گفتگوها
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازه ورودی جنوب غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازمانده سده 8 هجری است یا سده های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازه قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیه پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می کند که این سازه، دروازه قلعه رشیدیه فترت رومیّه تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود. هدف پژوهش: ربع رشیدی از سده 8 تا 11 هجری سه دوره سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن ها در چگونگی برنامه ریزی های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازه ورودی جنوب غربی به روش میدانی باستان شناختی و ترسیم پلان و رلووه سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده های 10 و 11 هجری درباره قلعه رشیدیه و فترت رومیه تبریز بررسی شده اند: «تاریخ عثمان پاشا» (993 ق.)، «شجاعت نامه» (993 ق.)، «تبریزیه» (993 ق.)، «تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث» (996 ق.)، «شرف نامه بدلیسی» (1005 ق.) و «عالم آرای عباسی» (1042 ق.). نتیجه گیری: پیوستگی و دوختگی سازه ورودی جنوب غربی با حصار قلعه رشیدیه و همانندی شیوه بنّایی و مصالح آن با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازه ساخته جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال های فترت رومیّه تبریز است و تنها بخش های خشتی و گلی بارو، بازمانده تعمیرات شتابان شاه عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازه هشتی پشت نیم برج ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می کند.
حضور بدن در فضای چیدمان: تلاقی تئاتری بودن و تجربه حسی در چیدمان «نفس» شیرازه هوشیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پژوهش حاضر به بررسی «چیدمان» به عنوان ژانر هنری و تأثیر آن بر تجربه بیننده پرداخته است. تمرکز اصلی بر نحوه تعامل بدن و فضا در مواجهه با اثر هنری است. هدف پژوهش: مسئله محوری این است که چگونه چیدمان می تواند با ایجاد شرایطی خاص، حضور فیزیکی مخاطب را در فرایند دریافت اثر دخیل سازد.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی انجام شده است و چیدمان «نَفَس»اثر شیرازه هوشیاری به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل اثر از منظر ویژگی های بصری، صوتی و فضایی صورت گرفته تا ابعاد تجربی آن روشن شود.نتیجه گیری: چیدمان «نفس» با ایجاد فضایی تاریک و محدود، بیننده را درگیر محیطی فراگیر ساخته که حس دیداری و شنیداری او را به سطحی درونی تر سوق می دهد. همچنین در این تجربه، بدن مخاطب به جزئی از اثر هنری بدل شده و «استقلال اثر» در برابر «تجربه شخصی» مخاطب به چالش کشیده شده است. نتایج نشان داد چیدمان «نفس» از یک سو مفهوم «تئاتری بودن» را به عنوان مؤلفه ای محوری در هنر معاصر تأیید می کند، و از سوی دیگر تحولی بنیادین در درک رابطه میان هنر، فضا و بدن به وجود می آورد. این اثر نمونه ای از تجربه ای (غوطه ورکننده و تحول آفرین) است که تعامل مخاطب با فضا و زمان را بازتعریف می کند.
ارزیابی ریسک و تحلیل تهدید برای زیرساخت های درمانی در منطقه ساحلی مکران با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در سال های اخیر، افزایش بلایای طبیعی و تهدیدات انسان ساز، زیرساخت های درمانی را به عنوان عناصر کلیدی نظام سلامت و مدیریت بحران با چالش های اساسی مواجه کرده است. منطقه ساحلی مکران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، قرارگیری بر پهنه گسل فعال و مجاورت با دریا، از آسیب پذیرترین نواحی کشور محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد پدافند غیرعامل، به ارزیابی ریسک و تحلیل تهدیدات مؤثر بر زیرساخت های درمانی منطقه می پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی تهدیدات طبیعی و انسانی منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی به منظور کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری مراکز درمانی است. روش پژوهش: این پژوهش با طرح ترکیبی تبیینی- متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، ۱۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران درمانی، متخصصان پدافند غیرعامل و کارشناسان مدیریت بحران انجام شد. در مرحله کمی، ۵۰ پرسش نامه محقق ساخته بین کارشناسان و مدیران مراکز درمانی منطقه توزیع شد. داده ها با تحلیل مضمون، آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه بررسی شدند.نتیجه گیری: براساس یافته ها، تقویت سیستم های هشدار سریع، آموزش مداوم کارکنان، مقاوم سازی فیزیکی زیرساخت ها و تأمین منابع تجهیزاتی می تواند به طور مستقیم آسیب پذیری مراکز درمانی مکران را کاهش دهد. نوآوری این مطالعه در آن است که برای نخستین بار تهدیدات ترکیبی طبیعی و انسانی بر زیرساخت های درمانی مکران را با رویکرد پدافند غیرعامل مدل سازی کرده است. نتایج می تواند مبنای سیاست گذاری عملی برای افزایش تاب آوری زیرساخت های درمانی در سایر مناطق پرخطر مشابه باشد.
تأثیر سرعت و مقیاس بر رفتارهای حرکتی در محیط های مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: موفقیت در طراحی محیط های مجازی نیازمند به حداکثر رساندن کیفیت تجربه انسانی کاربران در محیط مجازی است. این محیط ها همچنین امکان تنظیم خصوصیات بنیادی محیط ازجمله سرعت آواتار و مقیاس فضا را فراهم می کنند؛ لذا توجه و درک اثر تغییر این متغیرهای بنیادین بر رفتار کاربر محیط و به خصوص رفتارهای حرکتی ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش: در این راستا، هدف این پژوهش بررسی اثر سرعت آواتار، مقیاس ساختار محیط و همچنین چگالی اطلاعات محیطی بر راهبردهای حرکتی کاربران است. امید است این مطالعه نتایج مفیدی برای کاربردهای مختلف، از طراحی بازی گرفته تا محیط های مجازی توان بخشی داشته باشد.روش پژوهش: پارادایم این پژوهش پسااثبات گرا است و به لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی است. داده های پژوهش ازطریق مشاهده رفتار کاربران - شامل 18 شرکت کننده با تجربه بازی های کامپیوتری - در حین جستجو در محیط مجازی و استخراج رفتارهای آن ها توسط نه کاربر دیگر به دست آمد. اعتبارسنجی یافته های این بخش ازطریق آزمون دلفی انجام شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های رگرسیون برای هر متغیر وابسته به صورت مجزا تجزیه وتحلیل شد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که سرعت، مقیاس و چگالی اطلاعات محیطی بر رفتارهای حرکتی اتخاذشده توسط کاربران محیط مجازی تأثیر دارند. سرعت و چگالی اطلاعات محیطی به خصوص بر رفتارهای مبتنی بر استراتژی حرکتی مانند طول پیمودهشده در مسیرهای مستقیم اثر دارند و مقیاس بیشتر بر رفتارهای مرتبط با ساختار فضایی مانند فاصله ترجیحی از دیوار و لبه ها متأثر است. کارایی فرد در جستجو نیز متأثر از چگالی اطلاعات محیطی است.
الگوهای سکونت و معیشت در خانه های تاریخی نجف آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: خانه، در طول تاریخ و فرهنگ ایران، نه تنها مأمن سکونت که بستر فعالیت های اقتصادی و اجتماعی بوده است. شیوه های گوناگون معیشت، نقش های متنوعی برای خانه رقم می زدند؛ به گونه ای که خانه ها به مثابه مراکز تولید و کار، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای خانواده و همچنین خودکفایی شهرها ایفا می کردند. این شهر، به سبب اهمیت اقتصادی و جایگاه بازرگانی خود در دوران صفویه و قاجار، نمونه ای شایان توجه از این الگوی سکونت است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف واکاوی عرصه های زیستی و معیشتی در خانه های تاریخی نجف آبادِ اصفهان انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش، با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش های توصیفی-تحلیلی و مطالعه موردی، به بررسی این خانه ها پرداخته است. برای فهم دقیق تر پیوند میان کار و سکونت، ابتدا اقتصاد بومی نجف آباد در زمان شکل گیری این خانه ها مطالعه شد؛ سپس، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه های میدانی با افرادی که تجربه زیستن در این خانه ها را داشتند، فعالیت های اقتصادی و معیشتی در ساختار کالبدی این بناها شناسایی شد.نتیجه گیری: خانه های تاریخی بررسی شده در این پژوهش با توجه به پیشه و جایگاه اجتماعی صاحبانشان به دو دسته الگوی عامه نشین و اعیان نشین شناسایی شدند؛ که هریک از این دسته الگوها، با ویژگی های کالبدی و رفتاری متمایز، سهمی اساسی در تأمین نیازهای خانواده ها و ارزاق شهر اصفهان داشتند.
بررسی تطبیقی مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه صورت، مفهوم و معنا در خانه های تاریخی شهر یزد (دوره قاجاریه و پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب نظران مغفول مانده است و پژوهش ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزه میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده اند. ازآنجاکه معماری سنتی به عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه های سنتی در دوره های متفاوت تاریخی به منظور شناخت مؤلفه های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه های صاحب نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوه تجلی و استمرار اصالت در خانه های سنتی شهر یزد، در گذار از دوره قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی مؤلفه های اصالت در معماری بر پایه تحلیل اسناد و دیدگاه های صاحب نظران، خانه های دوره قاجار و پهلوی شهر یزد به عنوان نمونه های موردی انتخاب و با استفاده از روش های تطبیقی تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه های اصالت از دوره قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه گیری: بررسی مؤلفه های اصالت در سه مرتبه صورت، مفهوم و معنا، در خانه های دوره قاجار و پهلوی؛ نشان می دهد که به ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه های سنتی از مرتبه صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه در دگردیسی بناهای معماری از دوره قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.