منظر

منظر

منظر دوره 18 بهار 1405 شماره 74 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

جنگ بر سر خیابان

کلیدواژه‌ها: خیابان جنگ مکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
جهانخوار امریکا-اسرائیلی، سرخورده از نیم قرن توطئه های پنهانی و نیابتی، عاقبت نقاب از چهره انداخت و با تعرض به قلمرو ایران نیت خود را با صدای بلند آشکار کرد: تضمین منافع امریکا-اسرائیلی با یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران ممکن نمی شود؛ تجزیه ایران چاره کار است. آخرین تدبیر ائتلاف شوم امریکا-اسرائیلی برای تجزیه قومی و جغرافیایی ایران، سرنگونی نظام مردمی آن از طریق تسخیر «خیابان» است. برای این مقصود در سال ۱۴۰۴ در سه مرحله توطئه تسخیر «خیابان» از سوی ائتلاف شیطانی اجرا شد. 23 خرداد باور داشت که در ادامه هجوم نظامی، مردم به «خیابان» خواهند ریخت و نظام سرنگون می شود. هجوم را انجام داد، اما مردم به خیابان نیامدند. بلکه وحدت ملی و حب وطن که در دلشان افزون گشته بود ادامه نبرد نظامی برای شیاطین را هم بی فایده ساخت. لذا تا توطئه ای دیگر تقاضای آتش بس کردند. 18 دی نقشه عوض شد، زیرا در مرحله قبل نیروی خارجی موجب وحدت ملی شده بود. پس مزدوران داخلی را اجیر کردند تا در قالب گروه های چریکی به ترور کور در نقاط منتخب بپردازند؛ بدان امید که مردم ناراضی از گرانی های ناشی از سیاست های ارزی دولت به آنها بپیوندند، «خیابان» را تسخیر کرده و مقدمه سرنگونی نظام فراهم آید. با فراخوان رضا پهلوی گروه های ترور، جامعه را به آشوب کشیدند. راهبرد آنان خروج از دنیای مجازی و اعلام موجودیت در عالم واقع از طریق تسخیر «خیابان» بود. بدان امید که با جرقه گروه های ترور، مردم ناراضی به «خیابان» خواهند آمد و موقعیت مناسب برای مداخله نظامی خارجی فراهم می شود تا از دو سو نظام را محاصره و ساقط کنند. در عمل اما، با فاصله یک روز و اندی از غلبه ترور بر خیابان، نیروهای انتظامی وارد میدان شدند و رویارویی دو گروه، اگرچه به تلفات سنگین دو طرف و مردم بیگناه انجامید، اما مانع تصرف «خیابان» شد و مقدمه ورود قوای بیگانه محقق نشد. در گام سوم، تحلیل دشمن امریکا-اسرائیلی همچنان مبتنی بر تسخیر «خیابان» بود. تصورشان آن بود که در مرحله قبل، سرکوب نظامی گروه های ترور مانع تکمیل نقشه بوده است. لذا این بار اقدام نظامی محدود را نقطه شروع قرار دادند تا مرحله ترور و آشوب در خلاء قدرت پس از آن آغاز شود. 9 اسفند جنگ رمضان با هجوم امریکا-اسرائیلی شروع شد. در ضربه اول، رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیدند. اما حلقه های بعدی زنجیره نقشه امریکا-اسرائیلی مطابق پیش بینی آنها محقق نشد. قوای نظامی ایران به سرعت وارد مقابله نظامی بازدارنده و تدریجاً هجومی شد و ملت پشتیبان نظام نیز به سرعت «خیابان» را به تصرف خود درآورد. حضور بی وقفه ملت در خیابان حماسه آفرید. نه تنها مانع نقش آفرینی گروه های ترور شد، بلکه مقدمه روح افزایی، حس وحدت و قوام روح سلحشوری ملت گردید. در این هنگام مسئولان کشور نیز که پی به خاصیت عملی «خیابان» برده بودند، بی وقفه بر تداوم حضور ملت در «خیابان» پای فشردند. به سرعت سیاست حفظ «خیابان» برای حفظ نظام به سیاست اصلی جنگ رمضان بدل شد. «شما خیابان را داشته باشید، ما میدان را خواهیم داشت» (مجید موسوی فرمانده سپاه ۴۰۴/۱۲/۱۲). «حضور و مشارکت [در خیابان] واجب کفایی محسوب می شود» (آیت الله سیستانی ۴۰۴/۱۲/۱۶ا). «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد : خیابان، خیابان، خیابان» (قالیباف ۴۰۴/۱۲/۲۰). «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود، چه به صورتی که در این روزها و شب های جنگ از خود نشان دادید و چه به صورت انواع نقش آفرینی های مؤثر در عرصه های مختلف» (آیت الله مجتبی خامنه ای ۴۰۴/۱۲/۲۱). «قسم می خورم حضور مردم در خیابان ها ثوابش به مراتب از عبادت در سحرهای ماه رمضان بیشتر است» (ایت الله مروی ۴۰۴/۱۲/۲۶). شکل گیری ادبیات دینی و اجتماعی در تأیید مقام خیابان و اهمیت آن در سرنوشت جامعه، دستاورد توطئه های امریکا-اسرائیلی در سال ۱۴۰۴ بود. بروز رویدادهای بی نظیر در فضای خیابان مؤید ظرفیت بزرگ آن در ساخت و تعیین سرنوشت اجتماع است. اگر قرآن به شهادت آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (سوره رعد، آیه 11) سرنوشت جامعه را نتیجه وضع افراد آن دانسته، قهراً «موقعیت» رشد افراد امری راهبردی تلقی می شود. در اینجا نقش «خیابان» به مثابه «مکان» تجربه عملی انسان در معاشرت با اجتماع یگانه می گردد. همین نقش برای خیابان کافی است تا مدیران و برنامه ریزان دیگر خیابان را صرفاً ابزار تردد نشمارند. بلکه آن را «مکان» ظهور قوای نهفته در اجتماع بدانند و در هنگام برنامه ریزی، طراحی، ساخت و مدیریت، متوجه باشند که موضوع کارشان مهمترین اندام شهر و مدرسه انسان سازی و جامعه سازی است. خیابان همان طور که ساحل نجات جامعه در نقابل با هجوم امریکا-اسرائیلی بود، در مرحله ساخت کشور نیز فرصتی بی بدیل است. باشد که
۲.

کنش های دموکراتیک در زندگی روزمره: بازاندیشی در منظرشهری با رویکرد باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارناوال باختین منظر شهری گفت وگومندی دموکراسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
فضای شهرهای مدرن با سه ویژگی مکان، کنش های متقابل و افراد شناخته می شود. اما موضوعی که اهمیت جداگانه ای دارد سازمان قدرت است. یعنی تا چه حد یک فضا اقتدارگرا یا گشوده است. این پژوهش نیز به تبیین چگونگی تجربه فضای دموکراتیک در ادراک فضاهای شهری می پردازد. در این زمینه، نظریه های باختین می توانند چارچوبی انتقادی برای بازاندیشی در نسبت میان فضا، کنش اجتماعی و منظر شهری -به مثابه ادراک شهروندان از فضای شهری- فراهم آورند. کارناوال ها با برهم زدن موقتی نظم های تثبیت شده، زمینه گفت وگوی میان اندیشه های متکثر را فراهم می کنند؛ گفت وگویی که در بستر زمانی-مکانی معینی رخ می دهد و از پیوند آن دو، ساختار کرونوتوپ شکل می گیرد. پرسش اصلی این است که ما به ازاء شهری آزادی باختینی چیست و چگونه می توان نظریه های او در مورد فضای کارناوالی، دیالوگ و کرونوتوپ را مبنایی برای تبیین منظر شهری دموکراتیک قرار داد؟ هدف این پژوهش، بازتعریف منظر شهری به مثابه فضایی چندصدایی است که در آن، لحظات کارناوالی امکان گسست از نظم تثبیت شده و بروز کنش های خلاقانه و دموکراتیک را فراهم می کنند. این مقاله با راهبرد کیفی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است. در ابتدا از روش تحلیل مفهومی برای بازخوانی مفاهیم کلیدی در اندیشه میخائیل باختین استفاده شد و این مفاهیم در نسبت با فضای شهری و زندگی روزمره بازتعریف شده اند. سپس با روش تفسیر گفتمانی، پیوند میان نظریه باختین و منظر شهری بررسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کارناوال نه رخدادی استثنایی، بلکه ظرفیتی پویا و جاری در بافت زندگی روزمره شهری است. میکروکارناوال ها، با ایجاد گسست های موقتی در نظم تثبیت شده، امکان بازآفرینی فضا، بروز خود، کنش دموکراتیک و گفت وگوی چندصدایی را برای شهروندان فراهم می سازند. منظر شهری در این چارچوب میدانی روایی، ناتمام و گشوده به رخداد است که ظرفیت میزبانی تجربه های خلاقانه و آزادی بخش را در دل شهر فراهم می کند.
۳.

خانه زیست پذیر؛ هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زیست پذیری مسکن منظر نحو فضا دپت مپ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
خانه همواره فراتر از یک کالبد بسته و عملکردی، بنیادی ترین بستر زیست انسان بوده است؛ فضایی که صرفاً به کارکرد سرپناه محدود نمی شود، بلکه حامل هویت، خاطره، آسایش و پیوندهای اجتماعی است. در این میان، منظر اعم از فضاهای باز، نیمه باز و چشم اندازهای طبیعی یا مصنوع، نقشی تعیین کننده در کیفیت تجربه زیسته از خانه دارد. بااین حال، روند معماری معاصر به گسست میان خانه و منظر انجامیده که پیامد آن کاهش دلبستگی، ضعف در تعاملات اجتماعی و کاستی در زیست پذیری فضاهای مسکونی است. بنابراین، ضرورت این پژوهش در واکاوی نسبت خانه و منظر و تبیین سازوکارهای هم نهشتی این دو در گونه های ویلایی معاصر نهفته است؛ چراکه بازاندیشی در این پیوند می تواند راهی برای ارتقای کیفیت زندگی در بسترهای امروزین فراهم آورد. این مقاله با اولویت دادن به ماهیت منظر در ارتقای زیست پذیری مسکن، خصلت های خانه زیست پذیر را از دیدگاه منظرین تحلیل می کند و در این راه به ارزیابی تطبیقی شیوه های هم نهشت مسکن و منظر در گونه های ویلایی معاصر می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب ویلاهای معاصر در نرم افزار دپت مپ و ای گراف، اثرگذاری شیوه های ترکیب توده/ فضا را بر مؤلفه های زیست پذیری خوانش می کند. بررسی تطبیقی، شش گونه متمایز سازمان فضایی از ترکیب توده/ فضا را در بر می گیرد. نتایج پژوهش نشان داد که در میان شاخص های مورد بررسی، دسترس پذیری و رؤیت پذیری بیشترین نقش را در ارتقای زیست پذیری خانه ایفا می کنند؛ به گونه ای که مسیرهای مستقیم و منظم، امکان حضور و پویایی فضایی را افزایش داده و چیدمان باز و سیال عرصه های منظرین، بیشترین گشودگی دیداری را فراهم کرده است. در مقابل، شاخص های عمق و محصوریت بیشتر به حفظ قلمروها و حریم های خصوصی کمک می کنند. بنابراین، زیست پذیری خانه زمانی محقق می شود که این شاخص ها در یک ترکیب متوازن، هم زمان امکان تعامل فضایی و تجربه چشم اندازهای طبیعی را در کنار حفظ حریم های مکانی فراهم آورند.
۴.

مروری نظا م مند بر الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن بیوفیلیک الگو طراحی طراحی بیوفیلیک مرور نظام مند رفاه ساکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۷
در جهانی که بحران های زیست محیطی و چالش های سلامت عمومی روزبه روز بیشتر می شوند، طراحی بیوفیلیک به عنوان پلی میان انسان و طبیعت، جایگاهی راهبردی در ارتقای کیفیت زندگی پیدا کرده است. باوجود گسترش این رویکرد در معماری، تاکنون مرور نظام مندی که به طور اختصاصی به طراحی بیوفیلیک در حوزه مسکن بپردازد، انجام نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی الگوها و راهبردهای طراحی بیوفیلیک در محیط های مسکونی با تمرکز بر فضاهای داخلی، خارجی و بینابینی و ارزیابی تأثیر آن ها بر کاربران انجام شده است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد کاربردی بوده است و داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. این مرور نظام مند با جستجو در پایگاه های علمی معتبر و انتخاب ۸۳ منبع منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ که به طور خاص به طراحی بیوفیلیک مسکونی و الگوهای آن پرداخته اند، انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که 36 درصد از مطالعات از چارچوب براونینگ بهره برده اند که شامل سه دسته اصلی «طبیعت در فضا»، «مشابه طبیعی» و «ماهیت فضا» و ۱۴ الگوی زیرمجموعه است. برای تحلیل توزیع فراوانی الگوها، آزمون کای اسکوئر استفاده شد (χ²=165.24, df=2, p<0.001)، که تفاوت معنادار در توزیع را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که دسته «طبیعت در فضا» با میانگین فراوانی3/60 درصد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است و الگوهایی همچون «ارتباط بصری با طبیعت»، «ارتباط با سیستم های طبیعی» و «نور پویا و پراکنده» در این دسته بیشترین کاربرد را داشته اند. همچنین، بیشترین راهکارهای ارائه شده به فضاهای داخلی و به ویژه الگوی «ارتباط بصری با طبیعت» مربوط بوده است و این مطالعه ارتقای رفاه ساکنان به عنوان هدف محوری طراحی مسکن بیوفیلیک را شناسایی کرد.
۵.

حکمرانی تاب آور: نقشی بنیادین در مواجهه با چالش های جوامع آینده کلانشهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری شهری حکمرانی شایسته شهری مشارکت عمومی کلانشهر شیراز تحلیل ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
با وجود گسترش برنامه های مدیریت شهری، هنوز در کلان شهر شیراز شکنندگی های شهری ناشی از ضعف مشارکت شهروندی، شفافیت، عدالت و پاسخگویی مشاهده می شود. مسئله این پژوهش روشن کردن این نکته است که «حکمرانی شایسته» دقیقاً تا چه اندازه و از چه مسیرهایی تاب آوری شهری را تقویت می کند. سؤال اصلی بدین شرح است: مؤلفه های حکمرانی شایسته شهری، مشارکت، شفافیت، عدالت و پاسخگویی، چه اثری (از حیث اندازه و معناداری) بر تاب آوری شهری شیراز دارند؟ کدام مؤلفه بیشترین اثر را دارد؟ سطح کنونی تاب آوری شهری چقدر است؟ و سناریوهای آینده چه تغییراتی را در این شاخص ایجاد می کنند؟ پژوهش از نوع کاربردی-تبیینی است. داده ها با پرسشنامه استاندارد و مصاحبه نیمه ساختاریافته گرد آوری و با آمار توصیفی، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد میانگین تاب آوری شهری 82/3 با انحراف معیار 60/0 است و هر چهار مؤلفه حکمرانی اثر مثبت و معنادار بر تاب آوری دارند. ضرایب مسیر به ترتیب برای مشارکت35/0، شفافیت28/0، پاسخگویی 25/0 و عدالت 22/0 برآورد شد که بیانگر نقش برجسته مشارکت در کنار شفافیت و پاسخگویی است. بر پایه سناریونویسی آینده پژوهانه، بهبود هم زمان مؤلفه های حکمرانی می تواند سطح تاب آوری را به وضعیت مطلوب ارتقا دهد، درحالی که افت آن ها به کاهش معنادار تاب آوری می انجامد. این نتایج چارچوبی عملی برای سیاست گذاری ارائه می کند: تقویت سازوکارهای مشارکت معنادار شهروندان، شفافیت اطلاعاتی و پاسخگویی نهادی به منظور افزایش تاب آوری شهری در مواجهه با بحران های شهری.
۶.

از تجربه تا راهبرد: توسعه چارچوبی نظام مند برای طراحی منظر سبز مبتنی بر تحلیل پروژه های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی منظر سبز شاخص های پایداری عملکرد اکوسیستم مشارکت اجتماعی خدمات اکوسیستم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۴
طراحی منظر سبز به عنوان یکی از رویکردهای نوین در پاسخ به چالش های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای معاصر، مستلزم چارچوبی یکپارچه و چندبُعدی برای ارزیابی پایداری است. مرور مطالعات موجود نشان می دهد که به رغم تعدد شاخص ها و مدل های بین المللی، هنوز چارچوبی جامع و بومی پذیر برای ارزیابی پایداری منظر که بتواند هم زمان سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی را پوشش دهد، وجود ندارد. این خلأ نظری و عملی سبب شده است، ارزیابی پروژه های طراحی منظر در ایران فاقد ساختاری نظام مند و قابل سنجش باشد. هدف اصلی پژوهش، تدوین چارچوبی شاخص محور برای ارزیابی منظر سبز با تأکید بر یکپارچگی سه بُعد محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی است. برای دستیابی به این هدف، پنج نمونه برجسته بین المللی شامل پارک هوتان شانگهای (چین)، سوپرکیلن (دانمارک)، مگی دیلی و بلت لاین وست ساید (ایالات متحد) و پارک سبز هوشمند کاشیوا نو ها (ژاپن) و یک نمونه بومی، پارک آب وآتش تهران، به صورت تطبیقی تحلیل شده اند تا امکان شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و ظرفیت های بومی سازی فراهم شود. روش پژوهش بر مبنای تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد قیاسی-استقرایی است. در گام نخست، جستجوی نظام مند در پایگاه های Scopus و Web of Science برای استخراج شاخص های مرتبط با ابعاد سه گانه پایداری انجام شد. در گام دوم، پروژه های منتخب براساس معیارهایی چون تنوع جغرافیایی، اقلیمی و نوآوری طراحی، تحلیل محتوایی شدند. شاخص ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی طبقه بندی شدند تا چارچوب مفهومی هدف-شاخص-راهبرد شکل گیرد. در نهایت، یافته ها با نظر خبرگان و چارچوب های جهانی مانند (LSA، MEA و SITES) تطبیق داده شدند تا اعتبار و قابلیت کاربرد چارچوب تأیید شود. نتایج نشان می دهد در پروژه های بین المللی، بُعد محیط زیستی و به ویژه شاخص هایی نظیر اتصال زیست گاهی، مدیریت منابع آب و کیفیت زیست گاه اهمیتی بیشتر دارد؛ در حالی که در نمونه بومی، شاخص های اجتماعی مانند مشارکت جامعه و سرمایه اجتماعی پررنگ تر هستند. یافته ها همچنین بیانگر کمبود انسجام زیست گاهی و ضعف در مدیریت آب در پروژه های داخلی است. نوآوری پژوهش در ادغام استقرایی شاخص ها از ادبیات و پروژه های اجراشده، همراه با انسجام قیاسی بر پایه چارچوب های جهانی و بومی سازی در بستر ایران است. چارچوب پیشنهادی می تواند به عنوان ابزاری تحلیلی و راهبردی برای معماران منظر، مدیران شهری و سیاست گذاران در مسیر توسعه پایدار استفاده شود. پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با به کارگیری روش های میدانی و مشارکتی، این چارچوب را اعتبارسنجی و بهینه سازی کنند.
۷.

از صنعت به جامعه؛ فرایند تحول یک منطقه صنعتی در فرانسه به یک محله پایدار(واکاوی نمونه موردی محله سنت اوئن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت مشارکتی محله پایدار فضای عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۷
رویکردهای مشارکتی در طراحی و مدیریت شهری، به ویژه در سطح محله، از اواسط دهه 1970 توجه جهانی را به خود جلب کرده اند. در فرانسه، مشارکت ساکنان در پروژه های توسعه شهری ازطریق برنامه ملی «محله پایدار» به شکل ویژه مورد توجه قرار گرفته است. از سال 2009، پروژه های توسعه محله متعددی در سراسر فرانسه تحت این عنوان اجرا شده اند. دستیابی به اهداف توسعه پایدار به ویژه با به کارگیری مسکن اجتماعی، فضاهای عمومی و بهینه سازی مصرف انرژی مرتبط بوده است. چهار مرحله تعریف شده برای توسعه پروژه های محله پایدار عبارتند از: برنامه ریزی، تحویل، تجربه و ارزیابی. علی رغم اجماع عمومی درباره موفقیت نسبی پروژه ها، نوع و سطح رویکردهای طراحی و مدیریت مشارکتی در ابهام باقی مانده است، به طوری که مسئله روابط بین بازیگران مختلف در طول زمان و نحوه شکل دهی و تغییر شکل تولید فضا توسط آنها نیاز به توضیح بیشتری دارد. به طور خاص، نقش فضاهای عمومی به عنوان یکی از ابزارهای رایج توسعه مشارکتی در این پروژه ها تا حدودی ناشناخته مانده است. بدین ترتیب، این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش ها است؛ شیوه های مدیریت مشارکتی محله پایدار در فرانسه چیست؟ فرایند برنامه ریزی این پروژه ها چگونه بر وضعیت فعلی آنها تأثیر گذاشته است؟ ویژگی های فرایند برنامه ریزی مشارکتی و مشارکت ساکنان در محله پایدار سنت اوئن چیست؟ این تحقیق با بررسی نمونه موردی سنت اوئن، قصد دارد ارتباط بین رویکرد مشارکتی در طول فرایند طراحی و مدیریت فضای عمومی و نحوه سکونت، تخصیص، استفاده و بازتولید فضا توسط جمعیتی که برای آنها برنامه ریزی شده است را روشن کند. در این پژوهش با روش مطالعه موردی، داده ها ازطریق مصاحبه، مشاهده میدانی و اسناد شهری گردآوری و تحلیل شدند. در مجموع هشت ذی نفع اصلی و تعدادی از ساکنان براساس نقش و میزان درگیری انتخاب و مضامین استخراج شده با رویکرد کدگذاری و در چارچوب نظری حکمرانی مشارکتی دسته بندی شدند. پروژه های محله پایدار در فرانسه ابتکاراتی هستند که از میل به تحقق یک ایده آل و سیاست ملی در مقیاس محلی سرچشمه می گیرند. این مسئله پیچیدگی های لجستیکی ایجاد می کند که نتیجه طبیعی تعدد ذی نفعان و طرح های تعریف و کنترل توسعه است. تحقق مشارکت در این پروژه ها به فرایندهای شفاف، مستمر و فراگیری بستگی دارد که صدای ساکنان را از مراحل اولیه در بر گیرد و با تحولات غیرقابل اجتناب زمینه در پروژه های شهری قابل تطبیق باشد. بر این اساس، فرایند مشارکت در پروژه های محله پایدار، به عنوان یک فرایند مداوم و چندلایه درک می شود که نیازمند سازگاری مداوم، شمول واقعی و هماهنگی مؤثر بین همه ذی نفعان در چارچوبی کل نگر است. در محله پایدار سنت اوئن، چالش هایی مانند نابرابری های اجتماعی-اقتصادی، محدودیت های لجستیکی، جهت گیری های سیاسی و محدودیت های ذاتی پروژه، طرح را بیش از آنکه مشارکتی باشد به مشورتِ مرحله ای و مقطعی فروکاست داده اند. بدین ترتیب، مشارکت جزئی از خلال ابزارهای توسعه نظیر مسکن اجتماعی و یا جلسات شورای محله، تحقق نسبی ممکن شده است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۵