ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۲۲۱.

تحلیل تطبیقی ترجمه های واژه «صهر» در قرآن کریم (بر اساس نظریه فردینان دو سوسور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۳۰۲
سوسور با نگاهی سیستماتیک و نظام مند، زبان را مجموعه ای از نشانه ها دانسته و در نظریه زبانی خود نشانه را کلیدواژه اساسی قرار می دهد. در ترجمه نیز نشانه ها بسیار حائز اهمیت اند و مترجم باید بتواند با شناخت دقیق کلمات متن، روابط میان آن ها را شناسایی کرده و از این روابط در جهت ترجمه ای دقیق تر یاری گیرد؛ این مسأله در ترجمه قرآن کریم اهمیتی دوچندان می یابد. از جمله واژگان به کار رفته در قرآن کریم که بررسی معنایی آن نیاز به توجه و دقت دارد واژه «صهر» است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفته تلاش دارد با رویکردی معناشناسانه- ساختارگرایانه به این سؤال پاسخ دهد که سطوح و لایه های معنایی مختلف واژه «صهر» در قرآن کریم چگونه شکل می گیرد و مفهوم «صهر» در کاربرى قرآن کریم بر محور جانشینی و همنشینی با کدام واژگان مترادف است؟ نتیجه حاصل شده بیان می کند که هم در اصل فارسی واژه «صهر» و هم در قوامیس عربی یکی از معانی اصلی آن، «نَسَب» بیان شده، اما از سوی دیگر همنشینی آن با همین کلمه سبب می شود که معنای دیگری به آن داده شود. از این رو، مترجمان در این باره رویکردهای مختلفی در پیش گرفته و برخی با در نظر گرفتن رابطه تضاد میان نسب و صهر این دو را به نسبی و سببی ترجمه کرده اند. برخی هم این دو را به ذکور و اناث ترجمه کرده اند. همچنین با وجود آنکه معنای داماد برای واژه صهر در منابع متعددی آمده، اما در 10 ترجمه مورد بررسی در مقاله حاضر تنها یکی از منابع؛ یعنی ترجمه فولادوند چنین معنایی را برای این واژه آورده است.
۲۲۲.

دور الإيحاء الشعريّ في تخصيب النقد التفكيكيّ (دراسة حول آراء عبد الله الغذامي في كتابة الخطيئة والتكفير من البنيوية إلي التشريحيّة)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
یدور الاتّجاه التفکیکیّ والذی بدأ بشکل مستقل بأفکار جاک دریدا، بإلحاح حول إعاده بناء النصّ بعد هدم مدمّر، بحیث یخلق سیاق النصّ وبنیته اللفظیّه والدلالیّه معانی جدیده وتأویلات لا حصر لها ویتمّ استخلاصها من کل قراءه للنصّ. وأسلوب دریدا فی نقده الأدبی یرتکز علی تفکیک النصّ علی أساس تدمیر یقینیّه المعنی ومرکزیّه الدلالات الثابته أکثر من أن یکون مستهدفاً إعاده بناء النصّ. ولکن، مع دخول هذه الحرکه إلى العالم العربیّ وانبعاثها فی أحضان أعمال عبد الله الغذامی، وجد هذا الاتّجاه حیاه جدیده وارتکز علی إعاده بناء النصّ  کأهم وظیفه فنیه للنقد الأدبیّ. وعلى ذلک، یمکن اعتبار الإیحاء الشعریّ الحافز الرئیس لتحقیق وتخصیب هذا الاتّجاه، حیث یأخذ القارئ إلى عالم وراء عالم الألفاظ والبنیه الظاهریه للکلمات، عالم ینتمی إلى القارئ وهو یریدها کما یشاء، یدمر ویعید بناء النصّ  الأدبیّ کما یحلو له. فی هذا البحث، وبالاعتماد علی المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ، تمّت دراسه دور الإیحاء فی تخصیب الاتجاه التفکیکیّ تحت ظلّ تصرّفات عبد الله الغذامی فی کتاب الخطیئه والتکفیر من البنیویه إلی التشریحیه. وتشیر النتائج إلی أن هذا العنصر یوفّر مستجدّات لافته فی هذا النهج، بما فی ذلک: تماسک التأویل والکتابه، وتشتّت المعنی والتورّط فی الإشکالیه، وتدمیر النص وإعاده إعماره کنصّ أدبیّ، وشاعریه القارئ، وصیروره الإخبار إلی الإنشاء معنویاً.
۲۲۳.

مهارات الترجمة المباشرة بين العربية والفارسية "التلخيص" نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
تعدُّ الترجمه المباشره من المهارات القدیمه – الحدیثه. فالحاجه الملحّه إلیها، دفعتها لتکون مقدّمه على نظیراتها فی الأهمیه منذ الحرب العالمیّه الثانیه، کما أنها تحتوی على مهارات جمّه جعلتها تکون محطَّه اهتمام المعنیین بالترجمه المباشره، الأمر الذی یتطلّب الترکیز على إحدى هذه المهارات. وقد وجدنا مهاره التلخیص فی الترجمه بین العربیه والفارسیه، من أهم مهارات الترجمه بشقَّیها التحریری والمباشر. وجاء هذا البحث لیضع حلولًا لمعالجه وتذلیل المشاکل التی یواجهها المترجم فی الترجمه المباشره من الفارسیه إلى العربیه والعکس، مثل حل مشکله تأخیر الفعل فی الجمله الفارسیه المطوّله، التی قلَّما نواجه نظیرها فی الترجمه المباشره من العربیه إلى الفارسیه لوجود الفعل فی بدایه الجمله، وقلّما اهتم الباحثون فی مجال الترجمه الشفویه بین العربیه والفارسیه بهذه المهاره، فی حین أنَّ مهاره التلخیص فی الترجمه المباشره، أهمّ من نظیرتها التحریریه، لتوفّر عامل الزمان فی الأخیره، وانعدامه فی الأولى، فبات الاهتمام بها والتدریب علیها من أهمّ الضرورات الملحّه؛ لأنّها تؤتی ثمارها فی الوقت نفسه. وبما أنَّ الوقت الراهن عُرف بعصر ثوره المعلومات، فالعمل یتطلّب إنجاز المهام فوراً، لتحقیق الإنجازات السیاسیه، والأمنیه، والاقتصادیه. ومن خلال تقدیم نماذج وأمثله لعملیّه تلخیص کلام المتحدّث فی الترجمه المباشره، سنعتمد المنهج الوصفی التحلیلی، لإنجاز هذه المهمّه وتبیین الأسالیب التی یجب أن یتّبعها المترجمون فی الترجمه المباشره. ومن أهمّ النتائج التی توصّل إلیها البحث أن عملیه التلخیص تختلف عن الإیجاز والاختصار ولها دور کبیر فی الترجمه المباشره، ویجب أن تتمّ وفق الضوابط والتقنیات الموضوعه لها. وعلى المترجم المباشر أن یستفید من الأسالیب المختلفه للتلخیص بما فیها استخدام الأسماء المختصره، أو علائم الاختصار فی الأفعال والأسماء، واستعمال أسماء الإشاره إلى باقی أجزاء الجمله وغیرها من الأسالیب التی یختارها بعض المترجمین حسب تجربتهم الخاصّه أثناء الترجمه.
۲۲۴.

التعبیر المتماثل عن طبیعه الحب فی دیوان "قواعد الحب" لقیصر أمین بور و"کتاب الحب" لنزار قبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۱
فی الشعر والنثر الأدبی، قام الشعراء والکتّاب بتجربه الحب ووصفه أکثر من تعریفه. وقد شغل هذا الموضوع حیزًا واسعًا من الشعر والنثر. وفی هذا السیاق، قدم کل من قیصر أمین بور باللغه الفارسیه ونزار قبانی باللغه العربیه، فی قصائدهما الغزلیه، أوصافا جمیله وأدبیه وبلیغه للحب والمشاعر العاطفیه. إن وفره هذا الموضوع فی شعر کلیهما من ناحیه، وأوجه التشابه الکثیره بینهما من ناحیه أخرى، تبرز أهمیه تناوله فی مقاله علمیه. یهدف هذا البحث إلى إیجاد أوجه التشابه الشعریه بین هذین الشاعرین فی موضوع الحب. ولتحقیق هذا الهدف، تم اختیار دیوانی شعر للشاعرین، ومن خلال استخدام المنهج الوصفی التحلیلی وعلى أساس الأدب المقارن الأمریکی، قمنا بدراسه الجوانب المشترکه للأوصاف المتعلقه بالحب فی دیوانی "دستور زبان عشق" (قواعد الحب) و"کتاب الحب". وقد ذکر کلا الشاعرین هذه الخصائص المشترکه حول الحب: عدم القابلیه للوصف، منح القوه، منح الحیاه، ضرورته فی الحیاه، ودور نظره العاشقین فی العلاقه العاطفیه. بالإضافه إلى ذلک، قام کلا الشاعرین، لتوضیح مفهوم الحب المجرد، بتصویره فی قالب ملموس ومحسوس.
۲۲۵.

بررسی تاریخی و ساختاری زیبایی شناسی تشبیه تمثیل از دیدگاه دانشمندان و پیشگامان بلاغت از قدامة بن جعفر تا سکاکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف و مقدمه: این مقاله به بررسی تاریخی و ساختاری زیبایی شناسی تشبیه تمثیل از دیدگاه دانشمندان و پیشگامان بلاغت، از قدامه بن جعفر تا سکاکی، می پردازد و در صدد تبیین دیدگاه های مختلف دانشمندان علم بلاغت از زمان قدامه تا سکاکی و بررسی تفاوت تشبیه تمثیل با دیگر عناصر بلاغی است. تشبیه به عنوان یک ابزار بلاغی اقسام و انواع مختلفی دارد و بر اساس چهار رکن خود با عنوان های مختلفی نام گذاری شده است. یکی از تقسیم بندی های تشبیه بر اساس وجه شبه است که شامل «تشبیه تمثیل» و «تشبیه غیر تمثیل» می شود. تشبیه تمثیل در علم بلاغت به عنوان ابزاری ادبی برای بیان مفاهیم پیچیده از طریق مقایسه آنها با مثال ها یا داستان های ساده و ملموس استفاده می شود. این روش به مخاطب کمک می کند تا مفهوم اصلی را با استفاده از تصویر سازی ذهنی درک کند. ساختار تشبیه تمثیل این گونه است که وجه شبه آن آشکار نیست و هیئت یا حالتی است که از ترکیب چند چیز با هم به وجود می آید، همچنین تأویل پذیر است و به راحتی شناخته نمی شود، در حالی که، در تشبیه غیر تمثیل، وجه شبه واضح و آشکار است و نیازی به تأویل ندارد. اهل بلاغت در تعریف و تفسیر آن اختلاف نظر دارند و اغلب میان این نوع تشبیه با اصطلاحات دیگر مانند استعاره تمثیلیه، تشبیه مرکب و ارسال المثل تمایزی قائل نیستند.روش شناسی: روش این مقاله ترکیبی از توصیف، تحلیل و مقایسه دیدگاه های دانشمندان بلاغت درباره تشبیه تمثیل با بهره گیری از منابع اصلی و کتاب های بلاغی قدیم است. در این مقاله، به بررسی و توصیف و تحلیل دیدگاه های مختلف دانشمندان بلاغت، از جمله قدامه بن جعفر، أبو هلال عسکری، ابن رشیق قیروانی، عبدالقاهر جرجانی و سکاکی درباره تشبیه تمثیل پرداخته می شود. سپس، نویسنده به مقایسه و تحلیل تفاوت ها و شباهت ها میان دیدگاه های دانشمندان مختلف درباره تشبیه تمثیل می پردازد. گفتنی است که در این نوشتار از روش تاریخی استفاده شده، به این معنا که سیر تحول و تطور مفهوم تشبیه تمثیل از زمان قدامه بن جعفر تا سکاکی بررسی شده است. این روش به نویسنده کمک کرده است تا تغییرات و تحولات را در تعریف و کاربرد تشبیه تمثیل طی تاریخ بلاغت عربی دنبال کند و درباره ارزش بلاغی و هنری تشبیه تمثیل به نتیجه برسد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که قدامه بن جعفر در کتاب نقد الشعر عنوان واضحی به تشبیه تمثیل اختصاص نداده، اما تمثیل را یکی از صفات «ائتلاف اللفظ والمعنی» معرفی کرده و آن را با کنایه و استعاره قابل انطباق دانسته است .أبو هلال عسکری تمثیل را شبیه به تعریف قدامه دانسته و آن را با کنایه و استعاره در هم آمیخته است. او، در مبحث تشبیه، وجه سوم تشبیه را خارج کردن امر غیر بدیهی به صورت بدیهی بیان کرده است که با تعریف تشبیه تمثیل برابری می کند .ابن رشیق قیروانی تمثیل را زیر شاخه استعاره به شمار آورده و آن را با مماثله یکی دانسته است. او از تمثیل در شعر و احادیث نبوی استفاده کرده و آن را با تشبیه و استعاره در هم آمیخته است .عبدالقاهر جرجانی تشبیه را به دو نوع تمثیل و غیر تمثیل تقسیم کرده و مرز آن ها را مشخص کرده است. از دید او، تشبیه تمثیل نیازمند تأویل است و وجه شبه آن آشکار نیست. او تأویل را به عنوان روشی برای درک تشبیه تمثیل معرفی کرده است .سکاکی تشبیه تمثیل را تشبیهی با وجه شبه غیر حقیقی و منتزع از چندین امور دانسته است و با جرجانی در مورد شرایط وجه شبه اختلاف نظر دارد. او تأویل را در تشبیه تمثیل ضروری نمی داند و بر مرکب بودن وجه شبه تأکید می کند.بحث و نتایج: تشبیه تمثیل نوعی تشبیه است که وجه شبه در آن از چندین امر منتزع و به راحتی شناخته نمی شود. دانشمندان بلاغت درباره آن اختلاف نظر دارند که مهم ترین نکته اختلافی میان جرجانی و سکاکی است. عالمان بلاغت گاهی اوقات میان تشبیه تمثیل با سایر فنون بلاغی، از جمله تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه و ارسال المثل تفاوتی قائل نمی شوند که در این مقاله به ماهیت تشبیه تمثیل پرداخته شده و اختلاف نظر دانشمندان درباره آن تحلیل شده است. همچنین تفاوت تشبیه تمثیل با تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه و ارسال المثل نیز بررسی شده است. نتیجهٔ به دست آمده حاکی از آن است که هر چند در تعریف و شرایط تشبیه تمثیل اختلاف نظرهایی میان عالمان بلاغت وجود دارد، اما همه آنان بر ارزش بلاغی و هنری این فن تأکید کرده اند. تشبیه تمثیل میان عالمان قدیم بلاغت مفهومی عام داشته و بر بسیاری از صور بیانی مانند استعاره تمثیلیه، مماثله، کنایه، تشبیه مرکب و ارسال المثل اطلاق شده است. قدامه بن جعفر اولین کسی بود که تشبیه تمثیل را تعریف و تمثیل را مخالف تشبیه به شمار آورد. ابن رشیق تمثیل را نوعی استعاره به شمار آورد و آن را با تشبیه و استعاره در هم آمیخت. جرجانی در تشبیه تمثیل به تأویل پذیر بودن وجه شبه و عقلی غیر غریزی تأکید دارد، درحالی که سکاکی بر مرکب و غیر حقیقی بودن وجه شبه تأکید می کند. هر تمثیلی که نزد جمهور از جمله جرجانی تمثیل است، نزد سکاکی تمثیل نیست. میان مذهب سکاکی و جمهور نسبت عموم و خصوص وجود دارد. جرجانی استعاره تمثیلیه را جزئی از تمثیل می داند و میان آنها تفاوتی نمی گذارد، درحالی که سکاکی تشبیه تمثیل را فقط زمانی مَثَل می داند که به روش استعاره باشد .این مقاله نشان می دهد که تشبیه تمثیل از نظر بلاغی و هنری ارزش بالایی دارد و تأثیر عمیقی بر مخاطب می گذارد.
۲۲۶.

التّكدّس اللغويّ ودوره في التّماسك النّصّي من خلال دراسة شعر أبي تمّام والبحتري من منظار منهج تحليل الخطاب النّقدي لفيركلاف «اعتماداً علي كتاب الموازنة للآمدي»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
تعدّ الموازنه بین الشّعراء من أهمّ الموضوعات الّتی تناولها النقد الأدبی العربی على مرّ العصور. تتضمّن هذه الموازنه، مقارنه الأعمال الشعریه بین شاعرین أو أکثر، من حیث الأسلوب، واللغه، والمعانی، والصور الفنیه، والأفکار. یعدّ کتاب "الموازنه بین الطائیین" للآمدی واحداً من أشهر الکتب فی هذا المجال. قام الآمدی بمقارنه بین الشاعرین أبو تمام والبحتری، حیث تناول أسلوب کل منهما ومواطن القوه والضعف فی أشعارهما، واعتمد على الذّوق الأدبی بشکل کبیر فی کتابه، إلى جانب اعتماده على معاییر بلاغیّه وفنّیه واضحه. أمّا نحن فی هذا البحث فنرید من خلال الاعتماد علی منهج تحلیل الخطاب النّقدی أن نقوم بدراسه بعض النّماذج الشّعریّه المستخرجه من کتاب «الموازنه»، فلهذا تمّ اختیار موضوع «الخروج إلی المدیح بذکر الغیث». قد حکم الآمدی فی هذا القسم لصالح البحتری ولم یذکر دلیلاً أو سبباً لهذا الحکم. ولکن نحن فی هذا البحث من خلال الاعتماد علی منهج علمیّ قمنا بمعالجه موضوع التّکدّس اللّغوی، ومن خلال دراسه المفردات المحوریّه الموجوده فی قصیده أبی تمّام لاحظنا بأنّ المطر وما یرتبط به من معان ومفردات یتکرّر فی کلّ بیت حتّی یصل إلی مدح الممدوح. وتکرار هذه المفردات سبّب تکدّساً لغویاً، أدّی فی النّهایه إلی تماسک نصّیّ استطاع الشّاعر من خلاله أن ینقل ما تتضمّن قصیدته من الأفکار والرّؤی إلی مخاطبه وممدوحه. فی الجانب الآخر اتّبع البحتری منهج القدماء فی البدایه الغزلیّه والنّسیب ولم یهتمّ بموضوع التّکدّس اللّغوی فلهذا نشاهد شعره فی هذا المجال خالیاً من التّماسک النّصّی الّذی یربط بین أجزاء القصیده، ولا نلاحظ ارتباطاً عمیقاً بین المواضیع المختلفه الّتی یتطرّق إلیها الشّاعر.
۲۲۷.

مرجعيات الأنساق الثقافية في سبايا دولة الخرافة للروائي عبد الرضا صالح محمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۰۵
تتناول الدراسه الأنساق الثقافیه المتضمنه فی الخطاب العراقی المتجسد فی روایه «سبایا دوله الخُرافه». ترتبط الأنساق الثقافیه فی النقد الثقافی، کإحدی التیارات الهامه فی مجال ما بعد الحداثه، حیث یسعى إلى إضافه آفاق جدیده دون إلغاء النقد الأدبی. یتعامل النقد الثقافی مع الأنساق المتضمنه والمشكلات المعقده ویتعرض للنصوص الأدبیه كظاهره ثقافیه، مثلما یتعامل مع الظواهر الثقافیه الأخرى التی تستحوذ على اهتمام الدراسات الثقافیه، حیث یسعى إلى كشف آلیات التمركز والهیمنه، وبالتالی التعامل مع الأصوات الشعبیه ودراسه النصوص بهدف استخلاص الجمالیات المختبئه فیها. ومما یزید أهمیه هذا الموضوع تناوله لقضایا المجتمع بشكل عام والمجتمع العراقی بشكل خاص، ونظرته للإرهاب المتحایل عن طریق تجاوزه لصوره الإسلام واستهدافه للقطاعات والعقائد الدینیه المختلفه كجریمه تهدد المجتمع. تهدف الدراسه إلی إجراء قراءه ثقافیه شامله للخطاب الروائی، مع التركیز على الجوانب الواقعیه المأخوذه من الواقع العراقی خلال فتره الإرهاب الداعشی معتمده المنهج الوصفی-التحلیلی فی الجزئین النظری والتطبیقی، وأخذت فی الاعتبار منطلقات النقد الثقافی. وقد تم جمع المعلومات بشكل مباشر من الكاتب عبدالرضا صالح محمد نفسه، بالاستفاده من خبرته ومعلوماته، بالإضافه إلى دراسه بیئه الكاتب واستخدام مصادر قیمه مثل المجلات والكتب الحدیثه التی تتناول الأنساق الثقافیه من خلال النقد الثقافی ثم تحلیل فهم ما حدث خلال فتره الإرهاب الداعشی والظلم والاضطهاد الذی تعرض له المجتمع العراقی، خاصه المسیحیین. توضح نتائج الدراسه أن حضور الدین والسیاسه فی روایه الكاتب لیس إلا تجسیداً للواقع الاجتماعی ومحاوله منه للوصول برساله إلى الشعب؛ إنّها رساله لایمكن للقارئ العادی أن یفهمها بسهوله، ولكن یمكن للقارئ أو الباحث أن یفهمها من خلال دراسه وتحلیل الكلمات والعبارات التی تحملها.
۲۲۸.

قراءه فی المؤشرات الکرنفالیه فی قصیده "الأرض" لمحمود درویش على ضوء نظریه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
قصیده الأرض للکاتب محمود درویش هی نتیجه تجربه مریره من المنفى والغربه والمقاومه الثقافیه، حیث یتحول لغه الشعر إلى فضاء لعرض الذکریات الفردیه والجماعیه. یخلق درویش بفضل استخدامه لغه رمزیه وعاطفیه وأحیاناً عامیه، جوا ًکرنفالیًا حیث تتلاشى الحدود الفاصله بین الواقع والخیال، وبین الحضور والغیاب، وبین الحیاه والموت. الشخصیات الشعریه، التی تکون فی الغالب بلاهویه واضحه، تخوض حواراً مستمراً مع الطبیعه والتربه والذکریات، لتجسد نوعاً من الاحتفال اللسانی والصوری للمقاومه. تحمل هذه القصیده من منظور الخلفیات الاجتماعیه والسیاسیه المعاصره، مکونات کرنفالیه مثل الغروتسک، ولغه الشارع والسوق، والنقد اللاذع للسلطه، وامتزاج المشاعر المتضاربه؛ إذن یهدف البحث الحالی إلى توضیح هذه المکونات فی القصیده المذکوره باستخدام منهج تحلیلی-وصفی والاعتماد على نظریه باختین، وذلک بهدف إظهار کیفیه مساهمه هذه العناصر فی تمثیل الفضاء متعدد الأصوات فی العمل. ونتائج البحث تشیر إلى أن قصیده الأرض تمثل مثالاً على ظهور الکارنفالیه فی الشعر الحدیث، حیث یخلق الشاعر من خلال نفیه للأحادیه وإنشائه لفضاء خطابی متعدد الطبقات، بنیه کرنفالیه تقوم فی الوقت نفسه بخرق المألوف والقواعد الرسمیه، وتتیح إمکانیه تمثیل التعقیدات الواقعیه فی المجتمع الفلسطینی. کما تظهر أیضا أن الشعر عند درویش لیس مجرد حامل لرساله سیاسیه أو عاطفیه، بل هو فضاء یعکس فیه ثقافه الشعب ولغته العامیه والنماذج الکارنفالیه نوعاً من المقاومه الإبداعیه أمام السلطه المهیمنه.
۲۲۹.

العلاقه بین مقاومه شخصیه "أبو عبد" فی قصه "القمیص المسروق" لغسّان کنفانی ومحاور نظریه تدرج الحاجات لإبراهام ماسلو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۰
یُصوِّر أدب المقاومه معاناه الإنسان فی مواجهه الظروف القاسیه المفروضه، وذلک عبر الکشف عن الضغوط الاجتماعیه والسیاسیه. وقد أفضى هذا التوجه إلى تسلیط الضوء على الروابط بین الأدب وعلم الاجتماع وعلم النفس، وإلى نشأه النقد السیکولوجی. فی هذا السیاق، قدَّم أبراهام ماسلو نظریته المعروفه ب تدرج الحاجات، التی تُبیّن کیفیه تأثیر الحاجات الإنسانیه على أفعال الفرد وعلاقاته. تهدف هذه الدراسه، المعتمده على المنهج الوصفی التحلیلی، إلى بحث ثبات أو تغیُّر النمط المقاوم لشخصیه أبی عبد فی قصه "القمیص المسروق" للکاتب الفلسطینی غسّان کنفانی، وتحدید الکیفیه التی أثّرت بها مقاومه أبی عبد، فی ضوء تدرج ماسلو للحاجات، على سلوکیاته وعلاقاته وقراراته. خلصت نتائج البحث إلى أن مقاومه أبی عبد کانت فی البدایه سلبیه وداخلیه، لکن تفجُّر رغبته فی تحقیق العداله حوّلها إلى مقاومه عدوانیه. علاوه على ذلک، أدت مقاومته فی مواجهه إحباط حاجاته الأساسیه إلى تفعیل آلیات دفاعیه لدیه مثل التجنب والکبت والإزاحه. ومع ذلک، فإن هاجس المعیشه منعه من مقاومه برود علاقاته، لکن على مستوى اتخاذ القرارات، فإن مقاومته قد حالت دون انصیاعه لإغراءات الذات وقیامه بالسرقه.
۲۳۰.

تحقيق نسبة النصّ إلي المؤلّف علی أساس مقياس يول (دراسة أسلوبية إحصائية في الثابت والمنسوب من شعر الشيخ خزعل الکعبي)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۵
مرّت الأهواز بحقبٍ وحکوماتٍ مختلفه عبر التاریخ، وکان للأدباءِ فی تلک الفترات دور مهمّ فی إثراء الموروث الأدبی. والشیخ خزعل الکعبی آخر أولئک الحکام الذین بذلوا الصلات للشعراء وأقاموا مجالس أدبیه فی قصورهم. فقد درَسَ الفِقهَ وحفظ القرآن وتعلَّم الآداب العربیه، مما مکنه من نظم الشعر. وطُبِع شِعرُهُ فی کتابَین: الأول کتاب «الدرر الحِسان فی منظومات الشیخ خزعل خان» لعبد المسیح الأنطاکی، وورد فیه 448 بیتاً للشیخ خزعل، وکلّها ثابته النسبه إلیه دون اعتراض. والثانی کتاب «الریاض الخزعلیه فی السیاسه الإنسانیه»، وهو من تألیف الشیخ خزعل، وورد فیه 263 بیتاً، ولکن یرَی بعض الکتّاب مثل کسروی، ومحسن الأمین، آقابزرگ الطهرانی، أنّ الکتاب قد ألّفته حاشیه الشیخ، ونُسِبَ إلیه لغایات متعدّده. ومن هذا المنطلق، انقسم النقاد بین مؤیّد ومخالف لإدعاءات الأمین والطهرانی وکسروی. ولمّا کان مقیاس «الخاصیه» لعالم الأسلوبیه الإحصائیه «یول» یساعد فی معرفه نسبه النصّ أو رفضها إلی المؤلّف، فقد رأت هذه الدارسه ضروره الإسهام فی إزاله الإبهام عن هذا الموضوع. واعتمدت المنهج الوصفی التحلیلی الإحصائی، لتدرس 400 اسم لکلٍّ مِن شِعر الکتابَین الدرر الحِسان، والریاض الخزعلیه، وتوازن بین توزیع تکراریه المفردات بینهما بغیه معرفه نسبه الریاض الخزعلیه علی أساس مقیاس یول. وقد توصّلت الدراسه إلی أنّ الخاصیّه فی الدرر (41.90)، وفی الریاض (49.97)، وهو اختلاف قلیل، یرجّح نسبه النصّین إلی مؤلّف واحد. وبیّنت النتائج أیضاً أن دلاله المدَی بین الکتابَین (8.07). وهو مدَی ضیّق یزید من احتمال وحده المصدر. کذلک جاءت القیمه المتوسطه (1.12)، وهی رقم یزید کذلک من احتمال وحده المؤلّف للنصّین، کما أظهر الرسم البیانی أنّ لتوزیع تکرار الأسماء بین الکتابَین تشابها کبیرا یقوّی احتمال نسبه شِعر الکتابَین للشیخ خزعل الکعبی.  
۲۳۱.

تحليل عنصر الإحالة من معيار الاتساق النصي في القصائد الأدونيسية (هذا هو إسمي، وقصائد أخري)، علي ضوء نظرية هاليداي ورقية حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
فی معیار الاتساق وإثبات نسقیه النص وانسجامه، وفی باب معرفه نصیته من اللانص، یعد عنصر الإحاله من أهم العناصر التی یبرز نفسه، لأنّه یدخل من باب الاهتمام بالشرح اللغوی والنحوی، ویقوم بتحلیل النص ومعاییره التناسقیه، حتى یکشف مدى المفاهیم الدلالیه فیه. ولا یقتصر دور الإحاله على ذلک، بل تتمثل مهمتها کذلک فی تفسیر خبایا ذلک النص بواسطه المخططات اللغویه التی یستخدمها کأدوات کاشفه وإثباتیه للنصوص. إذاً الإحاله من أکثر تلک الأدوات المهمه التی بإمکانها تبیین العلاقات المعنویه والمختبئه داخل النص، والتی تثبت بأنَّه نص متناسق وکامل ویمتلک المکانیزمات اللازمه فی تشکیل هذا التناسق. وإنّها تُعد بمثابه الرابط الذی یربط مفردات النص لغویاً ونحویاً فی نص واحد. الإحاله تظهر من خلال الضمائر، وأسماء الإشاره، وأسماء الموصوله والأدوات المقارنه فیه. وبالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی، اختارت هذه الدراسه قصائد الشاعر أدونیس فی دیوانه المتسم ب «هذا هو اسمی، وقصائد أخرى»، لتتوصل إلى أهم النتائج التی تشیر إلى أنّ الإحاله الخارجیه فی النص الأدونیسی قد تحتوی على وقائع من العالم المحیط به، کما مثلت فی کثیر من قصائده مقاما تخاطب به شخوص معینه. واعتمدت هذه الإحالات، على ضمائر المتکلم والمخاطب بکثره، لأنَّها أکثر تأثیرًا فی ترابط النصوص من غیرها، ولأنّها تحیل إلى الشاعر وإلى المخاطَب فی مقام معین، لذلک نستنتج بأنَّها من أقوى أقسام الإحاله المستخدمه فی النص، حیث جعلت فیه تناسقاً ملحوظاً جداً. وکذلک المعاییر النصیه فی الدیوان الشعری المذکور، أتت بنسب متفاوته بین اللغویه والتداولیه وهی خلقت ذلک الترابط بین أجزاء ومقاطع القصائد وتلاحمها. وفی تحلیل المستوى الترکیبی، تبینت مُرونه اللغه الشعریه عند أدونیس، حیث کانت النسقیه الموجوده بین العلاقات اللغویه فی أشعاره تخرق القواعد المعجمیَّه. وأما عن دراسه الفارق بین عنصر الاستبدال وعنصر الإحاله الذی ذُکر فی الدراسه، فخلصت النتائج إلى أولویه الإحاله على الاستبدال، نظرًا لبروزها الأکبر وتناسقها الأوضح فی هذه القصائد.
۲۳۲.

تقنية التوظيف واستدعاء التراث الديني في شعر أحمد بن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
إنّ المیراث یشكل ظاهره فنّیه بارزه فی شعر أحمد بن علوان، وذلك نظراً لحبه للتراث من جانب ورغبته فی التواصل مع مجتمعه الإسلامی والمتلقی العربی من جانب آخر؛ لذا استخدم المیراث فی دیوانه، ونحن نسعى فی هذا المقال تسلیط الضوء على استحضار المیراث ودوره الجمالی والدلالی فی شعره عبر المنهج الوصفی-التحلیلی. إنّ مظاهر التراث فی شعر أحمد بن علوان تعددت، وكان الشاعر یستقی التراث بمختلف أنواعه فی دیوانه، وانقسم التناص إلى أنواع مختلفه منها التناص الدینی بأنواعه القرآنی والروائی. ومن حیث المستوى الفنی، فإنه كان یندرج تحت ثلاثه أنواع من التناص: الحواری والامتصاصی والاجتراری. استخدم الشاعر التراث الدینی كثیراً، وكان التناص الدینی یأتی لأغراض متعدده، أبرزها تقدیس بعض الشخصیات مثل إدریس وأهل البیت(ع)، والقضایا التی یجسدها. وقد تجلى التناص الدینی بنوعیه القرآنی والروائی، إلا أنّ النوع الثانی ظهر أقل فی شعره. واستهدف الشاعر من التناص الدینی الكشف عن العزّ والإسلام القدیم بهدف ربط حاضر الأمه بقدمها وتوعیه المسلمین من مخططات الأعداء عبر تصویر تاریخها وإظهار المجد الإسلامی مع أبرز الشخصیات.
۲۳۳.

مقومات العداله الاجتماعیه وطرق تطبیقها وفقا لتفسیری المیزان وفی ظلال القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۲۵
تُعتبر العداله الاجتماعیه موضوعًا حیویا ومثیرا للجدل فی السیاق الاجتماعی والدینی خاصه وأن القرآن الکریم یحتوی على توجیهات ومبادئ تتعلق بالعداله الاجتماعیه؛ وذلک بالاستناد إلى النصوص القرآنیه وتفسیری المیزان وفی ظلال القرآن. یعمل هذا البحث على توضیح المفاهیم والمقومات الأساسیه للعداله الاجتماعیه وکیفیه تطبیقها وفقا للنصوص الدینیه. حیث فهمها الصحیح أمر حیوی للمجتمع وللدیانه الإسلامیه. فالعداله الاجتماعیه هی قضیه حیویه فی مجتمعاتنا، والتی تلعب دوراً کبیراً فی تحقیق التوازن والعداله بین الأفراد. من خلال البحث حول مفهوم ومقومات العداله الاجتماعیه وکیفیه تطبیقها وفقًا للتفسیر القرآنی، یمکن تحقیق فهم أعمق وأشمل لهذا المفهوم وکیفیه تطبیقه. سیتبع هذا البحث منهجاً یجمع بین تحلیل النصوص القرآنیه واستنتاجات تفسیری المیزان وفی ظلال القرآن. توصّل البحث إلی نتائج منها: اتضح أن دراسه العداله الاجتماعیه ومقوماتها من القرآن الکریم ذات أهمیه کبیره لفهم مبادئ الإسلام. تهدف العداله الاجتماعیه إلى تحقیق التوازن والمساواه فی توزیع الموارد والفرص. دراسه توجیهات القرآن حول العداله تساعد على العیش وفق مبادئ إسلامیه. تعزز دراسه العداله فهم مفاهیم الحق والعدل وکیفیه تطبیقها. توفر أدوات ومنهجیات لحلّ المشکلات الاجتماعیه وتحقیق التغییر وتدعم رؤیه مجتمع متساو وعادل وتعزز المشارکه لتحقیق ذلک.
۲۳۴.

بررسی مؤلفه های تفکر انتقادی در حکایت «أبومحمد تنبل» از یعقوب الشارونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف و مقدمه: بحث تعلیم و تربیت در دوران معاصر اهمیت زیادی پیدا کرد و، به دنبال آن، فلسفه برای کودکان نیز مطرح شد. یکی از نظریه پردازان اصلی در این زمینه «متیو لیپمن» است که نظریه ای با عنوان «فلسفه برای کودکان» ارائه کرد که در فارسی با نام انحصاری «فبک» شناخته می شود. لیپمن در این نظریه سعی دارد، در آثاری که در حوزهٔ کودک نوشته شده است، بر مقولهٔ تفکر تأکید کند. از دیدگاه او، داستان ها را باید از این منظر بازبینی و بازنویسی کرد، زیرا تفکر انتقادی در سال های اول زندگی از این طریق به کودکان آموزش داده می شود. تفکر ویژگی اصلی انسان است و رشد و پیشرفت اصلی یک جامعه مبتنی بر تفکر است؛ بر اساس تفکر است که انسان ها می توانند به سمت مدینهٔ فاضله حرکت کنند و دنیای ایده آل خود را بسازند. با توجه به جایگاه حساس تفکر در زندگی بشری، تقویت اندیشه ورزی نیز بسیار ضروری است و بار این مسئولیت بر دوش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی هر جامعه است. اما اینکه ادبیات و هنر چگونه می تواند در این امر کمک کند، دغدغه و مسئلهٔ اصلی پژوهش حاضر است. هدف این مقاله کشف میزان برخورداری اثری از ادبیات کودک مصر از ویژگی های تفکر انتقادی است. این مقاله در تلاش است با بررسی یک قصهٔ اقتباسی از هزار و یک شب، یعنی قصهٔ «أبو محمد تنبل»، که از قصه های مشهور این کتاب است، به بررسی نحوهٔ کاربست مؤلفه های تفکر انتقادی در بازنویسی یعقوب الشارونی پرداخته شود. او در اثر بازنویسی عنوان اثر را «الکسلان و تاج السلطان» باز آرایی کرده و تغییراتی در شکل و محتوا داده است، اما آنچه در این پژوهش اهمیت دارد، پاسخ گویی به دو سؤال زیر است: قصهٔ الکسلان و تاج السلطان از چه مؤلفه هایی برای آموزش تفکر انتقادی به کودکان برخوردار است؟ نحوهٔ کاربرد این مؤلفه ها در قصهٔ مذکور به چه صورت است؟روش شناسی: این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی به بررسی مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل پرداخته است. جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای بوده و تلاش شده، با استفاده از منابع معتبر در حوزهٔ تفکر انتقادی و متن داستان، مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان استخراج شود و، بر حسب میزان انطباق مؤلفه ها با شواهد مثال، تحلیل های مناسب با تفکر انتقادی ارائه گردد.یافته ها: طبق یافته های پژوهش نُه مؤلفه میان پانزده مؤلفهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل بحث و بررسی شد. «یادگیری پرسش های مرتبط» اولین مؤلفه در بررسی اثر بود که نویسنده از این امکان در آغاز داستان بهره گرفته و در بزنگا ه های مختلف از آن استفاده کرده است. نویسنده به ارتباط میان رشته های مختلف اهمیت داده و در برخی مواقع میان دانش های مختلف در داستان ارتباط برقرار کرده است. مؤلفهٔ «استناج از گفت و گوها و رفتارها» هم در داستان بررسی شد و به تلاش نویسنده به چگونگی جمع بندی گفت و گوها و رفتارها پرداخته شد. نویسنده اصطلاحات زیادی به کار نبرده و، در نتیجه، مؤلفهٔ «توضیح اصطلاحات» بسیار اندک به کار رفته است. «ارزش یابی ناساز گاری راهکار» در یکی دو مورد انجام گرفته و نویسنده به طور دقیق به چگونگی نادرستی برخی از راهکارها پرداخته است. همچنین نویسنده به شناسایی فرضیه های زیربنایی پرداخته و آنها را اساس روایت خود قرار داده است. مستدل کردن برخی عقاید و استفاده از آموزش و تشبیه در داستان أبومحمد کسلان، به ویژه زمانی که شعارها به طور کلی بیان می شود، استفاده شده است.بحث و نتایج: داستان های یعقوب الشارونی مانند بیشتر داستان های کودکانه دارای ویژگی هایی مانند سادگی زبان، وضوح محتوا، فرم و سازماندهی دقیق است و این ویژگی ها در میزان و کاربرد مؤلفه های تفکر انتقادی لیپمن تأثیرگذار است. چنین ساختار و شکلی موجب پیدایش و به کار گیری مؤلفه های تفکر انتقادی لیمپن به شکلی فراوان و دقیق شده است. هدف این مقاله بررسی یکی از داستان های «الکسلان و تاج السلطان» نوشتهٔ یعقوب الشارونی است که بازنویسی داستان «محمد کسلان» در هزار و یک شب است، از منظر کاربرد عناصر تفکر انتقادی تا حدی که به کار گیری جنبه های تقویت کنندهٔ جنبه های اجتماعی کودکانه در جنبه های اجتماعی مصر انجام شود. نحوهٔ عمل نویسنده به مقولهٔ تفکر انتقادی و اهمیت آموزشی آن در بازنویسی و نوسازی داستان هزار و یک شب قابل توجه است. نتیجه نشان می دهد که داستان موردبحث، با وجود اینکه اقتباسی از ادبیات کهن است، از مؤلفه های تفکر انتقادی در این بین استفاده کرده و نویسنده با به کار گیری مؤلفه های این نظریه در جای جای اثر به تقویت تفکر کودک کمک کرده است. حکایت الکسلان و تاج السلطان با توجه به رویدادهای پیاپی و جذاب، طرح سؤالات بجا و منطقی (سؤال از چرایی ثروتمند شدن کسلان)، ایجاد ارتباط میان حوزه های مختلف اندیشگانی(ربط میان تنبلی و ثروتمندی)، رها نکردن بخش های روایی به گونهٔ پراکنده و ارائهٔ نتیجه گیری از آن، توضیح ابهامات و شرح نقاط مبهم (شرح لقب شخصیت که با ثروت وی همخوانی ندارد)، ارزیابی راهکارهای نادرستی که شخصیت ها در برخی موارد به کار می برند، مستدل کردن اعتقادات و تصمیمات، هر چند که عجیب و به ظاهر نادرست باشد (به مانند خرید بوزینه)، کاربرد بهنگام قیاس و تشبیه (مقایسهٔ کسلان با شاهان و امپراتورها)، کشف عقاید غلط (عدم تمایز میان بیماری و تنبلی)، یادگیری انتقاد کردن و آموزش آن (انتقاد از ظاهر بوزینه هنگام خرید) و فهمیدن آنچه در ذهن است (توجیه علت چرایی خرید بوزینه) عوامل تفکر انتقادی را به کرّات و هدفمند به کار برده و حکایتی با بار فکر ورزی بالا پدید آورده است.
۲۳۵.

تحليل السياق اللغوي والعاطفي والتناصي والثقافي والاجتماعي لقصة قتال الشعب اليهودي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۴
یتم سرد القصص القرآنیه بناءً على الواقع، ووفقاً لثقافه الشخصیات وسلوکها الاجتماعی. کما أن کلمات وجمل القصص القرآنیه تنقل للقارئ العبء العاطفی والحاله المزاجیه لشخص أو أشخاص. قد روت إحدى القصص القرآنیه توبه بنی إسرائیل واستغفارهم بعد ارتکابهم خطیئه عباده العجل؛ لکن المفسرین یعتبرون هذه التوبه نتیجه لقتل هؤلاء الناس بأیدی بعضهم البعض، ویرون أن آلاف الیهود قتلوا حتى قبلت توبتهم. قامت الدراسه الحالیه بدراسه السیاق اللغوی والعاطفی والثقافی والاجتماعی بأسلوب التحلیل النقدی وبحث السیاق التناصی لدراسه نص قصه العقاب والمذبحه التی تعرض لها بنو إسرائیل من أجل الإجابه عن سؤال، هو: هل یوافق قبول العقاب بالنسبه لمذبحه بنی إسرائیل على أیدی بعضهم البعض، مع البنیه الثقافیه والأفعال السلوکیه التی تحکم الشعب الیهودی، وکذلک الأدله داخل النص وخارج النص؟ وأخیراً، اتضح أن الادعاء الشهیر المبنی على مذبحه بنی إسرائیل، لا یوافق ثقافه بنی إسرائیل وتصرفاتهم السلوکیه والکلامیه، وأنه لیس هناک دلیل نصی وغیر نصی على إثبات ذلک المدعی. والدلیل الوحید على وجهه النظر هذه هو العبارات التی وردت فی وصف مذبحه بنی إسرائیل فی نص التوراه.
۲۳۶.

قراءة أسلوبيّة للمستوى الصوتي في قصيدة «بعد النبي» للمنصوري(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۹
إنّ الشعر یتمیز عن بعضه من خلال الأسلوب الفنی. وإنّ الشعراء یتفاضلون عبر حبکهم للأسلوب الرصین. ونظراً إلى أهمیه الأسلوب فی الشعر فقد اعتنی الشعراء بصیاغته وإجادته. وقد وقف الشاعر محمد سعید المنصوری شعره على أهل البیت؛ مدحاً ورثاءً. وقد اخترنا من بین شعر الرثاء قصیده «بعد النبی» فی رثاء السیده فاطمه الزهراء سلام الله علیها کی نقوم بتحلیلها فنّیاً بالاعتماد علی المنهج الأسلوبی، مرکزین فی بحثنا على المستوی الصوتی الذی تمثّل فی الموسیقى الخارجیه، حیث بیّنّا البحر الشعری وما اعتراه من الزحافات، والقافیه وحروفها، خاصه حرف الروی وحرکته، والموسیقى الداخلیه، حیث توقفنا عند الفنون البدیعیه والتکرار بکافه أشکاله. وقد خلص البحث إلى أنّ الشاعر قد کان موفقا فی اختیاره للبحر الکامل المقطوع الضرب مع کثره الاستفاده من زحاف الإضمار والهمزه المکسوره رویاً لقصیدته، إذ إنّ "مجیء الروی مکسوراً یوحی بحاله نفسیه منکسره، منطویه على نفسها بسبب الکسره وحرف المدّ (الیاء) الذی یمتدّ إلى داخل النفس منطویاً على الآلام. واستخدم الشاعر فنون الجناس والتکرار لمنح شعره طاقه صوتیه تساعد علی تعزیز معانی حزن الزهراء. فاستخدم من الجناس جناس الاشتقاق واللاحق والمضارع، وکرر الکلمات بثلاثه أشکال: التکرار المعنوی لتأکید أنّ الهمّ الموجود فی فؤاد الزهراء هو نفسه داء القلب الذی أدّى إلى قتلها، والتکرار اللفظی الذی لیس لغرض التوکید أبداً، بل لإیجاد معنى إضافی لغرض حسابی، وتکرار الکلمه لفظاً ومعنىً، وتمثل بتکرار ألفاظ الحزن والبکاء لیوحی بحضور قضیه الزهراء القوی فی ذهن الشاعر، لکونه العنصر الأساس الذی بنی علیه النصّ، کما یکشف عن رغبه الشاعر الشدیده فی إبراز حزنه علی ما حلّ بالزهراء. وفی الأصوات المهموسه التی تکرر منها (137 حرفا)، تکرر حرف التاء (38 مره) والهاء (37 مره). بینما تکرر حرف اللام (75 مره) والمیم (46 مره) فی الأصوات المجهوره.
۲۳۷.

ثنائیه الأنا والآخر فی کتاب الاعتبار فی ضوء نظریه هنری باجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۰۷
علم التصویر أو الصورولوجیا یعد من فروع الأدب المقارن ویدرس تجلیات الصوره فی الأعمال الأدبیه ومنها صوره الأنا والآخر. الصوره عن بیئه جغرافیه أو حدث تاریخی أو ثقافه وعادات وتقالید وفئات مختلفه لها لغه رمزیه وخصائص لغویه. فی دراسه الصوره تُطرح مفاهیم ومکونات مثل القوالب النمطیه، والتحیز، والصوره، والتمثیل. من النظریات التی یمکن أن ندرس فی ضوئها صوره الأنا والآخر هی نظریه هانری باجو الفنان التشکیلی الفرنسی الذی یری أن للصوره ثلاثه اتجاهات: الاتجاه الفوقی أو التشویه الایجابی، الاتجاه الدونی أو التشویه السلبی، الاتجاه الأفقی أو التسامح. بالاعتماد علی هذه النظریه تم اختیار کتاب الاعتبار لأسامه بن منقذ (488-584) الکاتب والشاعر الکبیر الذی عاش قبیل الحروب الصلیبیه فی منطقه شیزر، وکان شاعراً فذا وکاتبا بارعا وله شخصیه أدبیه وسیاسیه ورحلته الاعتبار هی صوره دقیقه ورائعه لمختلف الطبقات والشرائح الاجتماعیه والسیاسیه، منهم الکاتب نفسه وأهله، والعرب وقبائلهم المختلفه، والفاطمیون، والأیوبیون، والغزاه المسیحیون وغیرهم. تهدف هذه الدراسه بالمنهج الوصفی التحلیلی وفی ضوء علم التصویر إلی استعراض ثنائیه الأنا والآخر فی کتاب الاعتبار، وحاولت الإجابه علی سؤال رئیس مفاده ما هی أنواع تجلیات الأنا والآخر فی هذا الکتاب وما هی مصادیقهما. وخلص البحث إلی أن أنواع الأنا والآخر فی کتاب الاعتبار تنقسم إلی الفردیه والجماعیه، ووقف الکاتب منهما موقفا محایدا نزیها واتجه اتجاها أفقیا. وبدا أن هذه الصور هی نتاج اتصاله الوشیج والمباشر بالفئات المختلفه التی تجلث صورتهم فی رحلته وحاول التمییز بین الغزاه الصلیبیین وعامه الناس، وبالطبع قدم صوره واقعیه غیر منحازه عن الأنا والآخر.
۲۳۸.

"مواقع اللاتحدید" وتحقیق التفاعل بین النص القرآنی والقارئ "دراسه تحلیلیه فی قراءه أنجلیکا نویورث لسوره الرحمن "(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۱۴
إنّ قضیه التفاعل بین النص والقارئ ومفهوم "مواقع اللاتحدید" هما من أهم الموضوعات المطروحه فی نظریه "جمالیه التجاوب" ل "ولفغانغ أیزر". تسعى هذه النظریه إلى إعاده الاعتبار للقارئ المهمَش فی الدراسات الأدبیه السابقه من خلال الاهتمام بدور القارئ فی عملیه القراءه، والبحث عن المفاهیم والطروحات التی تساعد على إقامه التفاعل بین النص والقارئ. تنطلق هذه الدراسه من تصور محدد وهو أنّ تلک المفاهیم التی طرحها أیزر تقدم لنا آلیات إجرائیه مفیده لدراسه النص القرآنی والنصوص التفسیریه من منظور جدید. وعلى هذا، ترید الدراسه تسلیط الضوء على بعض مواقع اللاتحدید فی سوره الرحمن التی هی من أکثر السور القرآنیه إثاره للدراسه والتحلیل بالنظر إلى شکلها الخاص، وعلى کیفیه تعامل "أنجلیکا نویورث" مع هذه المواقع باعتبارها القارئه لهذا النص. إنّ الترکیز على نویورث فی هذا البحث یعود إلى منهجها فی دراسه القرآن وتأکیدها على تلقی السور القرآنیه کالوحده الأدبیه وقراءتها التفسیریه للسور القرآنیه والتی تسمح لنا أن ندرس تفسیرها وفق معطیات نظریه جمالیه التجاوب وبالاستعانه من المنهج الوصفی –التحلیلی. إنّ الهدف من هذا البحث هو الوصول إلى الطریقه الجدیده لدراسه البنیه النصیه للقرآن ولتحلیل النصوص التفسیریه وتعیین معیار لتمییز تحققات المتلقین المفسرین القریبه والبعیده عن هذا النص العظیم. وقد اتضح أنّ نویورث فی دراستها التفسیریه لهذه السوره، تحاول أن تملأ مواقع اللاتحدید حسب المعلومات الوارده فی النصوص الدینیه السابقه وتحلیلاتها الخاصه عن القصائد الجاهلیه.
۲۳۹.

الدنیا وتجلیاتها فی الحدیث النبوی؛ دراسه موضوعیه فی ضوء السنه النبویه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
إن الدنیا ومظاهرها شغلت حیزا کبیرا فی الحدیث النبوی وقد رسم رسول الله (ص) صورتها بشتی الطرق، واستخدم استراتیجیات ومناهج مختلفه للنهی عن مغریات الدنیا ومفاتنها والحث علی نعیم الآخره. لذا ارتأینا أن یکون مدار بحثنا الدنیا وتجلیاتها فی الحدیث النبوی باعتباره حقلا خصبا بالماده العلمیه التی تحتاج إلی من ینقب عنها ویسبر أغوارها، فلا غنی عن السنه النبویه لمعرفه دین الله ومقاصده. نهدف من خلال هذا البحث إلی تحقیق عده أمور منها التعریف بالمناهج النبویه واستراتیجیاته فی النهی عن مغریات الدنیا ومشتهیاتها، ومناهجه فی الحث علی نعیم الآخره، بالإضافه إلی إبراز الدور العظیم للسنه النبویه فی تقدیم صوره کامله للدنیا وإقامه مجتمع علی أسس التربیه الدینیه. وقد اعتمدنا فی بحثنا هذا علی المنهج الوصفی التحلیلی الذی یرمی إلی تتبع الأحادیث المشتمله علی أوصاف الدنیا وجمعها، ثم تحلیل النصوص، وعرض نتائجها، وإبراز المعنی المراد منها، محاولین بذلک فهم کنه الدنیا وأوصافها وتجلیاتها فی الحدیث النبوی. وقد أفضی بحثنا إلی مجموعه من النتائج من أهمها: أن النبی المصطفی (ص) فی تعریفه بالدنیا ومقارنتها بالآخره ارتوی من ینبوع القرآن الکریم، وارتشف من نمیر الوحی، واعتمد علی ست استراتیجیات وحوافز للحث علی الآخره، وست استراتیجیات للنهی عن الدنیا ومغریاتها، وقدم صوره حیه کامله عن الدنیا التی اتصفت عنده بسرعه التقضی والزوال والغدر، ووصف المتکالبین علیها واللاهثین لها، کما وصف فضل الآخره وصفات الزهّاد والطرق المؤدیه إلی الزهاده، وضروره التأهب للرحیل، وفی النهایه عبر عن تخوفه علی مصیر الأصحاب وانغماسهم فی الدنیا والانجرار وراءها، والحل الوحید فی المنظور النبوی لعلاج المادیه والدنیویه هو القناعه والاکتفاء بکفاف العیش وذکر الموت والتأهب له.
۲۴۰.

دراسه نقدیه فی الآراء التفسیریه للآیه 24 من سوره النساء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۸۸
بحسب ما هو معروف تبدأ الآیه 24 من سوره النساء بالحدیث عن تحریم الزواج من النساء المحصنات ثمّ یستثنی من ذلک الزواج من الإماء، غیر أنّ المفسّرین لم یتفقوا فی معنى الجزء الأول منها. یتبیّن من دراسه التفاسیر منذ بدایه الإسلام حتى الآن أن هناک خمسه آراء مختلفه حول هذه الآیه القرآنیه. ترى هذه التفاسیر أنّ هذا الجزء من الآیه، کالآیه السابقه، یقصد تحریم الزواج من المتزوجات أو الحرائر إلا الأسیرات أو الإماء أو المهاجرات أو أقل من أربع زوجات. ومع ذلک، یمکن ملاحظه بعض إشکالیّات فی هذه الآراء مثل الغموض فی الدلاله، والضعف فی الروایات المعتمده، ومعارضه بعض الآراء للروح العامه للتعالیم الإسلامیه، وما إلى ذلک. یهدف البحث الحالی بمنهجه الوصفی والتحلیلی، ومن خلال دراسه 210 تفاسیر متوفره فی برمجیات جامع التفاسیر (3) إلى عرض وتحلیل وجهات النظر المذکوره، بالاعتماد على الأدله النصیه المستمره والمتقطعه، وأخیراً توصّل إلى وجهه نظر جدیده ومغایره، وهی أنّ الواو فی بدایه الآیه لیست للعطف، بل هی استئنافیه، وهذه الآیه لیست استمراراً للتحریم المذکور فی الآیه السابقه، وإنّما لها معنى مستقل. ومن جانب آخر، إنّ المحصنات هی النساء العفیفات، ولیس النساء المتزوجات، وتشمل جمله ﴿ما ملکت أیمانهم﴾ الإماء أیضاً. وکذلک عباره ﴿والمحسنات من النساء إلا ما ملکت أیمانکم﴾ مبتدأ، وجمله ﴿کتاب الله علیکم﴾ خبره، وکلاهما مرفوع. ولذلک، تشیر الآیه إلى الرّجال لیتوجّهوا إلى الزواج من النساء العفیفات من غیر الإماء. وبالطبع، إن الآیه التالیه خفّفت الحکم المذکور، وأجازت للرجال، فی حاله عدم القدره المالیه، أن یتزوّجوا من الخادمات المؤمنات.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان