ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۲۶۱.

کارکردشناسی نظریه عامل در علم نحو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۹۲
نحو در قالب سنتی اش همواره روابط میان کلمه ها را در نظامی از عوامل و معمول ها به تصویر کشیده است. این نظام که با عنوان نظریه عامل از آن یاد می شود، در سده اخیر بارها هدف مناقشه بوده و به شدت به آن هجمه شده است. آثار دامنه دار این هجمه نه تنها در نظام آموزشی مقاطع راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه، بلکه در میان حوزویان نیز به چشم می خورد. وجه مشترک انتقادها به نظریه عامل، این تصور است که پرداختن به نظام عامل و معمولی در آموزش نحو و تحلیل های نحوی، اگر مُخل آموزش و فهم تعابیر عربی نباشد، دست کم بی فایده است. مقاله پیش رو به دنبال عرضه کارکردهای نظریه عامل در تدریس نحو و درک دقیق تر تعابیر قرآنی است و ترسیم این کارکردها را اساسی ترین دفاع از نظریه مذکور می داند و در این راستا با استفاده از روش کتابخانه ای اسنادی به گردآوری داده هایی پرداخته است که نشان می دهد دست کم برخی از نحویان متقدم به کارکردهای نظریه عامل در علم نحو نظر داشته اند و بر اساس آن به سازماندهی آموزش إعراب (ترکیب و تحلیل نحوی جملات) و ساماندهی آموزش قواعد نحوی پرداخته اند. افزون بر این، مقاله حاضر با ارجاع به نمونه هایی از آیات قرآن، کارکرد معناشناختی نظریه عامل را در درک دقیق تر تعابیر عربی بازنمایی کرده است.   
۲۶۲.

تجلی المفاهیم المیتافیزیائیة و الاستعارة الإدراكیة في رؤی القرآن الصادقة حسب نظریة مارك جونسون وجورج لایكوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۶
نظریه الاستعارات المفاهیمیه، هی إحدى النظریات التی بنت شکلاً مغایراً من الشکل المعهود فی الاستعاره الکلاسیکیه، وحولتها إلى هیکله تجمع فی قبضتها المفهوم والمعنى إضافه إلى تنمقها اللغوی. وإنّها حسب رؤیتها الذهنیه تبدأ بإنشاء التصورات من التجارب الحاصله فی حیاه الإنسان وواقعه المعیشی، وتقوم بتجسید ذلک التکوین الذهنی فی بنینیه معانیها من خلال المصادیق المکتسبه. وهذه الخصیصه، من ضمن الخصائص التی تحملها الرؤیا الصادقه والأحلام فی مضامینها وتلمیحاتها الاستعاریه. تبث المفاهیم المطلوبه لإیصال المعنى من خلال استخدام المقتبسات المفهومیه والمصادیق المعنیه، التی ینقلها الذهن من عالم الواقع الذی قد واجهه الرائی، فیقوم بتعبیر الرؤیا بواسطه هذه المعانی التی یلفقها داخل الرموز المترائیه. ففی هذه الدراسه ومن خلال المنهج الوصفی _التحلیلی، وحسب نظریه مارک جونسون وجورج لایکوف حول الاستعاره المفاهیمیه، أراد البحث تبیین الرؤى الصادقه السبعه المذکوره فی القرآن، وما تحمل من مفاهیم استعاریه التی تأخذ مصادیقها من المفاهیم المیتافیزیائیه المتوافقه مع العالم الفیزیائیه، حتى تقرّب الصور المترائیه للذهن البشری، بواسطه الملموسات القریبه للفهم والمتکونه من عالم الواقع الملموس. وقام البحث باختیار خصیصتی الزمن الشیء متحرک والإتجاهات الاستعاریه، على السور القرآنیه الخمس (سوره الأنفال، الفتح، الصافات، وسوره یوسف)، لیستنتج بأن عالم الرؤیا المیتافیزیائی، یقتبس مفاهیمه من المصادیق الموجوده فی العالم الفیزیائی المادی حتى یصور الأحداث التی تراءت فی المنامات ویستطیع أن یشرحها للآخرین.
۲۶۳.

أحكام الوقف فی الفقة، وقوانین إیران ولبنان (دراسة مقارنة)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۸
الوقف فی الفقه والنظامین القانونیین فی إیران ولبنان لهما أحکام قانونیه مختلفه، وفی هذا البحث تمت مناقشه موضوع دراسه مقارنه للأحکام الشرعیه للوقف فی الفقه والنظامین المذکورین أعلاه. والغرض من هذا البحث هو التعبیر عن الخصائص والقواسم المشترکه والإختلافات الفقهیه والنظام القانونی بین البلدین وتقدیم الحل المناسب للمشرعین، بمعنى أن الوقف فی الفقه والقانون الإیرانی یتم بالعقد وبطریقه شرعیه. صیغه دائمه (المؤبّد)، والعقار المراد وقفه یخرج من ملکیه الواقف (المالک). الوقف مال یجوز الانتفاع به مع بقاء العین، سواء کان منقولاً أو غیر منقول مشاعاً أو معیناً، ویکون وقف الدین والمنفعه باطلاً، وإذا لم یجعل الواقف عین الموقوف تحت التصرف والحیازه لا یتحقق الوقف، لم یتحقق الوقف. وإذا جعله تحت التصرف بالقبض، یتم الوقف بالنسبه. ومع تحقیق الوقف فی القانون الإیرانی، یکون لکل وقف شخصیه اعتباریه مستقله ویکون المتولی هو ممثله دون الحاجه للتسجیل، ولکن فی الفقه والقانون اللبنانی، ینقسم الوقف إلى قسمین: الوقف الخیری (الأوقاف العامه) دائم والوقف العائلی (الأوقاف الخاصه) مؤقت وخلافاً للقانون الإیرانی فی الأوقاف الخاصه، یمکن للواقف أن یقف الموقوف حتى جیلین. وشرط إنشائها أن تکون مسجله وأن یکون 15% منها تحت تصرف الإداره الأوقاف والشؤون المتعلقه بها لتستغله فی الأشغال العامه. وإلا فالوقف باطل، أما فی الأوقاف الخیریه (الأوقاف العامه) فالوقف دائم ولا یحتاج إلى تسجیل. وکذلک لا یجوز وقف المال المشترک من المال غیر القابل للقسمه؛ إلا إذا کان الجزء الآخر منه موقوفا، وأما فی باب الشرط فی الوقف، وفقا لقانون الوقف اللبنانی، فیجوز للواقف أن یحدد الشروط العشره لنفسه أو لغیره فی إطار هذا القانون، وکذلک قد قسم قانون الوقف فی لبنان شروط الواقفین إلى قسمین: صحیح وغیر صحیح، وجعل الشروط غیر الصحیحه باطلاً وقبل مبدأ الوقف. وفی البحث الحالی تمت الإجابه على سؤال ما الفرق بین أحکام حقوق الوقف فی الفقه وبین النظامین القانونیین المذکورین؟ وأخیرا، وباستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، تم التوصل إلى أن أحکام النظم القانونیه المذکوره تشترک وتختلف فی موضوع الوقف، والنظام القانونی اللبنانی أکثر شمولا وقابله للإقتباس والإستفاده.
۲۶۴.

الاتّجاه الدینی فی مدیح"صرّدرّ"( دراسه وتحلیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۳
إنّ لاستدعاء التراث العربی المجید فی شعر الشاعر العباسی "صرّدر"حیزاً ک بیراً لایضاهى. استحضر الشاعر فی مدیحه مساحه ک بیره من التراث الدینی الفخم ما أعطاه طابعاً دینیاً ملفتاً. لقد أخذ الشاعر من الموروث الدینی ما یمک ن اختزاله فی الحقول الثلاثه الآتیه: الأمم القدیمه البائده وقصص الأنبیاء ومغازی الرسول الأعظم (ص). علاوه علی ذلک فقد تأثّر صرّدر بالقرآن الکریم لفظا و معنی و أسلوبا حتّی النّخاع. بحیث خیّمت علی شعره أجواء قرآنیه رائعه. یرمی هذا المقال واعتمادا على المنهج الوصفی التحلیلی وبالاستمداد من آلیات الدراسه التاریخیه والأدبیه والدینیه، إلی تحلیل مدیح صرّدرّ فی ضوء رصد الاتّجاهات الدینیه فی شعره. ومن أبرز النتائج الّتی أفاده هذا البحث هو أنّ الشاعر فضلا عن توظیفه للتراث الإسلامی القویم فی الحقول الثلاثه الآنفه الذک ر، أخذ من القرآن الکریم المزید من الألفاظ والعبارات والمعانی بما یتلاءم ومدیحه ومن ثمّ دمج ما اقتبسه من القرآن الکریم فی شعره وشک ل بالتالی مجموعه شعریه متشابکه الأجزاء ومترابطه الأوصال، مستخدما فی ذلک، مختلف التقنیات البلاغیه من التشبیه والاستعاره والک نایه والتلمیح والاقتباس وضرب الأمثال والتناص و... بحیث اکتسی شعره صبغه قرآنیه واضحه. آخذاً بنظر الاعتبار أنّ التناص هو أبرز جمالیه لغویه وجدناه فی مدیحه وهذا لو دلّ علی شیء لیدلّ علی امتلاک الشاعر ثقافه قرآنیه ثریه. مهما یکن من أمر فإنّ شعره جاء مثقلا بالمقتطفات القرآنیه بألفاظها ودلالاتها، ما یمکن صبّه غالبا ما فی خانه تناص الاجترار.
۲۶۵.

ثلاثية الكلاسيم والسيميم والميتاسيميم في تشكيل الخطاب السردي على ضوء نظرية جوزيف كورتيس في قصيدة حلم من ماء للشاعر أديب كمال الدين(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
الخطاب فی شتى حالاته، ما هو إلّا کلاماً موجهاً من السارد إلى المتلقی، ویراد به إیصال فکره ما أو تعبیراً خاصاً أو غایه من التأثیر أو التنویر؛ لذلک یقترح المنظر الفرنسی، جوزیف کورتیس، لابدیه تفکیک العناصر المتمظهره من ذلک النص، حتى یتمکن المتلقی من استلهام تلک الماورائیات المبهره، وتکهن نتائجه الخصبه، ویقدم سداسیه، تنقسم ثلاثه منها على المستوى المتمظهر، والأخرى فی المستوى العمیق. الثلاثیه الأولى تضم عناصر معنونه ب (السیم المتغیر، السیم النووی، والکسیم)، وهی تدرس جانبه الشکلی وفی وحداته الصغرى من الکلمه إلى الجمله. وأما الثلاثیه الثانیه، فهی تشمل العناصر العمیقه التی اصطلح بها (الکلاسیم، السیمیم، والمیتاسیمیم)، ومنها یعتلی النص من حالته الظاهریه، وینتقل إلى کونه خطابًا سردیاً ذا مغزى؛ لذلک اختار هذا البحث من خلال المنهج الوصفی التحلیلی، دراسه هذا الفصل من النظریه الکورتیسیه، وشرحها على قصیده حلم من ماء، للشاعر أدیب کمال الدین. فی الثلاثیه الأولى ضمن عملیه التقطیع، تقسمت القصیده من وحداتها السیمیه الصغرى التی تشمل السیم المتغیر والسیم النووی، والمنتج منها کان کل سطر هو صوره لکسیمیه معینه تحمل رساله معینه. ومن مجموعه هذه اللکسیمات، تشکلت مقاطع القصیده المختلفه. وعند التطبیق حسب الثلاثیه الثانیه، کان کل مقطع منها الذی یحتوی على مجموعه من اللکسیمات، هو یمثّل کلاسیماً ینص عن مفهوما سیاقیاً أکبر من تلک الوحدات الصوریه، وأکمل مفهوما منها، إلى أن تکونت القصیده من تلک التولیفات، وصارت نصاً خطابیاً کاملاً یحتوى على سمیمیات ومیتاسیمات، یتمنطق من خلالها الشاعر على کونها حروفیات عرفانیه ماورائیه. وهکذا، تبیّنت خطابیه کورتیس المقصوده، کیف تتجسد على القصیده السردیه، وما تسمیه أرکانها حسب المصطلحات؟
۲۶۶.

تصویر معشوق در شعر جاهلی و مقایسه آن با شعر دوره اسلامی با تکیه بر معلّقات سبع و دیوان متنبّی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
. هدف و مقدمهاین پژوهش بر آن است تا با بررسی پیشینه تشبیهات درباره معشوق در دوره پیش و پس از اسلام جایگاه تشبیه را به عنوان یکی از پرکاربردترین فنون بلاغی در شعر عربی بررسی کند و وجوه اشتراک و افتراق این دو دوره را در مطالعاتی موردی نشان دهد.2. روش شناسیروش پژوهش در این مقاله توصیفی_تحلیلی است و بر پایه خوانش منابع تحقیق و مطالعه آراء و نظریات محققان صورت گرفته است و از آنجا که مباحث تحلیل مقاله نیاز به داده های اطلاعاتی داشت و داده ها می بایست بر پایه آمار تهیه و پردازش می شد لذا در حد ضرورت از روش های آماری نیز استفاده شده است. شایان ذکر است که برای دست یافتن به نتیجه ای عینی و ملموس، نویسندگان بر آن شدند تا از میان موضوعات متنوع بلاغی، تشبیه را انتخاب و آن را به تشبیه معشوق، که از گسترده ترین مفاهیم در متون ادبی است محدود کنند و از میان آثار سروده شده در دوره جاهلی، «معلقات سبع» و از میان آثار منظوم دوره اسلامی تا (قرن چهارم)، «دیوان متنبی» را به عنوان آثار شاخص این دو دوره برگزینند و تصویر معشوق را در این دو اثر بکاوند و تصویر به دست آمده را با یکدیگر مقایسه کنند.3. یافته هایافته های این مقاله که متکی به پژوهش گسترده ای برای رساله دکتر نویسنده مسئول است، متنوع و از جهات گوناگون قابل بررسی است، آنچه از این تحقیق موردی حاصل است به اجمال از این قرار است: - شاعران دوره جاهلی به ویژه سرایندگان معلقات با علوم بلاغی از جمله تشبیه و استعاره مانوس بوده اند و غالب اشعار ایشان آمیخته به نوعی تشبیه است به گونه ای که نمونه های متعددی از تشبیه در شعر آنها به کار گرفته شده است. - در معلقات سبع، 17 مورد تشبیه غیرمکرر درباره معشوق آمده است.- تشبیه مجمل در توصیف معشوق بر انواع دیگر تشبیه غلبه دارد.- تشبیهات شاعران جاهلی، جملگی از نوع محسوس به محسوس اند.- شاعران جاهلی در وصف معشوق رویکردی واقع گرایانه دارند.- مقایسه تصویرسازی معشوق در معلقات و دیوان متنبّی نشان می دهد که تا قرن چهارم هجری قمری شعر عربی متمایل به تصاویر نزدیک به واقع بوده و استفاده از تشبیه حسی به حسی از رایج ترین انواع تشبیه بوده است. نوع نگاه به معشوق در هر دو اثر منحصر به توصیف ابعاد تنانه ی وجود اوست و به عواطف و روحیات انسانی معشوق توجهی نشده است.4. بحث و نتایج- نویسندگان مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش ها بوده اند که تشبیهات معشوق در شعر جاهلی (مطالعه موردی: معلّقات) از لحاظ فنی و ساختاری چگونه اند؟ نوع نگاه شاعر جاهلی (مطالعه موردی: معلقات) در وصف معشوق و ویژگی های زنانه چگونه بوده است؟ با گذر زمان چه تفاوت هایی در ساخت و محتوای تشبیهات معشوق راه یافته که احیانا معشوق دوره اسلامی(مطالعه موردی: متنبّی) را از معشوق جاهلی(مطالعه موردی: معلّقات) متمایز می کند؟- فرض نویسندگان بر آن است که در شعر جاهلی _نظر به دیرینگی آن_ تشبیهات، ساختاری ابتدایی، ساده و کامل دارند و ارکان تشبیه غالبا به طور کامل ذکر شده و دو سوی تشبیه غالبا از نوع حسی اند. - توجه به معشوق و زیبایی های زنانه در شعر جاهلی با خلق تصاویری ساده، واقع گرایانه و جزئی نگر بروز یافته و در گذر زمان، به ویژه تحت تاثیر ظهور اسلام و نزول قرآن، بلاغت تصاویر پیرامون معشوق فزونی و قوت یافته و چهره تازه تر و خیال انگیزتری از معشوق ترسیم شده و ابعاد وجودی گسترده تری از او مورد توجه قرار گرفته است.- فرض سوم آن که شعر در دوره اسلامی قاعدتاً از پیچیدگی های خاص و خیال انگیزی های بیشتر در ساخت و محتوای تشبیهات برخوردار بوده و تصویری متفاوت از معشوق ارائه می دهد.نتایج تحقیق نشان می دهد که :- مطابق پیش بینی و فرضیه نویسندگان ساختار تشبیهات معشوق در معلقات نسبت به شعر متنبی ساده تر و ابتدایی تر است در عین حال تشبیه مرکب در شعر جاهلی بیش از شعر متنبی به کار رفته که حاصل آن تصاویری پویا و بدیع در وصف معشوق است؛ احتمالا نگاه جزئی نگر و واقع گرای اعراب جاهلی به جهان در شکل گیری این نوع تشبیهات موثر بوده است. - شاعران معلّقات و متنبی در تصویرپردازی کاملاً حسی و طبیعت گرایند و بر اساس آنچه تحقیقات این پژوهش نشان داد هر دو صد در صد از تشبیهات حسی به حسی برای وصف معشوق بهره برده اند و عناصر محسوس را از تماشای طبیعت پیرامون خویش وام گرفته و به اجزایی از پیکر زنان مانند کرده اند، لذا تصویری واقعی و قابل درک از معشوق ارائه داده اند که در عین حال از توجه به حالات روحی و عواطف انسانی معشوق در آن نشانی نیست. علت این مشابهت در به کارگیری تشبیه میان این دو اثر (معلقات و شعر متنبی) البته نیاز به تحقیق مستقل دارد با این حال مقایسه ویژگی های هر دو معشوق حکایت از معشوق مشابهی در دو نمونه منتخب دارد.- احتمالاً گرایش به ویژگی های معشوق آنگونه که در قرون بعد از قرن پنجم و ششم در شعر عربی و فارسی شکل گرفته در شعر عربی قرن چهارم که متنبّی به عنوان نماینده تام و تمام آن شناخته شده است، چندان رواج نداشته است و معشوق را آنگونه که می دیده اند و می خواسته اند، توصیف کرده اند. با این وصف مقایسه تصاویر دو معشوق نشان می دهد که تفاوت چندانی در اعضای منتخب معشوق و نوع نگاه به زن در تشبیهات به کار گرفته شده وجود ندارد هرچند ساختار تشبیهات معشوق در شعر متنبی به نسبت شعر جاهلی فشرده تر و پیشرفته تر است. مع الوصف شباهت سیمای دو معشوق از دو برهه تاریخی متفاوت می تواند نظر کسانی را که در اصالت شعر جاهلی تردید داشته اند، تقویت کند.
۲۶۷.

واکاوی اختلاف نحویان بصره و کوفه پیرامون وجود واو مقحمة در قرآن کریم و تحلیل انتقادی برگردان آن در 30 ترجمه فارسی قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۲۴۲
در میان مصادیق مورد نزاع نحویان بصری و کوفی که عدد آن ها بیش از صد مورد است، اختلاف در إقحام یا عدم إقحام واو در زبان عربی به خاطر وجود مصادیق متعدّد قرآنی، اهمیتی ویژه دارد. «واو مقحمه» که اختراع برخی از نحویان متقدّم نظیر ثعلب است، به واوی اطلاق می شود که وجود یا عدم وجودش در کلام تأثیر نحوی ایجاد نمی کند و به تعبیر دیگر، «زائده» است. در همین راستا، نحویان کوفه به خصوص فرّاء قائل به وجود چنین واوی در زبان عربی و به تبع آن قرآن کریم هستند و در مقابل نحویان بصره زیادت واو را، چه در قرآن و چه در زبان عربی، نمی پذیرند. پژوهش حاضر، ضمن تبیین اختلاف این دو مکتب تأثیرگذار نحوی درباره واو مقحمه، به سنجش آرای ایشان پرداخته و ضمن جمع آوری مصادیق قابل توجه قرآنی از این «واو»، رأی نحویان کوفه را برگزیده است. سپس به نقد و بررسی عملکرد سی ترجمه فارسی قرآن کریم در ارتباط با چگونگی برگردان این واو در 12 شاهدمثال قرآنی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد 47.7% از مجموع عملکرد مترجمان مطابق نظر بصری، 23.6%، ترجمه ها مطابق نظر کوفی و 27.7% موارد نیز عملکردی نادرست از نظر نحوی را دربرمی گیرد. در این میان بیشترین تطابق با نظر کوفیان از آن ارفع و صادق نوبری با 7 عملکرد کوفی و بیشترین تطابق با نظر بصریان از آن مشکینی با 10 عملکرد بصری است. بیشترین تعداد ترجمه نادرست نیز متعلق به حدادعادل با 6 ترجمه نادرست است.
۲۶۸.

مقاربة لسانیة لآلیات الترابط النصيّ فی الدعاء السابع من الصحیفة السجادیة علی ضوء منهجیة رقیة حسن ومایکل هالیداي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
مسأله التماسک النصیّ تُعدّ قضیه محوریه فی الدراسات اللسانیه لاسیما الدراسات المهتمه بظاهره الترابط النصی فی الأعمال الأدبیه ذلک لأنها تعد من المقدمات الجوهریه فی بناء أیّ نصّ وصیاغته. وظاهره التماسک النصی یدور مفهومها حول الارتباط بین أجزاء النص لیجعله منسجما ومتماسکا. وأشهر الأدوات التی تُوظَّف فی مثل هذه الدراسات للکشف عن الانسجام داخل النص هی: الإحاله بأنواعها والاستبدال والحذف والتضام والتکرار والربط أو الوصل وغیر ذلک، وهذا یعنی أن التماسک النصی خاصیه ضروریه فی کل نص أدبی یؤدی توظیفه إلی تحویل النص إلی سبیکه واحده متلاحمه الأجزاء. ترید هذه الدراسه من خلال المنهج الوصفی- التحلیلی واعتمادا علی المنهجیه اللسانیه لرقیه حسن ومایکل هالیدای تسلیط الضوء علی عناصر الاتساق فی الدعاء السابع من أدعیه الصحیفه السجادیه لتدرس العلاقات المتشابکه والمترابطه فیه مع تحلیل الإحصائیات وبیان دورها ومساهمتها فی تحقیق التماسک. ومن النتائج التی توصلت إلیها الدراسه التی بین أیدینا هی أن عناصر الاتساق فی هذا الدعاء قد ساهمت بشکل ملحوظ فی ترابط أجزاءه وإیصال السابق بما یلیه من أجزاء النص لیظهر کأنه کله جمله واحده تفید غرضا واحدا ولو لا هذا الاتساق لتباعدت أجزاءه ولکانت مشتته متفرقه؛ بالإضافه إلی هذا فإن هذه الأدوات ساهمت تاره فی الإیجاز المرغوب فیه کما فی نماذج الحذف المذکوره وکذلک أدی التضام إلی تلوین الخطاب بألوان مختلفه من البیان لیطرد السأم عن السامع والمتلقی ویجعله یتفاعل مع النصّ نفسیا.تشعبت الدراسات اللسانیه حدیثا مما أدی إلی تطور المقاربات الدراسیه للنص الأدبی بشکل ملفت وواضح، بعد ما کان الترکیز علی الجمله باعتبارها وحده لسانیه قابله للتحلیل زمنا طویلا. علما أن لسانیات النص تسعی فی طریق معالجه النصوص وکشف تماسکها عبر البحث فی کیفیه ترابط النص والأجزاء المکونه له وکذلک عبر إبراز العناصر اللغویه التی تساهم فی جعل النص وحده واحده قائمه بذاتها متمیزه عن غیرها. فی هذا البحث نتطرق إلی الدعاء السابع من أدعیه الصحیفه السجادیه لندرس خلال ذلک عناصر الانسجام والترابط النصی المتمثله بالإحاله والاستبدال والحذف و....کذلک العلاقات الدلالیه کالتفضیل بعد الإجمال والسبب والمسبب والاتساق الصوتی وقد ظهر أن کل عنصر من هذه العناصر کان قد لعب دورا هاما فی جمال هذا الدعاء وتماسکه والسبیل إلی ذلک أن الباحث فی کل فقره یأتی بتمهید ثم بجداول إحصائیه لکل عنصر. وعلی أساس هذه العناصر یناقش أثر هذه العناصر فی إیجاد الإبداع الأدبی محاولا إزاحه الستار من أمام أعین المتلقی کی یفطن بشکل أجلی لموضع الجمال فی هذا الدعاء کما تجلّی من خلال المقاربه اللسانیه أنّ العناصر اللسانیه أدت وظیفه کبیره فی ترابط أجزاء هذا الدعاء ببعض بحیث إن النص تحول رغم تعدد الجمل الوارده فیه إلی لحمه واحده وأن هذه العناصر هی التی جلبت الجمال لنص الدعاء لدرجه أننا لو افتقدناها فیه لأصبح مشتته ومجزأ لا یؤدی غرضه ولم یحصل الإبداع المتوفر فیه حالیا. الدراسه التی بین أیدینا تحاول معالجه الترابط النصی بأشکاله التالیه أولا الاتساق النحوی وهو ترابط العبارات والجمل مع بعض عبر وسائط لغویه کالإحاله والاستبدال والحذف والربط. ثانیا الاتساق المعجمی ویشمل هذا النوع من الاتساق: التضام والتکرار وثالثا العلاقات الدلالیه وهذا القسم یضم کلا من التفصیل بعد الإجمال و موضع الخطاب والسببیه والعموم.تم توظیف کل من آلیه الإحاله والاستبدال والحذف والوصل والاتساق المعجمی فی نص هذا الدعاء من أجل ربط أجزاءه، وفی هذا الصدد ساهمت الإحاله بأنواعها المقامیه والنصیه باتساق فقرات الدعاء وذلک من خلال ترابط النص وإیصال السابق بما یلیه من الکلام. أسفرت عناصر الترابط النصی لا سیما عنصر "موضع الخطاب" بشکل واضح عن تسلسل الأفکار وجعلها تترتب ترتیب المقدمات لحصول النتائج. کان للتکرار لا سیما التکرار المعنوی أثر بلیغ فی تأکید بعض الأغراض مع تحاشی الألفاظ المکرره التی قد تجلب الممل والسأم لدی المتلقی. ساعد التضام بالإضافه إلی اتساق النص فی تلوین الخطاب بألوان مطرزه متعدده تبعث فیه النشاط والحیویه داخل نص الدعاء وتطرد الروتین والإیقاع المکرر. کما أن دراسه الاستبدال فی هذا الدعاء تُظهر أن هذا الأسلوب ساعد المتلقی فی استیعاب النص أکثر وحال دون حیرته فی ربط بعض العناصر ببعض. تمکن الحذف فی هذا الدعاء من الإیجاز وترک فجوه تحتّ المتلقی علی البحث فی النص باستمراریه لسدّ الفراغ واکتشاف ما نقص منه وبذلک فتح المجال للقارئ لیکون أحد الأطراف المشارکه فی إیجاد النص وفهمه. استُخدِمَت العلاقات الدلالیه کالتفصیل بعد الإجمال فی ترابط النص من خلال ذکر الفکره موجزه تحثّ السامع علی مواصله الاستماع لیأتی بعد ذلک بالتفصیل کالدلیل علی ما ذکر من کلام فی البدایه مع التأکید لأن الکلام فی مثل هذا الأسلوب یذکر الشیء الواحد مرتین مره فی داخل الإجمال وأخری فی بطن التفصیل.یشکل الاستبدال ملمحا ذا أهمیه من ملامح هذه الدعاء إذ یلجأ إلیه الإمام علیه السلام فی أکثر من موضع لربط أجزاء الکلام ببعضه. وقد ساهم هذا الأسلوب بشکل جلی فی تماسک النص عبر عده وسائل: أولا الإیجاز والاقتصاد فی کمیه الألفاظ، حیث نجد أن المتکلم بدل أن یعید مجموعه من الألفاظ یلخصها بتعبیر مقتصر یغنی عن إعادتها کما لاحظنا هذا فی النموذج الأول إذ إن قوله (فیما شکوت) أغنی عن مجموعه من الألفاظ لا یقتضی المقام إلا إیجازها وهذه الألفاظ هی کما جاء فی الرسم البیانی (وقد نزل بی یا رب ما قد تکأذنی ثقله وألم بی ما قد بهظنی حمله....) وکذلک فی النموذج الثانی جاء الاستبدال الاسمی لیحلّ محل مجموعه من التعابیر ومثل هذا الأسلوب یسهل علی القاصّ والناصّ عملیه الربط وطرح الألفاظ حسب المقام وما تتطلبه الحاجه. ثانیا یوجد فی الاستبدال نوع التوکید لأن فی هذه عملیه یوجد عنصران هما: البدل والمبدل منه، والبدل یذکر مرتین مره فی داخل المبدل منه وتاره أخری فی الاستبدال کما شاهدنا هذا الأمر فی الجداول المذکوره آنفا. ثالثا أن الاستبدال فی هذا الدعاء ساهم فی استمراریه المعنی من خلال إیصال المعنی السابق باللاحق دون تکرار الوحده اللغویه. ومن أنواع الاستبدال الذی یساهم فی اختزال الکلام وربطه ببعض مع إفاده معنی التأکید دون التکرار استخدام اسم الاشاره کما فی قوله: (فافعل بی ذلک) حیث إنّ (ذلک) سدت مسد (ما منیتُ به) وقوله (ما وقعتُ فیه) ومثل هذا واضح دوره فی الربط وتماسک النص.
۲۶۹.

التّكافؤ المعجميّ في التّرجمة العربيّة لديوان عبد القادر الجيلانيّ بناءً علي نظريّة مُني بيكر (ترجمة منال اليمنيّ عبد العزيز أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۲۴
تسعی عملیّه التّرجمه إلى تحویل النّص من لغه إلى أخرى مع نقل المعنی والنّغمه والأسلوب بدقّه. فهی تأخذ حیزا تواصلیا حاسما من خلال سدّ الفجوه بین اللّغات المختلفه وتسهیل التّفاهم عبر الثّقافات والمجتمعات المتنوعه. وفی الغالب تشکّل اللّامتکافئات عوائق لهذه العملیّه، حیث تُبذل جهود جباره لإیجاد مکافئ أنسب لکلّ مقام. وکان نموذج التّکافؤ الوظیفیّ لمنی بیکر یشتمل علی خمسه مستویات، وهو عملیّه یفهم فیها المترجم مفهوم النّص المصدر ویجد طریقه مناسبه للتّعبیر عن نفس المفهوم فی نص الهدف. ویحاول بحثنا هذا، معتمداً المنهج الوصفیّ – التّحلیلیّ، أن یدرس التّرجمه العربیه لدیوان عبد القادر الجیلانیّ وفق التّکافؤ المعجمی. ویتبین من خلال البحث أنّ تقنیه الاقتراض کانت أکثر التّقنیات توظیفا؛ وجاءت تقنیه الکلمه العامه أو الخاصه فی المرکز التّالی استخدمها المترجم عند مواجهه البنیه المختلفه فی اللّغتین العربیّه والفارسیّه، والأسلوب والسّیاق الشّعریّ المتمایز.  ثمّ جاءت تقنیه الحیادیه لتدلّ علی التزام عبد العزیز بالحفاظ على الفروق الدقیقه والتّعقیدات فی الماده المصدر. وشغلت تقنیه البدیل الثّقافیّ المرکز الرابع وهی من النّقاط الّتی تؤخذ علی المترجم. وجاءت تقنیه الشّرح وصیاغه مفردات ذات علاقه فی المرتبه التالیه وکانت خیارات المترجم فیها موفقه وناجحه. ثمّ جاءت تقنیه التّرجمه الإیضاحیه ، وتقنیه الحذف فی المرتبتین التالیتین، وهذه الأخیره نشأت من الفهم الخاطئ لتحلیل المفرده ومن تجنّب التّکرار. والمرکز الأخیر اختص بتقنیه التّرجمه الشّارحه بصیاغه کلمه لیس لها صله.
۲۷۰.

تمظهرات الصراع الاجتماعي في رواية «أدركها النسیان» لسناء شعلان بناءً علی نظرية لويس كوزر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۲
قد حاول العدید من الباحثین وعلماء الاجتماع البحث عن الصراع الاجتماعی وظواهره ونتائجه فی المجتمع البشری. وکان أحد هؤلاء العلماء والباحثین هو لویس کوزر الذی قدم نظریه ممنهجه ومتقنه عن هذه الظاهره. لقد تأثر کوزر بالفکر المارکسی وأکد علی أنّ الصراع الاجتماعی ینشأ عندما تتصادم الأهداف غیر المتوافقه، سواء کانت ملموسه أو غیر ملموسه. وقد یکون هذا الصراع نتیجه التنافس على الموارد المحدوده أو السلطه أو الأعراف. وبما أن هناک علاقه متجذّره ومتماسکه بین الأدب والمجتمع فیتأثر بسیاقه المجتمعی، ویمکن القول بأن کل نص أدبی هو تجربه اجتماعیه، وأداه تقویمیه للمجتمع تأخذ علی عاتقها تبیین الصراعات الاجتماعیه والحدّ منها، کما أنه مرآه صادقه تکشف عن مساوئ المجتمع ومهاویه وترسم اتجاهات الأشخاص والمجموعات المختلفه. وبما أنّ روایه «أدرکها النّسیان» هی روایه الطبقه المحرومه المضطهده فتُصوّر صراعهم مع أصحاب السلطه، فیسعی الباحثان دراستها مستخدمَینِ المنهجَ الوصفی التحلیلی، معتمدینِ علی المحاور المقترحه فی نظریه کوزر، من أجل تحلیل ودراسه التمثلات الصراعیه ودورها فی تشکیل العلاقات الاجتماعیه والأیدیولوجیه والخطاب السائد فی الروایه. وأما الذی دفع الباحثین إلی اختیار هذا الموضوع، فهو أنّ دراسه الأدب لاسیما الروایه من منظور علم الاجتماع وتوظیف الآلیات السوسیولوجیه تقدم رؤیه جدیده ودقیقه فی التحلیل والتأسیس. ومن أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ جمیع أنواع الصراعات کانت حاضره فی النص وفق نظریه کوزر حیث لعبت السلطه دورًا حاسمًا فی الصراع الواقعی، وعندما أدرک بطلا الروایه أنهما بعیدانِ عن القرارات السیاسیه والمصیریه زادت المشاحنات والتوترات مع السلطه ووضعت الصراع غیر واقعیّ، وکانت الصراعات الخارجیه نتیجه للنظره الدونیه والمحتقره للآخر/المرأه، وأما الصراع الداخلی فیتمثَّل غالبًا فی الأهداف والمعتقدات المتضاربه داخل مجتمع الروایه حیث تری المصالح الشخصیه هی الهدف الأساس.
۲۷۱.

ظاهرة القرآنيَّة فی الشعر العراقي الحديث شعر مهدی النَهيريّ أُنموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۱۹۶
تمثلت أهمیّه "القرآنیَّه" فی أنها تقنیه من التقنیات التی یتوصل بها الشاعر إلى زخرفه نصوصه الإبداعیه وجعلها زاخره بالتصویر الجمالی والواقعی ونظراً للمکانه الهامّه والمقدّسه التی احتلّها القرآن الکریم فی حیاه البشر عامه والمسلمین خاصه، واندفاع المبدعین عامه والشعراء خاصه للتروی من هذا النص المقدس ولرفد أشعارهم منه، وبسبب الأهمیه الکبیره لهذا الموضوع والتی تبین التفاعل الکبیر بین  النصّ القرآنیّ والنصّ الشعریّ؛ فقد وقع اختیارنا على هذا الموضوع.کما أنّ هذا البحث یهدف إلى إبراز القیمه الجمالیه والفنیه للقرآنیه "التناص القرآنیّ" فی الشعر العراقی المعاصر من خلال شعر مهدی النَهیریّ أنموذجاً، وکشف أبعادها لدى الشاعر، وقد اتبع الباحث المنهج الوصفی التحلیلی الذی یقوم بتحلیل الظواهر ومقارنتها بشکل أکثر تفصیلاً، من خلال عرض النصوص الشعریه التی تحمل ظاهرا أو باطناً ظاهره "القرآنیَّه"  أو دلالاتها، وبیان فاعلیه "القرآنیَّه" فی تلک النصوص.وقد توصل البحث إلى عده نتائج أهمها: إنّ "القرآنیَّه" باتت تمثل ظاهرهً من ظواهر تولید النصّ الإبداعیّ لدى شاعرنا، وجعلت نصّه الشعریّ منفتحاً وذا دلالات وإیحاءات یستطیع المتلقی القارئ وغیر القارئ الإمساک بها، فضلاً عن أنها نمّت الذاکره الشعریه للشاعر ومخیلته وتقوّیها من خلال التناص مع معانی ومفردات وصور النصّ المقدّس وجعلت نصّه ملتصقاً بالماضی، فهی حبل متین بین الماضی والحاضر، وقد شکّلت "القرآنیَّه"  قیمًا بمحاور تتراوح بین إبقاء بنیه النصّ القرآنیّ والمحافظه على علاقته الداخلیه لفظاً ومعنىً، أو محاوله انتزاعها والتعدیل علیها فی إطارها الأول، والمصاحبات الدلالیه المعنویه فی إقامه أنساق جدیده من العلاقات ضمن المنجز الشعریّ.
۲۷۲.

قراءة صورة الآخر الفرنسي بين النمطين السلبي والإيجابي فی الرواية الجزائرية (روايات معمر حجيج أنموذجا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
تعد ثنائیه الأنا والآخر من أهم مباحث الأدب المقارن، إذ تحیل هذه الثنائیه الجدلیه فی الأغلب على الصراع الطبقی والحضاری، لتحدید مفهوم الأنا لا بد من وجود الأنا/ الذات المرکزیه نقیس من خلالها ذلک الآخر ونتعرف علیه، فالآخر یعنی شخصا آخر أو جماعه مغایره، ویکون الآخر هو الکائن المختلف عن الذات وهو مفهوم نسبی ومتحرک، ذلک أن الآخر لا یتحدد إلا بالقیاس إلى نقطه مرکزیه هی الذات، فالآخر هو انعکاس للأنا والروایه الجزائریه زخرت بصوره الآخر الفرنسی الذی بقی عالقا فی أذهان الجزائریین، وهو ما تجسد فی کتاباتهم بالرغم من الاستقلال، لذلک تسعى هذه المحاوله عبر المنهج الوصفی- التحلیلی إلى دراسه أهم ما اعتمد معمر حجیج فی تصویره للآخر الفرنسی فی روایاته الأربع (اللیالی حبلى بالأقمار، معزوفات العبور، ذاکره منفى الجنون، مهاجر ینتظر الأنصار) وإبراز أنماط هذا الآخر بین السلبی والإیجابی من خلال تصویره للشخصیات الفرنسیه والتعرف على خفایا ومستورات ذلک الآخر. تشیر النتائج إلى أن حجیج اعتمد فی تصویره للآخر الفرنسی على عده صراعات: منها الصراع الحضاری القائم بین الغرب والشرق، والصراع القائم بین الهویه الجزائریه والفرنسیه التی یحاول الاستعمار بمسحها، والصراع القائم بین الأدباء الفرنسیین المتحمسین لمصالح فرنسا، وصور الآخر الفرنسی فی الروایات ذات نمطین: سلبی وإیجابی، فصوره الضابط الفرنسی ذات نظره استعلائیه وصوره تتمیز بالشفقه على المساجین والاستعطاف علیهم، وکذلک بالنسبه إلى صوره الأستاذ، حیث تحاول تدمیر کل ما یتعلق بالهویه الجزائریه الإسلامیه والثقافه الجزائریه وإیجابیه، حیث تدعم کل الحرکات على مستوى الدفاع عن الحریه والاستقلال الجزائری وکذلک بالنسبه إلى صوره الأدیب، حیث ینظر کامو نظره دونیه إلى الجزائر، بینما سارتر فی نفس الروایه، یدافع بکل ما یملک من قوه عن القضیه الجزائریه ویفضح جرائم الاستعمار الفرنسی ویندد الصمت علیها.
۲۷۳.

جدلية المدنس والمقدّس في الخطاب الشعري لمحمد صابر عبيد قراءة في قصيدة عشب أرجواني يصطلي في أحشاء الريح وفق رؤية جون سيرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
التداولیه فرع من فروع الدراسات اللسانیه التی تعنی باللغه کأداه للتواصل. والتّداولیه اللسانیه تعالج الأفعال الکلامیه، بوصفها الجزء الأساسی فی الدراسه التداولیه التی تعکف علی اللغه فی ضوء علاقتها بالمعنی والجهه التی تنشده من خلال العلاقه المعهوده بین المنتج والمرسل إلیه. یعدُّ جون سیرل من البارزین فی هذا المجال وأخذ فرضیاته لاتجاهه اللسانی والتداولی من أستاذه أوستین غیر أنَّه وضع التصنیف الآخر للأفعال الکلامیه وعالجها معتمداً علی المعطیات السیاقیه ودور طرفی التخاطب فی البناء اللغوی وجعل هذا الرعایه الأساسیه شرطاً فی إنجاز الفعل اللغوی وفاعلیته. یضمُّ هذا البحث بین دفئتیه مقاربه لقصیده عُشبٌ أرجوانی یَصطلی فی أحشاءِ الرّیح لمحمد صابر عبید فی ضوء نظریه الأفعال الکلامیه لجون سیرل. والهدف فی هذا العرض التداولی، الکشف والإبانه عن الخصائص اللغویه وفهم مقصدیات الخطاب الشعری عند الشاعر. وما توصل إلیه البحث هو أن التنضید اللغوی فی هذه القصیده یرتبط بالمعانی والمقاصد والشاعر أکثر من الأنماط اللغویه الخبریه والإنشائیه المختلفه والتعبیریه ذات الوظیفه الإنجازیه من منظور تعاملی تأسیسی، کما أکثر من استخدام الأفعال التوجیهیه الإنجازیه لبناء الممارسه الثوریه عند المتلقی وتحریکه للرفض والتصدی ومواجهه النزعه المادیه فی داخله و دفعه نحو المواجهه والبناء من الجدید بعد تجاوز القتامه الوجدانیه والروحیه عند الإنسان المعاصر ودفع الإنسان لمناصره المقدس الوجودی ومواجهه المدنس الذی یسطیر علی الروح الإنسانیه، وأیضاً تکتظُّ القصیده بالأفعال التحذیریه تجعل المستقبل فی وهج من الشفافیه والوضوح. وهذه المجموعه من الأفعال بعرض سلبیه الواقع تدفع وتحرّض علی مواجهه السلوکیات التی تسبب مأساه المستقبل وضیاع الإنسان؛ وللأفعال التعبیریه حضور واسع فی القصیده، تعبّر عن حزن الشاعر ومکنونه بسبب طغیان الجانب المادی علی الجانب الروحی وسیطره المادیه والوحشیه علی الصفاء والطهر الداخلی للإنسان، مما یسبب نشوب الحرب والصراع علی وجه الأرض. المقصدیه النهائیه التی من أجلها یتکوّن العمل الإبداعی عند الشاعر والدلاله المرکزیه التی تبوح به الأنظمه اللغویه والأنساق اللغویه الظاهراتیه، هی مواجهه الزاغ أو الجوانب المظلمه داخل الروح الإنسانیه وبثّ الیقینیه بحتمیه مأساه الإنسان المعاصر عند مناصره الوحشیه الکامنه داخله وسیطره المدنس علی المقدس بداخله، مما یؤصل فی نفس الإنسان الانکفاء الواسع لمواجهه الجوانب المظلمه فی نفس الإنسان، وهذا هو ما یظهر بالرؤیه التَّداولیه وبدراسه أفعال الکلام وفق منظور سیرل.
۲۷۴.

تحليل الاستعارة الاتجاهية (فوق -تحت) في رواية فرانكشتاين في بغداد لأحمد السعداوي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۴۹
یعتبر علماء اللغه المعرفیون، مثل لایکوف وجونسون، الاستعاره لیس کحرفه أدبیه؛ ولکن کأداه مناسبه لکیفیه التفکیر والإشاره إلیها على أنها استعاره مفهومیه. من الأنواع المهمه من الاستعاره المفهومیه هی الاستعاره الاتجاهیه، ولها دور مهم فی نقل الدلالات الثقافیه والتعبیر عن موضوعات مجرده فی شکل أحاسیس وتجارب مادیه. یتناول هذا المقال الاستعاره الاتجاهیه (فوق تحت) فی روایه فرانکشتاین فی بغداد ، بطریقه وصفیه تحلیلیه. على الرغم من أن التخطیط (فوق تحت) فی الروایه، یستخدم فی الغالب للتعبیر عن الحالات الفیزیائیه الطبیعیه، إلا أن المؤلف فی بعض الحالات یشیر أیضا إلى نیته باستخدام التغریب والانزیاح واستخدام الاستعارات المضمونیه. فی هذه الروایه، یتم استخدام استعاره اتجاهیه (فوق) مع موضوع الهیمنه، والقوه، والصحه، والسعاده، والحیاه، والجبر، والوفره، والعقلانیه، والإیمان، والفهم، والفرج، والأمل، والمکانه الاجتماعیه الجیده، والمعرفه، والدفء، والفخر. ومن ناحیه أخرى، فقد ذکر المؤلف ضمن الاستعارات الاتجاهیه (تحت)، وهو ما یعنی السیطره، والضعف والعجز، والمرض، والحزن، وما إلى ذلک. وقد تصور المؤلف الحاله المادیه لهذه المواضیع، ولإدخالها فی ذهن المخاطب، استخدم کلمات، مثل "فوق"، و"علی"، و"تحت"، وأیضا الأفعال الماضیه والمضارعه. استخدم المؤلف المواقع الفیزیائیه والجسدیه للإنسان فی العالم والتجارب الموضوعیه له حتی یشیر إلی المیزات الثقافیه والفکریه ودلالاتها التی تحملها هذه الاستعارات. بعباره أخری، فهو باستخدامه لهذه الاستعارات، أعطی الکلمات معانی جدیده وجعل لبیانه قوه تمیزه عن سائر الکلام.
۲۷۵.

مظاهر الواقعيّة السحريّة في رواية «الولي الطاهر يعود إلي مقامة الزكي» للطاهر وطار؛ دراسة المكان، الزمان والشخصيّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۲۵۹
الواقعیّه السحریّه هی منهج جدید لکتابه الروایات المعاصره، حیث یتشابک الواقع والخیال بطریقه تبدو فیها کل الأحداث غیر الواقعیّه والخیالیه  فی سیاق الروایه حقیقیه وطبیعیه تماماً. وقد ظهر هذا الاتجاه فی روایات بعض الکتّاب العرب ومنهم الکاتب الجزائری الشهیر، الطاهر وطار. وفی روایه «الولی الطاهر یعود إلی مقامه الزکی»، نواجه جهود الکاتب فی الاتکاء علی بناء سردی حدیث وتوظیف الحلم کحیله فنیه تعطیه الفرصه لإبراز ما کان کامناً فی باطنه. یهدف هذا البحث إلى وصف الفضاء السردی ودراسه التقنیات السردیه علی أساس الواقعیّه السحریّه، ونظراً إلى أن هذه الروایه هی الخطوه الأولى للکاتب فی توظیف هذا النوع الأدبی، یبدو من الضروری إجراء بحث من أجل تطبیق الواقعیّه السحریّه علیها. وقد اعتمدنا فی هذه الدراسه علی منهج النقد الاجتماعی بطریقه وصفیه- تحلیلیه. وتدّل النتائج  علی أنّ الروائی  وفّر بهذه التقنیه  فضاءً للتعبیر عن واقع المجتمع الإسلامی ومشاکل المجتمع الجزائری وعبّر عن رؤیته النقدیه. وقد بنی روایته علی أساس فضاء اللاوعی، کما نشاهد تشتتاً فی الفترات الزمنیّه المختلفه، إذ جعل الروائی الماضی مسرحاً للأحداث التاریخیه التی تشکل خلفیه للانفعالات النفسیه فی الحاضر، فقد لجأ الروائی إلی التاریخ ووضع الشخصیات التاریخیه فی قوالب أسطوریه واستفاد من قضیه قتل مالک بن نویره علی ید خالد بن الولید بمنزله رمز وهدام القواعد الزمانیه والمکانیه وعرض حبکه الروایه بشکل لولبی لتنکیر التکفیر وتقبیح العنف طوال التاریخ.
۲۷۶.

آسیب شناسی عملکرد مترجمان قرآن در برگردان رابط ها بر اساس انسجام پیوندی (واکاوی موردی: فولادوند، خرمشاهی و مکارم شیرازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۲۷
از سال 1976 و با طرح نظریه انسجام از سوی هلیدی و رقیه حسن این نظریه مبنای بسیاری از پژوهش های تحلیل گفتمانی قرار گرفت. قرآن کریم نیز به عنوان متنی وحیانی قرن های متمادین است که عرصه بررسی های زیبایی شناختی قرار می گیرد و به گواهی قرآن پژوهان پیشین و پسین نظم هوشمندانه و ترتیب شگرف عبارات قرآنی در کنار شیوایی الفاظ و بلندی مضامین از جمله نشانه های انسجام متن و از وجوه اعجاز قرآن به شمار می رود. از جمله مؤلفه های انسجام، اصلی با عنوان انسجام پیوندی است که از نقش رابط ها در ایجاد پیوستگی میان عبارات سخن می گوید؛ همان عنصری که در کنار عناصر واژی- دستوری، ارتباط منطقی میان اجزای صورت متن را رقم می زند. هلیدی و رقیه حسن در این نظریه، ابزارهای ایجاد انسجام پیوندی را به چهار نوع اضافی، تقابلی، سببی و زمانی تقسیم کرده اند. در قرآن از رابط های متنوعی برای پیوند میان آیات و عبارات استفاده شده، اما موضوع مهم و مورد بحث این مقاله، کیفیت بازسازی آن ها در زبان فارسی است. به همین منظور، در این مقاله ابتدا با روش توصیفی- تحلیلی  وضعیت رابط ها در گزیده ای از آیات قرآن بررسی و سپس وضعیت عملکرد مترجمان به بوته نقد گذاشته شد که در نهایت، به علت عدم به کارگیری این ابزار انسجامی، اشتباهاتی در تشخیص و به تبع آن در برابریابی رابط ها  به چشم می خورد.
۲۷۷.

دراسة في أساسیات الأسباب المبررة للجریمة في القانون الجنائي الإیراني من منظور النظام الأساسی للمحكمة الجنائیة الدولیة وأساسیات الفقه الإسلامی والأسس الفكریة الّتی تحكم الشریعة الإسلامیة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۶۰
الأسباب المبرره للجریمه هی الأسباب والعوامل الّتی تزیل الشخصیه الإجرامیه من السلوک الّذی یعدّ جریمه فی الظروف العادیه، وتضفی علیه مظهراً خالیاً من اللوم. فی الأسباب المبرره للجریمه، یکون فعل مرتکب الجریمه ذا منفعه اجتماعیه، ولهذا السبب، لا یعاقب علیه فحسب، بل یتمّ مدحه وتشجیعه أیضاً. الأسباب المبرره للجریمه هی قضایا أساسیه ومهمه فی القانون الجنائی الوطنی والدولی. و رغم أنّ عنوان الأسباب المبرره للجریمه لم یرد فی الفقه الإسلامی، إلّا أنّه فیما یتعلّق بأسس هذه المؤسسه الشرعیه، یمکن الرجوع إلى الآیات القرآنیه والفقه والأحادیث الشریفه. ومن منهج الشریعه الإسلامیه فإنّها تقوم على مبدأ أنّ السلوکیات المحرمه محرمه عموماً على الجمیع. ولکن استثناءً لهذا المبدأ، أجاز الشرع بعض السلوکیات تجاه الأشخاص الّذین یتمتعون بصفات معینه. لأنّ الوضع الّذی یحکم الأفراد والفئات الاجتماعیه یقتضی هذه الإباحه. إعتمدت الدراسه بالمنهج التوصفی التحلیلی وتهدف الدراسه أسس جواز الفعل فی الأسباب المبرره للجریمه، وأظهرت النتائج أنّنا نرى اختلافات جوهریه فی الرأی فی مجال الجریمه. أساس جواز الفعل فی الأسباب المبرره، و یرى البعض الآخر تجنّب النتائج غیر الساره، ویشیر الرأی الثالث إلى الحق المعنوی کأساس للأسباب المبرره، والنظریه الرابعه تعتبر تحقیق فوائد أعلى و أضرار أقل کأساس للأسباب المبرره.
۲۷۸.

تحليل اثر داستانی البحث عن الشمس بر اساس مربع نظام های معنايی لاندوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
داستان «البحث عن الشمس» نوشته عزالدین جلاوجی، نویسنده معاصر الجزایری، بازتاب دهنده واقعیت سرزمین فلسطین و نبرد مردم آن برای آزادسازی میهنشان و تلاش برای بازیابی هویت ازدست رفته است. در این اثر، الگوی لاندوفسکی، از نظریه پردازان حوزه نشانه -معناشناسی، مبنای تحلیل قرارگرفته است. او بر این باور است که معنا در روایت از خلال کنش هایی همچون مجاب سازی، القا، تشویق، تطبیق و تصادف شکل می گیرد و با محوریت یافتن کنش، لایه های گوناگون معنایی پدید می آید. هدف از انجام پژوهش، تحلیل نظام های معنایی موجود در متن رمان بر اساس الگوی لاندوفسکی است. انجام این تحقیق از آن جهت اهمیت و ضرورت داد که می تواند درباره نحوه کشف نظام های معنایی متن و تحلیل آن ها در متون مختلف کمک کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت با فضایی تنش آلود و معرفی «مقهور» به عنوان شخصیت ایستا آغازشده و در ادامه، شخصیت «غریب» باهدف متقاعد ساختن مقهور برای ایستادگی در برابر ربیب وارد صحنه می شود. غریب با گذر از مراحل دشوار مجاب سازی، سرانجام موفق می شود مقهور را به کنش وادارد؛ کنشی که منجر به بیرون راندن ربیب و شکستن حصاری می شود که به دست ربیب و حامیانش بنا شده است. در پایان، با تحقق هم آیی و شکل گیری توانش کنشی، مقهور به شخصیتی فعال با جهت گیری مثبت تبدیل می شود و با آغاز کنش از سوی او، فلسطین به عنوان ابژه ارزشی روایت، به رهایی دست می یابد. نظام معنایی برنامه داری در مجموع بر دیگر نظام های معنایی در این رمان غلبه دارد و باعث حرکت پی رفت داستان، خلق حوادث جدید و تغییر وضعیت زیستی کنشگران داستان شده است.
۲۷۹.

بررسی و تحلیل مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن از نگاه ادونیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۸
مفهوم ادبیّت متن و مؤلفه های آن، یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در حوزه نقد ادبی به شمار می رود که علی رغم تلاش های فراوان ناقدان و ادیبان هنوز برای آن تعریفی قطعی و مشخص ارائه نشده است؛ ادونیس نظریه پرداز و منتقد برجسته عرب، یکی از معدود ناقدانی می باشد که توانسته درباره ادبیّت نظریات جدیدی را مطرح سازد. دیدگاه های وی در این عرصه از حوزه ی تعاریفی محدود، پیرامون شعر خارج گشته و وارد حوزه وسیع تری یعنی تئوری ادبیات گردیده است؛ لذا در مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، مفهوم ادبیّت و مؤلفه هایش را این بار از نگاه ادونیس موردمطالعه قراردادیم. آنچه بر ضرورت انجام چنین پژوهشی تأکید می کند، آن است که یافتن دیدگاه ویژه ی ادونیس نسبت به موضوع ادبیّت و مؤلفه های آن زمینه ساز درک صحیح تر نظریه شعر وی و برجسته ساختن جایگاه منحصربه فردش به عنوان یک نظریه پرداز ادبی می گردد؛ ازاین رو هدف نگارندگان در این پژوهش تبیین سازی مفهوم ادبیت از منظر ادونیس می باشد که در راستای تحقق آن ابتدا، به تبیین مفهوم ادبیّت و مهم ترین مؤلفه های آن را با تکیه بر نظرات ناقدان عربی و غربی پرداختیم سپس از طریق مقایسه این مبانی، با نظریات ادبی ادونیس تلاش نمودیم تا به دیدگاه ادبیّت وی دست یابیم. نتایج پژوهش حاکی از آن می باشد که ادونیس در نظریه ادبیتش واژه ی شعریت را معادلی برای ادبیّت قرار داده و بمانند ناقدان غربی و عربی از ادبیّت به عنوان نظریه ای برای تأمل در داوری های زیبایی شناختی متن بهره گرفته است بعلاوه ازنظرش مرحله کتابت، به مثابه حلقه پیوند میان مرحله اول (شفاهی) با مرحله سوم، (نوگرایی ادبی) می باشد و شعر در این مرحله به ساختاری باز با دیدگاه های متعددی تبدیل می گردد
۲۸۰.

تقنيات الصورة الفوتوغرافية في رواية «جوع العسل» لزهران القاسمي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
الهدف والمقدمه:  تهدف هذه الدراسه لإبراز النقاط المحوریه المتمثله بتقنیات الصوره الفوتوغرافیه، وإظهار الفواعل الدرامیه لها، کی تنتج عنصر الحرکه والنظم فی النص القصصی، إمّا من خلال الصور الاستذکاریه أو الإتیان بإطار یتمیّز بعنصر السرد الروائی. ولإبراز مدى تفاعل المرسل مع مقومات الصوره الفوتوغرافیه وقواعدها فی السرد الروائی، وإیجاد حدث درامی من خلال تصویر البیئه المحیطه بالشخصیات الرئیسه للروایه، وهذا ما یقترن فی الکتابه بالکلمات. تعیین بعض التفاصیل المتعلقه بالنص السردی کقُرب وبُعد الأشیاء فی زوایا الإطار، وتجسید خطوط الأفق فی تصاویر البیئه الجبلیه والصحراویه، واستبعاد وتقریب العناصر لاستشعار العمق الفراغی فی الصور. الفنون البصریه أو الفنون المرئیه هی التی تُنتج للمتلقی أعمال فنیه ضخمه، ثم یقوم النقاد والمتخصصون فی کل مجال من تلک الفنون بتقییمها حسب آلیاتها الفعّاله وما تقدمه من مفاهیم قیّمه للمتلقی، وفقاً للغه المرئیه التی تلهمه بأفکار ورموز، وأحیاناً دلالات معقده غیر سطحیه بهدف تخلید بعض الأحداث التاریخیه، والموضوعات الأدبیه والاجتماعیه، والسیاسیه، وما شابهها، و الأثر الفنی الواحد کفیل بإیضاح قضیه یصعب شرحها باللغه المکتوبه أو المنطوقه، وهذا ما یدل على مهاره استیعاب الفنان فی اختیار الأسالیب البصریه المتناسبه مع إدراک المتلقی. ونجدر بالذکر أهم الفنون المرئیه ذات الصله بالأدب الروائی؛ فن الرسم، والمسرح، السینما، خاصه الفوتوغرافیا. تعتبر الصور الفوتوغرافیه أهم عناصر اللغه المرئیه فی العصر الراهن، حیث یقوم الفنان بتوظیفها لنقل الأحاسیس والمعلومات کأداه إشاریه، وقد تلعب هذه الصور دوراً مهمّاً فی توحید الأفراد والشعوب المختلفه؛ لأنّها تحتوی على لغه مرئیه یتفق علیها جمیع أقشار المجتمعات البشریه. إنتاج الصور أمر ضروری لتخلید الحضارات الإنسانیه بصوره دقیقه، فنرى أنّ للصور الفوتوغرافیه مکانه مرموقه فی عصرنا الحالی نظراً لمواکبتها التطورات التقنیه منذ القرن التاسع عشر، لذا تُستخدم لأغراض جمه؛ وثیقه ومستند، وعمل فنی، وخطاب بصری، أو للتعبیر عن الحالات النفسیه. إنّ الخلفیه التی تتمیّز بها الصور الفوتوغرافیه هی محاوله الإنسان لتسجیل نشاطاته العلمیه وواقعه الاجتماعی، وفی هذه الحاله قد یحل الفنان محل الراوی الذی یروی الحدث بواسطه الرؤیه المرئیه.المنهجیه: تناول هذا البحث تقنیات وأنماطاً متعدّده للصور الفوتوغرافیه وفقاً للمنهج الوصفی- التحلیلی والتداولی، فکشف عن تفاعل النص الروائی مع آلیات الصوره الفوتوغرافیه وکیفیه تمکّن المرسل من إیصال الفکره المتجلیه من الوحدات البنائیه الأساسیه للسرد، إلى المرسل إلیه.المستجدات: تتسم روایه "جوع العسل" لزهران القاسمی بقواعد فوتوغرافیه عدّه حیث یجسّد فیها الراوی ثیمات الصور الفوتوغرافیه لما لها من قدره على التفاوض مع الأحداث وخاصه فی القرى العمانیه. وظف القاسمی تقنیه الصوره الفوتوغرافیه لتجسید الحیاه الاجتماعیه والمعیشیه فی بعض القرى العمانیه، والترکیز على أعمال النحالین الثلاث فی البیئه الجبلیه ورحلات بحثهم عن العسل الجبلی، وإظهار أسلوب الحیاه فی هذه المناطق کالسهول، والأودیه، والفلاه، وسفوح الجبال، وتحدیداً تخوم الجبل الأبیض وسلسله جبال الحلوى، أو تجسید الثقافه العمانیه خاصه فی المناسبات المختلفه المتجلیه فی الحفلات المتنوعه، وطریقه اللبس، والأکل، واللهجه، والموسیقى، والجوانب الدینیه.البحث والنتائج: تقدم الصوره الفوتوغرافیه نظره شامله للمرسل إلیه، وتُعبّر عن أفکار المصوّر وکیفیه خیاراته لبعض العناصر وترتیبها فی الإطار، وهذا الأمر یُعبر عن قدره الصوره المرئیه على مد جسور التواصل بین أنا الفردیه والجماعیه. وقد تعالج الصوره الواحده قضایا عدّه من المجتمع البشری من خلال نشرها على مواقع التواصل أو الصحف والمجلات والکتب، وبوصفها لغه مرئیه تنضم للخطاب البصری المندمج بالخطاب اللسانی لتکمله الفکره السائده؛ لأنّ المرسل إلیه لا یمکنه تحلیل الخطاب المرئی دون اللجوء للخطاب اللسانی واللغه المکتوبه للکشف عن الأبعاد المختلفه لها کالبُعد الاجتماعی أو السیاسی والاقتصادی والنفسی والإرشادی والسیمیائی وخاصه الأدبی، لتعالقه التام بالصوره المرئیه والواقع الملموس، لذا نوعیه العلاقه بین السرد الروائی المشبع بالتقنیات المرئیه، والخطاب البصری، خاصه الصوره الفوتوغرافیه بین أخذ وعطاء، فغالباً ما نرى أنّ النقاد السینمائیین یقومون بتحلیل اللقطات المأخوذه من الفیلم وفقاً للنص الروائی المقتبس قبل تحوله لشریط فلمی. من أهم النتائج التی توصل إلیها البحث هی أنّ الإحاطه بهذه التقنیات یثری الصوره ویجعلها حریه لإیصال الفکره المشترکه بین جمیع الصور، وبالتالی إیجاد معنى نفسی یتولّد من الصور التی لها ملامح فوتوغرافیه وفقاً للقواعد المفروضه فی هذا المجال. یقوم السارد فی بعض الفقرات بتوظیف عناصر عدّه للصوره المرئیه کی یسهّل وصول المعنى المعمق للمتلقی، فتظهر فی الصوره کتل عملاقه أثناء وصف المشهد وتستحوذ على مساحه عملاقه من الإطار، ومن خلال تسجیل بعض الأحداث الروائیه وفقاً لقواعد الصوره تمکّن السارد من إظهار میزات اللغه المرئیه، کشدّ انتباه المتلقی وتبیین التفاصیل المتعلقه بالمسافه داخل إطار الصوره من خلال استبعاد العناصر وتقریب أشیاء أخرى. إنّ بعض الصوره الفوتوغرافیه المعروضه فی هذه الروایه تعمل کخطاب بصری لتوثیق الأحداث المنسیه وتتضح بواسطتها المسافات المحدده بین الأشیاء فی الإطار خاصه فیما یتعلق بعناصر الطبیعه المذکوره فی الروایه کالجبال والأودیه والزهور الجبلیه و...، وفقاً للقاعده الأفقیه، أو إظهار العناصر المتمیزیه فی مقدمه الصوره، واستخدام هذا الأسلوب یساعد المرسل لإیصال مدى أهمیه العنصر المقدَّم، کما أنّ من خلال قاعده عین المشاهد تمکّن الراوی من تجسید امتداد حدود الرؤیه، فی هذه الحاله یتراءى للمتلقی وکأنّه یبحث عن نقطه نهائیه فی المساحه الممتده، فهذه القاعده تعطی المتلقی شعور المشارکه والمشاهده فی الحدث، من هذا المنطلق یتشعّب البحث لمحاور عدّه تصب فی هذا المسار کقاعده الأفق والمقدمه وعین المشاهد والأنماط التکراریه والعمق الفراغی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان