اللغة نظام، و لکل نظام قواعد تحکم بنیة مفرداته. قواعد اللغة العربیة تقوم علی الإعراب الذی یبین مواقع الکلمات فی جملها تبعاً للمعنی الذی تمثله فی ترکیبها. و بجانب الإعراب هناک قواعد أساسیة أخری تستعمل کثیراً فی الکتابة من أهمها المطابقة و هی اشتراک لفظین فی بعض السمات. فالمطابقة تکون فی کلمات لا یتمثل فیها الإعراب أصالة، و إنما تطابق کلمات أخری ذات موقع إعرابی فی الجملة. و المطابقة قد تکون فی أمر واحد کالمطابقة فی الإعراب، وکمطابقة المعطوف للمعطوف علیه و قد تکون فی أکثرمن أمر، کمطابقة الصفة لموصوفها فی الإعراب و النوع و العدد. و قد تکون المطابقة فی أمرین: العدد و النوع. کمطابقة الخبر للمبتدأ. و من أکثر القواعد فی الاستخدام اللغوی مطابقة الضمیر للاسم الذی یعود علیه.
الأصل فی الضمیر أن یطابق مرجعه فی العدد و فی الجنس. ولکن یوجد فی القرآن الکریم ضمائر کثیرة یُزْعَمُ أنها خارجة عن القاعدة النحویة و ظاهرها المخالفة بین الضمیر و مرجعه فی العدد و الجنس.
تناولت فی هذا المقال قواعد مطابقة الضمیر لمرجعه و ذکرت أمثلة المطابقة فی القرآن الکریم، ثم ذکرت الآیات التی ظاهرها المخالفة، و بیّنت آراء العلماء فیها مع ترجیح بعض الأقوال علی بعض، و سبب ذلک الترجیح.
نظریه «بسط تجربه نبوی» و در پی آن مصاحبه «کلام محمد» ، حامل پیامی است به این مضمون که قرآن کریم از نظر معنا از سوی خداوند متعال نازل شده است و از نظر لفظ به همت پیامبراکرم (ص) تألیف شده است و این در حالی است که بسیاری از آیات و روایات، نظری مغایر با این سخن را ارائه داده اند و بر این نظر هستند که لفظ و معنا هر دو از سوی خداوند متعال بوده و پیامبر اسلام (ص) تنها بشیر و نذیر بوده است که در این تبشیر و تنذیر آیات را به مردم همانگونه که بوده و از سوی خداوند متعال نازل شده است به مردم ابلاغ میفرمود، از این رو در این پ ژوهش با توجه به متن مقاله «بسط تجربه نبوی» و مصاحبه «کلام محمد» به بررسی و نقد این دیدگاه با تکیه بر آیات و روایات همت گمارده شده است.
بسیاری از دانشمندان معتقدند روایات اسباب نزول موجب تخصیص آیه شریفه به همانمورد و سرایت نکردن مفهومی آن به سایر موارد نمیشود. قاعده «العبره بعموم اللفظلابخصوص السبب»، در بسیاری از کتاب های تفسیری، اصولی و علوم قرآنی به مناسبتبحث از اسباب نزول طرح شده است. این قاعده در استنباط احکام از قرآن کریم بسیارکارآمد است و در تفاسیر، هنگام بحث از مصادیق مختلف آیات مطرح میشود. البته ایناصل مخالفانی دارد و برخی نیز قائل به تفصیل شده اند؛ به این معنا که در مواردی وجودقراین محکمی موجب میشود که از لفظ عام آیه دست برداشت و به خصوصیت سببتوجه کرد. این مقاله با رویکرد تحلیلی و اسنادی به موضوع موردنظر میپردازد.
»محکم«و»متشابه«یکی از مهم ترین عناوین و بحث های علوم قرآنی است که ظاهرا پیشینه آن به صدر اسلام برمی گردد.در این باره،بحث ها و تحقیق های زیادی انجام شده است و آرای گوناگونی در تفاسیر یا به طور مستقل دیده می شود که غالبا ذیل آیه هفتم سوره آل عمران است.این مطالعه به مقایسه دو برداشت متفاوت،یکی مشهور از دیدگاه علامه محمدحسین طباطبایی و دیگری دیدگاه استاد محمدباقر بهبودی،پرداخته است.از نظر طباطبایی براساس این که آیات قرآن به دو قسمت»محکم«و»متشابه«تقسیم می شوند، »متشابه« آیه ای با معنای شک برانگیز از جهت مفهوم است که با معنای آیه»محکم«دیگر که هیچ تردیدی در آن وجود ندارد،ناسازگار است؛به گونه ای که این ناهماهنگی از جهت لفظ نیست که با طرق مختلفی چون ارجاع عام به خاص یا مطلق به مقید و مانند آن قابل برطرف شدن باشد.در مقابل،به نظر محمدباقر بهبودی باتوجه به آیه مذکور، با این مبنا که بخشی از آیات قرآن»آیات ام الکتاب«هستند و در مقابل»آیات متشابهات«قرار دارند،»متشابهات«آن دسته آیاتی هستند که مانند»ام الکتاب«و شبیه به آنان،در قالب اصول احکام قرآنی جلوه گر می شوند،درحالی که فروع و سنن احکام هستند و باید به اصول خود یعنی»ام الکتاب«و فرائض الهی ارجاع شوند.شیوه استدلال و نتایج به دست آمده از آرای این دو دانشمند معاصر شیعی،بسیار متفاوت است و معلوم است دقت در نکات ادبی آیه،مانند معادل یابی برای امای تفصیلیه و توجه در تبعات این نکته و حفظ انسجام سیاق آیه در تفسیر،تا چه حد در بیان مفهوم آیه و ارائه معنایی برای»محکم«،»متشابه« و»تاویل«مؤثر است.
زبان قرآن را می توان به سه معنای 1- زبان عربی، 2- زبان عربی متناسب با اندیشه و زبان مخاطب و 3- زبان عربی متناسب با اندیشه و زبان مخاطب و هماهنگ با سیستم اندیشه وری گوینده در نظر گرفت. کم و کیف متانت گفتاری زبان قرآن (به هر سه معنی) در حوزه های پنج گانه ی التذاذات جنسی (التذاذات قلبی، بصری، سمعی، لمسی و مقاربتی) قابل اثبات است. کنایی بودن همه ی تعابیر جنسی قرآن، صراحت گریزی قرآن در مقام تفهیم و احتراز قرآن از واژگان متداول برخی از ادبای عرب و همچنین هم خوانی زیرساخت های اندیشه های قرآنی (در بخش جهان بینی و اخلاق) با روش زبانی قرآن در اهمیت دادن به متانت گفتار، همگی نشان دهنده ی این شیوه ی اخلاقی قرآن در نحوه ی بیان مسائل و کاربرد تعابیر جنسی است.
از تحلیل ابعاد این متانت گفتاری می توان به برخی از مولفه های راهبردی در زمینه ی حاکمیت پارادایم متانت گفتاری در سه قلمرو سیاست گذاری های کلان، سیاست گذاری های حوزه ای و منطقه ای و حوزه ی محاورات فردی و شخصی و گفت وگوهای دو جنس مخالف پی برد.
نگارنده این گفتار را با بررسى تأثیر فناورى اطلاعات و ارتباطات در فهم قرآن آغاز مى کند، ازجمله: ذخیره و بازیابى آسان اطلاعات، ایجاد ارتباط در فضاى مجازى و حفاظت نسخه هاى خطى قدیمى. پس از آن به راهکارهاى استفاده بهینه از اینترنت در ترویج فرهنگ قرآنى اشاره مى کند به دو روش. یکى: مراجعه به موتورهاى جستجو. دوم: مراجعه به فضاهاى طبقه بندى موضوعى در اینترنت. آنگاه تحت عنوان راهکارهاى بهینه سازى شناخت و دسترسى اطلاعات قرآنى، چهار مورد از این راهکارها را بیان مى دارد. آسیب شناسى سایت ها و وبلاگ هاى قرآنى (ازجمله روزآمد نشدن و ارتباط یک سویه)، و پس از آن راهکارهاى بهینه سازى این سایت ها و وبلاگ ها و مانند: مخاطب محورى، پاسخ به پرسش ها، توجّه به ابعاد جهانى قرآن، توسعه وبلاگ هاى تخصصى و موضوعى (گروهى) عنوان دیگر است. و سرانجام، پیشنهادهاى خاصّ نویسنده پایان بخش گفتار است.
یکی از پیامدهای کشف اهداف و ساختار سورههای قرآن راهیابی به گزارههای جدید علمی است، روش مطالعه ساختاری سورهها، مدل جدیدی از مطالعه علمی قرآنی است که تا کنون کمتر مورد توجه واقع شده است. این نوشتار با بر شمردن روشهای استنباط گزارههای علمی از قرآن کریم، به تشریح و تبیین روش ساختاری پرداخته است.
در ادامه، کارآیی این روش در عمل با مطالعه موردی اصول همگرایی دینی در ساختار سوره آل عمران نشان داده شده است.
مقاله معیار پژوهش قرآنی به بیان شاخصهای اساسی قرآنی بودن پژوهش میپردازد. در این مقاله برای نخستین بار کاربرگی برای ارزیابی قرآنی بودن پژوهش طراحی و عرضه میشود. پس از بیان مفاهیم و تعریف پژوهشِ قرآنی، مراحل سهگانه تحقیقات مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده است که مطالعه ارزیابی میزان قرآنی بودن پژوهش بیش از همه در مرحله آغازین پژوهش ضرورت دارد که همان مرحله طرح ایده، بیانِ عنوان یا تبیین مسئله یا مسائل پژوهش است؛ زیرا مدیران پژوهش در این مرحله بیش از هر مرحله دیگری به ارزیابی و تشخیص قرآنی بودن پژوهش نیازمندند تا بتوانند بر اساس آن در تخصیص منابع انسانی و علمی پژوهش به گونهای دقیقتر و مؤثرتر به مدیریت پژوهش بپردازند. کاربرگ مورد نظر نیز بر اساس سه شاخص اصلی تنظیم و برای هر شاخص یک طیف پنج فاصلهای در نظر گرفته شده است که در ضریب هر یک از شاخصها ضرب میشود. کمترین امتیاز صفر و بالاترین امتیاز بیست و چهار و امتیاز متوسط دوازده است که به عنوان حداقل امتیاز قرآنی بودن پژوهش تعیین شده است. این کاربرگ به وسیله یک یا چند کارشناس تحقیقات قرآنی تکمیل و معدل امتیاز به عنوان امتیاز نهایی در نظر گرفته میشود. به این ترتیب انتظار میرود با کمّی شدن اندازه نسبیِ قرآنی بودن پژوهش، داوری در این باره تسهیل و تقسیم کار با دقت بیشتری انجام شود.