فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲٬۰۷۳ مورد.
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۶ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۱۷
۱۱۳-۱۳۲
حوزههای تخصصی:
یعتبر الخطاب النقدی فی الواقع مسیره تکوینیه لتحلیل الخطاب، حیث یتم الترکیز على العملیات المؤثره فی تشکیل الخطاب بدلاً من مجرد وصف للبیانات اللغویه. وفی هذا النوع من تحلیل الخطاب، یتم تناول النهجین الاجتماعی واللغوی. فیتم فی النهج الاجتماعی تناول الخطاب والسیاق الموقفی، بینما یتم فی النهج اللغوی وصف السیاق النصی لهدف دراسه هیاکل السلطه، والهیمنه، وعدم المساواه السیاسیه والاجتماعیه والثقافیه الناتجه عنها، من منظور نقدی فی النص. فی هذه الدراسه، سیتم تحلیل روایه "اعترافات کاتم صوت" لمونس الرزاز باستخدام نهج تحلیل الخطاب النقدی لنورمان فیرکلاف على ثلاثه مستویات: الوصف، والتفسیر، والتأویل استنادًا إلى نظریه نورمان فیرکلاف. من خلال التحلیل النقدی للروایه المذکوره، یتضح أن الکاتب فی مستوى الوصف، ومن خلال إبراز الکلمات الرئیسه فی القصه باستخدام تقنیه التکرار والتوافق اللفظی واستخدام کلمات معینه، یسعى إلى التعبیر عن أفکاره السیاسیه الوطنیه، ومن خلال تصویره للقارئ، یمنح فهماً عمیقاً لمضمون القصه الرئیسی. وعلى مستوى التفسیر، یرکز على السیاق والمکونات النصیه للخطاب الروائی، حیث یتضح التناص الموجود فی أسطوره مثل سیزیف، وطرح فکر الحزب الوطنی (البعث) حول قضیه الظلم الداخلی التی أدت إلى تدمیر الأفکار الثوریه والانقطاع عن الجماهیر الشعبیه. وعلى مستوى التوضیح، تم تحلیل النص کجزء من عملیه النضال الاجتماعی فی إطار علاقات القوه، مما یعکس أیدیولوجیه الکاتب، ویعبر عن الأفکار الرجعیه وعدم الواقعیه والأفکار التقلیدیه لدى الناس فی بدایه القصه ونهایتها، ویعتبر رؤیتهم السطحیّته سبباً لفشل الحرکات الشعبیه.
نقد ترجمة شهيدي لخطبة المتقين في نهج البلاغة على ضوء نظرية فيناي وداربلنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
57 - 70
حوزههای تخصصی:
تعتبر ترجمه الأستاذ شهیدی من أدق الترجمات الفارسیه لنهج البلاغه وأجملها. وقد حاول الأستاذ تقدیم ترجمه بلاغیه جدیده لهذا الکتاب من خلال اتباع التکافؤ الدینامیکی وسیاق اللغه الهدف وإظهار إمکانیات اللغه الفارسیه فی الترجمه باستخدام لغه جدیده وأنیقه. ولا شک أنه سعى إلى الکشف عن الآثار الفریده لبلاغه هذا الخطاب البلیغ. فمن هذا المنطلق، من أجل تقدیم تقییم إیجابی ودقیق لجوده هذه الترجمه وطریقتها، لقد اعتمد هذا المقال على المنهج الوصفی التحلیلی فی دراسه الموضوع، علی أساس نظریه "فینای وداربلنت" لتقییم جوده الترجمه التی یُعدّ فیها الاقتراض والنسخ والترجمه الحرفیه من تقنیات الترجمه المباشره؛ والإبدال الصرفی، والتکییف، والتکافؤ والتطویع من تقنیات الترجمه غیر المباشره. یتکون هذا البحث من بعدین: نظری وتطبیقی، بحیث أوضح المؤلف أولاً مؤلفات نظریه فینای وداربلنت 1995م، ثم باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، وبالاعتماد على أمثله من ترجمه شهیدی لخطبه الإمام علی (j) فی نهج البلاغه المسمّاه بالمتقین، درس هذه الخطبه، بناءً على الطرق السبع لفینای وداربلنت. تظهر مکتسبات البحث أنّ شهیدی من بین الطرق السبع لفینای وداربلنت، استفاد بشکل أقل من طرق الترجمه المباشره التی تشمل الاقتراض والنسخ والترجمه الحرفیه؛ ولکنه استخدم الأسالیب الأربعه المتمثله فی الإبدال والتطویع والتکافؤ والتکییف المتعلقه بالطریقه غیر المباشره بشکل أکبر فی الترجمه وساعدت هذه الطریقه فی زیاده قابلیه القراءه والطلاقه فی ترجمته، کما أنّه من بین التقنیات المختلفه للطریقه غیر المباشره، تحول إلى إزاحه العناصر الهیکلیه للغه المصدر؛ إذ إنه أراد تقدیم ترجمه أدبیه وبلاغیه للخطبه.
بازخوانی تحلیلی – انتقادی ترجمه اسلوب قصر در دعای (44) و (45)صحیفه سجادیه (مطالعه موردی: ترجمه موسوی گرمارودی و استادولی)
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
88 - 61
حوزههای تخصصی:
ابزار قصر پرکاربردترین و مهم ترین ابزار برای برجسته سازی و تأکید محتوای کلام است. مفاهیمی که در نظر گوینده از اهمیت ویژه ای برخوردارند به وسیله این اسلوب نمایش داده می شوند؛ بنابراین در ترجمه این شگرد بلاغی باید دقّت بیشتری کرد. دعا ورود و دعای وداع با ماه رمضان که در بردارند گونه های مختلف قصر است؛ علاوه برجسته کردن فضیلت ماه رمضان، برخی از آداب اسلامی را نیز آموزش می دهد. این جستار با روش تحلیلی-انتقادی و رویکرد بلاغی به بررسی اسالیب مشهور و غیرمشهور قصر در این دو دعا پرداخته و دو ترجمه حسین استاد ولی و سید علی موسوی گرمارودی را نیز مورد ارزیابی دقیق قرار داده است. با بررسی های انجام شده در مجموع عملکرد هر دو مترجم، در برگردان اسلوب «نفی+استثنا»، «ماده اختصاص»، «نفس»، «صیغه تعجب» و «نعت تخصیصی» (100%)، در برگردان اسلوب «اضافه به ضمیر»، «تکرار»، «اسناد مرتین» و «مفعول مطلق نوعی» بیش از (50%)، در برگردان اسلوب «باب اشتغال»، «تعلیل» و «قد» کمتر از (40%)، و در برگردان سایر اسلوب (0%) بوده است.
مفهوم جنون و کارکردهای سیاسی و اجتماعی آن در کتاب "عقلاء المجانین"
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
82 - 95
حوزههای تخصصی:
"عقلاء المجانین" یا خردمندان دیوانه نما بر خلاف رفتارهای عجیب خویش، دارای شخصیت و نبوغی شگفت انگیز هستند که بیان کننده عمق نگرش ایشان به انسان و جهان است. کتاب عقلاء المجانین نوشته محمد بن حبیب نیشابوری(؟-406ه) احوال اشخاص به ظاهر دیوانه، اما خردمند را جمع آوری نموده است. در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی به نگارش در آمده است، سعی شده تا با تحلیل محتوای حکایت های کتاب عقلاء المجانین، به کارکرد اجتماعی-سیاسی جنون در این کتاب پرداخته شود. بررسی ها نشان می دهد کارکردهای سیاسی نظیر اعتراض به رفتارهای خلیفه، پرهیز دادن اصحاب قدرت از ظلم و بی عدالتی، هشدار به حاکمان نسبت به عواقب امور، تعصب ورزیدن نسبت به گروه یا مذهبی خاص و کارکردهای اجتماعی مانند حضور فعال در اجتماع و گفت و گوی رو در رو با اشخاص مختلف، تلاش برای اصلاح اخلاق مردم، مبارزه با عقاید غلط رایج و حتی گره گشایی برای مردم با دعا برای خشکسالی از موضوعاتی است که این حکیمان و عارفان دیوانه نما در پس نقاب جنون در پی تحقق آن بوده اند. حکایت های این کتاب نشان می دهد که تظاهر به جنون برای حکیمان، رسیدن به ساحتی از آزادی بوده که کنشگری سیاسی و اجتماعی را در فضای خفقان آلود آن دوران تسهیل می کرده است.
دراسة وتحليل أساليب التدريس النشط والعوامل الداعمة في تحسين المهارات اللغوية مع الترکيز على دروس اللغة العربية
حوزههای تخصصی:
تعدّ أسالیب التدریس النشط فی تعلیم اللغه العربیه وسیله لتسهیل اکتساب الطلاب الکفایات اللازمه لتعلم هذه اللغه. ویعتمد التدریس النشط على اتجاه دمج أربع مهارات التحدث، ومهارات الاستماع، ومهارات الکتابه، ومهارات القراءه. وتهدف الدراسه الحالیه بالاعتماد على منهج البحث النوعی إلى تقدیم عشر طرق التدریس النشط فی تعلیم اللغه العربیه وعملیه تفعیلها وتنفیذها. وقد جُمعت بیانات البحث من خلال تلقی تجارب معلمی اللغه العربیه وإجراء المقابلات وتحلیل الوثائق المتعلقه بهذه اللغه. وبناءً على نتائج البحث، تتضمن أسالیب التدریس النشط فی تعلیم اللغه العربیه ثلاث مراحل، وهی التخطیط لمراحل التعلم، والتخطیط للتنفیذ، والتقییم من قبل المعلم؛ ولذلک فإن ترکیز التدریس على عملیه تعلم اللغه العربیه یشمل أنشطه الطلاب وإبداعهم فی اکتساب المعرفه والمهارات والقیم والاتجاهات أثناء تعلم اللغه العربیه. کما ویقوم المعلم فی موضوع التقییم بدراسه التغیرات السلوکیه للطلاب بشکل فعال ویستخدمها کمعیار للتخطیط وتطویر التعلم، والغرض من هذه المرحله هو تقییم الجوانب المعرفیه والعاطفیه والنفسیه والحرکیه حتى یتمکن معلمو اللغه العربیه من الاستخدام النشط لطرق تدریس هذه اللغه لإبراز الإمکانات الاستیعابیه وتحسین نتائج التعلم لدى التلامیذ.
ارزیابی ترجمه کلیله و دمنه بر اساس نظریه اسکوپوس (مطالعه موردی: ترجمه مرعشی پور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوانش تأثیر معیارهای نظریه اسکوپوس (skopos) در ترجمه فارسی کلیله و دمنه از موضوعات زبان شناسی است و معیارهای آن، تأثیری فراوان در رساندن معنا و حفظ استقلال دو زبان دارد. طبق هدف هانس ورمیر آلمانی، هر مترجمی باید طبق این نظریه، ترجمه کند تا به شایستگی، معنا را رسانده و استقلال و انسجام هر دو زبان نیز حفظ گردد. در این جستار، بر اساس این الگو و با روش توصیفی- تحلیلی، ترجمه فارسی مرعشی پور از کلیله و دمنه ارزیابی شده است. از جمله نتایج این بررسی آن است که انگیزه مترجم برای ترجمه، شخصی بوده و به دنبال ارائه ترجمه ای امین و نیز به روزرسانی ترجمه و پوشاندن جامه فارسی امروز بر تن ترجمه است. مترجم از روش هایی همچون ترجمه بر اساس دستور زبان حالت، بافت و موقعیت واژگان و عبارات، توجه به ساختار زبان مقصد، پایبندی هم زمان به متن مبدأ و ساختار معاصر زبان مقصد و نیز ادبیت متن استفاده کرده است. همچنین در بیشتر موارد، ارزش و اهمیت فرهنگی متن اصلی و ترجمه در ارتباط و نزدیک است و همان ارزش و اهمیت، مستقیماً یا در قالب هایی همچون، استعاره و ضرب المثل، منتقل گردیده است. مترجم، این ترجمه را با توجه به سطح همه مخاطبان و تا حد امکان، نزدیک به سطح آنان انجام داده و هنجارهای آن را رعایت کرده است.
تحبيك الهوية المكانية في الرواية العراقية "ساعة بغداد"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراسه الأماکن والمواقع البیئیه فی المجتمعات البشریه لا تختص بالدراسات الطوبونومیه أو الدراسات الجغرافیه فحسب، بل یمکن أن ندرس المکان من الناحیه الثقافیه والفکریه من منطلق الدراسات الأدبیه فی النقد الأدبی. الروایه کأثر أدبی اجتماعی، تسرد الأحداث وربما من منطلق بول ریکور وهایدن وایت تقوم بالتحبیک أو صیاغه الحبکه من الوقائع المتناثره إلى حکایه منسجمه. إذ تحبیک الأمکنه والأحداث المتعلقه بها، ترسیم لمعالمها الحیه، إذ تعلو صوتها بجانب الشخصیات لتمثل الحیاه فی تنوعها کلها کوسیله لتعزیز وإثراء الهویه وکوثیقه غیرتاریخیه. أما روایه ساعه بغداد لشهد الراوی -من أشهر الروایات العراقیه المعاصره -فتسرد حالات المجتمع العراقی فی أجواء الحرب وترکز على بغداد وأماکنها المختلفه کبؤره الأحداث لجعلها حبکه روائیه وترسم خلالها الصوره الفکریه والحضاریه والثقافیه کهویه أبناء الوطن. هذا المقال یهدف الی دراسه المعالم الدلالیه للمکان فی روایه ساعه بغداد بالمنهج الوصفی- التحلیلی، وتوصل إلی أن الروایه تحاول تحبیک التاریخ بربط الواقع والخیال لترسیم هویه المجتمع العراقی خاصه فی بغداد عبر الزمن من الماضی إلی المستقبل، وتحکی المعالم الحضاریه والفکریه والثقافیه عن المکان حسب التجربه المعاشه، إذ لا تنفصل هویه المکان عن هویه الفرد. تستعرض الروایه بغداد کمجال تخییلی ینبض بالحیاه، حیث تتحوّل الأمکنه إلى رموز دالّه على الذاکره الجماعیه، والانتماء لبناء الشخصیات وتکوین الوعی الجمعی. یُظهر البحث أن الروایه تمزج بین الواقعی والمتخیّل لتقدیم صوره أدبیه مقاومه تسرد عن بغداد وأماکنها، وتصوغ هویتها السردیه من عمق الألم والحنین والأمل. فالمکان فی الروایه، من المحله إلى برج المأمون ومن بیت الجده إلى حدیقه الزوراء وساعه بغداد، یُعاد تشکیله من خلال الذاکره الشخصیه للراویه، لیصبح وعاءً لحمولات ثقافیه وتاریخیه وشعوریه تعکس عمق التجربه الجماعیه للأهالی.
انعكاس الزمن السردي في رواية «جسر بنات يعقوب» وفقاً لخطاب جيرار جينيت السردي (1972م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
123 - 142
حوزههای تخصصی:
یُعدّ الزمن الإطار الذی تتدفق ضمنه الأحداث القصصیه، وهو من القضایا الجوهریه فی صیاغه النص النهائیه. إذ لا تکاد تتشکل الروایه بدون الزمن، لأنّ الفعل القصصی الذی یُعتبر من أهم العناصر المکونه والدافعه لأی سرد یقوم على أساس الزمن. ووفقاً لنظریه جیرار جینیت، تتشکل زمنیه السرد من خلال ثلاثه عناصر زمنیه: النظم والاستمراریه والتکرار. یهدف هذا البحث بالاعتماد على المنهج الوصفی-التحلیلی وباستخدام الأسلوب البنیوی إلى دراسه عنصر الزمن ومکوناته وفق نظریه جیرار جینیت فی روایه «جسر بنات یعقوب» للکاتب الفلسطینی حسن حمید (1955م). تُظهر دراسه الزمن السردی فی الروایه أن حسن حمید قد استثمر تقنیات الزمن المتنوعه ببراعه، مستخدماً جمیع أبعاده. ففی جانب النظم والترتیب، یمزج بین أسالیب السرد الحدیثه، مثل تیار الوعی وتستفید من عناصر مابعد الحداثه ویکسر النظم المنطقی للزمن، مما یُبعد ذهن القارئ عن الرّتابه والتکرار ویزید من جاذبیه السرد وتعقیده من خلال الاسترجاعات المتکرره وأحیاناً الاستباق. کما تبرز براعته فی استخدام المشهد والتوقف الوصفی والحذف والتلخیص إلی جانب الاستمراریه. فهو یستخدم المشهد لتقدیم الشخصیات والمواقف القصصیه، بینما یسعى فی التوقفات الوصفیه إلى تصویر خصائص الأماکن والبیئات والجوانب الداخلیه والخارجیه للشخصیات. وتکمن مهاره حسن حمید فی تقلیل سرعه السرد أحیاناً لتقدیم التفاصیل بدقه متناهیه وأحیانا یستخدم تقنیات الحذف والتلخیص لتجاوز الأحداث الأقل أهمیه، مما یزید من سرعه السرد. وعلاوه على ذلک، یبرز استخدامه المنطقی لأنواع التکرار، خاصه التکرار المتعدد والإعاده کدلیل على منهجه فی إبراز الأحداث المهمه وتلخیص الأحداث الأقل أهمیه، مما یعزز تأثیر السرد ویجذب ذهن القارئ. وهکذا تمکّن حسن حمید، من خلال توظیف الوظائف السردیه للزمن وبمساعده التشتت الزمنی، والاستمراریه، وتکرار الأحداث، من تهیئه السیاق المناسب لاقتراب القارئ من الطبقات الخفیه لعقلیه الشخصیات.
تصویر فرهنگ "دیگری" در سفرنامه " اروپاگردی بر روی صخره های سیسیل" شفیق جبری
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
48 - 64
حوزههای تخصصی:
تصویرشناسی به عنوان یکی از شاخه های مهم ادبیات تطبیقی، نقش بسزایی در شناخت ملل و اقوام از یکدیگر ایفا می کند و از طریق بررسی تصویر دیگری در متون، به درک بهتر از فرهنگ ها کمک می کند. دیگری پنهان در متن، از طریق تحلیل لایه های زیرین تصاویری که نویسنده توصیف می کند، به تدریج روشن می شود. فرهنگ به عنوان یکی از مفاهیم اساسی در شناخت ملل دیگر، به ویژه در سفرنامه های فرهنگی و گردشی که به طور مستقیم شاهد آداب و رسوم، اخلاقیات و عادات مردم هستند، اهمیت بسیاری دارد. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، مهم ترین مفاهیم فرهنگی برای شناخت غرب در سفرنامه "اروپاگردی بر روی صخره های سیسیل" مورد بررسی قرار گرفته است. این سفرنامه از نظر نویسنده به لحاظ فرهنگی حائز اهمیت بوده و شامل ارائه نمونه هایی از متن سفرنامه است که به تحلیل آن مفاهیم می پردازد. علاوه بر این، نوع ارتباط و دیدگاه نویسنده در مواجهه با این فرهنگ ها بررسی و بیان شده است تا نشان دهد چطور تجربیات و مشاهدات او از سفر به غرب منجر به شکل گیری نگرشی خاص نسبت به فرهنگ های دیگر گردیده است. شفیق جبری، در مواجهه با فرهنگ غرب و دیگری، با تفاوت های فرهنگی عمیقی روبه رو می شود که بیشترین واکنش او احساس ترس، تنهایی و تعجب است. هرچند در برخی مواقع احساس شعف و تمایل به فرهنگ غربی نیز به او دست می دهد، اما این احساس به طرز قابل توجهی ناپایدار است و به سرعت جای خود را به نوعی غربت و تنهایی می دهد. او معتقد است که هرگز من شرقی اش قادر به ارتباط و الفت با فرهنگ دیگر غرب نخواهد بود. به همین دلیل، غرب را سراسر راز و رمز می داند و این نوع نگاهی که در او شکل گرفته، به روشنی بیان گر تعلق خاطر عمیق او به هویت شرقی اش است. احساسات متناقض او در رابطه با فرهنگ غرب، نه تنها نشان دهنده چالش های او در درک و پذیرش این فرهنگ است، بلکه تأکیدی بر ارزش ها و باورهای ریشه داری است که در فرهنگ شرقی اش نهفته است و به او احساس هویت و آرامش می بخشد.
دراسة التوازي النحوي في رسالة المعاش والمعاد للجاحظ على أساس نظرية ديبوغراند ودرسلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
149 - 166
حوزههای تخصصی:
إنّ الاتساق فی النص من المفاهیم الهامه التی رسمها علماء النص، کعنصر من عناصر النصانیه. ومن آلیات الاتساق المعجمی قواعد عامه، کقواعد النحو والتکرار فی الجمله بجانب التضام، والتکرار کآلیه هامه فی إحداث الاتساق فی النص. وقد قسّمه لغویو النص إلی أنواع مختلفه، مثل الترادف، والشمول الدلالی، وشبه التکرار، والتکرار النحوی. ویعدّ دیبوغراند ودرسلر من العلماء الذین اهتموا بالتکرار درساً ونظریه. فهما لا یریان المفردات تختص بالتکرار فحسب، بل إنّ هنالک تکراراً فی جزء من النصّ أو فی الشکل النحوی، یسمى توازیاً نحویاً أیضاً. وینقسم التوازی إلی التوازی التام، والتوازی الناقص، وشبه التوازی، والتوازی الربطی. فبه، تُخلق فی النص موسیقى بجانب الاتساق والانسجام. ثمّ إنّ رسائل الجاحظ تعدّ من النصوص الهامه فی تاریخ الأدب العربی، وخاصه رساله المعاش والمعاد، والتی لم تلفت الانتباه الذی یلیق بها. فهی بمثابه کُتیّب إرشادی ذی نص أدبی متسق ومنسجم موضوعه السیاسه والحکومه. فقد قام هذا البحث بدراسه دور التوازی النحوی فی اتساق رساله المعاش والمعاد للجاحظ بمنهجیه وصفیه تحلیلیه، وباستخدام المعلومات الإحصائیه، وتشیر أهم نتائجه أن للتوازی النحوی، خاصه التوازی التام، دوراً محوریاً فی اتساق الرساله، کما أنّ العبارات المتوازنه فی نصّ الرساله لها تواز صرفی وبلاغی، کما أنّ للتوازی الصوتی، بجانب التوازی النحوی، دورا فی الاتساق النصی، وکذلک له دور موسیقی وجمالی و....
إستراتيجيّة حنا مينة حول الحبّ والنضال ضدّ المستعمر الفرنسي في "صراع امرأتين": على ضوء منهج الخطاب النقدي لفيركلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
27 - 49
حوزههای تخصصی:
إنَّ تحلیل الخطاب یعدّ أحد المنهجیات المتقدّمه فی دراسه الخطاب والتی تتعامل مع اللغه، ویساعد بمساهمه النصّ والکلام علی خلق السلطه الاجتماعیّه والسیاسیّه. اهتم «حنا مینه» الروائی السوری (1924-1991) فی روایاته بالواقعیهِ الاجتماعیهِ وبالصراعِ الطبقی، وکان لجزءٍ من تجاربه الخاصه أثرٌ ممیزٌ فی کتاباته عن معاناهِ الناسِ الیومیهِ، حیث أنّه لم یتوقف عن تجسیدِ الواقعِ المرّ لطفولته، واعتبره ملهماً لروایاته. «صراع إمرأتین» وهی الجزء الثانی من روایته «حاره الشحادین». تطل الأحداث ممتزجه بألوان الحیاه وحبّ وغیره ووطنیه وتضحیه، یفتح حنا مینه وبأسلوبه السردی الممتع نافذه التاریخ على قصه النضال السوری البطولی ضد المستعمر الفرنسی ومساندیه من أهل اللاذقیه مصائر شخصیات متداخله خلال المطارده المثیره فی سوریا وأحیائها. یدور البحث فی ثلاث مستویات: الأوّل «مستوی الوصف» الذی یعالج النسج الخارجی للنصّ، الثانی «مستوی الشرح» الذی یبحث عن الإیدئولوجیا الموجود فی نصّ الروایه، الثالث «مستوی التفسیر» و هو دراسه النسج الداخلی للنصّ و تُعدّ الفکره و العاطفه مغزی هذا النصّ. المنهج الذی اعتمدناه فی هذه المقاله هو المنهج الوصفی-التحلیلی الذی یعالج روایه "صراع امرأتین" علی ضوء رؤیه نورمان فیرکلاف. من أهمّ النتائج التی وصل الیها هذا البحث، هی أنَّ الوصف فی بنیه نصّ الروایه یرکّز علی عنصر التکرار والتناص، وکذلک من جهه تشبیه العبارات التی تتمیّز الروایه عن سائرها. کان مستوى الشرح الذی یعبر عن أیدیولوجیه المؤلف، یروی لنا الکاتب عن کفاح السوریین ضد الاحتلال الفرنسی من خلال امرأتین سوریتین وصراعهما على التفوق فی الکفاح وفی نفس الوقت على قلب رجل. إنَّ مستوی التفسیر یبحث عن السیاق الظرفی فی هذه الروایه والروایه تدور فی اللاذقیه، فی السنه الأخیره من الحرب العالمیه الثانیه.
دراسة المفارقة الزمنية في رواية "ستائر العتمة" على ضوء نظرية الترتيب الزمني لجيرار جنيت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
85 - 100
حوزههای تخصصی:
تتبنى الروایات عادهً بنیه زمنیه خطیه، غیر أنها کثیراً ما تشهد تغیّرات زمنیه تُعرف اصطلاحاً ب «المفارقات الزمنیه» وفق التصنیف الذی وضعه المنظّر البنیوی الفرنسی، جیرار جنیت. تشکّل روایه «ستائر العتمه» للکاتب ولید الهودلی نموذجاً بارزاً لهذه الظاهره، حیث تعرض الروایه تسعین یومًا من حیاه البطل «عامر» فی سجون الاحتلال الصهیونی مع ترکیز خاص على الدور المحوری للزمن فی تعمیق تصدیق القارئ للشخصیه الرئیسه وسماتها النفسیه. تتمیز هذه الروایه بتعاملها الإبداعی مع الثالوث الزمنی (الماضی، الحاضر، المستقبل) عبر تحوّلات زمنیه متکرره، مما یجعلها ماده خصبه للتطبیق النظری لمقولات جنیت فی السرد الزمنی. إذن تهدف هذه الدراسه معتمده على المنهج الوصفی-التحلیلی إلى دراسه المفارقات الزمنیه فی هذه الروایه انطلاقاً من التصنیف الثلاثی الذی وضعه جنیت (النظام، المده، التکرار). تؤکد نتائج الدراسه أن روایه «ستائر العتمه» تمثل نموذجاً إبداعیاً لتوظیف المفارقات الزمنیه وفق نظریه جینت. حیث انتهج ولید الهودلی استراتیجیه واضحه فی کسر التسلسل الزمنی التقلیدی من خلال الاستخدام المکثف لتقنیتی الاسترجاع (الفلاش باک) والاستباق (الفلاش فوروارد). وقد أسهم هذا التوظیف فی تحقیق أبعاد دلالیه ونفسیه عمیقه، لم تقتصر على تعمیق فهم الشخصیات، بل نقلت تجربه القارئ من مستوى التلقی السطحی إلى مستوى التأمل الفلسفی فی مفهوم الزمن وتأثیره على التجربه الإنسانیه.
دراسة في رأس المال الجنسي لرواية «سبايا سنجار» في ضوء نظرية كاترين حكيم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعتبر عالمه الاجتماع البریطانیه کاترین حکیم أوّل من عبّرت عن مصطلح رأس المال الجنسی وأنواعه فی الحیاه الاجتماعیه والتوازن بین الرجل والمرأه، حیث ناقشت فی عام 2011م نظریتها وآرائها فی کتاب «المال الحلو، قوه رأس المال الجنسی» واعتبرت نظریتها من أحدث النظریات فی علم الاجتماع المعاصر کما قبلها بییرُ بوردیو العالم الفرنسی الذی یعتقد أنّ رأس المال البشری لیس مجرد ممتلکات منقوله وغیر منقوله، وأنّ لدینا رأسا مالاً ثقافیاً واجتماعیاً بالإضافه إلى رأس المال الاقتصادی ولهذا أطلقت کاترین حکیم على رأس المال الرابع اسم رأس المال الجنسی وبحسب قولها یحتوی رأس المال هذا على سته مؤشرات ویمکن أن تتکاثر هذه المکونات فی العدید من الثقافات. وبما أنّ الأدب یلعب دوراً هاماً فی تصویر ثقافه أی مجتمع وأفکاره ومعتقداته، فإنّ الأدب الخیالی لیس مستثنیاً من هذه القواعد. وانطلاقاً من هذا المبدأ، درس المقال مکونات رأس المال الجنسی فی روایه سبایا سنجار للکاتب السوری سلیم برکات وذلک فی ضوء المنهج الوصفی–التحلیلی مستعیناً بالمصادر المکتبیه لمعالجه انعکاس رأس المال الجنسی فی روایه «سبایا سنجار» وتتبع المکون الأکثر انعکاساً للرأس مال الجنسی فی الروایه، بحیث قد أظهرت النتائج أن مکونات الجمال والجاذبیه الجنسیه وطریقه الظهور فی المجتمع بالنسبه للمرأه، والمکون الاجتماعی والحیویه بالنسبه للرجل قد انعکست انعکاساً باهراً فی الروایه، کما أنّ الکاتب لم یثیر الإثاره الجنسیه والعلاقات والقضایا المتعلقه بها فی الروایه.
اللّامركزيّة في قصص الأطفال (قصة «أرشيفيا» لأمل ناصر أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه «أرشیفیا» لأمل ناصر، الکاتبه والقاصه اللبنانیه الشابه المعاصره هی قصه مشوّقه زاخره بأحداث تمزج ما بین الفانتازیا والواقع، وتساهم فی تعوید الطفل علی تحلیل العمیق للمواقف والأحداث وابتعاده عن السطحیه والتدرب على التفکیر المنطقی لتحقیق النتیجه المرجوه. تعد اللّامرکزیّه إحدى التقنیات الأکثر استخداماً من قِبَلِ کُتّاب أدب الأطفال لإقامه علاقه إبداعیه مع جمهورهم. یهدف هذا البحث النوعی إلى کشف البنى العمیقه للّامرکزیّه فی قصه «أرشیفیا» لأمل ناصر وکیفیه استخدام هذه التقنیات کعناصر سردیه ضروریه وإبداعیه فی هذه القصه ونقاط القوه فی استخدام تقنیات اللّامرکزیّه التی تساعد على تطور العلاقه بین المتلقِّی الطفل والکاتبه باستخدام أسلوب تحلیل المحتوى، لقد وظّفنا فی بحثنا هذا المنهج التفسیری - التجریدی للإجابه عن الأسئله. تُظهر نتائج هذا البحث أنّ تأثیر استراتیجیات اللّامرکزیّه على الجمهور یختلف أحیاناً ویتوسع أحیاناً. تعمل بعض هذه التقنیات على تشتیت ترکیز الجمهور من خلال نوع من الحرکه فی عملیه السرد. وأخرى تخلق توقعات للقارئ أثناء قراءه القصه، وینتظر القارئ حتى تتحقق توقعاته، وهذه التقنیات تفاجئ الجمهور بحضورها. کما أظهر هذا البحث أنّ أمل ناصر تستخدم تقنیات اللّامرکزیّه ذات الصله وتقدم المسار السردی للقصه بطریقه مغامره ومتداخله ومثیره، وتربط التقنیات المختلفه تباعاً فی نقطه واحده ولذلک فإنّ الترکیز الذهنی للجمهور یتأرجح دائماً بین المرکزیّه واللّامرکزیّه. وتوصّل هذا البحث إلى أنّ الکاتبه تخلق حاله من الغموض المعقد من خلال استخدام أسالیب مختلفه مثل التحوّل وتدخلات الراوی وتکرار الأسئله. هذا الغموض لم یؤدِ إلى حیره المتلقی بل یثیر فضوله ویشجعه على التفاعل مع النص ومن خلال کسر توقعات المتلقِّی من السرد الخطی التقلیدی والمرکّز یُحوّله من مجرد قارئ إلى مشارک نشط. کما أنّ توظیفها لتغییر وجهه نظر الراوی وإبراز أحداث متزامنه خلف الکوالیس تتیح إظهار الواقع من زوایا مختلفه ویثری تجربه القراءه ویعزز دلالات النص ویعطی المزید من الوضوح والقیمه لمعانی النص.
تحليل كيفية تمثيل الناشطين الاجتماعيين في رواية «ساعة بغداد» لشهد الراوي على ضوء نظرية فان ليوين(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الروایه هی وصف شامل للحیاه الاجتماعیه وعناصرها المقومه کالشخصیات والأحداث والأحادیث وباختصار جمیع عناصر الروایه، تعکس صوره واقعیه لعناصر مجتمع الکاتب ولهذا السبب یمکن القول أن القراءه السوسیولوجیه هی أکمل القراءات للروایه وأقواها ویعتبر هذا النوع من الفن من أکثر الفنون تعبیرًا عما فی الحیاه. وعلى هذا یمکن نقد الروایه المعاصره باستخدام نظریات سوسیولوجیه مختلفه. إحدى هذه النظریات هی نظریه الناشطین الاجتماعیین التی وضعها ثیو فان لیوون. الناشطون الاجتماعیون یلعبون دورًا هامّاً لتقدم الخطاب وصناعه النص، لأنهم أذرع أساسیه للنصوص والخطابات. ولکن لا یتم إیلاء الکثیر من الاهتمام لتمثیلهم. ویرى فان لیوین أن الناشطین یتم تمثیلهم بطریقتین عامتین: الحذف والإظهار ولکل منهما فروع فرعیه، ومعرفه کیفیه تمثیلهم أمر مهم لاکتشاف الخطابات. لقد اختار هذا المقال روایه «ساعه بغداد» للکاتبه العراقیه شهد الراوی موضوعاً للبحث من أجل التحقیق لتمثیل الناشطین الاجتماعیین فیها ویرید تحدید وظائفهم التی تسرّبت فی الطبقات السفلیه للروایه وتعریفها. الهدف من هذا البحث هو تحلیل خطاب العمل ووظائفه الاجتماعیه الدلالیه التی یعرضها کل من الناشطین من خلال طرق تمثیلهم المختلفه للقارئ. تظهر نتیجه البحث أن الکاتبه استخدمت کافه طرق التمثیل المختلفه وهذا التنوع جعل عملها مقروءاً وجذاباً، إلا أن اهتمام الکاتبه بعنصر التعبیر أکثر من الحذف هو وسیله لتصور مآسی العراق ولبنان. وفی أسالیب التعبیر أیضاً، فقد روعی أسلوب توصیف جزء منها أکثر من بقیه الأسالیب لإظهار الدینامیکیه والحرکه على مستوى القصه رغم وجود آثار مدمره ومتأثره بالحرب والاحتلال. المنهج المستخدم فی هذا البحث هو الوصفی-التحلیلی.
دراسة كيفية تمثيل الحروف الغائبة في الإملاء العربي(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهدت العربیه فی الوقت الحاضر تحدیات کثیره جدیده فرضت على أبنائها التعامل مع دول وشعوب شتى وعلى کافه الأصعده، فکان على لغتهم العربیه أن تستجیب لکافّه تلک المستجدات، وقد استجابت لها. لکن بقیت بعض الثغرات التی کان من المفروض ألا تکون لو أنّ أبناء العربیه استوعبوا کافه طاقات لغتهم واستخدموها فی أماکنها الصحیحه. وأول تلک الطاقات المهمله فی اللغه هی الاستفاده من اللهجات العامیه کرافد یرفد الفصحى ویغذّیها، خاصه بالنسبه للأعلام الأعجمیه، حیث أدّت مسأله عدم وجود مقابل لخمسه من الأصوات الأعجمیه فی الأبجدیه العربیه، هی: الباء المثلّثه (پ)، الفاء المثلّثه (ڤ)، الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) إلى إیجاد بلبله وتخبط فی کتابه تلک الأصوات. ثلاثه من تلک الأصوات الخمسه موجوده فی اللهجات العربیه قدیماً وحدیثاً، أی أنها لیست غریبه على الأذن العربیه إلا أنها لم تُکتب لاختصاصها ببعض اللهجات وقله التحدیات التی واجهت العربیه آنذاک. هدف الدراسه هو إیجاد نظام واحد فی طریقه کتابه تلک الحروف الخمسه عن طریق إضافه رموز إلى الأبجدیه العربیه لثلاثه منها، هی: الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) واستبدال الآخرَین بأقرب معادل لهما، أی الباء والفاء. اعتمدت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی، حیث ناقشت طریقه العربیه فی التعامل مع الکلمات الأعجمیه، وشواهد من الکتابات المعاصره على طریقه کتابه الحروف الغائبه، وإثبات تواجد ثلاثه من الحروف الغائبه فی اللهجات العربیه القدیمه. وتوصلت إلى أنّ الحلّ یکمن فی استعاره ثلاثه رسوم من الفارسیه التی تشارک العربیه فی الإملاء والأبجدیه وإضافتها إلى الأبجدیه العربیه. ولیست تلک إضافه بقدر ما هی ترمیم وتکمیل للأبجدیه العربیه، فالأصل هو عربیه تلک الأصوات.
دراسة الهوية في «رواية اليافعين» العربية والفارسية بناءً على نظرية إريك إريكسون (رواية كابوتشينو ونادني زيبا مثالاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فی رحاب نظریه النمو النفسی والاجتماعی لإریک هامبورغر إریکسون، تتجلى المراهقه کمرحله خامسه، یلوح فیها سؤال الهویه بوصفه القضیه المحوریه، ولکن لیس بالصوره الخطیره التی قد تتبادر إلى الذهن. لطالما حظیت المراهقه، بما تحمله من أبعاد الهویه، باهتمام الدارسین فی علم النفس والاجتماع، بید أن الدراسات الأدبیه لم تول هذه المرحله وقضایاها ما تستحقه من عنایه. وفی المقابل، فإنّ الکتب الموجهه للیافعین، باعتبارها ماده ثقافیه لها تأثیرها العمیق فی المتلقی، تتطلب قراءه نقدیه فاحصه، تستهدف تزوید هذه الشریحه من القراء بأفکار ومعارف قیّمه. فی هذا المضمار، یتناول هذا البحث قضیه الهویه، مستنداً إلى آراء إریکسون، وذلک من خلال تحلیل روایتین موجهتین للیافعین، إحداهما عربیه بعنوان "کابوتشینو" والأخرى فارسیه بعنوان "نادینی زیبا". "کابوتشینو"، من إبداع الکاتبه اللبنانیه فاطمه شرف الدین، أما "نادینی زیبا" فهی من نتاج قلم الکاتب الإیرانی فرهاد حسن زاده. فی "کابوتشینو"، تدور الأحداث حول شاب وفتاه مراهقین، بینما فی "نادینی زیبا" تترکز القصه على فتاه مراهقه. وهنا یبرز السؤال القائل: ما هی المؤثرات التی تشکل هویه المراهق فی هذه الأعمال؟ وهل تتفق هذه المؤثرات مع آراء إریکسون؟ ینطلق البحث من فرضیه مفادها أن المراهق یواجه تحدیات جمه، ویعیش أزمه هویه، ولکنه یتمکن إلى حد کبیر من تجاوز هذه الأزمه بالاستعانه بقدراته الذاتیه ودعم محیطه الخارجی. بالنظر إلى أن سمات مرحله المراهقه تتشابه إلى حد بعید بین مراهقی العالم، فإننا نتوقع أن تتوافق سمات المراهقین فی الروایتین مع آراء إریکسون حول هذه المرحله. فی هذا البحث، تم اعتماد منهج تحلیل المحتوى، مع الأخذ بالمنهج الوصفی-التحلیلی. تکشف النتائج عن أن تجارب المراهق فی روایتی "کابوتشینو" و"نادینی زیبا"، وفقاً لنظریه إریکسون فی النمو النفسی الاجتماعی، تتوزع على ثلاث فئات رئیسیه: 1. أزمه الهویه؛ 2. اکتساب الهویه، ویتضمن بدوره: التماهی، والدعم المجتمعی، واعتراض المراهق على قیم الکبار؛ 3. الالتزام. ومن خلال دراسه تجلیات الهویه وتحدیاتها فی الروایتین، نستخلص أن هناک ترکیزاً واضحاً على قیم التشجیع على الصبر، وحب العائله، واحترام الکبار، ودعم أفراد الأسره، وتقدیر الظروف الاقتصادیه الصعبه التی تمر بها الأسره، والالتزام تجاه أفرادها.
تحليل الأفعال الكلامية في سورة النور علی ضوء نظرية جان سيرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعد نظریه الفعل الکلامی من الاتجاهات التداولیه التی تضع السیاق الخارجی للنص فی خانه اهتماهها فی تحلیل الخطاب الذی یولّده المؤلف؛ وذلک للکشف عن مقصدیته التی أراد إیصالها إلی المتلقّی. وعلی المتلقی أنْ یأخذ هذا الأمر (السیاق الخارجی) بعین الاعتبار، لإدراک أحسن للنصّ. وهذا من إنجازات هذه النظریه التی قد أسّسها أوستین، وقد وسّعها ونظّهما جان سیرل؛ وذلک بتتبع دراسات أستاذه أوستین. المقال یعالج آیات سوره النور المبارکه التی تتناول عده موضوعات، أهمّها قضیه (الإفک) التی تحذّر منها؛ وذلک بسبب العقوبات التی تعقب الکاذبین فی هذا الأمر. هذا المقال منهجه الوصفی – التحلیلی، بحیث قد اتخذ نظریه الفعل الکلامی أسلوباً لتحلیل آیات سوره النور المبارکه. یهدف المقال إلی دراسه آیات سوره النور المبارکه، وفق النظریه المذکوره، للکشف عن المعانی الضمنیه للمتکّلم فی کلامه، ویییّن أن السیاق الخارجی للنصّ له تأثیر ملحوظ فی فهم المتلقی. من النتائج التی توصّل إلیها المقال، وذلک وفق تطبیقه نظریه الأفعال الکلامیه علی آیات السوره المذکوره، علی ضوء تقسیم سیرل للأفعال الکلامیه، أنّ المتکلّم وظّف فعلی الکلامی الإخباری والتوجیهی، حیث بیّن مکانه المفترین فی الآخره، والنظام الطبیعی للعالم، وخلق اللیل والنهار، وحاله الأشخاص المتظاهرین بالإیمان، وخصائص المؤمنین وإبلاغ الخبر للانسان من حیث علمه بأعمالهم، وذلک من خلال الفعل الکلامی الإخباری، والأمر بإقامه الصلاه، وأداء الزکاه، وإطاعه نبیّه (|)، ونهی المؤمنین عن الأفکار التی تسبّب الشک فی قدره اللّٰه تعالى. وأما وفقاً للموقف الخارجی، فالأهداف الکلامیه الضمنیه للمتکلّم تختزل فی الأفعال الکلامیه الالتزامیه والتوجیهیه والتعبیریه والإعلانیه، وهذا تمّ کشفه عن طریق مقام النصّ؛ فإنّ الآلیات اللغویه المستخدمه من جانب المتکلّم تتناسب تماماً مع أهدافه، وهذا مؤشّر على معرفته بالموقف الکلامی والبلاغه بأکمله. وفقاً لتحلیل الآیات، أنّ نسبه استخدام الفعل الکلامی التوجیهی هی الأکثر بالنسبه للأفعال الکلامیه الأخرى، کما أنَّ الموقف الکلامی للآیات المنوره قد ساعد بشکل ملحوظ فی الوصول إلى ما قاله المتکلّم ضمنیّاً، وهو الأمر الذی یُعدّ الأساس فی نظریه الفعل الکلامی.
کارکرد اسم احسن «رحیم» در فواصل سوره بقره بر اساس نظریه شکل و زمینه
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
40 - 15
حوزههای تخصصی:
نظریه شکل و زمینه از اصول روان شناسی گشتالت است که توسط تالمی در تبیین پدیده های زبان شناختی استفاده شد. این نظریه ارتباط پس زمینه ای و پیش زمینه ای در ادراک بصری اشیاء را نشان می دهد. چنین رابطه ای در عبارات و جملات نیز وجود دارد و عبارات در پرتو آن تبیین پذیر می شود. فواصل قرآنی متضمن اسم احسن به دلیل برخورداری از سازوکار شکل و زمینه ای، از جمله مواردی است که بر اساس نظریه مذکور تبیین می شود؛ زیرا ارتباط بین اسماء حسنی در فواصل با آیات مانند همان ارتباط شکل و زمینه در ادراک بصری است. از همین رو مقاله حاضر باتکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از نظریه شناختی شکل و زمینه با نگاهی مقایسه ای بین رویکرد مذکور و بلاغت قدیم، در پی تبیین کارکرد اسم احسن «رحیم» و دامنه ارتباطی اش با آیه متضمن آن در سوره بقره می باشد. نتایج بیان می دارد که بلاغت قدیم، ارتباط فواصل را تنها با بخشی از آیه می داند و کارکرد آن را محدود نموده است و نمی تواند معیار جامعی برای کشف تناسب اسم احسن با آیه باشد؛ اما در پرتو نظریه مذکور، دامنه ارتباطی اسماء، آیه و سیاق آن را نیز در بر می گیرد و معنای آن را تحت تأثیر قرار داده، معانی جدیدی به آیه می افزاید. مهم ترین کارکرد اسم رحیم در سوره بقره، باتوجه به سیاق آیات، امیدبخشی به بندگان و تشویق برای بازگشت به مسیر الهی است. همچنین بیانگر وجود لطف خدا و مصلحت مسلمین در پس تشریع احکام و فرامین از جانب خدا می باشد.
کاربست متون موازی در آموزش ترجمه متون حقوقی میان فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، با هدف معرفی روشی برای آموزش ترجمه متون حقوقی میان فارسی و عربی به بررسی قابلیت های «متون حقوقیِ موازی» می پردازد؛ یعنی متونی حقوقی که در ژانر و موضوعاتِ مشابه به دو زبان فارسی و عربی نوشته شده اند. مطالعه با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر تحلیل مقایسه ایِ متون حقوقیِ موازی به دنبال ارائه یک چارچوب آموزشی است که در آن دانشجویان در فرآیند یادگیریِ ترجمه نقش فعال تری بیایند. در ابتدا، متون حقوقی از منظر ترجمه بررسی و در چهار دسته «قانون گذار، قضایی، خصوصی و علمی» دسته بندی می شوند. سپس با تحلیل و مقایسه نمونه هایی از این متون به فارسی و عربی، مزایای استفاده از آنها در آموزش ترجمه تشریح می گردد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که متون حقوقی موازی میان فارسی و عربی بر اساس میزان شباهت به سه دسته تقسیم می شوند: متونی با مطابقت حداکثری، متونی با ساختار اطلاعاتی مشابه و متونی با تشابه محتوایی. این مطالعه همچنین مجموعه تمرین های متنوعی را متناسب با هر یک از این دسته ها پیشنهاد می کند که موجب می شوند دانشجویان با مقایسه و تحلیل این متون، مهارت های ترجمه خود را به طور فعالانه ارتقا دهند. این رویکرد، با محوریت قرار دادن دانشجویان و تأکید بر یادگیری از طریق عمل، می تواند گامی مؤثر در جهت بهبود آموزش ترجمه حقوقی میان فارسی و عربی باشد.