موضوع گریستن، از جمله موضوعاتى است که از ابعاد مختلف از جمله ابعاد روان شناختى، تربیتى، دینى، اخلاقى و عرفانى مورد بررسى قرار گرفته است. این مقاله به بررسى آثار تربیتى گریستن بر تکامل معنوى انسان مى پردازد که با روش تحلیلى و توصیفى و به منظور تبیین ارتباط میان گریستن، با تربیت اخلاقى و تکامل معنوى انسان، تدوین یافته است. گریه، نوعى واکنش به احساسات و هیجان هاى درونى انسان است که مى تواند بر ابعاد روانى، تربیتى، معنوى و اخلاقى انسان تأثیر بگذارد. ابتدایى ترین تأثیر گریه، به ویژه گریه در امور معنوى، ایجاد آرامش است که انسان بعد از گریه کردن، در اثر تخلیه شدن فشارهاى درونى، احساس خوشایند و یک سبکى و آرامش برایش پدید مى آید. همچنین گریه موجب نشاط و امید در انسان شده و انگیزه فرد را تقویت مى نماید و سلاحى در مبارزه با شیطان درونى انسان مى شود. از سوى دیگر، گریه سبب پاک شدن گناهان انسان و نزول رحمت خداوند شده، انسان را در دفع برخى رذائل اخلاقى و نیز کسب برخى فضیلت ها، کمک مى نماید و سر انجام انسان را در رسیدن به قرب الهى یارى مى کند.
چکیده هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین الگوی حل دلزدگی زناشویی براساس احادیث و روایات اسلامی و بررسی تأثیر این الگو بر افزایش شادمانی زناشویی زوجین شهر بهارستان است. بدین منظور ابتدا از میان کتب و منابع معتبر حدیثی شیعه مجموعه ای از اصول مؤثر در زندگی زناشویی استخراج و تدوین گردید. سپس تحت عنوان «الگوی حل دلزدگی زناشویی براساس روایات اهل بیت (ع)» به زوجین شهر بهارستان ارائه گردید. روش: جامعه آماری پژوهش کلیه زوجینی بودند که در سال1391-1392 به علت مشکلات زناشویی به مراکز مشاوره شهر بهارستان مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش شامل چهل زوج بود که پس از اطلاع رسانی و ثبت نام، به صورت گمارش تصادفی، در دو گروه آزمایش (ده زوج) و کنترل (ده زوج) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، الگوی حل دلزدگی زناشویی براساس روایات اهل بیت (ع) ارائه گردید و گروه کنترل، آموزشی دریافت نکرد. همچنین دو گروه، مقیاس شادمانی زناشویی را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. واژه های کلیدی حل دلزدگی زناشویی، شادمانی زناشویی، زوجین، روایات اهل بیت (ع).
گرایش به تفکر انتقادی، خلاّقیت و نوآوری یکی از چالش های مهم مدارس هزاره ی سوم هستند که زمینه رشد و ارتقای دانش آموزان در موفقیت های تحصیلی و شغلی را فراهم می نماید. پژوهش حاضر به منظور مقایسه ی میزان گرایش دانش آموزان دختر پایه سوم متوسطه شهر تبریز در گرایش به تفکر انتقادی، خلاقیت و نوآوری بر اساس جو اجتماعی باز و بسته مدارس انجام شده است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش کلیه ی دانش آموزان دختر پایه ی سوم دوره ی دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 93-1392 که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 365 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های جو اجتماعی هالپین و کرافت، تفکر انتقادی ریکتس، خلاقیت عابدی و نوآوری کولز و واندن بروک استفاده شد که اعتبار پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرانباخ مناسب گزارش شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره(MANOVA) استفاده شد. نتایج حاصل نیز، نشان داد که میزان گرایش دانش آموزان دختر به تفکر انتقادی، خلاقیت و نوآوری براساس جو اجتماعی باز و بسته متفاوت است که از میان متغیرهای فوق، جو اجتماعی باز مدارس بیشترین تأثیر را بر گرایش به خلاقیت دانش آموزان دختر داشته است.