ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۷۱ مورد.
۶۱.

حضور بدن در فضای چیدمان: تلاقی تئاتری بودن و تجربه حسی در چیدمان «نفس» شیرازه هوشیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
بیان مسئله: پژوهش حاضر به بررسی «چیدمان» به عنوان ژانر هنری و تأثیر آن بر تجربه بیننده پرداخته است. تمرکز اصلی بر نحوه تعامل بدن و فضا در مواجهه با اثر هنری است. هدف پژوهش: مسئله محوری این است که چگونه چیدمان می تواند با ایجاد شرایطی خاص، حضور فیزیکی مخاطب را در فرایند دریافت اثر دخیل سازد.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی انجام شده است و چیدمان «نَفَس»اثر شیرازه هوشیاری به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل اثر از منظر ویژگی های بصری، صوتی و فضایی صورت گرفته تا ابعاد تجربی آن روشن شود.نتیجه گیری: چیدمان «نفس» با ایجاد فضایی تاریک و محدود، بیننده را درگیر محیطی فراگیر ساخته که حس دیداری و شنیداری او را به سطحی درونی تر سوق می دهد. همچنین در این تجربه، بدن مخاطب به جزئی از اثر هنری بدل شده و «استقلال اثر» در برابر «تجربه شخصی» مخاطب به چالش کشیده شده است. نتایج نشان داد چیدمان «نفس» از یک سو مفهوم «تئاتری بودن» را به عنوان مؤلفه ای محوری در هنر معاصر تأیید می کند، و از سوی دیگر تحولی بنیادین در درک رابطه میان هنر، فضا و بدن به وجود می آورد. این اثر نمونه ای از تجربه ای (غوطه ورکننده و تحول آفرین) است که تعامل مخاطب با فضا و زمان را بازتعریف می کند.
۶۲.

خانه زیست پذیر؛ هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
خانه همواره فراتر از یک کالبد بسته و عملکردی، بنیادی ترین بستر زیست انسان بوده است؛ فضایی که صرفاً به کارکرد سرپناه محدود نمی شود، بلکه حامل هویت، خاطره، آسایش و پیوندهای اجتماعی است. در این میان، منظر اعم از فضاهای باز، نیمه باز و چشم اندازهای طبیعی یا مصنوع، نقشی تعیین کننده در کیفیت تجربه زیسته از خانه دارد. بااین حال، روند معماری معاصر به گسست میان خانه و منظر انجامیده که پیامد آن کاهش دلبستگی، ضعف در تعاملات اجتماعی و کاستی در زیست پذیری فضاهای مسکونی است. بنابراین، ضرورت این پژوهش در واکاوی نسبت خانه و منظر و تبیین سازوکارهای هم نهشتی این دو در گونه های ویلایی معاصر نهفته است؛ چراکه بازاندیشی در این پیوند می تواند راهی برای ارتقای کیفیت زندگی در بسترهای امروزین فراهم آورد. این مقاله با اولویت دادن به ماهیت منظر در ارتقای زیست پذیری مسکن، خصلت های خانه زیست پذیر را از دیدگاه منظرین تحلیل می کند و در این راه به ارزیابی تطبیقی شیوه های هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب ویلاهای معاصر در نرم افزار دپت مپ و ای گراف، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری خوانش می کند. بررسی تطبیقی، شش گونه متمایز سازمان فضایی از ترکیب توده/ فضا را در بر می گیرد. نتایج پژوهش نشان داد که در میان شاخص های مورد بررسی، دسترس پذیری و رؤیت پذیری بیشترین نقش را در ارتقای زیست پذیری خانه ایفا می کنند؛ به گونه ای که مسیرهای مستقیم و منظم، امکان حضور و پویایی فضایی را افزایش داده و چیدمان باز و سیال عرصه های منظرین، بیشترین گشودگی دیداری را فراهم کرده است. در مقابل، شاخص های عمق و محصوریت بیشتر به حفظ قلمروها و حریم های خصوصی کمک می کنند. بنابراین، زیست پذیری خانه زمانی محقق می شود که این شاخص ها در یک ترکیب متوازن، هم زمان امکان تعامل فضایی و تجربه چشم اندازهای طبیعی را در کنار حفظ حریم های مکانی فراهم آورند.
۶۳.

تأثیر سرعت و مقیاس بر رفتارهای حرکتی در محیط های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
بیان مسئله: موفقیت در طراحی محیط های مجازی نیازمند به حداکثر رساندن کیفیت تجربه انسانی کاربران در محیط مجازی است. این محیط ها همچنین امکان تنظیم خصوصیات بنیادی محیط ازجمله سرعت آواتار و مقیاس فضا را فراهم می کنند؛ لذا توجه و درک اثر تغییر این متغیرهای بنیادین بر رفتار کاربر محیط و به خصوص رفتارهای حرکتی ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: در این راستا، هدف این پژوهش بررسی اثر سرعت آواتار، مقیاس ساختار محیط و همچنین چگالی اطلاعات محیطی بر راهبردهای حرکتی کاربران است. امید است این مطالعه نتایج مفیدی برای کاربردهای مختلف، از طراحی بازی گرفته تا محیط های مجازی توان بخشی داشته باشد.روش پژوهش: پارادایم این پژوهش پسااثبات گرا است و به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی است. داده های پژوهش ازطریق مشاهده رفتار کاربران - شامل 18 شرکت کننده با تجربه بازی های کامپیوتری - در حین جستجو در محیط مجازی و استخراج رفتارهای آن ها توسط نه کاربر دیگر به دست آمد. اعتبارسنجی یافته های این بخش ازطریق آزمون دلفی انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های رگرسیون برای هر متغیر وابسته به صورت مجزا تجزیه وتحلیل شد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سرعت، مقیاس و چگالی اطلاعات محیطی بر رفتارهای حرکتی اتخاذشده توسط کاربران محیط مجازی تأثیر دارند. سرعت و چگالی اطلاعات محیطی به خصوص بر رفتارهای مبتنی بر استراتژی حرکتی مانند طول پیمودهشده در مسیرهای مستقیم اثر دارند و مقیاس بیشتر بر رفتارهای مرتبط با ساختار فضایی مانند فاصله ترجیحی از دیوار و لبه ها متأثر است. کارایی فرد در جستجو نیز متأثر از چگالی اطلاعات محیطی است.
۶۴.

تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداری ها (نمونه مطالعاتی: شهرداری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۸
تحولات پیچیده شهرها و ضرورت تصمیم گیری مبتنی بر شواهد، نقش رصدخانه های شهری را به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی حکمرانی شهری برجسته ساخته است. با وجود توسعه مفهومی و فنی رصدخانه های شهری در ایران، ضعف در ساختارهای نهادی رسمی و نبود چهارچوب های سازمانی، حقوقی و اجرایی منسجم، کارآمدی و پایداری این نهادها را با چالش مواجه کرده است. پژوهش حاضر، با هدف تدوین الگوی نهادی رسمی پشتیبان رصدخانه شهری شهرداری ها با تمرکز بر شهرداری شهر یزد انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی توسعه ای و از نظر روش شناسی، آمیخته (کیفی _ کمی) است. در این مقاله، روش های تحلیل ذی نفعان با استفاده از تحلیل ماتریس قدرت منفعت، تحلیل های آمار توصیفی، انجام آزمون های ناپارامتریک میانگین فریدمن و همبستگی اسپیرمن در محیط نرم افزار SPSS انجام شده است. نتایج تحلیل های انجام شده نشان می دهد که رصدخانه شهری در شهرداری شهر یزد قابل پیاده سازی است و مهم ترین یافته های برآمده از انجام تحلیل ها نشان می دهد تدوین الگوی نهادی پشتیبان رصدخانه شهری از سنجه های ارزیابی و گزارش دهی، پایداری و نهادینه سازی، پایش و نظارت، جمع آوری و مدیریت داده ها، امنیت، حاکمیت قانون، طراحی و تدوین، اجرا و پیاده سازی برنامه و ذی نفعان تشکیل شده است و موفقیت و پایداری رصدخانه شهری مستلزم برخورداری از پشتوانه نهادی رسمی، ساختار حکمرانی شفاف، نظام یکپارچه داده، الزامات قانونی و امنیتی، مشارکت فعال ذی نفعان و یادگیری سازمانی مستمر است. الگوی پیشنهادی می تواند به عنوان چهارچوبی عملیاتی برای ارتقای تصمیم سازی مبتنی بر داده، شفافیت، پاسخ گویی و بهبود مدیریت شهری در شهرداری ها استفاده شود.
۶۵.

شاخص های نحو فضایی مؤثر در شناسایی کانون های جرم خیز: مطالعه موردی بازار همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
بیان مسئله: یکی از معضلات بازارهای تاریخی، وجود ناهنجاری های اجتماعی است که منجر به عدم برخورداری از امنیت شده است. مطالعه موردی این تحقیق بخشی از بازار همدان است که دارای برخی از این ناهنجاری های اجتماعی است. مسئله اساسی تحقیق حاضر را می توان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول اینست که، کدامیک از شاخص های نرم افزار space syntax در تشخیص مکان های وقوع جرم مؤثرتر هستند در بخش دوم اینست که، آیا این نرم افزار توانایی شناسایی تمامی مکان های وقوع جرم را دارد؟ لازم به ذکر است که یکی از کاستی های موجود در تحقیقات انجام شده این است که میزان توانایی نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیر کالبدی به خوبی تبیین نشده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش سنجش میزان کارایی روش نحو فضا و شاخص های مؤثر آن در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل کالبدی و غیر کالبدی است و در ادامه نیز راهکارهای کالبدی و غیر کالبدی جهت بهبود وضعیت امنیت و کاهش جرم و ناهنجاری در محدوده مطالعه شد. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا، با بهره گیری از نقشه شناختی کانون های شکل گیری جرایم و نوع جرایم (متغیر وابسته) در محدوده موردمطالعه شناسایی و طبقه بندی شده است. سپس محدوده موردمطالعه با استفاده از شاخص های نرم افزار Ucl depth map (متغیر مستقل) مورد ارزیابی و سنجش نحو فضایی قرار گرفته است تا نقش عوامل کالبدی بر شکل گیری کانون های وقوع جرم ارزیابی شود. نتیجه گیری: درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی اطلاعات کمّی و کیفی به دست آمده، عوامل کالبدی و غیرکالبدی مؤثر بر شکل گیری کانون های وقوع جرم شناسایی و طبقه بندی شده و میزان کارایی روش نحو فضا و مؤثرترین معیارهای آن (عمق، اتصال و مساحت دید) در تشخیص نقاط جرم خیز سنجیده شد. همچنین مشخص شد که نرم افزار در تشخیص مکان های وقوع جرم با دلایل غیرکالبدی توانایی لازم را ندارد.
۶۶.

بازخوانی پویایی فضایی در معماری فضاهای فرهنگی معاصر با بهره گیری از نظریه نحو فضا؛ مورد پژوهی: فرهنگسرای نیاوران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۹
فرهنگسراها به عنوان بسترهایی برای تبادل فرهنگی و اجتماعی، نقشی کلیدی در شکل گیری فضاهای عمومی شهری دارند. در این میان، فرهنگسرای نیاوران به عنوان یکی از نمونه های شاخص معماری فرهنگی معاصر ایران، فرصتی ارزشمند برای تحلیل روابط میان فضا و اجتماع فراهم می آورد. این مقاله با بهره گیری از روش نحو فضا، به بررسی پیکربندی فضایی این مجموعه و تأثیر آن بر تعاملات اجتماعی کاربران می پردازد. روش تحقیق شامل تحلیل کمّی هم پیوندی فضایی، کنترل پذیری و خوانایی مسیرها در ترکیب با مشاهدات میدانی و رفتارشناسی کاربران در ساعات مختلف روز است. نتایج نشان می دهد که نحوه سازمان دهی مسیرهای حرکتی، نقاط گره ای و فضاهای نیمه خصوصی، تأثیر مستقیمی بر شکل گیری تعاملات خودجوش و هدفمند داشته و ظرفیت اجتماعی فضا را به طور معناداری تحت تأثیر قرار می دهد. همچنین، معماری باز و چندلایه فرهنگسرا امکان بروز سطوح مختلفی از اجتماع پذیری را فراهم کرده است. در پایان، مقاله با ارائه تحلیل های بصری و نقشه های نحو فضا، پیشنهادهایی برای بهبود طراحی فضاهای فرهنگی آینده با تأکید بر ارتقای تعامل اجتماعی ارائه می دهد.
۶۷.

تبیین سیستم ها و استراتژی های کلیدی در راستای توسعه حمل ونقل پایدار در پردیس های دانشگاهی بر پایه روش مرور دامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۴
پردیس های دانشگاهی یکی از کلیدترین جوامع بشری می باشند که در راستای آموزش در سطح عالی و ایجاد نوآوری در جهت توسعه هرچه بیشتر جوامع بشری ایفای نقش می نمایند. با توجه به تقاضای روز افزون برای اخذ مدارک عالیه تحصیلی، تعداد جمعیت در پردیس های دانشگاهی افزایش چشم گیری داشته است. این افزایش جمعیتی چالش های محیط زیستی، اقتصادی و فرهنگی متعددی را برای سیستم های مدیریتی پردیس های دانشگاهی ایجاد نموده است. یکی از اساسی ترین چالش های امروزه در پردیس های دانشگاهی، مباحث مربوط به بخش حمل ونقل می باشد. مطالعات بسیاری در مورد مزایای توسعه حمل ونقل پایدار در پردیس های دانشگاهی انجام گرفته است که ضرورت اجرای استراتژی های متعدد برای توسعه استفاده از این سیستم های پایدار را آشکار می سازد. از اینرو، این پژوهش بر پایه روش تحقیق کیفی مرور دامنه ای آرکسی و اومالی، مطالعات منتشر شده در پایگاه های داده ای Web of Science (WOS) و Scopus در بازه زمانی 2013 تا 2025 را مورد جستجو قرار داده است تا بر پایه پژوهش های صورت گرفته در سطح جهان اهمیت، ضرورت، انواع سیستم های حمل ونقل پایدار و همچنین رایجترین استراتژی های توسعه استفاده از این سیستم ها در پردیس های دانشگاهی را تبیین نماید. نتایج به دسته آمده روشنگر این حقیقت هستند که سیستم حمل ونقل بر پایه پیاده روی، دوچرخه و حمل ونقل عمومی مهمترین نوع از سیستم ها می باشند و رایجترین استراتژی های در جهت توسعه استفاده از این سیستم ها، مدیریت پارکینگ ها، توسعه زیرساخت های پیاده مداری، دوچرخه، حمل ونقل عمومی و گسترس استفاده از خودروهای اشتراکی می باشند. در نهایت راهکارهایی کلی و خاص برای توسعه و ترویج موفق استفاده از سیستم های حمل ونقل پایدار در پردیس های دانشگاهی ارائه شده است.
۶۸.

مطالعه تطبیقی نشانه شناختی نقش ماه و ستاره در بشقاب های سیمین ساسانی با نقش شکار شاهی و بافته ژاپونی (خزانه شوسوئین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۶۳
نمادهای آسمانی همچون ماه و ستاره در طول تاریخ در فرهنگ های گوناگون، مفاهیم متنوعی داشتند و در هنرهای کاربردی نیز بازتاب یافته اند. در این میان، بررسی تطبیقی این دو نماد در هنر ایرانِ دوره صفوی و ژاپنِ دوره ادو، می تواند سبب شناخت عمیق تری از زمینه های فرهنگی و معنایی آن ها شود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این نمادها در دو بستر فرهنگی مذکور چه شباهت ها و تفاوت هایی از حیث فرم، محتوا و کارکرد دارند؟ هدف از انجام این پژوهش تحلیل تطبیقی نمادهای ماه و ستاره در بشقاب های صفوی و منسوجات ژاپنی ادو با تأکید بر مفاهیم نمادین و زمینه های زیباشناختی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری شده اند. نتایج نشان می دهند نماد ماه و ستاره در هر دو فرهنگ، با مفاهیم کیهان شناسی، آیینی و زیبایی شناسی گره خورده اند. در ایران صفوی، این نمادها بیش تر با مفاهیم عرفانی و نظم کیهانی معنا یافته اند، درحالی که در ژاپن ادو، پیوندی نزدیک تر با طبیعت، آیین های بومی و چرخه زمان دارند. این هم گرایی و واگرایی در کاربرد و معنا، گویای ظرفیت این نمادها برای بازنمایی درونیات فرهنگی در دو تمدن شرقی است.
۶۹.

بازنماییِ فیلمیِ مفهوم اگزیستانسیالِ دوستی در فیلم خانه دوست کجاست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین شیوه بازنمایی فیلمی مسائل وجودی در آثار عباس کیارستمی، با تمرکز ویژه بر فیلم خانه دوست کجاست؟ انجام شده است. به نظر می رسد که کیارستمی در این فیلم به شیوه ای عمیق به بازتاب مفهوم اگزیستانسیال دوستی و مسائل مرتبط با آن از جمله مسئولیت، تعهد و جستجوی اخلاقی پرداخته است. این مطالعه قصد داشته است که با بررسی دقیق فیلم مذکور شگردها و تکنیک های فیلمیِ کیارستمی را در بازنمایی مفاهیم اگزیستانسیال کشف و عرضه کند؛ و از روش تحلیلی-تفسیری با رویکرد نئوفرمالیسم برای این کار استفاده می کند. کیارستمی در فیلم خانه دوست کجاست؟ به طور خاص به مسئله دوستی و مسئولیت ها و تعهدات و جست وجوهای اخلاقیِ ناشی از آن پرداخته است. این فیلم با تمرکز بر داستانی ساده و روزمره، اما عمیق، به تماشاگر نگرشی فلسفی و وجودی از آن مسائل انسانی می دهد. بازنمایی واقعیت های روزمره در این فیلم، به فیلم ساز امکان داده تا مخاطب را با عمق و پیچیدگی های اخلاقی و فلسفی همراه کند. کیارستمی همه این ها را از طریق ابزارهای سینمایی از جمله روایت دراماتیک، تصویربرداری، نورپردازی، تدوین و صدا انجام داده است و با سبک خاص خود مخاطب را به سفری همراه با احمد، قهرمان فیلم، برای کندوکاو در ژرفاهای دوستی به مثابه امری وجودی در زندگی انسانی می برد.
۷۰.

تحلیل تحول زبان بیان معماری در پاویون های ایرانِ نمایشگاه های جهانی اکسپو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۸
پاویون های ملی در نمایشگاه های جهانی اکسپو، به عنوان مهم ترین نمود معماری کشورها در عرصه بین المللی، نقش مؤثری در بازنمایی فرهنگ، هویت و ظرفیت های ملی ایفا می کنند. با وجود پژوهش های متعدد درباره تاریخ، نمادگرایی و مضامین معماری پاویون ها، مفهوم «زبان بیان معماری» و چگونگی تحول آن در طول زمان کمتر مورد توجه قرار گرفته و تاکنون چارچوبی منسجم برای تحلیل آن ارائه نشده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد زبان بیان معماری پاویون های ایران و تحلیل روند تحول آن در نمایشگاه های جهانی انجام شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات موضوع، ابعاد اولیه زبان بیان معماری استخراج و با بهره گیری از نظر خبرگان حوزه معماری و نمایشگاه های جهانی، اعتبار و تناسب آن ها بررسی شد. در نهایت، چارچوبی متشکل از پنج بعد شامل شیوه ارجاع، غنای ارجاعات، کانون بیان، انسجام بیان و جهت گیری بیان تدوین شد. در مرحله بعد تمامی پاویون های ایران در نمایشگاه های جهانی از سال ۱۸۷۳ تا ۲۰۲۰ بر اساس این چارچوب کدگذاری، امتیازدهی و تحلیل شدند. طبق یافته های پژوهش، سه الگوی متمایز در تحول زبان بیان معماری پاویون های ایران شامل «غلبه بازسازی و بیان فرمال»، «آغاز ترکیب و جست وجوی زبان میانه» و «بازتفسیر مفهومی و بیان تعاملی» شناسایی شد. بر این اساس زبان بیان معماری پاویون های ایران طی حدود یک ونیم قرن، از بازنمایی مستقیم و کالبدی معماری ایرانی به سوی بیان مفهومی، تجربه محور و تعاملی حرکت کرده است؛ با این حال، این تحول از روندی یکنواخت و خطی پیروی نمی کند. نتایج نشان می دهد که هر پنج بعد زبان بیان معماری در طول دوره مورد مطالعه روندی تکاملی را تجربه کرده اند، اما با آهنگ های متفاوت؛ به گونه ای که بیشترین تحول در شیوه ارجاع، کانون بیان و جهت گیری بیان مشاهده می شود. چارچوب پیشنهادی این پژوهش می تواند به عنوان ابزاری برای تحلیل تطبیقی زبان بیان معماری در سایر پاویون های ملی و نمونه های معماری نمایشگاهی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
۷۱.

استحراج مبانی طراحی مجتمع های خدمات بین راهی معاصر با بهره گیری از الگوی معماری کاروانسراهای تاریخی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
کاروانسراهای بین راهی ایران به عنوان یکی از شاخص ترین نمونه های معماری ایرانی-اسلامی، همواره نقشی محوری در توسعه تجارت، امنیت سفر و تبادلات فرهنگی در طول تاریخ ایران ایفا کرده اند (باصولی و درخش، ۱۴۰۰). این مقاله با رویکرد مطالعه موردی تطبیقی، به تحلیل الگوی معماری نه کاروانسرای شاخص بین راهی ایران می پردازد (باصولی و درخش، ۱۴۰۰). کاروانسراهای منتخب با استفاده از روش دلفی (مشارکت ۱۵ نفر از متخصصان معماری ایرانی)، عبارتند از: قصر بهرام، شاه عباسی نیشابور، امین آباد اصفهان، زین الدین، تاج آباد همدان، شاه عباسی میبد، رباط شرف، دیر گچین (مادر کاروانسراهای ایران) و تی تی (سیاهکل، گیلان). پژوهش حاضر با استناد به منابع معتبر علمی پژوهشی و مستندات باستان شناسی، ابتدا به مبانی نظری کاروانسراها، پیشینه تاریخی، انواع آن ها از نظر موقعیت مکانی و الگوهای معماری می پردازد (آیوازیان، ۱۳۷۹). سپس ویژگی های کالبدی و الگوهای فضایی هر یک از این نه کاروانسرا مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است (فرشچی و حاجی زمانی، ۱۳۹۸). در بخش پایانی پژوهش، بر اساس یافته های حاصل از تحلیل کاروانسراها، مبانی طراحی الگوی مجتمع خدمات بین راهی با رویکرد اقلیمی و هویتی ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه الگوی چهارایوانی با حیاط مرکزی الگوی غالب کاروانسراهای بین راهی ایران است (بیش از ۶۵٪ کاروانسراهای مورد بررسی)، اما تنوع قابل توجهی در پلان ها (دوایوانی، مدور، هشت ضلعی) و مصالح بر اساس شرایط اقلیمی، موقعیت جغرافیایی و دوره تاریخی مشاهده می شود (حسینی و نقی زاده، ۱۳۹۵). این پژوهش نشان می دهد که الگوهای معماری کاروانسراهای تاریخی ایران می توانند مبنای طراحی مجتمع های خدمات بین راهی قرار گیرند و به حل مسائل اقلیمی، عملکردی و هویتی این فضاها کمک کنند.
۷۲.

عناصر الحاقی در معماری صفوی؛ بازخوانی نقش آن ها در شکل گیری حریم بر اساس نگاره ها و سفرنامه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
حریم و محرمیّت از مفاهیم بنیادین معماری ایرانی هستند که در سازمان دهی روابط فضایی و تنظیم میزان ارتباط میان انسان، فضا و محیط نقش اساسی دارند. با وجود توجه پژوهش های پیشین به عناصر کالبدی مؤثر در شکل گیری حریم، نقش عناصر الحاقی و انعطاف پذیر در تحقق این مفهوم کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نقش عناصر الحاقی در شکل گیری حریم و محرمیّت در معماری بازنمایی شده در نگاره های دوره صفوی انجام شده است. پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای، تحلیل محتوای نگاره های منتخب دوره صفوی و بهره گیری از سفرنامه های این دوره به عنوان منابع تکمیلی برای تطبیق و تفسیر یافته ها انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عناصری همچون پرده، لته های پنجره، صفحات مشبک، چادر، آلاچیق و سایبان، فراتر از نقش عملکردی و تزئینی، در سازمان دهی فضا و شکل گیری حریم نقش مؤثری داشته اند. این عناصر از طریق کنترل ارتباطات دیداری، سامان دهی دسترسی و تعریف قلمروهای فضایی، در ایجاد گونه های مختلف حریم شامل حریم بصری، حریم دسترسی و حریم فضایی مشارکت داشته اند. همچنین تطبیق یافته های حاصل از نگاره ها با توصیفات سفرنامه نویسان دوره صفوی، انطباق قابل توجهی میان بازنمایی تصویری و شواهد تاریخی را نشان می دهد. بر این اساس، نگاره های صفوی، در کنار سفرنامه های این دوره، منابعی ارزشمند برای شناخت عناصر الحاقی و بازخوانی شیوه های شکل گیری حریم و محرمیّت در معماری ایرانی به شمار می آیند.
۷۳.

تبیین مؤلفه های مفهوم سکونت با رویکردی پدیدارشناسانه در سکونتگاه های غیررسمی مطالعه موردی: سکونتگاه های مسکن مهر شهر همدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
در دهه های اخیر، به تدریج سکونتگاه های غیر رسمی در حاشیه شهرها خارج از برنامه رسمی توسعه شهری شکل گرفتند و معلول پیامدهای بی شماری در شهرها گشته اند. چنین سکونتگاه هایی، فقط ساکنانش را در خود جای داده است، سکونتگاه هایی با نگاه خوابگاهی صرف که در آن ها توجه کمتری به جنبه های گسترده مسکن از جمله مسئله سکونت شده است. در این راستا تحقق مفهوم سکونت با رویکردی پدیدارشناختی در شهرها، ضرورى به نظر مى رسد، تا در چنین سکونتگاه هایی بتوان فضاهایی منطبق بر نیازهای انسان را طراحی نمود. لذا هدف اصلی مقاله حاضر بهبود و ارتقاء کیفیت زندگی در چنین سکونتگاه هایی از طریق بازگشت به مفهوم سکونت و به منظور دستیابی به سیاست های طراحی می باشد. این مقاله به روش آمیخته انجام شده است، در بخش اول به منظور دستیابی به مؤلفه های مفهوم سکونت، از روش کیفی و در بخش دوم جهت ارزیابی مؤلفه های مفهوم سکونت از روش کمی، استفاده شده است. بدین منظور، داده ها در بخش اول، با استفاده از کدگذاری، استخراج شده، سپس در بخش دوم مؤلفه های استخراج شده با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری مورد ارزیابی قرار گرفته اند. با توجه به مطالعات انجام شده، به ترتیب چهار مؤلفه کالبدی- فضایی، اجتماعی، زیست محیطی و ادراکی از نظر ساکنان به عنوان مؤلفه های دستیابی به مفهوم سکونت معرفی شده اند. آنچه در نهایت این مقاله بیان می دارد این است که انسان چهار سطح نیاز متناسب با ساحات حیات خود دارد که این نیازها باید در راستای تحقق مفهوم سکونت که همانا به ترتیب، مؤلفه کالبدی- فضایی، اجتماعی، زیست محیطی و ادراکی است، تأمین شود.
۷۴.

جنگ بر سر خیابان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
جهانخوار امریکا-اسرائیلی، سرخورده از نیم قرن توطئه های پنهانی و نیابتی، عاقبت نقاب از چهره انداخت و با تعرض به قلمرو ایران نیت خود را با صدای بلند آشکار کرد: تضمین منافع امریکا-اسرائیلی با یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران ممکن نمی شود؛ تجزیه ایران چاره کار است. آخرین تدبیر ائتلاف شوم امریکا-اسرائیلی برای تجزیه قومی و جغرافیایی ایران، سرنگونی نظام مردمی آن از طریق تسخیر «خیابان» است. برای این مقصود در سال ۱۴۰۴ در سه مرحله توطئه تسخیر «خیابان» از سوی ائتلاف شیطانی اجرا شد. 23 خرداد باور داشت که در ادامه هجوم نظامی، مردم به «خیابان» خواهند ریخت و نظام سرنگون می شود. هجوم را انجام داد، اما مردم به خیابان نیامدند. بلکه وحدت ملی و حب وطن که در دلشان افزون گشته بود ادامه نبرد نظامی برای شیاطین را هم بی فایده ساخت. لذا تا توطئه ای دیگر تقاضای آتش بس کردند. 18 دی نقشه عوض شد، زیرا در مرحله قبل نیروی خارجی موجب وحدت ملی شده بود. پس مزدوران داخلی را اجیر کردند تا در قالب گروه های چریکی به ترور کور در نقاط منتخب بپردازند؛ بدان امید که مردم ناراضی از گرانی های ناشی از سیاست های ارزی دولت به آنها بپیوندند، «خیابان» را تسخیر کرده و مقدمه سرنگونی نظام فراهم آید. با فراخوان رضا پهلوی گروه های ترور، جامعه را به آشوب کشیدند. راهبرد آنان خروج از دنیای مجازی و اعلام موجودیت در عالم واقع از طریق تسخیر «خیابان» بود. بدان امید که با جرقه گروه های ترور، مردم ناراضی به «خیابان» خواهند آمد و موقعیت مناسب برای مداخله نظامی خارجی فراهم می شود تا از دو سو نظام را محاصره و ساقط کنند. در عمل اما، با فاصله یک روز و اندی از غلبه ترور بر خیابان، نیروهای انتظامی وارد میدان شدند و رویارویی دو گروه، اگرچه به تلفات سنگین دو طرف و مردم بیگناه انجامید، اما مانع تصرف «خیابان» شد و مقدمه ورود قوای بیگانه محقق نشد. در گام سوم، تحلیل دشمن امریکا-اسرائیلی همچنان مبتنی بر تسخیر «خیابان» بود. تصورشان آن بود که در مرحله قبل، سرکوب نظامی گروه های ترور مانع تکمیل نقشه بوده است. لذا این بار اقدام نظامی محدود را نقطه شروع قرار دادند تا مرحله ترور و آشوب در خلاء قدرت پس از آن آغاز شود. 9 اسفند جنگ رمضان با هجوم امریکا-اسرائیلی شروع شد. در ضربه اول، رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیدند. اما حلقه های بعدی زنجیره نقشه امریکا-اسرائیلی مطابق پیش بینی آنها محقق نشد. قوای نظامی ایران به سرعت وارد مقابله نظامی بازدارنده و تدریجاً هجومی شد و ملت پشتیبان نظام نیز به سرعت «خیابان» را به تصرف خود درآورد. حضور بی وقفه ملت در خیابان حماسه آفرید. نه تنها مانع نقش آفرینی گروه های ترور شد، بلکه مقدمه روح افزایی، حس وحدت و قوام روح سلحشوری ملت گردید. در این هنگام مسئولان کشور نیز که پی به خاصیت عملی «خیابان» برده بودند، بی وقفه بر تداوم حضور ملت در «خیابان» پای فشردند. به سرعت سیاست حفظ «خیابان» برای حفظ نظام به سیاست اصلی جنگ رمضان بدل شد. «شما خیابان را داشته باشید، ما میدان را خواهیم داشت» (مجید موسوی فرمانده سپاه ۴۰۴/۱۲/۱۲). «حضور و مشارکت [در خیابان] واجب کفایی محسوب می شود» (آیت الله سیستانی ۴۰۴/۱۲/۱۶ا). «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد : خیابان، خیابان، خیابان» (قالیباف ۴۰۴/۱۲/۲۰). «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود، چه به صورتی که در این روزها و شب های جنگ از خود نشان دادید و چه به صورت انواع نقش آفرینی های مؤثر در عرصه های مختلف» (آیت الله مجتبی خامنه ای ۴۰۴/۱۲/۲۱). «قسم می خورم حضور مردم در خیابان ها ثوابش به مراتب از عبادت در سحرهای ماه رمضان بیشتر است» (ایت الله مروی ۴۰۴/۱۲/۲۶). شکل گیری ادبیات دینی و اجتماعی در تأیید مقام خیابان و اهمیت آن در سرنوشت جامعه، دستاورد توطئه های امریکا-اسرائیلی در سال ۱۴۰۴ بود. بروز رویدادهای بی نظیر در فضای خیابان مؤید ظرفیت بزرگ آن در ساخت و تعیین سرنوشت اجتماع است. اگر قرآن به شهادت آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (سوره رعد، آیه 11) سرنوشت جامعه را نتیجه وضع افراد آن دانسته، قهراً «موقعیت» رشد افراد امری راهبردی تلقی می شود. در اینجا نقش «خیابان» به مثابه «مکان» تجربه عملی انسان در معاشرت با اجتماع یگانه می گردد. همین نقش برای خیابان کافی است تا مدیران و برنامه ریزان دیگر خیابان را صرفاً ابزار تردد نشمارند. بلکه آن را «مکان» ظهور قوای نهفته در اجتماع بدانند و در هنگام برنامه ریزی، طراحی، ساخت و مدیریت، متوجه باشند که موضوع کارشان مهمترین اندام شهر و مدرسه انسان سازی و جامعه سازی است. خیابان همان طور که ساحل نجات جامعه در نقابل با هجوم امریکا-اسرائیلی بود، در مرحله ساخت کشور نیز فرصتی بی بدیل است. باشد که
۷۵.

تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس با کارکردها و معانی در فرهنگ عشایری بر اساس آراء هوارد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۸۵
پوشاک، بسیاری از عوامل موثر در هویت فرهنگی انسانها را متجلی می سازد. سبکهای پوشش روزمره و مراسمی از مشهودترین نمودهای هویتی جامعه عشایری محسوب می شوند و مؤلفه هایی چون فرهنگ، آداب و رسوم، جغرافیا، اقلیم و غیره هر یک به نوعی بر شکل گیری و یا تغییرات تدریجی آن تاثیرگذارند. اهداف این پژوهش تحلیل فرهنگی و انسان شناختی پوشاک زنان ایل قشقایی استان فارس بر اساس آراء هوارد مورفی و همچنین تحلیل کارکرد زیبایی شناختی و معانی پوشاک در فرهنگ عشایری است. انسان شناسی هنر زندگی اجتماعی انسان را در گذشته و حال مورد بررسی قرار می دهد و اساسا به مطالعه "فرهنگ انسانی" و چگونگی سازگاری فرهنگ با محیط می پردازد. در واقع، انسان شناسی درباره فرهنگ های موجود به خصوص فرهنگ های ابتدایی مطالعه می کند. سوال اصلی این پژوهش؛ چگونه پوشاک زنان ایل قشقایی بازتاب دهنده فرهنگ انسان شناختی است؟ و تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی است و داده های آن به شیوه میدانی مشاهده و مصاحبه مستقیم جمع آوری شده و در در بخش کتابخانه ای با چارچوب نظری انسان شناسی؛ با توجه به سه دیدگاه معناشناختی، زیباشناختی و کارکردشناختی هوارد مورفی به بررسی پوشش زنان عشایر ایل قشقایی استان فارس پرداخته شده است. در نتیجه پژوهش باید گفت امید به زندگی، ایجاد شادی و زیباسازی محیط زندگی با استفاده از رنگها و تزیینات و پارچه های پر زرق و برق در بعد زیباشناختی و همچنین جریان داشتن زندگی در سایه اعتقادات و باورهایی که در مورد رنگها پوشاک و تقدس چارقد زنان در زندگی ایلی وجود دارد و همچنین جایگاهی که جنس پارچه، رنگ و تزیینات در سطح طبقاتی و شأن اجتماعی زنان در ایل دارند، در بعد معناشناختی رویکرد مورفی بوده و در بعد کارکردشناختی هم پوششی کامل و مناسب با اقلیم، فعالیتها و شرایط سخت زندگی کوچ نشینی زنان ایل قشقایی است و تمامی جنبه های آن علاوه بر داشتن زیبایی و معانی فرهنگی، کارکردی است.
۷۶.

آپوریای واقعیت/خیال: عدم قطعیت در منتخبی از مونودرام ها و درام های سوررئالیستی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۸
مفهوم عدم قطعیت در تاروپود جهان امروز تنیده و مفهومی مانند «واقعیت» را نیز درگیر خود کرده است. با اینکه به طور سنتی واقعیت در تضاد با خیال در نظر گرفته می شد، مطالعات بسیاری رابطه ی این دو را دارای هم پوشانی می دانند. این پژوهش در پی نمایاندن چگونگی ایجاد این درهم تنیدگی معنایی در درام است. در بنیان فکنی ژاک دریدا، این درهم تنیدگی که در نتیجه ی تصمیم ناپذیری است، آپوریا نامیده می شود. به نظر می رسد اگر متن آپوریای واقعیت/خیال را نشان دهد، خود-بنیان فکن می شود، یعنی خودِ متن درهم تنیدگی این دو مفهوم را نشان می دهد. پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از شیوه اسنادی و بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای و الکترونیکی، به تحلیل تقابل واقعیت/خیال در نمایشنامه های هدیه جشن سالگرد ، اینجا کجاست، خانمچه و مهتابی و خواب در فنجان خالی پرداخته است. این پژوهش بر فرض بنیادین استوار است که مونودرام و درام سوررئالیستی دارای ماهیتی خود- بنیان فکن هستند؛ ازاین رو، عملکرد آپوریا در این آثار مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مونودرام با نمایش ذهن شخصیت و مفهوم واقعیت سوبژکتیو، و درام سوررئالیستی با کنار هم قرار دادن لحظات «واقعی» و «خیالی» خود-بنیان فکن و آپوریایی هستند. علاوه براین، آپوریای واقعیت/خیال به مفهوم «حقیقت» در تقابل با «واقعیت» نیز اشاره دارد. آپوریا همسو با «حقیقت» است که در آن، عین از طریق ذهن دریافت می گردد و درام گویی رگه هایی از «حقیقت» جهان را نیز می نمایاند، مفهومی که خود نماینده ی خود-بنیان فکنی است.
۷۷.

تمرین شناسی دریدایی تئاتر: ساخت شکنی و ساخت دهی به مثابه متدی برای تمرین؛ مطالعه موردی هملت ماشین به کارگردانی رابرت ویلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
این مقاله به تمرین‌‌شناسی تئاتر از زاویه ساخت‌‌شکنی ژاک دریدا می‌‌پردازد و دربارۀ این موضوع بحث می‌‌شود که فضای تمرین تئاتر صرفاً مرحله‌‌ای برای آماده کردن یک اجرا نیست بلکه پلاتوی تمرین محل ساخت‌‌شکنی از معانی، نقش‌‌ها، روش‌‌ها، سبک‌‌ها، میزانسن‌‌های الگو، نظام سلسله‌‌مراتبی قدرت و قراردادهای تئاتر است. تمام این حوزه‌‌ها در تمرینات ازهم‌گسسته و ویران می‌‌شوند تا دوباره بنا شوند و طرحی نو درانداخته و اجرایی ساخته شود. اجراهای ساخت‌‌شکنانه محصول تمرینات ساخت‌‌شکنانه هستند. مانند اجرای هملت‌‌ماشین توسط رابرت ویلسون. او در این اجرا از طریق ساختار غیرخطی؛ کمرنگ کردن متن و پررنگ کردن عناصر دیداری؛ کلاژ نورها، اصوات، پیکره‌‌ها و موسیقی و نیز به تعویق انداختن معنا و سپردن تفسیر به تماشاگر، اجرایی ساخت‌‌شکنانه ترتیب داده است. ویلسون تمام الگوهای کلیشه شدۀ تئاتری را ویران می‌‌کند و دوباره الگوهایی جدید و متفاوت بنا می‌‌کند. او تجربه‌‌ای تئاتریکالیته و متفاوت برای تماشاگر خلق می‌‌کند. تجربه‌‌ای حسانی و بدن‌مند. در مقالۀ حاضر بر این نکته تأکید می‌‌شود که یکی از محل‌‌های تحقق عملی نظریۀ ساخت‌‌شکنی فلسفی، در میدان عمل تئاتر و در تمرینات است. دریدا لوگوس‌‌محوری در فلسفه و زبان را نقد می‌‌کند و ویلسون لوگوس‌‌محوری در تئاتر را. درواقع در پلاتوی تمرین از لوگوسِ تئاتر ساخت‌‌شکنی می‌‌شود. در تمرینات تئاتر ساختار‌‌های تثبیت‌شده مانند انسجام دراماتیک یا ژانرهای متعارف شکسته می‌‌شوند. بی‌‌ثباتی، سیلان، امکان تغییر دائم، شناوری در تمرینات به این امر کمک می‌‌کنند. در تمرینات نظم قدیم تئاتر واپاشیده می‌‌شود و امکان استقرار نظمی جدید ممکن می‌‌شود. درنهایت مقاله به این نتیجه می‌‌رسد که در تمرینات با رویکرد ساخت‌‌شکن، هژمونی تئاتر متعارف شکسته می‌‌شود و اشکال اجرایی و بیانی متفاوت تجربه و آزمایش می‌‌شوند.
۷۸.

تبیین مؤلفه های تأثیر گذار کالبد معماری بر کاهش استرس در محیط های درمانی مبتنی بر تجربیات بیماران (گستره واکاوی : بیمارستان امام رضا(ع) شهربیرجند)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۵
این پژوهش به بررسی تأثیر عوامل فیزیکی و ظاهری محیط بیمارستان بر استرس بیماران زن و مرد در بعد از عمل جراحی در بیمارستان امام رضا شهر بیرجند می پردازد. هدف، ارتقای کیفیت محیط های درمانی و کاهش استرس در بیماران است. مطالعه حاضر با رویکرد ترکیبی از روش های کمی و کیفی و چار چوب اصلی آن برپایه روش توصیفی-تحلیلی با گردآوری اطلاعات به صورت توزیع پرسشنامه می باشد. پرسشنامه (پژوهشگرساخته) بر اساس مبانی نظری تحقیق طراحی و تنظیم شده است، توسط بیمارن در بعد از عمل جراحی تکمیل گردید.در ابتدا با استفاده از روش آلفای کرونباخ پایایی پرسشنامه تعیین گردید.ضریب آلفای کرونباخ 837/0بدست آمد که نشانگر پایایی قابل قبول پرسشنامه می باشد. حجم نمونه 289 نفر با استفاده از فرمول کوکران بدست آمده است. جامعه آماری درطول شش ماه از بین بیمارانی که در طول روز به صورت انتخابی توسط جراحان بیمارستان که کاندید جراحی بودند 148زن و 141مرد بیمار از بخش جراحی عمومی جهت شرکت در پژوهش انتخاب کرد تا متغیرها الویت بندی شوند پاسخ ها در نرم افزار SMRT PLS وارد وتحلیل داده های آماری به روش معادلات ساختاری صورت پذیرفت.بر اساس یافته های این پژوهش، مؤلفه های ذهنی و کالبدی به طور قابل توجهی بر کاهش استرس بیماران تأثیرگذار هستند. مؤلفه های کالبدی و ذهنی به دو جنبه اساسی طراحی و تجربه فضاها اشاره دارند. مؤلفه کالبدی شامل نور طبیعی، مقیاس فضا، مصالح استفاده شده، طراحی نمای ساختمان و چیدمان فضاها ومؤلفه ذهنی به تجربیات، احساسات و ادراکات افراد در مواجهه با فضاهای معماری مربوط می شود.
۷۹.

بازآفرینی پسااستعماری هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۰
بیان مسئله: در بستر گفتمان های پسااستعماری و جهانی شدن، طراحی صنعتی در کشورهای حاشیه ای نظیر ایران، به عرصه ای پیچیده برای بازتعریف هویت های فرهنگی، دینی و تاریخی بدل شده است. بنابراین در این پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران، در شرایطی که طراحی به مثابه امری خنثی تلقی نمی شود، بلکه خود محل نزاع گفتمانی و فرهنگی است، به عنوان هدف جامع در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش، تبیین چگونگی بازآفرینی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران از منظر مطالعات پسااستعماری و با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی است. این پژوهش می کوشد نقش طراح صنعتی را به مثابه کنشگری فرهنگی در میان دوگانه های بومی/ جهانی و سنت/ مدرنیته تحلیل کرده و ظرفیت ها و چالش های این موقعیت مرزی را در فرایند هویت سازی معاصر بررسی کند. روش پژوهش: این مطالعه با رویکردی نظری- تحلیلی، مفهوم «کنشگری مرزی» را به عنوان چهارچوبی برای تبیین وضعیت طراح در میانه دوگانه های بومی/ جهانی، سنت/ مدرنیته و مرکز/ پیرامون به کار می گیرد. نتیجه گیری: با تحلیل گفتمان آثار طراحی و اسناد نظری، این پژوهش نشان می دهد کنشگری مرزی، امکان و چالش است: از یک سو فرصت بازآفرینی معنا و عاملیت فرهنگی برای طراحان ایرانی فراهم می آورد و ازسوی دیگر، آن ها را در معرض دوگانگی ها، تنش های هویتی و فشارهای بازار جهانی قرار می دهد. نتایج تحلیل حاکی از آن است که بسیاری از محصولات طراحی شده در ایران حامل تلاش هایی برای تلفیق عناصر سنتی با زبان طراحی معاصر هستند اما این تلفیق همواره موفق یا بی تنش نیست؛ چراکه طراحان ناگزیرند در فضایی خاکستری میان بومی سازی، مدرن سازی و بازنمایی فرهنگی حرکت کنند. تحلیل ها همچنین نشان می دهد طراحی صنعتی در ایران، فراتر از عملکرد فنی و زیبایی شناسی، به عرصه ای برای مواجهه، مذاکره و حتی مقاومت فرهنگی تبدیل شده است؛ جایی که طراح به مثابه کنشگر مرزی، درگیر فرایند مستمر معناپردازی و هویت سازی در موقعیتی ناهم تراز است.
۸۰.

منبع شناسی مؤلفه های آموزشی فناوری واقعیت مجازی بر فعالیت ها و خدمات موزه ها: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۲۷
این پژوهش به دنبال مطالعه درخصوص منبع شناسی مولفه های آموزشی فناوری واقعیت مجازی در موزه هاست. روش پژوهش ازنظر نوع، کمی وکیفی و تحلیلی توصیفی؛ ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش اجرا، مرور نظام مند می باشد. برای تحلیل منابع و پاسخگویی به سؤالات پژوهش، از روش کدگذاری داده بنیاد اشتراوس و کوربین استفاده شده است. روش پژوهش فوق، تحلیل محتوای کیفی است، که هدف آن جمع آوری مقالات چاپ شده، سازمان دهی و تفسیر داده های کیفی مرتبط با پژوهش هایی است که درزمینه استفاده از واقعیت مجازی در موزه ها انجام شده اند. در این پژوهش جستجوی هدفمند در بین مقالات منتشرشده به زبان لاتین بین سالهای 2014 تا 2024میلادی است که با بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی مختلفی انجام شد؛ درابتدا تعداد 9183 مقاله مستخرج و بعد از بررسی مقالات براساس ویژگی های انتخابی، تعداد 33 مقاله استخراج و تحلیل شده است.در این مرور نظام مند، بر اساس تحلیل محتوای مقالات مرتبط و فرآیند کدگذاری و دسته بندی آنها، هفت بُعد اصلی از تأثیرات آموزشی فناوری واقعیت مجازی بر فعالیت ها و خدمات موزه ها شناسایی شد. این ابعاد عبارتند از: تعامل مخاطب با موزه، فرهنگ موزه داری، آموزش و یادگیری، جنبه زیبایی شناختی موزه، تجربه بازدید از موزه، غوطه وری حسی و بازاریابی موزه. نتایج نشان می دهد که بیشترین تأثیر فناوری واقعیت مجازی به ترتیب در افزایش تجربه تعاملی، غوطه وری حسی، و ارتقای تجربه آموزشی مخاطبان موزه مشاهده شده است. این پژوهش آشکار می سازد که به کارگیری واقعیت مجازی در موزه ها می تواند محیطی غوطه ور و تجربیات تعاملی پیشرفت ه ای برای بازدیدکنندگان موزه فراهم آورد. افزون بر این، این فناوری نقش قابل توجهی در تقویت جنبه های مختلف آموزشی، همچون ارتقای تجربه آموزشی و توسعه برنامه های کاربردی و آموزشی، ایفا کرده و می تواند بر تمایل افراد برای بازدید از موزه های واقعی تأثیر بگذارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان