فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۹۷ مورد.
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
91 - 124
حوزههای تخصصی:
مطالعات تاریخ رسانه نشان داده است که رسانه ها صرف نظر از نوع و شکل آنها و مدرن یا سنتی بودن، این قابلیت را دارند که در هرگونه حرکت و تحول اجتماعی، از جمله پیشران ها باشند. این مقاله به بررسی الزامات ساختاری و محتوایی رسانه، هم در زمینه سازی و هم در چشم انداز تمدن نوین اسلامی می پردازد. مقاله می کوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که اگر قرار است رسانه ها در زمینه سازی تحقق تمدن نوین اسلامی پیشران و یاریگر باشند، از نظر ساختاری و محتوایی از کدام ویژگی ها باید برخوردار باشند؟ ازآنجاکه نوع و عملکرد رسانه در مقیاس محلی با نوع و عملکرد آن در مقیاس ملی و در اینجا تمدنی متفاوت است، انتظار می رود نوع و عملکرد رسانه در مقیاس تمدن نوین اسلامی نیز در تراز چنین تمدنی عمل کند. طرح مفهوم «رسانه های تمدنی» ازیک سو، و تبیین ویژگی های آن، نظیر برخوردار بودن از رویکرد تمدنی، حرکت در مسیر وحدت آفرینی در عین کثرت، توحیدگرایی، عدالت محوری، پیشرفت گرایی، نفی سلطه و... به لحاظ محتوایی ازسوی دیگر، و نیز طرح مفهوم «عصبیت رسانه ای»[1] برمبنای خصلت هایی همچون هم گرایی، یاریگری، و نیز تعلق خاطر رسانه ای فراگیر و... برپایه اصول و مبانی اعتقادی، به جای منافع رسانه ای، گروهی، ملی، منطقه ای، نَسَبی، طایفه ای و قومیتی ازسوی سوم، مهم ترین یافته های این مقاله است. مقاله برای گردآوری داده های پژوهش از روش اسنادی، و نیز برای تحلیل داده از رویکرد توصیفی تحلیلی بهره گرفته است.
1- به کارگیری دو مفهوم «رسانه های تمدنی» و «عصبیت رسانه ای» برای نخستین بار و از نوآوری های مقاله است.
ارائه ی یک مدل فرآیندی یکپارچه برای ارزیابی آینده نگاری راهبردی در سطح ملی با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
1 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر تلاشی است به منظور ارائه ی مدل فرآیندی یکپارچه که مهم ترین ابعاد و مؤلفه های ارزیابی آینده نگاری راهبردی در سطح ملی است و درنهایت طراحی مدل یکپارچه مناسب ارزیابی آینده نگاری راهبردی در سطح ملی که بتواند به صورت گام به گام پروژه های آینده نگاری راهبردی را مورد ارزیابی قرار دهد. روش: روش تحقیق آمیخته با توجه به هدف پژوهش برگزیده شده است. مقاله حاضر دارای دو بخش است: گام اول شامل بررسی مبانی روش شناختی، رویکردها و مبانی نظری برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های چارچوب ارزیابی آینده نگاری راهبردی و گام دوم تدوین و تحقق الگوی فرآیندی یکپارچه ی ارزیابی آینده نگاری راهبردی بر مبنای روش مدل سازی ساختاری تفسیری. یافته ها: در این الگو با نظر خبرگان و استفاده از پرسشنامه، ارتباط و پیوند 14 فرآیند فرعی ارزیابی آینده نگاری راهبردی شناسایی شده در 7 سطح مشخص و تبیین شده است. نتیجه گیری: برای ارزیابی آینده نگاری راهبردی با استفاده از مبانی نظری ارزیابی سیاست گذاری، ارزیابی و مدیریت پروژه و کنترل راهبردی، ابتدا باید در سطح اول به بررسی معیارهای پروژه ی آینده نگاری راهبردی، تجزیه و تحلیل موقعیت پروژه و شناسایی مشخصه های اصلی پروژه پرداخت و سپس طرح ارزیابی را توسعه داد. ارزیابی مقایسه ای و ارزیابی فرآیند باید در سطح چهارم در نظر گرفته شود و در سطح پنجم ارزیابی نتایج و تأثیرات را مدنظر قرار داد. در سطح ششم و در مرحله ی پسا ارزیابی به بررسی و کنترل ضمانت اجرا، اجرای راهبرد و محتوای راهبرد پرداخته و سپس در سطح هفتم تحلیل سوات و ارائه ی نتایج مدنظر قرار می گیرد و درنهایت ظرفیت سازی پروژه مورد تحلیل قرار می گیرد.
تجربه زیسته دانشجویان درتفکر انتقادی و رابطه آن با سواد محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف اصلی مطالعه رابطه بین تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی و سواد محیط زیستی آنان در سال تحصیلی 1402-1403 انجام شد. روش تحقیق پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع غیرآزمایشی و به لحاظ معیار زمان از نوع مقطعی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که تعداد آن ها درمجموع، 26000 نفر برآورد شد. حجم نمونه برای سطح آلفای 05/0، توان آزمون 80/0 و اندازه اثر قابل تشخیص در جامعه آماری بر مبنای نمونه آماری 15/0 برابر با 435 نفر به دست آمد. به م نظور سنجش سواد محیط زیستی دانشجویان، از مقیاس استاندارد شری و تیواری (2021) استفاده شد. همچنین، سنجش تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان با استفاده از پرسش نامه ساخت و اعتباریابی شده توسط (کاشف و همکاران، 1404) بود. گردآوری داده ها با روش سهمیه ای انجام شد. پایایی داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد که این ضریب برای سواد محیط زیستی و تجرب زیسته تفکر انتقادی در سطح قابل قبول بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. براساس نتایج، تجربه زیسته تفکر انتقادی در پایین تر از متوسط و به لحاظ سطح سواد محیط زیستی در بالاتر از متوسط برآورد شد. همچنین، نتایج، وجود ارتباط در سطح متوسط بین تجربه زیسته تفکر انتقادی و سواد محیط زیستی را تأیید کرد.
طراحی مدل آینده نگاری راهبردی برای توسعه مناطق آزاد در افق 1414 (مورد مطالعه: منطقه آزاد چابهار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
71 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف:چابهار به عنوان یکی از مهم ترین بندرهای اقیانوسی، توجه بسیاری از کشورها را در زمینه تجارت و کاهش هزینه برای صدور کالاها و خدمات خود به کشورهای غربی از لحاظ کم بودن هزینه، مسافت و... به خود جلب کرده است. هدف اصلی در این مقالهاین است که نشان دهد آینده نگاری راهبردی چگونه می تواند به کمک توسعه منطقه آزاد چابهار بیاید؟روش: این پژوهش که از نوع ترکیبی کمّی و کیفی است، در مرحله اول با استفاده از منابع کتابخانه ای و نظرات خبرگان به جمع آوری اطلاعات پرداخته، و سپس از روش مدل سازی ساختاری تفسیری برای ترسیم مدل استفاده کرده است. همچنین از نقطه نظرات خبرگان درخصوص مدل و سنجش اعتبار آن نیز بهره مند شده است. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد مدل مطلوب برای آینده نگاری مناطق آزاد و در این پژوهش منطقه آزاد چابهار از عوامل متعددی تشکیل شده است که با توجه به جغرافیای خاص این منطقه، توجه به مسائل ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. همچنین استفاده از روش های آینده پژوهی، پویش محیطی و نیز روش تحلیل لایه ای علت ها با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیای جمعیتی این منطقه برای شناخت بهتر محیط از اهمیت بسزایی در فرایند آینده نگاری برخوردار است.نتیجه گیری:طبق بررسی های انجام شده در مطالعه ادبیات، تاکنون مطالعه جامعی درخصوص آینده نگاری مناطق آزاد صورت نگرفته است، بنابراین مدل ارائه شده به عنوان نخستین مدل ارائه شده برای آینده نگاری مناطق آزاد، توانایی پاسخگویی به این بعد مهم از توسعه این مناطق را دارد.
هویت دینی و آینده همگرایی در جهان اسلام ؛ موانع و راهکارهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
237 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف: اسلام به منزله نقطه کانونی و دال مرکزی جهت شناسایی و هویت بخشی جوامع و دول اسلامی محسوب می شود. با این همه، مؤلفه هویت دینی در نظام بین الملل معاصر و به ویژه سیاست خارجی دولت های اسلامی نتوانسته است به منزله یک پیش ران اصلی عمل نموده و نقش و جایگاه اصلی خود را برای شکل دهی مناسبات و تعاملات خارجی ایفا کند و در برخی مواقع تکیه بر آن موجب بروز اختلافات و حتی بحران ها و تضادهای شدید شده است.روش: مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی آینده پژوهانه ضمن بررسی موانع نقش آفرینی و کارکرد اصیل هویت دینی در جوامع اسلامی، چالش های پیش روی همگرایی جهان اسلام را در عرصه روابط بین الملل نظیر وجود جریان های انحرافی و نیز افراط گرایی ملی مورد توجه قرار داده است و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چگونه مؤلفه دین می تواند در جایگاه واقعی خود و به منزله یک پیش ران اصلی برای طراحی هندسه تعاملاتی آینده جهان اسلام قرار گیرد؟ یافته ها: فرضیه اصلی آن است که برای نیل به همگرایی در آینده جهان اسلام ضروری است تا از طریق راهکارهایی همچون اجماع سازی مبتنی بر بازتعریف ادبیات مشترک دینی؛ آگاهی بخشی و برجسته سازی اشتراکات اسلامی می توان موضوع احیاء و بازسازی جایگاه هویت مشترک دینی را در اولویت راهبردی برای هم گرایی قرار داد.نتیجه گیری: آموزش و هم افزایی علمی هم در سطوح خرد (مانند نزدیکی دانشجویان و نخبگان جهان اسلام) و نیز در سطح سیستمی (بهره گیری از ظرفیت های کنش گران، نهادها و سازمان های فعال در جهان اسلام) موجب تقویت هویت دینی و همگرایی جوامع اسلامی خواهد شد.
تحلیل علل غفلت از علایم آینده بر اساس نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
1 - 14
حوزههای تخصصی:
تامل بر تحولات اجتماعی نشان می دهد، که آینده یکباره و ناگهانی نمی آید، بلکه علایم و نشانه های خود به مثابه پیش قراول می فرستد. اما برغم اهمیت بنیادین علایم آینده، وارد آگاهی جمعی و فرایندهای سیاستگذاری نمی گردند. بر این اساس هدف این مقاله، دست یابی به درکی عمیق از علل غفلت از علایم آینده است. بنابراین پرسش اصلی نیز عبارتست از این که چرا و چگونه علایم آینده مورد غفلت قرار می گیرند؟
برای تحقق این هدف نظریه هایی که تلاش کرده اند تا غفلت از آینده و غافل گیری را تبیین کنند، مورد بررسی قرار گرفته شده اند. این مطالعه نشان می دهد که نظریه های رایج عمدتاً در قلمرو فردی و سازمانی کارآیی دارند در حالی که خود فرد و سازمان به مثابه سوژه، هویت، نقش، و نحوه معنابخشی خود را به محیط و علایم از کلیت های بزرگتری معنایی کسب می کنند. یعنی خود افراد و سازمان ها نیزدر معنابخشی به علایم آینده خود مختار نیستند بلکه تحت انقیاد منظومه های معنایی بزرگتری هستند. در واقع فرد و سازمان معناهایی که به علایم و نشانه های محیطی خود می دهد از کلیت های معنایی کسب می کند. در چهارچوب نظری انتخابی این مقاله علل غفلت از علایم آینده را باید به مثابه امری اجتماعی در نظر گرفت، یعنی آگاهی و کنش معنابخشی سوژه(فرد یا سازمان) مفهومی ارتباطی و اجتماعی است و این مفاهیم در بستر مفصل بندی های معنایی شکل می گیرد، نه به صورت مستقل و در خلاء. بنابراین واجد اجتماعی داشتن غفلت از آینده، مرکز ثقل توجه را به نظریه های اجتماعی و سیاسی سوق می دهد.
از آنجا که این مقاله غفلت از علایم آینده مورد بررسی قرار می دهد، می تواند مورد استفاده علاقمندان به آینده پژوهی، سیاست گذاران عمومی و اجتماعی، استراتژیست های سازمانی و... قرار گیرد.
رسانه های اجتماعی و بازآفرینی "تصویر بدن": نگرانی های ذهنی دختران نوجوان از تصویر بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 125
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نوجوانی مقطعی مهم در رشد فردی است و به لحاظ جسمی، فیزیولوژیک و روان شناختی یک دوره تحولی محسوب می شود. در این سنین، به دلیل سرعت و گستردگی تغییراتی که رخ می دهد، دوره ای حساس و حیاتی برای بروز و توسعه نگرانی از تصویر بدن است. از طرفی، با توجه به نفوذ فزاینده رسانه های اجتماعی در زندگی روزمره نسل نوجوانان امروز، و نقش محوری این رسانه ها در الگو دهی به ادراکات و رفتارهای فردی، این پژوهش به بررسی وضعیت نگرانی از تصویر بدن در بین دختران دانش آموز پرداخته و رابطه این نگرانی ها را با نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی مورد تحلیل قرار می دهد. روش و داده ها: پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است. 321 نفر از دختران از طریق فرمول کوکران و با روش تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه تصویر بدن خود، فرم کوتاه (BSIQ-SF) و پرسش نامه محقق ساخته رسانه های اجتماعی بود که پایایی آن ها از طریق آلفای کرونباخ و شاخص پایایی ترکیبی (CR) و روایی آن از طریق میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و روایی تشخیصی برآورد گردید. تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی از طریق روش حداقل مربعات جزئی (PLS) انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند نگرانی از تصویر بدن در بین دختران در حد متوسط روبه بالا بوده است. برمبنای یافته ها، نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی با تصویر بدن رابطه معنی داری دارند و 21 درصد از واریانس متغیر وابسته را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: باتوجه به نتایج، مؤسسات آموزشی و سیاست گذاران باید در جهت آموزش وپرورش سواد رسانه ای و مهارت تفکر انتقادی همچنین برگزاری دوره هایی آموزشی برای دانش آموزان در زمینه استفاده آگاهانه از رسانه های اجتماعی تلاش نمایند. پیام اصلی: این پژوهش با در نظر گرفتن پیچیدگی رابطه بین رسانه های اجتماعی و نگرانی از تصویر بدن، نشان می دهد که صرفاً نوع رسانه یا مدت زمان استفاده، تبیین کننده کاملی نیست. بلکه برای درک عمیق این ارتباط، بررسی جنبه های ظریف تر استفاده از رسانه های اجتماعی مانند نوع، انگیزه و شدت استفاده از رسانه های اجتماعی ضروری است.
پیشران های ارائه خدمات سایبری پایدار در دولت با تاکید بر حفظ امنیت از طریق هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
35 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به توسعه ی روزافزون فناوری اطلاعات، این خطر پیش بینی می شود که در آینده ی نزدیک ساختارهای سازمانی از ترس عقب ماندگی شتابزده عمل کرده و بدون توجه کافی به ابعاد امنیتی، صرفاً برای سایبری سازی و تخصیص هزینه های کلان جهت آماده سازی زیرساخت های فنی، از توجه به ضرورت برقراری امنیت هوشمند غفلت کنند. در این خصوص این پژوهش سعی دارد تا با رعایت ابعاد امنیتی، به شناسایی و اولویت بندی پیش ران هایی بپردازد که بیشترین قابلیت ارائه ی خدمت در حوزه ی سایبری را داشته باشند.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی– تحلیلی است و همچنین، روش گردآوری اطلاعات در بخش نظری، مطالعات کتابخانه ای و ابزار گردآوری اطلاعات در بخش تحلیلی، پرسشنامه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای «اس. پی. اس. اس» و«میک مک» انجام شده است.
یافته ها: با درنظر گرفتن بُعد امنیت بر اساس نظر خبرگان، 12 پیش ران که دارای بیشترین پتانسیل ارائه ی خدمت در حوزه ی سایبری هستند، شناسایی و در 4 محور اولویت بندی شدند. در ادامه با در نظر گرفتن دو شاخص اثرگذاری و اثرپذیری، به کشف روابط بین پیش ران ها پرداخته و در نهایت سعی شد تا با تجویز رویه ی مناسب، سیستم به پایداری نزدیک شود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق لازم است که دولت در راستای ارائه ی خدمات سایبری، میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری سازمان از یکدیگر را در نظر گرفته و از اخذ تصمیمات پراکنده که اولویت بندی مشخصی ندارد، اجتناب کند، و همچنین در تحقق خدمات سایبری بر رعایت بعد امنیت اهتمام ویژه ای داشته باشد.
آینده پژوهی زنجیره تأمین صنعت نفت با رویکرد سناریونگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
81 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف: زنجیره تامین اثربخش نقش قابل ملاحظه ای در تولید و پخش محصولات و فراورده های نفتی و پتروشیمی در کشور دارد. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عوامل کلیدی و سناریوهای باورپذیر و محتمل زنجیره تامین صنعت نفت در آینده است.
روش: تحقیق حاضر از منظر جهت گیری، کاربردی، از جهت مبنای فلسفی اثباتی و از بُعد روش شناسی چندگانه است. بدین منظور ابتدا با بررسی مبانی نظری و مصاحبه با کارشناسان متخصص، عوامل کلیدی مؤثر روی آینده زنجیره تأمین صنعت نفت شناسایی و سپس با به کارگیری آزمون بینم این عوامل غربال شدند. برای انتخاب پیشران های نهایی، دو تکنیک عدم قطعیت بحرانی و دیمتل مورد استفاده قرار گرفت. سناریو محتمل هم با یکی از تکنیک های تصمیم گیری انتخاب شد.
یافته ها: با به کارگیری تکنیک عدم قطعیت بحرانی و دیمتل، دو پیشران تحریم های خارجی و سیاست های کلان اقتصادی در رابطه با مقاوم سازی برای نگاشت سناریوها انتخاب شدند. با توجه به این دو پیشران چهار سناریوی زنجیره تأمین بسته، زنجیره تأمین شکننده، زنجیره تأمین مقاوم و زنجیره تأمین پویا توسعه داده شدند. هر یک از این سناریوها بیانگر وضعیتی برای زنجیره تأمین صنعت نفت در آینده اند. با توجه به معیارهای همخوانی با روندهای داخلی، همخوانی با روندهای بین المللی، محتمل بودن بر مبنای واقعیت و همخوانی با داده های فعلی سناریوی زنجیره تأمین بسته به عنوان محتمل ترین سناریو انتخاب شد.
نتیجه گیری: زنجیره تأمین پویا بهترین وضعیت را از نظر کاهش تحریم های خارجی و سیاست های مناسب مقاوم سازی در برابر تکانه های خارجی نشان می دهد و در سوی دیگر زنجیره تأمین بسته یک سیستم منزوی و آسیب پذیر را در مقابل تهدیدات توصیف می کند.
تحلیل جنسیتی امید به آینده به تفکیک سطح توسعه یافتگی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
321 - 351
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مقاله حاضر درصدد است با رویکردی جامعه شناختی و با در نظر داشتن تحولات اقتصادی و اجتماعی در شهر تهران، به تبیین چرایی و چگونگی کاهش و یا افزایش امید به آینده در بین زنان و مردان تهرانی به صورت جداگانه بپردازد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل تفاوت های جنسیتی در امید به آینده و تأثیر سطح توسعه یافتگی مناطق مختلف شهر تهران بر آن است. روش و داده ها: در این پژوهش، ۱۲۰۰ نفر شامل مردان (۲۰ تا ۵۹ ساله) و زنان (۱۵ تا ۴۹ ساله) متأهل از مناطق مختلف شهر تهران («مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار» و «مناطق برخوردار و خیلی برخوردار») در سال ۱۳۹۷ با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه بندی شده با تخصیص متناسب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (با پایایی آلفای کرونباخ بالاتر از 744/0) گردآوری و با به کارگیری مدل معادلات ساختاری به تفکیک جنسیت تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد افزایش احساس ناامنی اقتصادی-اجتماعی، منجر به کاهش امید به آینده زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار و مردان ساکن در مناطق برخوردار و خیلی برخوردار می شود. افزایش اعتماد سازمانی و اعتماد عمومی نیز، امید به آینده را در بین مردان و زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار بهبود می بخشد. با افزایش سن، امید به آینده زنان در تمام مناطق شهر تهران و مردان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار کاهش می یابد. بحث و نتیجه گیری: با وجود ظرفیت ها و فرصت های امیدآفرین در شهر تهران، بازتولید نابرابری های طبقاتی و جنسیتی در توزیع فرصت ها، امید به آینده را به یک مسأله جدی تبدیل کرده و ظرفیت های آرزومندی را تحلیل برده است. پیام اصلی: تقویت چشم اندازهای نویدبخش و امید به آینده در شهر تهران مستلزم توزیع برابر فرصت ها در کلیه مناطق، برقراری عدالت جنسیتی و توجه به نیازها و دغدغه های ساکنین مناطق برخوردار و کم برخوردار است.
نقش فرهنگ عمومی در پیشگیری از بروز نارضایتی های صنفی: مطالعه موردی استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه ای مواردی مانند نارضایتی های صنفی، اعتصاب، تعطیلی بازار، تجمع مقابل ادار ه های دولتی و ... می تواند امنیت روانی جامعه را برهم زده و زمینه ساز تشدید سایر نارضایتی های اجتماعی گردد. با درک اهمیت این موضوع، در پژوهش حاضر به بررسی نقش فرهنگ عمومی در پیشگیری از بروز نارضایتی های صنفی استان همدان پرداخته شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی، از لحاظ روش، کیفی و از لحاظ گردآوری داده ها، میدانی از طریق مصاحبیه عمیق ساختاریافته است. مشارکت کنندگان پژوهش، شامل 14 نفر از خبرگان حوزیه فرهنگ عمومی بودند. پس از انجام 14 مصاحبه، عوامل اصلی و فرعی در مصاحبه های قبلی تکرار گردید و پژوهشگران به اشباع نظری رسیدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون در بستر نرم افزار maxqda بهره گرفته شد. نتایج این بررسی ها نشان می دهد که اگر سازمآن ها و ارگآن های دخیل در امر ارتقای سطح فرهنگ عمومی به وظایف خود درست عمل نمایند، افراد جامعه در سطوح مختلف به رشد و بالندگی عقلی، اخلاقی، دینی و اجتماعی می رسند و با درک صحیحی که از شرایط جامعه دارند، با نگاهی واقع بینانه با موضوعات اجتماعی و اقتصادی مواجه می شوند و آن ها را تحلیل می نمایند. بنابراین، نارضایتی های صنفی یا به وجود نخواهد آمد و یا این که مسیر درست، منطقی و قانونی خود را طی خواهند کرد.
پیشران های تربیتی و فرهنگی جهت شکل گیری تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
57 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف:یکی از اهداف انقلاب اسلامی با توجه به ابعاد فرهنگی بودن آن، ایجاد تمدن نوین اسلامی بوده که مورد توجه رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار گرفته است. به همین دلیل محور اصلی پژوهش حاضر، بررسی پیشران های تربیتی و فرهنگی در شکل گیری تمدن نوین اسلامی بر مبنای اندیشه رهبر انقلاب اسلامی است. سؤال پژوهش حاضر این است: مهم ترین پیشران های تربیتی و فرهنگی جامعه ایرانی برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی کدام است؟ روش:روشی که پژوهش حاضر جهت بررسی موضوع تمدن نوین اسلامی در آراء آیت الله خامنه ای بهره برده است، توصیفی-تحلیلی است که بیش از همه با بررسی آراء و بیانات رهبر انقلاب اسلامی و سایر منابع و کتب اسنادی مرتبط با موضوع به دست آمده است. یافته ها:تمدن نوین اسلامی نیازمند پیشران های تربیتی و فرهنگی است که بتواند فرهنگ جامعه را به سمت تحقق تمدن نوین اسلامی به پیش ببرد. از طرفی وجود نیروهای انسانی لازم برای تحقق تمدن نوین اسلامی در اندیشه رهبر معظم انقلاب، نیازمند تربیت آنان بر مبنای الگوی عدالت محوری اسلام، تقویت معنویت گرایی، عمل و رفتار جهادی و حرکت در مسیر سبک زندگی اسلامی - ایرانی است که دانایی، شجاعت، ظلم ستیزی، پرهیز از تجمل گرایی، تکیه بر توان داخلی و به کارگیری مبانی اقتصاد مقاومتی از جمله شاخصه های سبک زندگی اسلامی - ایرانی هستند که لازمه تحقق تمدن نوین اسلامی می باشند. نتیجه گیری:تمدن نوین اسلامی بر مبنای پیشران های تربیتی و فرهنگی، بر هم افزایی توان داخلی و اصلاح و بهبود حوزه های سیاست ورزی و فرهنگ مردم جامعه استوار است. بر مبنای ایده تمدن نوین اسلامی، تمدن های معاصر دارای نقاط ضعف اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی گسترده ای هستند که مطلوبیتی برای جهان معاصر و به طور مشخص جوامع اسلامی ندارند. بر همین اساس، تمدن نوین اسلامی با اهمیت دادن به اصلاح رویه های تربیتی و فرهنگی به ترویج الگوی معنوی، رفتار و عمل جهادی، تربیت نیروهای متخصص، متعهد و ترویج سبک زندگی اسلامی - ایرانی، پیشران های لازم را مورد توجه قرار داده است. در این رویکرد نوین، در نظر گرفتن اخلاق و معنویت، آسایش و امنیت عمومی برای مسلمانان و غیرمسلمانان، توأمانی دین و دنیا و ترویج معنویت گرایی می تواند نقطه اتکایی برای بیرون کشیدن انسان معاصر از دامن اخلاق لجام گسیخته غربی و معرفی الگوی صالح اسلامی و انسانی باشد.
آینده های استان یزد در رقابت های ناظر بر همگرایی فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
279 - 308
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر بر آن است که آینده های فراروی استان ها، در رقابت های ناظر بر توسعه جریان همگرایی فناورانه شزان (هم افزایی میان نانوفناوری، زیست فناوری، فناوری اطّلاعات و علوم شناختی) را با تمرکز بر استان یزد، شناسایی و تبیین کند.
روش: این تحقیق که با رویکرد کیفی و توصیفی اجرا شده است، در زمره مطالعات آینده پژوهی اکتشافی طبقه بندی می شود. در این مسیر، ابتدا سوابق پژوهشی مرتبط مرور شد تا فهرستی از پیشرا ن های توسعه فناوری های هم گرا تنظیم شود. در ادامه، با اجرای فرایند دلفی، با حضور چهارده نفر از خبرگان تخصّصی، این فهرست مورد پالایش و اولویت بندی قرار گرفت تا دو پیشران کلیدی شناسایی شوند. با تلاقی دادن عدم قطعیت های ناظر بر این دو پیشران، چهار سناریو از آینده های پیش روی استان، در رقابت های مربوط به هم گرایی فناورانه شکل گرفت.
یافته ها: دو پیشران کلیدی تأثیرگذار بر موفّقیت استان، در رقابت های ناظر بر فناوری های همگرا عبارتنداز: میزان توسعه یافتگی زیست بوم نوآوری و میزان منابع مالی اختصاص یافته به این جریان. بر این اساس، چهار سناریو از وضعیت آینده استان در این عرصه شناسایی شد که با عنوان های «پیشتاز»، «خریدار»، «جا مانده» و «اجیر» نام گذاری شده اند.
نتیجه گیری: برای آن که استان ها بتوانند در رقابت های پیش رو، در زمینه تولید و بهره برداری از فناوری های همگرای شزان به موفّقیت نایل شوند، لازم است از اکنون برای تقویت زیرساخت های زیست بوم نوآوری و فناوری خود برنامه ریزی کنند؛ ضمن آن که ضروری است، برای تأمین پایدار منابع مالی کافی در زمینه تحقیقات و تجاری سازی این فناوری ها نیز تلاش شود.
مطالعه ای کیفی از درک و تجربه خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
283 - 313
حوزههای تخصصی:
اهداف: خیانت زناشویی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر بی ثباتی و از دست رفتن سامان خانواده است. با توجه به اهمیت بنیادین خانواده، پی بردن به تجربه زیست خیانت، می تواند محققان و نهادهای مرتبط را در جهت درک بهتر موضوع کمک کند. بر اساس این، هدف تحقیق حاضر کشف و واکاوی تجربه خیانت در میان زنان و مردان است. روش مطالعه: این مطالعه به روش کیفی و در سال ۱۴۰۲ در شهر یزد انجام شده است. نمونه پژوهش شامل ۱۴ نفر از زنان و مردان دارای تجربه خیانت بود که با نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این تحقیق نشان داد که زیست خیانت مرتبط است با شرایط خانوادگی، درک و تجربه از ناکامی های فردی در زندگی زناشویی و بی بندوباری های جنسی. شرکت کنندگان در پژوهش به طور مداوم تجربه ای از مخاطره را در این زمینه مطرح کردند. مضامین اصلی عبارت اند از: «لاقیدی رفتاری»، «نهاد نامتعادل»، «ضلع سوم»، «زیست مخاطره ای» و «خودسازی ضعیف». نتیجه گیری: براساس یافته ها، ادراک خیانت به طور خاص با فانتزی و ایده آل های جنسی در روابط زناشویی از یک سو و زیست خانوادگی و زمینه فردی تجربه روابط خارج از عرف از سوی دیگر ارتباط دارد. زیست خیانت به-عنوان عرصه ای پرمخاطره، سلامت جسمی و روانی افراد را به طور جدی تهدید می کند. مضمون فراگیر تحقیق عبارت اند از فرونشست هنجاری-ارزشی که به این معناست که دین و خانواده به عنوان نظام ها و نهادهای تنظیم گر و کنترل گر امر جنسی، نفوذ، کارایی و مرجعیت خود را از دست داده اند. با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود سیاست گذاران اجتماعی و فرهنگی با همکاری مراکز مشاوره، برنامه های آگاه سازی و آموزش جامعی در زمینه تحکیم بنیان خانواده، مدیریت تعارضات زناشویی و ارتقاء سلامت جنسی و روانی افراد تدوین و اجرا کنند. این برنامه ها باید ضمن پرداختن به عوامل زمینه ساز خیانت، به تقویت مهارت های ارتباطی زوجین و ایجاد فضایی امن و صمیمی در خانواده کمک نمایند. همچنین تقویت هنجارهای دینی و اخلاقی در جامعه یک ضرورت جدی است.
بررسی و رتبه بندی ابعاد رسانه های جمعی تاثیرگذار بر مدیریت جنگ های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
79 - 96
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق فرضیات بر اساس ابعاد چهارگانه رسانه های جمعی (تلویزیون، رادیو، مطبوعات و اینترنت) تدوین گردیده است که جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران و کارکنان سازمان صدا و سیما بوده که براساس جدول مورگان نمونه 110 نفری انتخاب شده است. اطلاعات لازم در پژوهش حاضر با استفاده از روش های مطالعات کتابخانه ای شامل کتب، مقالات، مجلات، گزارشات تحقیقی، مدارک و اسناد موجود و نیز استفاده از اینترنت انجام گردیده است، همچنین پرسش نامه که بر اساس مطالعات انجام شده در بخش ادبیات موضوع و با راهنمایی اساتید و کارشناسان مربوطه تهیه و روایی و پایایی آن مورد سنجش قرار گرفت و از طریق پست الکترونیکی و نمابر برای مدیران سازمان صدا سیما ارسال شده است و در نتیجه نظرات افراد خبره و کارشناسان مطلع در این زمینه جمع آوری شد که برای تجزیه و تحلیل آن، آزمون های آزاد از توزیع (ناپارامتری) مورد استفاده قرار گرفته است که با استفاده از آزمون ناپارامتری فریدمن هر یک از ابعاد رتبه بندی گردیده است که براین اساس میزان تاثیر شبکه های خبری در مدیریت جنگ های آینده با میانگین آماری 9.11 دارای بیشترین تاثیر و میزان تاثیر انتشار فصل نامه ها بر مدیریت جنگ های آینده با میانگین 7.12 دارای کمترین تاثیر اندازه گیری شده است. در نهایت با انجام آزمون دوجمله ای فرضیات، هر چهار فرضیه مورد تأئید قرار گرفته شد.
پاسخ های سیاستی به روندهای افزایشی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
173 - 197
حوزههای تخصصی:
تغییرات گسترده در نهاد خانواده طی دو دهه گذشته که در پی افزایش میزان های طلاق و کاهش ازدواج ها رخ داده است سبب شده تا دولت سیاست ها و برنامه های مختلفی را در این حوزه تدوین و اجرا کند. هدف مطالعه حاضر بررسی روندهای طلاق طی سه دهه اخیر در ایران و مرور برنامه ها و سیاست های دولت در این زمینه است تا چالش ها و الزامات سیاستی مرتبط با طلاق مشخص گردد. تحقیق حاضر با بررسی و تحلیل داده های سرشماری و ثبت احوال و همچنین بررسی اسناد سیاستی انجام شد. یافته ها نشان داد که همه شاخص های مورد بررسی، افزایش در روندهای طلاق در ایران را تایید می کنند. همزمان دولت با تصویب قوانین و اجرای برنامه های مختلف سعی در مهار این روند افزایشی داشته است به طوری که بیش از ۱۵ قانون، سیاست و لایحه در زمینه طلاق تدوین و اجرا شده است. اما تداوم روند افزایشی طلاق مشخص می کند که این تلاش ها چندان موفقیت آمیز نبوده اند. این عدم موفقیت را می توان به دلیل ماهیت سیاست گذاری طلاق دانست که به صورت پسینی است و قانون گذار پس از بروز پیامدهای منفی آن به دنبال راه حل بوده است. سیاست ها همچنین محدودیت ها و مشکلات اقتصادی و تغییرات نگرشی و ارزشی در مورد ازدواج را نادیده گرفته است. بر این اساس، برای اثربخشی بیشتر سیاست ها نیاز است تا سیاست ها بر اساس واقعیات جامعه تدوین شوند نه ایده آل های سیاستمداران. اجرای بسته های سیاستی به جای سیاست های منفرد، توجه به وضعیت اقتصادی خانواده ها و بررسی تجربه سایر کشورها می تواند به تدوین سیاست های کارآمدتر یاری رساند.
شناسایی و تحلیل ساختاری پیشران های تغییر در حوزه کاربری زمین (موردکاوی: محله فهادان بافت تاریخی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
305 - 328
حوزههای تخصصی:
هدف: هسته اصلی برنامه ریزی کاربری زمین، هدایت و تلاش برای تأثیرگذاری در جهت تغییرات کاربری زمین است. هدایت این تغییرات، مستلزم شناسایی و تحلیل روابط نیروهای محرک می باشد. در سال های اخیر، عوامل متعددی در بافت تاریخی یزد منجر به تغییر کاربری مسکونی به کاربری های انبار، صنعتی، تجاری و گردشگری شده است. این تغییرات سریع و کنترل نشده، می تواند در آینده تهدیدی در برابر حفظ میرات فرهنگی و تاریخی باشد. پژوهش حاضر، به دنبال شناسایی عوامل کلیدی و پیشران های تغییر کاربری زمین در محله فهادان بافت تاریخی یزد و تعیین الگوی نظام کاربری زمین است.روش: این پژوهش، از نوع کاربردی، آمیخته و پیمایشی است. جهت استخراج عوامل تغییر کاربری زمین، از منابع کتابخانه ای و جهت تحلیل و تشخیص عوامل کلیدی و پیشران های تغییر کاربری زمین در نمونه مطالعاتی از تکنیک دلفی و روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزارMICMAC استفاده شده است. یافته ها: عوامل تغییر کاربری زمین بر اساس میزان تأثیرات متقابل، در 4 دسته عوامل پیشران، دووجهی، مستقل و وابسته ارائه می شود. عوامل نقش غالب اقتصادی شهر، سیاست های دولتی و محلی، دسترسی به شبکه معابر، توان رقابت پذیری بین المللی، پیشنهادات طرح های فرادست، فرسودگی بنا، میزان تقاضا برای هر نوع کاربری یا فعالیت، وابستگی به اقتصاد نفتی، سوداگری و رانت زمین، پیشران ها و عوامل کلیدی می باشند که هر تغییری در این عوامل باعث تغییر در سایر عوامل و هر تغییری در سیستم، باعث تغییر در این عوامل می شود.نتیجه گیری: ثبت محله تاریخی فهادان در مقیاس جهانی، تحولات سریع و شکل گیری عدم قطعیت ها در کاربری زمین آن را در پی داشته است. عدم قطعیت و حالت بینابینی، اغلب عوامل، الگوی ناپایدار نظام کاربری زمین این محله در آینده را در پی دارد.
واکاوی پیشران های خارجی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
161 - 179
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی و واکاوی پیشران های جهانی و ترسیم فضای حاکم بر آینده روابط فرهنگی بین المللی، چهارچوب مناسبی را برای ارائه تفسیری معقول از آینده درخشان و درعین حال تحول پذیر تمدن نوین اسلامی فراهم می آورد؛ به گونه ای که با بررسی زمینه ها و روندهای تأثیرگذار بر نقش آفرینی تمدن نوین اسلامی در حوزه خارج از جهان اسلام، می توان به نیروهای در حال شکل گیری در آینده نظام فرهنگی بین المللی اشاره کرد و به این نتیجه رسید که باتوجه به آینده روندهای فرهنگی جهانی، تمدن نوین اسلامی توانایی ایفای نقش بالنده در نظام بین المللِ در حال تغییر و همچنین قابلیت شکل دهی به هندسه قدرت جهانی را داراست؛ چراکه باتوجه به شرایط متحول، پویا و انتقالی نظام بین الملل که با روندهای پیچیدگی، شفافیت و آسیب پذیری همراه است تمدن نوین اسلامی قابلیت آن را دارد که به نقش آفرینی فزاینده در آینده روندهای فرهنگی تمدنیِ جهانی در خارج از جهان اسلام مبادرت ورزد و به بازیگری تأثیرگذار بر نظام تصمیم گیری جهانی تبدیل شود. این مقاله با طرح این پرسش که مهم ترین پیشران های خارجی تمدن نوین اسلامی چیستند و چگونه پیشبرد این ایده را عملیاتی و تثبیت می کنند، به شناخت دقیق تمدن نوین اسلامی و واکاوی پیشران های ظهور و پیشبرد آن در خارج از جهان اسلام در سطوح دولت ها، ملت ها و سازمان های بین المللی می پردازد.
شناسایی پیشران های تحقق کشاورزی دانش بنیان با تأکید بر توسعه فناوری (مطالعه موردی استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
273 - 303
حوزههای تخصصی:
هدف: کشاورزی دانش بنیان و توسعه فناوری در قلب آن، امروزه به عنوان یکی از مهم ترین عوامل شکل دهنده توسعه در جوامعی همچون ایران، شناخته شده است. انتظار می رود، کاربرد بیشتر دانش در فعالیت های بخش کشاورزی به مهار بحران هایی؛ مانند کمبود مواد غذایی، کمیابی آب شیرین و مشکلات زیست محیطی کمک کند و موجب بهبود چشمگیر بهره وری گردد. پیش از پاسخ به این سؤال که چه دانش ها یا فناوری هایی برای تحقق کشاورزی دانش بنیان در یک جامعه مناسب است، باید به پیش نیازها و پیشران های آن، پرداخت. بنا بر ضرورت این مسأله ، پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های آینده کشاورزی دانش بنیان در استان کرمانشاه، طراحی شده است.روش: این مقاله مبتنی بر روش تحلیل ساختاری است. شناسایی عوامل کلیدی در گام نخست، به وسیله مصاحبه های عمیق و هدفمند با 31 نفر از خبرگان بخش کشاورزی استان، انجام شد. در نهایت، تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله تشکیل ماتریس اثرات متقابل و نرم افزار آینده پژوهی میک مک صورت گرفت. در این گام، از روش پنل خبرگان با حضور 15 نفر استفاده شد.یافته ها: تعداد 14 عامل به عنوان پیشران های تحقق کشاورزی دانش بنیان در استان کرمانشاه شناسایی شد.نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد؛ توسعه کشاورزی دانش بنیان در استان کرمانشاه، نیازمند بازنگری در متغیرهای ملی همچون جهت گیری های سیاسی، نهادهای رسمی و حمایت های دولتی و همچنین متغیرهای منطقه ای؛ مانند آموزش، اصلاح فرآیندهای تصمیم گیری و مدیریتی می باشد.
آینده نگری باز رویکردی راهبردی برای توسعه نوآوری باز : تاکید بر چارچوب ارزش های رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
263 - 288
حوزههای تخصصی:
هدف: تغییر و تحولات مستمر در فناوری ها و مدل های کسب و کار، موجب گردیده است سازمان ها برای استفاده سریع از فرصت های پیش آمده و گریز از ریسک های مخرب آینده، به راهبردهای جدیدی روی آورند. آینده نگری باز یکی از راهبردهای نوینی است که با تاکید توامان بر مهارت ها و قابلیت های دورنی و بیرونی، سازمان ها را قادر می سازد ایده های جدید را برای ارائه محصولات و خدمات نوآورانه شناسایی کنند و بر پیچیدگی های محیطی کسب و کارها فائق آیند.هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آینده نگری باز بر نوآوری باز و با تاکید بر چارچوب ارزش های رقابتی در صنعت نساجی است. روش: روش تحقیق در این مقاله مبتنی بر روش دلفی متخصصین بوده و از هم اندیشی متخصصین به صورت پانل و دلفی در صنعت نساجی برای ارزیابی تأثیرگذاری دانش آینده پژوهی بر الگوهای برنامه ریزی و سیاست گذاری در دانش برنامه ریزی و توسعه استفاده شده است. این مقاله از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه و روش گردآوری داده ها و تحلیل آنها، توصیفی- اکتشافی و از نوع همبستگی است. یافته ها: دستاورد اصلی این مقاله تعیین حوزه های اولویت دار دستیابی به مرجعیت علمی در صنعت نساجی با مشارکت تمامی ذی نفعان بوده است. این مقاله توانسته است تأثیر انواع فرهنگ ها بر آینده نگری و نوآوری باز را به تصویر کشد. نتیجه گیری: تحلیل مسیر مدل ساختاری بیانگر آن است که آینده نگری باز با ضریب 0.43 اثر مثبتی بر نوآوری باز دارد و فرهنگ انسان گرا و توسعه گرا محرک های قوی برای آینده نگری باز و نوآوری باز هستند و فرهنگ بروکراتیک مانعی برای موفقیت پروژه های آینده نگری باز و بهبود نوآوری باز محسوب می شود.آینده نگری باز به عنوان یک رویکرد راهبردی می تواند با گسترش تفکر خلاق و استفاده از دیدگاه های مختلف، شرکت ها را از وابستگی به مسیر و قفل شدن در نوآوری های فعلی باز دارد و ریسک های آینده صنعت نساجی را کاهش دهد.