر نیز صورت صحیحِ خود را نیافته است. چاپ های جدیدتر در این موارد تا حد زیادی تابع چاپ های قدیمی تر بوده اند و کمتر از آنچه توقع می رود بر دست نویس های اساسِ خود تکیه کرده اند.
مبانی درست نویسی در زبان فارسی معیار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
73 - 88
حوزههای تخصصی:
بحث از خطاهای زبانی و تمرکز بر اصلاح خطاهای نوشتار از موضوعاتی است که در بسیاری از کتاب های ویرایش و نگارش مطرح شده است. در این کتاب ها بدون توجه به مبانی درست نویسی، خطاهای زبانی مطرح شده و در نتیجه اظهارنظرهای شخصی و سلیقه ای بسیاری در این کتاب ها راه یافته است. این درحالی است که هرگونه بحث درباره درست نویسی مستلزم تبیین اصول و مبانی آن است. نظر به نبودِ بحث روشمند در حوزه مبانی درست نویسی، در این پژوهش کوشش می شود ضمن مرور و نقد دیدگاه های ابوالحسن نجفی، خسرو فرشیدورد، میرشمس الدین ادیب سلطانی و ناصرقلی سارلی معیارهایی برای درست نویسی پیشنهاد شود. نتایج این بررسی نشان می دهد یکی از نکات بسیار مهم که در تبیین مبانی درست نویسی به آن اهمیت داده نمی شود، توجه به سبک ها و گونه های مختلف زبان است. زبان معیار گونه های مختلفی دارد که از بین آنها گونه اداری، رسانه ای، ادبی و علمی شناخته شده تر است. با توجه به اینکه موضوع کلام و نیز مخاطب در هریک از این گونه ها با گونه های دیگر متفاوت است، لازم است در تدوین اصول درست نویسی به این تفاوت ها توجه شود. همچنین، ضروری است در تدوین قواعد درست نویسی به تحولات زبان در ادوار زبانی مختلف و نیز گفتار توجه شود. بسیاری از الگوهای زبانی و گفتاری به تدریج به برخی از گونه های نوشتاری راه می یابد. پراکندگی ها و نبودِ معیارهای صریح در پژوهش های پیشین منجر به پیشنهاد معیارهایی برای درست نویسی در این پژوهش شد. این معیارها عبارت است از: 1. سره گرایی؛ توجه به ویژگی های صرفی، نحوی و آوایی زبان فارسی؛ 2. توجه به روابط معنایی اجزای جمله و انتقال معنا؛ 3. اقتصاد زبانی یا کم کوشی؛ 4. پیشینه زبان و انطباق گفتار و نوشتار. لازم است این معیارها در کنار هم و با توجه به تفاوت ها و تنوعات زبانی در نظر گرفته شود.
زنان آفریقایی تبار، ملی گرایی و سیاست توانمندسازی بررسی اثر تملک راز شادی آلیس واکر بر مبنای تفکر فمینیستی سیاه پوستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
135 - 156
حوزههای تخصصی:
درک پیچیدگی وضعیت زنان سیاه پوست در نظام های اخلاقی و اجتماعی، یکی از موضوعات چالش برانگیز در ادبیات سیاه پوستان است که مورد توجه بیشتر نویسندگان، به ویژه نویسندگان زن سیاه پوست قرار گرفته است. اگرچه صدای زنان در اغلب موارد به حاشیه رانده شده، اما در این میان صدای زنان سیاه پوست بیشتر سرکوب شده است. این پژوهش بر آنست که رمان تملک راز شادی (۱۹۹۲) آلیس واکر را با استفاده از نظریه ی پاتریشیا هیل کالینز مبنی بر تفکر فمینیستی سیاه پوستان و مفاهیمی نظیر مکاتب ملی گرایی، هویت و سیاست توانمندسازی زنان سیاه پوست را مورد نقد و بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه جنبش های ملی گرایانه سیاه پوستان به بهانه ی مقاومت در برابر ایدئولوژی قدرت و حفظ ارزش های سنتی، به تضعیف عاملیت زنان آفریقایی منجر می شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی رویکرد واکر به برخی جنبش های ملی گرایانه قبایل آفریقایی نظیر ترویج ختنه زنان به عنوان شکلی از مقاومت در برابر استعمار می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که واکر در قالب رمان و کالینز در قالب نقد فمینیستی سیاه پوستان، کنش های تقریبا مشابهی از منظر تقابل با این قسم ملّیت گرایی فرهنگی از خود بروز داده اند.
فراشعر پست مدرن در شعر دهه هفتاد
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
121 - 149
حوزههای تخصصی:
فراشعر پست مدرن مشرقی ژانری ست که برای اولین بار در ایران با کتاب جنس سوم (1384) مقوله بندی و تئوریزه شد. نمونه های ارائه شده اغلب دارای ویژگی های پست مدرنیستی مانند پلی فونی، بازی زبانی، آغازهای ناگهانی و پایآنهای باز، بازی با دستور زبان در زاویه عمودنگرانه یعنی حرکتی فرارونده برای گذر از هر گونه سیستم محوری در شعر است. فراشعر پست مدرن با الهام از چگونگی نگارش فراداستان پست مدرن که مرز بین داستان و تحلیل داستان (نقد) را برداشته بود با تعمیم این فضا به هنر شعر، توسط آذرپیک ارائه شد. در این شیوه چگونگی سرایش شعر و به کارگیری امکانات و تکنیک های شعری برای خوانشگر فاش می شود که بر اساس فاصله گذاری برشتی، خودآگاهانه سرایش شعر به گونه ای اتفاق می افتد که مخاطب در چگونگی آفرینش آن مشارکت یافته و از چند و چون آن آگاه می شود. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته درصدد است تا تعریفی از فراشعر پست مدرن ارائه دهد و به معرفی فراشعر پست مدرن مشرقی بپردازد. در این راستا مشخص شد که در ایران تا پیش از مکتب اصالت کلمه تعریف مشخصی از فراشعر پست مدرن و ویژگی های آن ارائه نشده، از این رو ترجمه چند مقاله در مورد فراشعر و ارائه قسمت هایی از آن در این نوشتار راه گشا بوده است.